دوشنبه، 19 فروردين 1387 - شماره 1644
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
بن هور سينما درگذشت
گروه فرهنگي، محمد باغباني؛ درگذشت چارلتون هستون هنرپيشه شناخته شده سينماي امريکا که در ايران به واسطه فيلم هاي «ال سيد»، «بن هور» و «ده فرمان» ميان علاقه مندان شناخته شده بود يک بار ديگر دوران شکوه سينماي تاريخي و حماسي را زنده کرد. صنعت سينماي امريکا در حالي که در دو دهه پنجاه و شصت ميلادي کاملاً قافيه را به سينماي هنري و متفاوت اروپا باخته بود، قصد داشت با توليد و بعضاً بازسازي فيلم هاي مذهبي، تاريخي و حماسي، مجدداً رونق را به سالن هاي عظيم سينماي اش بازگرداند و در اين مسير، مهمترين موضوع بي شک سرمايه گذاري چهره هايي بود که بتوانند به عنوان بازيگر، مخاطبان و به طور کلي فرهنگ عام را تحت تاثير قرار دهند. چارلتون هستون يکي از همان بازيگران بود. هستون خوش سيما و تنومند با آن صداي خش دار و کاملاً به ياد ماندني، يکي از بهترين گزينه ها براي ايفاي نقش شخصيت هاي فيلم هاي مورد نظر استوديوها در آن دوره بود و اکنون مرگ او، اين حضور و درخشش را براي هميشه در حافظه تاريخ، بايگاني کرد. هستون شنبه شب در منزلش در بورلي هيلز و در 84 سالگي درگذشت.چارلتون هستون متولد 1923، تا قبل از مرگش در بيش از 120 پروژه تلويزيوني و سينمايي نقش آفريني کرد. بن هور سينما در سال 1960 براي بازي در همين فيلم موفق به دريافت جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد شد. جيمز استوارت و جک لمون از رقباي سرسخت هستون در آن سال بودند.حضرت موسي(ع)، ال سيد و ميکل آنژ از ديگر شخصيت هايي هستند که او در اوج دوران فعاليت هاي سينمايي اش به نقش آنها درآمد. يکي از بهترين حضورهاي سينماي هستون را بايد بازي در شاهکار ارسن ولز، «نشاني از شر» دانست و بدترين حضور سينمايي او هم به فيلم «بولينگ براي کلمباين» ساخته مايکل مور بازمي گردد که چيزي جز سخافت را به همراه نداشت. هستون در سال 1998، رئيس انجمن ملي تفنگ شد و در چندين آگهي تبليغاتي تفنگ به دست، ژست هاي فراواني گرفت. رفتارهاي هستون به عنوان رئيس اين انجمن در فيلم مايکل مور بيش از حد زننده بود و حتي اگر او اين نقش را هم در فيلم مستند «بولينگ براي کلمباين» بازي کرده باشد، باز به عنوان يکي از آخرين حضورهاي سينمايي اش که اتفاقاً خيلي ديده شد و بحث هاي فراواني را هم به همراه داشت واقعاً ناموفق بود و حتي بخشي از محبوبيت او را از بين برد.هستون مدتي هم رئيس انجمن بازيگران و موسسه فيلم امريکا بود و در سال هايي با جنبش حقوق بشر همراه شد ولي بعد از مدتي به ديدگاه ها و الگوهاي محافظه کاران وابسته شد و از نامزدهاي محافظه کار حمايت مي کرد. البته در سال 2002 ميلادي هم به نوعي اعلام کرد نشانه هايي از بيماري آلزايمر را در خود کشف کرده است. او درباره اين بيماري گفته بود؛ «بايد شجاعت خود را حفظ کنم.» ديويد برادلي همکلاس قديمي او در دانشکده در واقع اولين کسي است که از هستون به عنوان بازيگر استفاده کرد. او در فيلم جوليوس سزار، ساخته برادلي در سال 1949 به نقش مارک آنتوني ظاهر شد آن هم با دستمزد هفتگي 50 دلار.هال بي واليس، تهيه کننده «کازابلانکا» يکي از کساني بود که راه هستون را براي حضور در هاليوود هموار کرد. اما بي شک سيسيل بي دميل فيلمساز بيشترين نقش را در حضور سينمايي هستون داشت. «بزرگ ترين نمايش زمين» و بازسازي نسخه صامت «ده فرمان» (1923) دو فيلمي هستند که هستون را از فيلم هاي کم ارزش و کم هزينه و معمولي بيرون کشاند و به يک ستاره تبديل ساخت.

دميل کاملاً تحت تاثير شباهت چهره هستون با تنديس ميکل آنژ از حضرت موسي(ع) قرار گرفته بود.اسکاري که هستون براي بن هور گرفت او را به يکي از گران ترين ستاره هاي هاليوود تبديل کرد. قبل از اينکه او بن هور سينما شود اين نقش به مارلون براندو، برت لنکستر و راک هادسن هم پيشنهاد شده بود. ده فرمان نقطه عطف حضور سينمايي او است، فيلمي که بازتوليدش سواي دغدغه هاي هنري دميل به عنوان يک بازسازي منطبق با الگوهاي زندگي مدرن جنبه هاي سياسي خاص را هم به همراه داشت. بي دليل هم نبود که خود دميل در ابتداي فيلمش به روي پرده سينما ظاهر و نکاتي را درباره فيلم و اوضاع کنوني امريکا متذکر مي شد.اما جداي همه اين نقش آفريني هاي تاريخي،علاقه مندان جدي سينما کماکان هر کجا که نام «وارگاس» را مي شنوند هستون و نقش او به عنوان يک بازرس موادمخدر در فيلم «نشاني از شهر» را به ياد مي آورند. او در اين فيلم با خود ولز، جنت لي و مارلين ديتريش همبازي بود.چارلتون هستون اغلب به صحنه نمايش، آن پناهگاه هميشگي اش رجوع مي کرد و چند کتاب هم از او تاکنون منتشر شده است که اغلب به خاطرات او در هاليوود مربوط مي شوند.
با تعويق نشست خبري جشنواره فيلم کن
هيچ چيز مشخص نيست
گروه فرهنگي؛ در حالي که حدود يک ماه ديگر به آغاز شصت و يکمين دوره جشنواره فيلم کن باقي است، با تعويق نشست مطبوعاتي اعلام فيلم هاي اين جشنواره گمانه زني ها درباره آثار پذيرفته شده در اين جشنواره معتبر بالا گرفت. پايگاه اطلاع رساني سينماي اروپا اعلام کرد نشست مطبوعاتي اعلام فيلم ها از روز پنجشنبه 29 فروردين به چهارشنبه چهارم ارديبهشت موکول شده و همين باعث بروز شايعاتي مبني بر به نتيجه نرسيدن هيات انتخاب براي پيدا کردن فيلم هاي مناسب شده است. با اين شرايط بخش هفته منتقدان بين المللي (SIC) روز دوشنبه 21 آوريل (دوم ارديبهشت) برنامه امسال خود را اعلام مي کند و برنامه هاي بخش دو هفته کارگردانان نيز روز سه شنبه 22 آوريل (سوم ارديبهشت) اعلام مي شود. بخش دو هفته کارگردانان امسال چهلمين سال خود را جشن مي گيرد و به همين مناسبت قرار است 18 مه (29ارديبهشت) مراسمي با حضور فيلمسازان دنيا برگزار شود. در مورد فيلم هاي ايراني حاضر در جشنواره امسال نيز شنيده هاي مختلفي به گوش مي رسد. با اين حال به نظر مي رسد فيلم سينمايي «شيرين» ساخته «عباس کيارستمي» به احتمال زياد در يکي از بخش هاي جشنواره حاضر باشد. به گزارش فارس، از ميان 22 فيلم سينمايي ايراني متقاضي حضور در جشنواره فيلم کن، وضعيت 20 فيلم مشخص است که به طور حتم پذيرفته نشده اند. بر اساس اين گزارش، از ميان فيلم هاي احتمالي براي شرکت در جشنواره کن حضور فيلم «شيرين» ساخته عباس کيارستمي به نظر قطعي مي رسد، هرچند طبق برخي شنيده ها اين فيلم هنوز توسط هيات انتخاب اين جشنواره ديده نشده است. همچنين براساس اطلاعاتي که از سوي دست اندرکاران جشنواره کن به «سامان سالور» کارگردان فيلم «ترانه تنهايي تهران» داده شده، اين فيلم نيز يکي از شانس هاي احتمالي حضور ايران در بخش نوعي نگاه و 15 روز با کارگردانان کن، محسوب مي شود. از ديگر ساخته هاي کارگردانان ايراني که با تابعيت کشورهاي ديگر جهان متقاضي شرکت در کن هستند، فيلم «زنان بدون مردان» ساخته شيرين نشاط است. همچنين از آخرين فيلم «امير نادري» با عنوان «چاه کندن در لاس وگاس» و فيلم «بودا از شرم فروريخت» ساخته «حنا مخملباف» به عنوان فيلم هايي که احتمال دارد در بخش هاي مختلف جشنواره فيلم کن شرکت کنند نام برد ه مي شود. در هر صورت دو هفته ديگر به صورت رسمي هيات انتخاب جشنواره کن در جلسه مطبوعاتي اسامي فيلم هاي پذيرفته شده را معرفي مي کنند تا عاقبت تکليف حضور سينماي ايران در اين جشنواره نيز به صورت قطعي و فارغ از شنيده ها و احتمالات مشخص شود.فيلم افتتاحيه جشنواره کن امسال يکي ديگر از حاشيه هاي اين دوره از جشنواره است. گفته مي شود جشنواره امسال بعد از حاشيه هايي که براي فيلم جديد اسپيلبرگ ايجاد شده بود قرار است با فيلم «اينديانا جونز4» با بازي هريسون فورد افتتاح شود. شصت و يکمين جشنواره بين المللي فيلم کن از 14 تا 25 مه (25 ارديبهشت تا پنج خرداد) برگزار مي شود و هيات داوران به رياست شان پن فيلم برنده جايزه نخل طلا را مشخص مي کند.
نامزدهاي انجمن منتقدان در جشنواره بيست و ششم معرفي شدند
نامزدهاي بخش هاي مختلف داوري انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر براي برپايي جشن انجمن در 28 فروردين ماه مشخص شد. به نقل از روابط عمومي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران اين تشکل براي نخستين بار در قالب چهار گروه داوري در بخش هاي مختلف سينماي ايران (فيلم کوتاه، مستند و بلند) و بين الملل در بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر حضور داشت.

بنابراين گزارش نامزدهاي داوران انجمن منتقدان و نويسندگان در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به شرح زير است؛

بخش سينماي مستند ايران؛فيلم هاي بلند؛ کودک ديروز خيال از دلارام کارخيزان، تينار ساخته مهدي منيري و جادوگر به کارگرداني رضا درميشان.

مستندهاي کوتاه؛ روشنان از محسن رمضان زاده، قدرت ساخته مهرناز اسدي و سيانوزه از رخساره قائم مقامي.

رامتين شهبازي، محمدرضا فهميزي و هادي مقدم دوست داوران بخش مستند بودند.

بخش فيلم کوتاه ؛نقش از شيما منفرد، در خانه ما ساخته مريم کشکولي نيا و بومرنگ به کارگرداني داريوش غريب زاده.

فريبا اشويي، علي افشار و زهرا قزيلي در بخش فيلم کوتاه داوري آثار حاضر در جشنواره فيلم فجر را بر عهده داشتند.

بخش سينماي ايران (بلند) هيات داوران بخش سينماي ايران (بلند) نامزدهاي خود را در بخش هاي مختلف به شرح زير معرفي کردند.

بهترين فيلم؛ به همين سادگي از رضا ميرکريمي، فرزند خاک از محمدعلي باشه آهنگر، تنها دوبار زندگي مي کنيم از بهنام بهزادي، ريسمان باز از مهرشاد کارخاني و ديوار ساخته محمدعلي طالبي.

بهترين کارگرداني؛ رضا ميرکريمي، بهنام بهزادي، محمدعلي باشه آهنگر، محمدعلي طالبي و مهرشاد کارخاني.

بهترين فيلمنامه؛ به همين سادگي، تنها دوبار زندگي مي کنيم، فرزند خاک، ديوار و کنعان.

بهترين بازيگر مرد؛رضا ناجي براي فيلم آواز گنجشک ها، امين حيايي براي شب، عليرضا آقاخاني براي فيلم تنها دوبار زندگي مي کنيم، محسن تنابنده براي استشهادي براي خدا و محمدرضا فروتن براي فيلم کنعان.

بهترين بازيگر زن؛ مهتاب نصيرپور براي فيلم فرزند خاک، هنگامه قاضياني براي به همين سادگي، گلشيفته فراهاني براي فيلم ديوار، ترانه عليدوستي براي کنعان و فاطمه معتمدآريا براي فيلم خواب زمستاني.

جمشيد ارجمند، زاون قوکاسيان، کامران ملکي، علي علايي، شاهرخ دولکو، کيوان کثيريان و حسن معظمي داوران بخش مسابقه سينماي ايران بيست و ششمين جشنواره فجر بودند. در پايان اين گزارش آمده است برنامه دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران 28 فروردين ماه ساعت 18 در تالار خانه سينما برگزار مي شود.
چارلتون هستون در پايان راهي پرفراز و نشيب
جمشيد ارجمند

چارلتون هستون هنرپيشه امريکايي که در دهه 60 ميلادي تا به اوج قله بلند نام آوري رسيد و مرز اسطورگي را لمس کرد، بعد از عمري دراز (84 سال) به سبب بيماري آلزايمر درگذشت. چارلتون هستون بازيگر ويژه يي بود. اوج دوران رونق کارش مصادف بود با زمانه فيلم هاي عظيم يا به اصطلاح خود فرنگي ها سوپر پرودوکسيون؛ فيلم هايي مثل بن هور و ده فرمان که اقتباس هاي پرخرجي از کتاب مقدس بودند. فيزيک يا بهتر بگويم ظاهر جسماني هستون هماهنگي راضي کننده يي با اينگونه فيلم ها داشت، صورت استخواني، بيني عقابي و چشمان نافذ او گويا تمهيدهايي دقيق بود براي نقش هايي چون حضرت موسي (در ده فرمان) و بن هور (در بن هور). در ژانر سوپر پرودوکسيون ها، فيلم ال سيد اثر بزرگ و عميق آنتوني مان محصول 1961 بهترين فيلمي است که هستون در کارنامه خود دارد، هر چند اسکار بهترين بازيگر مرد را در 1959 براي بازي در نقش بن هور به دست آورد. آثار مهم ديگر هستون يکي فيلم علمي - تخيلي و شگفت انگيز سياره ميمون ها است و ديگري احتضار و خلسه که در آن نقش ميکل آنژ را بازي کرد.

هستون از 1950 وارد کار سينماي حرفه يي شد و تا 1993 هم در سينما بود، يعني بيش از 40 سال. و گويا در اين مدت در حدود 80 فيلم ظاهر شد که کارنامه يي پربار را نشان مي دهد.

هستون مثل بسياري از بازيگران مرد معتبر سينماي امريکا، بعد از کسب شهرت به سياست هم کشيده شد و شگفت آنکه ابتدا در موضع چپ فعاليت مي کرد ولي طولي نکشيد که با چرخشي صد و هشتاد درجه يي به راست محافظه کار تغيير جهت داد و در سال هاي اخير به سمت رياست انجمن هواداران سلاح هاي گرم در امريکا برگزيده شد و به مبارزه يي تند با مخالفان آزادي سلاح گرم پرداخت. شايد به همين خاطر هم بود که سال گذشته از دست جرج بوش مدال آزادي دريافت کرد. شايد اگر چنين پيشينه يي در زندگي خود نداشت، از او با ياد و خاطره بهتري مي شد سخن گفت.

اما به هر حال چارلتون هستون از فرزندان پرکار سينماي امريکا است که با شرکت در فيلم هاي پربيننده فراوان حقوقي بر گردن سينماي روايتگر دارد.
عناوين اين صفحه
بن هور سينما درگذشت
هيچ چيز مشخص نيست
نامزدهاي انجمن منتقدان در جشنواره بيست و ششم معرفي شدند
چارلتون هستون در پايان راهي پرفراز و نشيب
پيشنهادها
دريچه
طنزنويس هم داريم
چهره ها
کنسرت جديد گروه دستان
کنفرانس دروغ سيزده

پيشنهادها
 نمايش فيلم هاي مستند جنگي ؛فيلم هاي مستند آرشيوي و به نمايش درنيامده جنگي در سالن سينما حقيقت مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي به مناسبت سالگشت درگذشت شهيد آويني با حضور يوسف جان نثار (فيلمبردار افغاني)، آنيس دوويکتور و کاميل پرآن از فرانسه امروز و فردا از ساعت 15 تا 19 به نمايش در مي آيد. در اين همايش قسمت هاي برگزيده يي از مجموعه مستند «روايت فتح» به نمايش درمي آيد.






 رنگ هاي کودکانه؛نمايشگاه هاي نقاشي آزاده خواجه نصير و مريم حامداسماعيلي در نگارخانه هاي مميز و نامي خانه هنرمندان ايران افتتاح شد. خواجه نصير در بيست و دو تابلو خود با پرداخت اکسپرسيو موضوعات انساني را دستمايه قرار داده است و حامد اسماعيلي با گرايش به آبستره فضاها و رنگ هاي کودکانه آفريده است.








 آلبوم موسيقي «تاتاري»؛«تاتاري» مجموعه يي از قطعات موجز و متفاوت براي پيانو است که به فضاي آثار باخ نزديک مي شود. هوشيار خيام آهنگساز سي ساله اين قطعات است که کنسرت هاي متعددي را در تهران، برلين، سين سيناتي و پترزبورگ در کارنامه دارد. اين سي دي از طرف نشر موسيقي هرمس به بازار عرضه شده است.


دريچه
تمديد مهلت ارسال متون نمايشي تئاتر بانوان

با توجه به استقبال گروه هاي تئاتري مهلت ارسال متون نمايشي به هفتمين جشنواره تئاتر بانوان تا 24 فروردين ماه تمديد شد.

تغيير نام «سفر به تاريکي» جيراني

پس از سه بار تغيير نام، نخستين سريال فريدون جيراني روي آنتن شبکه دو سيما مي رود. به گزارش ايسنا اين سريال که با نام «مرگ تدريجي يک رويا» پخش مي شود، در طول ساخت «سفر به تاريکي» نام داشت.

آلبوم «اشک هايي از بهشت» منتشر مي شود

آلبوم موسيقي بي کلام «اشک هايي از بهشت» به آهنگسازي و اجراي «مهدي وجداني» به زودي در بازار موسيقي منتشر مي شود. به گزارش فارس در اين آلبوم که دومين اثر «مهدي وجداني» پس از آلبوم «تاريکي زيبا» است، قطعاتي چون نواي صلح، من و ما، بازگشت دوباره، يادهاي باران خورده، خنده در تاريکي، پايتخت، روشنايي روز، روز تاريکي و چه فرقي مي کند به چشم مي خورد.

مرور 50 سال نقاشي عباس کاتوزيان

نمايشگاهي از آثار عباس کاتوزيان روز پنجشنبه 22 فروردين در فرهنگسراي نياوران افتتاح مي شود. در اين نمايشگاه حدود يکصد اثر از طراحي ها و نقاشي هاي کاتوزيان ارائه خواهد شد که مروري بر نقاشي هاي 50 سال اخير وي است و تعدادي از آثار جديد او هم در اين نمايشگاه وجود دارند. آخرين نمايشگاه کاتوزيان 9 سال پيش برگزار شده بود.

عدم خريد برخي فيلم هاي خارجي از فارابي

اميرحسين علم الهدي در گفت وگويي با ايسنا با بيان اينکه نمايش فيلم 1408 از تلويزيون بدون اجازه فارابي بوده است، اظهار داشت؛ 1408به همراه چند فيلم ديگر از جمله «جنگ اژدها»، «آزادي خوب است» و «در دره الاه» آثاري بودند که رايت آنها کاملاً در اختيار بنياد سينمايي فارابي است اما تلويزيون بدون اجازه اقدام به پخش آنها کرده است، در صورتي که قرار بود ابتدا در سينما اکران کنيم و بعد به تلويزيون و ويدئو بدهيم.


طنزنويس هم داريم
سيد علي ميرفتاح

بنا ندارم داستان دنباله دار خدمت تان عرض کنم، اما مجبورم دو سه روز اول - اگرچه مجمل و سربسته- برايتان بگويم که چه بر سرم آمده و کجا هستم و چه مي کنم و با که محشورم و چه کاره شده ام. اگر عرض ديروزم هنوز در خاطرتان مانده باشد - که با اين همه مشغله که داريد بعيد مي دانم- گفتم در آن بيشه زاري که سرنوشت، کلاهم را بدانجا انداخته بود، مقدم بر همه ارباب وحش، گرگ بيابان به سراغم آمد و در سلام و طرح دوستي پيش قدم شد و گفت؛ «خوش آمدي رفيق.»

قبل از اينکه سلامش را پاسخ بگويم و دستش را به گرمي بفشرم و پيش از اينکه صداي مهربان و متين و در عين حال زنگ دار گرگ به يکباره ترس و دلهره مرا از بين ببرد، داشتم نقشه مي کشيدم و برنامه مي ريختم که کدوي قلقله زني پيدا کنم و خود را در آنجا کنم و از بيشه زار سرسبزي که آن را مهلکه مي پنداشتم، بگريزم و با قل خوردن هاي مدام خود را به وادي هاي امن برسانم، غافل از آنکه کجا امن تر از اينجا؟ بعداً خدمت تان عرض خواهم کرد و شاهد مثال خواهم آورد که اين حجم دوستي و صلح کلي را که در بيشه زار پنچه تنتره ديده ام تا به حال در هيچ کجا نديده ام و يحتمل من بعد هم نخواهم ديد. گرگ بيابان سيگاري تعارفم کرد که به نشانه ادب انگشتي روي دستش زدم و گفتم اگر حمل بر بي ادبي ام نشود چپقم را چاق مي کنم و مي کشم. وقتي منظورم را از زدن انگشت بر پشت دستش ملتفت شد به اقرار خودش از مرامم خوشش آمد و ايواللهي گفت و چند قدم آن طرف تر آفتاب رويي پيدا کرديم و نشستيم به حرف زدن و درد دل گفتن. چه گرگ نازنيني. اصالتاً اهل گراندکانيون بود و تحت تاثير هسه، فاميل و خانه و يار و ديار را رها کرده بود و مثل من آنقدر آمده بود و آمده بود تا به ته دنيا رسيده بود. وقتي او را شفيق و دردآشنا يافتم سر درد دلم باز شد و همه چيز را از اول برايش گفتم. وقتي داشتم از پيرمردها مي گفتم، ديدم که چشمانش خيس شد و حتي قطره يي هم ريخت. اشکش از سر دلسوزي نبود بلکه مي خواست به من بفهماند که معني دلتنگي را مي فهمد. بعد دستي به پشتم زد و گفت؛ «با اين روحيه که داري حتماً بايد بيايي و محفل ما را ببيني.» پرسيدم؛ «محفل شما؟» گفت؛ «توي اينجا حيوان زياد است. همه رقم حيواني پيدا مي شود. حيوان دزد، حيوان رشوه بگير، حيوان کتابخوان، حيوان فيلسوف... جنس اين بيشه جور است...» وسط حرفش پريدم و معترضه عرض کردم؛ «شنيده بودم که هر بيشه گمان مبر که خالي است...» که ادامه داد؛ «اصلاً خالي نيست. ورزشکار داريم، سياسي داريم، آرتيست داريم، مسافرکش طرح دار داريم، پيک داريم، طبيب داريم، طنزپرداز داريم، اقتصادي نويس داريم، مجري تا دلت بخواد داريم. مي گم همه رقم يعني همه رقم. اما يه چند نفري هستيم که سني ازمان گذشته و سرد و گرم چشيده روزگاريم و آردهامان رو بيختيم و الک هامان رو آويختيم و بعدازظهر به بعدازظهر دور هم مي نشينيم و صفاي مختصري مي کنيم و دور هم يه چيزايي مي گيم که شب مان بشود روز و روزمان بشود شب. اگه دود سنگين هم حال مي کني، هستند بچه ها...»ظاهراً دنيا سر و ته ندارد يا اگر دارد هر دو آسمانش يک رنگ است، يا اينکه آسمان همه جا به همان خاکستري تيره يي است که سقف دلم را با آن پوشانده اند. گرگ بيابان جلوجلو رفت و من از پس او، که رسيديم به يک افراي بلند هزارساله که در سايه اش بساط قلندري پلنگ و شتر و استر و گاو و بوزينه گسترده بود. گرگ مرا به اين بزرگواران معرفي کرد و بلافاصله و به تفصيل آنها را يک به يک به حقير فقير دست و رو نشسته ريش و مو به امان خدا رها کرده شناساند. متاسفم که مجال آن ندارم که من هم اين دوستان را به شما بشناسانم. ناچار بايد بماند براي فردا اما من باب حسن ختام هم که شده اين را بگويم که از ايشان پرسيدم؛ «اينجا کاري هم هست که به عنوان شغل و وسيله يي براي ممر درآمد بشود انجام داد و به آن مشغول شد؟» که جناب شتر في الفور از حضرت صائب نقل قول فرمود که «در کارخانه يي که ندانند قدر کار/ از کار هر که دست کشيد کاردان تر است» که يادم آمد در شهر که بودم چقدر پشت سر هم مرا و بعضي دوستانم را از کار دست مي کشيدند...

www.kargadan.net


چهره ها
 اسماعيل خلج و نمايش جديدي به صورت شعر؛اسماعيل خلج امسال بعد از دو سال قطعه شعري را به صورت تئاتر در يکي از سالن هاي نمايش تهران روي صحنه مي برد. او که نمايش «هفت نمايش کوتاه» را در سال 85 با حضور فردوس کاوياني و ديگر هنرمندان پيشکسوت تئاتر در فرهنگسراي هنر روي صحنه برده بود اين بار قرار است اين شعر را که مضموني عرفاني دارد با 15 بازيگر در يکي از سالن هاي نمايشي تهران اجرا کند.






يادبود ثمين باغچه بان ؛مراسم يادبود ثمين باغچه بان در مراسم روز جهاني کتاب کودک برگزار مي شود. اين مراسم که قرار بود پيش از اين در 17 فروردين برگزار شود روز سه شنبه 20 فروردين ماه در انجمن نويسندگان کودک و نوجوان و با سخنراني عباس رئوف برگزار مي شود.









عجله «اليور استون» براي پايان فيلم «بوش» ؛«اليور استون» در نظر دارد پيش از اتمام دوره رياست جمهوري «جرج دبليو بوش» فيلم زندگينامه وي را آماده نمايش کند. اين کارگردان امريکايي گفته اين فيلم را پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري امريکا در ماه نوامبر در سينماهاي سراسر کشور به نمايش درمي آورد. در اين فيلم «جاش برولين»، بازيگر فيلم برنده اسکار «جايي براي پيرمردها نيست»، در نقش بوش و «اليزابت بانکز»، بازيگر 40 ساله فيلم «مرد عنکبوتي»، در نقش همسر او يعني «لورا بوش» بازي خواهند کرد.


کنسرت جديد گروه دستان
گروه موسيقي دستان در پروژه جديد موسيقايي خود 6 و 7 ارديبهشت با ارکستر سمفونيک لي يج در بلژيک کنسرت مي دهد. «حسين بهروزي نيا» نوازنده بربط گروه دستان در گفت وگو با فارس در خصوص اين پروژه گفت؛در اين کنسرت که آغازگر تور جديد گروه دستان و ارکستر سمفونيک هاي شهرهاي مختلف دنيا است، قطعات ساخته شده توسط اعضاي گروه دستان با تنظيم «محمدرضا درويشي» را اجرا خواهيم کرد. وي افزود؛ اين اجرا به صورت سازي خواهد بود اما قرار است در کنسرت هاي بعدي با ديگر ارکستر سمفونيک ها استاد شجريان در کنار گروه دستان قرار گيرد. اين نوازنده بربط در خصوص اجرا با ارکستر سمفونيک تهران بيان داشت؛ اگر اينجا فضا براي اجرا و ارکستر سمفونيک تهران مهيا و مناسب باشد اين کار را خواهيم کرد. «بهروزي نيا»در خاتمه خاطرنشان کرد؛ در اولين اجراي گروه دستان که 6 و 7 ارديبهشت با ارکستر سمفونيک شهر «لي يج» برگزار مي شود، قطعاتي از ساخته هاي من،«متبسم» و «فرج پوري» را در بلژيک اجرا خواهيم کرد.


کنفرانس دروغ سيزده
ابراهيم رها

خواب مي بينم که مقابل سالني ايستاده ام. بر سردر سالن پارچه يي نصب شده که روي آن نوشته؛ «کنفرانس دروغ سيزده». سرم را از لاي در به تو مي برم، مي بينم عده يي از دوستان زحمتکش و عدالت سرخود، در سالن حضور دارند، چشم ام به غلامحسين الهام که مي افتد، نمي توانم خودم را کنترل کنم و يکدفعه مي بينم که وسط سالنم،در خواب و ايضاً در آن کنفرانس، الهام پشت تريبون مي رود و اعلام مي کند برکناري ها در دولت نهم دروغ سيزده بوده، براي من سريعاً چند سوال پيش مي آيد که روي کاغذ مي نويسم، مي فرستم برايش اما شما که غريبه نيستيد، به شما هم مي گويم. روي کاغذ مي نويسم؛ 1- از اول دولت تا الان هفت دفعه اين دروغ سيزده، واقعي شده، خدا وکيلي چرا؟ 2- دولت کمتر از سه سال است که در راس کار است، چطور هفت دفعه دروغ سيزده فروردين گفته اند؟ آگاهان و بعضاً مورخان معتقدند هر سال فقط يک سيزدهم فروردين دارد. هر چند امکان دارد مورخان و آگاهان از منتقدان غيردلسوز دولت باشند، 3- آها، شما دروغ سيزده صداش مي زنين؟،کنفرانس ادامه پيدا مي کند و الهام اعلام مي کند وضعيت اقتصادي در سال جديد دگرگون خواهد شد. اساساً احساس مي کنم دولت نهم علاقه غريبي به دگرگون کردن دارد. گويا دوستان فراموش کرده اند خاتمي ديگر رئيس جمهور نيست و لازم نيست اينها هر ساله همه چيز را از بنياد دگرگون کنند. در اين باره چندباره به دوستان عدالت سرخود در بيداري توضيح داده ام که دوران رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي تمام شده اما چون هنوز صبح به صبح که چشم باز مي کنند به او يک چيزي مي گويند، تقريباً به يقين رسيده ام همه باورشان شده خاتمي ديگر رئيس جمهور نيست جز اطرافيان احمدي نژاد. بعد با خود فکر مي کنم من که در بيداري کسي حرفم را گوش نمي کند، بهتر است در خواب ديگر خودم را ضايع نکنم و مثل بچه آدم، ساکت و آرام به ادامه حرف هاي الهام گوش کنم. او مي گويد همه چيز رو به راه خواهد شد و من به اسم کنفرانسي که در آن شرکت کرده ام فکر مي کنم. نگاهي به سخنران مي اندازم و زير لب مي گويم، چي صدا کنم تو رو. بعد برمي خيزم و از سالن مي آيم بيرون. خودمانيم، مردم هم خواب مي بينند، ما هم خواب مي بينيم،

Khaberaha@gmail.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام