
آرزو شهبازي
بحث اقتباس ادبي در آثار نمايشي تلويزيون يکي از بحث هاي مهمي است که هر از گاه يکي از مديران سيما بر آن تاکيد مي کنند و قول وعده هايي مبني بر جدي گرفتن آن مي دهند. با اين حال خروجي تلويزيون در حوزه ادبيات معاصر درصد بسيار پاييني است. در ادامه تاکيدها و بحث بر ضرورت اقتباس از آثار ادبي معاصر، جداي از اينکه يکي از شبکه ها ماموريت ساخت تعدادي تله فيلم براساس رمان هاي خوب را به عهده گرفته، اما هيچ گاه گامي جدي در اين ارتباط برنداشت. در سيما فيلم نيز شورايي به نام شوراي اقتباس راه اندازي شد. بحث اقتباس ادبي از جهتي چند قابل تامل و توجه است. توجه به بحث اقتباس ادبي، جداي از رونق بخشيدن به ادبيات داستاني معاصر و آشنايي بخش عمده يي از مخاطبان با نويسندگان خوب، مي تواند راه برون رفتي از مشکل فيلمنامه خوب باشد. نکته مهم و قابل توجه در اين زمينه اين است که مديران سيما به جاي آنکه بحث اقتباس ادبي را به عنوان يکي از اولويت ها در تصويب فيلمنامه مد نظر قرار دهند، بيشتر تمايل پيدا کرده اند به اقتباس از فيلم هاي خارجي. گرچه اين نکته نيز در جاي خود از اهميت بالايي برخوردار است و اگر با دقت انجام شود، مي تواند سطح فيلمنامه نويسي در تلويزيون را به سطح قابل اعتنايي برساند. از سوي ديگر فيلمنامه نويسان را در مرحله پيدا کردن ايده و طرح تنبل مي کند و نتيجه اش اين مي شود که به جاي مطالعه در رفتار و گفتار و فرهنگ ايراني، در خانه بنشينند و فيلم هاي خارجي را تماشا کنند. امروزه بسياري از فيلمنامه نويسان ايراني را مي توان مثال زد که براي پيدا کردن ايده ها و طرح هاي اقتباسي، در روز وقت شان را صرف تماشاي چندين فيلم خارجي مي کنند و ميدان رقابتي بيشتر براي ديدن فيلم خارجي به وجود آمده است. بي شک در اولويت قرار دادن فيلمنامه هايي که اقتباس ادبي از آثار ايراني هستند، مي تواند بحث اقتباس ادبي را در ميان فيلمنامه نويسان برخوردار از درجه اهميت کند. در اين راستا حرکتي در سيما فيلم شکل گرفته که در شوراي اقتباس، در حال مطالعه آثار ادبي ايراني معاصر هستند. رمان هاي مهمي همچون «زنده باد مرگ» و «سالاري ها» بزرگ علوي، «خط تيره ايلين» ماه منير کهباسي، «شما که غريبه نيستيد» هوشنگ مرادي کرماني،«اي کاش گل سرخ نبود» منيژه آرمين از جمله رمان هايي است که در اين شورا مورد بررسي قرار گرفته. مجتبي شاکري مسوول شوراي اقتباس سيما فيلم در تشريح فعاليت هاي اين شورا به پاسخ هاي مطرح شده پاسخ داده که در ادامه مي خوانيد.
- شوراي اقتباس براساس چه اهدافي تشکيل شد؟

مبناي اين شورا بر اساس نيازي بود که سازمان به متن داشت. نياز بود که حرکتي در ميان فيلمنامه نويس ها شکل بگيرد. اين در واقع، تاکيدي است که مقام معظم رهبري بر اين نکته داشتند که مشکل سينماي ما، مشکل کارگرداني و بازيگري و عواملي از اين دست نيست؛ مشکل، متن و فيلمنامه است. اگر ما قصه هاي قوي داشته باشيم، مي توانيم سينما را اصلاح کنيم. به همين خاطر، بخش رصد کردن ادبيات داستاني به ما واگذار شد. ما هم فهرستي از آثار صدساله ادبيات داستاني را گردآوري کرديم؛ چه رمان هاي قبل از انقلاب و چه بعد از آن تا بتوانيم درباره ظرفيت داشتن يا نداشتن آنها براي اقتباس، تصميم گيري کنيم.
- چه تعدادي از اين آثار تا به امروز تلخيص شده است؟
ما در حال حاضر 143 اثر را تلخيص کرده ايم که از اين تعداد، 80 اثر به شوراي اقتباس رفته و حدود 20 درصد آنها داراي ظرفيت مثبت براي اين کار تشخيص داده شده است. به دنبال انتخاب اثر نيز با نويسنده اش براي واگذاري حقوق آن تماس برقرار کرده و قراردادي را امضا مي کنيم و کار براي مرحله فيلمنامه و پس از آن فرآيند توليد آماده مي شود.
- تا کنون قراردادي هم بسته شده است؟
بله، با خانم آرمين نويسنده رمان «اي کاش گل سرخ نبود»، خانم تجار به خاطر اثر «شعر کوچه اقاقيا» و آقاي نجفي براي کتاب «جام هاي شوکران» قرارداد بسته ايم.
- مبناي انتخاب کتاب ها به چه صورت است؟ آيا در اساسنامه، مفاهيم خاصي براي انتخاب مورد تاکيد قرار گرفته است؟
ما محدوديت موضوعي نداريم. به خاطر اينکه در حال حاضر در سيما به شدت به موضوعات متنوع نيازمنديم. مسائلي هست که خيلي کم به آنها پرداخته شده است از جمله بحث قوميت ها و تنوع فرهنگي مختلفي که در کشورمان داريم. نويسندگان و فيلمنامه نويسان مي توانند موضوعات يا سوژه هايي را که در اين زمينه ها دارند، آماده کنند تا اين کاستي ها برطرف شود. در زمينه هاي اجتماعي و سياسي نيز موضوعات خيلي خوبي وجود دارد که مي تواند به آگاهي مردم کمک کند. از جمله مبارزه با فقر و فساد و تبعيض که نوعي امنيت اقتصادي و اجتماعي هم براي جامعه ايجاد مي کند.
- به نظر مي آيد ما در ادبيات داستاني هم دچار فقر موضوعي هستيم. يعني در ادبيات داستاني ما هم مثل سينما به خيلي از موضوعات پرداخته نشده است.
واقعيت اين است که با توجه به وضعيت فعلي سيما براي پر کردن آنتن، دست فيلمنامه نويس هاي ما از نويسندگان ادبيات داستاني خالي تر است و شايد بشود گفت تا قبل از راه اندازي دفتر پژوهش ادبيات داستاني در سيما، جايگاهي براي رصد کردن ادبيات داستاني در خود سيما وجود نداشت. البته کارهايي صورت مي گرفت و مراکزي وجود داشت اما ارتباطي بين اين مراکز با فيلمنامه نويسان برقرار نبود و اينها به صورت يک جريان تامين کننده متن براي سيما کار نمي کردند. از طرفي، فيلمنامه نويسان ما هم نسبت سليقه يي و جزيي با ادبيات داستاني داشتند و اگر هم اقتباسي صورت مي گرفت، بسيار نادر بود و نمي شد به صورت يک جريان دائمي و پيوسته به آن نگاه کرد. ولي در حال حاضر اين جريان وجود دارد. از اين نظر شايد ارتباط داستان نويسان و سيما انقلابي را هم در آثار داستاني به وجود بياورد و در بحث موضوع، تحرکي به نويسندگان ما بدهد. الان شما مي دانيد که بازار فروش کتاب نسبتاً کند است و اغلب ناشران ما دچار محدوديت هستند.
تيراژها پايين است و کمتر کتابي در چند نوبت به چاپ مي رسد. به همين دليل، نويسندگان داستاني هم در فقر اقتصادي به سر مي برند و هم اينکه مراجعه به آنها براي توليد کارهاي جديد کم مي شود. ولي سيما اين محدوديت را ندارد چرا که امروزه به دليل نبودن متن، بسياري از تهيه کنندگان ما در وضعيت کسادي به سر مي برند. مسلماً با بالا رفتن توليد متن، قدرت انتخاب سيما هم بالا مي رود.
- اين مساله به لحاظ اقتصادي چقدر مي تواند به نويسندگان ما کمک کند؟
به لحاظ اقتصادي ارتباط برقرار کردن با سيما براي داستان نويسان کار مفيدي است چون فاصله قيمت بين فيلمنامه و داستان بسيار زياد است و کمک سيما در خريد و رايت اين آثار، تحرک جديدي به نويسندگان خواهد داد. ضمن اينکه آنها از حق چاپ اثر هم محروم نيستند. يک نکته ديگر در ارتباط نويسندگان با سيما، انقلابي است که در نثر آنها به وجود مي آيد و اگر در برخي جاها نثر آنها از تشريح فاصله مي گرفت، اين زاويه ديد نمايشي به تشريحي شدن آثارشان کمک زيادي مي کرد که اين فرآيند جديدي در نگارش آثار داستاني به شمار مي رود.نکته ديگر اينکه فاصله بين داستان نويسان ما با مسائل روز جامعه همواره تا حدودي ديرتر و عقب تر بود که در ارتباط با سيما اين فاصله به حداقل مي رسد چرا که مخاطبان سيما با مخاطبان داستان در بازار نشر تفاوت دارند. دستاورد مهم ديگر هم اين است که شايد تا به حال داستان نويسان به اين فکر نبوده اند که فيلمنامه بنويسند.شايد اين جريان باعث شود که برخي از داستان نويسان، اين توانمندي را در خود به وجود بياورند که اثر خلق شده شان را مشخصاً به فيلمنامه تبديل کنند.
- اما اين رويکرد داستان نويسان به فيلمنامه نويسي، رويکرد صد درصد سودمندي هم نيست.
البته ما خودمان توصيه نمي کنيم که داستان نويسان دست از داستان نويسي بردارند و بيايند فيلمنامه بنويسند چرا که ما آنقدر به توليد نثر نياز داريم که اين را نوعي خسارت مي دانيم. اما به طور طبيعي اين اتفاق خواهد افتاد. همان طور که در صحبت با تعدادي از فيلمنامه نويسان، آنها را تشويق کرديم آثارشان فقط به عرصه تصوير محدود نشود و بخش ادبيات داستاني را هم در برگيرد. يعني فيلمنامه هايي را که کار شده يا در بايگاني مشخصي مانده، با مشارکت يک داستان نويس به دنياي ادبيات داستاني وارد کنند و ما بتوانيم در اين عرصه هم، خودمان را به صورت غني در دنيا نشان بدهيم. در حال حاضر، هر ماه حدود 300 طرح و فيلمنامه در کانون فيلمنامه نويسان ضبط مي شود و اين عدد قابل توجهي است که اگر بخشي از اين هم با قلم داستانگو نگارش پيدا کند، تنوع آثار داستاني ما بالاتر مي رود.
- در بخش اقتباس، جز ادبيات داستاني و رمان به چه منابع خاص ديگري توجه داريد؟
ما در اين بخش به خاطرات و زندگينامه هاي داستاني هم اگر در حد يک کار پژوهشي بوده و قابليت تبديل شدن به فيلمنامه را داشته باشند، توجه مي کنيم.
- اين مساله چقدر ممکن است در رويکرد ادبيات داستاني به سمت سفارشي شدن تاثير بگذارد؟ آيا توجه به مساله کميت، کيفيت را تحت الشعاع قرار نخواهد داد؟
من فکر مي کنم با واژه سفارشي نويسي، جفايي در حق نويسندگان ما صورت مي گيرد. اگر نيازي در جامعه، نويسنده را به نوشتن بر مي انگيزد، اين در واقع سفارشي است که جامعه به او مي کند. اين نوع نوشتن از يک طرف به نياز مردم و جامعه و از طرف ديگر به جوشش و هيجان دروني نويسنده بستگي دارد. در اين ميان، آنچه مذموم مي نمايد، اثرسازي است. يعني خلق اثري به ضرب و زور يک سري هزينه هاي خاص؛ وگرنه من فکر نمي کنم اصلاً در دنيا اثري بدون سفارش شکل بگيرد. وقتي نويسنده يي متناسب با نياز جامعه دست به خلق فيلمنامه يي مي زند، اين نشان دهنده آن است که او با جامعه همراه است. پس بايد فاصله گذاري کنيم بين آثاري که به خاطر تامين خواسته هاي برخي جريانات منحرف فرهنگي و جشنواره هاي برون مرزي توليد مي شود با آثاري که براساس درک نويسنده از نياز جامعه شکل مي گيرد.
- چقدر به اين نکته توجه داشته ايد که اين جريان تنها در محدوده اختيار افراد خاصي قرار نگيرد و از باند بازي هاي موجود در اغلب فعاليت ها دور بماند؟
اين نکته بسيار خوبي است که ما فرصت را براي همه ايجاد کنيم چون اگر به فهرست 143 اثري که تا به حال تلخيص شده نگاه کنيم، تقريباً مي شود گفت کسي جا نمانده است. شما در بين اين آثار، نام ناصر ايراني با «زنده باد مرگ» يا اميرحسين فردي با «سياه چمن» و حتي عبدالمجيد نجفي با «جام هاي شوکران» را هم مي بينيد. و اگر هم اثري در اين فهرست قرار نگرفته، به خاطر فقدان ظرفيت هاي تصويري يا شکل ساختاري خود اثر بوده است.