سه شنبه، 10 ارديبهشت 1387 - شماره 1663
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
نقدي بر عملکرد فدراسيون شمشيربازي در آستانه المپيک
لقمه چرب و زهري که نوشيد
مهدي رستم پور

مجموعه يي از بي تدبيري هاي باورنکردني و بي سابقه، منجر به سوختن تمام فرصت هاي المپيکي براي شمشيربازي ايران شد. چندي قبل سرپرست فدراسيون شمشيربازي در گفت وگو با يک شبکه راديويي با اين سوال مواجه شد که چرا اعزام ملي پوشان ايراني به مسابقات گزينشي المپيک را لغو کرديد؟ ايشان در توجيه لغو سفر به پنج کشور گفت؛ «ترجيح داديم در بيت المال صرفه جويي کنيم. به همين خاطر قيد اعزام ملي پوشان به سوئد که کشور خوش آب و هوايي است را زديم، اما نگراني براي کسب سهميه وجود ندارد زيرا لقمه چربي براي ما در تايلند مهيا شده که بچه ها را به آنجا مي فرستيم تا با کسب سهميه هاي المپيک به ايران برگردند،» اما همان گونه که در روزهاي اخير علاقه مندان ورزش در جريان نتايج مسابقات گزينشي قرار گرفته اند، روند مسابقات بانکوک کاملاً نقيض اظهارات جناب سرپرست بود. لقمه نه تنها چرب نبود، بلکه زهر کشنده يي بود به کام شمشيربازي پرافتخار ايران زمين. ورزشي با آن پيشينه درخشان و سابقه يي طولاني، زهري که از منظر متولي اين رشته، لقمه يي چرب و نرم بود را سرکشيد و از افتخار حضور در مهم ترين رويداد ورزشي جهان باز ماند.واقعيت ها را بايد رئيس محترم سازمان تربيت بدني بداند. محمد رضايي در اسلحه اپه، مدال برنز آسيا را در بانکوک به خود اختصاص داد، آن هم در حضور نمايندگان چين و کره جنوبي اما در مسابقات گزينشي که اتفاقاً چين و کره هم نبودند، محمد رضايي از فهرست ايران کنار گذاشته مي شود و علي يعقوبيان به جاي او مبارزه مي کند تا ضمن اکتفا کردن به رتبه نازل هفدهمي، سهميه المپيک را نيز از کف بدهد، شمشيربازي ايران در مساعد ترين شرايط براي المپيکي شدن قرار داشت. محمد رضايي در سن پترزبورگ به جمع 16 نفر برتر دنيا راه يافته بود. ما مدال برنز دوحه را گرفته بوديم و خلاصه جهش خوب سال هاي اخير، شمشيربازي را تا دروازه هاي پکن پيش برده بود اما فرمان عقبگرد از زبان جناب سرپرست صادر شد تا جاي دلاوران ايراني، اين چيني ها، کره يي ها، تايلندي ها و هنگ کنگي ها باشند که با نوک شمشيرهايشان، روي برگه سهميه هاي المپيک امضا مي گذارند. وايلد کارت هم نداريم، بهتر است سرپرست فدراسيون وعده استفاده از وايلد کارت را به مردم ندهد، زيرا چنين فرضيه يي براي امکان حضور در المپيک، از بيخ و بن مردود است، زيرا کشورهاي متقاضي براي استفاده از وايلد کارت، بايد حداکثر تا 15 دسامبر 2007 درخواست هاي مکتوب خود را به فدراسيون جهاني ارائه مي کردند. متاسفانه زبانه هاي آتش فرصت سوزي هاي مکرر، اين موقعيت را نيز به خاکستر تبديل کرد. شايد محمدزاده بخواهد فدراسيون قبلي را مسوول مستقيم چنين اهمالي بداند اما اين قبيل فرافکني ها به هيچ وجه قابل قبول نيست، زيرا دبير فدراسيون در زمان مديريت قبلي از جانب سرپرست فعلي نيز ابقا شده و مجدداً همين فدراسيون است که بايد پاسخگو باشد. در خصوص کلاس هاي مربيگري و ساير مسائل عديده در ورزش شمشيربازي هم نکاتي هست که فعلاً همين داغ از دست رفتن سهميه هاي المپيک را تحمل مي کنيم و موارد ديگر را به فرصت هاي بعدي مي سپاريم.
پايان دادرسي شکايت سرمربي تيم ملي از سرمربي اسبق تيم ملي
غيبت دايي ، عصبيت مايلي کهن

مهدي اميرپور

وقتي محمد مايلي کهن خودش را به شعبه 1060 دادگاه عمومي تهران رساند انتظار داشت دست کم در راهرو ساختمان دادسرا سرمربي تيم ملي را ببيند. ولي اين دو نه تنها تا پيش از آغاز جلسه دادرسي همديگر را نديدند که حتي در جريان دادرسي هم وقتي مايلي کهن منتظر علي دايي در جايگاه شاکي پرونده بود، فهميد که تنها وکيل دايي براي دادرسي به دادسراي عمومي خيابان شهيد بهشتي آمده. علي دايي که پيش از اين اصلاً بابت شکايتش از مايلي کهن حرفي بر زبان نياورده بود و تمام سوالات پيرامون اين شکايت را با جمله کليشه يي «با وکيلم حرف بزنيد» از سر خود باز کرده بود، در جلسه دادرسي صبح روز گذشته هم حضور پيدا نکرد تا ديگر کسي نتواند اين شکايت را به وضعيت تيم ملي در روزهاي آينده ارتباط بدهد. به هر حال با اين پيش زمينه دادرسي روز گذشته با حرف هاي وکيل مدافع علي دايي آغاز شد؛ «شکايت دايي از مايلي کهن بابت حرف هاي ايشان در برنامه «يک جام، يک جهان» است که در آن آقاي مايلي کهن به عنوان کارشناس به دنبال علل ناکامي تيم ملي بود. آقاي مايلي کهن در اين برنامه تلويزيوني مطالبي را بيان کرد که از نظر موکل بنده واقعيت نداشته و کذب محض است. براي همين هم ما از ايشان شکايت مي کنيم.» عسگري وکيل علي دايي شکايت سرمربي تيم ملي از مايلي کهن را سه موضوع دانست و گفت؛ «اول اينکه آقاي مايلي کهن در يک جام، يک جهان بيان کردند آقاي دايي به آقاي ايمان مبلعي و سيستم مملکت ظلم کرده است و البته اضافه کردند آقاي مبعلي در بازي فولاد و صباباتري که در آن زمان آقاي دايي بازيکن تيم صباباتري بودند روي پاي آقاي دايي تکل زدند و هيچ حرکت ديگري انجام ندادند ولي بعد از آن بازي محو شدند.

در اينجا مجري از مايلي کهن مي پرسد آيا صراحتاً مي گوييد دايي باعث دوري مبعلي از تيم ملي بوده است؟ که جناب مايلي کهن مي گويد بله. دوم اينکه در جايي ديگر در باب برکناري داريوش مصطفوي از رياست فدراسيون فوتبال در اين برنامه اعلام کردند تيم ملي ديداري با رئيس جمهور وقت (آقاي خاتمي) داشتند و در باب انتخاب پاشازاده براي تيم منتخب جهان، عنوان شد که مصطفوي از نفوذ خودش استفاده کرد. در همان ديدار دايي مسائلي را عنوان کردند که فدراسيون اينجوري است؛ بيان نکردند چه جوري است و به دنبال اين آقاي مايلي کهن گفتند از همان زمان هم رئيس فدراسيون تغيير کرد.»

موضوع سوم شکايت علي دايي از مايلي کهن هم برمي گردد به اينکه؛ «ايشان مي خواستند القا کنند که اگر موفق نبودند و بازيکنان خوب نبودند در اين باره دايي نقش دارد و مايلي کهن مطلبي را از ضيايي نقل کردند «از آقاي ضيايي (مربي صباباتري) بپرسيد که دلش از دست دايي خون بوده. آقاي ضيايي عنوان مي کرد من به عنوان سرمربي تيم را ارنج مي کردم ولي وقتي تيم وارد زمين مي شد آقاي دايي مي گفت آنچه من مي گويم انجام دهيد.»»

به هر حال پس از اين تفهيم اتهام بود که نوبت به دفاعيات محمد مايلي کهن رسيد ولي از آنجا که مايلي کهن بدون پيش زمينه نسبت به موضوع اعتراضات دايي به دادرسي آمده بود، همه ديدند که او بدون تمرکز و با عصبيت از خودش دفاع کرد. البته او به سبک هميشگي با معرفي خودش آغاز کرد. هر چند همه از شنيدن حرف هاي او در معرفي خودش تعجب کردند؛ «محمد مايلي کهن هستم. ساکن خيابان سئول شمالي، سازمان تربيت بدني، بند 137.» و البته پس از اينکه فهميد همه از اين سبک معرفي تعجب کردند، اضافه کرد؛ «اتاق 137 دفتر ملي مديريت و توسعه ورزشي کشور.» پس از اين بود که هر حرف مايلي کهن از سوي قاضي قطع مي شد. او گفت؛ « ايشان در صحبت هايشان گفتند که فضاي ملتهبي وجود داشته است. چطور در فضاي ملتهبي که وجود داشته مايلي کهن فضا را ملتهب کرده است؟ پيش از جام جهاني علي دايي به اکثر استاديوم هاي مختلفي که مي رفت با آغوش باز استقبال نمي شد. آيا مايلي کهن باز در اين مساله نقش داشته است؟ آقاي وکيل يکي دو مورد را گفتند که من کذب گويي کرده ام، نمي دانم شايد من معني کذب را نمي دانم. مايلي کهن هميشه به اين معروف بوده که هيچ وقت دروغ نگفته است. من بدون اينکه تبليغي کنم در انتخابات مجلس نفر شصت و هفتم شدم؛ من تا به حال دروغ نگفته ام. ايشان معني کذب را نمي دانند که اين گونه مي گويند.»

و البته اينجا بود که قاضي به نشانه اعتراض گفت؛ «اين تشخيص دادگاه است که بگويد اين کذب بوده يا نه.» حالا بماند که مايلي کهن پس از هر تذکر قاضي دادرسي به اعتراض حرف ديگري مي زد. به هر حال مايلي کهن در جاي ديگر در دفاع از خودش گفت؛ «مبعلي يکي از بهترين بازيکنان اين مملکت است. اخيراً در يکي از روزنامه ها مصاحبه يي را از دايي خواندم که او در اين مصاحبه گفته مبعلي به من زنگ زده و گفته که من چنين چيزي نگفتم، مگر من در آن برنامه گفتم که ايمان در اين باره چيزي به من گفته. مبعلي از بچه من هم کوچک تر است و من وظيفه خود مي دانستم که از فوتبال مملکتم حمايت کنم.

مبعلي که تکل معمولي زده بود، از زمين اخراج شد و بدون هيچ صحبتي زمين را ترک کرد؛ برويد ببينيد که پس از بازي دايي چه گفته است. او گفته مبعلي خجالت نمي کشد که روي پاي من تکل زده. پس از آن تا موقعي که آقايان بوده اند، مبعلي ديگر به تيم ملي دعوت نشد و علت عدم دعوت او مشخص نيست.»

مايلي کهن در بخشي ديگر از حرف هايش درباره برکناري مصطفوي گفت؛«کجاي دنيا سراغ داريد که رئيس فدراسيون پس از آنکه تيم ملي را به جام جهاني ببرد، تغيير کند؟ ايشان پاي پله هواپيما از کمر خم شد، من قصد حمايت از داريوش مصطفوي را ندارم اما مصطفوي پس از آن بازي استثنايي با استراليا در سال 98 و پس از آنکه تيم ملي به جام جهاني صعود کرد، از رياست فدراسيون فوتبال برکنار شد. در کجاي دنيا سراغ داريد که رئيس فدراسيوني که تيم ملي را به جام جهاني برده تغيير دهند؟ پس از صعود تيم ملي به جام جهاني اسامي تيم منتخب جهان براي يک بازي خيريه اعلام شد که به يک باره نام مهدي پاشازاده در آن تيم به چشم مي خورد. پس از اين در مراسمي که کل اعضاي تيم ملي حضور داشتند، ديداري را با جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت داشتيم که در اين مراسم دايي مساله حضور مهدي پاشازاده در تيم منتخب جهان را خدمت رئيس جمهور مي گويد. پس از آن ما متوجه شديم که رئيس فدراسيون تغيير کرده است. نظر ما اين است که دايي در مقابل رئيس جمهور چغلي کرده است.»

پس از صحبت هاي مايلي کهن قاضي دادگاه به مايلي کهن گفت؛«آيا مي توانيد اين موارد را ثابت کنيد؟»

مايلي کهن گفت؛ «مگر آقاي مصطفوي عوض نشده اند، شايد پشت پرده اتفاقاتي افتاده باشد.»

در اين هنگام وکيل دايي، حرفي زد که مايلي کهن با واکنشي تند گفت؛ «اگر ايشان يک بار ديگر صحبت کنند من مطابق شخصيت او صحبت خواهم کرد.» و اينجا بود که قاضي دادگاه به مايلي کهن گفت؛ «شما بايد به اعصاب تان مسلط باشيد و از مساله يي ناراحت نشويد.»

مايلي کهن در وصف داستان ضيايي هم گفت؛«شب گذشته من با منزل ضيايي تماس گرفتم؛ همسر او گفت که ضيايي ايران نيست و در تايلند حضور دارد. شايد اگر با او در اين باره صحبت کنيد منکر شود اما دو سه روز قبل از آن برنامه، من در آکادمي ملي المپيک حضور داشتم. ضيايي در آن زمان سرمربي صباباتري بود. هنگامي که او را در آکادمي ديدم درباره صعود نکردن اين تيم به مرحله بعد ليگ قهرمانان آسيا از او پرسيدم و گفتم که صبا باتري شايسته صعود به مرحله بعد بود. پس از اين، عين صحبت ضيايي اين بود که گفت «هر چه کشيديم از علي دايي بود.» او گفت که «در اتاق و جلسه فني تمام موارد فني و وظايف بازيکنان را توضيح مي دادم اما وقتي تيم از اتاق خارج و وارد زمين مي شد دايي بر اساس نوع بازي خودش به بازيکنان مي گفت که کدام کار تاکتيکي را انجام دهند. مثلاً مي گفت توپ ها را بلند بفرستيد تا او بتواند از اين توپ هاي بلند استفاده کند.»

البته جريان دادرسي با دفاعيات وکيل مايلي کهن هم دنبال شد که در آن بخش نکته قابل توجهي رد و بدل نشد. به هر حال دادرسي در وضعي به پايان رسيد که رئيس شعبه 1060 دادگاه عمومي تهران از صدور راي پرونده مايلي کهن تا يک هفته ديگر خبر داد.
جلسه ظاهراً عادي رئيس سازمان و کادر فني تيم ملي
علي آبادي؛ از وزارت امور خارجه کمک مي گيريم
صبح ديروز در حالي که محمد مايلي کهن براي ارائه توضيحات درباره پرونده اختلافش با علي دايي در دادگاه حاضر شده بود، محمد علي آبادي ميزبان علي دايي و دستيارانش در کادر فني تيم ملي بود. در اين نشست البته اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فوتبال و کادر فني تيم ملي فوتسال هم حضور داشتند. رئيس سازمان تربيت بدني در آغاز صحبت هاي خود گفت؛ «روال عادي کار سازمان اين است که با فدراسيون ها جلسه داشته باشد و همين امروز با سه فدراسيون تير و کمان، دوچرخه سواري و يک فدراسيون ديگر هم جلسه داشتيم. اکنون هم مي خواهيم برنامه هاي فدراسيون فوتبال را بررسي کنيم.»مهم ترين نکته نشست ديروز تاييد وجود برخي مشکلات در راه برگزاري بازي هاي تدارکاتي تيم ملي از سوي علي آبادي بود. علي آبادي در حالي از تلاش سازمان و حتي سفراي ايران در کشورهاي ديگر و وزارت امور خارجه براي فراهم کردن بازي تدارکاتي تيم ملي خبر داد که طي چند روز اخير دبير فدراسيون فوتبال وجود مشکلات خاص در اين راه را نپذيرفته و حتي مشکل مالي فدراسيون را هم تکذيب کرده بود.مهدي محمدنبي در مصاحبه روز شنبه خود با چند خبرگزاري اعلام کرده بود حريف تدارکاتي ايران در بازي 5 خرداد، تا روز دوشنبه (ديروز) معرفي خواهد شد اما اين اتفاق رخ نداد و حرف هاي رئيس سازمان تربيت بدني هم نشان دهنده وجود برخي مشکلات خاص در اين راه است. فدراسيون فوتبال که از زمان آغاز کار علي کفاشيان، يک گوشه دنج را انتخاب کرده و هيچ حرکت خاصي انجام نمي دهد، جامعه رسانه را به شدت نگران مشکلات مالي و ناتواني اجرايي خود کرده است. علي کفاشيان کاملاً در نقطه مقابل محمد دادکان کار مي کند و اگر دادکان با تکروي و تندروي خود، انتقادات شديدي ايجاد مي کرد، کفاشيان اصلاً حرکتي انجام نمي دهد که بخواهد تکروي کند يا نه.يکي از مسائلي که در حال حاضر مبناي انتقادات ويژه از تصميم سازان و تصميم گيرنده ها در فدراسيون فوتبال شده، قرارداد سرمربي تيم ملي با فدراسيون است. علي دايي همچنان بدون قرارداد به کارش ادامه مي دهد و مشخص نيست فدراسيون فوتبال چه زماني امضاي دايي را پاي قراردادش ثبت خواهد کرد. جالب اينکه رئيس سازمان هم در جلسه ديروز از اين موضوع ابراز بي اطلاعي کرد و گفت؛ «حقيقتاً خبري درباره قرارداد علي دايي ندارم چرا که اين کار از وظايف فدراسيون فوتبال است.» به هر حال هرچند نشست ديروز قرار بود ديداري عادي باشد اما اشاره هاي علي آبادي به چند نکته مهم، بار ديگر ضعف اجرايي مسوولان فدراسيون فوتبال را نشان داد.همه فکر مي کردند تيم ملي ديگر مشکلي براي بازي هاي تدارکاتي نخواهد داشت اما با ادامه روند کنوني بعيد نيست پيش از بازي با امارات، تيم ملي بدون حريف بماند يا با يک تيم باشگاهي ايران روبه رو شود.
حمله تند سرمربي تيم ملي به رئيس فدراسيون
دايي؛ کفاشيان برود سراغ يک مربي ديگر
مسوولان سازمان و فدراسيون فوتبال انتظار نداشتند تنها چند دقيقه پس از پايان جلسه ديروز، علي دايي اعتراض خود را به بي تفاوتي و ضعف فدراسيون در فراهم کردن بازي تدارکاتي نشان دهد اما سرمربي تيم ملي اين کار را انجام داد و با انتقاد از سياست هاي فدراسيون فوتبال در قبال تيم ملي گفت؛ «اگر مسوولان فدراسيون فوتبال براي جلسه با من وقت ندارند، من هم وقت زيادي ندارم و آنها مي توانند کس ديگري را که دوست دارند انتخاب کنند.» علي دايي پس از حضور در هتل المپيک و پيش از جلسه با رئيس سازمان تربيت بدني گفت؛ «من پس از عيد نتوانستم در جلسه با مسوولان فدراسيون فوتبال شرکت کنم، اگر کفاشيان وقت ندارد که براي بازي هاي دوستانه تيم ملي و قراردادم با من صحبت کند، من هم وقتي ندارم و بايد فکر ديگري کرد. من آبرويم را از سر راه نياورده ام و اگر وضعيت همچنان همين جور پيش برود، بايد فکر ديگري کرد و مي توان کس ديگري را آورد که آنها دوست دارند. من به يک بازي دوستانه هم قانع هستم اما هنوز اين يک بازي نيز قطعي نشده است. وضعيت قراردادم نيز نامشخص است. تاج و ديگر دوستان در فدراسيون فوتبال از صحبت هاي من ناراحت شدند. چرا مسوولان فدراسيون فوتبال زماني که تيم ملي در مالزي بود 850 هزار دلار پول با خود به مالزي آوردند. تيم ملي براي يک تساوي مقابل کره جنوبي در اين کشور پول زيادي گرفت.» او درباره وضعيت تيم ملي با برگزاري رقابت هاي ليگ گفت؛ «اينها هم مي خواهند ليگ برگزار کنند و هم اينکه تيم ملي موفق شود.» خبرنگاري به دايي گفت؛ «خودتان خواستيد که ليگ برگزار شود. پس چگونه به اين مساله اعتراض مي کنيد؟» او هم در پاسخ گفت؛ «آن زماني که مي خواستند ليگ را تعطيل کنند، گفتند دايي گفته و وقتي که تصميم گرفته شد ليگ برگزار شود باز هم گفتند علي دايي گفته. اگر من اين حرف را زده باشم تنها به خاطر حمايت از مربيان ايراني بوده است و تنها من نظرم را داده ام. اما نبايد همه چيز را به نام من تمام کنند. وقتي مربي خارجي را به ايران مي آوردند برايش صندلي بيزينس کلاس رزرو کردند اما براي من حتماً صندلي اکونوميک رزرو خواهند کرد.»

علي دايي با صحبت هاي تند خود بار ديگر نشان داد نه تنها سر سازش با هيچ کس ندارد بلکه براي انتقاد شديد از رئيس فدراسيون فوتبال هم ترمزي مقابل خود نمي گذارد و هر وقت کم کاري ببيند، بدون ملاحظه کاري حرفش را مي زند؛ سياستي که البته در اين مورد خاص به سود تيم ملي و فوتبال ايران است. شايد تلنگر تازه دايي، علي کفاشيان را از پيله «بي عملي» خارج کند و تيم ملي را در شرايط بهتري قرار دهد. اکنون فدراسيون فوتبال با چالش تازه يي مواجه شده و هيچ کس هم نمي تواند اختلاف موجود ميان مسوولان فدراسيون و سرمربي تيم ملي را کتمان کند.
پس از رافائل نوبت به مربيان رسيد
مربي هپاتيتي ژيمناستيک ايران
دو سال پيش که دروازه بان سياهپوست تيم سرخ پوشان دلوارافزار جان سپرد و بعد هم خبر رسيد اين بازيکن خارجي قرمزها ايدز داشته، قرار شد فدراسيون پزشکي ورزشي سلامتي خارجي هايي که به ورزش ايران مي آيند را کنترل کند تا ديگر از اين جور داستان ها پيش نيايد اما ديروز خبر رسيد اين بار ژيمناستيک درگير بيماري يکي از خارجي هايش شده است. آزمايش هپاتيتB آقاي مربي قزاق مثبت بوده و حالا فدراسيون ژيمناستيک براي ادامه کار با اين مربي دچار ترديد شده است. براساس ارسال بخشنامه يي که از طرف کيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني به تمام ادارات تربيت بدني استان ها، هيات هاي استاني و فدراسيون ها ارسال شده، قرار شده هر اقدامي براي عقد قرارداد با بازيکنان و مربيان و به خصوص خارجي ها پس از تاييد سلامت همه جانبه آنها از سوي فدراسيون پزشکي ورزشي انجام شود. البته شش ماه پيش باز هم مکاتباتي در اين زمينه از سوي فدراسيون پزشکي ورزشي با تمام فدراسيون هاي ورزشي صورت گرفت و پس از آن نمايندگان اين فدراسيون در تهران و ساير استان ها ماموريت خود را براي گرفتن تست سلامت از بازيکنان و مربيان رشته هاي مختلف شروع کردند. در اين ميان آزمايش هاي به عمل آمده توسط گروه هاي پزشکي مستقر در استان ها از مربيان خارجي شاغل در ژيمناستيک استان هاي کشور که قزاقستاني هستند، نشان دهنده وجود بيماري هپاتيت B در مربي است که در همدان مشغول به کار است. کرم الله عليمرادي رئيس فدراسيون پزشکي ورزشي که ايدز و هپاتيت B را نوعي بيماري واگيردار مي داند، تاکيد کرده بايد با اين مورد برخورد شود. اما در فدراسيون ژيمناستيک فعلاً در غياب احمد محتشمي و جمشيد اصغري رئيس و دبير فدراسيون ژيمناستيک که براي شرکت در اجلاس کنفدراسيون آسيا به تايلند سفر کرده اند، بقيه منتظرند تا فدراسيون پزشکي ورزشي باقي آزمايشات را روي مربي قزاق انجام دهد. عباس دهقان نايب رئيس فدراسيون ژيمناستيک مي گويد؛ «هنوز بيماري اين مربي براي ما محرز نشده است اما قطعاً در صورت مسجل شدن موضوع طبق قانون برخورد کرده و در قرارداد وي تجديدنظر مي کنيم». اگر هپاتيت داشتن اين مربي محرز شود، همداني ها مربي خود را از دست مي دهند.
بارسا و من يو هر دو از هم مي ترسند
اگر رايکارد را از اتاق بيرون بياورند
فرزاد حبيب اللهي



1- تفاوت در واکنش به شکست، قوي و ضعيف را جدا مي کند. من يونايتد سه مقطع عالي در اين فصل داشته که هر سه بازه اوج، پس از شکستي ناباورانه شکل گرفت. آنها اول فصل وقتي به من سيتي مي بازند و مي بينند در سه بازي هفت امتياز از دست داده اند؛ چنان به خودشان مي آيند که تا هفت هفته هيچ توپي از خط دروازه شان رد نمي شود. اواسط فصل به وستهام مي بازند و از باخت شان انرژي دوباره براي بردن و بردن مي گيرند. نقطه عطف اصلي، باخت به پورتسموث در fa cup بود. اين شکست روان سوز، روان شان را براي هفته ها نباختن و حتي گل نخوردن تقويت کرد. و حالا به چلسي باخته اند، ناباورانه و به شدت تلخ. واکنش چيست؟ واکنش تيمي که مربي اش از شکست انرژي مي گيرد و قدرتش را از دل ضعف بيرون مي کشد و بر سر حريف مي کوبد.

2- «استعفا نمي دهم چون مقصر اين باخت ها من نيستم.» اين جمله کليدي فرانک رايکارد پس از باخت شنبه شب بارسا به لاکرونيا بود. خبرنگارها به شنيدن خبر استعفا علاقه نشان دادند و اين پاسخ عجيب را گرفتند. تفاوت در واکنش به شکست، ميان قوي و ضعيف ديوار مي کشد. وقتي تيم رايکارد مي بازد؛ او سالن مهماني را ترک مي کند و روي تخت يکي از اتاق ها دراز مي کشد و اشک مي ريزد. يکي بايد متوجه نبودش در جمع شود تا به اتاق برود و برگرداندش. شايد هم برنگردد.

3- من يونايتد تنها تيم کنوني اروپا است که مي تواند با همان ترکيبي که غريزي و حيواني حمله مي کند؛ عقل گرا و فرم گرا هم دفاع کند و مجري کاتاناچو شود. امشب تقريباً همان ترکيبي که در المپيک رم و نوکمپ صرفاً با مغزش بازي کرد و دفاع کرد؛ با قلبش و غريزه اش حمله مي کند. اين يک روياي دور است براي هر مربي که با ترکيبي تقريباً يکسان، بتواند به موقع با مغز و فرم دفاع کند و در بزنگاه مهم، مغز و فرم را به قلب و غريزه تبديل کند و حمله ور شود. يونايتد به اين رويا رسيده و امشب وقتش است که حيواني و غريزي تنها به برآوردن غريزه اش فکر کند و حمله ور شود.

4- «بله ما از آنها خيلي مي ترسيم اما آنها هم بدجوري از ما مي ترسند، از مسي، اتوئو، آنري و...» اين عبارت طلايي يوهان کرويف بزرگ پيش از بازي رفت بود؛ کسي که بايد به جاي فرانک رايکارد، جنگ رواني را از يک سوم دفاعي بارسا، حداقل به وسط زمين بکشد. کرويف که مي داند رايکارد در يکي از اتاق ها روي تخت دراز کشيده و چرت مي زند مهم ترين نکته را به بازيکن ها و هوادارهاي بارسا يادآوري کرد. اينکه آنها در بد ترين شرايط هم ترسناکند چون مسي و آنري، ژاوي و اتوئو را دارند؛ ستاره هايي که تن و روح شان بارها آغشته به شب بزرگ و بازي مرگ و زندگي شده است.

5- هر دو مي ترسند. از هم مي ترسند چون واقعاً ترسناکند. شانس من يو بيشتر است چون در اولدترافورد سوت آغاز را مي شنود. چون واکنش ايده آل به شکست دارد و به چلسي باخته است. چون وقتي گل مي خواهد حيوان مي شود اما بارسا هم حتي اگر خودش نخواهد هراس آور است چون اسم هاي هراس آوري دارد.

6- يک نفر با چشم هايش سالن را دور مي زند. مثل اينکه رايکارد نيست. کجا است؟ در يکي از اتاق ها خوابيده، شايد هم يک گوشه کز کرده است. يکي سراغش مي رود. رايکارد به مهماني برمي گردد؟
بايرن قهرمان بوندس ليگا شد
جام به خانه برگشت

مهدي زحمتکش

بي شک رقابت هاي فصل 2007-2006 بوندس ليگا بدترين فصل بايرن در ده سال اخير بود. فصلي که افت و خيزهاي زيادي را براي تيم اول ايالت باواريا به همراه داشت. عدم نتيجه گيري فليکس ماگات و برکناري او که در نهايت به جذب مجدد اوتمار هيتسفلد منجر شد نيز نتوانست در پايان فصل بايرن را جزء سه تيم برتر رقابت ها قرار دهد و در عين ناباوري غول ژرمن ها از راهيابي به چمپيونز ليگ بازماند تا درام ترين سناريوي ده سال اخير بايرن رخ دهد. مسوولان بايرن که به خاطر در اختيار نداشتن مهره هاي تاثيرگذار، ناکام بزرگ نام گرفتند، ديگر به هيچ عنوان علاقه يي به تکرار تاريخ نداشتند. کارل هاينس رومنيگه مدير اجرايي بايرن که از شرايط به وجود آمده براي قهرمان چهار دوره جام باشگاه هاي اروپا ناراضي بود، با سرمايه گذاري فراوان براي ارتقاي سطح کيفي دست به خريدهاي ميليوني زد تا بايرن به واسطه حضور فوق ستاره هاي خود، هرچه سريع تر به جايگاه واقعي اش برگردد. حضور توني، کلوزه، ريبري و... از يک طرف باعث شادي هواداران بود و از طرف ديگر به خاطر نبود بايرن در چمپيونز نمک بر زخم مي پاشيد چرا که بايرن با مهره هايي که در اختيار داشت قادر بود هر حريفي را از سر راه بردارد و هر جامي را بالاي سر ببرد. اما ديگر فرصتي براي پرداختن به گذشته نمانده بود. رقابت هاي فصل 2008-2007 بوندس ليگا در راه بود. بايرن متحول شده بايد تمام تورنمنت هايي را که در آن شرکت داشت، فتح مي کرد تا بلکه هواداران عدم حضور در چمپيونز ليگ را راحت تر هضم مي کردند. شرايط به گونه يي رقم خورد که همگان تصورش را داشتند. درخشش خيره کننده غول هاي باواريا که با اسلوبي جديد و غيرقابل مهار تمام رقبا را از پيش روي برمي داشتند، باعث شد شخصيت قهرماني بايرن بيش از پيش رنگ واقعيت بگيرد. آخر ديدارهاي نيم فصل اول بايرن با يکه تازي بي چون و چراي ياران هيتسفلد همراه بود، اما نزديک شدن به هفته هاي پاياني نيم فصل همان، افت محسوس بايرن و عدم نتيجه گيري در رقابت ها همان، اتفاقي که گريبان بسياري از تيم ها را در پروسه طولاني مدت رقابت ها مي گيرد و در مقطعي اتفاقات آنگونه بايد و شايد پيش نمي رود. البته اين نوسانات بر اقتدار بايرن در رقابت هاي داخلي خدشه يي وارد نکرد و تنها در عملکرد بايرني ها آن هم در مرحله گروهي جام يوفا تاثير محسوسي گذاشت. جايي که ياران هيتسفلد به سختي از سد حريفان نه چندان مطرح خود مانند براگا، ستاره سرخ و بولتون گذشتند. اما مهم ترين دغدغه آن روزهاي سران بايرن، عدم تمديد قرارداد هيتسفلد رياضي دان با اين تيم بود. مساله يي که به تمام هم و غم هواداران بايرن تبديل شده بود، که در نهايت به رغم تلاش هاي زيادي که مديران بايرن براي نگه داشتن مرد شماره يک نيمکت بايرن انجام دادند، نتوانستند با او به توافق برسند تا هيتسفلد پس از پايان رقابت ها راهي زادگاهش شود و هدايت تيم ملي سوئيس را برعهده گيرد.

در حالي که گزينه هاي مختلفي براي جايگزيني وي مطرح بودند در نهايت قرعه به نام مربي خوش نام آلمان ها در جام جهاني 2006 درآمد. کلينزمن با پيشي گرفتن از لوتار ماتئوس ديگر کانديداي اين پست به عنوان سرمربي فصل آينده بايرن انتخاب شد تا اولين تجربه باشگاهي اش را با تيمي مقتدر و صاحب نام آغاز کند. انتخابي که از هم اکنون قدرت جنگندگي و پويايي را مي توان در ساق هاي بازيکنان بايرن ديد، همان قدرتي که باعث شد تيم ملي آلمان در بحراني ترين شرايط مقام سوم را در جام جهاني کسب کند. درخشش بازيکناني همانند پودولسکي، اوتل و اشتايگر که در ابتداي فصل آينده يي براي خود در بايرن قائل نبودند، مصداقي براي همين موضوع است. گلزني هاي مداوم توني، کلوزه و پودولسکي در پيشاني خط حمله بايرن را به تيمي مدعي و غيرقابل دسترس در صدر جدول تبديل کرده بود. تيمي که در بازي هاي مرحله حذفي جام يوفا نيز با اقتدار از سد سلتيک و اندرلشت گذشت و به هيچ عنوان شخصيت قهرماني خود را از دست نداد. در بوندس ليگا نيز تيم هاي شالکه، وردربرمن و هامبورگ که تاب و توان مقابله با بايرن را در خود نمي ديدند تنها به دنبال رسيدن به جايگاهي بودند تا به عنوان سهميه آلمان در رقابت هاي اروپايي حاضر شوند. رسيدن به مرحله يک چهارم جام يوفا پس از برگزاري ديداري دراماتيک مقابل ختافه باعث شد بايرن قدم بلندي را براي فتح جام يوفا بردارد.

قهرماني بايرن در DFB Pokal يا همان جام حذفي برابر دورتموند باعث شد هيتسفلد به اولين هدف خود برسد. قهرماني در جام حذفي، بوندس ليگا و يوفا اهدافي بودند که در ابتداي فصل مدنظر سران بايرن و کادر فني اين تيم بود. قهرماني مقتدرانه بايرن در جام حذفي انگيزه و روحيه فراواني را براي کسب دومين جام به باواريايي ها داد. بايرن که با اختلافي فاحش نسبت به ديگر مدعيان در صدر جدول جولان مي داد تنها براي مسجل شدن قهرماني اش به 2 امتياز نياز داشت تا در فاصله چهار هفته به پايان رقابت ها جشن قهرماني را به راه اندازد. ديداري که مي بايست برابر قهرمان فصل قبل اشتوتگارت برگزار مي شد. اشتوتگارت که نيم فصل اول را فاجعه آميز به پايان رساند، در آغاز نيمه دوم راه شرايط مناسبي پيدا کرد به طوري که اميد زيادي دارد تا با قرار گرفتن در رتبه هاي بالاي جدول سهميه جام يوفا را براي فصل آينده به دست آورد. در طرف مقابل بايرن که اواخر هفته گذشته در مرحله نيمه نهايي جام يوفا در آليانس با حريف سرسختش زنيط روسيه به تساوي يک - يک رضايت داده بود، با برد در اين ديدار علاوه بر قهرماني زودهنگام مي توانست با روحيه يي مضاعف در مسکو به مصاف ياران ادووکات برود. آليانس آماده انفجار بود تا شبي بسيار ماندني براي بايرن رقم بخورد. گل زودهنگام توني ستاره بي چون و چراي اين روزهاي بايرن شادي را به آليانس آورد، اما داسيلوا همه چيز را به تساوي کشاند تا همه چيز براي بايرن از صفر آغاز شود. اما شوت از راه دور فن بومل و متعاقب آن توفاني که ريبري پس از ورودش به ميدان به راه انداخت باعث شد بايرن با نتيجه يي قاطع حريف خود را درهم بکوبد و جشن قهرماني زودهنگامش را در ورزشگاه مدرن آليانس به راه اندازد.

اين دومين هدف از اهداف سه گانه بايرن.هيتسفلد که ديگر دغدغه يي جز جام يوفا ندارد بايد آخر هفته به مصاف زنيط برود و براي رسيدن به سومين هدفش راهي به جز پيروزي نخواهد داشت. نبردي که شمه يي از جنگ نازي ها برابر ارتش سرخ مسکو را به ياد مي آورد. بي ترديد در اين مورد خاص تاريخ تکرار نخواهد شد و سرماي مسکو نيز قادر نيست جلوي انگيزه بايرن را براي رسيدن به فينال جام يوفا بگيرد.
درباره فوتبال ايالات متحده و پيشرفت هاي MLS
ديويد درها را باز مي کند

سايمون کوپر*



ماه مارس امسال، 2300 هوادار تيم فوتبال تورنتو به کولومبوس در ايالت اهايو سفر کردند تا بازي اول تيمشان را در فصل جديد MLS (ليگ فوتبال امريکا) تماشا کنند. دان گاربر عضو هيات مديره MLS با تعجب فراوان مي گويد؛ «حدوداً هزار نفر در تمام بازي هاي خارج از خانه تورنتو را همراهي مي کنند. اين اولين باري است که اين اتفاق مي افتد.»

يک اتفاق عجيب در حال رخ دادن است. امسال امريکاي شمالي قلمرو فوتبال شده است. البته اين اتفاق آنقدر ربطي به ديويد بکام ندارد و بيشتر به تغييرات فوتبال امريکا بازمي گردد. در سال 99، گاربر از فوتبال امريکايي جذب فوتبال شد. حالا او با کت و شلوار در يکي از ساختمان هاي خيابان پنجم نيويورک نشسته و طوري به مناظر بيرون نگاه مي کند که همه حس مي کنند او عضو هيات مديره يک ورزش واقعي و بزرگ است. به احتمال خيلي زياد همين طور است. فصل گذشته به طور متوسط نزديک به 17 هزار نفر بازي هاي MLS را از نزديک تماشا کردند. اين آمار خيلي بيشتر از زماني است که NASL (ليگ فوتبال امريکاي شمالي) در دهه 70 در امريکا برگزار شد و چيزي حدود تماشاگراني است که NBA (ليگ بسکتبال امريکا) و NHL (ليگ هاکي امريکا) به استاديوم ها مي کشانند با اين تفاوت که مسابقات کمتري در MLS برگزار مي شود.

گاربر سال 2007 را «بهترين سال در تاريخ فوتبال امريکا» مي داند؛ «اگر به يکي از مسابقات تيم تورنتو برويد، پيش خودتان مي گوييد که «باورم نمي شود اين يک مسابقه MLS باشد». حسي که به شما مي دهد مثل اين است که انگار يک مسابقه فوتبال انگليس را تماشا مي کنند. از نوع تشويق هايشان بگيريد تا حرکاتشان روي سکوها. هيچ کس وسط بازي بلند نمي شود تا خوراکي و نوشيدني بخرد درست برخلاف رشته هاي ورزشي ديگر در امريکا. «فصل گذشته تورنتو با وجودي که بدترين نمايش ممکن را در ميان ديگر تيم هاي MLS داشت اما بليت تمام بازي هايش فروش رفت. سياتل و فيلادلفيا هم باشگاه هاي بزرگي دارند گرچه تيم هايشان ديگر وجود خارجي ندارند.

سال ها بعد از شروع MLS در سال 96، مردم پيش بيني مي کردند که اين ليگ شکست خواهد خورد. به نظر گاربر، چه زماني فوتبال امريکا نشان داد مي تواند حرفي براي گفتن داشته باشد؛ «جام جهاني 2002 مرا شوکه کرد. ايالات متحده تا مرحله يک چهارم نهايي بالا آمد. آن موقع سر کار مي رفتم و بقيه مردم پيروزي امريکا مقابل پرتغال را جشن مي گرفتند. ميزان بينندگان تلويزيوني هم غيرمنتظره بود. هيچ وقت فکرش را هم نمي کردم که امريکا تا اين حد به اين ورزش اهميت دهد. آن زمان بود که به خودم گفتم؛ «نگاه کن، الان به دم ببر رسيده ايم و تا خود آن چيزي نمانده.»

فوتبال امريکا حياتش را مديون بچه هايي است که در حومه شهرها در دهه 70 بازي مي کردند. بخشي را هم مديون «امريکايي هاي تازه وارد» است. گاربر در اين باره مي گويد؛ «در 10 سال گذشته، مهاجرت به امريکا انرژي پشت مهاجرت در ابتداي قرن بيستم را منعکس مي کند. اکثر مهاجران از سمت مرزهاي جنوبي مي آمدند و آنهايي بودند که فوتبال را دوست داشتند. ما تنها کاري که لازم بود انجام دهيم اين بود که علاقه شان از تيم هايي که در کشور خودشان دوست داشتند را به سمت تيم هاي محلي برگردانيم.» 43 ميليون اسپانيايي زبان حاضر در امريکا که از دهه 80، 3 برابر شده است، تقريباً معادل جمعيت خود اسپانيا است،

در نتيجه اين موج اسپانيايي گاربر را به سمت بزرگ ترين اشتباهش هدايت کرد؛ «وقتي سال 2000 وارد فوتبال شدم، اولين چيزي که گفتم اين بود که ما به يک بازيکن مشهور مکزيکي احتياج داريم. هيات مديره را متقاعد کرديم که شش ميليون دلار بابت لوئيس هرناندز بپردازد. اين اصلاً استفاده خوبي از سرمايه مان نبود.»

واردات مشهورتر چطور؟ نام بکام مي تواند سابقه کاري گاربر را به خوبي تضمين کند. مرد انگليسي که مي گويند سالانه چيزي حدود 50 ميليون دلار از لس آنجلس گالکسي مي گيرد، کاملاً روي گزارش هاي رسانه يي MLS سايه انداخته با اين حال اسم او کمتر ديالوگ هاي گاربر را اشغال مي کند. آيا اين مساله به اين خاطر است که بکام رکورد ضعيفي در سال گذشته داشته؟ اينکه فصل گذشته تنها يک پيروزي با گالکسي به دست آورده است؟ گاربر نظري خلاف اين دارد؛ «او الان در اوج آمادگي است. او بخشي از بهترين زمان سال گذشته را مصدوم بود. گالکسي بايد تيمش را بهتر کند. مطمئنم که مالکان تيم هم به اندازه بکام به اين موضوع علاقه دارند.»

گاربر، بکام را يک جور گشايش درهاي MLS مي داند؛ «او توجه فوتبالي ها را در سراسر دنيا به خود جلب مي کند. وقتي همه سراغ MLS مي آيند، مي بينند که چيزي فراتر از ديويد است، اينکه MLS هفت استاديوم فوتبال، چهار شريک تلويزيوني، 13، مالک موافق و... دارد. در اين شرايط است که بازيکنان، مالکان رسانه ها و اسپانسرها پيش خودشان مي گويند؛ «اين MLS ديگر چيست؟» وقتي گل بکام هفته گذشته در سراسر دنيا پخش شد، همه پوشش خبري MLS را انجام دادند. ديويد درها را باز مي کند. اما کافي است وارد اتاق شويم و اعتبار داشته باشيم.»

به هرحال MLS به بکام 50 ميليون دلار نمي دهد. اين رقم زماني به دست مي آيد که اسپانسرها او را در خود غرق مي کنند. گاربر مي گويد؛ «حقوق بکام سالانه 5/6 ميليون دلار است. اين سه برابر درآمد تيم هاي MLS است اما در کل فروش امريکا رقم ناچيزي است.»

الان MLS ترجيح مي دهد بازيکنان امريکاي لاتين مثل کواتموک بلانکوي مکزيکي را هم به تيم هايش اضافه کند. از اين کار هم جواب گرفته است. مجله

«اسپورتس ايلاستريتر» مسابقات را پيش از آغاز فصل مرور کرد، يک گزارش راجع به بلانکو کار کرد و حتي يکي از ستون هايش را به فوتبال اختصاص داد. گاربر در اين باره مي گويد؛ «چنين چيزي در گذشته وجود نداشت.» در عين حال مي گويد؛ «ما مدام به خودمان يادآوري مي کنيم که هنوز کد اصلي فوتبال در امريکا شکسته نشده است. فوتبال نسبت به ديگر ورزش ها نوپاتر است. اگر پيشرفت کنيم و کشور هم تغيير کند، هيچ شکي ندارم که ما مثل ديگر ليگ هاي امريکايي موفق خواهيم بود.»

*نويسنده آزاد هلندي
ورزش در برنامه چهارم توسعه-3
سعيد فايقي



بند 3

ان شاءالله وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي مطابق توصيه برنامه چهارم توسعه تاکنون طرح جامع ورزش دانش آموزي دانشجويي را تهيه و تدوين و براي افزايش ساعات درس تربيت بدني چاره انديشي کرده اند و حتماً فضاهاي ورزشي را توسعه داده اند يا حداقل برنامه توسعه فضاها را تدوين کرده اند. ان شا ءالله هيات محترم وزيران هم برنامه هاي فوق را تصويب کرده اند.

اگر چنين مي بود در قانون بودجه سال 86 و همچنين سال 87 براي اجراي برنامه ها بودجه در اختيارشان قرار مي گرفت. متاسفانه در پيوست هاي قانون بودجه سال 86 و همچنين سال 87 موردي مشاهده نمي شود و اين به معني آن است اقدامات موثري در اين خصوص صورت نگرفته يا آماري که حاکي از تحقق موضوع باشد منتشر نشده. در اين بند ملاحظه مي فرماييد که باشگاه هاي ورزشي دانش آموزي و دانشجويي بايد تشکيل و نيز براي تربيت نيروي انساني چاره انديشي مي شد. به جز دانشگاه آزاد که داراي باشگاه ورزشي است دانشگاه يا واحد آموزشي را نمي توان سراغ گرفت که باشگاه تشکيل داده باشد يا تاکنون برنامه يي ارائه نشده که حاکي از تربيت نيروي انساني باشد.

آيا براي دو سال پاياني برنامه مي توان به همه اين اهداف دست پيدا کرد، چه برنامه يي در سال 87 براي اين امر وجود دارد؟ وزراي محترم آموزش و پرورش و علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي عضو شوراي عالي ورزش هستند و اميد دارم اقدامات خود را در اين خصوص به استحضار مردم شريف برسانند که در اين مورد در سه سال گذشته چه برنامه يي داشته اند و براي دو سال آتي چه خواهند کرد.

قبول بفرماييد براي رسيدن به چشم انداز 1404 که ورزش بايد سرآمد منطقه باشد اگر برنامه چهارم تحقق نپذيرد و به تعويق بيفتد مشکل است که در سال 1404 برنامه چشم انداز قابل دسترس باشد.

مطابق بند ب کليه دستگاه هاي مشمول ماده 160 قانون برنامه چهارم توسعه بايد يک درصد از اعتبارات خود را براي ورزش هزينه کنند. خداوکيلي اگر بخشي از اين منبع در اختيار پرسپوليس و استقلال قرار مي گرفت آيا باز ما شاهد مشکلات اين دو باشگاه بوديم؟ آيا به دليل بدهي، امتياز پرسپوليس باز هم کم مي شد؟ آيا تماشاگران و هواداران باز احساس نگراني مي کردند؟ مسلماً خير. در اين بند دستگاه هاي مذکور مکلفند گزارش کامل کمک هاي خود را همه ساله به سازمان مديريت و برنامه ريزي(معاونت راهبري رياست محترم جمهور) و کميسيون هاي برنامه و بودجه و محاسبات و فرهنگي مجلس ارائه کنند. باز روشن نيست چه اقدامي صورت گرفته. از قهرمان و پهلوان عزيز جناب اميررضا خادم استدعا دارم به اين موضوع رسيدگي کنند و مردم عزيز را در جريان امر قرار دهند. حقير شهادت مي دهم که امير عزيز فعاليت بسياري را در اين مورد داشته اند ولي به قول معروف «يک دست صدا ندارد». باز نبايد نااميد بود و همه ما مکلفيم در سال شکوفايي و نوآوري تمام تلاش خود را به کار گيريم.

رجاء واثق دارم اگر اين بند تحقق يابد، ما نه تنها مشکلي در ورزش نخواهيم داشت بلکه زمينه پرقدرتي را براي خصوصي سازي پيدا خواهيم کرد و مثلاً اگر ساختار استقلال يا پرسپوليس با اين کمک ها اصلاح مي شد و در سه سال گذشته اين کمک ها صورت مي گرفت، امروز اين دو باشگاه مردمي در بورس پذيرفته شده بودند و سهام آنها يکي از پرقدرت ترين سهام هاي اتاق بورس بود.

ج؛ قانونگذار در اين بند براي توسعه فضاهاي ورزشي تا سقف يک مترمربع نياز به زمين را مرتفع کرده و يک امر زيربنايي را مد نظر قرار داده که توسعه فضاهاي ورزشي اثر تورمي روي قيمت زمين نداشته باشد و همچنين عنايت ويژه يي را به سازمان و بخش خصوصي داشته، به طوري که زمين به صورت رايگان براي سازمان و به قيمت کارشناسي منطقه يي در اختيار بخش خصوصي قرار گيرد.

ملاحظه مي فرماييد که همه ابزارها براي توسعه سهل الوصول شده، اما در عمل خدا مي داند که چه اتفاقاتي افتاده. حقير خجالت مي کشم که هر اندازه جلوتر مي رويم، عملکرد رقيق تر مي شود و چند وقتي است که از بعضي کارشناسان و دست اندرکاران در اين خصوص سوالاتي کرده ام و عموماً پاسخ منفي داشته ام و در عملکرد سه سال گذشته برنامه هم اقدام قابل توجهي را نيافته ام. به تعبيري به نظر مي رسد اين بند اصلاً فراموش شده است. حتي ابتدايي ترين کار که يک مکاتبه بين سازمان و وزارت مذکور يا يک نشست بين دو ارگان مذکور براي اجرايي شدن اين بند است، صورت نگرفته يا ما اطلاع نداريم. در دو، سه هفته گذشته که اين موضوع مورد بحث واقع شده، عکس العملي از مديران مربوطه مشاهده نمي شود. علي ايحال مردم عزيز ما و علاقه مندان به ورزش علي الخصوص عزيزاني که علاقه مند به سرمايه گذاري در ورزش هستند عنايت داشته باشند در قانون برنامه چهارم توسعه اين امر مورد تاکيد قرار گرفته و اميد اينکه براي دو سال آينده سازمان تربيت بدني نياز خود را به وزارت کشاورزي اعلام کند تا ان شاءالله شاهد شکوفايي در اين بند باشيم. يادمان باشد که وزارت محترم کشاورزي در دوران سازندگي با تيم کشاورز قدم بلندي را براي حرفه يي شدن فوتبال برداشت و تقريباً در آن دوران المپياد ورزشي کشاورزان شکل گرفت. اهالي ورزش انتظار دارند چون گذشته وزارت جهاد کشاورزي ضمن مساعدت براي اجرايي شدن بند(ج) با توجه به بند(ب) با استفاده از يک درصد اعتبارات بخش کشاورزي نسبت به برگزاري المپياد ورزشي کشاورزان اقدام کند و با تشکيل باشگاه هاي ورزشي کشاورزان اقدام موثري به عمل آورد و ان شاءالله در کنار مراکز ترويج کشاورزي، تاسيسات و امکانات ورزشي ايجاد کند.
عناوين اين صفحه
لقمه چرب و زهري که نوشيد
غيبت دايي ، عصبيت مايلي کهن
علي آبادي؛ از وزارت امور خارجه کمک مي گيريم
دايي؛ کفاشيان برود سراغ يک مربي ديگر
مربي هپاتيتي ژيمناستيک ايران
اگر رايکارد را از اتاق بيرون بياورند
جام به خانه برگشت
ديويد درها را باز مي کند
ورزش در برنامه چهارم توسعه-3
قهرماني تکواندو پس از 38 سال
نايب قهرماني افشين نوروزي
محروميت فولاد از تماشاگر
اولين تمرين حيدري در تيم ملي
هفتمين پيروزي متوالي کروفچي
رونالدو بازيکن سال انگليس
روي آنتن
ليگ برتر

قهرماني تکواندو پس از 38 سال
هجدهمين دوره رقابت هاي تکواندو قهرماني آسيا با قهرماني مقتدرانه تيم ملي تکواندو کشورمان خاتمه يافت. اين رقابت ها که از روز شنبه در شهر «هنان» چين آغاز شده بود عصر ديروز با قهرماني تيم ملي کشورمان خاتمه يافت. در پايان اين مسابقات کره يي ها که در 17 دوره گذشته يعني نزديک به 38 سال عنوان قهرماني آسيا را در اختيار داشتند بر سکوي دوم ايستادند و چين سوم شد. در هجدهمين دوره مسابقات تکواندو قهرماني آسيا، تيم ملي کشورمان با چهار نشان طلا که توسط محمد باقري معتمد، عليرضا نصرآزاداني، فرزاد عبداللهي و کوروش رجلي به دست آمد و مدال نقره رضا نادريان با اقتدار تمام سکوي قهرماني اين دوره از مسابقات را به خود اختصاص داد، کره جنوبي با دو مدال طلا و دو برنز دوم شد و چين با يک مدال طلا، دو نقره و دو برنز سوم شد. همچنين تيم هاي چين تايپه، اردن و ويتنام در رده بندي تيمي اين مسابقات عناوين چهارم تا ششم را از آن خود کردند. در قسمت بانوان نيز تيم ملي ايران براي اولين بار در رده بندي تيم هاي صدرنشين قرار گرفت. تيم ملي بانوان کشورمان با تک مدال طلاي فاطمه نعمتي و يک برنز سهيلا سياحي به عنوان چهارم دست پيدا کرد. تيم ملي بانوان چين، ميزبان مسابقات که با ترکيبي 8 نفره برخلاف ساير کشورهاي ديگر که با شش تکواندوکار در اين مسابقات شرکت کرده بودند، حضور داشت با سه مدال طلا، يک نقره و دو برنز قهرمان شد، کره جنوبي با دو مدال طلا، يک نقره و سه برنز عنوان دوم را کسب کرد و چين تايپه با دو مدال طلا، يک نقره و سه برنز سوم شد.


نايب قهرماني افشين نوروزي
افشين نوروزي با قبول شکست در ديدار نهايي اولين دوره مسابقات تنيس روي ميز دانشجويان آسيا به مدال نقره اين رقابت ها دست يافت. ديدار پاياني نخستين دوره مسابقات تنيس روي ميز قهرماني دانشجويان آسيا در بخش انفرادي ديروز در مغولستان برگزار شد و طي آن افشين نوروزي با تحمل شکست 4 بر 3 مقابل پينگ پنگ باز تايلندي مقام نايب قهرماني اين رقابت ها را از آن خود کرد. محمد فرقداني، واحد مالميري و عيسي طهماسبي ديگر نمايندگان کشورمان در اين مسابقات بودند که از صعود به مراحل بالا و رقابت براي کسب مقام بازماندند.


محروميت فولاد از تماشاگر
قائم مقام باشگاه فولاد خوزستان از اعتراض اين باشگاه نسبت به حکم موقت محروميت از حضور تماشاگران در ديدارهاي خانگي خبر داد. عباس نواصرزاده گفت؛ «حکم موقت مبني بر محروميت تيم فوتبال فولاد از حضور تماشاگران در بازي هاي خانگي را صادر کرده اند؛ اما جلسه کميته انضباطي در اين خصوص امروز بعدازظهر تشکيل خواهد شد. اجازه نمي دهيم حکايت مجتبي جباري بار ديگر رخ دهد. فوتبال مقررات و آيين نامه دارد و نمي توانند ما را از بازي هاي خانگي محروم کنند، زيرا حوادثي که در ديدار با سپاهان نوين در ليگ يک رخ داد، ربطي به ما نداشت و ميهمان بوديم. در آن مسابقه تماشاگران منتسب به فولاد ارتباطي با باشگاه نداشتند و مهاجران خوزستاني حاضر در اصفهان بودند. به هر حال حداکثر تا فردا راي نهايي در مورد اين پرونده صادر خواهد شد.» فولاد خوزستان در مرحله نيمه نهايي جام حذفي بايد در اهواز به مصاف استقلال تهران برود.


اولين تمرين حيدري در تيم ملي
عليرضا حيدري اولين تمرين رسمي خود را در اردوي تيم ملي کشتي آزاد انجام داد. پس از دعوت عليرضا حيدري مرد شش مداله کشتي آزاد ايران به اردوي تيم ملي، او صبح روز گذشته در کنار ساير ملي پوشان و اردونشينان به تمرين پرداخت. صبح روز گذشته تمرين مسابقه يي در دستور کار قرار داشت که حيدري با احمد رسولي، عليرضا رباط مرادي و اميد گل محمدزاده کشتي گرفت. اما در تمرين ديروز، از بين نفرات حاضر در مسابقات گزينشي سوئيس، عباس دباغي و اصغر بذري به اردو ملحق نشده اند ولي مراد محمدي و مهدي تقوي غايب بودند. سعيد ابراهيمي نيز ظاهراً به دليل بيماري، اردو را ترک کرده و همچنين قرار است امروز يا فردا رضا يزداني نيز به تيم ملي ملحق شود.


هفتمين پيروزي متوالي کروفچي
نماينده ازبکستان با کسب هفتمين پيروزي پياپي در مسابقات داخلي، زنگ خطر را براي تيم فوتبال سپاهان به صدا درآورد. کروفچي رقيب سپاهان در گروه اول ليگ قهرمانان آسيا در هفته هفتم ليگ ازبکستان مقابل آگ ام کي پيروز شد و به صدرنشيني خود ادامه داد. کروفچي که در هفت بازي ليگ هفت پيروزي به دست آورده است، در آخرين بازي خود با تک گل انور سوليف در دقيقه 70 سه امتياز ميدان را به نام خود کرد. اين تيم با 21 امتياز و چهار امتياز اختلاف تيم اول جدول ليگ ازبکستان است. نماينده ازبکستان که در آخرين بازي ليگ قهرمانان يک بر صفر الاتحاد سوريه را هم پشت سر گذاشت اکنون صدرنشين جدول گروه اول است و با 9 امتياز بالاتر از الاتحاد عربستان و سپاهان ايستاده است.


رونالدو بازيکن سال انگليس
کريستيانو رونالدو از سوي اتحاديه بازيکنان حرفه يي فوتبال انگلستان براي دومين سال پياپي به عنوان بر ترين بازيکن سال فوتبال اين کشور انتخاب شد. بازيکن پرتغالي و 23ساله تيم فوتبال منچستر يونايتد در اين فصل از رقابت ها 38 گل براي اين تيم به ثمر رسانده است. او پس از تيري آنري که در سال هاي 2003 و 2004 به عنوان بر ترين بازيکن فوتبال انگلستان شناخته شد، تنها بازيکني است که به طور متوالي اين عنوان را از آن خود مي کند. فرناندو تورس و استيون جرارد از ليورپول، امانوئل آدبايور و سسک فابرگاس از آرسنال و ديويد جيمز دروازه بان پورتسموث رقباي رونالدو براي احراز اين عنوان بودند. سسک فابرگاس بازيکن اسپانيايي تيم فوتبال آرسنال هم به عنوان بر ترين بازيکن جوان فوتبال انگلستان برگزيده شد.


روي آنتن
سه شنبه 10 ارديبهشت

منچستر - بارسلونا، 15/23، ليگ قهرمانان اروپا

چهارشنبه 11 ارديبهشت

سپاهان - سايپا، 16، ليگ برتر

پرسپوليس - شيرين فراز، 15/18، ليگ برتر

چلسي - ليورپول، 15/23، ليگ قهرمانان اروپا

جمعه 13 ارديبهشت

راه آهن - استقلال، 15/18، ليگ برتر


ليگ برتر
چهارشنبه 11 ارديبهشت

سپاهان اصفهان - سايپا کرج

صباباتري تهران - برق شيراز

پرسپوليس تهران - شيرين فراز

جمعه 13 ارديبهشت

راه آهن تهران - استقلال تهران

پنجشنبه 22 ارديبهشت

پيکان تهران - استقلال اهواز

پگاه گيلان - مس کرمان

ابومسلم مشهد - ملوان انزلي

مقاومت سپاسي - ذوب آهن اصفهان

صنعت نفت آبادان - پاس همدان


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام