
آرش بنکدار
اگر سري به منطقه کولادون (دهکده يي در اسکاتلند نزديک شهر ايورنس) زده باشيد حتماً موزه فوق العاده «نبردهاي مشهور تاريخ» را ديده ايد. دهکده کولادون خود شاهد يکي از اين نبردها بوده است. در سال 1746 جاکوباتي ها که تشکيل شده بودند از اسکاتلندي هايي که توسط حکومت فرانسه حمايت مي شدند، در برابر نيروهاي دولتي بريتانيا قرار گرفتند تا از جيمز فرانسيس ادوارد نگاه دارنده تاج و تخت دفاع کنند و اين نبرد در واقع آخرين رويارويي اسکاتلندي ها و انگليسي ها در جزيره بود. اما داستان دشمني اسکات ها و انگليسي ها ريشه در سال هاي بسيار دورتري دارد. شايد حتي براي آنهايي که علاقه چنداني به تاريخ و مطالعه آن ندارند فيلم «شجاع دل» که به داستان زندگي واقعي ويليام والاس مي پردازد تا حدي اين ريشه هاي تاريخي را آشکار کند. انگليسي ها در آن زمان به بدترين شکل ممکن اسکات ها را مورد تجاوز و تعدي خود قرار مي دادند.
از به آتش کشيدن دهکده ها و کشتارهاي جمعي گرفته تا قانون مخوف تعلق داشتن دختري که ازدواج مي کند در شب اول به پادشاه همه و همه نفرتي بي بديل را در خون و رگ اسکاتلندي ها نسبت به برادران بزرگ شان پديد آورده بود که هنوز هم به دست فراموشي سپرده نشده است. هنوز هم مي بينيم بازي هاي تيم ملي فوتبال اسکاتلند با انگلستان آبستن آشوب است و هر لحظه امکان انفجار در زمين مي رود. ديدار اين دوم تيم در يورو 96 هيچ گاه از ذهن جزيره نشينان حذف نخواهد شد. اما حالا داستان ديگري در پيش است. لرد کو مسوول برگزاري رقابت هاي المپيک از سرالکس فرگوسن اسکاتلندي دعوت کرده رهبري تيم فوتبال المپيک «بريتانيا» را به عهده بگيرد و اين يعني اتحاد ولز، اسکاتلند، ايرلند شمالي و انگلستان.
طرحي که لرد کو در ذهنش دارد شايد مي توانست آرامشي حداقل نمادين بين اين دو کشور در رويدادهاي ورزشي پديد آورد و شايد مي توانست
زد و خوردهاي بازي هاي من يونايتد با سلتيک که ديگر به امري عادي بدل شده است را کاهش دهد اما مخالفت فدراسيون فوتبال اسکاتلند (SFA) با اين طرح و بيان صريح اينکه «ما هيچ بازيکني در اختيار تيم المپيک بريتانيا قرار نمي دهيم» بر پوچ بودن خيال لرد کو مهر تاييد مي زند. حتي ولز و ايرلند شمالي هم ميلي به اين اتحاد نشان نمي دهند و مي ترسند با تن دادن به اين طرح هويت مستقل فوتبالي و حتي ملي شان زير سوال رود. درست است که سباستين کو در ظاهر مي خواهد در درجه اول تيمي قدرتمند براي کسب مدال طلا روانه بازي ها کند و در درجه دوم به نوعي ميانجيگر اختلافات جزيره نشينان باشد اما در پس ذهن او هنوز همان تئوري بريتانياي کبير و يکپارچه مي چرخد و مي خزد. سلطه طلبي انگليسي ها هيچ گاه پايان ندارد و پس از تجربه سخت ايرلند جنوبي که ديگر بايد از آن با نام جمهوري ايرلند ياد کنيم که نهايتاً استقلالش را به دست آورد، آنها ديگر نمي خواهند کت قرمزهايشان در نبردي تاريخي نهايتاً به دست «ارتش مقاومت ايرلند» (IRA) از پاي درآيند و بخشي از سلطنت شان را از دست دهند.
پس المپيک مي تواند بهانه يي مناسب براي اين سلطه طلبي باشد که سرپوشي از نفس پاک ورزش هم روي آن نهاده شده است.
ولي اسکات ها هم بيکار ننشسته اند. در حالي که طرح لورد کو سر و صداي بسياري به پا کرده است، روزنامه تايمز با چاپ مطلبي از استيون جونز به اين آشوب دامن زد. جدا از فوتبال، ليگ راگبي
(Six Nations) هم هميشه عرصه جدال هاي جنجال برانگيز انگلستان با اسکاتلند بوده است. جونز در آستانه ديدار اين دو تيم با استفاده از تيتر «اسکاتلندي ها به پا خيزيد» و قرار دادن عکس مل گيبسون در نقش ويليام والاس در فيلم شجاع دل احساسات عمومي و شور مردمي اسکات ها را تحريک کرد و در مطلبي بلند جنگ هاي تاريخي اين دو ارتش هميشه دشمن را هم پيش کشيد. خوانندگان سايت تايمز آنلاين هم با گذاشتن کامنت هاي بسيار به اين قضيه دامن زدند و حالا به نظر مي رسد امکان همکاري SFA با لرد کو و تيم المپيک بريتانيا ديگر صفر درصد باشد.
نمايندگان فدراسيون هاي فوتبال ولز و اسکاتلند حتي حاضر نشدند در جلسه يي که ديويد کالينز به نمايندگي از کميته المپيک انگلستان براي بحث و گفت وگو در اين زمينه ترتيب داده بود، شرکت کنند و با اين واکنش عملاً مخالفت شديد خود را با اين طرح نشان دادند.
مدير اجرايي فدراسيون فوتبال ايرلند (IFA) هاوارد ولز هم با رئيس اين سازمان يعني ريموند کندي هم راي است و موضعي مشترک دارند. بدين ترتيب بعيد است اين دو هم با انگلستان همکاري کنند. البته در خود اسکاتلند و ميان مربيان مطرح اين فوتبال هم بحث هايي درگرفته است.کريگ گوردون مربي سابق تيم ملي اعتقاد دارد بازيکنان اسکاتلندي با اين کار به هويت مستقل فوتبال شان پشت مي کنند و به طور قطع نبايد اين اتفاق بيفتد، در حالي که والتر اسميت نظري ديگر دارد و اين طرح را فرصتي مناسب براي اسکاتلندي ها و موقعيتي مناسب براي نشان دادن توانايي هاي خود مي داند. به هر سو بحث و جدل همچنان ادامه دارد و نتيجه آن هنوز مشخص نيست و البته در اين ميان سرالکس فرگوسن هم بعيد است با قبول کردن چنين ريسکي پرستيژ مربيگري خود را به خطر بيندازد.