سه شنبه، 27 فروردين 1387 - شماره 1651
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: تلويزيون
چند و چون بحث اقتباس ادبي در تلويزيون در گفت وگو با احمد شاکري؛ مسوول شوراي اقتباس سيما فيلم
وقتي ادبيات جلوي دوربين مي رود

آرزو شهبازي

بحث اقتباس ادبي در آثار نمايشي تلويزيون يکي از بحث هاي مهمي است که هر از گاه يکي از مديران سيما بر آن تاکيد مي کنند و قول وعده هايي مبني بر جدي گرفتن آن مي دهند. با اين حال خروجي تلويزيون در حوزه ادبيات معاصر درصد بسيار پاييني است. در ادامه تاکيدها و بحث بر ضرورت اقتباس از آثار ادبي معاصر، جداي از اينکه يکي از شبکه ها ماموريت ساخت تعدادي تله فيلم براساس رمان هاي خوب را به عهده گرفته، اما هيچ گاه گامي جدي در اين ارتباط برنداشت. در سيما فيلم نيز شورايي به نام شوراي اقتباس راه اندازي شد. بحث اقتباس ادبي از جهتي چند قابل تامل و توجه است. توجه به بحث اقتباس ادبي، جداي از رونق بخشيدن به ادبيات داستاني معاصر و آشنايي بخش عمده يي از مخاطبان با نويسندگان خوب، مي تواند راه برون رفتي از مشکل فيلمنامه خوب باشد. نکته مهم و قابل توجه در اين زمينه اين است که مديران سيما به جاي آنکه بحث اقتباس ادبي را به عنوان يکي از اولويت ها در تصويب فيلمنامه مد نظر قرار دهند، بيشتر تمايل پيدا کرده اند به اقتباس از فيلم هاي خارجي. گرچه اين نکته نيز در جاي خود از اهميت بالايي برخوردار است و اگر با دقت انجام شود، مي تواند سطح فيلمنامه نويسي در تلويزيون را به سطح قابل اعتنايي برساند. از سوي ديگر فيلمنامه نويسان را در مرحله پيدا کردن ايده و طرح تنبل مي کند و نتيجه اش اين مي شود که به جاي مطالعه در رفتار و گفتار و فرهنگ ايراني، در خانه بنشينند و فيلم هاي خارجي را تماشا کنند. امروزه بسياري از فيلمنامه نويسان ايراني را مي توان مثال زد که براي پيدا کردن ايده ها و طرح هاي اقتباسي، در روز وقت شان را صرف تماشاي چندين فيلم خارجي مي کنند و ميدان رقابتي بيشتر براي ديدن فيلم خارجي به وجود آمده است. بي شک در اولويت قرار دادن فيلمنامه هايي که اقتباس ادبي از آثار ايراني هستند، مي تواند بحث اقتباس ادبي را در ميان فيلمنامه نويسان برخوردار از درجه اهميت کند. در اين راستا حرکتي در سيما فيلم شکل گرفته که در شوراي اقتباس، در حال مطالعه آثار ادبي ايراني معاصر هستند. رمان هاي مهمي همچون «زنده باد مرگ» و «سالاري ها» بزرگ علوي، «خط تيره ايلين» ماه منير کهباسي، «شما که غريبه نيستيد» هوشنگ مرادي کرماني،«اي کاش گل سرخ نبود» منيژه آرمين از جمله رمان هايي است که در اين شورا مورد بررسي قرار گرفته. مجتبي شاکري مسوول شوراي اقتباس سيما فيلم در تشريح فعاليت هاي اين شورا به پاسخ هاي مطرح شده پاسخ داده که در ادامه مي خوانيد.



- شوراي اقتباس براساس چه اهدافي تشکيل شد؟

مبناي اين شورا بر اساس نيازي بود که سازمان به متن داشت. نياز بود که حرکتي در ميان فيلمنامه نويس ها شکل بگيرد. اين در واقع، تاکيدي است که مقام معظم رهبري بر اين نکته داشتند که مشکل سينماي ما، مشکل کارگرداني و بازيگري و عواملي از اين دست نيست؛ مشکل، متن و فيلمنامه است. اگر ما قصه هاي قوي داشته باشيم، مي توانيم سينما را اصلاح کنيم. به همين خاطر، بخش رصد کردن ادبيات داستاني به ما واگذار شد. ما هم فهرستي از آثار صدساله ادبيات داستاني را گردآوري کرديم؛ چه رمان هاي قبل از انقلاب و چه بعد از آن تا بتوانيم درباره ظرفيت داشتن يا نداشتن آنها براي اقتباس، تصميم گيري کنيم.

- چه تعدادي از اين آثار تا به امروز تلخيص شده است؟

ما در حال حاضر 143 اثر را تلخيص کرده ايم که از اين تعداد، 80 اثر به شوراي اقتباس رفته و حدود 20 درصد آنها داراي ظرفيت مثبت براي اين کار تشخيص داده شده است. به دنبال انتخاب اثر نيز با نويسنده اش براي واگذاري حقوق آن تماس برقرار کرده و قراردادي را امضا مي کنيم و کار براي مرحله فيلمنامه و پس از آن فرآيند توليد آماده مي شود.

- تا کنون قراردادي هم بسته شده است؟

بله، با خانم آرمين نويسنده رمان «اي کاش گل سرخ نبود»، خانم تجار به خاطر اثر «شعر کوچه اقاقيا» و آقاي نجفي براي کتاب «جام هاي شوکران» قرارداد بسته ايم.

- مبناي انتخاب کتاب ها به چه صورت است؟ آيا در اساسنامه، مفاهيم خاصي براي انتخاب مورد تاکيد قرار گرفته است؟

ما محدوديت موضوعي نداريم. به خاطر اينکه در حال حاضر در سيما به شدت به موضوعات متنوع نيازمنديم. مسائلي هست که خيلي کم به آنها پرداخته شده است از جمله بحث قوميت ها و تنوع فرهنگي مختلفي که در کشورمان داريم. نويسندگان و فيلمنامه نويسان مي توانند موضوعات يا سوژه هايي را که در اين زمينه ها دارند، آماده کنند تا اين کاستي ها برطرف شود. در زمينه هاي اجتماعي و سياسي نيز موضوعات خيلي خوبي وجود دارد که مي تواند به آگاهي مردم کمک کند. از جمله مبارزه با فقر و فساد و تبعيض که نوعي امنيت اقتصادي و اجتماعي هم براي جامعه ايجاد مي کند.

- به نظر مي آيد ما در ادبيات داستاني هم دچار فقر موضوعي هستيم. يعني در ادبيات داستاني ما هم مثل سينما به خيلي از موضوعات پرداخته نشده است.

واقعيت اين است که با توجه به وضعيت فعلي سيما براي پر کردن آنتن، دست فيلمنامه نويس هاي ما از نويسندگان ادبيات داستاني خالي تر است و شايد بشود گفت تا قبل از راه اندازي دفتر پژوهش ادبيات داستاني در سيما، جايگاهي براي رصد کردن ادبيات داستاني در خود سيما وجود نداشت. البته کارهايي صورت مي گرفت و مراکزي وجود داشت اما ارتباطي بين اين مراکز با فيلمنامه نويسان برقرار نبود و اينها به صورت يک جريان تامين کننده متن براي سيما کار نمي کردند. از طرفي، فيلمنامه نويسان ما هم نسبت سليقه يي و جزيي با ادبيات داستاني داشتند و اگر هم اقتباسي صورت مي گرفت، بسيار نادر بود و نمي شد به صورت يک جريان دائمي و پيوسته به آن نگاه کرد. ولي در حال حاضر اين جريان وجود دارد. از اين نظر شايد ارتباط داستان نويسان و سيما انقلابي را هم در آثار داستاني به وجود بياورد و در بحث موضوع، تحرکي به نويسندگان ما بدهد. الان شما مي دانيد که بازار فروش کتاب نسبتاً کند است و اغلب ناشران ما دچار محدوديت هستند.

تيراژها پايين است و کمتر کتابي در چند نوبت به چاپ مي رسد. به همين دليل، نويسندگان داستاني هم در فقر اقتصادي به سر مي برند و هم اينکه مراجعه به آنها براي توليد کارهاي جديد کم مي شود. ولي سيما اين محدوديت را ندارد چرا که امروزه به دليل نبودن متن، بسياري از تهيه کنندگان ما در وضعيت کسادي به سر مي برند. مسلماً با بالا رفتن توليد متن، قدرت انتخاب سيما هم بالا مي رود.

- اين مساله به لحاظ اقتصادي چقدر مي تواند به نويسندگان ما کمک کند؟

به لحاظ اقتصادي ارتباط برقرار کردن با سيما براي داستان نويسان کار مفيدي است چون فاصله قيمت بين فيلمنامه و داستان بسيار زياد است و کمک سيما در خريد و رايت اين آثار، تحرک جديدي به نويسندگان خواهد داد. ضمن اينکه آنها از حق چاپ اثر هم محروم نيستند. يک نکته ديگر در ارتباط نويسندگان با سيما، انقلابي است که در نثر آنها به وجود مي آيد و اگر در برخي جاها نثر آنها از تشريح فاصله مي گرفت، اين زاويه ديد نمايشي به تشريحي شدن آثارشان کمک زيادي مي کرد که اين فرآيند جديدي در نگارش آثار داستاني به شمار مي رود.نکته ديگر اينکه فاصله بين داستان نويسان ما با مسائل روز جامعه همواره تا حدودي ديرتر و عقب تر بود که در ارتباط با سيما اين فاصله به حداقل مي رسد چرا که مخاطبان سيما با مخاطبان داستان در بازار نشر تفاوت دارند. دستاورد مهم ديگر هم اين است که شايد تا به حال داستان نويسان به اين فکر نبوده اند که فيلمنامه بنويسند.شايد اين جريان باعث شود که برخي از داستان نويسان، اين توانمندي را در خود به وجود بياورند که اثر خلق شده شان را مشخصاً به فيلمنامه تبديل کنند.

- اما اين رويکرد داستان نويسان به فيلمنامه نويسي، رويکرد صد درصد سودمندي هم نيست.

البته ما خودمان توصيه نمي کنيم که داستان نويسان دست از داستان نويسي بردارند و بيايند فيلمنامه بنويسند چرا که ما آنقدر به توليد نثر نياز داريم که اين را نوعي خسارت مي دانيم. اما به طور طبيعي اين اتفاق خواهد افتاد. همان طور که در صحبت با تعدادي از فيلمنامه نويسان، آنها را تشويق کرديم آثارشان فقط به عرصه تصوير محدود نشود و بخش ادبيات داستاني را هم در برگيرد. يعني فيلمنامه هايي را که کار شده يا در بايگاني مشخصي مانده، با مشارکت يک داستان نويس به دنياي ادبيات داستاني وارد کنند و ما بتوانيم در اين عرصه هم، خودمان را به صورت غني در دنيا نشان بدهيم. در حال حاضر، هر ماه حدود 300 طرح و فيلمنامه در کانون فيلمنامه نويسان ضبط مي شود و اين عدد قابل توجهي است که اگر بخشي از اين هم با قلم داستانگو نگارش پيدا کند، تنوع آثار داستاني ما بالاتر مي رود.

- در بخش اقتباس، جز ادبيات داستاني و رمان به چه منابع خاص ديگري توجه داريد؟

ما در اين بخش به خاطرات و زندگينامه هاي داستاني هم اگر در حد يک کار پژوهشي بوده و قابليت تبديل شدن به فيلمنامه را داشته باشند، توجه مي کنيم.

- اين مساله چقدر ممکن است در رويکرد ادبيات داستاني به سمت سفارشي شدن تاثير بگذارد؟ آيا توجه به مساله کميت، کيفيت را تحت الشعاع قرار نخواهد داد؟

من فکر مي کنم با واژه سفارشي نويسي، جفايي در حق نويسندگان ما صورت مي گيرد. اگر نيازي در جامعه، نويسنده را به نوشتن بر مي انگيزد، اين در واقع سفارشي است که جامعه به او مي کند. اين نوع نوشتن از يک طرف به نياز مردم و جامعه و از طرف ديگر به جوشش و هيجان دروني نويسنده بستگي دارد. در اين ميان، آنچه مذموم مي نمايد، اثرسازي است. يعني خلق اثري به ضرب و زور يک سري هزينه هاي خاص؛ وگرنه من فکر نمي کنم اصلاً در دنيا اثري بدون سفارش شکل بگيرد. وقتي نويسنده يي متناسب با نياز جامعه دست به خلق فيلمنامه يي مي زند، اين نشان دهنده آن است که او با جامعه همراه است. پس بايد فاصله گذاري کنيم بين آثاري که به خاطر تامين خواسته هاي برخي جريانات منحرف فرهنگي و جشنواره هاي برون مرزي توليد مي شود با آثاري که براساس درک نويسنده از نياز جامعه شکل مي گيرد.

- چقدر به اين نکته توجه داشته ايد که اين جريان تنها در محدوده اختيار افراد خاصي قرار نگيرد و از باند بازي هاي موجود در اغلب فعاليت ها دور بماند؟

اين نکته بسيار خوبي است که ما فرصت را براي همه ايجاد کنيم چون اگر به فهرست 143 اثري که تا به حال تلخيص شده نگاه کنيم، تقريباً مي شود گفت کسي جا نمانده است. شما در بين اين آثار، نام ناصر ايراني با «زنده باد مرگ» يا اميرحسين فردي با «سياه چمن» و حتي عبدالمجيد نجفي با «جام هاي شوکران» را هم مي بينيد. و اگر هم اثري در اين فهرست قرار نگرفته، به خاطر فقدان ظرفيت هاي تصويري يا شکل ساختاري خود اثر بوده است.
نگاهي به مجموعه مرد هزارچهره
غير قابل پيش بيني

عبدالحسين حسام زاده

مهران مديري حالا ديگر چهره شاخص طنز در کسوت بازيگر و کارگردان در دو حيطه سينما و تلويزيون است. او عمدتاً در عرصه تلويزيون مسيري نسبتاً طولاني را پيمود تا امروز به «مرد هزارچهره» رسيد.

مديري در سال هاي اوليه ظهور خود، با کاريکاتوريزه کردن برنامه تلويزيوني بعضي از چهره هاي شاخص و معروف سينما از جمله استاد اکبر عالمي کارشناس و صاحب نظر سينما، به خوبي خود را به بيننده رسانه تلويزيون معرفي کرد. در مجموعه معروف شب هاي برره، مديري براي خنداندن مخاطب خود، با ابداع يک زبان من درآوردي مخاطب متفنن (و نه متفکر) را به شدت تحت تاثير قرار داد. ترديدي نيست که اگر آن مجموعه تا زمان حاضر به نمايش خود ادامه مي داد، در مقوله زبان فارسي، که جزء مفاخر مسلم فرهنگ اين مرز و بوم به شمار مي رود، تاثيري خاص را از خود برجاي مي گذارد. نيک مي دانيم که زبان عالي ترين وسيله انتقال فکر و فرهنگ است.

به گفته سنت اگزوپري کاربرد زبان در شکل متعارف خود مي تواند مظهر سوءتفاهم باشد. همچنين به گفته ويتگنشتاين کاربرد کلمات در جاي خود مهارت و استعداد خاصي را طلب مي کند، به طوري که او مي گويد؛ فقط زبان علم است که آنچه را مراد مي کند بي کم و کاست به مخاطب خود القا مي کند و در اين ارتباط قانون ارشميدس را مثال مي زند. اين قانون مي گويد اجسام در داخل مايعات به اندازه وزن هم حجم خود سبک مي شوند. ويتگنشتاين تاکيد مي کند که امکان ندارد از کلمات به کار گرفته شده با اين نثر خاص چيزي غير از آنچه ارشميدس اراده کرده است، بتوان برداشت کرد. ويتگنشتاين در همين مسير، پيچ گوشتي را نيز مطرح مي کند. ايشان مي گويد پيچ گوشتي الزاماً فقط ابزاري نيست که ما با آن پيچي را سفت يا شل کنيم. با پيچ گوشتي مي توان مرتکب قتل شد، ديوار را سوراخ کرد، خون يا رنگ خشکيده را از روي شيشه پاک کرد و...

يادمان باشد زبان خصوصي وجود ندارد و چنين چيزي مغاير با طبيعت زبان است. مراد از افکندن اين سخن، اشاره به حساسيت کاربرد زبان است. اين البته مربوط مي شود به شب هاي برره.

مديري اما در مرد هزارچهره بسيار فراتر از قبل شده است. او در اين مجموعه با تيپ ها و صنوف بسياري شوخي کرده است. اين شوخي به خصوص با نيروهاي انتظامي بسيار ظريف است، اما اساساً پا در حيطه طرد و تمسخر نمي گذارد، با ديگران اما قضيه بدين گونه نيست. مثلاً با عليرضا خمسه و خيمه و خرگاه او که آشکارا تجسم بخش دن کورلئونه، شخصيت محوري فيلم پدرخوانده است ريشخندهاي مديري بامزه و دلچسب پرداخت شده اند. چيزي که در اين ميان خيلي جالب است، اين است که در بسياري موارد بيننده به هيچ قطعيتي دست نمي يابد. ترديدي نيست که يکي از خصوصيات هر اثر هنري اين است که براي مخاطب خود تکليف تعيين نکند و براي او نسخه نپيچد. در سريال مرد هزارچهره، نگاه مديري به آدم ها و کنش آنها، به گونه يي است که بيننده را در برداشت و قضاوت کاملاً آزاد و آرام مي گذارد تا مبتني بر تفکر و تجارب خود نتيجه گيري کند. به تلخيص بايد اذعان کرد که مخاطب را به تفکر واداشتن، عالي ترين دستاورد يک اثر هنري است. در همين ارتباط امانوئل کانت مي گويد؛ «فلسفه تعليم انديشه ها نيست، بلکه تعليم انديشيدن است.»

با توجه به کثرت بازيگران و شخصيت هاي گوناگوني که در مجموعه حضور دارند، مديري موفق به اخذ بازي هاي خوبي از بازيگران پرتعداد خود شده است. گرچه بازيگران همگي مستعد هستند، اما تاثير هدايت ظريف مديري را نبايد در اينجا ناديده گرفت.

نگارنده گرچه عليرضا خمسه را هنرمندي توانا مي داند، اما به ضرس قاطع بايد اذعان کنم که هيچ گاه تصور نمي کردم روزي خمسه را در چنين هيئت و با آن صلابت ببينم،

در هر حال در عرصه نمايش، طنز (برشمردن معايب و نادرستي ها با زباني شوخي گونه) کاري است ظريف و دشوار و بي گمان مديري هنرمندي طناز، دوست داشتني و ضمناً غيرقابل پيش بيني است.
توضيحات ميرباقري درباره فشارهاي خير بر تلويزيون
نگران نيستم
دکتر مرتضي ميرباقري معاون سيما با بيان اينکه صداوسيما به سراغ ساخت برنامه خنثي نخواهد رفت، در اين باره گفت؛ قطعاً کارشناسان و مردم، برنامه هاي خنثي را نمي پذيرند و خود مديران سازمان صداوسيما هم نسبت به مسائل، اين گونه جهت گيري نمي کنند. اما بايد بسيار هنرمندانه، بدون اينکه جامعه احساس نگراني کند ـ همانند يک طبيب که درصدد درمان است ـ مسائل را مطرح کرد.

وي در گفت وگو با ايسنا در پاسخ به اين پرسش که با فشارهاي اخير بر صداوسيما و جرح و تعديل هاي اعمال شده، چه آينده يي را مي توان براي رسانه ملي، هنرمندان و مخاطبان اين رسانه انتظار کشيد، گفت؛ رسانه صداوسيما به سياست هاي نظام، تعلق خاطر مردم و توانايي هاي برنامه سازان آشنا است و برآيند اينها را معمولاً بايد روي آنتن بفرستد. البته در برخي مواقع برنامه هايي از شبکه ها پخش شده که بخش يا قشري از جامعه نسبت به آن احساس نگراني کرده اند؛ مقداري از اين نگراني ها با توضيحاتي که توسط ما ارائه شد مي توانست مرتفع شود و مقداري هم با برخي از اصلاحات منطقي که مي توانستيم در کار انجام دهيم رفع شده است. معاون سيما ادامه داد؛ من به هيچ وجه نگران آن نيستم که در اين تعاملي که ما با حوزه هاي سياسي، ديني، فرهنگي و اجتماعي، نهادهاي حکومتي و دولتي انجام مي دهيم، مانعي در کار ما به وجود بيايد. ما به هر ميزان که فرصت داشته باشيم منويات مان را با هم مطرح کنيم تا فرصت تعامل ما با حوزه هاي فرهنگي و برنامه سازي بيشتر شود و در مسير هموارتري قرار گيريم.

به اعتقاد ميرباقري در دو، سه سال اخير، سيما وارد مضامين ديني و سياسي چه داخلي و چه خارجي شده است که در سنوات قبل خيلي بعيد به نظر مي رسيد به غير از ساختار سخنراني، گفت وگو و حداکثر ميزگرد بتواند به اين موضوعات بپردازد. درباره صهيونيسم و مضامين ديني توانستيم به برنامه هاي جذاب نمايشي برسيم. تنها در اين زمينه بايد رفع سوءتفاهم مي شد و حوزه هاي تخصصي، سياسي، ديني، فرهنگي و اجتماعي بايد احساس مي کردند، اين جماعتي که برنامه سازي مي کنند، کار بلد هستند. براي دستيابي به اين هدف بايد بخشي را خودمان مذاکره مي کرديم و بخشي هم زمينه اش فراهم مي شد تا تهيه کنندگان بتوانند مذاکرات شان را انجام دهند.

وي درباره حساسيت هايي که پس از پخش «ساعت شني» نسبت به صدا وسيما بيشتر شد و به جرح و تعديل بيشتر سريال هاي ديگر نيز انجاميد، خاطرنشان کرد؛ در زمينه «ساعت شني» يک حساسيت کاذبي به وجود آمد که با توضيحاتي که ارائه داديم و اصلاحاتي که انجام شد و به منطق داستاني ما لطمه يي نزد، اين حساسيت کم رنگ تر شد. واقعاً آنچه روي آنتن رفت همان چيزي بود که ما در ابتدا طراحي کرده بوديم و هيچ کدام از حساسيت هايي که به وجود آمد عبارت از اين نبود که مديران رسانه بيش از آن مقدار به سمت يکسري تذکراتي بروند. مرتضي ميرباقري اذعان داشت؛ وقتي سريال «ساعت شني» آماده شده بود، ما به يکسري ملاحظاتي رسيده بوديم و با توليدکنندگان مطالب خودمان را مطرح کرده بوديم. همان مسير در حال جلو رفتن بود؛ فقط نکته يي که وجود داشت اين بود که ما واقعاً به دليل توليدات متنوع و فراوان و مناسبت هايي که وجود دارد کمتر فرصت مي کنيم با اقشار و بخش هاي مختلف سياسي و اجتماعي مذاکره کنيم و برخي مطالب را براي آنان توضيح بدهيم. اين بعضاً برخي سوءتفاهم ها را به وجود مي آورد وگرنه ما هربار به مجلس يا کميسيون ذي ربط مجلس رفتيم، باور کنيد که حتي يک فريم از کارها کم نشد. تنها اين حضور و توضيحات باعث شده که آنان بيشتر متوجه شوند که منطق و تحليل ما نسبت به مسائل چگونه بوده است و به چه نحوي جلو مي رويم.

معاون سيما دغدغه خاطرهايي که در خصوص جرح و تعديل آثار هنرمندان و فشار بر سازمان صدا وسيما وجود دارد را مهم خواند و گفت؛ ما واقعاً نسبت به آسيب هاي اجتماعي و اتفاقاتي که رخ مي دهد نگراني هايي داريم. تذکراتي که رسانه مي دهد باعث بيداري و هوشياري مي شود.

ميرباقري به اين پرسش که آيا پاسخگويي به فشارها و تذکرات اقشار مختلف، پس از مدتي، صدا وسيما را به رسانه يي خنثي مبدل نخواهد کرد، پاسخ منفي داد و گفت؛ بايد برآيند کار را ديد، اگر به توليداتي که در زمينه هاي مختلف داشته ايم، نظري بيندازيد، انصافاً عنوان توليدات خنثي به آنها نمي دهيد. من حسب تجربيات و شناسنامه کاري که دارم سال ها در زمينه هاي اجتماعي مطالعاتي را انجام داده ام و مي دانم در زندگي جوانان ما چه مي گذرد و براي خانواده هاي ما چه اتفاقي در حال رخ دادن است. بنابراين به هيچ وجه حاضر نيستيم در مجموعه يي که در آن کار مي کنم، کار خنثايي توليد شود. اما آنچه وجود دارد اين است که متوجه حساسيت هم هستيم.

ميرباقري اظهار کرد؛ حتماً بايد درباره آسيب هاي اجتماعي به مردم تذکراتي بدهيم و در تمام ساختارها به اين مساله مي پردازيم منتها برخي ممکن است اين اختلاف نظر را با ما داشته باشند که در ساخت نمايشي به دليل جذابيت بالايي که دارد نبايد تمام مسائل را مطرح کرد. معاون سيما به اين پرسش که آيا در حال حاضر از سوي سازمان صداوسيما نظارت بيشتري در خصوص ساخت سريال ها صورت مي گيرد پاسخ منفي داد و گفت؛ هم اينک در مرحله فيلمنامه قصد ارتقاي کيفيت را داريم. تصميم داريم در اين مرحله مطالب ما زيرپوستي و عميق تر مطرح شود؛ بدون اينکه حساسيت برخي را بتواند برانگيزد.
عناوين اين صفحه
وقتي ادبيات جلوي دوربين مي رود
غير قابل پيش بيني
نگران نيستم
عباس نعمتي با «در همين نزديکي»
ابراهيمي فر و «اين خلوت تنهايي»
امکانيان با تله فيلم «رويا»
سريال «کلانتر3» نيمه خرداد کليد مي خورد

عباس نعمتي با «در همين نزديکي»
توليد دومين تله فيلم راما قويدل، «در همين نزديکي»، به نويسندگي عباس نعمتي به مرحله پاياني خود نزديک مي شود. داستان اين فيلم تلويزيوني درباره معضلات اجتماعي و اقتصادي است و در خلاصه داستان آن آمده است؛ چرا آدم ها فکر مي کنند هميشه فرصت هست؟ مهندس محسنيان مدير عامل يک شرکت بزرگ اقتصادي که ارتقا و توسعه شرکتش تنها هدفش است، ناخواسته مشکلاتي را براي کارمندانش ايجاد مي کند تا اينکه... کارن همايونفر موسيقي اين تله فيلم را مي سازد. پرستو گلستاني، پرويز پورحسيني، پيام دهکردي، رسول نجفيان و بهناز جعفري در اين تله فيلم ايفاي نقش کرده اند. ساير عوامل فيلم تلويزيوني «در همين نزديکي» عبارتند از؛ دستيار اول و برنامه ريز؛ مهسا کرامتي، چهره پرداز؛ آرمين اسماعيلي، مدير تصويربرداري؛ حميدرضا رحيم زاده، طراح صحنه و لباس؛ حميد شهيري، سليم احمدي و ناظر کيفي؛ سيد مجيد موسويان.


ابراهيمي فر و «اين خلوت تنهايي»
سعيد ابراهيمي فر در حال ساخت سومين تله فيلم تلويزيوني خود با نام «اين خلوت تنهايي» براي پخش از شبکه اول سيما است. تصويربرداري اين تله فيلم را مهدي جعفري به عهده دارد. قصه «اين خلوت تنهايي » درباره تنهايي آدم ها و مسائل و مشکلاتي است که به واسطه آن براي افراد به وجود مي آيد. شخصيت اصلي هم پيرمرد شصت و چند ساله يي به اسم آقاي قوامي است که در خانه قديمي اش زندگي آرام و منظمي را سپري مي کند ولي اين زندگي آرام و منظم با بازگشت نوه اش شيدا از خارج از کشور به هم مي ريزد و باعث مي شود آنها به واسطه مسائلي که به اختلاف نسل ها برمي گردد، رودرروي هم قرار بگيرند. نقش آقاي قوامي يا پدربزرگ را فرهاد آئيش بازي کرده است. نازنين فراهاني با نام پروانه دختر اوست و ستاره پسياني هم در نقش شيدا دختر پروانه يا نوه آقاي قوامي، همان کسي است که قرار است اختلاف نظرش با پدربزرگ، نماينده يک نسل باشد. مهدي احمدي، رويا جاويدنيا و نازنين خزاعي هم به ترتيب در نقش مهران، آتنه و بهار به پيشرفت داستان «اين خلوت تنهايي » کمک کرده اند. آتيلا پسياني هم نقش آقاي ياوري را بازي مي کند.فيلمنامه اين فيلم تلويزيوني را خود کارگردان به همراه پانته آ تاج بخش نوشته است.


امکانيان با تله فيلم «رويا»
تله فيلم «رويا» به کارگرداني صادق کرميار و بازي بيژن امکانيان و مرجان شيرمحمدي در نوبت پخش از شبکه اول سيما قرار گرفت. «رويا» داستان زوجي جوان به نام مهرداد و فريباست که با گذشت 10 سال از زندگي مشترک همچنان عاشقانه با هم زندگي مي کنند. آنها در جشني کوچک به مناسبت دهمين سالگرد ازدواج خود از اقوام و دوستان نزديک دعوت کرده اند، اما اتفاقي ساده باعث مي شود...


سريال «کلانتر3» نيمه خرداد کليد مي خورد
تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «کلانتر 3» به کارگرداني «محسن شاه محمدي» اواسط خردادماه آغاز مي شود. اصغر زائري که تهيه کنندگي مجموعه تلويزيوني «کلانتر3» را برعهده دارد، در گفت وگو با فارس گفت؛ کار نگارش داستان هاي اين سريال توسط «محسن شاه محمدي» که کارگرداني اثر را هم برعهده دارد، به پايان رسيده و در حال حاضر مراحل اداري خود را سپري مي کند. وي با بيان اينکه سريال «کلانتر3» در 26 قسمت 45دقيقه يي براي پخش از شبکه اول سيما ساخته خواهد شد، افزود؛ در اين سريال پنج داستان به تصوير کشيده خواهد شد که هرکدام از آنها ماجراي جداگانه يي دارد و در هر داستان نيز بازيگران متفاوتي ايفاي نقش خواهند کرد. وي در ادامه گفت؛ لوکيشن هاي اين مجموعه تلويزيوني در تهران، اطراف تهران و جاده هاي شمال کشور خواهد بود و «ايرج نوذري» نيز مانند سري هاي قبلي نقش کلانتر را بر عهده خواهد داشت. وي تصريح کرد؛ هنوز هيچ کدام از بازيگران مجموعه مشخص نشده اند و سريال در حال حاضر مراحل پيش توليد خود را سپري مي کند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام