
گروع ترجمه؛ يک متخصص سرشناس روانپزشکي معتقد است بسياري از چهره هاي سرشناس حيطه هاي علوم، سياست و هنر به اين دليل موفق شده اند که دچار بيماري «اوتيسم» بوده اند. ميشل فيتزجرالد پروفسور روانپزشکي در دانشگاه ترينيتي در دوبلين ايرلند معتقد است که بسياري از نوابغ جهان از گروه بيماران زيرگروه هاي اوتيسم (ASD) بوده اند که به دليل داشتن ژن هاي نبوغ خاص بدل به چهره هايي سرشناس شده اند.
اين پروفسور معتقد است ايزاک نيوتن، آلبرت اينشتين، جرج اورول، اچ جي ولز و لودويگ ويتگنشتاين از چهره هاي مطرح و معتبر جهان هستند که علامت هايي از بيماري هاي مشابه اوتيسم، يا مثلاً سندرم آسپرگر، بوده اند.
اين پروفسور ايرلندي در سخنراني که در هفته گذشته در لندن داشت اعلام کرد که ارتباط هايي ميان بيماري و ASD، خلاقيت و نبوغ يافته است که تمام اين مسائل ناشي از علت هاي ژنتيکي است. «اختلالات روحي مي تواند تاثيرات مثبتي هم داشته باشد، به نظر مي رسد که بعضي از اختلالات ژني که باعث بروز بيماري هايي مثل اوتيسم يا سندرم آسپرگر مي شوند در عين حال مي توانند خلاقيت و توانايي هاي خاصي را در فرد ايجاد کنند؛ توانايي هايي که باعث مي شود فرد «نابغه» لقب بگيرد. ما دقيقاً نمي توانيم از يک يا چند ژن خاص در اين زمينه نام ببريم، حتي نمي توانيم بگوييم که چه تعداد ژن در اين پروسه دخيل هستند، اما مي توانيم بگوييم که تغييرات بسيار کوچک در تعداد زيادي از ژن ها باعث اين مساله است. يک تغيير ژني کوچک در اين زنجيره ممکن است تاثير مثبت داشته باشد و باعث به وجود آمدن نبوغ در يک شاخه خاص در فرد شود.»
براساس گفته هاي دکتر فيتزجرالد اين گونه از نوابغ نمي توانند در سيستم آموزشي معمول موفقيت چنداني داشته باشند و براي همين معمولاً از مدارس متعدد اخراج مي شوند و حتي معمولاً نمي توانند تحصيل آکادميک خود را به پايان ببرند. آنها معمولاً ارتباطات خوبي با ساير هم شاگردي ها و معلمان خود برقرار نمي کنند و حتي از برقراري ارتباط کلامي ساده هم عاجز هستند. اين گروه اکثراً دچار حالت هايي مثل پارانويا (ترس از توطئه) و توهم توطئه عليه خود هستند، اما در عين حال اين افراد ذهني بسيار منظم و کاملاً متمرکز دارند و عموماً بسيار اخلاق گرا و قانون گرا هستند. او در اين مورد توضيح مي دهد؛ «اين گروه از افراد مي توانند حتي بيست يا سي سال بر يک موضوع خاص تمرکز کنند و کاري به اين نداشته باشند که ديگران در مورد آنها چه مي گويند يا چه فکر مي کنند، آنها معمولاً نااميد نمي شوند و آن قدر بر کار خود متمرکز هستند که کاري را که ممکن است سه يا چهار نفر در همکاري با هم طي سال هاي طولاني انجام دهند، يک تنه انجام دهند.» براساس تئوري اين محقق فردي مثل شارل دوگل (که شعار مشهورش اين بود «من فرانسه هستم») و توماس جفرسون رئيس جمهور امريکا اشخاصي هستند که با اين پايداري و سماجت و به نوعي يکدندگي در زندگي سياسي خود موفق شده اند. وي در جهان ادبيات هم به اچ جي ولز نويسنده مشهور داستان هاي علمي تخيلي اشاره مي کند که در تحصيلات آکادميک موفقيتي نداشته و براساس گفته هاي نزديکانش در تمام طول عمر تنها بوده و هيچ گاه از لحاظ شخصيتي به «بلوغ فکري» کامل نرسيده اما در حيطه کاري خود بي نظير و بي رقيب بوده است.
گروه تحقيق دانشگاه ترينيتي پس از بررسي حدود 1600 بيمار مبتلا به سندرم هاي آسپرگر و شاخه هاي مختلف بيماري هاي اوتيسم و بررسي کردن زندگينامه بيش از يکصد فرد مشهور و سرشناس فرضيه خود را ارائه دادند.
براساس تحقيقات اين گروه ايزاک نيوتن مي توانسته سه روز تمام بدون دانستن روز يا شب بودن جهان پيرامون کار کند و حتي غذا هم نخورد و آلبرت اينشتين هم در يک دفتر دورافتاده و کاملاً ساکت و به دور از حضور هرگونه انسان ديگري کار مي کرده که همه اينها مي تواند نشانه هايي از ابتلا به برخي حالات بيماري هاي مرتبط با اوتيسم باشد.
دکتر آماندا باتن از مرکز ملي اوتيسم استراليا مي گويد؛ «ميزان بروز کليه بيماري هاي مرتبط با اوتيسم بين 60 تا 100 مورد در هر صد هزار نفر است و ميزان بروز نوابغ در بين آنها يک تا ده درصد است که اين ميزان با بروز کلي ميزان نبوغ در جامعه تطابق دارد.»
منبع؛ سيدني هرالد