چهارشنبه، 28 فروردين 1387 - شماره 1652
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
تحليل حقوقي محمد شريف از اقدام گوگل
دستبرد به ميراث مشترک بشري

 آنچه اقدام گوگل را اعجاب آور مي کند اين است که موسساتي از قبيل گوگل علي القاعده بايد عناوين مورد استفاده خود را از اسناد بين المللي اقتباس کنند


پاسداري از ميراث تاريخي يک ملت در برابر دستبرد به عهده کيست؟ از آنجا که اعضاي جوامع بشري به منظور نظم بخشيدن به روابط اجتماعي، گروهي را از بين خود برمي گزينند و وظيفه فوق را براي مدتي که به طور يقين بايد موقت باشد به آنان مي سپرند، پاسخ پرسش فوق معين است. دولت به عنوان نماينده شخصيت حقوقي جامعه عهده دار پاسداري از ميراث مشترک جامعه يي است که در صحنه بين المللي نماينده آنان شمرده مي شود.از آنجا که پديده هاي تاريخي کاربرد جهاني دارند، دستبرد به ميراث هاي تاريخي، سرقت ميراث مشترک بشري خواهد شد. در اين حالت آحاد انسان ها اعم از اعضاي جامعه درگير، مالباخته محسوب خواهند شد و چنانچه جامعه درگير به لحاظ رخوت و سستي يا درگيري با فجايع مستقيم تر در پي حراست از مايملک تاريخي خود برنيايند و جامعه بشري نيز جامعه درگير را مطلوب نشمرد، ميراث تاريخي مسروقه به چپاول خواهد رفت.دستبرد به عنوان تاريخي خليج فارس از سوي گوگل مصداق چنين سرگذشت غمباري است.مباشر اين دستبرد تاريخي يعني گوگل يک شخصيت حقوقي حقوق خصوصي و در پي تامين منافع مادي سهامداران خويش است. براي گوگل مهم نيست که در وهله نخست ايران قرباني و سپس جامعه بشري تامين کننده منافع مادي سهامداران او باشند. خليج فارس پهنه يي است به وسعت تقريبي 230 هزار کيلومتر مربع، تمامي کرانه شمالي اين پهنه نيلگوني را کشور ما در برگرفته است. کرانه جنوبي آن مرکب از تعدادي شيخ نشين است. تمامي سطح خليج فارس را آب هاي داخلي، درياي سرزميني، منطقه مجاور و منطقه انحصاري اقتصادي دول ساحلي تشکيل مي دهد. به اين ترتيب هيچ بخشي از خليج فارس درياي آزاد شمرده نمي شود و مشمول نظام حقوقي درياي آزاد نيست. بستر و زيربستر خليج فارس و به تبع آن منابع زنده و غيرزنده واقع در بستر و منابع معدني واقع در زيربستر آن نيز متعلق به دولت هاي ساحلي است. بيش از 365 ميليارد بشکه نفت در زير توده هاي سخت و شني سواحل خليج فارس و آب هاي کم عمق آن انباشته شده است. همچنين حدود 76 تريليون مترمکعب گاز طبيعي که حدود 30 درصد ذخاير گاز طبيعي کل جهان را تشکيل مي دهد در زيربستر آن نهفته است. از اين حيث سيطره يک دولت مقتدر در تمامي کرانه شمالي آن مطلوب دول تشنه اين منابع نيست. (آمارها از مقاله «امنيت خليج فارس» که توسط ناصر ثقفي عامري در سميناري که توسط مرکز تحقيقات صلح براي اقيانوس هند در ژانويه 1991 در استراليا برگزار شد، اخذ شده است. برگردان فارسي نام هاي اين مقاله در مجله سياست خارجي شماره يک، سال 5، بهار 1370 چاپ و نشر يافته است.) انگيزه تحريف نام خليج فارس و ايجاد زمينه براي دستيابي به اين هدف در تاليفات، سخنراني ها، اسناد، مکاتبات رسمي و غيره را بايد در اين آمارها و علاوه بر آن در اهميت ژئوپولتيک خليج فارس جست وجو کرد. حال موسسه گوگل که يک موسسه خصوصي است به عنوان يک رسانه مباشرت در اين دستبرد تاريخي را برعهده گرفته است. پيشينه نامگذاري خليج فارس حاکي است که نه ايرانيان و نه اعراب، بلکه نخستين بار يونانيان از بيش از 2500 سال پيش آب هاي جنوبي ايران را با عنوان خليج فارس و درياي سرخ را با عنوان خليج عربي نامگذاري کرده اند ولي آنچه که اقدام گوگل را اعجاب آور مي کند اين است که موسساتي از قبيل گوگل علي القاعده بايد عناوين مورد استفاده خود را از اسناد بين المللي اقتباس کنند و در اسناد بين المللي تنظيمي توسط سازمان ملل متحد همواره متعاقب تذکر ايران بر استفاده از نام واقعي خليج فارس اصرار شده است. منجمله دبيرخانه سازمان ملل متحد در يادداشت هاي مورخ5 مارس 1971 و 10 آگوست 1984 طي اسناد شماره AD311/1/GEN و شماره LA45.8.2 (c) عرف جاري دبيرخانه سازمان را در استفاده از نام واقعي خليج فارس در اسناد و نقشه هاي جغرافيايي و اطلس ها مورد تاکيد قرار داده است. بي اعتنايي گوگل به نامي که دبيرخانه ملل متحد استفاده از آن را تحت عنوان «عرف جاري» توصيف کرده است، حاکي از اين است که موسسه گوگل آنچنان محرکي جهت اين تحريف تاريخي داشته که هزينه بي اعتنايي به اسناد رسمي ملل متحد را نيز به جان خريده است. رسوايي اين تحريف بيشتر از اين حيث قابل توجه است که در نام آورترين کتب جغرافيايي که به زبان عربي نوشته شده است، از نام واقعي خليج فارس سود برده اند. در اين ميان مي توان از کتاب «مختصر کتاب البلدان» اثر ابوبکر احمد بن محمد بن اسحاق بن ابراهيم الحمداني نام برد .

وي معتقد است که منظور از دو دريايي که در آيات 19 و 2 سوره مبارک «الرحمن» ذکر شده، بحر فارس و بحر روم بوده است. (بنگريد به فريبرز بختياري اصل، مجله سياست خارجي، شماره يک، سال سوم، فروردين و خرداد 1368) و منابع مشهور ديگري از قبيل «صورالاقاليم» ابوزيد بلخي (متوفي 322 هجري) و «صوره الارض» ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادي (367 هجري) و «التفهيم لاوائل صناعه التنجيم»، ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري) و ده ها اثر تاريخي ديگر مبين اصالت نام خليج فارس است. پرداختن به اين پيشينه ها به لحاظ کثرت و تعدد آنها ضروري نيست. دکتر پيروز مجتهدزاده در اثر ارزشمند «جغرافياي تاريخي خليج فارس» نشر دانشگاه تهران، 1354، اين پيشينه ها را به علمي ترين وجه ممکن بيان کرده است. اين عناوين تاريخي طي قرون و اعصار به تدريج ايجاد و مستقر شده اند و چنانچه در حال حاضر به دلايل متعدد اعم از انگيزه هاي سياسي و با کمک دلارهاي نفتي چنين دستبردي به اين عناوين زده شود، ماندگار نخواهد بود. نگاهي گذرا به بحران هاي پي درپي خليج فارس اعم از دو تجاوز نظامي عراق در زمان صدام حسين به ايران و کويت بيانگر جايگاه حساس خليج فارس در امنيت بين المللي است. نکته اينجاست که زماني که ذخاير انرژي فسيلي در تمام جهان به انتها مي رسد، ذخاير خليج فارس هنوز اين انرژي را در خود ذخيره دارند.

ايرانيان بايد خود در پاسداري از مايملک تاريخي خود مباشرت داشته باشند. اين وظيفه بر دوش تک تک آنان سنگيني مي کند. اعم از ايرانياني که در محدوده سرزمين خود اقامت ندارند و آناني که در پهنه ملي به سر مي برند. سکوت بر آن ما را در وجدان نسل هاي آتي به محاکمه مي کشاند.

اقدام قضايي عليه جعل نام خليج فارس

گروه سياسي، عشرت عبدالهي؛ سخنگوي قوه قضائيه روز گذشته از اقدام قضايي عليه جعل کنندگان نام «خليج فارس» خبر داد. اگر چه از اسفندماه سال گذشته که «سايت گوگل ارث» اين اقدام غيرحقوقي و غيراخلاقي را انجام داد، واکنش رسمي نهادهاي دولتي را به همراه نداشت، اما عليرضا جمشيدي در اولين نشست خبري روز گذشته خود با بيان اينکه توهين به حاکميت ايراني بحثي است که به عنوان عمل مجرمانه مي تواند تلقي شود، گفت؛ با استفاده از ظرفيت هاي موجود نيز مي توان در اين زمينه اقدام کرد. در کنار واکنش سخنگوي قوه قضائيه سيدمحمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه نيز در خصوص اقدام سايت «گوگل» در گنجاندن کلمه مجعول «خليج عربي» در کنار «خليج فارس» نيز اظهار داشت که اين گونه اقدامات بي پايه و اساس و تحريف واقعيات و حقايق تاريخي از سوي سايت گوگل به بي اعتباري و مخدوش شدن وجهه آن موسسه نزد ايرانيان و ساير ملل منجر خواهد شد. البته پيش از اين نيز ميليون ها ايراني از سراسر جهان اعتراض شديد خود را به گوگل اعلام کرده اند و در اين زمينه صدها هزار نفر از طريق اينترنت اعتراض خود را به اقدام گوگل بيان داشته اند. اما اين واکنش ها پس از آن مطرح شد که اخيراً سايت گوگل ارث در نقشه هاي ماهواره يي خود «خليج عربي» را در کنار نام «خليج فارس» اضافه کرد و پس از اين اقدام با مخالفت هاي بسياري از طرف وبلاگ ها و سايت هاي مردمي چه در داخل و چه در خارج از کشور مواجه شد و اعتراض هاي فراواني نسبت به اين اقدام غيرحقوقي صورت گرفت. در پي اين اقدام گوگل صدها هزار کاربر اينترنتي در اعتراض به تغيير نام خليج فارس بيانيه يي را به رياست گوگل ارث ارسال و تصريح کردند که ما در اين نامه نسبت به اقدام بي اعتبار و غيرعلمي تان در تغيير نام خليج فارس اعتراض مي کنيم و بي هيچ قيد و شرطي نام جعلي خليج عربي را از سايت گوگل ارث حذف کنيد. البته اين اولين باري نيست که چنين اقداماتي براي تغيير نام «خليج فارس» صورت مي گيرد. اقدام مشابهي نيز چندي پيش از سوي سازمان «نشنال جئوگرافيک» از بابت قرار دادن عبارت «خليج عربي» در کنار نام «خليج فارس» در اطلس سال 2004 اين سازمان صورت گرفته بود که «نشنال جئوگرافيک»، دليل اضافه کردن اين نام در کنار عنوان تاريخي «خليج فارس» را «مصطلح شدن» آن عنوان کرد. اما در پي واکنش هاي مقام هاي رسمي و مردمي ايران نام «خليج عربي» از نسخه اينترنتي اطلس نشنال جئوگرافيک حذف شد. با اين حال «نشنال جئوگرافيک» در نقشه اينترنتي منطقه يادداشتي با اين مضمون اضافه کرد که نام تاريخي و متداول تر اين آبراه، خليج فارس است، اما برخي آن را خليج عربي مي نامند. اما در کنار اين اعتراضات صاحبنظران حقوق بين الملل نيز نسبت به اين عمل «گوگل ارث» واکنش نشان داده و تصريح کردند بيش از 2500 سال است که نام «خليج فارس» بر اين دريا وجود دارد و اسناد تاريخي و بين المللي هويت نام خليج فارس را براي اين درياي فارسي دائمي کرده است. تا جايي که سازمان ملل متحد نيز بر صحيح بودن نام خليج فارس مهر تاييد زده و تاکنون در دو سند، دو قطعنامه و سه نقشه رسمي با تاکيد بر درست بودن نام خليج فارس از کشورهاي عضو اين سازمان خواسته است در مکاتبات رسمي خود از نام «خليج فارس» استفاده کنند. بر اين اساس با توجه به فشارهاي سياسي امريکا بر ايران اين اقدام گوگل را که شرکتي امريکايي است مي توان در راستاي افزايش فشارهاي سياسي آن کشور ارزيابي کرد. اين چنين است که دکتر داوود هرميداس باوند استاد روابط بين الملل دانشگاه علامه طباطبايي نيز در واکنش به اين عمل «سايت گوگل» گفت؛ براي نام سرزمين ها يا پهناهاي آبي منشأهايي وجود دارد از جمله نامي که اجماع تاريخي دارد، يا نامي که در گذر زمان مورخين، سياحان، سياستمداران و حقوقدانان بر آن نهاده اند. وي تصريح کرد نام «خليج فارس» نامي است که از دوران باستان جغرافي دانان، سياستمداران، تاريخ دانان و... روي آن گذاشته اند و حدود بيش از 2500 سال است که اين نام را براي اين پهنه آبي ذکر کرده اند. همه فارسي زبانان خارجي، مورخين عربي نيز همه اين پهنه آبي را به نام «خليج فارس» يا «بحر الفارس» مي شناسند. اين محقق حقوق بين الملل اشاره کرد که بيش از 2700 سال (يعني از زمان مادها) ايران با اين پهنه دريايي در يک رابطه تنگاتنگ قرار دارد، در صورتي که کساني که در قسمت هاي جنوبي خليج فارس زيست کرده اند، مهاجريني هستند که در قرن هجدهم از صحراي «نجد» مهاجرت کرده اند و به اينجا آمده اند. وي بيان کرد از دهه شصت اين تغيير نام از سوي برخي از کشورهاي عربي صورت گرفت. در حالي که اين کشورها به تغيير نام کشوري از سرزمين فلسطين ايراد مي گيرند و اين را از لحاظ تاريخي نامشروع و غيراخلاقي مي دانند، خود اقدام به تغيير نام اين پهنه آبي کرده اند که 2500 سال است همواره جهانيان، جغرافي دانان و حقوقدانان آن را به اسم خليج فارس مي شناسند. وي همچنين با اشاره به بيانيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در خصوص خليج فارس تصريح کرد از لحاظ سازمان ملل اين پهنه دريايي همچنان به نام «خليج فارس» است. اين استاد دانشگاه گفت؛ کساني که سعي مي کنند نام مجعول درياي عربي را روي «خليج فارس» بگذارند، به خاطر منافع مالي و اقتصادي شان به اين اقدام غيرحقوقي و غيراخلاقي دست مي زنند. داوود هرميداس باوند در عين حال ادامه مي دهد که اينها به قصد و نيت تجاوزکارانه يي که دارند، سعي مي کنند اسم اين پهنه دريايي را از بين ببرند و نام مجعولي براي اين پهنه دريايي بگذارند که اين خود خيانت بزرگي به تاريخ بشريت است، چرا که اين اسامي تاريخي است؛ اسامي که مورد پذيرش و اجماع بشريت بوده يعني از شرق تا غرب همگي روي آن اتفاق نظر داشته اند. سفير سابق ايران در سازمان ملل متحد در پايان اظهار داشت؛ چون در ديوان بين المللي دادگستري فقط اختلافات دولت ها مورد رسيدگي قرار مي گيرد نه دعاوي فردي، بنابراين بايد در کشوري که گوگل مقر فعاليتش در آنجاست از دادگاه آنجا شکايتي عليه گوگل تنظيم و ارائه شود، همچنين يک مرجع علمي، فرهنگي و جغرافيايي (پژوهشکده ها يا دانشگاه ها) مي توانند عليه گوگل اقامه دعوا کنند. همچنين الهه نوروزي وکيل پايه يک دادگستري و کارشناس دعاوي بين المللي «خانه جهاني وکلا» در اين خصوص گفت؛ «گوگل يک شخصيت حقوقي - خصوصي است و ديوان بين المللي دادگستري (لاهه) به اختلاف بين دولت ها رسيدگي مي کند نه به اختلافات فرد و دولت. در واقع ما بايد بررسي کنيم که رفتار يک تبعه دولت مي تواند به دولتش منتسب شود يا بهتر است از حيث سياسي يا حيث حقوقي، گروهي از ايراني ها عليه شخص حقوقي گوگل اقامه دعوي کنند يا اينکه بهتر است اين اقامه دعوي توسط دولت ايران يا سازمان هاي غيردولتي (NGO) در امريکا عليه گوگل انجام شود.» وي در ادامه افزود؛ «مورد ديگري که قابل بررسي است اين نکته است که آيا ما مي توانيم اين رفتار تبعه امريکا را به دولت امريکا منتسب کنيم يا خير؟ چون در گذشته سابقه داشته که در برخي موارد رفتار يک تبعه به دولتش منتسب شده است. آيا در اين خصوص نيز مي شود چنين کاري را انجام داد يا خير؟» نوروزي در ادامه توضيح داد؛ «البته اين موضوع کم اتفاق افتاده است که بتوانيم رفتار يک تبعه را به دولت متبوع آن تبعه منتسب کنيم. اگر بشود در اين موضوع چنين کاري کرد، باز بايد بررسي کنيم که مستند اين دعوي چه مي تواند باشد. آيا مي توانيم به عهدنامه مودت استناد کنيم يا خير؟ تمامي اين موارد قابل بررسي است. البته لازم است يادآوري کنم که روابط ديپلماتيک دولت ايران و دولت امريکا سال هاست که قطع شده است. ولي در گذشته سابقه داشته که سر قضيه سکوهاي نفتي در خليج فارس يا مساله گروگان گيري در سفارتخانه امريکا در تهران، اين دو دولت عليه يکديگر طرح دعوي کنند.»

وي در ادامه تبيين کرد؛ «البته بايد اشاره کرد ايران و امريکا اعلاميه پذيرش صلاحيت اجباري ديوان بين المللي دادگستري (لاهه) را صادر کرده اند اما هر دو کشور اعلاميه هايشان را پس گرفته اند. در واقع امريکا بعد از اقامه دعواي نيکاراگوئه عليه خودش اين را پس گرفت و ايران نيز بعد از اقامه دعواي انگليس عليه خودش اين اعلاميه را پس گرفت. بنابراين اين امر که بتوان در دادگاه بين المللي دادگستري (لاهه) اقامه دعوي کرد، تقريباً منتفي است.»

اين کارشناس مسائل حقوق بين الملل در خاتمه گفت؛ «بنابراين اين موضوع نياز به بررسي طولاني مدت دارد که بهتر است. بعد از اين بررسي ها، اگر احياناً راه هاي مطلوبي براي اقامه دعوي عليه گوگل پيدا نکرديم، بايد پيش بيني کنيم در آينده، ايران به چه کنوانسيون هايي بپيوندد که بتواند رفتار يک تبعه را به دولت متبوع آن تبعه منتسب کند. اگر بشود در اين موضوع چنين کاري کرد باز بايد بررسي کرد که مستند اين دعوي چه مي تواند باشد. آيا مي توان عليه مورد پيش آمده طرح دعوي کرد؟»

واکنش وزارت امور خارجه به عملکرد سايت گوگل
سيدمحمدعلي حسيني در خصوص اقدام سايت گوگل در گنجاندن کلمه مجعول خليج عربي در کنار نام خليج فارس اظهار داشت؛ اينگونه اقدامات بي پايه و اساس و تحريف واقعيات و حقايق تاريخي از سوي سايت گوگل به بي اعتباري و مخدوش شدن وجهه آن موسسه نزد ايرانيان و ساير ملل جهان منجر خواهد شد. به گزارش ايسنا سخنگوي وزارت امور خارجه جعل و تحريف حقايق تاريخي و اسناد حقوقي مجامع بين المللي از جمله سازمان ملل را نشانه جاه طلبي هاي فرصت طلبانه مديران سايت دانست و مراتب تاسف و تقبيح شديد خود را از تلاش بي نتيجه، مشکوک و تفرقه افکنانه آنان ابراز داشت.
عناوين اين صفحه
دستبرد به ميراث مشترک بشري
اقدام قضايي عليه جعل نام خليج فارس
واکنش وزارت امور خارجه به عملکرد سايت گوگل

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام