چهارشنبه، 21 فروردين 1387 - شماره 1646
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
نوآوري در حوزه علميه قم



گروه سياسي؛ رشته «امامت جمعه» در حوزه علميه قم راه اندازي شد. به گزارش خبرگزاري رسا، بر مبناي مصوبه شوراي سياستگذاري ائمه جمعه کشور و توافق مرکز جهاني علوم اسلامي، اولين دوره آموزش ائمه جمعه در قم برگزار مي شود.

براساس اين طرح به نام «طرح حکمت»، ائمه جمعه به مدت سه سال و هفته يي سه روز به قم مي روند تا پس از گذراندن 67 واحد درسي و ارائه پايان نامه تحصيلي، «دانشنامه کارشناسي ارشد رشته تبليغ» را اخذ کنند.

حجت الاسلام سيدرضا تقوي رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه در مراسم افتتاحيه طرح حکمت گفت؛ «اين طرح با عزم والاي مرکز جهاني علوم اسلامي ادامه خواهد يافت.»

فعاليت هاي حوزه علميه قم در سال جديد اما محدود به راه اندازي رشته تحصيلي تازه نيست، بلکه مديريت حوزه علميه قم نام نويسي از علاقه مندان علوم حوزوي را آغاز کرده است.

بنابر اطلاعيه يي که مرکز مديريت حوزه علميه قم منتشر کرده است، فراگيري علوم و فنون پايه و مقدماتي، فهم عميق علوم و معارف اسلامي براساس قرآن و مکتب اهل بيت (ع)، تربيت عالمان صاحب نظر در رشته هاي حوزوي، توليد علم و انديشه ناب اسلامي، تامين نيازهاي فرهنگي و تربيت انديشمندان مورد نياز حوزه و جوامع اسلامي از اهداف آموزشي حوزه هاي علميه به شمار مي رود.

علاقه مندان مي توانند تا پايان ارديبهشت ماه دفترچه راهنماي پذيرش از باجه هاي پستي دريافت کنند. از جمله شرايط داوطلبان براساس اين اطلاعيه «برخورداري از صلاحيت هاي اعتقادي، اخلاقي، سياسي و اجتماعي، دارا بودن دست کم مدرک سيکل، حداکثر 28 سال سن براي دارندگان مدرک کارشناسي ارشد، نداشتن منع قانوني از نظر نظام وظيفه، موفقيت در آزمون ورودي و مصاحبه و تعهد به تحصيل تمام وقت» است.

آزمون ورودي حوزه هاي علميه سراسر کشور ساعت نه صبح روز سي ام خرداد در دو مقطع سيکل و ديپلم برگزار و نتايج آن در دوم مردادماه اعلام خواهد شد. پذيرفته شدگان در آزمون کتبي از نيمه دوم مرداد به مصاحبه علمي دعوت خواهند شد و نتايج نهايي پذيرش آنان در نيمه نخست شهريور اعلام مي شود.

دوره هاي بلند مدت حوزه هاي علميه در چهار سطح تعريف شده است. در سطح يک، که مقطع مقدماتي است، طلاب در شش سال با ادبيات عرب، فقه، اصول، تفسير، عقايد، نهج البلاغه و تاريخ اسلام آشنا مي شوند. سطح دو سه سال و شامل فراگيري استدلالي فقه و اصول و تحصيل در يکي از رشته هاي تخصصي است. در سطح سه، که مقطع نيمه تخصصي است، طلاب افزون بر فراگيري دروس حوزوي به پژوهش در يکي از رشته هاي فقه، تفسير، کلام، فلسفه، حقوق، مذاهب اسلامي، تاريخ اسلام، تبليغ و ديگر رشته ها مي پردازند و پس از سه سال با ارائه پايان نامه، مدرک سطح سه دريافت مي کنند.فراگيران علوم ديني با ورود به مقطع تخصصي حوزه در يکي از رشته هاي علوم اسلامي صاحب نظر شده و با تدوين رساله علمي خود در طول چهار سال، مدرک سطح چهار مي گيرند. همه سطوح حوزه به صورت پيوسته است و طلاب پس از گذراندن هر سطح، به فراگيري درس هاي سطوح بالاتر مي پردازند.
گزارش يک نماينده ردصلاحيت شده


رفعت بيات*

1- پيامبر اکرم(ص) فرموده اند؛ «من از سوءتدبير براي امتم بيم دارم نه از فقر.» سوءتدبير زماني افراد ناکارآمد را بر سر امور نصب مي کند، زماني کارهاي بزرگ را به دست افراد کوچک و ناتوان مي سپارد.

زماني افراد توانمند را کنار مي گذارد و در نهايت با همه تلاش و فعاليت هايي که غالباً با دلسوزي نيز همراه است بهره وري کار پايين مانده، رضايت مندي مردم تامين نمي شود و احساس فقر و تبعيض و بي عدالتي در زندگي روزمره که از عوامل عدم رضايت مندي عمومي محسوب مي شود هم مسوولان و هم مردم را در تنگنا قرار مي دهد که در بعضي از استان ها از جمله استان زنجان، اين سوءمديريت خود را نشان داد. اگر در سه سال اخير مشکلات ناشي از ضعف مديريت عالي استان توسط مسوولان بالاتر، به موقع مديريت، درک، بازسازي و اصلاح مي شد يقيناً هم به نفع وضعيت سياسي- اجتماعي و اقتصادي استان و هم به مصلحت دولت محترم نتيجه موثرتر مي داد.

چرا بايد به جاي حسن انتخاب در مديريت ها خصوصاً در وزارت کشور، رفاقت و روابط گروهي و جناحي به گونه يي حاکم شود که مخاطرات آن سرنوشت اقتصادي و سياسي استان را گرفتار کند. چرا با وجود چارچوب قانوني و بسيار موجه انتصابات و تغيير و تحول مديران در سطح کشور يعني مصوبه يکصدمين جلسه شوراي عالي اداري، غالباً چالش هايي در عزل و نصب مديريت ها به وجود مي آيد که هم نمايندگان را در نظارت و انجام وظيفه آزرده خاطر و هم مردم را از بهره مندي توسعه، اشتغال، رفاه و آرامش محروم مي کند و استان را از پيشرفت متناسب با ويژگي هاي اقتصادي و اجتماعي خود بازمي دارد.اگر نماينده به وظيفه خود عمل کند، نظارت داشته باشد، بعضاً انتقاد کند در تقابل با اندک مديراني قرار مي گيرد که اتفاقاً به شکلي تعجب آور به عضويت هيات اجرايي و نظارت انتخابات مجلس درمي آيند و فضاي انتخابات ناسالم را براي وي ايجاد مي کنند.

يقيناً به دليل نبود شرايط واقعي تفکيک قوا به رغم تاکيد قانون اساسي بر آن، از نظارت موثر نمايندگان توانمند، شجاع و سالم عده يي صدمه مي خورند که مي توانند در فرآيند انتخابات چه اجرايي و چه نظارت خصوصاً در سطح استان تاثير منفي در سرنوشت نهايي کانديدا بگذارند زيرا همه تشکيلات از تعيين اعضاي هيات اجرايي، اعضاي شعبه هاي اخذ راي و عوامل جانبي حتي هدايت رانندگان خودروهاي مامور در مناطق و حوزه ها و بالاخره همراه کردن هيات نظارت بر انتخابات که هيچ وقت نبايد موضع گيري سياسي داشته باشد، در دست فرماندار و معاونت سياسي است که از انتقاد و نظارت نماينده آزرده خاطر مي شود.البته اين تسلسل که مشکلي در سلامت قانونگذاري و نظارت مجلس ايجاد مي کند بايد از نظر اصلاح قانون انتخابات، زماني پايان پذيرد تا نظر قانون اساسي و تاکيد رهبر در حفظ جايگاه نظارتي نمايندگي و مجلس خدشه دار نشود.خب اگر من به دليل تعهدي که به موکلان خود داشته ام و سوگندي که خورده بودم تا طبق قانون اساسي از وظيفه و حقوق آنها سر باز نزنم چگونه مي توانستم شاهد باشم بر وجود سوءمديريت، رانت خواري، حيف و ميل بودجه بيت المال، عقب ماندگي استان از توسعه پايدار و اشتغال واقعي، عدم تحقق کارآمد مصوبات هيات دولت که بسيار قابل توجه و مهم بوده اند، ويژه خواري هاي اقتصادي در برخورداري از تسهيلات بانکي، زمين خواري مدرن از طريق کلنگ زني هاي عجولانه و بي پايه و اساس کارشناسي براي دريافت زمين هاي چندهکتاري و فروش قطعات کوچک آن به سرمايه گذاران مشابه، سوءاستفاده از زمينه هاي مشارکت اقتصادي مردم در خريد سهام و بهره برداري هاي غيرقانوني از پول مردم، رفتارهاي تند و برخوردهاي نامناسب با مردم در انجام امور روزمره آنان و ده ها مورد منفي ديگر و چيزي نگويم و منافع مردم را با آنها معامله کنم که روزي مانع انتخاب مجدد من خواهند شد. البته به دليل ساختار نامناسب اجرايي انتخابات چنين خطري وجود دارد، اما تا زمان اصلاح آن، آيا مي توان مصالح استان يا کشور را تحت الشعاع خواست و اراده ناسالم افرادي که از نقد و نظارت سود نمي برند، قرار داد؟زماني که طرح استيضاح وزير کشور را تنظيم مي کرديم تا تقديم هيات رئيسه کنيم تعدادي از همکاران توصيه کردند که اين کار را انجام ندهيد، حتماً در انتخابات براي امضاکنندگان مشکلاتي ايجاد خواهند کرد. البته چنين شد. اگر در دوره هاي قبل کانديداهايي عليه يکديگر تخلف انتخاباتي و ايذا و شايعه و فضاسازي داشتند اين بار بخشي از هيات اجرايي و نظارت رسماً و با مدرک و استناد تخلف و مخدوش بودن روند انتخاباتي را به عهده داشت، به همين دليل و با وجود مدارک مستند انتخابات زنجان و طارم از ناسالم ترين انتخابات هاي بعد از انقلاب اسلامي بود که شکل گرفت.خب راه حل چيست؟ از آنجايي که اجراي انتخابات براي تشکيل مجلس هر دوره را قوه مجريه خصوصاً وزارت کشور به عهده دارد که به دليل عملکرد نظارتي و قانونگذاري نمايندگان ممکن است به اين فرآيند و اعمال نظر در عدم حفظ بي طرفي و صيانت از آرا برسند، لازم است در قانون انتخابات تغييراتي انجام گيرد که بهترين پيشنهاد تاکنون اين بوده است که سازمان يا شورا يا نهادي غيردولتي مسووليت اجراي انتخابات را به عهده بگيرد و اعضاي ثابت آن از افراد واجد شرايط به صورت قرعه کشي و يک ماه مانده به ثبت نام انتخاب شوند و محل ماموريت اعضاي هر هيات اجرايي و نظارت براي حوزه ها و استان ها دو هفته قبل از اجراي انتخابات به خود افراد اعلام شود تا صدمه دخالت منفي در سلامت انتخابات در هيات ها و شعبه ها به حداقل برسد.پيشنهاد بعدي ما اين است که خود مجلس از طريق تغيير آيين نامه داخلي، براي حفظ جايگاه و شأن نمايندگي و قانونگذاري در جهت تامين مصالح و منافع ملي و بين المللي، اصلاح امور اقتصادي و ايجاد انضباط مالي در کشور اقدامي سريع و موثر انجام دهد تا مگر در راس امور قرار گيرد و اين زماني محقق مي شود که حاکميت قانون به تمام معناي واقعي و سياسي از سوي خود قانونگذار يعني مجلس شوراي اسلامي صيانت شود و اقتدار نيز به تبع مردم و اصلاح امور کشور به کار گرفته شود تا عدالت محوري در مردمسالاري ديني با عقلانيت و تدبير همراه شود.در پايان عرض مي کنم که قصد داريم مجلس و دولت در سايه تشکيل دهيم که هم به عنوان مشاوره و اتاق فکر در کمک به دولت و مجلس فعاليت کند و هم روي اهداف و برنامه هايي که به دليل مشکلات ساختاري روابط بين مجلس و دولت و بعضي قوانين محقق نمي شود، کار کند.

*نماينده زنجان
پيش نيازهاي نوآوري در کشور
سيدهاشم هدايتي

1- نوآوري (Innovation) از جمله واژگان مانوس و شناخته شده يي است که در دهه هاي اخير در عرصه هاي اجتماعي به ويژه عرصه مديريت جايگاه مهمي براي خود پيدا کرده است. سالانه ده ها و صدها کتاب و مقاله در مورد نوآوري نوشته مي شود و دوره ها، سمينارها و کارگاه هاي آموزشي برگزار مي شود. اينک در کشور ما سال 1387 به رسم سال هاي اخير به نام «سال نوآوري و شکوفايي» نامگذاري شده است. اينکه اين نامگذاري ها چه اندازه در تحقق پيام هاي خفته در بطن آن نام ها موثر بوده امري است عليحده و نيازمند بررسي و مقايسه محققان و کارشناسان مرتبط اما آشنايي بيشتر هم ميهنان با مفهوم و محتواي «نوآوري» مي تواند خالي از لطف نباشد لذا در اين يادداشت کوتاه به اجمال به اين بحث مي پردازيم. البته نقطه تمرکز يادداشت روي پيش نيازهاي تحقق نوآوري است. چرا که همگان واقف اند براي تحقق هر پيام و شعاري، شرايط و زمينه هايي نيز لازم است که بدون فراهم ساختن آنها، تحقق آن مشکل مي نمايد.

2- علماي مديريت نوآوري را به کارگيري ايده هاي نوين ناشي از خلاقيت معنا کرده اند که مي تواند يک محصول جديد، خدمت جديد يا راه حل جديد براي انجام يک کار باشد. براين اساس مي توان گفت در يک جامعه و سازمان ها و نهادهاي جمعي آن- و حتي براي يک شخص و خانواده- علاوه بر خلق ايده ها و افکار جديد - که خلاقيت ناميده مي شود- به کارگيري و کاربردي کردن آن ايده ها و افکار ضرورت دارد. لذا جوامع و سازمان هايي پيشرو لقب خواهند گرفت که از قدرت زايندگي فرهنگي برخوردار و توان کاربردي کردن ايده هاي نو را داشته باشند. از اين لحاظ اهميت دادن به نوآوري به فال نيک گرفته شده و مي تواند علامتي باشد مبني بر تمايل به پيشرفت و پيشرو بودن. اما يک نکته وجود دارد و آن اينکه طرح مساله در همين حد گفته شده باقي بماند و مديران و گردانندگان جامعه و سازمان ها از ايجاد بستر و زمينه سازي لازم غافل شوند. اينکه نوآوري مهم است و تمام پديده هاي بشري - اعم از ابزار، روش ها، فنون، رويکردها و حتي پارادايم ها- محصول نوآوري است مورد ترديد نيست. و اينکه براي تحقق نوآوري يک فرآيند منظم از تولد يک فکر و انديشه و نظر تا پردازش و تبديل آن به يک ابتکار و ابداع طي مي شود، ابهامي وجود ندارد. نگراني زماني بروز مي کند که از موانع سر راه نوآوري غفلت شود و مسير براي تحقق نوآوري هموار نشود.

3- نوآوري نوعي عادت شکني تلقي مي شود. از اين منظر براي يک فرد خلاق و نوآور بايد اين باور ايجاد شده باشد که ابزارها و روش ها و سيستم جديد هم ممکن است داراي اشکال و نقص باشد تا در نتيجه وي در پي ابزار و روش و سيستم جديد برآيد يا در اين مسير پاسخ هاي جديد براي مسائل جامعه و سازمان مورد نظر بيابد. در واقع نوآوري نوعي اجتهاد به شمار مي رود؛ اجتهادي که در پي آن است مسائل موجود را به طريق مفيد و بديع حل کند. بديهي است در چنين مسير سخت و دشواري موانع جدي وجود دارد که مادام آن موانع شناسايي نشده و از سر راه برداشته نشوند امکان تحقق نوآوري وجود ندارد. از جمله اين موانع عبارتند از؛

ـ عدم اعتماد به نفس. به اين معنا که خودشناسي، محيط شناسي، آگاهي از توان و ظرفيت و پتانسيل هاي خود ايجاد شود و او باور کند که مي تواند راه حل هاي جديد براي مسائل موجود بيابد و براي اين راه حل يابي از اراده قوي و استوار برخوردارشود.

ـ ترس و نگراني و عدم امنيت رواني. فرد، گروه ها يا سازمان هاي نوآور بايد مطمئن باشند که اگر بابت نوآوري و ابداع شان جايزه و تشويقي نگرفتند، دست کم محدود نخواهند شد. افراد زماني مي توانند زايش فکري داشته باشند، ايده ها و راه حل هاي نو ارائه دهند که بتوانند انتقاد کنند. عدم وجود امنيت فکري و ترس از بازخوردهاي منفي از موانع جدي ابداع است. ترس، از موانع جدي نوآوري است. در واقع زماني مي توان نوآوري را ترويج کرد که درجه ريسک پذيري در فرهنگ جامعه بالا باشد و آرامش و امنيت سايه اش را بر دل و مغز نيروهاي فکري گسترانيده باشد.

- تمايل به همرنگي و همگوني. زماني نوآوري در جامعه يي جان مي گيرد که هنجارهاي اجتماعي ابداع و خلاقيت را تقبيح نکنند و به فرد اجازه دهند آزادانه بينديشد و در پي راه حل هاي جديد باشد و متهم نشود.

- عدم تمرکز ذهني. از جمله شرايط ضروري نوآوري انسجام فکري و تمرکز ذهن است. پريشاني ذهني، دغدغه هاي متفرقه زندگي و عدم امنيت فکري و آزادي انديشه موجب مي شوند آن شرط تحقق نيابد.

4- از منظر ديگر براي تحقق نوآوري و خلاقيت ونيز تقويت آن، شرايطي لازم است که بي توجهي به آنها مانع از نوآوري مي شود. از جمله اين شرايط مي توان موارد زير را نام برد؛

ـ فضاي خلاق اجتماعي و عمومي. يعني اينکه فضايي که محرک و مشوق نوآوري باشد. در جامعه و سازمان هايي که مديران ارشد و قدرتمندان آن آماده شنيدن ايده هاي نو نبوده و در پي کشف راه حل هاي جديد نباشند نوآوري شکل نمي گيرد. نوآوري در جايي متولد مي شود که پذيرفته شود راه حل هاي موجود داراي کاستي است يا ممکن است راه حل هاي بهتري نيز وجود داشته باشد. مطلق گرايي و اصرار بر درستي روش ها و ابزارها و فنون موجود مانع جدي تحقق نوآوري هستند. بنابراين وجود آزادي و نبودن موانع نوانديشي از شروط لازم تحقق نوآوري هستند.

- تفکر استراتژيک و درازمدت. بدين معنا که کوتاه نگري، دچار روزمرگي شدن و تعجيل در تحقق خواست ها اجازه نمي دهند نوآوري شکل بگيرد. تولد، توسعه و تعميق نوآوري نيازمند حوصله و زمان دادن به نوآوران است. در همين راستا داشتن تفکر سيستمي و پرهيز از يک گزينگي از شروط نوآوري است. فرد، سازمان و جامعه يي که فردگرا و تک گزينه يي است هرگز نمي تواند خلاق و نوآور باشد.در نوآوري نوعي توفان مغزي بايد به وقوع بپيوندد تا انديشه و فکر و راه حل نو پديد آيد لذا محدود کردن افراد به زمان خاص، مکان خاص و چارچوب و محدوده خاص اجازه نوآوري نخواهند داد.

-ايجاد سيستم حمايت و بهره برداري از نوآوري ها. براي اينکه جامعه از گزند سليقه گرايي رهايي يابد لازم است در جامعه و سازمان ها، سيستم راهبري و بهره برداري از نوآوري و خلاقيت ايجاد شود. بدون طراحي و استقرار سيستم مشخص نمي توان نوآوري را در سازمان ها به وجود آورد و تقويت کرد. در فرآيند نوآوري اصل بر اين است که افراد خلاق چيزهايي را مي بينند که ديگران نمي بينند. لذا با محدود کردن آنان به اينکه فقط در چارچوب انتظارات و خط قرمزهاي مديران ارشد بينديشند هرگز زايش فکري روي نخواهد داد.

5- استيفن رابينز نظريه پرداز نام آشناي مديريت نوآوري را ميزان مسووليت، آزادي و استقلالي مي داند که افراد درون يک فرهنگ از آن برخوردارند و محرک هايي را براي نوآوري برمي شمارد. رابينز مي گويد محرک هاي نوآوري سه دسته هستند؛ اول متغيرهاي ساختاري. وي ساختار ارگانيک و پويا را مهم ترين متغيري مي داند که مي تواند به نوآوري حرکت ببخشد. وجود ارتباطات زياد و البته چندسويه - و نه يک سويه و تحکمي- از ديگر محرک هاي مورد نظر رابينز است. متغيرهاي فرهنگي دومين متغير انگيزشي براي نوآوري ناميده مي شود. براين اساس نوآوري در جوامع و سازمان هايي پديد مي آيد که داراي فرهنگي با ويژگي هاي زير باشند؛ ابهام پذير و ريسک پذير، تحمل کننده موضوعاتي که الزاماً قابل تحقق نيستند، قائل به کنترل بيروني اندک و داراي سيستم باز. سومين متغير عبارت است از متغيرهاي منابع انساني که امنيت شغلي از مشخصه هاي بارز آن است. به استناد نظريات رابينز و ديگر انديشمندان عرصه مديريت مشاهده مي شود که براي تحقق نوآوري پيش نيازهاي زيادي وجود دارند که بدون مهيا کردن آنها نوآوري تحقق نمي يابد.

منابع در دفتر روزنامه موجود است.
تسليت ديرهنگام حدادعادل به پيرموذن
غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس با چند روز تاخير درگذشت مادر نورالدين پيرموذن نماينده اردبيل و عضو فراکسيون اقليت را به وي تسليت گفت. معمولاً در مجلس عرف است وقتي يکي از بستگان نزديک نمايندگان فوت مي کند هيات رئيسه از تريبون مجلس به او تسليت مي گويند اما اين بار خلاف عرف رخ داد و هيات رئيسه مجلس به خاطر مصاحبه نورالدين پيرموذن با صداي امريکا با تاخير چند روزه تسليت خود را اعلام کرد. پيرموذن در آستانه انتخابات مجلس هشتم مصاحبه جنجالي با صداي امريکا که مستقيماً از ماهواره هم پخش مي شود، انجام داد و طي آن به انتقاد از ردصلاحيت هاي گسترده از جمله ردصلاحيت خود پرداخت. انجام اين مصاحبه واکنش وزارت اطلاعات را به دنبال داشت و وزير اطلاعات عليه پيرموذن اعلام جرم کرد و او را به خيانت متهم ساخت. در بحبوحه اين جنجال مادر پيرموذن درگذشت. غلامعلي حدادعادل در آغاز جلسه علني ديروز مجلس گفت؛ باخبر شديم در ايام تعطيلات مجلس مادر نورالدين پيرموذن به رحمت ايزدي پيوستند که اگر چه ايشان در مجلس حضور ندارند و ما از وي سخت به سبب آنکه شکايت به بيگانه برده اند گله منديم و ناراحت هستيم و رفتار ايشان را به هيچ وجه نمي پسنديم، اما اين مانع آن نيست که ما فوت مادر محترمه ايشان را تسليت نگوييم و براي آن بانو طلب مغفرت نکرده و به بازماندگانش تسليت نگوييم.
پيشنهاد هوشنگ اميراحمدي به دولت احمدي نژاد
جلب نظر دموکرات ها و جمهوريخواهان مخالف اسرائيل

کيوان مهرگان



هوشنگ اميراحمدي رئيس شوراي روابط ايرانيان و امريکائيان در اين گفت و گو ضمن مخالفت جدي با مذاکرات ايران و امريکا بر سر عراق پيشنهادهايي را به دولت ايران جهت حل مناقشات بين دو کشور مطرح مي کند.

ـ ـ ـ

- از يک سو سومين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب رسيده است و از سوي ديگر مذاکره ايران و امريکا بر سر عراق براي چندمين بار متوالي لغو شده و هنوز هم زمان دور بعدي مذاکرات تعيين نشده است، با توجه به تحولاتي که در اين مدت بين دو کشور اتفاق افتاده است وضعيت مبهم دو طرف را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

منطق آنچه در شوراي امنيت سازمان ملل متحد دارد اتفاق مي افتد، اين است که اگر يکي از دو طرف کوتاه نيايد يا اينکه هر دو طرف به سازش نرسند درنهايت روش هاي ديگري که در منشور سازمان ملل متحد آمده است به کار گرفته مي شود يعني منطق شوراي امنيت جز اين نيست چون کار ديگري نمي تواند انجام بدهد. اين گونه نيست که شوراي امنيت قطعنامه صادر کند بعد هم آن شورا برود دنبال کار خودش. بنابراين اگر دو طرف قبول نکنند به شکلي عقب نشيني کنند که به نتيجه يي برسند که مورد توافق دو طرف باشد وضعيت از حالت کنوني به مراتب پيچيده تر خواهد شد.

- عقب نشيني همزمان دو طرف با توجه به مواضعي که اتخاذ مي کنند قابل تصور است؟

من فکر مي کنم امکان پذير است و اميدوار هم هستم که چنين چيزي امکان پذير باشد. در حال حاضر شوراي امنيت سازمان ملل نمي گويد ايران نمي تواند غني سازي براي مصارف صلح آميز داشته باشد اما به دلايلي که ما را مشکوک و بدگمان به «قصد» جمهوري اسلامي کرده ما بايد اول اين جريان را متوقف کنيم بعد در چارچوب يک موافقت جديد به شما اجازه دهيم که فعاليت تان را ادامه بدهيد. بنابراين نظر آنها اين نيست. بايد براي ايجاد يک فضاي جديد بين دو طرف در آغاز يک توقف داشته باشيم، بعد با يک شروع جديد وارد ميدان تازه يي شويم.

- در اين ميدان جديد طرف ما آژانس خواهد بود يا کماکان شوراي امنيت است؟

من اعتقاد دارم اگر قرار باشد اين جريان روزي به پايان برسد بايد در شوراي امنيت به پايان برسد.

- حتي اگر يکي از شروط ايران بازگشت پرونده به آژانس باشد؟

ايران مي تواند اين گونه بگويد که من به شرطي به طور موقت غني سازي را متوقف مي کنم که شما پرونده را به آژانس برگردانيد. ببينيد آنها يک شرط دارند. شرط شان هم اين است که ايران غني سازي را متوقف کند. جمهوري اسلامي مي تواند روي اين شرط، شرط بگذارد. مي تواند بگويد حالا که شما شرط گذاشته ايد من بايد غني سازي را متوقف کنم بعد با من مذاکره کنيد من متوقف مي کنم به شرطي که طرف صحبت من شوراي امنيت نباشد، آژانس باشد.

- آيا اين شرط را مي پذيرند؟

به نظرم مي پذيرند ولي اگر جمهوري اسلامي بگويد خير، من متوقف نمي کنم وقتي پرونده در شوراي امنيت است، اين پرونده به آژانس برنخواهد گشت. منطق جمهوري اسلامي درست است. مي گويد اين قطعنامه ها، تحريم ها، زورگويي ها و اين شرط هايي که شما روي ميز جلوي من گذاشته ايد اينها اساس قانوني ندارد، چارچوب قانوني ندارد. در چارچوب قوانين بين الملل، معاهده منع گسترش و... اساس قانوني ندارد و سياسي است. اين حرف درست است و حتي مي گويد اساس فني هم ندارد، اين هم درست است. جمهوري اسلامي معتقد است خلاف مقررات عمل نکرده است. فقط برخي کشورها به آن مشکوک هستند و چون اين پرونده اشکال حقوقي و فني ندارد، حضور اين پرونده در شوراي امنيت معنا ندارد. اينجا را هم درست مي گويد. اما جايي که جمهوري اسلامي مساله دارد اين است که اساساً اين دعوا سياسي است. بنابراين تا وقتي اين جريان سياسي است و جمهوري اسلامي حاضر نيست به اين دعواي سياسي پاسخ بگويد وضعيت فعلي ادامه پيدا مي کند.

- ايران، امريکا را دشمن مي داند. حالا علت العلل اين دشمني چيست و چگونه شکل گرفته است در اين بحث نمي گنجد. از طرف ديگر هم غني سازي اورانيوم و دنبال کردن انرژي هسته يي را به عنوان خط قرمز خود اعلام کرده است. به نظر شما پيگيري همزمان اين دو موضوع يعني تداوم ناسازگاري با امريکا و دنبال کردن انرژي هسته يي صلح آميز براي ايران امکان پذير است؟

جمهوري اسلامي بين دشمني با امريکا و پيگيري غني سازي اورانيوم ناگزير به انتخاب يکي است.

- خود شما کدام يک را ارجح مي دانيد؟

من اول حل مساله با امريکا را انتخاب مي کردم بعد از حل مساله با امريکا دنبال غني سازي اورانيوم مي رفتم. اصلاً مشکل غني سازي جمهوري اسلامي سرمنشاء آن مشکل رابطه با امريکا است.

- اسرائيل اين وسط چه کاره است؟

اسرائيلي ها زرنگي کرده اند. مشکل خودشان با ايران را به مشکل امريکا با ايران تبديل کرده اند.

- پس غني سازي پيش از آنکه مشکل امريکا با ايران باشد مشکل اسرائيل با ايران است؟

دقيقاً و چون اسرائيل نمي خواهد مستقيماً با ايران درگير شود پشت امريکا پنهان شده است. در هر حال امريکا و ايران در برابر هم صف آرايي کرده اند. شما نگاه کنيد، ايران زماني فعاليت هاي انرژي هسته يي را آغاز کرده است که در تحريم امريکا بوده است. اگر زماني هم پنهان کاري داشته است به خاطر دور زدن تحريم هاي امريکا بوده است. بنابراين مشکل فعاليت هسته يي ايران ريشه در مشکل رابطه ايران و امريکا دارد. به نظر من غني سازي اورانيوم يک بهانه است، نه يک دغدغه.

- بهانه براي چه چيزي؟

بهانه است تا ايران را با همکاري هم پيمانانش منزوي کند. ما بايد مساله را با سياست و مديريت حل و فصل و سعي کنيم مانع از تبديل آن به يک مساله بزرگ بين المللي شويم.

- ايران اين مساله غني سازي را به شکلي به درون کوچه و بازار برد. به نظر شما اين کار درست بود؟

هم درست بود، هم نه، درست بود به خاطر اينکه ايران اين مساله را حق ملت مي داند و کوشيد حمايت هاي مردمي را به نفع آن بسيج کند. اما درست نبود زيرا به مردم نگفت اگر در دنيا براي پيگيري اين حق شما با مشکلاتي مواجه هستيم به خاطر اين است که با امريکا مشکل داريم و بنابراين ما براي اينکه شما را به حقوق تان برسانيم و هزينه يي هم پرداخت نکنيم، ناگزيريم کارهاي ديگري هم انجام بدهيم و آن مذاکره و برقراري رابطه با امريکا است. واقعيت اين است که امريکا الان زور مي گويد اروپا هم همين طور. متاسفانه ما اين واقعيت را ناديده مي گيريم که دنيا دنياي زور است و برمبناي حق نيست.

شما فکر کنيد مگر صدام حسين جز خوش خدمتي چه کار براي امريکا کرده بود که اين گونه نابودش کردند. بنابراين دنيا براساس راست و دروغ نمي چرخد، براساس منافع مي چرخد، کشورها نه دوست دارند نه دشمن. منافع دارند. امريکا مانند گرگي است که وقتي پا روي دمش بگذاري حمله مي کند.

- ايران با کدام امريکا بايد مشکلاتش را حل و فصل مي کرد؟

پرسش خوبي مطرح کرديد. در بين امريکايي ها دو نوع تفکر در رابطه با اسرائيل وجود دارد. يک تفکر معتقد است که ما نبايد منافع ملي امريکا را به پاي اسرائيل قرباني کنيم. اين گروه از مذاکره و رابطه با ايران استقبال مي کنند. اما گروه ديگري هم هستند که معتقدند منافع ملي امريکا در تضمين منافع اسرائيل است. ما به جاي اينکه از اين دودستگي استفاده کنيم و با آن گروهي که با اسرائيل همراه نيستند دست دوستي بدهيم همه را به يک چوب رانده ايم و همه امريکايي ها را به يک چشم نگاه کرده ايم.

- اين گروه در جغرافياي سياسي امريکا در کجا جا مي گيرند؟

ممکن است در هر دو حزب پيدا بشوند اما مهم تر از اين اتفاقي است که در چند سال گذشته افتاده است. نخبگان موثر در تصميم گيري هاي جامعه امريکا به دو دسته طرفدار منافع امريکا و اسرائيل تبديل شده اند. گروهي هستند که از منافع ملي امريکا دفاع مي کنند مانند خانم آلبرايت، آقاي کارتر، بوش پدر و رمزي کلارک. عده يي ديگر هستند که مي توان اسم آنها را نخبگان طرفدار منافع ملي اسرائيل گذاشت؛ آقاي ليبرمن، ديک چني و بوش پسر. اين دو نيرو دو تفکر متفاوت نسبت به ايران دارند. اتفاقاً در هر دو حزب هم حضور دارند. بنابراين اينگونه نيست که يک حزب کاملاً با ما باشد و حزب ديگر عليه ما. اين دودستگي در هر دو حزب وجود دارد. بنابراين دو گروه نخبه عکس هم عمل مي کنند اما ما هر دو نيرو را ذيل دشمني به نام امريکا تعريف مي کنيم. ما بايد نيروهاي طرفدار منافع ملي امريکا را در برابر نيروهايي که به منافع ملي اسرائيل فکر مي کنند، تقويت کنيم.

سياست هاي ما اينگونه است که نه تنها بين اينها شکاف نمي اندازد بلکه هر دو را عليه ايران متحد مي کنيم.

-يعني اگر شکاف بين اين دو عميق شود، احتمال تامين منافع ملي ايران بيشتر مي شود؟

شک نکنيد که اينگونه خواهد شد. سياست هاي ديگري مي خواهد.

-شما در مصاحبه يي ورود ايران به مذاکره با امريکا بر سر عراق را يک تله توصيف کرديد و برعکس هميشه که ايران را به مذاکره با امريکا تشويق مي کرديد، نسبت به انجام اين مذاکره هشدار داديد. ايران رفت و با امريکا بر سر عراق پاي ميز مذاکره با امريکا نشست. اين تجربه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

من دو جا به جمهوري اسلامي ايران توصيه هايي کرده ام. نخست در سال 2003 بود که ايران با اروپا گفت وگو درباره غني سازي اورانيوم را آغاز کرد. من به وزارت خارجه ايران توصيه کردم اين کار را نکنيد. خواهش کردم، التماس کردم، نامه نوشتم که اين مذاکره با اروپا بر سر غني سازي فايده يي ندارد.

-چرا؟

به خاطر اينکه مشکلي که با امريکا هست و دوجانبه است تبديل به يک مشکل چندجانبه مي شود و با اروپايي که بر سر اين موضوع چالش با ايران ندارد، درگير چالش مي شود. اما ايران چون نمي خواست با امريکا مذاکره کند، رفت خودش را با اروپا درگير کرد و به اين ترتيب اروپايي ها هم وارد ماجرا شدند در حالي که اروپا از جنگ جهاني دوم به اين طرف هيچ جريان جهاني و مهمي را بدون امريکا نتوانسته است به سرانجام برساند. اروپا هميشه نوکر امريکا بوده است. کماکان هم هست. اصلاً اروپاي مستقل از امريکا وجود ندارد. حداقل تاکنون که ما اينجا هستيم وجود نداشته است. من 13 سال پيش مقاله يي در نشريه گفت وگو نوشتم با عنوان ايران در جهان سه قطبي. اصلاح طلبان در آن موقع با تمام قدرت شان در چهار شماره عصر ما نقد کردند و نتيجه گرفتند که اميراحمدي دارد امريکا را مرکز دنيا قرار مي دهد. حالا در مورد عراق هم به همان شکل هشدار دادم، هم با خود شما مصاحبه کردم و هم با ديپلمات هاي ايراني سخن گفتم. حتي در صداي امريکا و راديو فردا هم اين مساله را بازگو کردم. طوري که دست اندرکاران صداي امريکا از دست من عصباني شدند.

-شما در جايي حتي به ايران توصيه کرديد با امريکا بر سر مساله عراق وارد مذاکرات نشود، چرا؟

اولاً امريکا مي خواست به عراقي ها خصوصاً افکار عمومي امريکا بگويد که ايران در عراق نقش بازي مي کند. صرف اينکه ايران پذيرفت سر ميز مذاکره با امريکا بنشيند و سر مسائل امنيتي عراق مذاکره کند، يک اعتراف بود که من در مسائل عراق صاحب نقشم. به نظرم لازم نبود ايران اين اعتراف را بکند زيرا تمام تلاش امريکا اين بود که از ايران اعتراف بگيرد که در عراق نقش دارد.

-اما ايران اين مساله را پنهان نکرده است.

بله اما نکته اينجاست که امريکا به دنبال چه چيزي بود. امريکا بر سر مسائل امنيتي عراق حاضر شد با ايران مذاکره کند، نه مسائل اقتصادي، مذهبي و فرهنگي عراق. اين مذاکره بر سر بازگرداندن امنيت به عراق با حضور ايران آيا چيزي جز اعتراف به نقش ايران در عراق است؟ دوم، با اين کار ما تمام عرب ها را نسبت به خودمان بدبين کرديم. تمام تلاش امريکا براي اين بود که ايران را به داخل عراق بکشاند و به عرب ها بگويد ايران در داخل عراق نقش دارد و براي همين من دارم با آن مذاکره مي کنم. سوم و مهمتر از همه امريکا به هيچ وجه نمي خواست بر سر عراق، حتي امنيت عراق با ايران به نتيجه برسد.

-چرا؟

شما به تاريخ ديپلماسي امريکا در طول دهه ها نگاه کنيد؛ هرگز با هيچ کشوري بر سر يک مشکل ثانوي به نتيجه نرسيده است. يعني چه؟ شما نگاه کنيد به مساله فلسطين. امريکا چهل سال است که نمي گذارد هيچ کشوري وارد مساله فلسطين بشود. حتي اروپا را گذاشته کنار. روس ها سال ها تلاش کردند که با امريکا و اعراب سر ميز مذاکره بنشينند و مساله اعراب و اسرائيل را حل کنند اما امريکا مخالفت مي کرد. تجربه نشان داده است هر گاه امريکا مي خواهد براي کشوري مشکل درست کند مساله او را از حالت يکجانبه خارج مي کند و آن را چندجانبه مي کند. وقتي مي خواهد مساله را حل کند، مساله را يک جانبه مي کند. شما نگاه کنيد، روس ها، چيني ها، اروپايي ها و همه را با مساله ايران درگير کرد اما اگر بخواهد موضوع را حل کند، خودش و فقط خودش پاي مذاکره مي آيد. کارهايي که امريکا از ايران مي خواهد، ايران قادر به انجام آنها نيست. در عراق، شيعيان هم مذهب ايراني ها که سربازان امريکايي را نمي کشند. آن کسي که بمب منفجر مي کند، ناسيوناليست عراقي، يا گروه طالبان يا القاعده است. خب ايران در اين گروه ها چه نفوذي دارد؟ چه نقشي دارد؟ هيچ. بنابراين وقتي ايران هيچ کنترلي روي اين جريانات ندارد سر کدام مساله امنيتي عراق حاضر به مذاکره شده است؟

-شايد ايران مي خواسته نشان بدهد که مذاکره مي کند در حالي که هيچ نقشي در ناآرامي هاي عراق ندارد؟

ايران مي گفت اگر نرويم، تبليغات مي کنند که دست داريد اما نمي خواهيد همکاري کنيد. من بحثم اين بود که اگر ايران سر ميز مذاکره نرود، اعتراف نکرده است. ما حق داريم با امريکا مذاکره کنيم اما نه بر سر عراق. ايران و امريکا با هم مساله دارند. چرا بايد سر مشکلات عراق مذاکره کنند. اين بي معنا نيست؟، ايران با امريکا مشکل دارد. يکي دو تا هم نيست. بعد مي رود سر مشکلات يک کشور ديگر با امريکا مذاکره مي کند.

همين سياست را سر افغانستان هم مرتکب شديم. ايران در قضاياي افغانستان خيلي به امريکا کمک کرد. تمام مدتي که به امريکا کمک مي کرد بر سر جريان ديگري بود، سر مساله ايران نبود. بنابراين وقتي دعوا تمام شد، مساله افغانستان به نتيجه دلخواه امريکا رسيد. مشکل ايران و امريکا همچنان پابرجا بود. دو سه ماه بعد از اين همه کمک رساني، ايران از نظر بوش تبديل شد به محور شرارت. در عراق هم همين طور است. حتي اگر ايران بتواند به امريکا کمک کند که امنيت را به عراق برگرداند در بهترين حالت مي شود محور شرارت، چرا؟ چون مشکل امريکا با ايران کماکان پابرجا است. عراق مشکل ايران با امريکا نبوده و نيست. عراق را امريکا ويران کرد، به ايران چه ربطي دارد؟، ايران بايد مي گفت اگر امريکا مي خواهد مشکلش در عراق حل شود، ابتدا بايد مشکل با ايران را حل کند آن وقت شايد بتوان در آرامش عراق کمکش کرد.

-آقاي احمدي نژاد معتقد است اگر ايران به خواست شوراي امنيت تن بدهد فهرست خواسته هاي آنها افزايش پيدا مي کند. بنابراين استدلال مي کند که ما روي غني سازي مي ايستيم تا آنها ناگزير شوند کوتاه بيايند. اين تحليل درست است؟

به نظرم هم درست است، هم غلط. اولاً همان طور که عرض کردم غني سازي حق مسلم ايران است. مي خواهد آقاي احمدي نژاد سر کار باشد، مي خواهد هر دولت ديگري سر کار باشد. هر کس در راس قدرت در ايران قرار بگيرد، بايد از اين حق دفاع کند. اما براي برخورد با اين حق يک مشکل اساسي داريم. مشکل اساسي چيست؟ آن هم اين است که ما نبايد فکر کنيم حق مان را هميشه مي توانيم در اولين فرصت بگيريم. يعني بايد روي آن فکر کنيم. دوم بايد براي گرفتن اين حق هزينه هايش را هم بپردازيم. مساله دوم اين است که آيا مي توانيم اين حق را الان بگيريم؟ آيا شوراي امنيت سازمان ملل واقعاً عقب نشيني مي کند؟

نکته ديگر اينکه من فکر مي کنم ديپلماسي ايراني بايد ابتکار عمل بهتري داشته باشد يعني بايد سعي کند تنها به مساله غني سازي فکر نکند. آقاي احمدي نژاد گفته است غني سازي بهانه است. اين مطلب کاملاً درست است. اگر اين بهانه است بايد اين بهانه را از دست اينها گرفت يا اين بهانه را در دست شان نگه داشت که ضربه بزنند؟ بعد از اين مرحله سوال پيش مي آيد که چرا اين موضوع را بهانه کردند. اگر بهانه است چرا بهانه است؟ پاسخ اين است بهانه است براي اينکه اينها هدف دشمني با ايران دارند. آنها مي خواهند از طريق اين بهانه به ايران ضربه بزنند. آنها غير از اين چه استفاده يي مي توانند از اين بهانه بکنند. اين حرف آقاي احمدي نژاد هم درست است که اگر ما دست از غني سازي اورانيوم برداريم، خواسته هاي ديگر سر برمي آورد. اما امريکا از اين بهانه استفاده کرده و اجماعي بين المللي عليه ما درست کرده است. اگر اين بهانه را از دست امريکا بگيريم آن اجماع از هم مي پاشد. درست است که امريکا مي رود يکسري بهانه هاي ديگر را پيدا مي کند اما آن بهانه ها ديگر قابليت اجماع عليه ايران ندارند. در اين حالت چه اتفاقي مي افتد؟ اتفاقي که مي افتد اين است که اجماع از بين مي رود و مشکل ايران از يک حالت چندجانبه خارج مي شود و مجدداً به يک مشکل دوجانبه تبديل مي شود. در مشکل دوجانبه ايران حريف امريکاست. به خاطر اينکه امريکا هم با ما تنها مي ماند و ما مي توانيم در اين شرايط يارگيري کنيم.

- يعني پيشنهاد شما اين است که ايران به طور موقت و کوتاه داوطلبانه غني سازي را تعليق کند؟

به نظر من در اين شرايط ديگر مساله غني سازي مساله آنها نيست. آنها پذيرفته اند که ديگر نمي توان ايران را به پيش از غني سازي صفر برگرداند. واقعيت اين است که ايران توانسته به دانش غني سازي دست پيدا کند؛ تکنولوژي دارد، دانشمندانش را دارد. اين را امريکا بايد درک کند اما مشکل آنها اين است اگر شوراي امنيت بخواهد به جمهوري اسلامي اجازه دهد که غني سازي را ادامه بدهد بايد چه شرايطي را برايش به وجود بياوريم که در چارچوب آن شرايط دست و پايش تا حدودي بسته باشد که نتواند بيش از درصدي جلوتر برود.

بنابراين مشکل 1«5 با ايران بر سر اين نيست. شما اصلاً نبايد غني سازي بکنيد. مي گويند ايران مي تواند غني سازي بکند اما پيش از غني سازي بايد مشکل مان را با «نيت» و «هدف» ايران حل کنيم. آنها مي گويند ما به «قصد» و «نيت» ايران مشکوک هستيم.

جمهوري اسلامي بايد بکوشد که مشکل «قصد» و «هدف» خودش را حل کند. واقعاً دعوايي که در شوراي امنيت است دعواي امريکا و اسرائيل است. يعني اگر روزي به طور معجزه آسا امريکا با ايران کنار بيايد تمام جريان شوراي امنيت برچيده مي شود.

- روش مداليته يي که ايران براي پاسخگويي به پرسش هاي آژانس آغاز کرده است، پاسخگو هست؟

اين روش بسيار خوبي است اما مشکل ايران در رابطه با غني سازي ديگر آژانس نيست. پرونده در شوراي امنيت است. جمهوري اسلامي اميد دارد که با آژانس کار را به جايي برساند که پرونده را از شوراي امنيت به آژانس برگرداند. اما من معتقدم هر کاري با آژانس انجام بدهد، هر همکاري با آژانس بکند، پرونده در شوراي امنيت مختومه نخواهد شد. يعني حتي اگر آژانس فردا گزارش بدهد که من صد درصد مطمئنم ايران به تمام پرسش ها پاسخ داده است، باز هم شوراي امنيت پرونده را به ايران بازنمي گرداند.

- چرا؟

براي اينکه مساله همان قصد و نيت است. آژانس برخورد قصدي با ايران ندارد. وظيفه اش هم نيست که برخورد قصدي بکند. آژانس برخوردش واقعي است، حقوقي و تکنيکال است. ايران در بهترين شرايط به تمام پرسش هاي حقوقي و فني آژانس پاسخ مي دهد. اما مساله در شوراي امنيت حل نخواهد شد. مي دانيد چرا؟ براي اينکه مشکل در شوراي امنيت سياسي است. مشکل اصلي امريکا است.
عناوين اين صفحه
نوآوري در حوزه علميه قم
گزارش يک نماينده ردصلاحيت شده
پيش نيازهاي نوآوري در کشور
تسليت ديرهنگام حدادعادل به پيرموذن
جلب نظر دموکرات ها و جمهوريخواهان مخالف اسرائيل
عدم دخالت جامعه مدرسين در تعيين رئيس مجلس
کليد خوردن رياست جمهوري خاتمي
ضرورت تصحيح نگاه حزبي
تذکر نماينده زرتشتيان به وزير ارشاد
حمايت اعتماد ملي از اصلاح طلبان
افت پايگاه اجتماعي اصولگرايان
ميهماني اصولگرايان به ميزباني جامعه مهندسين
دقت در انتصاب به جاي تغيير
تاکيد بر رشد قواعد فقهي
مجرميت مديرمسوول نداي جامعه
1تاييد درخواست رسمي واشنگتن از تهران
تکذيب کمک تسليحاتي ايران به حماس
محکوميت حمله به منطقه سبز بغداد
ايران در گزارش پترائوس
چهار تذکر درباره قطع روابط با هلند
کميسيون مشترک ميان تهران و ابوظبي برگزار مي شود
توصيه هاي آلبرايت در مورد ايران
مقتدا صدر در قم
معاون پادشاه عمان در راه تهران

عدم دخالت جامعه مدرسين در تعيين رئيس مجلس
عضو ارشد جامعه مدرسين حوزه علميه قم تصريح کرد که در جلسات اين تشکل درباره آنچه رياست علي لاريجاني بر مجلس خوانده شده، بحثي مطرح نشده است. آيت الله سيداحمد خاتمي در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ جامعه مدرسين براي مرحله اول انتخابات مجلس هشتم، تنها از سه کانديداي قم حمايت کرد و اين سه کانديدا نيز در اين مرحله راي آوردند و نسبت به ديگر حوزه هاي انتخابيه موضعي نداشت و کانديدايي مورد حمايتش نبود، از اين رو در مرحله دوم نيز همين سياست ها را دنبال مي کند و از کانديدايي حمايت نخواهد کرد. وي درباره انتشار اخباري مبني بر اينکه جامعه مدرسين به رياست علي لاريجاني بر مجلس هشتم تمايل دارد نيز گفت؛ در رابطه با مساله رياست آقاي علي لاريجاني بر مجلس هشتم تا آنجايي که من در جريان هستم، مطلقاً در جلسات جامعه مدرسين چنين بحثي مطرح نشده و صحبتي نبوده است و البته از رايزني ها در اين ارتباط خبر ندارم. خاتمي با بيان اينکه به نظر مي رسد طرح اين مسائل زودهنگام است، افزود؛ روش جامعه مدرسين ورود به اين گونه مسائل نبوده است. جامعه مدرسين دخالتي در انتخاب رئيس مجلس ندارد و اين امر برعهده خود نمايندگان مجلس هشتم است.


کليد خوردن رياست جمهوري خاتمي
پروژه انتخابات رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي از ارديبهشت ماه کليد خواهد خورد.به گزارش «الف» فعاليت هاي انتخاباتي اصلاح طلبان از اواسط ارديبهشت ماه آغاز خواهد شد و برنامه هاي انتخاباتي رئيس جمهور سابق نيز با فاصله دو الي سه ماه بعد از آن با شروع تدريجي سفرهاي استاني پي گرفته خواهد شد.هر چند از برنامه هاي ميان مدت اصلاح طلبان خبري منتشر نشده است، اما انتظار مي رود به تدريج با جدي تر شدن سفرهاي استاني خاتمي و انتخاباتي شدن علني فضاي کشور از نيمه دوم سال، تشديد تلاش براي برجسته کردن نقايص و اشتباهات عملکرد دولت همزمان با تبيين ضرورت روي کار آمدن دولت نجات دهنده و در نهايت دو قطبي کردن فضا در دستور کار اصلاح طلبان قرار خواهد گرفت.


ضرورت تصحيح نگاه حزبي
دبيرکل مجمع نمايندگان ادوار مجلس با بيان اين اعتقاد که در کشور ما هنوز فعاليت حزبي و سازماندهي نيروهاي انساني پذيرفته نيست، گفت؛ تنها تعداد اندکي از تشکل هايي که فعاليت سياسي دارند به نوعي رفتار شبه حزبي دارند. «يدالله اسلامي» در گفت وگو با ايسنا افزود؛ اين امر بدين مفهوم نيست که در قانون درباره اين موضوع سخني گفته نشده يا اينکه مسوولان از اين موضوع دم نمي زنند، بلکه به اين معنا است که آنچه در قانون آورده مي شود با آنچه در عمل نشان داده مي شود، تفاوت دارد. وي پرداختن به نوع نگاه به فعاليت هاي حزبي و سازماندهي هاي سياسي در کشور را مهم تر از بررسي عملکرد احزاب دانست و گفت؛ بدون پرداختن به اين نوع نگاه نمي شود از عملکرد احزاب بررسي مناسب و قابل قبولي داشت. اسلامي در ادامه تصريح کرد؛ همچنين در کشور ما اين طور نيست که فعاليت هاي حزبي در يک چارچوب منسجم و برنامه ريزي شده جلو برود؛ بنابراين تعداد زيادي که عنوان حزب را بر خود دارند، بيش از آنکه نشانه توسعه يافتگي باشند، از يک آشفتگي در اين حوزه خبر مي دهند چرا که اگر قرار باشد احزاب براي اداره کشور سازمان پيدا کنند مي توانند در چند حزب متمرکز شوند نه اينکه هرچند نفري که دور هم جمع مي شوند نام حزب را بر خود بگذارند. دبيرکل مجمع نمايندگان ادوار مجلس همچنين گفت؛ از سوي ديگر احزاب بايد بتوانند انديشه هاي خود را تبليغ کنند؛ يعني رسانه داشته باشند و براي کسب قدرت فعاليت آزاد سياسي کنند، يعني بتوانند نمايندگان خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند در حالي که اغلب احزاب ما از دسترسي به رسانه محروم هستند.


تذکر نماينده زرتشتيان به وزير ارشاد
کوروش نيکنام نماينده زرتشتيان به محمدحسين صفارهرندي تذکر داد زادروز زرتشت پيامبر زرتشتيان و تاريخ درگذشت او در تقويم رسمي ايران ثبت شود. نيکنام روز گذشته در جلسه علني مجلس طي تذکري کتبي اين درخواست را مطرح کرد و غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس هم آن را قرائت کرد. در حال حاضر سالروز ولادت و درگذشت زرتشت در تقويم رسمي ايران ذکر نمي شود.


حمايت اعتماد ملي از اصلاح طلبان
عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي از حمايت حزب متبوعش در مرحله دوم انتخابات از 10 کانديداي اصلاح طلب تهران و همچنين از همه کانديداهاي اصلاح طلب در سراسر کشور خبر داد.مسعود سلطاني فر در گفت وگو با ايسنا گفت؛ در مرحله دوم انتخابات از همه کانديداهاي اصلاح طلبي که در مرحله اول حمايت کرده و به اين دور راه پيدا کرده اند و البته از همه کانديداهاي اصلاح طلبي که در آن مرحله به دليل محدوديت ليست ها و تعداد نفراتي که مي توانستيم حمايت کنيم مورد حمايت ما قرار نگرفتند در اين دوره حمايت خواهيم کرد.وي در ادامه اظهار داشت؛ به عنوان مثال ممکن است در يک حوزه دو اصلاح طلب کانديدا شده بودند که ما مجبور بوديم تنها از يک نفر از آنها حمايت کنيم اما در اين دور از همه اين افراد حمايت خواهيم کرد.اين عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي ادامه داد؛ مجموعه حزب تصميم گرفته اند در مرحله دوم با تمام توان تلاش کنند که مجموعه اصلاح طلبان از جمله اعتماد ملي بتوانند سهم بيشتري را در مجلس هشتم داشته باشند.


افت پايگاه اجتماعي اصولگرايان
«علي دهقان» عضو شوراي مرکزي حزب اعتدال و توسعه نتايج انتخابات اخير مجلس هشتم را نشانگر افت پايگاه اجتماعي اصولگرايان دانست.به گزارش آفتاب اين فعال سياسي گفت؛ «انتخابات اخير نشان داد جايگاه اصولگرايان نسبت به انتخابات چهار سال پيش افزايش پيدا نکرده است. به جز نفر اول جبهه متحد - حدادعادل- گزينه هاي بعدي نسبت به گزينه هاي مشابه از جهت رتبه، افت راي داشته اند. ضمن اينکه فقط 19 نفر از آنها در مرحله اول حد نصاب لازم را به دست آوردند.»دهقان تصريح کرد؛ «اصولگرايان نتوانسته اند در چهار سال گذشته در جذب ديگر آحاد جامعه موفق باشند و اگر طيف منتقدين فضاي بيشتري براي تحرک سياسي داشتند قطعاً نتيجه انتخابات، نتيجه ديگري بود.»


ميهماني اصولگرايان به ميزباني جامعه مهندسين
جامعه اسلامي مهندسين در آستانه دور دوم انتخابات مجلس هشتم، ميزبان کانديداهاي جبهه متحد اصولگرايان خواهد بود.به گزارش ايسنا در اين مراسم که جمعه 30 فروردين برگزار مي شود، «محمدرضا باهنر» سخنراني مي کند. اين گردهمايي به منظور معارفه و آشنايي بيشتر با 11 کانديداي جبهه متحد در دور دوم انتخابات انجام مي شود.


دقت در انتصاب به جاي تغيير
دبيرکل حزب موتلفه اسلامي تاکيد کرد؛«اگر انتصاب ها با سخت گيري و دقت صورت گيرد، نيازي به تغييرات مکرر و هزينه بر نخواهد بود.»محمدنبي حبيبي به آفتاب گفت؛«اگر همه شرايط براي انتصاب افراد در دستگاه هاي مختلف رعايت شود به راحتي مي توان پاسخگوي همه شبهات و عزل و نصب ها بود و در غير اين صورت ابهام ها و شبهات روز به روز افزايش خواهند يافت.»


تاکيد بر رشد قواعد فقهي
دبيرکل جامعه زينب توجه به گسترده تر شدن قواعد فقهي را از جمله اولويت هاي دستيابي به نوآوري و شکوفايي ارزيابي کرد. «مريم بهروزي» با بيان اينکه از مهمترين لوازم دستيابي به نوآوري و شکوفايي «تحول در حوزه و دانشگاه» است به ايسنا گفت؛«زماني ابزار استنباط بسيار محدود بود و تنها يک قاعده فقهي وجود داشت که با آن احکام را استنباط مي کردند، اما امروز بيش از صدها قاعده فقهي وجود دارد؛ بنابراين مي توان گفت قواعد فقهي ما رشد و توسعه پيدا کرده و دايره تعبد که زماني بسيار محدود بود در حال حاضر گسترده تر شده است.»


مجرميت مديرمسوول نداي جامعه
مديرمسوول هفته نامه نداي جامعه روز دوشنبه 19 فروردين به شعبه 11 دادگاه تجديدنظر کرمانشاه احضار شد.نوشين محمدي مديرمسوول هفته نامه نداي جامعه در جلسه دادگاه که با حضور هيات منصفه برگزار شد به موارد اتهامي از قبيل چاپ عکس هاي مبهم، تفرقه افکني قومي، چاپ مواضع گروه هاي غيرقانوني، تشويش اذهان و... پاسخ گفت و در اين خصوص از خويش دفاع کرد.شاکيان پرونده مدعي العموم و اداره کل اطلاعات بودند که نمايندگان آنان نيز در جلسه دادگاه حاضر بودند و درخصوص شکايت خود توضيحاتي ارائه کردند. نماينده مدعي العموم در پاسخ به مديرمسوول هفته نامه نداي جامعه که پرسيد در کجاي قانون چاپ عکس مبهم جرم محسوب مي شود يا اصولاً آيا اين عبارت مي تواند مصداق جرم قرار گيرد، گفت؛ شما با چاپ اين عکس ها يا گذاشتن علامت تعجب بزرگ، جلوي عبارات درصدد القاي مشکوک بودن انتخابات برآمده ايد.در پايان جلسه دادگاه هيات منصفه وارد شور شد و در حکم خود مجرميت نوشين محمدي را محرز دانسته و او را مستحق تخفيف نيز تشخيص ندادند. در نتيجه مقرر شد دادگاه بدوي طي چند روز آينده حکم خود را در اين خصوص صادر کند.





تداوم اعتراض هاي کارگران

کارگران نيشکر هفت تپه شوش از صبح ديروز در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه اسفندماه و پاداش هاي سال گذشته اعتصاب کردند. در اين اعتصاب کارگران بخش توليد و تمامي بخش هاي وابسته به آن بخش کشاورزي و کارگران ني بر به صورت يکپارچه و گسترده شرکت داشتند.همچنين دوشنبه نيز در بوشهر جمعي از کارگران اخراجي شرکت ايران صدرا براي چندمين روز متوالي در مقابل ساختمان استانداري بوشهر تجمع اعتراضي برگزار کردند.کارگران خواستار بازگشت به کار و رسيدگي به مشکلات شان هستند. شرکت صدرا 46 نفر از کارگران را از 28 اسفند اخراج کرده است.بيش از 100 کارگر قراردادي کارخانه اشکان چيني قزوين نيز ديگر کارگراني بودند که صبح ديروز به دليل عدم دريافت 6 ماه حقوق و مطالبات معوقه در مقابل اداره کار شهر البرز دست به تجمع زدند.





ستاد تهران نقش اجرايي دارد

مسوول کميته احزاب و تشکل هاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با بيان اينکه «ستاد ائتلاف همچنان به فعاليت خود براي دور دوم انتخابات ادامه مي دهد»، گفت؛ در اين دوره ستاد مرکزي بيشتر نقش برنامه ريزي را به عهده خواهد داشت و اجرايي کردن برنامه ها به عهده ستاد تهران و استان ها خواهد بود.محمد سلامتي در گفت وگو با ايسنا تاکيد کرد؛ در اين دوره از انتخابات بخشي از جلب مشارکت مردمي مربوط به جبهه اصلاحات و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان است که ما در اين زمينه تمام تلاش خود را خواهيم کرد اما بخش اعظم کار مربوط به دولتمردان مي شود که بايد به گونه يي عمل کنند که مردم به حضور تشويق شوند. مثلاً وقتي مردم مي بينند کانديداهاي شان در صحنه حضور ندارند رغبتي براي مشارکت پيدا نمي کنند يا همچنين در مورد ناظران صندوق ها که نگراني هايي را ايجاد کرد.


1تاييد درخواست رسمي واشنگتن از تهران
گروه سياسي؛ امريکا درخواست رسمي اش از ايران براي از سرگيري گفت وگوهاي به تاخير افتاده درباره امنيت عراق را تاييد کرد.به گزارش ايسنا ايران بارها تاکيد کرده است هر گونه مذاکره با امريکا درباره عراق بايد رسماً از سوي کاخ سفيد درخواست شود.شان مک کورمک سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا روز دوشنبه گفت؛ ما بار ديگر آمادگي خود را براي انجام اين مذاکرات با ايران که متمرکز بر اوضاع امنيتي عراق است، به دولت عراق اعلام کرديم. وي با بيان اينکه هيچ تاريخي براي آن تعيين نشده است، افزود واشنگتن روز يکشنبه اين پيام را به دولت عراق داده است.سيدمحمد علي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه روز دوشنبه با اعلام خبر درخواست رسمي امريکايي ها براي مذاکره با ايران بر سر موضوع عراق گفته بود؛ درخواست مجدد مسوولان امريکايي را طي يک يادداشت رسمي دريافت کرده ايم که تحت بررسي است. وي افزود؛ گفت وگوها با امريکا پيرامون موضوع عراق را با شرايط لازم ادامه مي دهيم.همچنين براساس گزارش خبرگزاري رويترز ميرمبه نانتونگو، سخنگوي سفارت امريکا در عراق، نيز روز دوشنبه گفت؛ ما درک مي کنيم که دولت عراق براي برنامه ريزي دور ديگري از گفت وگوها تلاش مي کند و حاضريم در اين گفت وگوها شرکت کنيم.ايران و امريکا سال گذشته ميلادي نيز دو دور مذاکره درباره اوضاع امنيتي عراق را در بغداد برگزار کردند که سفراي دو کشور رياست آن را بر عهده داشتند. يکي از نتايج دو دور مذاکرات مذکور توافق بر سر تشکيل يک کميته کارشناسي با شرکت نمايندگان سه کشور ايران، امريکا و عراق بود که نخستين جلسه خود را تابستان سال گذشته تشکيل داد.پس از آن اگرچه قرار شد کميته کارشناسي فوق نشست ديگري را برگزار کند اما اين جلسه به عنوان دور چهارم گفت وگوهاي تهران و واشنگتن چندين بار به دلايل مختلف به تعويق افتاد. حال چنانچه ايران نيز با برگزاري دور ديگر گفت وگو با امريکا در خصوص مسائل امنيتي عراق موافقت کند، مي توان از آن به عنوان دور چهارم مذاکرات تهران و واشنگتن ياد کرد.


تکذيب کمک تسليحاتي ايران به حماس
معاون رئيس دفتر سياسي جنبش حماس ادعاي دخالت ايران در مساله تامين سلاح براي اين جنبش را رد کرد. به گزارش ايسنا، موسي ابومرزوق معاون رئيس دفتر سياسي حماس در گفت وگو با روزنامه البيان در واکنش به ادعاهاي اخير کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا در مصر مبني بر آمادگي امريکا براي کمک به افزايش توان امنيتي ابومازن در مقابل کمک ايران به حماس گفت؛ ايران حمايتي از حماس ندارد، چرا که هيچ گونه ارتباط جغرافيايي با ايران وجود ندارد و علاوه بر آن کشور همسايه يي هم وجود ندارد که از طريق ايران سلاح در اختيارمان قرار دهد و در واقع براي همگان آشکار است که ما چگونه سلاح به دست مي آوريم. وي با بيان اينکه اين مطلب براي اسرائيل، امريکا و مصر شناخته شده است، ادامه داد؛ در حال حاضر ما سلاح هاي امريکايي در اختيار داريم که همه آنها از طريق مصر به نيروهاي فتح داده مي شود يا از طريق تونل ها در مصر قاچاق مي شوند. همچنين بايد تاکيد کنيم که موضوع دخالت ايران در اين مساله درست نيست.


محکوميت حمله به منطقه سبز بغداد
سخنگوي وزارت خارجه حمله به منطقه سبز بغداد را که محل استقرار نهادها و سازمان هاي دولت مردمي حاکم بر عراق و مراکز ديپلماتيک است به شدت محکوم کرد. به گزارش ايسنا، سيد محمدعلي حسيني در پاسخ به سوال خبرنگاران مبني بر اينکه موضع ايران درخصوص درگيري هاي اخير در منطقه سبز و شهرک صدر بغداد و همچنين تهاجم به مناطق مسکوني بصره چيست، اظهار داشت؛ از نظر جمهوري اسلامي ايران حمله به منطقه سبز بغداد که محل استقرار نهادها و سازمان هاي

دولت مردمي حاکم بر عراق و مراکز ديپلماتيک است به شدت محکوم است. وي همچنين هدف قراردادن مناطق مسکوني شهرک شهيد صدر و بصره توسط نيروهاي امريکايي را تقبيح کرد.


ايران در گزارش پترائوس
دو مقام ارشد امريکايي در عراق قرار است به زودي سومين گزارش خود را درباره وضعيت عراق به کنگره امريکا ارائه کنند.گفته مي شود ژنرال «ديويد پترائوس» فرمانده ارتش امريکا و «رايان کروکر» سفير امريکا در عراق در گزارش خود خواستار ادامه خروج سربازان امريکايي و کاهش تعداد آنها به اندازه دوران پيش از استراتژي افزايش نيرو خواهند شد.به گزارش آفتاب رسانه هاي غربي نيز معتقدند ژنرال پترائوس به بهانه اتهاماتي بي اساس مبني بر دخالت ايران در عراق، افزايش حضور طولاني نيروهاي نظامي در عراق را توجيه مي کند.به گفته روزنامه تايمز پترائوس در گزارش خود مدعي خواهد شد که ايران با ارتش المهدي همکاري مي کند.اين دو مقام ارشد امريکايي در يکي ديگر از گزارش هايشان نيز به ايران و نقش آن در وضعيت عراق اشاره کرده بودند.


چهار تذکر درباره قطع روابط با هلند
چهار نماينده مجلس طي تذکرات کتبي جداگانه خواستار قطع روابط اقتصادي و سياسي ايران با هلند شدند. عشرت شايق نماينده تبريز به وزير خارجه و وزير بازرگاني تذکر داد در روابط اقتصادي و سياسي با هلند به خاطر توهين صورت گرفته به پيامبر اسلام تجديدنظر شود و ميرتاج الدين، هدايت خواه و شيخ الاسلام نمايندگان تبريز، بويراحمد و تهران هم به وزير خارجه تذکر دادند به دولت هلند اعتراض شديداللحن شود و نيز در سطح روابط فيمابين به علت انتشار فيلم «فتنه» توسط يکي از نمايندگان فتنه گر پارلمان هلند تجديدنظر شود.


به رغم سوء تفاهم ميان ايران و امارات
کميسيون مشترک ميان تهران و ابوظبي برگزار مي شود
گروه سياسي؛ در حالي که ايران و امارات متحده عربي خود را براي برگزاري کميسيون مقدماتي مشترک آماده مي کنند اما تنش ايجاد شده ميان تهران و ابوظبي به دنبال ادعاهاي امارات بر سر جزاير سه گانه ايران در خليج فارس مي رود تا روابط اين دو دولت را در آينده دستخوش تغييرات چشمگيري کند. چنانچه حسيني سخنگوي وزارت خارجه در خصوص قطعنامه اتحاديه عرب مبني بر ادعاي اشغالگري ايران در اين سه جزيره به صراحت گفت ادعاها درباره جزاير سه گانه ايراني جايگاه مناسب منطقه يي، تاريخي و جغرافيايي ندارد و مواضع ما در اين خصوص روشن است.به هر حال قرار است به زودي تهران ميزبان کميسيون مشترک دو کشور باشد تا دستگاه ديپلماسي ما فرصت پيش آمده را مغتنم شمرده و در حاشيه اين کميسيون به

حل و فصل سوء تفاهم به وجود آمده بپردازد.در همين حال به دنبال اعلام برگزاري اين نشست از سوي سخنگوي وزارت خارجه حميدرضا آصفي سفير جمهوري اسلامي ايران در ابوظبي نيز ضمن تاييد اين خبر با اشاره به اينکه سوء تفاهم در مورد جزاير سه گانه به مناسبات ايران و امارات لطمه نمي زند، از تشکيل اولين کميسيون عالي سياسي بين دو کشور در هفته جاري خبر داد.به گزارش فارس به نقل از سايت خبري المدينه، «حميدرضا آصفي» در سخناني از تشکيل اولين کميسيون عالي مشترک ميان ايران و امارات خبر داد و گفت؛ معاون وزير امور خارجه امارات دو روز پيش براي مقدمه چيني براي اين نشست به ايران سفر کرده است.آصفي گفت؛ اين کميسيون سياسي پايان هفته جاري در تهران آغاز به کار خواهد کرد.وي تشکيل اين کميسيون را يکي از نتايج سفر «محمود احمدي نژاد» رئيس جمهور ايران به امارات دانست و آن را دستاوردي بزرگ براي دو کشور توصيف کرد.آصفي با اشاره به اينکه سوء تفاهم درباره جزاير سه گانه به مناسبات ايران و امارات آسيبي نمي رساند، افزود؛ وزير دادگستري امارات و احتمالاً وزير اقتصاد اين کشور به همراه هياتي از مقامات اماراتي براي شرکت در اين اجلاس به تهران سفر خواهند کرد.اما در عين حال يک مقام ارشد سفارت ايران در ابوظبي با اشاره به اينکه اين کميسيون در آينده نزديک برگزار مي شود از احتمال اينکه وزراي اقتصاد دو کشور در آن حضور نيابند خبر داد.به گفته اين مقام ارشد اين کميسيون با حضور وزراي دادگستري و خارجه دو کشور برگزار مي شود.او افزود؛ با برگزاري اين کميسيون مقدماتي مسوولان دو کشور اسنادي را براي امضاي وزراي خارجه، دادگستري و اقتصاد آماده کرده اند که به زودي در کميسيون مشترک به امضا مي رسد.اين در حالي است که برخي رسانه ها از لغو اين کميسيون مشترک و تاخير در برگزاري آن خبر داده بودند که از سوي سفارت ايران در ابوظبي تکذيب شد.


توصيه هاي آلبرايت در مورد ايران
وزير خارجه سابق امريکا در يادداشت هاي خود خطاب به رئيس جمهور آينده اين کشور توصيه کرد شيوه جرج بوش را دنبال نکرده و در زمينه سياست خارجه تلاش هاي بيل کلينتون را تکميل کند. به گزارش ايسنا مادلين آلبرايت، در ادامه توصيه هايش به رئيس جمهور آتي امريکا در يادداشت هايش تاکيد کرد؛ دو توصيه مهم من به رئيس جمهور آينده اين است که شيوه جرج بوش رئيس جمهور کنوني امريکا را دنبال نکند و تلاش هاي بيل کلينتون رئيس جمهور سابق امريکا را در زمينه سياست بين الملل تکميل کند. وي در خصوص ايران به اجتناب از راه حل نظامي اشاره کرد و گفت؛ دولت امريکا بايد خود را آماده مذاکره با رهبران ايران در تمام زمينه ها کند. آلبرايت توصيه کرد؛ بايد ارتباطات ما با ايران روتين و محترمانه باشد.


مقتدا صدر در قم
در حالي که ياران «مقتدا صدر» حضور وي در ايران را تکذيب مي کنند، با اين وجود برخي منابع آگاه در ايران از حضور صدر در قم خبر مي دهند.سال گذشته نيز برخي گزارش ها حاکي از حضور وي در شهر قم جهت تحصيل در دروس حوزوي بود.در همين حال به گزارش بي بي سي خبر حضور صدر در قم را «دکتر محمدعلي مهتدي» که از وي به عنوان کارشناس مسائل خاورميانه در دانشکده روابط بين الملل وزارت خارجه ايران ياد مي شود، فاش کرده است. وي دليل تحصيل صدر در ايران را «حوادث عراق و فرصت پيدا نکردن وي براي ادامه تحصيل در عراق» عنوان کرد و گفت؛ «به همين دليل اکنون (مقتدا صدر) از مسائل سياسي کناره گيري کرده تا در حوزه درس بخواند.» به گزارش بي بي سي همزمان گزارش هاي بيشتري در مورد ميانجيگري ايران در پايان دادن به درگيري هاي اخير بصره مي رسد.