دوشنبه، 2 ارديبهشت 1387 - شماره 1656
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
به انگيزه 22 آوريل، روز جهاني زمين
خانه بحران زده ما انسان ها

حميدرضا ميرزاده

شايد تا چند سال قبل براي خيلي از انسان ها شنيدن اين جمله که «کره زمين در خطر است» غيرقابل باور بود. هر چند امروزه هم با وجود اطلاعات و گزارش هاي زيادي که درباره محيط زيست جهاني و وضعيت رو به بحران کره زمين وجود دارد، هنوز هم عده يي از مردم (و سياستمداران) به اين گفته باور چنداني ندارند.

واقعيت اين است که سياره مسکون ما، در قرن حاضر بحران هايي جدي را به خود مي بيند که مهم ترين آنها در ادامه آمده است.

بحران انفجار جمعيت

جمعيت زمين طي سال هاي 1925 تا 1976 حدود چهار ميليارد نفر بود. اين رقم در سال 1990 به 3/5 ميليارد نفر رسيد و اکنون چند سالي است که از مرز 6 ميليارد نفر هم گذشته است. به طور متوسط در سال هاي اخير در هر 24 ساعت، 250 هزار نفر به جمعيت زمين افزوده شده و رقم مرگ ومير تفاوت نسبتاً زيادي با رقم تولد داشته است.

رشد بي رويه جمعيت گذشته از چالش هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، فشار زيادي را بر منابع طبيعي موجود بر کره زمين وارد مي کند. جمعيت بيشتر، يعني تقاضاي بيشتر براي غذا، تقاضاي بيشتر براي خدمات و به طور کلي يعني مصرف کننده بيشتر. به ديگر زبان، با افزايش جمعيت مساحت بيشتري از کره زمين تغيير کاربري داده و به زمين کشاورزي تبديل مي شود، جنگل هاي بيشتري براي استفاده هاي اقتصادي از بين مي روند، از منابع معدني بيشتري استفاده مي شود و... حال آنکه بسياري از منابع موجود روي زمين تجديد ناپذير بوده و اتمام هر کدام به معني محروم شدن نسل هاي آينده از آن منبع است.

بحران آب

همه مي دانيم که در حدود 70 درصد از سطح زمين پوشيده از آب است. اما مقدار بسيار کمي از آن (حدود 003/0 درصد) قابل شرب است. بقيه يا شورند يا منجمد،

با وجود همين مقدار کم، تخمين زده مي شود تا سال 2020 دسترسي به آب شرب براي جمعيت انسان مقدور باشد. اين بدان معناست که تصفيه آب به روش هاي امروزي فقط تا 2020 امکان پذير است و از آن به بعد براي تصفيه آب، يا بايد هزينه هاي گزافي پرداخت کرد يا اينکه آب هاي موجود غيرقابل تصفيه خواهند بود. ولي با وجود اين حقيقت، به دليل نياز روزافزون به آب، توزيع نامتعادل و آلودگي منابع به انواع آلاينده ها، کمبود آب وجود دارد. به اعتقاد بسياري از صاحب نظران، دسترسي به آب يکي از علل اصلي رخداد جنگ در سال هاي آينده خواهد بود. علاوه بر اين سازمان ملل متحد، صدمه و زيان ديدن جدي بيش از 5/4 ميليارد نفر از ساکنان زمين در سال 2050 را به دليل کمبود آب پيش بيني کرده است. هم اينک نيز کره زمين سالانه شاهد مرگ دو ميليون نفر از ساکنان خردسال خود به دليل عدم دسترسي به آب سالم است.

بحران انرژي

بحران انرژي چيز جديدي نيست. 2500 سال قبل، يونان باستان مشکل تامين انرژي داشته است. پانصد سال بعد، استفاده از هيزم در روم و در زمان ظهور مسيح، چيزي در رديف مصرف نفت و گاز در امريکاي امروزي بوده است. شهروندان ثروتمند رومي در آن زمان از حرارت مرکزي در خانه هاي بزرگ خود بهره مي بردند و براي تامين اين حرارت هر ساعت نزديک به 125 کيلوگرم هيزم مي سوزاندند. جاي تعجب نيست که منابع هيزم روميان به سرعت تهي شد و آنان مانند يونانيان مجبور بودند از فواصل خيلي دور هيزم خود را تهيه کنند.

طبق آمارها در دنياي امروز، مصرف سرانه انرژي در کشورهاي در حال توسعه يک کيلووات است ولي اين رقم در کشورهاي توسعه يافته به 5/7 کيلووات مي رسد. حال اگر قرار باشد مردم کشورهاي در حال توسعه در سال هاي آينده، از سطح زندگي بهتري برخوردار باشند، سرانه مصرف انرژي در اين کشورها نيز تغيير خواهد کرد. جدا از اين، با روند فزاينده جمعيت زمين، تصويري بسيار مبهم از تامين انرژي در سال هاي آينده مي توان متصور شد.

بحران غذا

آسيا به دليل دارا بودن بيشترين جمعيت افراد بدون غذا، به قاره گرسنه مشهور است. پس از آسيا هم آفريقا مقام دوم را در دنياي گرسنه دارد.

جمعيت دنياي گرسنه، غالباً جوان است. بيش از نيمي از افراد آن کمتر از 15 سال دارند و بيشتر از نصف کل کودکان آن تا قبل از پنج سالگي مي ميرند. به علاوه حدود 650 ميليون نفر هم هرگز به سن بلوغ نمي رسند. هر سال بايد به 49 ميليون نفر بيشتر از سال گذشته غذا داد که براي تامين غذاي آنان، حدود يازده ميليون تن برنج احتياج است.

فشار تقاضاي مداوم براي غذاي بيشتر، باعث فرسايش پايه هاي بوم شناخت اقتصاد دنيا مي شود.

بحران زباله

افزايش مصرف، افزايش ضايعات و پسماندها را نيز به دنبال دارد. در يک اکوسيستم دست نخورده، زباله ها به وسيله باکتري ها تجزيه مي شوند و مجدداً توسط گياهان مورد استفاده قرار مي گيرند. اما در دنياي امروز، حجم زباله ها به قدري بالاست که تجزيه آنها از توان زمين خارج است. به همين خاطر مي بايست زمين هاي بيشتري براي دفن زباله ها در نظر گرفته شود. علاوه بر اين شيشه و پلاستيک (که از مواد ساخته شده به دست بشر هستند) مدت زمان بسيار زيادي در طبيعت باقي مي مانند و همين امر باعث اختلال در روند تجزيه زباله ها مي شود.

به طور متوسط در تهران روزانه بيش از 7 هزار تن زباله توليد مي شود. اين ميزان توليد زباله، تبعات بسياري را در پي دارد. انباشته شدن زباله ها مجموعه آب ها را آلوده مي کند. گازهاي متصاعد از آنها (متان و...) به روند پديده گلخانه يي دامن مي زند و باعث تکثير و افزايش موجودات بيماري زا و حشرات موذي مي شود.

دليل اصلي بحران ماييم

پنج بحراني که در بالا برشمرديم، مهم ترين بحران هايي هستند که در حال حاضر زمين ما با آنها روبه روست. اما به نظر مي رسد در سال هاي آينده، بحران هاي تازه روي زمين به وجود آيند. به عنوان مثال روند تغيير کاربري زمين هاي مرتعي طبيعي به زمين هاي کشاورزي در سال هاي اخير، آرام آرام شکل يک بحران جدي را به خود مي گيرد. بحران ديگري که جهان در حال ورود به آن است، بحران ضايعات قطعات الکترونيک است.

با توجه به توضيحاتي که در بالا آمد، دليل اصلي همه بحران هاي کره زمين مشخص است؛ «افزايش جمعيت» انسان همواره علاقه مند به آسايش و توسعه است و پيشرفت علم و فناوري، رسيدن به اين دو خواسته را براي او آسان تر مي کند؛ بهره برداري از منابع سرعت بيشتري به خود مي گيرد و افزايش تقاضا به واسطه افزايش جمعيت، تخريب مناطق بکر و طبيعي را در روندي تصاعدي قرار مي دهد.

سرعت تخريب آنقدر بالاست که زمين قادر به ترميم تخريب ها نيست و با ادامه اين روند، پيش بيني آينده يي نه چندان دور که در آن انسان به دليل اتمام منابع مورد نيازش روي زمين (با وجود تمام توانايي هاي علمي اش) محکوم به فناست، زياد هم مشکل نيست.

خانه را نجات دهيم

به رغم بحران هايي که امروز کره زمين با آنها روبه روست و خطري که ادامه حيات روي آن را تهديد مي کند، راه هاي کنترل اين اوضاع و بيرون رفتن از وضعيت بحراني چندان سخت نيست.

پيش از هر چيز لازم است اين نکته يادآوري شود که عامل به وجود آمدن بحران، انسان هاي ساکن زيست کره هستند و همه آنها قادرند با کمي دقت، براي حفظ زمين تلاش کنند. کارهايي که در ادامه ذکر مي شوند، تنها نمونه هايي کلي هستند و هر کس مي تواند به فراخور موقعيت و سبک زندگي خود، آنها را به روش خود انجام دهد. مهم انجام عملي با هدف حفظ زمين است، سبک و سياق زياد مهم نيست،

- اطلاعات خود درباره تنظيم جمعيت و خانواده را به روز نگه داريد و آنها را به کار ببنديد.

- هميشه به خاطر بسپاريد که انجام هر عملي از سوي شما، اثري روي محيط زيست مي گذارد. ممکن است اين اثر بسيار کوچک باشد ولي مهم اين است که اثر مثبت باشد (دست کم مخرب نباشد). پس هنگام استفاده از انرژي، آب، مواد غذايي و... به اثرات عمل خود بينديشيد.

- در فعاليت هاي روزمره، به دنبال راه هايي بگرديد که کمترين ميزان مصرف ماده و انرژي را در قبال حداکثر بازدهي داشته باشند. اين کار علاوه بر تبعات مثبت زيست محيطي، تبعات مثبت اقتصادي را براي شما به همراه خواهد داشت.

- پيش از استفاده از محصولات و فناوري هاي جديد، کمي درباره آنها تحقيق کنيد. سعي کنيد پربازده ترين را انتخاب کنيد. به علاوه دقت کنيد که محصول يا فناوري مورد نظر، از لحاظ زيست محيطي پيامدهاي مخرب نداشته باشد. به عنوان مثال ممکن است فرمولي که در يک پودر رختشويي جديد استفاده شده، علاوه بر شست وشوي بهتر لباس ها، باعث آلودگي سفره آب هاي زيرزميني شود.

- سعي کنيد اخلاق مصرف کنندگي را از خود دور کنيد. محصولات بادوام را در اولويت خريد قرار دهيد. درباره بسياري از وسايل به اصطلاح فرسوده، گاهي اوقات تعمير راهي کم هزينه تر از خريد وسيله جديد است.

- از تجمل گرايي دوري بجوييد.

- در حفظ محيط هاي طبيعي بکوشيد. اين جمله بسيار تکراري به نظر مي رسد. همه مي دانيم که بايد در استفاده از منابع طبيعي و محيط هاي بکر، جانب احتياط را بگيريم، اما وقت عمل آن را زياد جدي نمي گيريم. سعي کنيم با استفاده درست از محيط هاي طبيعي (کوهستان، جنگل، مراتع و...)، اجازه استفاده از آن را به بقيه افراد نيز بدهيم.

- به ترميم طبيعت بپردازيد. ترميم طبيعت مي تواند مصرف بهينه آب در خانه باشد يا کاشت درخت در طبيعت يا حتي همکاري در يک پروژه پرورش حيوانات در معرض خطر انقراض. بستگي به شغل، دانش، جايگاه و قدرت شما دارد. هر کاري که به نظرتان بار اضافه يي را از دوش زمين برمي دارد، بلادرنگ انجام دهيد.

- در جمع خانواده، دوستان، همکاران و... از معضلات زيست محيطي صحبتي به ميان بياوريد و از تجربه هاي خود در زمينه مقابله با اين معضلات به آنان بگوييد.

- و در پايان فراموش نکنيد که هيچ اشتباهي بزرگ تر از آن نيست که کسي کاري را به خاطر اينکه اثر آن کوچک است، انجام ندهد.
تاريخچه روز زمين
در سال دو روز به عنوان روز زمين شناخته مي شود. يکي اول فروردين ماه (21 مارس) که روز تغيير فصل در هر دو نيمکره شمالي و جنوبي زمين است. ايده 21 مارس به سال 1969 باز مي گردد. سناتوري به نام «جان مک کانل» در کنفرانسي با موضوع محيط زيست در يونسکو براي اولين بار نامگذاري اين روز را به عنوان روز زمين پيشنهاد کرد.

اولين اعلاميه روز جهاني زمين توسط شهردار وقت سانفرانسيسکو، جوزف آليوتو، در 21 مارس سال 1970 صادر شد. پس از آن نيز دبيرکل وقت سازمان ملل، «يو تانت» از اين جشن سالانه حمايت کرد. «کورت والدهايم» که دبيرکل بعدي سازمان ملل بود نيز اين کار را ادامه داد و در زمان وي حرف تتاي يوناني به رنگ زرد و بر زمينه سبز به عنوان پرچم اين روز مشخص شد.

اما دوم ارديبهشت (22 آوريل)، دومين روزي است که به عنوان روز زمين شناخته مي شود و تاريخچه جالب توجهي دارد. انديشه نامگذاري اين روز، وامدار يک فعاليت 7 ساله از سال 1962 بود. سناتوري به نام «گي لرد نلسون» قصد داشت محيط زيست را از يک مساله نه چندان جدي و احساسي، به موضوعي بسيار جدي، مهم و سياسي تبديل کند. به همين خاطر وي از «جان اف کندي» رئيس جمهور وقت امريکا کمک خواست و درخواست کرد در يک تور سراسري در امريکا، اين موضوع را مورد توجه همگان قرار دهد. کندي نيز در سپتامبر 1963، به مدت پنج روز در يازده ايالت امريکا اين کار را انجام داد.

با ترور کندي در همان سال، نلسون به تنهايي فعاليت کرد و توانست زنجيره يي از پشتيباني ها را براي اين موضوع به دست آورد. در سال 1969 نلسون در کنفرانسي در سياتل اعلام کرد که قصد راه اندازي يک راهپيمايي سراسري به منظور دعوت از تمامي دوستداران محيط زيست را دارد.

اين راهپيمايي در 22 آوريل 1970 با شرکت 20 ميليون نفر از مردم امريکا انجام شد و باعث ثبت رسمي آن تاريخ به عنوان روز جهاني زمين شد. بعدها پرچمي نيز براي اين روز معرفي شد که طرح آن، عکسي ماهواره يي از کره زمين است که توسط ناسا گرفته شده است.
سينماي جهان در محيط زيست
مونا قاسميان

اول از همه بگويم کلي از اسم اين ستون خوشم آمد. ديده بان آن هم از نوع محيط زيستي و ميراث فرهنگي خيلي جالب است. چون تا دلت بخواهد داخل سوژه هاي جالب قرار داري.

خب امروز نوبت من است که براي اين ستون بنويسم و چون مصادف شد با روز زمين ياد کنفرانس خبري افتادم که به مناسبت روز زمين پاک در محل سازمان محترم محيط زيست برگزار شد.

تنها خوبي اين مناسبت ها در سازمان عزيز محيط زيست اين است که مسوولان محترم اين سازمان در اين روزها يادشان مي آيد که مي توانند يک کنفرانس خبري براي ما خبرنگارهاي معدود اين حوزه بگذارند و ما هم حرف هايي شبيه حرف هاي سال گذشته را در روزنامه و خبرگزاري ها کار کنيم.

چند روز پيش هم سازمان بعد از چند ماه سکوت براي ما فکسي فرستاد که خبرنگاران عزيز بياييد که ما بالاخره يک برنامه در اين سازمان داريم.

با وجودي که بسياري از دوستان و همکاران گرامي تذکر دادند و يادآوري کردند که باز هم مي خواهي بروي و باز همان حرف ها را بنويسي، ولي از آنجايي که من هميشه اميدوار و خوش بينم صبح زود بيدار شدم و به کنفرانس خبري معاونت آموزش و پرورش و معاونت انساني عزيز سازمان محيط زيست عزيزترم رفتم.

اول از همه اين را بگويم که به جز يکي دو تا از همکاران هميشه حاضر در برنامه هاي محيط زيست، چهره باقي دوستان جديد بود که باعث خوشحالي بي حد و حساب شد. خوشحال از اينکه بالاخره روزنامه ها و خبرگزاري هاي ديگر هم از اهميت محيط زيست آگاه شدند و خبرنگاران محيط زيست شان را راهي اين حوزه کردند.و ما خوشحال وارد اتاق کنفرانس شديم. هر دو معاونت عزيز سازمان ساعاتي را سخنراني کردند که به نظرم هيچ نکته جديد يا خبر جديدي در آن نبود. براي اينکه مطمئن شوم از همکار باسابقه ترم پرسيم و او هم با من هم عقيده بود. خوب بگذريم از حرف ها.خلاصه معاونت محترم آموزش و پرورش سازمان درباره آموزش به کودکان مي گفت که فردي از کارکنان محترم محيط زيست در ليوان پلاستيکي چاي داغ آورد.همه خبرنگاران هم با استقبال چاي هايشان را برداشتند. البته من هم برداشتم تا مطمئن شوم در سازمان محيط زيست و در بخش آموزش آن در ليوان پلاستيکي چاي داغ مي ريزند و از مهمانان پذيرايي مي کنند.

خيلي جالب است در دوره يي که همه از ضرر مصرف بيش از حد پلاستيک در ايران سخن مي گويند معاونت محيط انساني سازمان در برابر اعتراض همکار پرسابقه محيط زيستمان مي گويد تاکنون در ايران هيچ پژوهشي درباره پلاستيک صورت نگرفته است.

خلاصه بايد خبرنگار محيط زيست باشي و علاقه مند به آن تا متوجه شوي مسوولان محيط زيست کشورمان چقدر در زحمت براي حفظ اين طبيعت بي نظير هستند.خب از آنجايي که من هميشه اميدوار و خوش بين هستم باز هم به خود گفتم حداقل شايد اين آخرين باري باشد که کارکنان اين سازمان از ليوان هاي پلاستيکي استفاده کنند. چون بر فرض محال اگر هم تا حالا نمي دانستند مايعات داغ باعث مي شود املاح موجود در پلاستيک حل شود و وارد بدنمان شود که عامل سرطان نيز است حداقل از امروز با تذکر خبرنگار همکارم متوجه شدند.

در اواخر برنامه بعضي از دوستان گرامي خبرنگار با هم قصد خروج داشتند که ديدم به آنها کادويي داده مي شود. راستش را بخواهيد من خيلي تعجب کردم، يعني اولش که باورم نشد ولي بعد ديدم که نه، اشتباه نمي کنم و سازمان به خبرنگاران هديه مي دهد.

از ظاهر کاد و عزيز معلوم بود که کتاب باشد. ما هم که شيفته کتاب آن هم از نوع زيست محيطي، خوشحال شدم، کاد و را با کمال ميل گرفتم، البته حسابي هم سنگين بود که خب باز هم مي ارزيد. به هر حال سازمان محيط زيست يک بار هم که شده ما خبرنگاران را تحويل گرفته بود.

به محض اينکه داخل ماشين نشستم کادو عزيزم را باز کردم. براي چند لحظه خيره به کادو بودم. شما هم اگر جاي من بوديد مطمئن باشيد به حال من دچار مي شديد. کتابي آبي رنگ درباره سينماي ايران و جهان.بعد از گذشت چند ثانيه باز هم اميدوارانه به خودم گفتم خب در اين کشور که ديدن فيلم جزء اندک تفريحات مردم است و من هم يکي از اين مردم، دانستن درباره فيلم هاي مطرح ايران و جهان هم خوب است. و بعد باز هم به خود گفتم نهايتاً به همکارانم در گروه فرهنگي مي دهم. کتاب را که ورق زدم و نگاهي به اول آن انداختم چشمتان روز بد نبيند. کتاب چاپ سال 1383 بود و کيفيت بد آن بازهم تا چند ثانيه موجب شد حسابي غافلگير شوم.

کلي به خودم بد و بيراه گفتم که چرا وقتي پاکت روي کادو من خالي بود و محض اطلاع به مسوول مربوطه گفتم، کادو جذاب را همان جا باز نکردم. خب اين هم يکي ديگر از اشتباهات من است.

اميدوارم مسوولان عزيز سازمان محيط زيست از خواندن اين مطلب از اين خبرنگار چيزي به دل نگيرند. چون هر کسي شاهد نباشد ما شاهد تلاش هاي آنها هستيم، اما نمي دانيم کي تلاش هايشان به نتيجه مي رسد. البته ما خبرنگاران محيط زيست همچنان اميدواريم، وگرنه مانند بعضي از همکارانمان تا به حال از خير اين سازمان گذشته بوديم.
حساس سازي افکار عمومي يا حساسيت زدايي
ابوالفضل وطن پرستہ

«... ناتانائيل، چه وقت همه کتاب ها را خواهيم سوزاند؟...» آندره ژيد/ مائده هاي زميني

زماني در يکي از يادداشت هاي نشريه صلح سبز گفته بودم که ضعف در حوزه هاي نظري محيط زيست يکي از مشکلات اساسي پيش روي فعالان اين حوزه است. در دوره زماني دهه هفتاد که توجه به محيط زيست به عنوان يک موضوع اجتماعي تازه، حساسيت هاي زيادي را در بين فعالان اجتماعي برانگيخته بود، شايد اين دغدغه تا حدي قابل دفاع بود. اما به نظر مي رسد اندک فعالان اين عرصه، بي آنکه قدم مهمي در توليد دانش برداشته باشند، نوشتن پراکنده درباره بحران محيط زيست را تنها وظيفه خود فرض کرده اند و اسير حرف زدن هاي بي پاياني شده اند (شده ايم).

در هر مناسبتي، همچون روز زمين، کار مهمي که همگي منتظر آن هستيم، نوشته هايي انباشته از اطلاعات است1 (که عموماً در توليد آنها نقشي نداشته ايم) اطلاعاتي درباره خطراتي که زمين را تهديد مي کنند و ابراز نگراني هايي پر از سوز و گداز....

پرسش اين است؛ طرح چندباره و تکراري خطراتي که محيط زيست را تهديد مي کند در فضايي که هيچ برنامه اقدام قابل قبولي، نه در بخش هاي مرتبط با دولت و نه از سوي جامعه مدني وجود ندارد، کار درستي است يا نه؟ پرسش را اندکي گسترش مي دهم؛

نهاد هاي جامعه مدني به عنوان مجراي ظهور مشارکت مردم در عرصه هاي اجتماعي، طي چند سال اخير نحيف و نحيف تر شده اند و تنها شبحي از حضور سازمان يافته مردم در اين عرصه ها به چشم مي خورد. يک دليل مهم آن اين است که کارگزاران اين چند ساله مردم را در شکل توده وار و بي شکلش به مردم در هيئت سازمان ها و نهاد ها بيشتر ترجيح مي دهند. و دليل مهم تر آن، به اعتقاد من، آسيب هاي دروني اين نهاد ها بوده است. بخش هاي دولتي متولي محيط زيست نيز در اين چند ساله به تدريج از آنچه بوده اند، نيز ضعيف تر شده اند و در تعامل با ساير بخش ها، در اکثر موارد بازنده نهايي اختلاف ها بوده اند. نه توانسته اند از حريم مناطق حفاظت شده دفاع جانانه يي کنند و نه توانسته اند برنامه هايي اصولي براي کاهش سرعت آلودگي هاي خاک و هوا و تخريب هاي گسترده ارائه کنند. يک کلام، مجريان خوبي براي اصل پنجاهم قانون اساسي نبوده اند. تعداد فراواني از تالاب هاي کشور در فهرست مونترو قرار دارند؛ پرندگان مهاجري که هزاران سال در کوچ هاي فصلي خود ميهمان اين سرزمين بوده اند، در نمک زاري به نام بختگان خفه مي شوند و طرح جاده گرمابدر به نور شريان هاي اصلي منابع آبي کلانشهر تهران را تهديد مي کند و منطقه منحصر به فرد البرز مرکزي در معرض نابودي قرار مي گيرد (آن هم به احتمال زياد به وسوسه اندک کساني که بوي پول را از زمين هاي اين منطقه استشمام کرده اند) و در همان حال متولي دولتي محيط زيست به اهالي محيط زيست توصيه مي کند که خيلي خودشان را اذيت نکنند و نگران نباشند و به پيشنهاد ايشان، براي گسترش فرهنگ محيط زيست به دانش آموزان مدارس، فوايد مصرف عرقيات گياهي را آموزش دهند، پرسشي که طرح کردم اين است؛ آيا در فضايي اين همه بي کار و سرزمين هايي رها شده در دستان دلالان زمين و سودجويان آب و خاک، نوشته هاي گاه به گاه کپي شده يي که به مردم يادآوري مي کنند زمين در حال تخريب است و اوضاع خيلي خراب است و چه و چه... بيش از آنکه کار مفيدي بکند آيا به کار حساسيت زدايي از افکار عمومي درباره محيط زيست منجر نخواهد شد؟ آيا اين بيانيه هاي هرازچند گاهي و کم خواننده به مانند واکسن هاي ضعيف شده يي که در مقادير اندک و در بازه هاي زماني (مثل روز زمين و روز کوهستان) به بدن جامعه تزريق مي شوند، جامعه را در برابر احساس واقعي و تحريک شده نسبت به بحراني که هر روز ابعاد آن وسيع تر مي شود، حساسيت زدايي نمي کند؟به گمان من، در شرايطي که کاري قوي و پرانرژي در زمينه هشدار دادن از سوي هيچ کس، نه مردم و نه دولت، صورت نمي گيرد، ارسال پيامک هاي کم اثر شايد منجر به بلايي شود که برخي از علائم آن قابل مشاهده است. مردمي که از کنار نگراني هاي دغدغه مندان محيط زيست با لبخندي مي گذرند، باور نمي کنند که ما سرزميني در معرض بيابان زايي و بي آبي هستيم، باور نمي کنند که انفجار جمعيت تمام برنامه هاي توسعه را به چالش خواهد کشيد، باور نمي کنند که ريه هاي کودکان شان در هواي آلوده شهر ها پر از اکسيژن مرگ است... به باور من آنچه از ادبيات و نوشتار نياز داريم در حدي که کار ما را به پيش ببرد فراهم آمده است، ما به برنامه هاي اقدام اساسي نياز داريم؛ برنامه هايي نه الزاماً بسيار بزرگ، اما آن چنان که به خود ما (به مثابه يک فرد يا يک گروه کوچک محلي يا يک سازمان ملي) ثابت کند که در وسط سرزمين ايستاده ايم تا سر درختي را نبرند. تا تالابي را نخشکانند و پرنده يي را از سر انگشتان طبيعت نپرانند. آن گاه اگر به نوشتن دغدغه هايمان بپردازيم، شايد مردمان سرزمين باورمان کنند.

ہ پزشک، فعال محيط زيست

پي نوشت؛------------------------

1- البته اين موضوع که رسانه هاي نوشتاري تنها فضاي طرح برخي دغدغه ها هستند، نبايد فراموش شود.
عناوين اين صفحه
خانه بحران زده ما انسان ها
تاريخچه روز زمين
سينماي جهان در محيط زيست
حساس سازي افکار عمومي يا حساسيت زدايي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام