سه شنبه، 3 ارديبهشت 1387 - شماره 1657
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
فرهاد فخرالديني در نشست رسانه يي ارکستر موسيقي ملي اعلام کرد
رهبران جوان در ارکستر ملي

گروه فرهنگي؛ اجراي ارکستر موسيقي ملي به رهبري فرهاد فخرالديني و دو رهبر جوان ديگر از 4 تا 6 ارديبهشت در تالار وحدت برگزار مي شود. به همين مناسبت ديروز فرهاد فخرالديني و بابک رضايي (مديرعامل انجمن موسيقي) در يک نشست رسانه يي به تشريح جزييات اين برنامه پرداختند. در اين اجرا پنج قطعه از آهنگسازان ايراني اجرا مي شود. برنامه با اجراي پنج قسمت از سوئيت آفرينش از ساخته هاي فرهاد فخرالديني آغاز خواهد شد و در ادامه «لولاک» به آهنگسازي مازيار حيدري اجرا مي شود که اين قطعه را خود حيدري رهبري خواهد کرد. قطعه «معراج» به آهنگسازي علي اکبر قرباني سومين بخش اين برنامه است که فخرالديني آن را رهبري مي کند. بعد از زمان تنفس نيز دو قطعه اجرا خواهد شد، ابتدا قطعه «محمد (ص)، آخرين مرسل» ساخته شهرام توکلي با رهبري توکلي و در انتها نيز قطعه «هماي رحمت» (گزيده يي از موسيقي سريال امام علي(ع)) از ساخته هاي فرهاد فخرالديني و به رهبري خود او اجرا مي شود. در اين اجرا «علي مينو سپهر» به عنوان خواننده حضور خواهد داشت. او در قطعه معراج سه بيت از اشعار شيخ بهايي را اجرا خواهد کرد و در قطعه «هماي رحمت» نيز به همراه گروه کر به اجراي آواز خواهد پرداخت.

تمامي قطعه هاي انتخابي براي اين برنامه تم مذهبي دارند. سوئيت آفرينش براساس آيات قرآن مجيد نوشته شده است. سه قطعه «لولاک»، «معراج» و «محمد(ص)، آخرين مرسل» نيز سال گذشته، به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) و به سفارش دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد نوشته شده اند که البته سال گذشته امکان اجراي آنها فراهم نشده است. فخرالديني در اين نشست درباره فعاليت هاي ارکستر ملي گفت؛ «10 سال از فعاليت هاي ارکستر ملي مي گذرد. در اين مدت حدود 200 قطعه توسط آهنگسازان ايراني خلق شده.اگر دفترچه پارتيتورها را ببينيد متوجه مي شويد که حجم زيادي دارد. شما روي صحنه فقط انگشتان هنرمندان را مي بينيد که روي ساز حرکت مي کنند ولي تمام اين حرکت ها در دفترچه پارتيتور ثبت شده است که اين کار بسيار ظريف، مهندسي شده و فوق العاده دقيق است.» همچنين در بخشي از اين نشست بابک رضايي درباره دلايل ضبط نشدن اجراهاي ارکستر موسيقي ملي در قالب سي دي و نوار گفت؛ «بازده مالي اين آثار به اندازه يي نيست که بتوان حق و حقوق حدود 130 هنرمندي را که روي صحنه مي آيند پرداخت کرد.» او در اين زمينه به مساله کپي رايت هم اشاره کرد. مديرعامل انجمن موسيقي در اين باره گفت؛ «با مشکلاتي که به خاطر نبودن قانون کپي رايت در ايران وجود دارد، سرقت آثار هنري بدتر از سينما در حوزه موسيقي صورت مي گيرد. اين مشکل در سينما بسيار مورد توجه قرار گرفت اما در حوزه موسيقي چنين توجهي وجود ندارد و اين نکته باعث شده دست اندرکاران اين عرصه در پرداخت حقوق مولفان دچار مشکل شوند.»
گزارش فروش سينماهاي جهان
جت لي و جکي چان با پول آمدند
گروه فرهنگي؛ با به نمايش درآمدن فيلم هاي «امپراتوري ممنوعه»، «فراموش کردن سارا مارشال»، «شب تفريح» و «88 دقيقه» موقعيت فيلم ها در جدول فروش هفتگي دستخوش تغييراتي شده. فيلم امپراتوري ممنوعه با فروش 9/20 ميليون دلار، هم اکنون در صدر جدول فروش هفتگي فيلم ها قرار دارد. اين فيلم براي اولين بار دو هنرمند صاحب سبک فيلم هاي رزمي را در کنار هم قرار داده. جت لي و جکي چان در اين فيلم با هم مبارزه مي کنند و فيلم «فراموش کردن سارا مارشال» يکي از همان کمدي هاي با حال و هواي تابستاني است و طبق معمول يک داستان عاطفي را روايت مي کند که جوانان نازک دلش، شکست عاطفي خواهند داشت. فروش هفتگي فيلم در نخستين آخر هفته نمايش اش

3/17 ميليون دلار بود.

فيلم شب تفريح، فيلم ژانر وحشت اين هفته است. عده يي در حالي که شب هنگام است و بايد به خانه هايشان بروند، راهي جايي ديگر مي شوند و در واقع به مرگ و نيستي نزديک مي شوند.فروش هفتگي فيلم 1/9 ميليون دلار است.فيلم تازه اکران شده «88 دقيقه» با حضور آل پاچينو با فروش هفتگي 8/6 ميليون دلار فيلم چهارم جدول است. جالب اينکه قبل از نمايش عمومي فيلم در امريکا، نسخه هاي دي وي دي فيلم موجود بوده است. در عرصه اکران جهاني هم فيلم «هورتون صداي يک هو مي شنود دکتر سوس» که مرز صد ميليون دلار را رد کرده، کماکان در صدر جدول است. اين فيلم اکنون در «5301» سينما نمايش داده مي شود و با احتساب بازار امريکا فروش فيلم به مرز 230 ميليون دلار نزديک شده و البته فيلم هنوز در ژاپن و کره جنوبي به نمايش درنيامده است.در سال 2008 اين اولين باري است که يک فيلم چهار هفته پشت سر هم پيروز بازار بين المللي است.
نقد و بررسي «زن دوم» در فرهنگسراي هنر
فيلمي متعلق به آقايان
سيروس الوند گفت؛ «زن دوم» برخلاف تصورات اوليه، بيش از آنکه متعلق به خانم ها باشد به آقايان مربوط است، چرا که در جامعه ما، مردها ميراث خوار فرهنگي هستند که در آن به رغم شعارهايي که مبني بر برابري است، همواره مردان در جايگاهي بالاتر قرار دارند و در اين راستا «زن دوم» از طريق پرداخت به درام يا ملودرام به اين موقعيت توجه مي کند و به نوعي به مبارزه با اين شرايط مي پردازد. به گزارش ايسنا روز يکشنبه در فرهنگسراي ارسباران (هنر) فرشته طائرپور (نويسنده و تهيه کننده)، نيکي کريمي و امير آقايي (بازيگران) پس از نمايش فيلم «زن دوم» با تماشاگران حاضر در اين نشست سخن گفتند. در ابتدا جواد طوسي منتقد جلسه با طرح اين موضوع که «زن دوم» به سبک ملودرام متعلق است، خاطرنشان کرد؛ سيروس الوند در ساخت اين فيلم به دغدغه هاي اجتماعي زياد نپرداخته است و سعي کرده از يک ملودرام، بازي هاي هنرمندانه و قوي بگيرد. در ادامه سيروس الوند گفت؛ ملودرام داراي ساختاري است که بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. اما من به اين مساله اعتقادي ندارم و معتقدم تمام شاهنامه نيز براساس ملودرام شکل گرفته است و اشکال کار را در اين نکته مي دانم که ملودرام مدت مديدي است که وجه غالب کشور ما شده است و من سعي کرده ام فيلمي بسازم که در عين وفاداري به متن نشاني نيز از حضور بنده به عنوان کارگردان در آن باشد. الوند درباره همکاري اش با طائرپور در اين فيلم افزود؛ برخي مواقع خيلي دوست داشتم قسمت هايي را تغيير دهم، اما همواره رضايت تهيه کننده را مقدم مي دانستم و دوست داشتم اول فرشته طائرپور فيلم را دوست داشته باشد. در بخش ديگري از اين جلسه فرشته طائرپور تهيه کننده و نويسنده اين فيلم نيز از همکاري اش با سيروس الوند براي ساخت اين فيلم سخن گفت.
درباره تعطيلي ماهنامه دنياي تصوير
مي توانيم با هم حرف بزنيم
حسين معززي نيا

روزها دارند در پي هم مي آيند و مي روند و هر چه منتظر مي مانيم اتفاقي نمي افتد و يکي پيدا نمي شود که اعلام کند اشتباه شده و تصميم عجولانه يي گرفته شده و تجديدنظر شده و مجله دنياي تصوير بار ديگر منتشر خواهد شد. وضعيت آن قدر حيرت انگيز است که بايد کلي زور بزنيم و زحمت بکشيم تا بتوانيم در اين مورد حرفي بزنيم و چيزي بگوييم. وضعيت از اين جهت حيرت انگيز است که قاعدتاً بايد روند قضايا برعکس باشد؛ يعني بايد کساني که اين تصميم را گرفته اند و اين حکم را صادر کرده اند کلي زور بزنند و زحمت بکشند تا به ما بفهمانند چرا امتياز اين مجله را لغو کرده اند. و ما فقط بايد دقت کنيم و به حرف هاي شان گوش کنيم تا بلکه بفهميم استدلال شان براي اين کاري که کرده اند چيست. اما حالا برعکس شده؛ آنها توضيحي نمي دهند و اصلاً خودشان را در مقابل هيچ نوع پرسشي نمي بينند و اين ما هستيم که بايد زور بزنيم و يک امر بديهي را ثابت کنيم، يعني تلاش کنيم دلايلي پيدا کنيم براي قانع کردن اين دوستان تا متوجه شوند تعطيل کردن يک مجله فرهنگي با مشخصات دنياي تصوير، کار عجيب و ناموجهي است. ناچاريم حرف هاي بديهي بزنيم و بگوييم که وقتي يک مجله معتبر و جدي در عرصه فرهنگ و هنر، سال ها منتشر مي شود و انبوهي يادداشت و نقد و نظر در آن درج مي شود، اگر کسي در مقام قانونگذار نقص و خطايي در آن مجله تشخيص مي دهد، لازم است آن قدر توانايي داشته باشد و آن قدر براي مخاطبان و نويسندگان آن مجله ارزش قائل باشد که يادداشتي هر چند کوتاه با منطق و زبان فرهنگي منتشر کند و اذهان عمومي را قانع کند که اين مجله صلاحيت انتشار ندارد. به هر حال مي گويند چيزهايي به نام آيين نامه و مواد قانوني وجود دارد که قانونگذار موظف است با رجوع به آن و با ذکر دلايل و قواعد استخراج شده از متن قانون، ديگران را قانع کند که دارد به وظيفه قانوني اش عمل مي کند، نه اينکه پسند شخصي اش را به ديگران تحميل مي کند. علي القاعده، تعطيل کردن يک مغازه قصابي هم توضيح و دليل مي خواهد . ما به عنوان مخاطبان مجله دنياي تصوير و همچنين نويسندگان آن، حق داريم بدانيم چرا ديگر امکان خواندن اين نشريه و همچنين امکان ارائه مقالات مان به اين نشريه را نداريم. کدام بخش از قانون، طبق کدام تفسير اقتضا مي کند که خطاي فرضي اين مجله با تذکر و اخطار و جريمه مرتفع نشود و تنها شکل درست اجراي قانون، اعلام پايان کار مجله باشد؟ چرا ما نبايد توضيحي بشنويم؟ مگر اين دوستان در جايگاه مقدس و خدشه ناپذيري نشسته اند و حکم شرعي غيرقابل برگشتي صادر کرده اند که اطاعت از آن بر ما واجب است؟ به هر حال، هيات نظارت بر مطبوعات هم يک اداره دولتي است و جمعي از افراد منصوب شده در آن فعاليت مي کنند که ممکن است در تشخيص برخي امور دچار اشتباه شوند.وضعيت فرهنگ و هنر در کشور ما و به خصوص وضعيت نشر مجله و کتاب در اين حوزه آن قدر متنوع و متکثر نيست که بگوييم تعطيل شدن يک مجله، اتفاق تاثيرگذار و تعيين کننده يي محسوب نمي شود. تعداد نشريات سينمايي در کشور ما بسيار محدود است و حوزه تخصصي هر کدام هم تفکيک شده. دنياي تصوير عهده دار طرح بخشي از موضوعات قابل طرح در حوزه سينما بوده که توسط ديگر مجلات پوشش داده نمي شود. منتشر نشدن هر شماره از اين مجله، به معناي هدر رفتن فرصت و از بين رفتن بخشي از مباحث قابل طرح در حوزه سينما و تلويزيون و موضوعات عام فرهنگي است که در آينده قرار است مورد استناد قرار بگيرند و بخشي از آرشيو فرهنگي اين مملکت را شکل دهند. با منتشر نشدن اين مجله، بخشي از واکنش هاي فرهنگي اهل فکر و نظر امکان طرح پيدا نمي کند و در خلأ گم مي شود. نهادي که در قانون اساسي کشور ما براي توجه به اين نوع موقعيت ها در نظر گرفته شده تا از همين خلأهاي فرهنگي محافظت کند، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نام دارد، بنابراين قابل قبول نيست که در چنين نهادي حکمي صادر شود که خلاف فلسفه وجودي اين سازمان باشد و با وجود اعتراض جمع گسترده يي از جامعه فرهنگي کشور به صدور اين حکم و احکامي مشابه، کوچک ترين اهميتي به نظر ديگران داده نشود و چنين فرض شود که حق با يکي دو نفر است و اصلاً جاي بحث و چون و چرا ندارد. قرار نيست اداره يي که متولي فرهنگ و هنر کشور است به مکاني تبديل شود که داخل اتاق هاي در بسته اش تصميماتي گرفته شود و نتيجه را صرفاً جهت اجرا به ديگران ابلاغ کنند. امتياز عرصه فرهنگ نسبت به ديگر عرصه ها اين است که در آن مي شود حرف زد، استدلال کرد، تبادل نظر کرد و طرف مقابل را قانع کرد. ما هم به عنوان آدم هاي اين عرصه، حوصله ساعت ها حرف زدن و حرف شنيدن و پي گرفتن استدلال هاي منطقي را داريم.
حکايت دلدادگي پلنگ و گرگ بيابان
سيد علي ميرفتاح

پدرم مي گفت که باعث و باني همه جنگ ها و نزاع ها و ريشه همه اختلافات يک جوري به «زن ها» برمي گردد و چون دور و برش فمينيستي يا کمپين يک ميليون امضايي يا سايت مدافع حقوق زناني نمي ديد، اين حرف ها را با خيال راحت و بدون عذاب وجدان و ترس از زن و بچه اش مي زد و في الفور شاهد مثال از برگ هاي زرين تاريخ مي آورد و اسم و رسم زناني را مي گفت که از دور آتش بيار معرکه بودند و سنگ هاي کينه و عداوتي در چاه انداختند که صدها عاقل فرزانه هم نتوانسته اند که دربياورندشان. علاوه بر تاريخ خاطره هم از کوله بار جهانديدگي اش درمي آورد و مي گفت که مثلاً اگر پاي فلان دختر يا بهمان زن يا بيسار پيرزن در بين نبود الان بين حسن آقا و حسين آقا و جعفرآقا و غيره صلح برقرار بود و برادري شان شکراب نمي شد. من که البته اين حرف هاي «آنتي فم» را قبول ندارم، اما او مي گفت که هزارتا مرد اگر دور هم باشند محال است بين شان نزاع و کدورتي در بگيرد، اما همين که -نه خود زن، بلکه- اسم زني به ميان آيد، مردها پنجه بوکس درمي آورند و چاقو مي کشند و زنجير مي چرخانند و قفل فرمان درمي آورند و يقه مي گيرند و اعمال غيرانساني مرتکب مي شوند. تکرار مي کنم که اين حرف ها را- به رغم اينکه نصيحت پدر است به فرزند و ادب حکم مي کند که جوانان سعادتمند پند پيران دانا را از جان دوست تر دارند- قبول ندارم و فقط گفتم اين را بگويم که قديمي ها چه فکر خطرناک و تبعيض آميزي داشتند و در عين حال چه سرً نترس و دل شيري داشتند که هر حرفي را مي زدند. اما برگرديم به قصه بيشه خودمان. بدي محفل بي سقف و بي ديوارً زير افرا اين است که آدم- چه فرقي مي کند، حيوان- چيزهايي را که نبايد ببيند، مي بيند و چشمانش آنجا که نبايد بيفتند، مي افتند. ما هم يک باره وسط آن هير و بير و ميان آن همه دود و دم ديديم که ماده پلنگي در نهايت وقار و اعتدال از لاي علف هاي هرز و گل هاي خودرو مي گذرد، راهزن دين و دل. که في الفور پلنگ مهربان و اهل دلً جمع ما، چشم و دلش را به دنبال او فرستاد و از همه بيگانه شد.

شتر؛ ور آر يو مستر پانتر. يو آر نات اين ده گاردن.

گاو؛ هي ملنگ، هي پژمهلوون. چشماتو درويش کن. تو اين بگيربگير وقت دلدادگي نيست ها.

بوزينه؛ ما رو باش با کي اومديم سيزده بدر؟ حافظ بدم خدمت تون يه تفالي بزنين؟

گاو؛ اگه همين جوري مي خواي مات بموني اقلاً از پشت دستگاه بلند شو ما بشينيم.

استر؛ 10 دفعه گفتم اينجا رو يه حصار بکشيم. گوش نمي کنين ديگه. مي خواين ماجراي گرگ بيابان دوباره تکرار بشه؟

گرگ؛ اون که يه توهم بود و تموم شد رفت. دوباره احياش نکن.

ميرفتاح؛ قضيه چيه؟ اقلاً بگيد منم بدونم.

بوزينه؛ حکايتش مفصله. اما...

شتر؛ تو تعريف نکن. توهم زدي، چرت و پرت قاطي قصه مي کني. خودم مي گم که بعداً قصه اش رو نوشتم. اگه جزيياتش رو مي خواي بدوني تو شماره پاييز نداي بيشه چاپش کردم. همه اش رو که نه البته. بهش اصلاحي خورد، بعضي لغت ها و صحنه ها رو عوض کرديم. خب حق داشتن. قابل چاپ نبود. الان هم اگه بگم تو نمي توني چاپ کني. بعداً که دوتايي شديم مفصلش رو برات مي گم. فقط همين قدر بدون که داداش مون از همه مون بريد و رفت «ان اي» شد و يه مدت هم مي رفت جاده تن درستي و بچه سر به زيري شد و رفت يه موتور خريد که بره پيک موتوري کار کنه. مي خواست بره مادرش اينارو ببره خواستگاري و ديگه هر روز دم غروب مي شست غروبو تماشا مي کرد و فال حافظ مي گرفت و دنبال خونه اجاره يي مي گشت که يه دفعه سر و کله يه گرگ ديگه پيدا شد که زانتيا داشت و يه شرکت کامپيوتري داشت و باباش يه آپارتمان به نامش کرده بود و.... خب شما بودي دخترتو به کي مي دادي؟ طرف هم به رفيق ما جواب رد داد و ديگه خودت مي دوني گرگ که عاشق بشه و تو ذوقش بخوره چي مي شه. از تو جوب جمعش کرديم. ديوونه شده بود. پشت مو گذاشته بود و هر روز مي خوند «شقايق درد من يکي دو تا نيست».

ميرفتاح؛ اونا چي کار کردن؟ ازدواج کردن؟

شتر؛ باباش يه عروسي گرفت که تو کل بيشه کسي تا حالا از اين عروسي ها نديده بود. چقدر بره سربريدن. صد دلاري بود که سر عروس مي ريختن. يه سال بعد هم ايميگيريشن گرفتن رفتن کانادا. رفيق ما هم هنوز که هنوزه داره قسط موتور مي ده. موتورو هم همون موقع که تو جوب بود يکي ازش دزديد و رفت.

ميرفتاح؛ آقاي پلنگ، راست مي گن نگاه نکنين ديگه. آدم از عاقبتش مي ترسه.

پلنگ؛ دله ديگه چه کارش کنم. بذار يه ماده کرگدن از اينجا رد بشه، اون وقت بهت مي گم...

mirfattah@yahoo.com
يادي از استاد محمد بهارلو
امين الله رشيدي

فعاليت هنري من و استاد بهارلو تقريباً همزمان، يعني از سال 1327 خورشيدي شروع شد. من تازه از شهرستان کاشان زادگاه خودم به تهران نقل مکان کرده و پس از دو سال آموزش موسيقي (تار، نت خواني و آواز) در هنرستان موسيقي (ساختمان قبلي تالار رودکي فعلي) نزد استادان موسي خان معروفي و دکتر مهدي فروغ، بعد از اجراي نخستين برنامه موسيقي در راديو ايران - سال 1328 - که با همراهي ارکستر به رهبري مرحوم علي محمد خادم ميثاق و به طور زنده و مستقيم بود (به اين علت که تا سال 1334 هنوز ضبط صوت به ايران نيامده بود) با آقاي بهارلو آشنا شدم و در همان تاريخ به درخواست آقاي بهارلو در ارکستر خصوصي که ايشان با نوازندگاني چون مرحوم حبيب الله صالحي و مهندس ربيع زاده و ديگران تشکيل داده بودند، چندين برنامه در راديو ايران اجرا کرديم... در اينجا بايد صادقانه بگويم که من در آن سال ها (1326 به بعد) ناظر فعاليت هاي مداوم و شبانه روزي بهارلو درباره اداره کلاس موسيقي و به موازات آن تحرير و چاپ چندين جلد کتاب آموزش موسيقي با چاپي نفيس بوده و همواره همت و کوشش هاي نفسگير و خسته کننده او را ستوده ام.محمد بهارلو يکي از هنرآموزان موسيقي راستين ايران در کلاس استاد ابوالحسن صبا و نيز يکي از استادان موسيقي ايران بودند که متجاوز از شصت سال يعني از سال 1325 تا اين زمان کلاس تعليم موسيقي خود را داير و شاگردان بي شماري را با موسيقي فاخر ايراني آشنا کردند و تعليم دادند و اکنون نيز دختران هنرمند و ارجمند او، آموزگاران ويولن و پيانو، کار شريف پدر را در کلاس بهارلو ادامه مي دهند.يکي از برنامه هاي پرطرفدار آن سال ها (اطراف سال هاي 1330) برنامه موسيقي ارتش در راديو ايران بود که ساعت هفت و سي دقيقه بعدازظهر هر پنجشنبه در راديو به طور زنده اجرا مي شد و من هم چند سالي در اين برنامه نخست با ارکستر استاد علي تجويدي و بعد هم با ارکستر استاد بهارلو - که در آن زمان افسر وظيفه بودند - شرکت داشتم. در اثناي يکي از همين برنامه ها در محل ايستگاه فرستنده راديو، نزديک پل سيدخندان و در همان ساعت تمرين، چند سرباز مسلح به تفنگ و سرنيزه بدانجا آمده و خواستند که مرا به اداره نظام وظيفه جلب کنند (البته بنده مشمول خدمت نظام وظيفه بودم اما نرفته و در حکم غايبين بودم). آقاي بهارلو وساطت کرده و ضمانت کردند و قول دادند که من دو روز ديگر بعد از تحويل ابواب جمعي خود در دفتر ثبت اسناد، خودم را شخصاً به اداره نظام وظيفه معرفي کنم، سربازان هم ضمانت مافوق خود را که آقاي بهارلو بودند اطاعت کردند. اتفاقاً در آن زمان دولت دکتر مصدق چند دوره از مشمولان را که به آنها احتياجي نبود از خدمت معاف کردند با اين شرط که 100 تومان بدهند و معافيت دائم بگيرند... بنده هم دادم و گرفتم... البته آن شب اجراي برنامه، من با آنکه اهل کاشانم با حضور سربازان مسلح و ناظر و مراقب، با کمال شجاعت و خونسردي برنامه موسيقي را اجرا کردم، و اما شيرين ترين و جذاب ترين و خاطره انگيزترين همکاري من با استاد بهارلو، اجراي يک کنسرت و نمايش در سال 1329 شمسي در سينما ماياک شيراز بود که علاقه مندان مي توانند شرح مفصل آن را با تصاوير مربوطه در صفحات 145 تا 156 کتاب خاطره ها و نغمه ها از انتشارات عطايي تهران مطالعه فرمايند.
عناوين اين صفحه
رهبران جوان در ارکستر ملي
جت لي و جکي چان با پول آمدند
فيلمي متعلق به آقايان
مي توانيم با هم حرف بزنيم
حکايت دلدادگي پلنگ و گرگ بيابان
يادي از استاد محمد بهارلو
پيشنهادها
چهره ها
افزايش احتمال کنسرت مشترک شجريان و مشکاتيان
محمدعلي کشاورز نمايش به صحنه مي برد
اعلام تعداد ناشران حاضر در نمايشگاه

پيشنهادها
? تراژدي رودکي؛ از زندگي رودکي شاعر قرن چهارم ايران چه مي دانيد؟ به هرحال اين روزها در تالار وحدت نمايش «تراژدي رودکي» نوشته ايوب آقاخاني روي صحنه رفته است. علي پويان کارگردان اين نمايش است و ايرج راد نقش رودکي را ايفا مي کند. اصغر همت، الهام پاوه نژاد، امير باران لويي و محمد اسکندري از ديگر بازيگران نمايش هستند. ساعت شروع نمايش 19 است.

? نقاشي هاي علي صادقي ؛در نگارخانه خانواده فرهنگسراي خانواده نمايشگاهي از نقاشي هاي علي صادقي برپاست. اين هنرمند که جزء بيماران استثنايي با محدوديت ذهني است با پشتکار و علاقه به هنر نقاشي پرداخته و تابلوهاي جالبي آفريده است. نگارخانه خانواده در نارمک، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان، ضلع شمال شرقي پارک فدک واقع است.

?عکس هاي آلفرد يعقوب زاده ؛نمايشگاهي از عکس هاي آلفرد يعقوب زاده در مدت اقامتش در ايران همزمان با افتتاح نگارخانه ايشتار برگزار مي شود. يعقوب زاده که عضو هيات داوري

« ورلد پرس فتو » است در سال هاي گذشته جايزه هاي معتبر عکس خبري در جهان را دريافت کرده است. نشاني گالري ايشتار بلوار آيت الله کاشاني، شهرزيبا، خيابان مخابرات، جنب کانون اصلاح و تربيت، پلاک 10 است.


چهره ها

?بزرگداشت داريوش مهرجويي در اهواز؛داريوش مهرجويي به همت کانون فيلم و عکس اداره فرهنگي دانشگاه شهيد چمران مورد تجليل قرار مي گيرد. در اين مراسم که روزهاي سه شنبه و چهارشنبه در سالن آمفي تئاتر اين دانشگاه برگزار مي شود، فيلم هاي «مهمان مامان»، «اجاره نشين ها» و «ليلا»ي اين کارگردان به نمايش در مي آيد.

 

 


?تجديدچاپ آثار احمد محمود در نمايشگاه؛برخي از آثار احمد محمود از جمله کتاب هاي «ديدار» (چاپ هفتم)، «مدار صفردرجه» (چاپ هشتم)و «از مسافر تا تب خال» (چاپ نهم) از سوي انتشارات معين در نمايشگاه کتاب تهران حضور خواهند يافت. همچنين «غريبه و پسرک بومي»، «زمين سوخته» و «درخت انجير معابد»، از ديگر آثار محمود، از سوي نشر يادشده اخيراً به چاپ هاي هفتم، هشتم و نهم رسيده اند.

?حمزوي در خوان هشتم رمان؛خسرو حمزوي که با رمان هايش در جوايز ادبي از جمله کتاب سال منتقدان و نويسندگان حضور موفقي داشته، اين بار و در رمان هشتمش طيف وسيع تري از خوانندگان را در نظر مي گيرد.رمان «در بيشه هاي آسوريک» او از سه سال پيش در انتظار دريافت مجوز نشر است.



افزايش احتمال کنسرت مشترک شجريان و مشکاتيان
پرويز مشکاتيان گفت؛ بعد از بازگشت شجريان از تور موسيقايي اش در امريکا در خصوص کنسرت مشترکمان صحبت خواهيم کرد. پرويز مشکاتيان آهنگساز و نوازنده سنتور در گفت وگو با فارس در خصوص برگزاري کنسرت مشترک با محمدرضا شجريان گفت؛ خوشبختانه استاد در حال حاضر قبراق و سرحالند و دوشنبه نيز براي برگزاري تور موسيقايي شان عازم امريکا و کانادا هستند. زماني که ايشان از سفر برگردند طي صحبت هايي با هم براي برگزاري کنسرت به نتيجه خواهيم رسيد.


محمدعلي کشاورز نمايش به صحنه مي برد
محمدعلي کشاورز قصد دارد در صورت امکان نمايشنامه «اشباح» هنريک ايبسن را امسال در يکي از فرهنگسراهاي تهران روي صحنه ببرد. اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون در اين باره به مهر گفت؛ «خيلي دوست دارم امسال فعاليتي در عرصه تئاتر انجام دهم، ولي در حال حاضر به صحنه بردن يک نمايش مشکلات زيادي دارد و امکانات مناسب براي اجراي يک نمايش در اختيار هنرمندان گذاشته نمي شود.» کشاورز ادامه داد؛ «قصد دارم نمايشنامه «اشباح» ايبسن يا يک نمايشنامه ايراني را در فرهنگسراي ابن سينا به صحنه ببرم که اين بستگي به ايجاد شرايط مناسب دارد. به چند نويسنده جوان طرح هايي داده ام تا معضلات و آسيب هاي اجتماعي متون را بنويسند. قصد دارم با شهردار تهران صحبت کنم تا در صورت امکان يکي از اين آثار را با هنرمندان جوان همين فرهنگسرا اجرا کنم.»


اعلام تعداد ناشران حاضر در نمايشگاه
مدير کميته ناشران داخلي بيست ويکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران گفت؛ تاکنون حضور 1663 ناشر داخلي در چهار گروه در نمايشگاه قطعي شده است. محمود سالاري در گفت وگو با ايسنا، با بيان اين مطلب عنوان کرد؛ تعداد ناشران تا اين لحظه حدود 1663 ناشر در بخش هاي دانشگاهي، آموزشي، کودک و نوجوان و عمومي است، که البته تعدادي از ناشران نيز مدارک شان را دير پست کرده اند که آنها هم به اين جمع اضافه خواهند شد. به گفته وي 116 ناشر در بخش آموزشي شرکت کرده اند که 104 غرفه مستقل و 15 نمايندگي هستند و سه ناشر نيز انصراف داده اند. بخش دانشگاهي، 299 غرفه خواهد بود که اين بخش به دو بخش پزشکي و غيرپزشکي تقسيم مي شود. در اين بخش 190 ناشر مستقل و 108 نمايندگي و يک مرکز آموزش عالي حضور دارند. سالاري افزود؛ در بخش کودک و نوجوان، 178 غرفه وجود دارد که 154 ناشر مستقل و 24 نمايندگي در اين بخش حضور خواهند داشت. او همچنين درباره تعداد ناشران عمومي توضيح داد؛ تعداد 1070 ناشر عمومي تا اين لحظه حضورشان قطعي شده است و تا جايي که جا داشته باشيم، با ناشران مساعدت مي کنيم. بعضي از ناشران با هم جمع شده اند و کتاب هاي منتشرشده شان به 30 عنوان رسيده است که اين ناشران به تازگي براي حضور در نمايشگاه اعلام آمادگي کرده اند؛ بنابراين به آمار 1070 ناشر عمومي، 20 يا 30 ناشر ديگر نيز اضافه خواهد شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام