پنج شنبه، 5 ارديبهشت 1387 - شماره 1659
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
اعلام فيلم هاي بخش اصلي کن 2008
حضور اندک نامداران
گروه فرهنگي، محمد باغباني؛ وقتي شان پن که يک دموکرات است و رئيس هيات داوران کن امسال هم هست، در فيلمي از کلينت ايستوود جمهوريخواه بازي مي کند و فيلم آخرشان در کن حضور دارد، تا حدودي مي توان سمت و سوهاي امسال کن را به يکسري تحليل هاي سياسي البته در حد جشنواره کن، وابسته دانست. ايستوود در سال 1994 خود رئيس هيات داوران بود و نخل طلا را به تارانتينو و قصه عامه پسندش داد. امسال او با فيلم «بچه اشتباهي» و با حضور آنجلينا جولي به کن خواهد آمد و احتمالاً جشنواره هم هواي استاد را خواهد داشت. اما ديگر داوري که به کن امسال تا حدودي حال و هواي سياسي تري خواهد بخشيد، فيلمساز سرشناس و صاحب سبک سينماي آسيا، آپيچاتپونگ ويراستاکول است. او را که مي توان به خاطر اصالت در سينما و نوآوري هايش يک کيارستمي ديگر در آسيا دانست، سال گذشته و به خاطر فيلم آخرش (سندرم و قرن) با کشورش کلي دچار مشکل شده و شانس آورد که مانند ييلماز گوني ترک زنداني نشده. حالا قرار گرفتن او در فهرست داوران امسال، کمي ما را ياد همان حمايت هاي سياسي کن مي اندازد و نخل طلايي که به فيلمساز ترک رسيد. ويراستاکول از آن دست فيلمسازاني است که اگر کني در کار نبود، حالا حالاها با نام و سينماي او غريبه بوديم. سرجو کاستليتو بازيگر سرشناس ايتاليايي که مانند ساير بزرگان بازيگري کشورش يک بازيگر بين المللي است، يکي ديگر از داوران امسال است. هرچند امسال نام فيلم ها و فيلمسازها حداقل جذابيت سال گذشته را ندارد، ولي مي توان مطمئن بود هيات داوران همگي آرتيست و از نخبگان سينماي امروز جهان هستند. کاستليتو در فيلم هاي فيلمسازاني چون ژاک ريوت، مارگارت فون تروتا، مارکو بلوکيو و جوزپه تورناتوره بازي کرده و به عنوان کارگردان يک فيلم ساخته که در آن پنه لوپه کروز حضوري متفاوت دارد. ناتالي پورتمن ديگر بازيگر سرشناس عضو هيات داوران امسال است. او با پروژه «نيويورک دوستت دارم» که امسال احتمال حضورش در کن وجود دارد، اولين تجربه کارگرداني خود را پشت سر مي گذارد. الکساندرا ماريا لارا بازيگر رومانيايي که سال گذشته حسابي فعال بوده و در فيلم کنتر و جواني بدون جواني حضور خوبي داشته هم امسال از داوران است. آلفونسو کوارون و رشيد بوغريب هم از داوران امسال هستند.

فيلم هاي بخش مسابقه

با يک مرور کلي و نه چندان دقيق روي فيلم هاي حاضر در بخش مسابقه امسال و همان طور که قبلاً به نوعي پيش بيني شده بود، کن 2008 سال کشف و معرفي فيلمسازان تازه کار است و از جذابيت هاي خبري سال قبل مانند حضور فيلمسازان متعدد شناخته شده در کن شصت و يکم چندان خبري نخواهد بود.

همان طور که پيش بيني مي شد، فيلمي از ايران در بخش مسابقه حضور ندارد و در عوض فيليپين براي اولين بار در کن حاضر است. فيلم هايي چون سکوت لورنا (برادران داردن و برنده دو نخل طلا)، خط عبور (والتر سالس که به تازگي کني ها به او علاقه مند شده اند)، فيلمبرداري پالرمو (ويم وندرس، برنده نخل طلا)، ستايش (آتوم اگويان، به نوعي از کشف هاي خود کن)، چه (استيون سودربرگ) و روياها از جمله آثاري هستند که حضورشان در کن از قبل پيش بيني مي شد. اين آخري به کارگرداني نوري بيلگه جيلان هم يادآور دوراني است که کن فيلمسازي چون گوني را مطرح کرد.او هم از آن فيلمسازاني است که حسابي وامدار کن است و به لطف اين فستيوال است که سينماي اين فيلمساز را مي شناسيم. فيليپ گارل فيلمساز آوانگارد و متفاوت سينماي فرانسه که از اوايل دهه 60 ميلادي فيلم مي سازد هم با فيلم «سرحد غروب» در کن خواهد بود. او به همراه آرنو دپلشن (يک کريسمس) تنها فيلمسازان فرانسوي حاضر در بخش مسابقه کن خواهند بود. جيا ژانگ- که فيلمساز چيني که تا قبل از اين در دو فستيوال ونيز و برلين تحويلش مي گرفتند و کلي هم جايزه گرفته، با فيلم آخرش که هنوز نام قطعي ندارد، براي دومين بار در کن حاضر خواهد بود.

چارلي کافمن بزرگ که تا پيش از اين او را بابت فيلمنامه هاي يکتا و متفاوتش ستايش مي کردند، بي شک امسال با حضوري که به عنوان کارگردان در کن خواهد داشت، کاري خواهد کرد که او را به خاطر کارگرداني هم ستايش کنيم. «ارجاع، نيويورک» (که ترجمه مناسبي نيست) نام اولين فيلمي است که کافمن آن را ساخته و براي نمايش در کن روانه است. فيليپ سيمور هافمن و سامانتا مورتون در فيلم بازي مي کنند. حضور پرتعداد فيلم هاي امريکاي جنوبي نکته جالب توجه امسال است و همانطور که اين حضور سال گذشته به اروپاي شرقي مربوط مي شد و جايزه هم به همان ها رسيد اين موضوع امسال هم قابل بررسي است.

با توجه به عدم حضور گيرمو آرياگا، کيم کي-دوک و چند صاحب نام ديگر که به نوعي پيش بيني مي شد در جشنواره حاضر خواهند بود و با توجه به 19 فيلم حاضر در بخش مسابقه، مي توان کن امسال را در بخش مسابقه از نظر حضور قابل توجه نام هاي معتبر و شناخته شده تهي دانست.

خارج از مسابقه

اما امسال بخش هاي خارج از مسابقه جذابيت هاي بيشتري خواهند داشت. بخش کن کلاسيک با نسخه يي تازه از شاهکار مکس افولس يعني لولا مونتس شروع خواهد شد. فيلم فوق العاده تحسين شده «خاکستر زمان» ساخته وونگ کار واي، مستندي درباره رومن پولانسکي و زمان و شهر است که در بخش نمايش هاي ويژه به نمايش در خواهند آمد. فيلم نظارت ساخته دختر لينچ بزرگ، جنيفر لينچ که اصلاً استعداد پدر را ندارد و مارادوناي امير کاستاريکا که سه سالي مي شود همه علاقه مندان به مارادونا منتظرش هستند هم در بخش نمايش هاي نيمه شب حاضر خواهند بود.

اما در بخش خارج از مسابقه، قسمت چهارم اينديانا جونز، آخرين ساخته وودي آلن (ويکي کريستينا بارسلونا) و کيم جي- وون فيلمساز کره يي که با فيلم داستان دو خواهر همگي او را تحسين کردند حضور دارند. بايد صبر کنيم و ببينيم کن شصت و يکم تا چند روز آينده نام چه کسي را به عنوان فيلمساز برگزيده معرفي خواهد کرد و کشف امسال کن چه کساني خواهند بود.
اسامي داوران کن 2008
بخش سينه فونداسيون؛ هوشيائوشين (رئيس )، سوزان بي ير (فيلمساز دانمارکي)، مارينا هندز (بازيگر فرانسوي) و اوليويه آسايا (فيلمساز فرانسوي)

بخش نوعي نگاه؛ فاتح آکين (رئيس)

بخش دوربين طلايي؛ برونو دومنت (رئيس)
«پابرهنه دربهشت» بيش از سه ميليون فروخت
گيشه سينماهاي تهران همچنان «دايره زنگي» مي زند
فيلم سينمايي «پابرهنه در بهشت» ساخته بهرام توکلي در 5 روز اول نمايشش در پنج سينما به فروش 3 ميليون و 673 هزار تومان دست يافت. به گزارش ايسنا فيلم «دايره زنگي» به کارگرداني پريسا بخت آور با فروش بيش از 665 ميليون تومان در 33 روز نمايش در 25 سينما همچنان در صدر جدول فروش فيلم هاي اکران اول سال قرار دارد. و سپس در جدول اکران «مجنون ليلي» قاسم جعفري است که بعد از 33 روز نمايش در 24 سينما به 500 ميليون تومان فروش دست يافته است. «زن دوم» به کارگرداني سيروس الوند که اکرانش در 17 سينما ادامه دارد، فروشش بعد از 33 روز به 239 ميليون رسيد. «به همين سادگي» رضا ميرکريمي هم بعد از 33 روز نمايش در 9 سينما فروشش از مرز 105 ميليون تومان گذشت. اين آمار فروش تا اول ارديبهشت ماه از سوي روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي منتشر شده است.
از 10 تا 40 هزار تومان فروش بليت هاي کنسرت شيدا در 9 مرکز
فروش بليت کنسرت گروه هاي سه گانه شيدا از ساعت 10 صبح روز هفتم ارديبهشت ماه جاري در 9 مرکز فروش آغاز خواهد شد. بليت هاي اين کنسرت در سه رنگ سبز، قرمز و آبي به ترتيب براي روزهاي 26 ، 27 و 28 ارديبهشت به چاپ رسيده است که روي آنها جايگاه و شماره صندلي و محل استقرار تماشاگران در سالن وزارت کشور مشخص شده است. بهاي بليت هاي طبقه همکف سالن وزارت کشور بين 20 تا 40 هزار تومان و بهاي بليت هاي بالکن وزارت کشور بين 10 تا 25 هزار تومان تعيين شده است. علاقه مندان براي تهيه بليت مي توانند از روز شنبه با اين مراکز تماس بگيرند؛آواي شيدا 77600858 ، دارينوش 22000600 ، نشر چشمه 88922071 ، خانه کتاب شهرآرا 66901270 ، سياه و سفيد 66971603 ، نشردنيا 66492985 - 66961601 ، شهرکتاب ونک 88878126 ، ققنوس 22738001 و رزرو تلفني 77537464.
درخواست دو صنف سينمايي براي انتشار ماهنامه دنياي تصوير


گروه فرهنگي؛ دو صنف سينمايي ديروز با انتشار بيانيه هاي جداگانه يي خواستار انتشار مجدد ماهنامه «دنياي تصوير» شدند. «انجمن بازيگران سينماي ايران» و «اتحاديه تهيه کنندگان و توزيع فيلم ايران» ديروز در بيانيه هايي جداگانه خواستار تجديد نظر در حکم صادره درباره ماهنامه دنياي تصوير و انتشار مجدد اين ماهنامه سينمايي شدند. انجمن بازيگران در بيانيه خود آورده است؛ «در کمال تاسف در اواخر سال گذشته، نشريه دنياي تصوير که از نشريات کاملاً حرفه يي و تخصصي در حوزه سينما محسوب مي شود و در بين سينماگران و سينمادوستان نيز از محبوبيت ويژه يي برخوردار است، لغو امتياز گرديد. انجمن بازيگران سينماي ايران ضمن احترام به تمامي قوانين جاري کشور اميدوار است با تجديدنظر مقامات و مسوولان ذي ربط، مجدداً اين نشريه به جمع خانواده مطبوعات و سينما بازگردد.» همچنين اتحاديه تهيه کنندگان نيز در بيانيه يي جداگانه اعلام کرد؛ «در شرايطي که سينماي ايران با محدوديت تريبون روبه روست و براي اطلاع رساني، تبليغ و برقراري ارتباط با مخاطبان و علاقه مندان با مشکلات مواجه است خبر لغو امتياز نشريه فرهنگي، هنري، سينمايي « دنياي تصوير» باعث تاسف اهالي سينما شد. اتحاديه تهيه کنندگان و توزيع کنندگان فيلم سينماي ايران از مقامات و مسوولان محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درخواست تجديد نظر در حکم صادره را دارد و انتظار ما اين است که شرايط ادامه انتشار و فعاليت و ارائه خدمات فرهنگي و هنري «دنياي تصوير» در چارچوب مقررات و موازين فراهم شود.»
احتمال اکران «همخانه» در گروه سينمايي آزادي
مهرداد فريد، کارگردان فيلم سينمايي «همخانه»، از احتمال اکران اين فيلم در گروه سينمايي آزادي بعد از فيلم «زن دوم» خبر داد. فريد به مهر گفت؛ «فيلم به تازگي پروانه نمايش گرفته و دو مورد اصلاحيه اعمال شده در آن تغييري در نسخه به نمايش درآمده در جشنواره فجر به وجود نياورد. هم اکنون جوزان فيلم مشغول مذاکره براي پخش «همخانه» در گروه سينمايي آزادي بعد از اکران «زن دوم» است.

دريچه

? آغاز هفتمين دوره جشنواره ترايبکا؛ هفتمين جشنواره فيلم ترايبکا از ديروز چهارشنبه با نمايش فيلم کمدي «مادر کوچولو» با بازي تينا في و گرگ کينر آغاز مي شود و تا چهارم مه (15 ارديبهشت) ادامه دارد.

? «گلدن گلوب» امسال زودتر برگزار مي شود؛ تاريخ مراسم اعطاي جوايز گلدن گلوب که سال گذشته به علت اعتصاب نويسندگان سينماي هاليوود و تلويزيون دچار تغيير شده بود، امسال 11 ژانويه (22 بهمن) برگزار مي شود. به گزارش ايسنا نامزدهاي شصت و ششمين دوره مراسم اوايل دسامبر (اواسط آذرماه) معرفي خواهند شد.
چند حکايت درباره انتشار کتاب
حسين يعقوبي

اگر احتمالاً فکر مي کنيد دشوارترين مرحله چاپ يک کتاب در ايران دريافت مجوز از ارشاد است، بر اساس تجربيات شخصي ام بايد خدمت تان عرض کنم که سخت در اشتباهيد. در پنج سال اخير 10 کتاب من از ارشاد مجوز انتشار گرفته که هشت تاي آنها چاپ شده و دو کتاب ديگر به لطف ناشران شان حکاياتي شده اند با پاياني معلق به شرح زير.

حکايت اول؛ کتابي که ته ديگ شد

تابستان سال 81 بود که کتاب «قتل با عسل؛ گزيده جملات قصار سياسي» را براي بررسي از طريق يکي از دوستان به انتشارات“ دادم. بعد از سه ماه خبر رسيد که کتاب براي چاپ مورد تاييد قرار گرفته است. مراحل آماده سازي کتاب حدود دو سال و نيم طول کشيد که البته واضح و مبرهن است اين مدت زمان طولاني صرفاً به دشواري آماده سازي کتاب هايي از اين دست برمي گشت. سرانجام کتاب در سال 84 با حذف چند جمله يي که اصلاح طلبان را نشانه گرفته بود، به ارشاد رفت و بعد از سه ماه با حذف برخي جملات مجوز چاپ گرفت. تاييد کتاب از سوي ارشاد همزمان شد با تغيير دولت و به تبع آن تغيير مديريت دولتي آن انتشارات. در شش ماه نخست پس از صدور مجوز چاپ، در پاسخ به تماس هاي تلفني گفته مي شد که کتاب در مرحله سخت و نفس گير و زمانبر طراحي جلد و پشت جلد است. دست آخر اعلام شد که به ميمنت و مبارکي کار طراحي جلد کتاب هم به پايان رسيده و کتاب براي دريافت مجوز توزيع به دفتر مديرعامل انتشارات رفته است. سه ماه ديگر هم سپري شد تا من اين فرصت ارزشمند را پيدا کردم تا يک دقيقه به صورت تلفني با جناب مديرعامل صحبت کنم. ايشان فرمودند هر چند کتاب شما مجوز از ارشاد گرفته اما به نظر ما برخي جملاتش در شأن ارزش هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي جامعه ما نيست. حدس زدم که معني تلويحي فرمايش مديرعامل اين است که يک سري ديگر از جملات کتاب که در آنها به نقد عملکرد و بينش اصولگرايان پرداخته شده قرار است حذف شود. در پاسخ به حدس من مديرعامل با لحني که ظاهراً بيان غالب برخي مسوولان در برخورد با نويسندگان، مترجمان و شعراي کشور است، فرمودند؛ «ما اصلاً اين کتابو چاپ نمي کنيم بياين کتابتونو وردارين ببرين» و تماس را قطع کردند.

حکايت دوم؛ کتابي که فيلم شد

اوايل سال 83 بود که به انتشارات“ - که کتابي درباره تاريخ سينماي ايران چاپ کرده بود - پيشنهاد تاليف کتابي در مورد تاريخ سينماي جهان شامل وقايع نگاري اتفاقات سينمايي به صورت سال به سال، فيلم هاي برجسته تهيه شده در هر سال، جوايز سينمايي، متولدين و مرحومين سينمايي هر سال و... دادم. از پيشنهاد من استقبال شد، قرارداد بستيم و نگارش کتاب را که يک سالي وقت مرا گرفت شروع کردم. خرداد سال 84 بود که صفحه بندي کتاب را شروع کرديم. از آنجا که صفحه بند آشنايي چنداني با سينماگران و تصاويرشان نداشت مجبور شدم به مدت دو ماه هم همراه صفحه بند از صبح تا غروب در دفتر انتشارات... پاي کامپيوتر باشم. سرانجام در اواخر تابستان کتاب به ارشاد رفت و بعد از سه ماه با دستور تغيير «اسرائيل» به «رژيم اشغالگر قدس» در يکي دو جاي کتاب مجوز چاپ گرفت. از دي ماه 84 يعني زمان دريافت مجوز کتاب تا حال حاضر يعني حدود 28 ماه، کتاب همچنان در انتظار دريافت سهميه کاغذ گلاسه براي چاپ است. البته در اين مدت انتشارات ...چند سهميه کاغذ گلاسه گرفته که به مصرف چاپ اول و دوم يک مجموعه کميک استريپ و چند کتاب درباره آثار باستاني ايران رسيده است.

پايان تراژيک مشترک هر دو حکايت

مجوز انتشار دو کتاب من همچنان روي کوزه است و در پاسخ تماس هاي تلفني من يک صداي سرد و خشک در آن سوي خط چاپ کتاب هايم را به آينده يي نامعلوم حواله مي دهد، ضمن اينکه دوستان صميمي و رفقاي شفيق به من توصيه کرده اند از شکايت خودداري کنم چون اولاً ناشران ارتباطات ويژه خود را دارند و ثانياً شکايت من به خاطر عدم چاپ کتاب هايم باعث بدنامي ام در عالم نشر مي شود و از طرف کليه ناشران بايکوت مي شوم.

پايان خوش براي خواننده افسرده

دوستان براي اينکه بعد از خواندن اين دو حکايت دچار افسردگي حاد نشويد و کتاب تان را معدوم نکنيد توجه تان را به اين نکته اميدبخش جلب مي کنم که به هر حال ناشران خوبي وجود دارند که کتاب تان را در صورت تاييد به شکل مطلوب و در کمترين زمان ممکن چاپ مي کنند.
عناوين اين صفحه
حضور اندک نامداران
اسامي داوران کن 2008
گيشه سينماهاي تهران همچنان «دايره زنگي» مي زند
از 10 تا 40 هزار تومان فروش بليت هاي کنسرت شيدا در 9 مرکز
درخواست دو صنف سينمايي براي انتشار ماهنامه دنياي تصوير
احتمال اکران «همخانه» در گروه سينمايي آزادي
چند حکايت درباره انتشار کتاب
پيشنهادها
آغاز فيلمبرداري «وقتي همه خوابيم»
اين دريا را با کشتي نور به خانه اش برگردانيم
چهره ها
نمايشگاه گروهي عکس در فرهنگسراي نياوران
خواب آخر

پيشنهادها

 کنسرت ارکستر ملي؛ ساعت 30/21 امشب و فردا ارکستر موسيقي ملي ايران به رهبري فرهاد فخرالديني و دو رهبر ديگر در تالار وحدت کنسرت خواهد داشت. اين اولين بار است که رهبري به جز فخرالديني روي سکوي رهبري ارکستر ملي قرار مي گيرد. قيمت بليت ها هم 8 ، 12 و 15 هزار تومان است.

 

 

برگزيده نقاشان خارج از کشور؛ در گالري «هما» روز جمعه ساعت 17 نمايشگاهي از آثار نقاشان ايراني مقيم خارج از کشور برگزار مي شود. در اين مجموعه آثار از مسعود سعدالدين، اردشير محصص، بهمن محصص، بهجت صدر، مسعود عربشاهي و“ به نمايش گذاشته مي شود. گالري هما در خيابان وليعصر، بالاتر از نيايش، خيابان رحيمي ( چهرازي)، شماره 27 واقع است.

 

 

 

 

 ايستگاه متروک؛ سينماتک موزه هنرهاي معاصر در دوره جديد خود برنامه مرور بر فيلم هاي عليرضا رئيسيان را برگزار مي کند. امروز ساعت 30/16 فيلم سينمايي «ايستگاه متروک» ساخته اين کارگردان به نمايش درمي آيد. در اين فيلم که کامبوزيا پرتوي نويسنده آن است زن بارداري (ليلا حاتمي) به خاطر خراب شدن اتومبيل همسرش ناچار مي شود چند ساعتي در يک روستاي کوچک ماندگار شود.



آغاز فيلمبرداري «وقتي همه خوابيم»
گروه فرهنگي؛ سرانجام پس از 40 روز، پيش توليد فيلمبرداري دهمين ساخته بلند سينمايي «بهرام بيضايي» به نام «وقتي همه خوابيم» امروز صبح در يکي از لوکيشن هاي اصلي فيلم در خيابان نوفل لوشاتو آغاز شد. به گفته مدير توليد و برنامه ريز فيلم در صحنه هاي امروز فقط «مژده شمسايي» با گريمي خاص و در نقش اصلي زن با نام «چکامه» مقابل دوربين خواهد رفت و بقيه بازيگران نيز طي روزهاي آينده در کنار شمسايي بازي خواهند کرد. مضمون کلي اين فيلم درباره يک برخورد اتفاقي است و مژده شمسايي نقشي خاص را در آن بازي مي کند. از آنجا که بيضايي در اين فيلم لوکيشن هاي خاصي را مدنظر دارد، گروه طراحان صحنه اين فيلم بازسازي دکورهاي آن را از چند هفته قبل شروع کرده بودند و قرار است اصلي ترين سکانس هاي فيلم با حضور بازيگران اصلي و به شيوه رج زني در همين دکورها فيلمبرداري شود. همچنين در آخرين تغييرات گروه بازيگري اين فيلم مجيد مشيري جايگزين سيروس تسليمي شده است.


اين دريا را با کشتي نور به خانه اش برگردانيم
اسدالله امرايي؛ «بال هايش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» شعرهاي واهه آرمن شاعر ارمني ميهن مان است که نشر مشکي منتشر کرده است. واهه از جمله شاعراني است که آثار شاعران ايراني را به زبان ارمني نيز ترجمه کرده است. کتاب سه بخش دارد؛ «مشتم خالي است»، «دزدي از باغ خدا» و «سکوت فرشتگان». شعر هاي واهه را از هر جاي کتاب که بخواني دوست داري شعر بعد و شعر قبلش را هم نخوانده نگذري. تا به خود بيايي کتاب تمام شده و حس مي کني جايي چراغي روشن است. رمان «ويران مي آيي» رماني خواندني از حسين سناپور است که به وقايع سياسي و اجتماعي دهه 70 پرداخته است. کتابي خواندني است که اگر نخوانده ايد در اولين فرصت بخوانيد اما وقتي مي خوانيد يادتان باشد که رمان مي خوانيد. نشر چشمه ناشر کتاب است که پيشتر«نيمه غايب»، «با گارد باز» و «سمت تاريک کلمات» سناپور را منتشر کرده بود. «من و مولانا» ويليام چيتيک را شهاب الدين عباسي به فارسي ترجمه کرده که گزارشي دست اول از شمس است. شمس تبريزي را با شمس هاي ديگر اشتباه نگيريد. کتاب من و مولانا جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي ايران را نيز در سال 1383 در بخش بهترين کتاب خارجي نصيب نويسنده اش کرده است. ترجمه و تحقيق عباسي نيز بسيار راهگشاست. من و مولانا را انتشارات مرواريد منتشر کرده است. کتاب من و مولانا به همراه متن اصلي چاپ شده.

«سرماي طولاني» ميريام مافاي را محسن ميرفخرايي ترجمه و دنياي نو منتشر کرده است و حکايت پناهندگي يک فيزيکدان هسته يي را روايت مي کند که به علت دلبستگي آرماني شوروي را قطب آمال خود يافته و به آن کشور پناهنده شده به خواندنش مي ارزد. مجموعه داستان «مسافر باغ سيب» را اسماعيل يوردشاهيان نوشته است که انتشارات قصيده سرا چاپ و منتشر کرده است. يوردشاهيان در عرصه هاي گوناگون ادبيات طبع آزمايي کرده و قلم آموخته يي دارد. رمان«دايره هاي آبي» محمود بدرطالعي را نشر ايليا رشت منتشر کرده است. بدرطالعي از داستان نويسان گيلاني است که در آثارش از مردم کوچه و بازار مي نويسد. «اصلاً قرار نبود بيايد مغازه پدر. بايد مي رفت مغازه خسرو. حال خودش را نمي دانست. شايد خسرو هم امروز را تعطيل کرده بود. عده يي در خيابان و کوچه و پستو گير افتاده بودند. سعيد هم اين جوري خودش را گير انداخته بود.» حرکتي آهسته آغاز شده است و اميدواريم تداوم يابد. بعد از ترجمه و انتشار «سفر به گراي 270 درجه» احمد دهقان خبر ترجمه کتاب فال خون داود غفارزادگان خبر خوبي است که در امريکا منتشر شده است. اولي نيست و آخري هم نخواهد بود. باني خيرش دکتر محمدرضا قانون پرور از جمله استادان ايراني دانشگاه تگزاس است که تحقيقات جامعي در ادبيات داستاني ايران منتشر کرده است. شايد يک تنه بار يک بنياد را به دوش کشيده است. کتاب گزيده شعرهاي طاهره صفارزاده نويسنده و شاعر و مترجم با عنوان «سپيدي صداي سياه» هم در آلباني منتشر شد. ناگفته نماند که اين آثار قبلاً به زبان انگليسي منتشر شده بود که مترجم آلبانيايي از متن انگليسي ترجمه کرده. به نظر مي رسد اين حرکات پسنديده که گاه با حمايت هاي دولتي يا نهادهاي مرتبط با بودجه عمومي کشور منتشر مي شود، اگر شامل حال آثار بقيه نويسندگان نيز شود شايد فرجي باشد براي خروج از بن بست انتشار صرفاً در محدوده جغرافيايي خودمان و يافتن مخاطبان احتمالي. چند روز پيش خيلي اتفاقي دفترچه تلفن قديمي را که ورق مي زدم به اسم حميد اديب رسيدم. عادت ندارم تلفن دوستان از دست شده را پاک کنم. محسن فرجي زنگ زده بود و شماره يي از او مي خواست. به همين «اتفاقي» بر سبيل به همين سادگي. ياد «ما از اهالي اقيانوس بوديم» افتادم که باز مرواريد منتشرش کرده بود. از محسن فرجي ممنونم که نوشت در زمستاني سرد، براي هميشه رفته است و گويي که اين شعر از همان کتابش، پيش بيني سفر بي پايان او بوده است؛ از کوچه گذشته يي و / ديگر مهار مستان ممکن نيست،/ با گلنقش کفش هايت در برف / ماندن در اين زمستان / ممکن نيست،...يادش گرامي. يادمان باشد که ما هم از اين سفرها خواهيم رفت. همديگر را دوست بداريم.


چهره ها

 آنگ لي و فيلم جنجالي ديگر؛ آنگ لي که در چندسال اخير همواره جنجال آفرين بوده اين بار سراغ تابستان پرآشوب سال 1969 و کنسرت حاشيه دار «وودستاک» رفته است. فيلمنامه اين کار آنگ لي توسط جيمز شاموس، بر اساس کتاب خاطرات اليوت تايبر به نام «وودستاک جذاب؛ داستان واقعي يک شورش، کنسرت و يک زندگي» و با همکاري تام مانتل نوشته شده است. شاموس تهيه کنندگي اين فيلم را نيز به عهده دارد. 

 

 محمد يعقوبي،«دل سگ» و بولگاکف؛ محمد يعقوبي قصد دارد بر اساس رمان «دل سگ» نوشته ميخائيل بولگاکف تله تئاتري براي تلويزيون بسازد. در اين تله تئاتر بازيگراني از جمله احمد آقالو، رضا بابک و آيدا کيخايي حضور دارند. تصويربرداري نمايش تلويزيوني 15 روز به طول مي انجامد و قرار است اين تله تئاتر در قالب يک قسمت 90 دقيقه يي آماده پخش شود. 

 

 

 «نيکول کيدمن» و يک بيانيه فمينيستي؛ نيکول کيدمن که به عنوان سفير صلح صندوق توسعه سازمان ملل فعاليت دارد از رهبران کشورهاي جهان درخواست کرد به تلاش جهاني براي پايان دادن به خشونت عليه زنان بپيوندند. وي طي بيانيه يي که در مقر سازمان ملل قرائت شد، عنوان کرد از سه زن در جهان، يک نفر در طول عمر خود به اشکال مختلف با خشونت مواجه مي شود.



نمايشگاه گروهي عکس در فرهنگسراي نياوران
نمايشگاه گروهي عکس با موضوعات هنري، طبيعت، خبري و مستند اجتماعي از 17 عکاس، روز جمعه 6 ارديبهشت در فرهنگسراي نياوران افتتاح مي شود. اين نمايشگاه که 72 قطعه عکس از آثار عکاساني مثل حسن سربخشيان، مسعود قديري، عباس کوثري، مهرداد افسري، بيتا ريحاني، يلدا معيري و... را به نمايش مي گذارد تا روز 12 ارديبهشت برپاست.


خواب آخر
خواب مي بينم... خواب نمي بينم همين، راستش اينکه شرايط خواب ديدن مهيا نيست. دوستان روزنامه به هزار و يک دليل حق دارند. من هم حق دارم نخواهم مشي ستون هايم را تغيير بدهم. البته درکشان مي کنم و اميدوارم شما هم مجموعه اين شرايط را درک کنيد. از خرداد پارسال تا ارديبهشت امسال با سه ستون جنگ سرد، پستخونه و خواب با شما خوانندگان خوب طرح دوستي ريختم. چه رفاقتي، ممنون از اين همه محبت در تمام اين مدت. ديگر زياده عرضي نيست. الهام کاري ندارد و سلام مي رساند. شما هم اگر بعد از اين، ستون طنز من را در اعتماد نمي بينيد مشاعرتان مشکل دارد، تا شايد وقتي ديگر، من گوشه يي مي نشينم به دوستان عدالت سرخود زل مي زنم و عشق مي کنم، راستي مخاطب عزيز، بالاخره نگفتي چي صدا کنم تو رو؟ اين چهار خط و نصفي يعني بي ادبي بود بي خداحافظي بروم. خوب شد ما با اين دو کلمه مودب شديم، دستتان را به گرمي مي فشارم.

ابراهيم رها


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام