
|
آنچه اقدام گوگل را اعجاب آور مي کند اين است که موسساتي از قبيل گوگل علي القاعده بايد عناوين مورد استفاده خود را از اسناد بين المللي اقتباس کنند
|
پاسداري از ميراث تاريخي يک ملت در برابر دستبرد به عهده کيست؟ از آنجا که اعضاي جوامع بشري به منظور نظم بخشيدن به روابط اجتماعي، گروهي را از بين خود برمي گزينند و وظيفه فوق را براي مدتي که به طور يقين بايد موقت باشد به آنان مي سپرند، پاسخ پرسش فوق معين است. دولت به عنوان نماينده شخصيت حقوقي جامعه عهده دار پاسداري از ميراث مشترک جامعه يي است که در صحنه بين المللي نماينده آنان شمرده مي شود.از آنجا که پديده هاي تاريخي کاربرد جهاني دارند، دستبرد به ميراث هاي تاريخي، سرقت ميراث مشترک بشري خواهد شد. در اين حالت آحاد انسان ها اعم از اعضاي جامعه درگير، مالباخته محسوب خواهند شد و چنانچه جامعه درگير به لحاظ رخوت و سستي يا درگيري با فجايع مستقيم تر در پي حراست از مايملک تاريخي خود برنيايند و جامعه بشري نيز جامعه درگير را مطلوب نشمرد، ميراث تاريخي مسروقه به چپاول خواهد رفت.دستبرد به عنوان تاريخي خليج فارس از سوي گوگل مصداق چنين سرگذشت غمباري است.مباشر اين دستبرد تاريخي يعني گوگل يک شخصيت حقوقي حقوق خصوصي و در پي تامين منافع مادي سهامداران خويش است. براي گوگل مهم نيست که در وهله نخست ايران قرباني و سپس جامعه بشري تامين کننده منافع مادي سهامداران او باشند. خليج فارس پهنه يي است به وسعت تقريبي 230 هزار کيلومتر مربع، تمامي کرانه شمالي اين پهنه نيلگوني را کشور ما در برگرفته است. کرانه جنوبي آن مرکب از تعدادي شيخ نشين است. تمامي سطح خليج فارس را آب هاي داخلي، درياي سرزميني، منطقه مجاور و منطقه انحصاري اقتصادي دول ساحلي تشکيل مي دهد. به اين ترتيب هيچ بخشي از خليج فارس درياي آزاد شمرده نمي شود و مشمول نظام حقوقي درياي آزاد نيست. بستر و زيربستر خليج فارس و به تبع آن منابع زنده و غيرزنده واقع در بستر و منابع معدني واقع در زيربستر آن نيز متعلق به دولت هاي ساحلي است. بيش از 365 ميليارد بشکه نفت در زير توده هاي سخت و شني سواحل خليج فارس و آب هاي کم عمق آن انباشته شده است. همچنين حدود 76 تريليون مترمکعب گاز طبيعي که حدود 30 درصد ذخاير گاز طبيعي کل جهان را تشکيل مي دهد در زيربستر آن نهفته است. از اين حيث سيطره يک دولت مقتدر در تمامي کرانه شمالي آن مطلوب دول تشنه اين منابع نيست. (آمارها از مقاله «امنيت خليج فارس» که توسط ناصر ثقفي عامري در سميناري که توسط مرکز تحقيقات صلح براي اقيانوس هند در ژانويه 1991 در استراليا برگزار شد، اخذ شده است. برگردان فارسي نام هاي اين مقاله در مجله سياست خارجي شماره يک، سال 5، بهار 1370 چاپ و نشر يافته است.) انگيزه تحريف نام خليج فارس و ايجاد زمينه براي دستيابي به اين هدف در تاليفات، سخنراني ها، اسناد، مکاتبات رسمي و غيره را بايد در اين آمارها و علاوه بر آن در اهميت ژئوپولتيک خليج فارس جست وجو کرد. حال موسسه گوگل که يک موسسه خصوصي است به عنوان يک رسانه مباشرت در اين دستبرد تاريخي را برعهده گرفته است. پيشينه نامگذاري خليج فارس حاکي است که نه ايرانيان و نه اعراب، بلکه نخستين بار يونانيان از بيش از 2500 سال پيش آب هاي جنوبي ايران را با عنوان خليج فارس و درياي سرخ را با عنوان خليج عربي نامگذاري کرده اند ولي آنچه که اقدام گوگل را اعجاب آور مي کند اين است که موسساتي از قبيل گوگل علي القاعده بايد عناوين مورد استفاده خود را از اسناد بين المللي اقتباس کنند و در اسناد بين المللي تنظيمي توسط سازمان ملل متحد همواره متعاقب تذکر ايران بر استفاده از نام واقعي خليج فارس اصرار شده است. منجمله دبيرخانه سازمان ملل متحد در يادداشت هاي مورخ5 مارس 1971 و 10 آگوست 1984 طي اسناد شماره AD311/1/GEN و شماره LA45.8.2 (c) عرف جاري دبيرخانه سازمان را در استفاده از نام واقعي خليج فارس در اسناد و نقشه هاي جغرافيايي و اطلس ها مورد تاکيد قرار داده است. بي اعتنايي گوگل به نامي که دبيرخانه ملل متحد استفاده از آن را تحت عنوان «عرف جاري» توصيف کرده است، حاکي از اين است که موسسه گوگل آنچنان محرکي جهت اين تحريف تاريخي داشته که هزينه بي اعتنايي به اسناد رسمي ملل متحد را نيز به جان خريده است. رسوايي اين تحريف بيشتر از اين حيث قابل توجه است که در نام آورترين کتب جغرافيايي که به زبان عربي نوشته شده است، از نام واقعي خليج فارس سود برده اند. در اين ميان مي توان از کتاب «مختصر کتاب البلدان» اثر ابوبکر احمد بن محمد بن اسحاق بن ابراهيم الحمداني نام برد .
وي معتقد است که منظور از دو دريايي که در آيات 19 و 2 سوره مبارک «الرحمن» ذکر شده، بحر فارس و بحر روم بوده است. (بنگريد به فريبرز بختياري اصل، مجله سياست خارجي، شماره يک، سال سوم، فروردين و خرداد 1368) و منابع مشهور ديگري از قبيل «صورالاقاليم» ابوزيد بلخي (متوفي 322 هجري) و «صوره الارض» ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادي (367 هجري) و «التفهيم لاوائل صناعه التنجيم»، ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري) و ده ها اثر تاريخي ديگر مبين اصالت نام خليج فارس است. پرداختن به اين پيشينه ها به لحاظ کثرت و تعدد آنها ضروري نيست. دکتر پيروز مجتهدزاده در اثر ارزشمند «جغرافياي تاريخي خليج فارس» نشر دانشگاه تهران، 1354، اين پيشينه ها را به علمي ترين وجه ممکن بيان کرده است. اين عناوين تاريخي طي قرون و اعصار به تدريج ايجاد و مستقر شده اند و چنانچه در حال حاضر به دلايل متعدد اعم از انگيزه هاي سياسي و با کمک دلارهاي نفتي چنين دستبردي به اين عناوين زده شود، ماندگار نخواهد بود. نگاهي گذرا به بحران هاي پي درپي خليج فارس اعم از دو تجاوز نظامي عراق در زمان صدام حسين به ايران و کويت بيانگر جايگاه حساس خليج فارس در امنيت بين المللي است. نکته اينجاست که زماني که ذخاير انرژي فسيلي در تمام جهان به انتها مي رسد، ذخاير خليج فارس هنوز اين انرژي را در خود ذخيره دارند.
ايرانيان بايد خود در پاسداري از مايملک تاريخي خود مباشرت داشته باشند. اين وظيفه بر دوش تک تک آنان سنگيني مي کند. اعم از ايرانياني که در محدوده سرزمين خود اقامت ندارند و آناني که در پهنه ملي به سر مي برند. سکوت بر آن ما را در وجدان نسل هاي آتي به محاکمه مي کشاند.