دوشنبه، 13 اسفند 1386 - شماره 1629
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشکي
آشنايي با علل و شيوه هاي مقابله با بيماري ام اس
سختي چندگانه اعصاب مرکزي

دکتر رامين علاسوند*- افسانه طاعتي**



«مالتيپل اسکلروزيس» يا ام اس (که معناي تحت اللفظي آن سختي چندگانه است) بيماري مغز و نخاع است که حدوداً 400 هزار امريکايي به آن مبتلا هستند. گرچه بيشتر بيماران مبتلا به ام اس قادر به ادامه زندگي هستند، به هر حال ام اس سبب ناتواني در بعضي افراد مي شود.

کالبدشکافي مغز

مغز مرکز فرماندهي بدن است. علاوه بر فکر و احساس، مغز محل دريافت اطلاعات از پيرامون و فرستادن دستورات لازم به قسمت هاي مختلف بدن است. دستورات مغز از طريق نخاع و سپس از طريق اعصاب محيطي به کليه قسمت هاي بدن منتقل مي شود. مغز و نخاع با هم سيستم عصبي مرکزي ناميده مي شوند. باقيمانده سيستم عصبي، سيستم اعصاب محيطي ناميده مي شود. مناطق مختلف مغز اعمال مختلفي را کنترل مي کنند. مغز مانند ديگر بافت هاي بدن، از سلول تشکيل شده است. سلول هاي مغز و اعصاب، «نورون» ناميده مي شوند. هر نورون، يک بدنه و زائده يي به نام آکسون دارد. آکسون ها رشته هاي بلندي هستند شبيه به سيم هاي برق. به رغم ميکروسکوپي بودن نورون ها، آکسون ها طويل هستند و از مغز تا دورترين نقاط بدن کشيده مي شوند. نورون ها توسط علائم الکتريکي که از طريق آکسون به هم مي فرستند، با يکديگر ارتباط دارند. براي مثال يک پايانه عصبي در انگشت ممکن است احساس گرما را از طريق آکسون ها به داخل مغز منتقل کند. مغز براي حرکت انگشت فرماني به ماهيچه ها مي فرستد. ماهيچه هاي ارادي به طور مستقيم به وسيله اعصابي که دستورات را از مغز دريافت مي کنند، کنترل مي شوند.

ماده مخصوصي که «ميلين» ناميده مي شود، آکسون ها را مي پوشاند. ميلين هدايت الکتريکي صحيح و ارتباط بين نورون ها را فراهم مي کند. در بيماري «مالتيپل اسکلروزيس» ميلين در قسمت مهمي از مغز، نخاع يا سيستم عصبي مرکزي از بين مي رود. دانشمندان هنوز به درستي دليل آن را نمي دانند. در ام اس، ميليني که سلول هاي عصب را مي پوشاند دچار التهاب تورم و جدايي مي شود. ميلين تخريب مي شود و سبب تشکيل داغ يا اسکار روي آکسون مي شود. اسکلروزيس به معناي باقي ماندن زخم يا اسکار است. وقتي ميلين تخريب شد، ارتباط نورون ها کمتر موثر است و سبب به وجود آمدن علائم ام اس مي شود. براي مثال اگر ميلين اعصاب بينايي دچار اختلال شود، بينايي تحت تاثير قرار مي گيرد. اگر ميلين نورون هاي ماهيچه دچار اختلال شوند، ماهيچه ها ضعيف مي شوند. بعضي از ميلين هاي تخريب شده خودبه خود بازسازي مي شوند که توجيه کننده بهبودي بعضي از افراد پس از حمله ام اس است. به هر حال ممکن است ميلين مجدداً در زمان ها و نقاط مختلفي از بدن التهاب پيدا کند. دو نوع «مالتيپل اسکلروزيس» وجود دارد؛ شايع ترين نوع آن، ام اس عودکننده است (که در 90 درصد بيماران ام اسي ديده مي شود) و مشخصه اش اين است که در دوره هايي، علائم بدتر شده و دوره هاي بيماري بهبود مي يابد. 10 درصد بقيه، ام اس پيشرونده دارند، يعني بدون اينکه بهبود يابد، بيماري بدتر مي شود. حدود نيمي از بيماران با نوع ام اس عودکننده طي 15 سال اگر درمان نشوند، در انتها به نوع پيشرفته تبديل مي شوند.

«مالتيپل اسکلروزيس» معمولاً در نژاد قفقازي در سنين 20 تا 40 سالگي اتفاق مي افتد. زنان، دو تا سه برابر مردان به اين بيماري مبتلا مي شوند. افرادي که در مناطق معتدل زندگي مي کنند بيشتر از افراد ساکن در مناطق حاره يي دچار ام اس مي شوند.

علل

دانشمندان هنوز علت تخريب غلاف ميلين در «مالتيپل اسکلروزيس» را نمي دانند. بعضي از دانشمندان معتقدند سلول هاي سيستم ايمني (دفاعي) به غلاف ميلين سيستم عصبي مرکزي حمله مي کنند. اين سيستم معمولاً عليه ميکروب ها و اجسام بيگانه فعاليت مي کند. سلول هاي سيستم ايمني ممکن است به دليل اينکه ميلين را با اجسام بيگانه اشتباه مي گيرند، به آنها حمله کنند. اين نوع بيماري سيستم ايمني که سيستم دفاعي بدن عليه خود فعاليت مي کند را بيماري «خودايمني» يا «اتوايميون» مي نامند. بعضي محققان فکر مي کنند که برخي عفونت هاي ويروسي، محرک سيستم دفاعي در حمله به ميلين سيستم عصبي مرکزي است. همچنين به دليل استعداد کمتر يا بيشتر بعضي گروه هاي نژادي، علل ژنتيکي را براي اين بيماري در نظر مي گيرند. بوميان امريکا (سرخپوستان) به ندرت مبتلا مي شوند. اين شواهد باعث تقويت ايده ارثي بودن بيماري ام اس مي شود.

علائم و نشانه ها

نشانه هاي ام اس به محل درگيري سيستم عصبي مرکزي بستگي دارد. از علائم اوليه بيماري مي توان به موارد زير اشاره کرد؛

- بي حسي و گزگز قسمت هايي از بدن

- ضعف، سرگيجه و سفتي يا خشکي غيرقابل توجيه بدن

- دوبيني، ديد مختل يا کوري

بيمار ممکن است طي دوره هاي پسرفت بيماري، احساس بهبودي کرده، اما در بازو و ساق احساس سفتي کند. برخي موارد ضعف، گزگز و اختلالات بينايي ممکن است باقي بماند. با برگشت يا عود بيماري، نشانه ها شديدتر شده و شامل اين علائم نيز مي شود؛

- اسپاسم يا گرفتگي عضلاني

- اختلالات روده و مثانه

- اختلال تکلم

- کوري

- مشکلات جنسي

- فلج

- گيجي و فراموشي

درد مي تواند يکي از علائم ام اس باشد که صورت يا يکي از اندام ها را درگير کند. در برخي بيماران، نواحي تخريب ميلين در ام آرآي ديده مي شود. تظاهرات و سير بيماري ام اس از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. چشم ها معمولاً اولين و شايع ترين عضو درگير هستند. قدرت بينايي نيز معمولاً در اشخاصي که درگيري چشمي داشته اند تا حدي کاهش مي يابد. اندام هاي دست و پا نيز ممکن است دچار مشکلات حسي و حرکتي شوند؛ احساس کرختي، خواب رفتگي يا سوزن سوزن شدن، اشکال در راه رفتن و حرکات ارادي ديگر را مي توان نام برد. گوش ها گاهي دچار مشکلاتي نظير وزوز يا کاهش شنوايي مي شوند. احساس نياز مکرر به دفع ادرار، بند آمدن و احساس حبس شدن ادرار و بالاخره کاهش ميل و توانايي جنسي از مشکلاتي است که در دستگاه ادراري تناسلي بيماران به وجود مي آيد. از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن خصوصاً در تاريکي، ممکن است به خاطر درگيري مخچه باشد. به جز اين موارد مي توان به مشکلاتي از قبيل تمرکز حواس و گاهي بي حواسي، اضطراب، افسردگي، احساس درد در ماهيچه ها، اشکال در سخن گفتن و اشکال در اجابت مزاج اشاره کرد. گروهي از عوامل مي توانند زمينه ساز ايجاد مشکلات جديد باشند که از آنها مي توان به گرما و رطوبت، ورزش هايي که حرارت بدن را بالا مي برند، تب و مهم تر از همه اينها فشارهاي روحي و عصبي اشاره کرد. گرما سبب بدتر شدن علائم مي شود لذا اين بيماران بايد از حمام هاي گرم و طولاني، ماندن در مکان هاي گرم يا رفتن به بيرون در روزهاي داغ خودداري کنند. علائم ام اس نيز مانند ساير بيماري ها، ممکن است در بيماري هاي ديگر ديده شود، بدين معني که همه بيماران دچار اين علائم مبتلا به ام اس نيستند.

تشخيص

در تشخيص ام اس نيز شرح حال و معاينه همانند ديگر بيماري ها نقش اساسي دارد. معاينه هاي پزشکي شامل مجموعه يي از آزمايش ها براي بررسي سلامت اعصاب و عضلات است. تشخيص ام اس با ام آرآي است. ام آرآي در تشخيص ديگر موارد مانند تومورهاي مغزي يا فتق (بيرون زدگي) ديسک بين مهره يي که علائمي مشابه ام اس ايجاد مي کند، کمک کننده است. اگر تشخيص سوال برانگيز باشد، ممکن است به گرفتن مايع نخاع براي بررسي اختلالات نياز باشد. ديگر آزمايش ها سرعت اعصاب مغزي را اندازه گيري مي کند. براي مثال، آزمايش هايي براي بررسي سرعت مسير بينايي و شنوايي و غيره وجود دارد. با توجه به اينکه بعضي از بيماري ها مانند کمبود برخي ويتامين ها علائم مشابه ام اس را ايجاد مي کند، برخي آزمايش هاي خوني در رد کردن اين علل کمک کننده است.

درمان

دانشمندان هنوز درمان قطعي ام اس را کشف نکرده اند. با اين حال چندين دارو براي کنترل بيماري موجود است. اگر نشانه ها شديد و حمله ها پشت سر هم نباشد، پزشک سياست مدارا را در پيش خواهد گرفت. درصورت برگشت علائم، درمان براي کنترل پيشرفت بيماري تجويز خواهد شد. علاوه بر درمان دارويي، توانبخشي و کاردرماني در بهبود ضعف بعد از حملات کمک کننده خواهد بود. در صورت بروز افسردگي، علاوه بر درمان با داروهاي ضدافسردگي از روش هاي کاهنده استرس نيز استفاده خواهد شد. روش هاي زير در کاهش علائم بيماري موثر خواهد بود؛

- استراحت کافي

- ورزش منظم

- استفاده از غذاهاي سالم و حاوي مقادير کافي فيبر

- آرامش و کاهش استرس در زندگي

نتيجه

ام اس، بيماري مغز و نخاع است. اين بيماري، ناتوان کننده است، ولي بيشتر مبتلايان به ام اس زندگي طبيعي را مي گذرانند. اگر نشانه هاي ام اس مانند گزگز و مورمور در قسمت هايي از بدن وجود دارد، حتماً با پزشک مشورت کنيد. ديگر نشانه هاي ام اس، دوبيني، کوري، لرزش عضلاني، خستگي و سرگيجه است. ام اس با دارو قابل کنترل است. حفظ عادت هاي سالم زندگي و معاشرت با دوستان و فاميل و کاهش خستگي، مهم ترين راه هاي تطابق با اين بيماري و کاهش عوارض آن است.

*متخصص اطفال و نوزادان

**کارشناس مامايي
شخصيت و ما ايرانيان-2
نشست منش بر دوش سرشت


دکتر بهنام اوحدي*



پيش تر بيان کردم که «سرشت» زيست بنياد آدمي (که دست بالا تا دومين سال زندگي، استوار و دگرگون ناشدني مي شود) به تنهايي شخصيت او را نمي آفريند. آنچه ما «منش» (کاراکتر) مي ناميم نيز بخش سترگي از شخصيت را پديد مي آورد. رمز و راز شخصيت هر کس را بايد در چيستي و چگونگي کنش و واکنش «سرشت» ژنتيکي، مادرزادي و زيست شناختي او با «منش» پرورش و باليدگي پذير جست وجو کرد.

نيز يادآور شدم که در اين برهم کنش، نبايد بخش هاي کوچک تري همچون «روان» (درونمايه روحاني و معنوي) و «انگيزش» (انگيختگي) را ناديده انگاشت.

منش به ذهن بازمي گردد که هسته مفهومي شخصيت است و ناهمگوني هاي آدميان را برداشت هاي از خود و روابط با ابژه دلبسته (که بازتاب آماج و ارزش هاي آنهاست) را

دربر مي گيرد. به بيان ديگر، منش آن چيزي است که هر کس به گونه يي ارادي از خويش نمايان سازد. منش منطق و اراده پذير است. در حالي که «سرشت» به هيجان هاي بنيادين، همچون ترس و خشم اشاره دارد. «منش» هيجان هاي دومين را چون همدلي، ميانه گزيني و خويشتن داري هدفمند، شکيبايي و حتي در آدميان پخته و رسيده تر اميدواري، عشق ورزي و وفاداري دربر مي گيرد.

از اين ديد مي توان به «منش» بسان دولت ذهني خويش نگريست که کارکردهاي اجرايي، قانونگذاري و دادگستري (قضايي) را دربر دارد.

اگر کانون سامانه «سرشت» را ساختار ليمبيک و استرياتوم مغز مي دانيم، جايگاه مغزي و پاي پرگار «منش» را نيز لوب گيجگاهي (تمپورال) و هيپوکامپ مي شناسيم. پس «منش» (هسته مفهومي) ادراکي شخصيت، کارکردهاي شناختي بالاتري همچون انگاره (آبستره، انتزاع هاي ذهني)، تفسير نمادي (سمبليک) و برهان (استدلال) را دربردارد. برهم کنش برداشت هاي هيجاني سرشت با کارکردهاي حافظه نمادين و طرح واره هاي شناختي «منش» به رشد و باليدگي برداشت دروني شده واقع گرايانه، پخته و رسيده از خويش مي انجامد.

قواي اجرايي، قانونگذاري و دادگستري (قضايي) منش (دولت ذهني خويش) با سه ويژگي منش، ارزيابي و شناسانده مي شوند؛ خودمداري (معطوف به خويش بودن)، همکاري و همياري داشتن و خودفراروي (فراتر از خود ديدن و بودن).

خودمداري ناهمگوني هاي پيشتازي اجرايي را در آدميان ارزيابي مي کند. فرد داراي خودمداري بالا، خودکفا، مسووليت پذير و متعهد، قابل اعتماد، هدفمند، کاردان و گره گشا، خودپذير، چارچوب دار و سامان مند است (مانند چهار شخصيت آفرينشگر، روشنگر و نخبه؛ سامان مند؛ بدگمان، متعصب و جزم انديش و مستبد و خودکامه).

آدم با خودمداري پايين، سرزنشگر و گناه به گردن ديگران انداز، نامطمئن، درمانده، بي هدف، واکنشي، منفعل، پرآرزو و حسرت و روياپرداز و بي چارچوب و سامان است. چنين فردي کردارهاي ناواقع گرايانه داشته و دچار کاستي در راهنمايي و هدايت دروني است (مانند چهار شخصيت بيقرار، دمدمي مزاج و سيکلوتايميک؛ وابسته؛ افسرده و ملانکوليک و خرافه پرور، آشفته و اسکيزوتايپال).

همکاري و همياري داشتن ناهمگوني هاي قانون مندي آدميان را مي سنجد. افراد داراي همياري بالا بسان بخشي پيوسته و همبسته با اجتماع انساني مي نگرند.چنين کساني همدل، شکيبا و بردبار، سودمند و ياري گر، بخشنده و با گذشت و بنيادگرا هستند (مانند چهار شخصيت وابسته؛ سامان مندي، بيقرار، دمدمي مزاج و سيکلوتايميک و آفرينشگر، روشنگر و نخبه.) اين ويژگي ها براي افرادي که قرار است در کارهاي گروهي و انجمن هاي اجتماعي شرکت کنند، سودمند است اما شايد براي آن دسته از کساني که در ايستارها و شيوه هاي تک نفره بايد کار کنند لزوم و ضرورت جدي نداشته باشد.

آدميان داراي ياري پايين افرادي ناشکيبا، ناحساس يا با حساسيت اندک، خودخواه، کينه جو و انتقام خواه، فرصت طلب و ياري نادهنده هستند (مانند چهار شخصيت افسرده و ملانکوليک؛ مستبد و خودکامه؛ خرافه پرور، آشفته و اسکيزوتايپال؛ بدگمان، متعصب و جزم انديش).

خودفراروي ناهمگوني هاي آدميان را کارکرد دادگستري (قضايي)شان ارزيابي مي کند. فراتر از خويش ديدن و پيمودن بازتاب اندازه يي است که مردم به خودشان بسان بخش پيوسته و همبسته از پيکره هستي مي نگرند.

آدميان داراي خودفراروي بالا، افرادي خردمند، آگاه، بينش مدار و با کياست، آرام، بي ادعا، فروتن و فرمان بردار، معنويت مدار و آرمان گرا (ايده آليست) هستند (مانند چهار شخصيت آفرينشگر، روشنگر و نخبه؛ بيقرار، دمدمي مزاج و سيکلوتايميک؛ بدگمان، متعصب و جزم انديش و خرافه پرور، آشفته و اسکيزوتايپال). در حالي که کساني که خودفراروي پاييني دارند، عملگرا و مصلحت جو (پراگماتيک)، بي نظر (ابژکتيو)، شکاک و بدبين، مادي گرا (ماترياليستيک) و نسبي گرايند (مانند چهار شخصيت افسرده و ملانکوليک؛ مستبد و خودکامه؛ وابسته و سامان مند).

به «منش» از ديدگاه هاي گوناگون نگريسته شده است. در حالي که در الگوي رواني -زيستي (سايکوبيولوژيکال) بر درونمايه خودآگاه آن پافشاري مي شود، در برداشت هاي روان پويشي (سايکودايناميک) به ويژگي هاي منش (کاراکتر) همچون فرآيندهايي ناخودآگاه برآمده از مکانيسم هاي دفاعي مي نگرند. «زيگموند فرويد» ويژگي هاي شخصيت را سرچشمه گرفته از تثبيت (فيکسيشن) در يکي از مراحل رشد رواني -جنسي (سايکوسکشوال) مي دانست. براي نمونه او افراد منفعل و وابسته را تثبيت شده در مرحله دهاني و آدميان وسواسي، يک دنده، لجباز، با وجدان و خشک و خسيس را تثبيت شده در مرحله پسگاهي (مقعدي) مي دانست. «ويلهلم رايش» واژه «زره (سپر) منش» را بيان کرد. اشاره او بدان نکته بود که آدمي براي پاسداري از خويش در برابر تکانه هاي دروني ناگوار و همچنين لرزه و دلشوره (اضطراب) پديد آمده در روابط و برهم کنش هاي بين فردي شان در پشت اين زره (سپر) پناه مي گيرند. هر اختلال و نيز صفت پررنگ شخصيت، داراي شماري دفاع هاي رواني ويژه خود است که درمانگر با شناخت آنها مي تواند اختلال و ويژگي منش فرد را شناسايي کند، براي نمونه فرد داراي اختلال (و نيز صفت پررنگ) شخصيت اسکيزوئيد (جدايي گزين) از سامانه دفاعي انزوا برخوردار است، در حالي که آدم پارانوئيد (بدگمان) از برون فکني بهره مي جويد. اگر زره (سپر) دفاع ها سودمند و اثربخش باشد، فرد دچار اختلال شخصيت مي تواند بر مشکلاتي همچون اضطراب، افسردگي، خشم، شرم و گناه چيره آيد، پس کردار هاي خود را هم آوا و همخوان با خودساره (ايگو) خود يافته، از اثر ناگواري که اين گونه کردار بر ديگران و پيرامون مي گذارد، غافل مي شوند. چرا اين کردار به سبب هماهنگي با خودساره (ايگو)شان براي آنان (برخلاف پيرامونيان) رنج و دشواري و عذابي فراهم نمي سازد؟ مکانيسم دفاعي، فرآيند ذهني ناخودآگاهي است که خودساره (ايگو) آدمي آن را به کار مي گيرد تا بر تعارض و گره ميان چهار سوي بنيادين زندگي دروني اش چيره شود. اين چهار قطب عبارتند از غريزه (خواسته يا نياز)، واقعيت، افراد مهم زندگي و وجدان. دفاع هاي رواني اين توان را دارند که در افراد دچار اختلالات و صفات پررنگ شخصيت احساسات ناخوشايند همچون اضطراب و افسردگي را به کلي از بين ببرند و باعث تقويت و تاييد پندارها و استواري و الگو شدن کردارهاي ايشان شوند. يکي از مهم ترين دلايلي که اين گونه افراد تمايل و درخواستي براي تغيير کردارهاي خود ندارند، همين است که دست کشيدن از هر دفاع به بهاي افزايش اضطراب و افسردگي خودآگاهانه ايشان مي انجامد. نکته شگفت انگيز اين است که در بسياري از موارد اختلال شخصيت فرد در عين مشکل دار شدن روابط بين فردي اش، از کارکرد حرفه يي خوب و حتي بالايي برخوردار است که اين نيز به مقاومت بيشتر اين افراد در برابر ارزيابي هاي تشخيصي و رويکردهاي درماني مي انجامد. در ادامه اين مبحث «روان» و «انگيزش» را توصيف کرده و سپس با جدا کردن ويژگي شخصيتي از اختلال شخصيت، به بيان هر شخصيت خواهم پرداخت.

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي، زناشويي و خانوادگي
علل و روش هاي پيشگيري از کمردرد
جراحي بهترين گزينه نيست
ترجمه؛ فرانک باجلان

در ايالات متحده نيمي از بزرگسالان به نحوي درگير مشکلات درد ناحيه پشت هستند و دومين علت مراجعه به پزشک بعد از عفونت هاي تنفسي نيز همين مشکلات است. متاسفانه بسياري از پزشکان در خصوص علت درد، سرنخي ندارند، پس آزمايش هاي بسياري تجويز مي کنند که در اغلب موارد هم منجر به جراحي هاي غيرضروري مي شود. درد ناحيه پشت غالباً نشانه يک بيماري جدي و مهم نيست و در اکثر موارد درد با درمان هاي اندکي از بين مي رود. دکتر «دنيس سي تورک» محقق در زمينه درد از دانشگاه واشنگتن اظهار مي کند که کمردرد از سر آغاز مي شود زيرا دردها از مغز سرچشمه مي گيرند مثلاً اگر آسيبي به کمر برسد، اطلاعات از طريق سلول هاي عصبي به مغز مي رسد و در مغز است که اين اطلاعات به درد تعبير مي شود و هر کسي هم اين درد را به گونه يي متفاوت احساس مي کند. فعل و انفعالات مغز در ادراک ما از درد نقش مهمي ايفا مي کند.

درد ناحيه پاييني کمر مي تواند دلايل زيادي داشته باشد از جمله کشيدگي عضله يا رباط، بيرون زدگي ديسک، التهاب مفاصل، عفونت در ستون فقرات يا بر اثر تصادف اتومبيل يا ضربه ناشي از افتادن. دکتر «تورک» اظهار مي دارد اگرچه دلايل بالقوه زيادي براي کمردرد وجود دارد اما حدود 85 درصد مواقع دليلي براي درد پيدا نمي شود و گاهي تجويز آزمايش هاي زياد از حد و ام آر آي يا سي تي اسکن را سبب مي شود که اغلب هم يا دليل اصلي را پيدا نمي کنند يا مشکلات ديگري را در اين ناحيه پيدا مي کنند که در ارتباط با درد بيمار نيست. مطالعات نشان مي دهد ام آر آي يا سي تي اسکن فتق ديسک کمري يا باريکي مجراي ستون فقرات را نشان مي دهد که از هر سه نفر يک نفر به آن مبتلا است و هيچ گونه نشانه يا دردي هم ندارد.

دکتر «جان دي لوسر» متخصص و جراح مغز و اعصاب در دانشگاه واشنگتن معتقد است متاسفانه اين آزمايش ها و عکس هاي بيش از حد منجر به جراحي هاي غيرضروري مي شود خصوصاً در مورد افراد مسن تر که بر اثر مرور زمان و افزايش سن دچار تغييراتي مي شوند که به طور طبيعي وضعيت آنها را با افراد جوان متفاوت مي سازد. اما برخي از پزشکان از اين نکته غافل مي مانند و اين تغييرات را با غيرطبيعي بودن اشتباه مي گيرند و درصدد جراحي برمي آيند. دکتر «لوسر» مي افزايد؛ از نظر من گرفتن عکس هنگام درد ناحيه پشت فقط در مواردي که فرد سابقه خانوادگي سرطان دارد يا دچار تب است (که احتمالاً به دليل عفونت در ستون فقرات است) يا در مواردي که فرد در معرض آسيب هاي جدي فيزيکي قرار گرفته باشد، لازم است. در بقيه موارد که فرد دچار کمردرد است چنانچه بعد از گذشت 4 الي 6 هفته با درمان هاي تجويزي بهبود نيافت، انجام آزمايش ها و عکس ها مي تواند کمک کند.

در ايالات متحده هر سال حدوداً نيم ميليون عمل جراحي کمر صورت مي پذيرد در حالي که بسياري از متخصصان معتقدند 95 تا 98 درصد افراد مبتلا به کمردرد نيازي به عمل جراحي ندارند. دکتر «لوسر» اظهار مي دارد در شرايطي که بعد از گذشت مدت زمان معقول و معين درد بيمار هيچ گونه بهبودي نيافت و درد به حدي زياد باشد که بيمار قادر به تحمل آن نباشد، مي توان با عمل جراحي درد را سريعاً کاهش داد اما در اين موارد هم باز جراحي بهترين گزينه نيست.

از آنجايي که از هر سه نفر مبتلا به کمردرد يک نفر ظرف مدت يک هفته و همچنين از هر سه نفر، دو نفر ظرف مدت هفت هفته به طور قابل ملاحظه يي بهبود مي يابند پس بهترين روش، کنترل درد و منتظر شدن است. مساله ديگر اين است که هنگامي که بيمار تحت درمان قرار مي گيرد نبايد به تختخواب بچسبد و استراحت کند زيرا به رغم آنکه زماني استراحت مطلق را بهترين درمان کمردرد مي دانستند، امروزه پزشکان مخالف آن را تجويز مي کنند زيرا وقتي فردي مدام روي تخت دراز مي کشد تراکم و عملکرد ماهيچه ها کم مي شود و براي هر هفته يي که فرد در تختخواب مي ماند 6 تا 8 هفته زمان مي برد تا جبران کمبود تراکم ماهيچه ها شود و به حالت اوليه بازگردند. چنانچه احساس مي کنيد نياز به استراحت داريد بيش از دو روز در تختخواب نمانيد و حتي هنگام استراحت هم گهگاه از تخت پايين بياييد و اطراف اتاق راه برويد.

تحقيقات نشان مي دهد استراحت هيچ گونه کمکي به بهبود شخص نمي کند اما ورزش هايي مانند پياده روي، تمرين هاي کششي و شنا بسيار موثر هستند. استفاده از يک کيسه يخ هم موجب کاهش درد مي شود. ظرف 48 ساعت اول شروع درد مي توان کيسه يخ را به مدت 5 الي 10 دقيقه استفاده کرد، يخ موجب کاهش التهاب و ورم، بي حسي بافت هاي دروني و کم کردن فشار عصب ها در ناحيه آسيب ديده مي شود. بهترين روش پيشگيري از کمردرد اين است که بدن خود را سالم، انعطاف پذير و قوي نگه داريد و براي انجام حرکات ورزشي و نرمش خود را موظف سازيد و چنانچه هنوز سيگار مي کشيد، ترک کنيد. تحقيقات نشان مي دهد کشيدن سيگار عامل مهمي جهت افزايش خطر ابتلا به کمردرد است.

www.healthguidance.org
عناوين اين صفحه
سختي چندگانه اعصاب مرکزي
نشست منش بر دوش سرشت
جراحي بهترين گزينه نيست
درمان ديابت با جراحي چاقي
افسردگي چندان هم بد نيست
بداقبالي نخستين ژل ضدايدز
روش جديد درمان سردردهاي ميگرني

درمان ديابت با جراحي چاقي
واحد مرکزي خبر؛ دانشمندان مي گويند با جراحي براي معالجه چاقي مفرط، بيماري ديابت را مي توان درمان کرد. پژوهشگران استراليايي در تحقيقات خود دريافتند بيماراني که به چاقي مفرط مبتلا هستند و براي درمان اين مشکل پنج مرتبه جراحي مي کنند احتمال اينکه در دو سال پس از اين اعمال بيماري ديابت شان از بين برود، بسيار بيشتر از کساني است که از درمان هاي معمولي براي ديابت استفاده مي کنند. بيشتر کساني که در گروه نخست قرار مي گيرند، مي توانند بدون استفاده از داروي ديابت به زندگي معمولي خود با آزمايش هاي معمولي خون ادامه دهند.


افسردگي چندان هم بد نيست
سلامت نيوز؛ ابتلا به افسردگي در مراحل اوليه مي تواند اثرات مفيدي بر روح انسان داشته باشد. دکتر «پل کريدون» انگليسي با بررسي روي چندين بيماري که در مراحل اوليه افسردگي قرار داشتند به اين نتيجه رسيده که گرچه ممکن است از نظر روحي روي افراد افسرده فشار زيادي وجود داشته باشد و احساس بدي داشته باشند اما در عين حال سبب مي شود روحيه انسان قوي شود و در مقابله با مشکلات بهتر عمل کند و حتي قوه تخيل و نوآوري بسيار بالا رود. اين تحقيق در عين حال تاکيد مي کند مفيد بودن اين بيماري تنها در درجه هاي اوليه است و مطمئناً وقتي پيشرفت کند، ضررهاي بسياري دارد.


بداقبالي نخستين ژل ضدايدز
ايسنا؛ نخستين ژل ضدايدز ويژه زنان که به منظور پيشگيري از ابتلا به اين بيماري مرگبار ساخته شده بود با اقبال عمومي روبه رو نشد. دانشمندان پس از بررسي وضعيت شش هزار زن آفريقاي جنوبي به اين نتيجه رسيده بودند که بايد راهي مقرون به صرفه براي پيشگيري از ابتلا به ايدز پيدا کنند و در پي آن به فکر ساختن نوعي ژل مخصوص و مقاوم در برابر ويروس HIV افتادند. اما گزارش ها حاکي است که فقط 10 درصد زنان مورد مطالعه به استفاده از اين ژل تمايل نشان دادند. پژوهشگران همچنان مشغول بررسي اطلاعات به دست آمده هستند و درصددند دريابند علت عدم استفاده از اين ژل چيست.


روش جديد درمان سردردهاي ميگرني
شبکه خبر؛ پژوهشگران از روشي جديد براي درمان سردردهاي ميگرني خبر دادند. در اين شيوه جديد درماني که شيوه تحريک مستقيم مغز با برق ناميده مي شود، پزشکان به شيوه خاصي، برق با ولتاژ ضعيف را به مدت بيست دقيقه طي پنج روز به سر بيمار ارسال و به اين ترتيب، درد را به طور کامل برطرف مي کنند. به گفته پزشکان، اين شيوه درماني برخلاف داروهاي مسکن هيچ گونه عوارض جانبي ندارد و اگر نتايج استفاده از آن در بررسي هاي تکميلي موفقيت آميز باشد ميليون ها انسان را براي هميشه از سردردهاي ميگرني نجات خواهد داد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام