سيدابوالحسن مختاباد

مهم ترين ويژگي نهاد هاي صنفي، نحوه تعامل شان با دولت است و اينکه با چه روش هايي خواسته هاي عمده اعضاي صنف را به پيش ببرند که از يک سو بتوانند رضايت اکثر اعضا را به دست آورند و از ديگر سو اصول و چارچوب هاي کاري خود را فدا نکنند.
چانه زني و مذاکره و رايزني با مقام هاي دولتي و کشاندن برخي از مباحث به حوزه هاي عمومي تري چون رسانه ها ابزار هايي هستند که هر صنفي و به خصوص اعضاي
هيات مديره و ارکان آن در اختيار دارند تا با تمسک به آنها بتوانند خواسته هاي صنف را به پيش ببرند.آنچه از نامه اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مستفاد مي شود همين نکته است. اين اتحاديه به دليل آنکه با مدير و اداره کتاب نتوانست به توافقي پايدار برسد، خواسته هاي ناشران را به مدير بالادستي انتقال داده و از وي راهکار خواسته و البته پيشنهادي هم داده که بتوانند بن بست ناشي از مميزي هاي سليقه يي و معطل ماندن هاي بي وجه را بشکند.
در زمان آقاي خاتمي هم مميزي هايي که در دو سال آخر رياست جمهوري وي شدت گرفته بود، سبب شد اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران نامه يي به رئيس جمهور بنگارد و نکاتي درباره غيرقانوني بودن کار اداره کتاب و تمسک شان به آيين نامه مصوب اواخر دهه 60 شوراي انقلاب فرهنگي بيان کند. مهم ترين برکت آن نامه ارجاعش از سوي رئيس جمهور به هيات نظارت بر قانون اساسي(به سرپرستي دکتر مهرپور) زير نظر آقاي خاتمي بود که سبب شد آنها تفسيري ارائه کنند که در آن هم مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين زمينه زير سوال برود (به دليل آنکه اين تنها مجلس شوراي اسلامي است که شأنيت قانونگذاري دارد) و هم اينکه مميزي و سانسور پيش از انتشار کتاب امري غيرقانوني (خلاف قانون اساسي) تشخيص داده شود.
امروز اما در نامه اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران هيچ تاکيدي بر اين نکته نشده است و تنها اشاره يي شده به اينکه اين اتحاديه در دو دهه گذشته به نحوه مميزي معترض بوده است. در حالي که به نظر مي رسد چه از بعد تاکيد بر حقوق اساسي مردم (ناشران و از آن مهم تر خوانندگان کتاب) و چه از منظر توجه دادن دولت به رعايت اصول قانون اساسي و حتي همين مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي که همچنان کارآمد است و رعايت آن از سوي ارشاد مي تواند گره هاي فراواني را بگشايد، بايد اين تاکيدات صورت مي گرفت.
در واقع ابتدا بايد محل نزاع دقيقاً تعيين مي شد (اينکه ناشران همچنان کار ارشاد در سانسور کتاب را غيرقانوني مي دانند) و سپس مشکلات چندگانه يي که در نامه اتحاديه ياد شده آمده است، بيان مي شد.
نکته ديگر نحوه ورود اتحاديه به اين ماجرا است. انتظار طبيعي از يک اتحاديه با سابقه 50 سال کار صنفي اين است که در نامه خود به وزير ارشاد کدهاي کارشناسانه تري بدهد. براي نمونه وقتي از معطلي بي دليل کتاب ها سخن مي گويد، آماري دقيق ارائه کند و بگويد که چه تعداد کتاب هايي با چه موضوعاتي که هيچ دليلي براي معطلي ندارند، ماه ها معطل تصميم اداره کتابند. اين اتحاديه است که مي تواند با شکل دهي به يک کميته کاري و برقراري ارتباط با ناشران عضو، فهرست دقيقي از کتاب هاي معطل شده در هر مرحله را به دست دهد. اين گونه، وزير هم مي فهميد که با صنفي روبه رو است که بخش اعظمي از توليدات بخش خصوصي نشر در آن صنف سامان مي گيرد و معاونت زيرمجموعه وي با برخورد هاي سليقه يي چه بر سر اين ناشران آورده و مي آورد.
شايد نگارندگان اين نامه مدعي شوند که به دليل هراس ناشران از تبعات اين کار از يک سو يا مناسباتي که برخي از آنها با وزارت ارشاد دارند (مثل خريد کتاب) احصاي اطلاعات از آنها سخت و تقريباً غيرممکن است که بايد گفت در اين صورت چه دليلي به نگارش اين نامه. وقتي اعضاي نهادي نخواهند به خاطر منافع جمعي از منافع فردي خود چشم بپوشند و به هيات مديره يي که خود انتخاب کرده، اعتماد کنند، طبيعي است که هيات مديره هم نتواند با اطمينان کاملي پروژه اش را به پيش ببرد.
نکته آخر نوشته ام سخني است با دست اندرکاران وزارت ارشاد و اداره کتاب و آن اشاره به سخني از هگل فيلسوف نامدار آلماني که در يکي از نامه هاي سال 1816 به نيتهامر نوشته بود که «روح زمانه فرمان به پيش داده است و اين فرمان اجرا خواهد شد». او در همان نامه، با توصيف «غول پيشرفت» مي افزايد که اين غول، در اين زمان «کفش هايي به پا کرده است که هر يک هفت فرسنگ درازا دارد.» (اين بخش از صفحات انتهايي کتاب تازه دکتر سيدجواد طباطبايي نقل شده است.)
اين سخن هگل درباره کتاب چند روزي قبل از عيد به عينه برايم تعبير شد؛ زماني که براي تعمير وسيله نقليه خود به يکي از تعميرگاه ها رفته بودم. سرپرست کارگاه (يک مکانيک) که از علاقه من به کتاب و خواندن آگاه بود. دقايقي از من خواست پشت کامپيوترش قرار بگيرم و سپس يک سي دي را درون رايانه قرار داد و آن را باز کرد. حدود 1700 کتاب در اين سي دي قرار داده شده بود. و تقريباً تمامي کتاب هايي که به نوعي در اين سال ها ممنوع الچاپ بودند در فرم پي دي اف در اين لوح فشرده قرار داشت.
براي نمونه مني که به دنبال تکميل آرشيو خود از کتاب هاي حوزه تاريخ معاصر بودم کتاب هاي بسياري از نويسندگان را در اين بخش رويت کردم، بدون هيچ سانسوري.