دوشنبه، 19 فروردين 1387 - شماره 1644
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
آغاز مسابقات دسته سوم جام ديويس در مجموعه ورزشي انقلاب
اميد به صعود با ملي پوش دورگه
مهدي اميرپور

مسابقات دسته سوم ديويس کاپ در وضعي آغاز مي شود که تيم ملي تنيس ايران با وجود سقوط از دسته دوم در سال گذشته، در فاصله 24 ساعت مانده به آغاز تورنمنت هنوز هم آرايش چهار نفري خود را براي اين مسابقات انتخاب نکرده. پس از اينکه تيم ملي ايران سال گذشته در مسابقات دسته دوم با شکست به هنگ کنگ و کويت به دسته سوم سقوط کرد، حالا بايد دنبال صعود دوباره به مسابقات دسته دوم باشد، هرچند با حضور مالزي، پاکستان، سريلانکا، سوريه، تاجيکستان، امارات و ويتنام نبايد چندان به صعود بدون دردسر ايران اميد داشت. اين را هم نبايد از قلم انداخت که محمدرضا توکلي تنها در فاصله چند روز مانده به آغاز تورنمنت براي سرمربيگري تيم ملي تنيس انتخاب شد. توکلي که حتي تا سه، چهار سال پيش در بين تنيسورهاي برتر ايران بود، الان با کمتر از چهل سال سن سرمربي تيم ملي تنيس است. البته پس از اينکه اشکان شکوفي و انوشا شاهقلي با مشکل بي انضباطي از اردوي تيم ملي در جزيره کيش اخراج شدند، توکلي با اولين چالش دوران سرمربيگري خودش در تيم ملي روبه رو شد. هرچند احتمال کم رنگ بازگشت اين دو تنيسور هم با گفت وگوي تلويزيوني عليرضا خروشي رئيس فدراسيون تنيس منتفي شد. با وجود اين محمدرضا توکلي در بيست روز گذشته تمرينات پرفشاري را با ملي پوشان داشته. البته يک رقيب تمريني باکيفيت در روزهاي پاياني اردوي تيم ملي کمک زيادي هم به تنيسورهاي ايران کرد. «کريستف لسئياک» تنيسور جوان اتريشي که سال گذشته در مسابقات فيوچرز کيش نمايش خوبي داشت، رقيب تمريني تنيسورهاي ايران در 12 روز گذشته بود، هرچند او تنها تنيسور خارجي اردوي تيم ملي تنيس نبود. «بنيامين ابراهيم زاده» تنيسور ايراني الاصل که در آلمان به دنيا آمده الان چند ماهي است که در اردوي تيم ملي تنيس ايران حضور دارد. او حتي در مسابقات فيوچرز کيش هم براي تيم ملي بازي کرد ولي به خاطر آسيب ديدگي از ناحيه مچ نمايش خوبي در کيش نداشت. به هر حال او اين بار براي اولين مرتبه در مسابقات ديويس کاپ براي تيم ملي ايران مسابقه مي دهد. او در کنار روزبه کامران و اميد سوري، سه تن از چهار ملي پوش تيم ملي در مسابقات به حساب مي آيند و ابهام بزرگ در اين بين نام چهارمين ملي پوش ايران در تورنمنت است که حتي در فاصله 24 ساعت مانده به آغاز مسابقات هنوز انتخاب نشده. البته در اين بين شايعه شده که محمدرضا توکلي سرمربي تيم ملي تنيس با چهل سال سن شايد نام خودش را به عنوان چهارمين ملي پوش تيم ملي رد کند. به هر حال مسابقات ديويس کاپ از عصر امروز در مجموعه ورزشي انقلاب تهران آغاز مي شود و اينکه تيم ملي تنيس به مسابقات دسته دوم آسيا صعود کند ايده آل ذهني تمام تماشاگران تنيس است.
کعبي دشمن دارد، استيلي استعفا مي کند، نيکبخت پاس نمي دهد
گرداب پرسپوليس عليه پرسپوليس
فرزاد حبيب اللهي

تئوري آلماني ها درباره مدعي قهرماني جالب است؛ «تيمي که در آن اختلاف و پتانسيل درگيري نباشد، قهرمان بشو نيست.» يک درياي بي موج را تجسم کنيد. دريا بدون موج و با نسيم، به اوج زيبايي و آرامش مي رسد اما با آرامش مطلق و با نسيم، هيچ ساحلي فتح نمي شود. دريايي چنين آرام، به هيچ چيز ضربه نمي زند و غالب نمي شود.از اين زاويه پرسپوليس و استقلال مهم ترين مدعيان قهرماني ليگ ايران هستند؛ تيم هايي که رنگ آرامش نمي بينند. اين اما بدترين نتيجه گيري از تئوري فوتبال شناس هاي آلماني است. دوباره تئوري آنها را بخوانيد. از «پتانسيل درگيري» گفته اند نه از درگيري. از موج نه از گرداب. از هيجان درگيري، نه مشت و لگد.پرسپوليس، اسير گرداب شده است نه همنشين موج. درون ستيزي دارد، نه پتانسيل درگيري. آنها به جاي عجيبي رسيده اند. حسين کعبي مدعي است؛ «بعضي بازيکن ها مثل نيکبخت، خليلي، بادامکي و آقايي از اينکه من با قرارداد سنگين به پرسپوليس آمدم، ناراحتند و به من پاس نمي دهند تا خرابم کنند.» کعبي که از قطبي نااميد شده نااميدي اش را با عنوان «درد دل» با خبرنگار نزديکش تقسيم مي کند. درد دلي که قرار بود رسانه يي نشود اما دهان رسانه بسته نمي ماند؛ «فکر مي کردم دارم به تيمي مي آيم که مثل تيم دنيزلي بازي مي کند اما قطبي کجا، دنيزلي کجا، آنها اصلاً قابل مقايسه نيستند. چند دقيقه آخر بازي با استقلال، همه چيز را بي خيال شدم و با نظر خودم، پست بازي ام را عوض کردم. رفتم خط حمله و بهترين بازي را در آن چند دقيقه کردم. اگر قطبي در پرسپوليس بماند، امکان ندارد قراردادم را تمديد کنم.» صبح جمعه است. تمرين ريکاوري داربي. چشم ها پف کرده و عضلات خسته اند. موبايل افشين قطبي زنگ مي خورد. گوش ها تيز مي شود؛ «باشه نيکي جان، امروز نيا، استراحت کن.»حالا چشم ها به قطبي خيره مي شود. چند دقيقه بعد سرمربي پرسپوليس ميان سه بازيکن باتجربه محاصره شده و بايد جواب بدهد که چرا نيکبخت نمي تواند تمرين کند و مي تواند استراحت کند. پاسخ جالب است؛ «الان شرايط طوري نيست که در اين باره حرف بزنيم. بهتر است سر به سر نيکبخت هم نگذاريم.» حالا قطبي اختلاف شديد نيم فصل اول با نيکبخت را به رفاقتي صميمانه تبديل کرده است، رفاقتي که با پوئن دادن به مهاجم شماره 10 متولد شده است اما فروکش کردن اين موج، با تولد يک گرداب وحشتناک همراه است. قطبي که با آغاز دور برگشت، در «کنترل» و «مديريت» پرسپوليس ناتوان شده، «پتانسيل شيرين درگيري» در تيمش را به خود درگيري تبديل کرده و کار به جايي رسيده که چند هفته است چشم نيکبخت و خليلي به هم نيفتاده است. ستاره ها در داربي به هم پاس نمي دهند و در تمرين جوابي براي سلام هم ندارند، که اصلاً سلامي در کار نيست. قطبي به تمام اين اتفاقات خطرناک، واکنشي عجيب دارد؛ «باشه نيکي جان، امروز نيا تمرين. استراحت کن.» حبيب کاشاني متوجه عمق فاجعه شده که در جلسه صبح شنبه کادر فني از قطبي خواست از نظرات استيلي بيشتر استفاده کند. طرح خواسته البته با لحن آمرانه همراه بود. يعني کاشاني تلويحاً به سرمربي پرسپوليس دستور داد بخشي از اختيارات فني اش را تفويض کند. به چه کسي؟ استيلي؛ کسي که در پايان همان جلسه براي بار دوم استعفاي شفاهي خود را مطرح کرد.

مردي که در تبديل پتانسيل درگيري به درگيري و تولد گرداب از دل موج، نقش ويژه داشت و امروز خودش هيچ کدام را نمي تواند تحمل کند؛ نه پرسپوليس را، نه قطبي را، نه درگيري را و نه گرداب را.کعبي دشمناني پيدا کرده است. دشمن چه فرضي باشد، چه حقيقي؛ کعبي دشمناني پيدا کرده که به او پاس نمي دهند. حميد استيلي استعفا مي کند. نيکبخت به قطبي زنگ مي زند و سر تمرين نمي رود. چند بازيکن شاکي مي شوند.شکايت شان را چشم تو چشم، به گوش قطبي مي رسانند.کعبي به کريم باقري و حميد استيلي خبر مي دهد که مشکلش چند بازيکن ديگر هستند که پاس نمي دهند. نگاه خليلي و نيکبخت به هم نمي افتد که پاسي بدهند. کاشاني به قطبي «امر» مي کند از استيلي بيشتر و بهتر بازي بگيرد. استيلي استعفا مي کند. اين ديگر موج قهرمان ساز نيست، گرداب است. پتانسيل درگيري وحدت زا نيست، خود درگيري است. تئوريسين هاي آلماني هم عجب ضرب المثلي دارند.
اتهام مديران مس رفسنجان پس از شکست تلخ به نساجي مازندران
رختکن ما را غارت کردند
سرمربي تيم فوتبال صنعت مس رفسنجان مدعي شد تماشاگران مازندراني در جريان ديدار اين تيم با نساجي مازندران، وسايل بازيکنان تيم مس را غارت کرده اند. در جريان ديدار روز شنبه تيم هاي فوتبال صنعت مس رفسنجان و نساجي مازندران، تماشاگران تيم ميزبان با حضور در رختکن تيم ميهمان به غارت وسايل بازيکنان اين تيم پرداختند. سرمربي تيم فوتبال صنعت مس رفسنجان گفت؛ «متاسفانه در تمام مدت 90 دقيقه بازي تماشاگران تيم نساجي عليه بازيکنان و اعضاي کادر فني تيم ما به فحاشي پرداختند و شرايط بسيار بدي را براي تيم ما به وجود آوردند. پس از آنکه به رختکن ورزشگاه وارد شديم، متوجه شديم گروهي نامعلوم با حضور در رختکن برخي از وسايل بازيکنان تيم ما منجمله تلفن همراه، ساک، دوربين و مبلغ دو ميليون تومان را به غارت برده اند. جو وحشتناک استاديوم به طوري بود که بازيکنان ما مدت ها در رختکن حبس شدند و حتي با همراهي نيروي انتظامي از شهر خارج شديم، چرا که اين جو در شهر نيز وجود داشت.» او در مورد دليل اين عمل تماشاگران گفت؛ «متاسفانه جو استاديوم طوري بود که تاکنون شاهد آن نبودم و اميدوارم صحبت هايي که در مورد از قبل طراحي شدن اين جريانات از سوي افراد مغرض نسبت به باشگاه صنعت مس مطرح مي شود، شايعه باشد و بتوانيم اين اتفاقات ناشايست را نيز به تماشاگرنماهاي فوتبال مرتبط سازيم.» به دنبال اظهارات سرمربي مس رفسنجان، بهروان رئيس هيات فوتبال استان مازندران و رحماني مديرعامل باشگاه نساجي اين ادعا ها و هرگونه اقدامي از سوي تماشاگران مازندراني را رد کردند. بهروان گفت؛ «با توجه به اينکه هر دو تيم نساجي و مس در کورس قهرماني هستند از اين رو سه امتياز بازي بسيار حساس بود، انتظار مي رفت برخوردهايي شکل گيرد اما خوشبختانه نظم خاصي بر اوضاع حاکم بود و نه تنها تماشاچيان مازندراني هيچ توهيني به تيم مس نکردند بلکه بنده و تمامي مسوولان فوتبال مازندران به اين تيم احترام گذاشتيم و حتي برخي از ميهمانان شان را به جايگاه ويژه ورزشگاه راهنمايي کرديم. علاوه بر اين، پرسنل نيروي انتظامي، مسوولان تربيت بدني استان، عسگري ناظر داوري و نمايندگان فدراسيون آنجا حضور داشتند که مي توانند ادعاي بنده را تاييد کنند. من از تيم مس مي خواهم تحمل شکست را داشته باشد، چرا که فوتبال برد و باخت دارد و همان طور که نساجي در بازي رفت از اين تيم شکست خورد، اکنون که در ديدار برگشت پيروز شده، آنها نبايد اين گونه مسائل کذب را مطرح کنند.» همچنين کورش رحماني مديرعامل باشگاه نساجي در اين رابطه گفت؛ «هرگونه صحبتي مبني بر ورود تماشاچيان مازندراني را به رختکن تيم مس تکذيب مي کنم. هيچ کس به رختکن اين تيم نرفته است چرا که رختکن اين تيم دزدگير داشت. تنها مساله يي که من شاهد بودم درگيري لفظي بود که بعد از بازي بين فتحي بازيکن مس و ليدر تيم ما صورت گرفت که آن را هم فتحي با دادن فحش و ناسزا به او و توهين به مردم مازندران شروع کرده بود که خيلي سريع پايان يافت.»
با حضور عابدزاده ، فردين معصومي و فوتباليست هاي انزلي چي برگزار شد
دهمين سالگرد مرگ قايقران
عصر جمعه، عصر ويژه يي بود. عصري که يادآوري کرد 10 سال از مرگ ناگهاني سيروس قايقران گذشته است. احمدرضا عابدزاده به انزلي رفته تا در مراسم دهمين سالگرد فوت قايقران شرکت کند. محمد احمدزاده، فردين معصومي، غفور جهاني، بهمن صالح نيا، نادر دست نشان و جمعي از شخصيت هاي سياسي ورزشي گيلان هم در مراسم حضور داشتند. در طول مراسم همه به ياد اتفاق تلخ 18 فروردين 1377 در جاده رشت- قزوين بودند؛ اتفاقي که سيروس قايقران و پسرش راستين را به کام مرگ کشاند.استاندار گيلان در اين مراسم تاکيد کرد؛ «سيروس قايقران مانند نامجو و رضازاده يک اسطوره فراموش نشدني به شمار مي رود و آنقدر شخصيت والايي داشت که بايد هميشه ياد و خاطره اش را گرامي بداريم. در حقيقت همواره از کساني تقدير مي شود که تنها متعلق به شهر و خانواده خود نيستند بلکه به تمامي ملت تعلق دارند. برخي بيش از زمان و مکان خود اوج مي گيرند و همه مردم با هر خصوصيت و عقيده يي سعي دارند خود را به اين افراد نزديک کنند.»سيروس قايقران در دوره يي به تيم ملي رسيد که اغلب بازيکن ها از پرسپوليس و استقلال به تيم ملي مي رسيدند و اسکلت تيم ملي را دو تيم محبوب پايتخت تشکيل مي دادند. اما قايقران حتي به بازوبند کاپيتاني تيم ملي هم رسيد و يکي از مهمترين گل هاي تاريخ فوتبال ايران را در نيمه نهايي المپيک آسيايي پکن به کره جنوبي زد.شايد اگر آن حادثه تلخ براي قايقران رخ نمي داد، امروز او روي نيمکت يکي از بهترين تيم هاي ايران نشسته بود و در ليگ برتر مربيگري مي کرد. مرحوم سيروس قايقران در سال 1340 در محله کلويور بندرانزلي پا به عرصه هستي نهاد و از همان ابتداي کودکي به فوتبال در زمين هاي خاکي کلويور روي آورد و با استعداد درخشانش به عضويت تيم فوتبال منتخب آموزشگاه ها در آمد.مرحوم قايقران در سن 16سالگي موفق شد به عنوان يکي از مهره هاي اصلي در تيم هاي نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهاي خود را به نمايش بگذارد و با مهارت هاي منحصر به فردش ملوان را به رتبه قهرماني باشگاه هاي گيلان برساند.وي طي سال هاي 57 تا 63 افتخارات زيادي را براي ملوان و گيلان به ارمغان آورد مانند دو گلي که وارد دروازه پرسپوليس کرد يا گل زيبايي که به تيم منتخب مازندران زد.مرحوم قايقران در سال 1363 به تيم ملي دعوت شد و در سال 66 تنها فوتباليست شهرستاني بود که شادروان دهداري بازوبند پرافتخار کاپيتاني تيم ملي ايران را به بازوي او بست. در سال 67 در جام ملت هاي آسيا در قطر، تيم ملي ايران با رهبري سيروس به مقام سومي دست يافت و در سال 69 تيم ايران را با گل هاي زيبايش پس از 20 سال به قهرماني در بازي هاي آسيايي پکن رساند.سيروس در آن دوران نه تنها در ايران بلکه در آسيا و اروپا هم به عنوان يک بازيکن استثنايي مطرح شد و با وجود داشتن پيشنهاد از تيم هاي آلماني، به الاتحاد قطر پيوست. سيروس در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد و بعد از مدتي بازي در قطر، مجدداً به تيم اول خود، ملوان بازگشت و اين تيم را قهرمان جام حذفي و راهي مسابقات آسيايي کرد.سيروس در سال 72 به عنوان بازيکن و سپس به عنوان مربي به تيم کشاورز تهران پيوست و نتايج قابل توجهي به دست آورد. وي سپس به تيم دسته دومي مسعود هرمزگان پيوست و مدتي در آنجا مشغول مربيگري شد. قايقران تجربه ورزشي خود را با مربيگري تيم هاي کشاورز تهران و مسعود هرمزگان به فوتباليست هاي جوان منتقل کرد.
از خاطرات بچگي تا دلتنگي ها در جام جهاني
کتاب دايي به بازار مي آيد
امير مسعودي؛ اگر در خارج نوشتن کتاب خاطرات توسط بازيکنان بزرگ فوتبال کاري عادي محسوب مي شود و طرفداران فوتبال در سراسر دنيا مي توانند چند سال پس از پايان عمر فوتبالي بازيکنان محبوب شان خاطرات آنها را مطالعه کنند، در ايران اين کاري غيرعادي به حساب مي آيد. در ايران کمتر کسي به ياد دارد که کتابي از بازيکنان فوتبال به چاپ رسيده باشد و پس از آن خاطرات بازيکن، فضاي فوتبالي را تحت تاثير قرار داده باشد. فوتبالي ها و ورزشي ها تنها نام مايلي کهن و هاشمي طبا را به خاطر دارند که با به بازار فرستادن کتاب هاي خاطرات شان چند وقتي روي بورس بودند، اما خاطرات آنها هيچ کدام به قدري تاثيرگذار نبود که بتواند فضاي ورزش را تحت تاثير قرار بدهد، ضمن اينکه نوع نگارش اين کتاب ها هم براي کتابخوان هاي حرفه يي چندان جالب نبود، اما اين بار قرار است علي دايي خاطرات 20 ساله اش از حضور در فوتبال ايران و آلمان را به صورت کتاب به بازار بفرستد به همين دليل پيش بيني اينکه کتاب دايي يکي از پرفروش ترين کتاب هاي سال باشد چندان سخت نيست. گويا منصور ضابطيان توانسته علي دايي را براي بازگو کردن خاطرات فوتبالي و غيرفوتبالي اش متقاعد کند و قبل از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي چند جلسه يي را اين دو با هم درباره نگارش اين کتاب برگزار کرده اند. تا پيش از انتخاب دايي به عنوان سرمربي اين جلسات هفتگي ادامه پيدا کرد تا اينکه دايي سرمربي تيم ملي شد و ضابطيان هم براي چند وقتي به خارج از ايران رفت و همين مساله دليلي شد که پروژه کتاب خاطرات دايي در همان مراحل اول متوقف بشود.دايي درباره اين کتاب مي گويد؛ «چند وقتي قرار بود اين کار انجام بشود که از چهار ماه قبل اين کار را شروع کرديم. با اين حال پروژه نوشتن اين کتاب به نحوي نيست که بتوان خيلي سريع آن را جمع و جور کرد. فکر مي کنم حداقل يک سال ديگر طول بکشد تا اين کتاب به بازار بيايد.»

البته اگر فکر مي کنيد با خواندن کتاب دايي مي توانيد به حقايق پشت پرده فوتبال ايران پي ببريد، اشتباه کرده ايد چرا که دايي مي خواهد ناگفته هاي فوتبال ايران را براي خود نگه دارد؛ «متاسفانه بعضي از ناگفته ها هست که نمي توان آنها را بازگو کرد. بعيد مي دانم اين ناگفته ها را در اين کتاب مطرح کنم چرا که همان طور که گفتم اين ناگفته ها غيرقابل گفتن است و اين مسائل مثل يک راز در دلم مي ماند.»هر چند قرار نيست دايي خيلي وارد حاشيه هاي فوتبال شود اما قطعاً خواندن مطالبي از زندگي شخصي دايي و حتي اتفاقاتي که براي شهريار فوتبال ايران در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2006 افتاده مي تواند به قدري جذاب باشد که به احتمال زياد کتاب دايي يکي از پرفروش ترين کتاب هاي سال شود. چشم تان را ببنديد و فرض کنيد کتابي از دايي را مي خوانيد که در آن او تعريف مي کند چگونه بعضي از بازيکنان تيم ملي غرور کاپيتان تيم ملي در جام جهاني 2006 را زيرپا گذاشتند به طوري که دايي مجبور شد جلوي دوربين شبکه سه در هتل تيم ملي در فريدريش هافن اشک بريزد؛ صحنه يي که البته هيچ وقت از تلويزيون پخش نشد تا دايي همچنان دايي بماند.
با تيم ملي کاراته دختران در مسابقات پادشاهي مراکش
سفر به قندهار

حديث علمي

«ما هيچ چيزي کم نداريم،» به ندرت مي توانيد چنين جمله يي را از زبان ورزشکاران تيم هاي ملي بشنويد، چه برسد به ملي پوشان دختر که ديگر آوازه کمبود امکاناتشان به آسمان ها رسيده است. به همين خاطر وقتي سه ملي پوش کاراته ايران را در صفحه تلويزيون ديدم که خيلي سر به زير و معصومانه روبه روي مجري نشسته اند و از «همه چيز تکميل» بودن صحبت مي کردند، تعجب کردم. به خصوص آنکه آنها را در سفر چند روزه شان به مراکش همراهي کرده بودم؛ همان سفري که باعث شده بود به اين مصاحبه تلويزيوني دعوت شوند. تعجب کردم وقتي شهناز ميرحيدري گفت؛ «ماهمه چيز داريم.» شايد جلوي دوربين قرار گرفتن در يک برنامه زنده باعث شده بود دست و پايشان را گم کنند. شايد هم با ترس از دست دادن جايگاه شان در تيم ملي، قناعت پيشه کرده بودند. به هر حال آنچه در مصاحبه تلويزيوني ديدم با آنچه در مراکش تجربه کردم، تفاوتي از زمين تا آسمان داشت.

مصائب سفر به کازابلانکا

اگر سفر قندهار نامي است که به هر سفر طولاني و سختي مي دهند، اعزام تيم ملي کاراته دختران به مسابقات جام پادشاهي مراکش هم يک سفر قندهار درست و حسابي بود. خيلي از شهرستاني ها از صبح روز اعزام در نمازخانه فرودگاه امام بودند اما سختي واقعي وقتي بود که فهميديم بايد زمان باقي مانده تا پرواز به کازابلانکا را در سالن ترانزيت دوبي به صبح برسانند. تيم ملي کاراته دختران ايران آن شب را در نمازخانه فرودگاه خوابيدند و هنگام اذان صبح با غرولندهاي کارکنان فرودگاه که براي تميز کردن نمازخانه آمده بودند، وسايل شان را جمع کردند و بقيه زمان را روي صندلي هاي سالن ترانزيت گذراندند اما ضيافت با پرواز 9 ساعته به کازابلانکا تکميل شد. بعداً که از زبان دختران ديپلمات هاي ايران در مراکش شنيديم آنها پرواز 5/3 ساعته از استانبول را انتخاب مي کنند، خستگي بيشتر در تن مان ماند. به هر حال تيم خسته يک روز قبل از مسابقات به مراکش رسيد و باقي راه تا رباط، محل برگزاري مسابقات را هم با اتوبوس طي کرد. تمام اينها مي تواند باعث شود سفر تيم ملي کاراته دختران به مراکش، سفر قندهار نام بگيرد يا نه؟

با اين حال مصائب روز اول هنوز به پايان نرسيده بود. بچه ها روحيه خوب خود را در مسير طولاني از دست نداده بودند اما قبل از وزن کشي اصلي همزمان با روي ترازو رفتن سمانه خوش قدم نماينده وزن 53- کيلوگرم ايران، اخم ها توي هم رفت. بيش از يک کيلو اضافه وزن چيزي نبود که با چند ساعت دويدن در محوطه آب شود. اما مشکل تيم ايران فقط اضافه وزن سمانه نبود. در هر وزن فقط اجازه شرکت دادن يک کاراته کا وجود داشت اما تيمي 14 نفره به مراکش رفته بود تا بعد از مخالفت مسوولان برگزار کننده مسابقات عملاً حضور نيمي از اعضاي تيم بي فايده باشد. شاه محمدي نايب رئيس فدراسيون کاراته در امور بانوان مثل هميشه با خونسردي گفت؛ «پارسال هم همين را گفتند اما رايزني کرديم و حل شد.» اما امسال رايزني ها نتيجه نداد و مراکشي ها بر يک پا بودن مرغ اصرار داشتند. اينجا بود که اشک بعضي ها روان شد. همان شب نخست وقتي صحبت از انتخاب بين کاراته کاها به ميان آمد، عده يي با ناراحتي اطمينان داشتند که شانسي براي انتخاب شدن ندارند. آنها که علناً بابت رقابت هاي انتخابي بعدي نگران بودند نمي خواستند شانس مبارزه در مراکش را از دست دهند اما به هر حال کادر فني و مسوولان تيم وارد شور شدند تا راه حلي بيابند. نتيجه اين شد که قديمي هاي تيم و آنهايي که رويشان حساب ويژه يي باز مي کردند در کوميته تيمي مبارزه کنند و بقيه هم انفرادي بزنند. فقط در بخش کاتا بود که با موافقت نماينده ديگر تيم ها، قرار شد ايران در هر دو رده سني دو شرکت کننده داشته باشد. اين طور شد که سمانه هم در جمع کوميته تيمي ها قرار گرفت تا تيم ايران مسابقات را با وجدان ناراحت شروع نکند. در اين ميان اين فقط ما بوديم که ساعتي بعد با دهاني باز به مريم مشيري سرمربي تيم ملي نگاه مي کرديم که با اطمينان مي گفت؛ «اصلا دليلي ندارد وزن کشي کنند، هيچ تيمي آنقدر به خود زحمت نمي دهد تا اينجا بيايد که با تقلب پيروز شود،» فقط سرمان را پايين انداختيم آن شب بسياري از اعضاي تيم آنقدر خسته بودند که پيش از رسيدن شام خوابيدند و آنهايي که هنوز در ساعت يک شب بيدار مانده بودند هم شب قبل از مسابقه را با ساندويچ هاي فست فود پشت سر گذاشتند؛غذايي که دو وعده ديگر هم تکرار شد؛ صبحانه و ناهار فردا، اولين نتيجه سفر سخت و تغذيه نامناسب فردا در کاتاي مهسا افسانه ملي پوش تيم اميد مشخص شد. افسانه که پارسال ستاره تيم بود و در رقابت با کاتاروهاي بزرگسال خود را تا فينال بالا کشيده بود، امسال براي طلا به مراکش آمده بود اما در همان دور اول باخت. خودش گفت؛ «بدنم خوابيد.» اگرچه مهسا امسال هم دست خالي برنگشت و يکي از سه برنز تيم ايران را به گردن آويخت ولي در تمام طول سفر مريض احوال بود. او در مصاحبه تلويزيوني در حالي که مظلوم تر از هميشه نشان مي داد وضعيت غذايي بد در مراکش را دليل ناکامي اش دانست که البته شاه محمدي هم جواب کوبنده يي داشت؛ «مهسا در تهران هم بدغذاست،» برنز هلن سپاهي در بخش کاتاي بزرگسالان هم همزمان با سومي مهسا افسانه بود. سپاهي براي ايستادن روي سکو، شهناز حسنين ديگر نماينده ايران را شکست داده بود. در اين ميان اگرچه رسيدن سميرا ذاکري به فينال مسابقات کاتاي اميد بسيار خوشحال کننده بود اما باخت کوميته تيمي به فرانسه و حذف زودهنگام تيمي که به مدالش دل بسته بودند، اجازه نداد خوشحالي تيم ايران تکميل شود و صدالبته دست ملي پوشان قديمي و باتجربه از مدال کوتاه بماند. سمانه خوش قدم که با تنها بردش مقابل مالي ديگر فرصت بازي به دست نياورد، بعد از حذف تيم ايران، مدتي در بهت بود؛ «باورم نمي شود که اين راه طولاني را آمدم تا فقط يک بازي انجام دهم.» پگاه زنگنه که به عنوان باتجربه ترين عضو تيم اولين يار ايران مقابل فرانسه بود و نتوانست ذره يي از توانايي هايش را به نمايش بگذارد، او مي گفت اگر کسي بگويد سطح من خيلي بالاتر از چيزي است که نشان دادم، دروغگو است؛ «ما همين هستيم که نشان داديم. چيزي در حد متوسط رو به پايين،» البته به نظر او دو ماهي است که همه چيز تغيير کرده اما در اين مدت کسي انتظار معجزه ندارد. ليلا بهرامي ديگر عضو قديمي تيم ملي بود که با وجود حضور در ترکيب تيم ايران مقابل فرانسه بعد از دو باخت پياپي، ديگر بازي به او نرسيد تا تنها ملي پوشي باشد که به مراکش آمد اما يک مبارزه هم انجام نداد. با پوزخند مي گويد؛ «ستاره مسابقات که بهش بازي نرسيد،» ناکامي دختران در کوميته تيمي سر صحبت همه را باز کرد. شاه محمدي معتقد بود بچه ها به خودشان شک دارند و محسن آشوري دبير فدراسيون اعزام هاي کم را دليل اين ترس و ترديد مي دانست. آشوري گفت؛ «متاسفم... خيلي حيف شد.» با اين حال روز اول مسابقات براي ايران با قهرماني سميرا ذاکري، پايان رسيد؛ طلايي که در هياهوي تشويق تماشاچيان مراکشي به دست آمد و دل اسپينوز را هم نرم کرد. روز دوم، روز بي تجربه ها بود که با وجود حمايت تماشاچيان مراکشي و حضور خانواده ديپلمات هاي ايران در اين کشور، يکي پس از ديگري حذف مي شدند. با اين حال در اين روز هم ايران با برنز سميرا ملکي پور و نقره شهناز ميرحيدري دست خالي نماند اما حسرت هاي زيادي هم به جا گذاشت تا نشان دهد کجا هستيم و به کجا مي توانيم برسيم. خيلي هاشان گفتند کاش مراکش اولين اعزام مان نبود.

هستيم پس خوبيم

تيم ايران را سه داور همراهي مي کرد؛ داوراني که در بين بيش از 50 داور مرد به خوبي به چشم مي آمدند. در واقع به غير از مراکشي ها که دو داور زن هم داشتند، اين فقط ايران بود که کاروان زنانه اش را با حضور داوران تکميل کرده بود. به هر حال مسوولان مسابقات که از حضور تيم يکدست زن ايران خيلي استقبال کرده بودند و آن را حرکتي سمبليک براي درخشان شدن چهره ايران مي دانستند، اين شانس را هم به داوران ايران دادند که در بسياري از رقابت هاي دختران و پسران قضاوت کنند. البته تعدد قضاوت ها موجب اشتباهاتي نيز شد. آنها در اغلب مسابقات قضاوت مي کردند به همين دليل اشتباهاتشان که بعضا به مشکلاتي هم منجر مي شد بيشتر از مردها به چشم مي آمد. در مهم ترين اين اتفاقات وقتي با راي خانم باقري در مبارزه کاراته کاي تونس و نماينده کشور ميزبان، کاراته کاي تونسي با اعتراض تاتامي را ترک کرد، اين فقط تماشاچيان پرتعداد سالن بودند که هلهله شادي به راه انداختند و در حمايت از داور ايراني «ايران، ايران» راه انداختند. اما خود ايراني ها نه تنها خوشحال نشدند که با بهت به چهره ميترا مومني پور نگاه مي کردند که با باخت در دور اول به کاراته کاي تونسي منتظر بود با پيروزي او در اين ديدار، شانس مبارزه در گروه بازنده ها را به دست بياورد. مومني با راي عجيب داور ايراني حذف شد، اما در حالي که وفايي ديگر داور ايراني حاضر در اين مسابقات با رضايت کامل از قضاوت خود و همراهانش صحبت مي کرد و حتي قضاوت داوران کشورهاي ديگر را زير سوال مي برد و آنها را بسيار ضعيف مي دانست، ملي پوشان ايران هنوز حذف مومني پور را فراموش نکرده بودند؛ «اگر اين مبارزه را در ايران انجام داده بودم به تمام ضربات پايم امتياز مي دادند اما اينجا بايد 6 ، 7 ضربه بزني تا امتياز بگيري. بايد قوانين داوري ايران با قوانين جهاني هماهنگ شود.» حقيقت داشت. کاراته کاهاي ايران بعد از هر ضربه يي که مي زدند در انتظار اعلام امتياز مبارزه را قطع مي کردند و چه امتيازهاي ناگهاني که در همين لحظات ايستادن و نگاه کردن به داور از دست دادند، «در ايران با هر درگيري مبارزه را قطع مي کنند، وقتي مي آييم اينجا ياد مي گيريم کتک بخوريم و ادامه بدهيم...» اگرچه داوران هم پاسخي دارند؛ «بچه هاي ما جسارت يک جنگنده را ندارند و بهانه مي آورند،» به هرحال کسي به داوران ايراني خرده نگرفت .

خرد جمعي يا اختلاف دسته جمعي

«سميره، سميره» اين صداي يکي از مسوولان مسابقات بود که بين تعداد اندک تماشاچيان ايراني به دنبال سميرا ذاکري مي گشت که بايد براي رقابت فينال تا دقايقي بعد روي تاتامي مي رفت. اما نه خبري از خودش بود و نه مربي اش که کلاً جدا از کادر فني تيم بود و شاگردش را هم خارج از اردوي تيم ملي تمرين داده بود. سميرا پيدا شد و طلايش را هم گرفت اما روز بعد مرد بيچاره دنبال شهناز ميرحيدري مي گشت تا براي گرفتن مدال روي سکو برود.

قبل از اعزام تيم به مراکش بود که متوجه شدم براي اولين بار تيم دختران با سه مربي کار کرده است. اگرچه فرخ ناز ارباب يکي از اين مربيان اسم اين کار را استفاده از سه فکر متفاوت مي گذاشت و اصرار داشت هيچ اختلاف نظري وجود ندارد؛ تهراني ها يک مربي، کرمانشاهي ها يک مربي و يک مربي هم از شيراز. نتيجه کار چندان دلچسب نبود و شايد حتي بتوان باخت تيم ايران در کوميته تيمي را هم به گردن مربيان انداخت که با دستکاري تيم پيروزشان، استرس دوباره يي به تيم وارد کردند فقط براي اينکه شاگردان آن يکي مربي هم در کوميته تيمي سهم داشته باشند، «شما ببين در همين مسابقات که از 25 کشور دنيا آمده اند، يک تيم مربي زن دارد که ما به دنبال مربي مجرب خارجي باشيم؟» اينها را مريم مشيري يکي ديگر از مربيان مي گويد و صدالبته هم درست است. در بين آن 25 کشور کسي مربي زن نداشت. نياز تيم دختران به يک مربي واقعي و قدرتمند چيزي نيست که بتوان به اين سادگي آن را ناديده گرفت.
وعده يي که عملي شد


بهزاد کتيرايي که به کاراته آمد، وعده داد مشکل دختران را براي حضور در مسابقات رسمي حل کند تا همان طور که در زمان رياستش در فدراسيون ووشو راه را براي دختران ملي پوش اين رشته باز کرد، کاراته کاها هم شانس اين را داشته باشند که بعد از سال ها اکتفا به رقابت هاي بين المللي غيررسمي، حضور در ميادين آسيايي و جهاني را تجربه کنند. برخلاف عادت مسوولان ورزش که خيلي زود وعده هاي خود را فراموش مي کنند، کتيرايي خيلي زود وعده اش را عملي کرد. در اولين سفر تيم ملي زنان بعد از تغيير رياست فدراسيون کاراته، کتيرايي که اين تيم را همراهي مي کرد، در جريان مسابقات اسپينوز رئيس فدراسيون جهاني را ملاقات کرد. همان اسپينوز سنگدلي که مي گفتند سال پيش در جريان همين مسابقات مراکش با سختگيري اجازه نمي داد کاراته کاهاي دختر در مسابقات فينال با حجاب اسلامي روي تاتامي بروند و به خاطر همين هم رقابت مهسا افسانه، کاراته کاي کم سن و سال ايران يک روز عقب افتاد و نهايتاً هم در اين فشار عصبي مدال طلا از دست تيم ايران درآمد. اما امسال اسپينوز مهربان تر بود و نه تنها مخالفتي با حضور دختران با حجاب اسلامي نشان نداد، بلکه مدال طلاي سميرا ذاکري را هم شخصاً به گردن او انداخت. همين آقاي مهربان در جلسه يي که با کتيرايي داشت، از خودش گفت و اينکه کاراته را تنها به عنوان يکي از علاقه مندي هايش دنبال مي کند و فعاليت اصلي اش در امور اقتصادي و بازرگاني است. جلسه خيلي طولاني نبود اما نتيجه اش براي ايراني ها خوشحال کننده بود. اسپينوز با نامه ايران براي حضور دختران کاراته کا با حجاب اسلامي در مسابقات آسيايي مالزي موافقت و خيال ايراني ها را براي مسابقات بعدي هم راحت کرد. ديگر حتي نيازي به نامه نگاري هم نيست و رئيس اسپانيايي فدراسيون جهاني کاراته که در جريان مسابقات مراکش نرمخوتر از قبل شده بود، همه چيز را حل شده دانست. اما به نظر مي رسد متن نامه ارسالي فدراسيون ايران هم در اين مهرباني اسپينوز بسيار موثر بوده است. نامه منطقي ايراني ها که بدون عتاب و خطاب شرايط دختران مسلمان ايراني را براي حضور در ميادين بين المللي توضيح داده بود، واکنش منطقي اسپينوز را در پي داشت تا نهايتاً خواسته قلبي دختران کاراته کا که تا چندي مانند آرزويي محال از آن صحبت مي کردند، ساده تر از آنچه تصور مي کردند، برآورده شد. وعده رئيس جديد برآورده شد، حالا نوبت ملي پوشان است که ثابت کنند در تمام اين سال ها بي دليل از مسابقات رسمي محروم مانده اند.
قهرمان مسابقات مراکش؛
مدرسه کاراته مي خواهيم
سميرا ذاکري تنها طلايي کاروان ايران در مسابقات جام پادشاهي کشور مراکش است؛ کاتاروي 18 ساله خوزستاني که جدا از تيم ملي تمرين کرد و در آخرين دقايق به جمع ملي پوشان اضافه شد تا اولين حضورش در تيم ملي را با قهرماني جشن بگيرد. در مورد سميرا رابطه نزديکش با مربي اش، خانم آرمان، زبانزد است تا جايي که خيلي ها تصور مي کنند اين دو مادر و دخترند.

- اين مدال طلا حاصل زحمت چند سالت بود؟

12 سال است کاتا مي روم اما فکر نمي کنم براي طلا حتماً بايد 12 سال زحمت کشيد.

- قهرماني راحت به دست مي آيد؟

اين مسابقات کاملاً در سطح دو مسابقه سبکي بود که قبلاً رفته بودم و نمي توانم بگويم خيلي سطح بالاتري داشت. ما در ايران کاتاروهاي خوبي داريم مخصوصاً در رده هاي سني.

- بزرگسالان چندان موفق نيستند؟

آنها بايد بيشتر کار کنند.

- تو و مهسا افسانه تنها کاتاروهايي بوديد که حجاب داشتيد. اين کار شما را سخت نمي کند؟

ما به حجاب مان عادت کرده ايم و مشکلي با آن نداريم. از اينکه باحجاب کاتا مي روم افتخار مي کنم و هيچ وقت هم باعث نشده جلوي نمايش توانايي هايم گرفته شود. با اين حال در کاتا گاهي اوقات اين مساله در امتيازدهي داوران تاثير مي گذارد چون آنها به دنبال ديدن زيبايي حرکات هستند و حجاب کمي آنها را دچار مشکل مي کند و ممکن است سخت تر امتياز بدهند. با اين حال من با اين مساله مشکلي ندارم.

- کاراته دختران ما به چه چيزي نياز دارد؟

يک مدرسه کاراته خيلي از مشکلات را حل مي کند. ما فقط به برنامه ريزي و توجه نياز داريم.
نايب قهرمان مسابقات مراکش؛
اول خدا، بعد هم خودم
هنوز 21 سالش کامل نشده است اما کم کم خود را به عنوان يک ستاره جا مي اندازد. دانشجوي ترم ششم معماري که خارج از تاتامي خيلي شيطان و سرزنده است، داخل تاتامي به تمام معنا کله شق است. شهناز ميرحيدري بيشتر از هفت سال است که کاراته را شروع کرده، خودش حتي تاريخ دقيقش را هم به ياد دارد؛ پنجم بهمن سال 78، خيلي اتفاقي و بدون هيچ پيش زمينه يي کاراته را شروع کرد و حالا در کنار هندبال، شنا و سوارکاري اين کاراته است که آن را به طور حرفه يي دنبال مي کند. ملي پوش تيم اميد ايران که براي دومين بار به مسابقات جام پادشاهي مراکش اعزام مي شد، امسال يک ستاره تمام عيار بود. ميرحيدري که در جريان اردوهاي آمادگي از ناحيه کمر دچار آسيب ديدگي بدي شد، قبل از اعزام فرم TUA را پر کرده بود تا کورتون هايي که شب و روز مسابقه تزريق کرد دوپينگ محسوب نشود. خودش مي گفت؛«هنوز درد داشتم اما در مسابقه اين چيزها اصلاً يادم مي ره.» دور اول استراحت، دور دوم ايتاليا، دور سوم الجزاير و فينال، ميرحيدري که با 50 کيلو وزن با 57 کيلويي ها مبارزه کرده بود و خود را تا فينال بالا کشيده بود، در مبارزه پاياني مقابل نماينده مراکش ايستاد؛ جايي که تماشاچيان مراکشي با وجود علاقه يي که به ايراني ها داشتند به هر حال ملي پوش خودشان را ترجيح مي دادند و سالن يکصدا حريفش را تشويق مي کرد. حريفي که مقابل ضربات پاي معروف ميرحيدري عملاً حرفي براي گفتن نداشت اما در پايان اين مراکشي ها بودند که هلهله قهرماني سر دادند. شهناز گفت؛«بازي را بد اداره کردم اما به هر حال دست داور هم به سمت حريفم بود،» با اين حال او شانس آورد که همان تعداد اندک تماشاچيان ايراني را هم از دست نداد چون قبل از فينال او پيشنهاد داده بودند اعضاي تيم را براي گردش به ساحل ببرند، ميرحيدري حالا با حل مشکل حجاب اسلامي زنان ايران يکي از اميدهاي کاراته ايران براي بازي هاي آسيايي مالزي به شمار مي رود. خودش خيلي اميدوار است؛«اول خدا، بعد هم خودم،»
عناوين اين صفحه
اميد به صعود با ملي پوش دورگه
گرداب پرسپوليس عليه پرسپوليس
رختکن ما را غارت کردند
دهمين سالگرد مرگ قايقران
کتاب دايي به بازار مي آيد
سفر به قندهار
وعده يي که عملي شد
مدرسه کاراته مي خواهيم
اول خدا، بعد هم خودم
مديرروستا سرمربي پيکان شد
بازگشت زيدان به زمين فوتبال
پورتو قهرمان پرتغال شد
مربي سپهرزاد از ايران رفت
تيم ملي شنا در جهاني منچستر
بازگشت ابراهيمي به اردوي تيم آزاد
مشکلات فوتسال در آستانه جام ملت ها
روي آنتن
ليگ برتر
براي هوش ايراني برنامه ريزي کنيد
گواهي پزشکي براي ورود به استخر
خيزش واليبال نشسته به مسابقات بين قاره يي
تيم بولينگ زنان در آستانه اعزام به مالزي

مديرروستا سرمربي پيکان شد
با تصميم هيات مديره باشگاه پيکان تهران، علي اصغر مديرروستا به عنوان سرمربي تيم فوتبال اين باشگاه منصوب شد. پس از نتايج ضعيفي که تيم پيکان در چند مسابقه گذشته خود کسب کرد، شب گذشته مديران اين باشگاه تصميم گرفتند علي اصغر مديرروستا را به عنوان سرمربي جديد اين تيم معرفي کنند. همچنين ساموئل دارابينيان سرمربي پيشين اين تيم به عنوان مديرفني به همکاري خود با تيم فوتبال پيکان ادامه خواهد داد، ضمن اينکه کياني هم به عنوان جانشين خوش نظر سرپرست اين تيم شد.


بازگشت زيدان به زمين فوتبال
زين الدين زيدان 12 خرداد طي يک ديدار خيريه در کشور استراليا به ميدان خواهد رفت. ستاره فوتبال فرانسه پس از ديدار نهايي رقابت هاي جام جهاني 2006 براي هميشه از صحنه بازيگري در فوتبال خداحافظي کرد. آلن باراتاد مسوول برگزاري اين ديدار گفت؛ «اين ايده بروکلين، پسر هشت ساله ام، بود. او گفت چرا زيزو را به سيدني نياوريم؟ من براي 18 ماه زيدان را تعقيب کردم. پاسخ او از همان ابتدا مثبت بود اما تعيين زمان دقيق برگزاري ديدار، زمان زيادي برد.» ستاره پيشين تيم هاي فوتبال رئال مادريد و يوونتوس در خرداد وارد سيدني مي شود و در يک ديدار خيريه در کالدونياي جديد به ميدان مي رود. فيفا دو روز قبل از ورود زيدان به استراليا، در سيدني کنگره يي برپا خواهد کرد و باراتاد ابراز اميدواري کرد حضور زيدان در سيدني، بخت استراليا را براي ميزباني رقابت هاي جام جهاني 2018 افزايش دهد. تيم ملي استراليا در روز برگزاري اين ديدار خيريه در چارچوب رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2012 با عراق ديدار مي کند بنابراين هيچ يک از بازيکنان اين تيم در ديدار خيريه فوق حضور نخواهند داشت.


پورتو قهرمان پرتغال شد
تيم فوتبال پورتو ديشب با شکست استرلا آمادورا در يک ديدار خانگي براي سومين سال متوالي به عنوان قهرماني رقابت هاي فوتبال باشگاهي پرتغال دست يافت. تيم فوتبال پورتو ديشب در فاصله پنج هفته مانده به پايان رقابت هاي قهرماني فوتبال باشگاهي پرتغال با نتيجه پرگل 6 بر صفر مقابل استرلا آمادورا در ورزشگاه دراگون به برتري رسيد و پيش چشمان 50 هزار هوادار خود، سومين قهرماني پياپي و بيست و چهارمين قهرماني تاريخ باشگاه را جشن گرفت. قهرماني پورتو در حالي حاصل مي شود که فدراسيون فوتبال پرتغال هفته گذشته اين تيم را متهم به تباني در فوتبال اين کشور کرده است. قهرمان سال 2004 رقابت هاي ليگ قهرمانان اروپا در معرض خطر سقوط به دسته دوم رقابت ها قرار دارد. البته رسانه هاي پرتغالي اعلام کرده اند اين جريمه تنها مي تواند با کسر 6 امتياز از اين تيم اعمال شود.


مربي سپهرزاد از ايران رفت
مربي خارجي هادي سپهرزاد عضو تيم ملي دووميداني کشورمان ايران را ترک کرد و احتمال بازگشتش نيز بسيار ضعيف است. سرگئي بروس ايوانف مربي اهل روسيه هادي سپهرزاد که مدتي است هدايت اين ورزشکار رشته هاي چندگانه دووميداني ايران را برعهده دارد، هفته گذشته به دليل بيماري و برخي مشکلات ايران را ترک کرد و به کشورش بازگشت. بيژن شادمهر مدير تيم هاي ملي دووميداني ايران گفت؛ «اين مربي مدتي بود از بيماري رنج مي برد. به همين دليل اوايل سال جاري از ايران رفت تا چند هفته يي استراحت کند. با پيگيري هايي که کرده ايم به نظر مي رسد شرايط وي براي ادامه کار مهيا نيست. البته هنوز وضعيت اين مربي مشخص نيست ولي به نظر مي رسد ديگر به ايران بر نمي گردد. به همين دليل هادي سپهرزاد که تنها چند امتيازي با ورودي المپيک پکن فاصله دارد تمرينات خود را به تنهايي و با مشاوره مربيان ايراني در اين چند هفته پيگيري کرده و ادامه مي دهد تا ببينيم وضعيت اين مربي چه خواهد شد.»


تيم ملي شنا در جهاني منچستر
تيم ملي چهار نفره شناي کشورمان براي شرکت در مسابقات شناي مسافت کوتاه قهرماني جهان بامداد ديروز عازم شهر منچستر انگلستان شد. تيم ملي شناي کشورمان با ترکيب محمد بيداريان، محمد عليرضايي و امين نوشادي ساعت 4 بامداد ديروز عازم انگليس شد، ضمن اينکه سيروس سعيد ملي پوش مقيم انگليس در شهر منچستر به ساير ملي پوشان ملحق مي شود. طبق برنامه اعلام شده تيم ملي شناي کشورمان در روز اول مسابقات در مواد 200 متر سينه امين نوشادي و سيروس سعيد و 100 متر قورباغه محمد عليرضايي، در روز دوم در 50 متر کرال سينه امين نوشادي و محمد بيداريان و در روز چهارم در مواد 100 متر کرال سينه امين نوشادي و محمد بيداريان و 50 متر قورباغه محمد عليرضايي در اين مسابقات شرکت خواهند کرد.


بازگشت ابراهيمي به اردوي تيم آزاد
نايب قهرمان وزن 96 کيلوي کشتي آزاد جهان به اردوي تيم ملي ملحق شد. سعيد ابراهيمي يکي از معدود کشتي گيراني بود که مسابقات جهاني باکو را با مدال و موفقيت به پايان رساند. او پس از اين رقابت ها فقط در مرحله نيمه نهايي ليگ روي تشک رفت که در يک کشتي برتر موفق به شکست فردين معصومي شد. با وجود اعلام آمادگي مجدد عليرضا حيدري براي کشتي گرفتن، ابراهيمي همچنان يکي از اميدهاي تيم ملي براي حضور در المپيک پکن است؛ اما با اين وجود در چند ماه اخير در اردوي تيم ملي حضور نداشت. براي مهيا کردن زمينه حضور ابراهيمي در اردو، چندي پيش نيز جلسه يي بين يزداني خرم و رئيس هيات کشتي همدان برگزار شد. در همين راستا ابراهيمي ظهر روز گذشته به خانه کشتي رفت تا تمرينش را از اين پس زير نظر کادر فني انجام دهد.


پس از بالا رفتن شانس ميزباني جام جهاني
مشکلات فوتسال در آستانه جام ملت ها
ر حالي که کمتر از دو ماه تا زمان برگزاري مسابقات فوتسال قهرماني آسيا باقي مانده است، ملي پوشان فوتسال کشورمان در شرايطي نه چندان ايده آل خود را مهياي حضور در اين رقابت ها مي کنند. دور جديد تمرينات تيم ملي فوتسال کشورمان از روز گذشته براي حضور در مسابقات فوتسال قهرماني آسيا آغاز شده است. اين تيم با حضور 20 بازيکن و در غياب کاظم محمدي و مجيد رئيسي که همراه تيم فوتسال پيکان به پرتغال سفر کرده اند برنامه هاي آماده سازي را دنبال مي کند. اين تيم صبح و عصر در کمپ تيم ملي تمرين مي کند و بازيکنان زندگي درون اردويي را در کمپ تيم هاي ملي پشت سر مي گذارند اما مشکلات آنها در کمپ باعث شده شرايطي نه چندان ايده آل داشته باشند. بودجه اندک فدراسيون فوتبال و شرايط نابسامان اين فدراسيون از زمان حضور کفاشيان باعث شده ملي پوشان فوتسال از نظر تغذيه و امکانات رفاهي با مشکل برخورد کنند. آنها که برخلاف ملي پوشان فوتسال حق استفاده از امکانات هتل المپيک را ندارند، ناچارند در کمپ تيم هاي ملي آن هم در شرايطي نه چندان مناسب خود را مهياي حضور در آوردگاه قهرماني آسيا کرده و از عنوان قهرماني دوره گذشته دفاع کنند. در اين شرايط شايد خواسته زيادي باشد که مربيان تيم ملي فوتسال تقاضاي ديدار تدارکاتي کنند و انتظار داشته باشند فدراسيون فوتبال براي آنها که قهرمان آسيا هستند ديداري تدارکاتي در نظر بگيرد. شايد اگر تلاش کميته فوتسال نبود همين بازي دوستانه با پرتغال هم برگزار نمي شد که با بي توجهي فدراسيون فوتبال پيش از آغاز سال جديد احتمال لغو آن وجود داشت. از فدراسيون خبر مي رسد احتمال حضور در ازبکستان هم به احتمال زياد منتفي است و تيم ملي کشورمان مي بايست تا اواسط ارديبهشت ماه بدون بازي تدارکي و تنها با تمرين خود را آماده حضور در رقابت هاي آسيايي کند. مربيان تيم ملي فوتسال کشورمان با اين شرايط و در حالي که 9 ماه است حقوق خود را دريافت نکرده اند، ملي پوشان را هدايت مي کنند. آنها هم مانند تمام فوتسالي ها چوب ماندن زير سايه فوتبال را مي خورند. با حذف تايلند از فهرست متقاضيان برگزاري جام جهاني 2012 فوتسال، بخت ايران براي ميزباني اين رقابت ها افزايش يافت. ايران و تايلند از آسيا، مصر از آفريقا و کالدونياي جديد از قاره اقيانوسيه متقاضي برگزاري رقابت هاي جام جهاني 2012 شدند. در اين رابطه عباس ترابيان از حذف تايلند از اين فهرست خبر داد و گفت؛ «گرچه اين خبر هنوز به صورت رسمي اعلام نشده است؛ اما مي توان اين مساله را به فال نيک گرفت، البته چک يا پرتغال نيز خواهان ميزباني هستند؛ ولي بعيد است فيفا ميزباني را به اروپايي ها دهد و به نظر مي رسد بخت ايران و مصر بيش از سايرين باشد.» در صورتي که فدراسيون جهاني ميزباني جام جهاني 2012 را به ايران دهد، شهرهاي تهران، اردبيل، مشهد و کيش گزينه هاي کميته فوتسال براي برگزاري مسابقات هستند.


روي آنتن
سه شنبه - 20/1/87

ليورپول - آرسنال، ساعت 15/23 ليگ قهرمانان

چهارشنبه - 21/1/87

چلسي - فنر باغچه، ساعت يک بامداد، ليگ قهرمانان

سپاهان - الاتحاد عربستان، ساعت 16، ليگ قهرمانان

نيروي هوايي - سايپا، ساعت 45/20، ليگ قهرمانان

منچستر يونايتد - آ اس رم، ساعت 15/23،ليگ قهرمانان

پنجشنبه - 22/1/87

بارسلونا - شالکه، ساعت يک بامداد، ليگ قهرمانان اروپا

ختافه - بايرن مونيخ، ساعت 15/23، جام يوفا

جمعه - 23/1/87

استقلال تهران - پگاه گيلان، ساعت 30/15، ليگ برتر

استقلال اهواز- پرسپوليس، ساعت 45/17، ليگ برتر


ليگ برتر
جمعه 23 فروردين

ذوب آهن - ابومسلم

مس کرمان - صباباتري

پاس همدان - پيکان تهران

شيرين فراز - برق

استقلال تهران - پگاه

مقاومت سپاسي - راه آهن

استقلال اهواز - پرسپوليس

يکشنبه 25 فروردين

سايپا - صنعت نفت آبادان

ملوان بندرانزلي - سپاهان


براي هوش ايراني برنامه ريزي کنيد
سمانه خوش قدم*

مسابقات مراکش دقيقاً همان چيزي بود که تصورش را داشتم. با آمادگي کامل به مسابقات رفته بودم و البته تمرکزم در بخش انفرادي بود. به همين دليل وقتي شب قبل از بازي ها متوجه شدم شانسي براي مبارزه در اين بخش ندارم، شوکه شدم. به ما گفتند چون اجازه نداريم در هر وزن دو شرکت کننده داشته باشيم، تصميم گرفته شده نفرات قدرتمند را در کوميته تيمي شرکت دهند تا ايران در اين بخش حتماً يک مدال با ارزش بگيرد. اولين ديدار ما با مالي بود و اولين نفر که روي تاتامي رفت هم من بودم. کسي که اهل کاراته باشد مي داند که اولين نفر چه استرسي را تحمل مي کند اما بعد از پيروزي ما مقابل مالي، مربيان ترکيب تيم را براي ديدار بعدي تغيير دادند که به نظرم به هيچ وجه کار درستي نبود. ما استرس ديدار اول را پشت سر گذاشته بوديم اما با تغيير ترکيب انگار تيم ايران باز هم در مبارزه اول خود است به همين دليل مقابل فرانسه که تيم چندان قدرتمندي هم نبود به سادگي باختيم. در حالي که توانايي پيروزي در اين ديدار را داشتيم و با اين پيروزي مي توانستيم حداقل مدال برنز بگيريم اما همه چيز به سادگي از دست رفت. با اين حال مسابقات مراکش براي من تجربه خوبي بود. يکي از صحنه هايي که در ذهنم ماندگار شد اين بود که آقاي کتيرايي همان طور که پيش از مسابقات قول داده بود، جايزه مدال آوران را در همان سالن مسابقات پرداخت کرد. چنين حرکتي در انگيزه ورزشکاران تاثير شگرفي مي گذارد. در کنار اين، چيزهايي هم بود که آزارم داد. مي ديدم که در سالن تمرين، ورزشکاران خارجي چطور محو تماشاي تمرين تکنيک هاي بي نقص کاراته کا هاي ايراني مي شوند اما بچه هاي ما روي تاتامي توانايي اجراي آن تکنيک هاي ناب را نداشتند و همه چيز از تجربه کم است. حالا اميدوارم با کسب اجازه حضور در رقابت هاي رسمي به کاراته دختران جدي تر نگاه کنند. ما چيزي از تيم پسران کم نداريم و مي توانيم مانند آنها مدال آور باشيم. هوش ايراني بچه هاي ما فقط به يک برنامه ريزي درست نياز دارد. ما مدال جهاني مي خواهيم.

* عضو تيم ملي کاراته بانوان


گواهي پزشکي براي ورود به استخر
زنان براي استفاده از استخرها در سال جديد بايد گواهي پزشکي داشته باشند. اين جمله يي است که يک مسوول آگاه در وزارت بهداشت به خبرنگار شيرزنان مي گويد. او مي گويد؛ «اين دستورالعمل که به زودي به استخرها ابلاغ مي شود، به دليل جلوگيري از شيوع بيماري ايدز و بيماري هاي پوستي و قارچي است و استخرها ملزم به رعايت آن هستند.»اين مسوول آگاه اضافه مي کند؛ پيش تر، اين کار در چندين مرکز ورزشي انجام شده و بسياري از خانواده ها از اجراي آن اظهار رضايت دارند. دستورالعمل فوق در حالي به گفته اين مسوول در تهران به اجرا در مي آيد که به گفته مريم سماعي (پزشک زنان)، استخر به هيچ عنوان نمي تواند راه انتقال ويروس ايدز باشد. او مي گويد؛ هرچند که به نظر مي رسد اين کار براي جلوگيري از ابتلا به بيماري هاي پوستي موثر است اما درحالي که تنها زنان ملزم به رعايت بهداشت هستند و در بيشتر استخرها، زنان و مردان به صورت ساعتي يا يک روز در ميان از استخر ها استفاده مي کنند، چندان عقلاني به نظر نمي رسد. ممکن است اين بيماري ها از طريق آقايان هم سرايت کند،


خيزش واليبال نشسته به مسابقات بين قاره يي
اولين مرحله اردوي تدارکاتي و انتخابي تيم واليبال نشسته زنان ايران از 14 تا 21 فروردين ماه در مجموعه ورزشي انقلاب برگزار مي شود. به گزارش روابط عمومي فدراسيون جانبازان و معلولين، اردوي تيم ملي با حضور 14 ورزشکار داير مي شود. تيم ملي واليبال نشسته زنان ايران خود را براي شرکت در اولين دوره جام بين قاره يي واليبال نشسته بانوان که قرار است ارديبهشت ماه در مصر برگزار شود، آماده مي کند. رويا مداح، سميرا حيدري (قزوين)، فاطمه بيدل، معصومه زارعي بروتي، بهنوش بهروان (خراسان رضوي)، طيبه جعفري، نسرين فرهادي (چهارمحال و بختياري)، سکينه کشوري (لرستان)، زينب ملکي (اصفهان)، زينب نوري و رقيه نعمتي (آذربايجان شرقي)، مهري جبار، صفيه علي قورچي و فاطمه شعباني از تهران دعوت شدگان به تيم ملي هستند.


تيم بولينگ زنان در آستانه اعزام به مالزي
«شرکت در مسابقات مالزي مي تواند به تجربه تيم کمک کند.» طرلان وزيري (قهرمان بولينگ زنان ايران) در آستانه حضور تيم ملي بولينگ زنان ايران در مسابقات مالزي با بيان اين مطلب گفت؛ اين رقابت ها به نوعي نخستين حضور ما در مسابقات بين المللي است و من اميدوارم که بتوانيم بهترين نتايج را کسب کنيم تا سرچشمه حضور هاي بعدي ما باشد. وزيري افزود؛ صرف نظر از نتيجه، به نظرم شرکت در اين دوره از مسابقات به دليل تجاربي که مي تواند براي تيم ما داشته باشد، مفيد است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام