حميدرضا خالدي

اتاقي نسبتاً بزرگ. با ساختاري قديمي. يک دست مبلي که پارچه هاي رنگ و رو رفته آن حکايت از قدمتش و آدم هاي جورواجوري دارد که بر آن تکيه زده اند. از وزير و وکيل گرفته، تا نماينده مجلس و کارشناس و همه گونه ميهمانان ديگري که روزي براي کاري، گذارشان به اين اتاق افتاده. يک قاب عکس مزين به تمثيل امام(ره) و رهبر معظم انقلاب که کاري است از زنده ياد کاوه، عکاس نام آشناي رسانه ها. يک قاب عکس از شهيد همت، يک نقشه ديواري بزرگ کشورمان و دو پرچم بزرگ جمهوري اسلامي ايران و پرچمي با آرم سازماني. اتاقي ساده و بي آلايش در طبقه هفدهم وزارت کشور که تمامي جريان انتخابات مجلس هشتم از آنجا هدايت مي شود؛ ستاد فرماندهي انتخابات. يا شايد به تعبير يکي از دوستان دفتر جنگ انتخابات، و مردي ميانسال، با قامتي کوتاه با کت و شلوار مشکي نه چندان نو، موهايي که سپيدي آن بر تارهاي مشکي اش مي چربد و محاسني مرتب و البته باز هم سپيد. مردي که گرچه آخرين دکمه بالاي يقه پيراهن خود را کيپ نبسته است، اما، چفيه يادگار رزمش که بر صندلي رياستش آويخته، نمادي است از خط مشي فکري و عقيدتي وي و ارادتي که به هم مسلکان و يارانش دارد. گرچه ابايي از پاسخ دادن به سوالات مختلف ندارد، ولي در عين حال نگاهش دائم روي کاغذي مي دود که محورهاي مصاحبه در آن مشخص شده، به اين معنا که؛ سوالات تان در چارچوب همين محورها باشد،
صراحت، صداقت و بي ريا بودن جزء لاينفک شخصيت آقاي عليرضا افشار، معاون سياسي - امنيتي وزير کشور، رئيس ستاد انتخابات کشور و مردي است که کارنامه يي بس طولاني در بخش هاي مختلف نظام از جمله جهاد سازندگي، بسيج و سپاه پاسداران و ستاد کل قوا دارد. مردي که ورودش به وزارت کشور مصادف بود با حضور ناگهاني و دسته جمعي چند تن ديگر از سپاهيان هم رزمش در اين وزارتخانه و بهانه يي براي منتقدان و... ولي با اين حال مواضع وي صريح هستند و روشن؛ سپاهي واقعي هر کجا وظيفه ايجاب کند براي خدمت آماده است،
سخنان افشار در خصوص انتخابات و ردصلاحيت شدگان هم شنيدني است و صد البته «صريح»؛ «چه کسي گفته که ردصلاحيت شدگان اين دوره بيشتر از سال هاي قبل است؟،...»، «عدم احراز صلاحيت يک «فرصت» است، فرصتي براي افرادي که پرونده شان ناقص است يا گزارش هايي از تخلفات مختلف داشته اند ولي قطعي نيست براي اينکه بيايند و از خود دفاع کنند.» بي شک گفت وگو با چنين شخصيتي مي توانست به چندين ساعت بينجامد ولي چه مي توان کرد که مهلت ما 45 دقيقه بيشتر نيست و او هم که جلسه دارد و... با اين حال اين مدت کم نيز براي شنيدن نظرات و سخنان مردي که اين روزها سکاندار يکي از حساس ترين جريانات مملکتي است غنيمت است و مغتنم، گرچه هنوز هم سوالات بي پاسخ بسياري داشته و داريم که اميدواريم در فرصتي مناسب و البته با زماني بيشتر و طولاني تر، آنها را با وي مطرح کنيم.
---

- جناب افشار، پيش از آنکه وارد بحث اصلي گفت وگويمان، يعني انتخابات و مسائل پيرامون آن بشويد، اگر اجازه بدهيد، مي خواهم سوالي را مطرح کنم که شايد سوال طيف وسيعي از جامعه باشد. اينکه سردار افشار، با آن همه سابقه فعاليت در بسيج و سپاه، چطور شد که يکدفعه سر از اينجا، يعني وزارت کشور درآورد، آن هم تنها چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري؟
برخلاف نظر شما، اين مساله چيز عجيبي نيست، اصولاً تمام عزيزاني که در سپاه خدمت مي کنند، به عنوان عاشقان انقلاب، همواره احساس مي کنند که بايد پاسدار خون شهيدان و دستاوردهاي انقلاب باشند. حالا فرقي نمي کند در چه سنگري. مهم «خدمت» است و اداي دين. من هم از اين قاعده مستثني نيستم. بله، من هيچ گاه به تکيه زدن بر اين صندلي فکر نکرده بودم، همان طور که در دوران جواني به تنها حرفه يي که فکر نمي کردم نظامي گري بود و خدمت به عنوان يک نظامي، حتي نسبت به نظاميان حساس بودم و چندان تمايلي به نزديک شدن به آنها نداشتم، آخر دانشجوي مهندسي مکانيک دانشگاه صنعتي شريف را چه به نظامي گري، اما به هر حال عشق به انقلاب و لزوم حضور در کنار رزمندگان دفاع مقدس براي دفاع از کشور باعث شد سر از دنياي نظامي گري درآوريم، مدتي در سپاه، بعد در بسيج و بالاخره ستاد کل.
-ولي نفرموديد که چطور شد سر از وزارت کشور، آن هم در يکي از حساس ترين پست هاي معاونت آن درآورديد؟
حضور بنده در وزارت کشور برمي گردد به همگرايي ديدگاه هاي هيات دولت و به ويژه شخص رئيس جمهور، با طيف بچه هاي سپاه. اين هم راستايي و همسويي افکار باعث شده تا رئيس جمهور محترم، علاقه ويژه يي به استفاده از نيروهاي سپاه داشته باشد. من اين را پنهان نمي کنم. البته اين هم اتفاق ويژه و خاصي نيست. کما اينکه در دولت هاي پيشين نيز همواره شاهد استفاده دولتمردان، از نيروهاي همفکر خود بوده ايم.
-فکر نمي کنيد اين استفاده گسترده از سپاهيان، مي تواند به معناي «نظامي بودن» دولت تعبير شود؟
به هيچ وجه. هدف دولت استفاده از سپاهيان مخلص و اندوخته هاي آنها است، نه وجهه نظامي آنها. در همه جاي دنيا استفاده از نيروهاي نظامي در مسووليت هاي سياسي متداول است ولي نمي گويند دولتشان نظامي شده، وقتي يک کشور ميليتاريستي است که دولتش تحت امر سازمان نظامي اش باشد.
-اما حضور شما در سپاه، همزمان بود با تصاحب بسياري از پست هاي کليدي ديگر وزارت کشور و ساير وزارتخانه ها و نهادهاي مختلف، توسط سرداران و فرماندهان سپاهي.
گفتم که، اين مساله برمي گردد به همگرايي ديدگاه هيات دولت با ديدگاه هاي برادران سپاهي در موضوع اصولگرايي.
-يعني اين انتصاب ها، براساس يک برنامه ريزي و به صورت هدايت شده نبوده است؟
به هر حال استفاده از يک طيف خاص در سطوح بالاي مملکتي براساس يک سري برنامه ريزي ها و سياست هاي کلان مديريتي صورت مي گيرد. بله مسلماً ديدگاهي پشت اين رويه بوده، ولي نه ديدگاه تسلط نظامي گري و نظاميون بر اداره کشور.
- برويم سراغ محور اصلي اين گفت وگو يعني انتخابات. به عنوان سکاندار انتخابات روند طي شده تا کنون را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
اگر اجازه دهيد براي بررسي وضعيت طي شده در جريان انتخابات اشاره يي داشته باشيم به کميته هاي فعال در اين عرصه. معمولاً فعاليت هاي پشتيباني و اقدامات پشت صحنه در هر برنامه اي کمتر ديده مي شوند کميته هاي فعال در ستاد انتخابات مجلس را مي توان اين گونه تقسيم بندي کرد؛
1- کميته امنيت که وظيفه پيشگيري از ناامني ها و حفظ آرامش فضاي انتخاباتي را برعهده دارد.
2- کميته استعلامات؛ وظيفه اين کميته دريافت استعلام هاي مربوطه، از مراجع چهارگانه و ارسال آنها به هيات هاي اجرايي است.
3- کميته پشتيباني؛ ارائه خدمات و رفع نيازهاي ريز و درشت 50 هزار شعبه اخذ راي و حوزه هاي انتخاباتي سراسر کشور بر دوش اين کميته است.
4- ستاد بازرسي؛ متشکل از نمايندگان و تيم هاي بازرسي که نظارت بر تمامي بخش ها و جزئيات انتخابات را برعهده دارد.
5- کميته روابط عمومي وظيفه اطلاع رساني به شهروندان و نظرسنجي ها بر دوش اين واحد است.
6- کميته حقوقي؛ پاسخ به استعلامات و شبهات حقوقي داوطلبان و مردم مانند استعفاي شش ماه پيش از ثبت نام بعضي مسوولان و نظاميان و پنج سال سابقه خدمت با مدرک کارشناسي به جاي داشتن کارشناسي ارشد جزء وظايف کميته حقوقي است.
7- کميته رايانه؛ تهيه نرم افزارها و هدايت و رفع و رجوع کليه امور مربوط به آموزش و موارد مرتبط با رايانه، در مراحل پنج گانه رايانه اي شدن انتخابات از جمله وظايف تعريف شده کميته رايانه است.
و بالاخره گروه هاي تخصصي که به شکل لحظه يي با تمامي بخش ها و شعب و حوزه ها و عملکرد در ارتباط است. در اين انتخابات کشور را به 6 منطقه تقسيم کرده ايم که هر منطقه از سوي يک تيم فرماندهي و هدايت مي شود آن هم با سيستم ارتباطي به شکل آنلاين.
در مجموع حجم بالايي از نيروي انساني و تجهيزات و امکاناتي وسيع و گسترده براي اين دوره بسيج شده اند و به دليل حجم بسيار زياد کارها، استرس فراواني بر دوش مسوولان اجرايي است. اما خوشبختانه تاکنون انتخابات و امور مرتبط با آن رويه مناسبي را طي کرده و برنامه ها، مطابق همان زمان بندي هاي طراحي شده پيش رفته است.
- يکي از مواردي که در انتخابات اين دوره مطرح شده بود برمي گردد به رايانه يي شدن انتخابات و ايرادهاي شوراي نگهبان به اين امر، به طور خلاصه اين اشکال ها حول چه نکاتي بود؟
ايراد اول شوراي نگهبان نسبت به رايانه يي شدن انتخابات به نواقص نرم افزار شمارش برمي گشت. نرم افزار ابتدايي ما به گونه يي طراحي شده بود که در صورتي که نام داوطلبي نوشته مي شد ولي کد وي مشخص نبود، سيستم آن را نمي پذيرفت،
رفع اين مشکل نرم افزاري بيش از يک ماه کار ما را عقب انداخت، نرم افزار جديدي طراحي شد که اسامي را بخواند گرچه باز هم مشکلاتي وجود داشت؛ مشکلاتي از جمله نبود شبکه اينترنت در برخي از نقاط کشور و عدم صدور کارت ملي براي حدود 5 درصد از شهروندان که خوشبختانه اين مشکلات نيز يا حل شده يا تا زمان برگزاري انتخابات مرتفع خواهد شد.
- صادقانه بگوييد فکر مي کنيد ايرادهاي شوراي نگهبان منطقي بود يا...؟
من شخصاً معتقدم اکثر ايرادهاي گرفته شده اصولي و منطقي بوده است.
- يکي ديگر از موارد جنجال برانگيز اين دوره از انتخابات بحث ردصلاحيت هاي گسترده داوطلبان طيف هاي مختلف اين دوره نسبت به دوره هاي پيشين بود که بازتاب هاي گوناگوني را به دنبال داشت. اين ردصلاحيت ها از کجا ناشي مي شود و چرا تا اين حد زياد و گسترده؟،
البته من با شما موافق نيستم.
- در چه موردي؟
اينکه درصد ردصلاحيت شدگان اين دوره بيشتر از دوره هاي گذشته بوده است، براساس آمار موجود تعداد ردصلاحيت شدگان داوطلبان انتخابات هشتمين دوره مجلس 21 درصد بوده 10 درصد مربوط به عدم احراز صلاحيت بوده است. عدم احراز به معناي وجود نقص يا شبهه يي در پرونده يک داوطلب است که اتفاقاً بلافاصله به وي اطلاع داده مي شود تا براي رفع اين موارد اقدام کند. در حقيقت فرصتي به داوطلب داده مي شود تا امکان حضور دوباره در انتخابات را داشته باشد. اينها آمار هيات هاي اجرايي هستند. يک سري از ردصلاحيت ها نيز از سوي هيات هاي «نظارت» صورت گرفته است. اين هيات ها اختيارات جداگانه يي دارند. آمار اعلام شده «ردصلاحيت»شدگان از جانب اين هيات ها 31 درصد بوده که 10 درصد بيشتر از هيات هاي اجرايي است. با برگرداندن تعدادي از ردصلاحيت شدگان توسط شوراي نگهبان در مجموع اين ارقام کمتر از ردصلاحيت شدگان دوره هاي قبل بوده است. آمار ردصلاحيت هاي هيات هاي نظارت در مجلس هشتم بالاي 44 درصد بود.
-به مورد خوبي اشاره کرديد؛ هيات هاي نظارت و اجرايي. براساس تعاريف و قوانين موجود، هيات هاي اجرايي مي بايست از ميان معتمدين و افراد خوشنام شهر و منطقه خود باشند در حالي که به نظر مي رسد در هيات هاي اجرايي اين دوره، اين اصل رعايت نشده است،
چطور؟
- يعني افرادي به صورت هدايت شده، بدون داشتن صلاحيت هاي ذکر شده و افرادي که مهم ترين دليل انتخاب شان، همفکري و همراستايي با برگزارکنندگان اين انتخابات بوده، عضو اين هيات هاي اجرايي شده اند،
اصلاً اين گونه نيست، کما اينکه 70 درصد اعضاي هيات هاي اجرايي، از همان اعضاي هيات هاي دوره هاي پيشين بوده اند.
- در بين ليست ردصلاحيت شدگان به نام هاي بسياري برمي خوريم که جزء چهره هاي شناخته شده سياست، نظام و جامعه هستند. مردم حق دارند از خود بپرسند که اگر اين افراد انسان هاي معتمد و صالحي نبوده اند، چرا در دوره هاي پيشين يا هنگام انتصاب در سمت هاي حساس دولتي و پست هاي کليدي شان اين موارد لحاظ نشده، و اگر قبلاً مشکلي نداشته اند، پس چرا در اين دوره ردصلاحيت شده اند؟،
ببينيد، همان طور که مي دانيد مبناي تاييد صلاحيت کانديداها براساس سه ماده 28 ، 29 و 30 قانون انتخابات است. ماده 28 شرايط داوطلب را براي ثبت نام مشخص مي کند، ماده 29 فهرست حدود 40 گروه از مسوولان است که براي داوطلب شدن بايد شش ماه قبل از انتخاب استعفا بدهند و ماده 30 با ذکر يکسري از موارد مي گويد چنانچه داوطلبي داراي سوء سابقه در يکي از اين موارد باشد، نمي تواند در انتخابات مجلس شرکت کند. بررسي هاي ما نيز براساس همين سه ماده قانوني صورت مي گيرد، همان طور که در دوره هاي قبل نيز چنين بوده است.
- پس چطور مي شود که در شرايط يکسان بررسي هاي انجام شده در دوره هاي مختلف، نتايج اين بررسي ها، اين همه با يکديگر اختلاف دارد؟
اين مساله دلايل مختلفي دارد. گاهي ممکن است گزارش هاي جديدي از تخلفات ثابت شده يا در حال بررسي و تحقيق از سوي مراجع چهارگانه استعلام به دست ما برسد که تاييد صلاحيت داوطلب را دچار ترديد کند. به هر حال هيات هاي اجرايي که منتخب معتمدين محل هستند تابع وزارت کشور نيستند و بر اساس مدارک دريافتي و در صورت لزوم برابر قانون با بررسي در محل داوطلبان نظر مي دهند. در راستاي سوال شما ستاد انتخابات به هيات هاي اجرايي توصيه يي صادر کرد که از ردصلاحيت نمايندگان قبلي مجلس در صورتي که پس از تاييد شوراي نگهبان تاکنون مدرکي عليه آنها به دستشان نرسيده خودداري کنند. ولي بعضي از هيات هاي اجرايي به اين توصيه نامه توجهي نکردند و بر اساس مدارک قبل از تاييد شوراي نگهبان در دوره قبل ردصلاحيت کردند. در برخي موارد هم که به نتيجه يي قطعي نرسيده اند، چنين داوطلباني را «عدم احراز صلاحيت» زده اند تا اين شخص بيايد و از خود دفاع کند، به همين دليل هم بوده که در اين دوره براي اولين بار ليست ردصلاحيت شدگان و عدم احراز صلاحيت شدگان را به صورت کاملاً مجزا منعکس کرده ايم تا حتي المقدور آبروي افراد حفظ شود.
- «سلامت» انتخابات هم از جمله موارد ديگري است که «اگر» و «اما»هاي بسياري در مورد آن مطرح است. چه راهکارهايي براي کنترل و نظارت بر «سلامت» و «امنيت» انتخابات داريد؟
اول بايد به اين نکته اشاره کنم که سلامت انتخابات فقط مبتني بر حفظ و صيانت از «آراي» ريخته شده در صندوق ها نيست، بلکه همان طور که مقام معظم رهبري نيز بارها بدان اشاره کرده اند، به برقراري سلامت و آرامش فضاي انتخاباتي نيز برمي گردد.
اما در مورد سوال شما بايد بگويم ما براي نظارت بر امنيت و سلامت انتخابات از سه ابزار برنامه ريزي شده استفاده مي کنيم؛ 1- بازرسان انتخاباتي 2- هيات هاي نظارت و بالاخره 3- حضور و نظارت نمايندگان معتمد خود داوطلبان در مراحل مختلف اخذ راي و شمارش آرا.
- ولي واقعاً چه تضميني براي اجراي اين موارد و حفظ «امنيت» انتخابات وجود دارد؟ به عبارتي مردم با چه اطميناني به پاي صندوق هاي راي بروند؟ آن هم با وجود شايعاتي مبني بر بروز تخلفاتي در شمارش يا شيوه راي گيري و...
مهم ترين دليل ما براي سلامت انتخابات در کشور نتايج خود انتخابات است. چه دليلي محکم تر از اينکه در بعضي از انتخابات هاي گذشته، نتايج نهايي، برخلاف نظر برگزارکنندگان و متوليان آن بود؟، حالا ممکن است در اين بين راي يک يا چند صندوق نيز ابطال شده باشد ولي اين تاثيري روي کليت انتخابات نخواهد داشت. بنابراين بهتر است به جاي دامن زدن به اين تبليغات انتخاباتي و جنگ هاي رواني به اصل و هدف انتخابات که وحدت ملي است توجه داشته باشيم تا اين دوره نيز با شور و هيجان هرچه بيشتر با نشاط و اميد مردم برپا شود.
- گفتيد «شور» و «هيجان» در انتخابات. به اعتقاد بسياري از کارشناسان سياسي و منتقدان و حتي مردم، انتخابات اين دوره از شور و هيجان کمتري نسبت به دوره هاي قبل برخوردار بوده و هست و درصد کمتري در آن شرکت مي کنند، شما تا چه حد با اين نظريه موافقيد؟
برخلاف نظر شما معتقدم مردم در اين دوره نيز با استقبال بيشتري به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت. نظرسنجي ها نيز تاکيد بر همين نکته دارد. اينکه بيش از 60 درصد از مردم گفته اند که حتماً راي خواهند داد.
- و وزارت کشور چطور؟ به عنوان برگزارکننده اين انتخابات چه برنامه هايي براي تشويق و ايجاد شور و هيجان در جريان اين امر ملي دارد؟
به طور کلي مهم ترين عوامل تشويق و ترغيب کننده براي حضور مردم در انتخابات را مي توان به سه دسته تقسيم کرد؛ اول ايجاد فضاي رقابتي که فکر مي کنم با تصميمات جديد شوراي نگهبان تا حدود زيادي تامين شده است. دوم ايجاد رغبت و هيجان در بين مردم. بايد ديد مرجع فکري و تاثيرگذار روي مردم در کدام نقاط متمرکز است. مواردي مانند روحانيت و مراجع تقليد، رسانه ملي، انديشمندان، دانشجويان و حتي هنرمندان و ورزشکاران.
و بالاخره سوم بالا بردن شناخت مردم از تاثير راي شان.
- و شما راهکارهايي براي تحقق اين بندها داريد؟
بله. براي هر سه محور برنامه ريزي هاي خوبي شده است. ضمناً تعدادي پوستر، بنر و تراکت از فرمايشات حضرت امام و مقام معظم رهبري براي توصيه راي دادن استفاده شود. فيلم هاي تبليغاتي، تدوين منشور اخلاقي و... از ديگر کارهاي ستاد انتخابات با همکاري سازمان ها و نهادهاي ذيربط است.
- فکر نمي کنيد ايجاد فضاي رقابتي در شرايطي که درصد بالايي از کانديداهاي منتخب احزاب ردصلاحيت شده اند، چندان معنايي نداشته باشد؟،
ردصلاحيت ها مطابق قانون و عادلانه بوده است. ايجاد فضاي رقابتي به معناي زير پا گذاشتن قانون نيست، مردم به تحقيق ها و تاييد صلاحيت هاي نظام اعتماد مي کنند. ما نيز حق نداريم به آنها دروغ بگوييم هر چند فضاي رقابتي در حد بالايي به وجود آمده است.
- فکر نمي کنيد تعداد نامزدهاي انتخاباتي بيش از حد زياد بوده و اينکه اين مساله ممکن است راي دهندگان را کمي گيج کند؟ آخر داوطلبان چطور مي خواهند در بين اين خيل عظيم به معرفي دقيق خود بپردازند؟ و مردم چطور مي توانند به شناخت کافي برسند؟
کاملاً با شما موافقم. ضمن اينکه در چنين شرايطي هر کس که از سرمايه و پشتوانه هاي مالي بيشتري برخوردار باشد بهتر تبليغ مي کند و خود را بهتر معرفي مي کند. به نظر من تعداد داوطلبان نبايد چند ده برابر ظرفيت مجلس و سهميه شهرها باشد. اين يعني همين وضعيت امروز ما.
- خب چه بايد کرد؟ چگونه مي توان اين فرآيند را کنترل کرد؟
مي توان براي آنها مکانيسم هايي طراحي کرد که به طور طبيعي تعداد نامزدهاي داوطلب کاناليزه و محدودتر شود؛ مکانيسم هايي مانند طرح لزوم داشتن فوق ليسانس يا معادل 5 سال تجربه کار کارشناسي که در اين دوره اجرا شد، بسيار خوب و موثر بود. مي توان از داوطلبان وثيقه گرفت و اعلام کرد که 5 ميليون تومان هزينه دولت براي هر يک از نامزدها فقط به افرادي تعلق خواهد گرفت که بالاي 5 درصد راي بياورند يا داوطلبان از 100 يا 150نفر اساتيد و کارشناسان و مسوولان معرفي نامه بياورند که صلاحيت و کارآمدي براي نمايندگي مجلس را دارند. اين مکانيسم ها باعث مي شوند آمار داوطلبان کاملاً کنترل شود. راهکارهاي اينچنيني براي داشتن مجلس پربار و فعال هم مثمرثمرتر است.
- و سخن آخر سردار افشار؟،
آب را گل نکنيم، جوسازي نکنيم. انتقاد خوب است و ما هم از آن استقبال مي کنيم اما...، بنشينيم و کمي فکر کنيم، به ايران و مصالح آن، به خون ها و بهاي سنگيني که براي حفظ و پاسداري از آن پرداخت شده است. انتخابات ويترين يک کشور است. سعي کنيم با همدلي و همفکري ويترين زيبايي از اقتدار «ملت» ايران در معرض ديد جهانيان و به ويژه دشمنان قسم خورده مان قرار دهيم.