پنج شنبه، 12 ارديبهشت 1387 - شماره 1665
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: سينما
معرفي فيلم هاي حاضر در بخش مسابقه کن شصت و يکم
شب هاي شيرين

محمد باغباني

از برادران لومير تا همين فستيوال کن که از معتبرترين رويدادهاي سينمايي سال است، فرانسوي ها همواره خود را کاشف و ميزبان سينما معرفي کرده اند و خب کن هر دوره با کشف و معرفي فيلمسازان و آثارشان، همواره به اين سنت ديرينه و به نوعي انسان دوستانه پايبند بوده و خواهد بود. کن شصت و يکم در راه است و آثار نسبتاً قابل قبولي هم به کن آمده اند هرچند کمي اين هراس و شک در بين علاقه مندان به سينما و جشنواره ها وجود دارد که مبادا کن شصت و يکم، به مانند کن پنجاه و نهم کمي بي حس و حال باشد و جايزه نهايي هم سمت و سويي سياسي و نه چندان هنري- سينمايي داشته باشد و باز جاي اندکي تامل وجود دارد که اين نخستين دوره کن با حضور سارکوزي در مسند قدرت است. از طرفي هم کن سال گذشته آنقدر کامل و جذاب بود که بعيد مي دانم طي چند دوره آينده اين جشنواره سينمايي بتوان براي آن همتايي پيدا کرد. کن با اعلام نام «شان پن» به عنوان رئيس هيات داورانش تا حدودي سعي کرده نظرات مثبتي را نسبت به دوره شصت و يکم جلب کند و خب در نهايت بايد صبر کرد و ديد. امسال در بخش مسابقه 19 فيلم با هم به رقابت خواهند پرداخت که در اين بين حضور پررنگ تر امريکاي لاتين و اروپاي کمي فرانسوي قابل توجه است. در اينجا مروري خواهيم داشت بر فيلم هاي حاضر در بخش مسابقه.

---

1- سه ميمون(نوري بيلگه جيلان)

مهندس الکترونيک که بعد از فارغ التحصيلي دو سالي سينما خواند و الان يکي از کارگردانان نامدار و سرشناس سينماي جهان است. اين فيلمساز ترک به همراه فاتح آکين (رئيس هيات داوران بخش نوعي نگاه امسال) دوباره توانسته اند سينماي ترکيه را به اوج ببرند و نگاه و نگرش متفاوت و تاثير گرفته از سينماي هنري اروپا را به تصوير بکشند. جيلان با فيلم کوتاهي که در سال 1995 ساخت (پيله) به کن آمد و نامزد دريافت جايزه بهترين فيلم کوتاه شد و از آن پس فستيوال کن در معرفي سينماي جيلان نقش مهمي داشته، طوري که مي توانيم جيلان را فرزند کن بدانيم. دو فيلم دوردست و آب و هوا از فيلم هاي مهم کارنامه فيلمسازي جيلان هستند که هر دو در کن به نمايش درآمدند و جايزه بزرگ هيات داوران و جايزه فيپرشي (جايزه منتقدان) را براي جيلان به دنبال داشتند. اما امسال جيلان با فيلم سه ميمون (روياها) در کن حضور خواهد داشت و جالب اينکه سايت هاي اينترنتي خبر يا جزيياتي را در مورد فيلم آخر او درج نکرده اند. جيلان تا همين اواخر مشغول فيلمبرداري بوده و نکته جالب ديگر اينکه منتقدان سينماي ترکيه چندان به او علاقه يي ندارند. تنهايي، ارتباط هاي انساني که به سختي برقرار مي شوند و سفر از مواردي هستند که عموماً ساختار مضموني آثار جيلان را مي سازند. آثار جيلان قصد دارند روشنفکران ترکيه يي را به تصوير بکشند و آنها را در دل زندگي روزمره و ايزوله شان نشان دهد.

2- سکوت لورنا (برادران داردن)

يکي ديگر از برادران فيلمساز تاريخ سينما. اين دو فيلمساز بلژيکي با اينکه از اواسط دهه 70 فيلم هاي کوتاه و مستند مي ساختند، اما در سال 1999 بود که با فيلم رزتا توانستند اولين نخل طلا را براي سينماي بلژيک به ارمغان بياورند و به اعتبار و شهرتي جهاني دست يافتند. ژان- پي ير و برادر کوچک ترش لوک از آن دسته فيلمسازاني هستند که تاکنون موفق شده اند دو بار نخل طلاي کن را به دست آورند. شوهي ايمامورا، فرانسيس فورد کاپولا، بيله آگوست و امير کوستوريتسا از ديگر فيلمسازاني هستند که تاکنون دو بار نخل طلا برده اند. بازگشت برادران داردن به کن از جمله خبرهاي مهم سينمايي چند هفته گذشته بوده. آنها امسال با فيلم سکوت لورنا به کن خواهند آمد که بي شک برسوني ترين فيلم آنها هم خواهد بود. دختري به نام لورنا که با تمام سختي هاي زندگي کماکان به دنبال اميدي براي ادامه آن است. سبک فيلمسازي برادران داردن يکي از تاثيرگذارترين سبک هاي سينمايي هزاره سوم است و سينماي متفاوت اجتماعي را به دنبال داشته. ميني ماليسم و سادگي آثار آنها همان چيزي است که خيلي ها را به سينماي آنها علاقه مند کرده؛ سادگي که به قول برسون در انتها به دست خواهد آمد و اصيل است. پارسال که امير کوستوريتسا به راحتي شانس نخل سوم را از دست داد اما اين برادران واقعاً امسال شانس زيادي براي ثبت واقعه يي ديگر در تاريخ دارند. فيلم قول آنها هم در جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين فيلم را گرفت.

3- يک کريسمس (آرنو دسپلشين)

يکي از کارگردانان سينماي فرانسه که در کن امسال حضور خواهد داشت. بعد از فيلم هاي نگهبان (1992)، چه جوري وارد بحث مي شوم(1996) و ايستر کان (2000) اين چهارمين باري است که دسپلشين براي به دست آوردن نخل طلا به بخش مسابقه آمده است. فيلم شاهان و ملکه ها (2004) از فيلم هاي شناخته شده و معتبر اين فيلمساز فرانسوي است که از طرف جيم هوبرمن به عنوان يکي از 10 فيلم برتر سال انتخاب شد.

4- کودک ربوده شده (کلينت ايستوود)

با اينکه داستان فيلم آخر کلينت ايستوود بر اساس يک داستان واقعي است، ايستوود اصرار داشته در تيتراژ اين موضوع ذکر نشود و اسامي شخصيت هاي فيلم را هم به کلي تغيير داده. ايستوود معتقد است اين تنها يک داستان جذاب براي يک روايت سينمايي است و تنها چيزي که مهم است، شيوه روايت است. آنجلينا جولي و جان مالکوويچ بازيگران فيلم هستند. کريستي کالينز بعد از اينکه فرزند ربوده شده او به خانه بازمي گردد، دچار ترديد مي شود که آيا او فرزند واقعي اش است يا نه و اين آغاز ماجراي تلخ زندگي اين مادر در دهه 20 امريکا است. جولي بازي در اين فيلم را يکي از سخت ترين پروژه هاي سينمايي خودش دانسته که به لطف حضور ايستوود و توضيحاتش آسان تر شده. جولي در اکثر نماها در حال گريه کردن است و خوب اين مي تواند موضوع جالبي براي يک ستاره سينمايي باشد. اين پنجمين حضور ايستوود در بخش مسابقه کن است و با اينکه در سال 1994 رئيس هيات داوران هم بوده ولي تاکنون نتوانسته نخل طلاي کن را به دست آورد که از اين نظر بي شباهت با وونگ کارواي نيست. ايستوود از فيلمسازان مورد علاقه کايه دو سينما است و تقريباً در هر سالي که فيلم ساخته، اثر او در فهرست بهترين هاي سال جاي داشته. امسال يکي از اميدهاي نخل طلاي کن حتماً ستاره وسترن هاي اسپاگتي خواهد بود. اگر نخل طلايي که به کن لوچ رسيد را به ياد آوريد، بيشتر مطمئن خواهيد شد. البته اگر فيلم استاد در حد و اندازه آثار سرشناس و همواره تحسين شده اش باشد.

5- ستايش (آتوم اگويان)

اول از نام اين فيلمساز سرشناس شروع کنيم. آتوم يا همان اتوم خودمان نامي است که والدين او بعد از پايان اولين رآکتور اتمي مصر روي فرزندشان گذاشتند. اين فيلمساز ارمني متولد مصر که به عنوان يکي از کارگردانان سرشناس کانادا شناخته مي شود، در سال 1994 و با جايزه فيپرشي که از کن همان سال براي فيلم اکزوتيکا گرفت براي خود شهرت و اعتباري دست و پا کرد و در همان سالي که عباس کيارستمي نخل طلا را گرفت، او براي فيلم آينده خوشايند موفق شد هم جايزه بزرگ داوري و هم فيپرشي را بگيرد و شخصاً فيلم تقويم (1993) او را يکي از بهترين هاي تاريخ سينما مي دانم. جالب است بدانيد او ديدن اين فيلم را هم در يک گپ دوستانه به کيارستمي پيشنهاد کرده که احتمالاًً به کن 1997 برمي گردد. ازخودبيگانگي و زندگي سرد و بي روح انسان امروز، ساختار مضموني آثار اين کارگردان کمتر شناخته شده را تشکيل مي دهند. اگويان از کارگرداناني است که سال گذشته در پروژه هر کس سينماي خودش حضور داشت.

6- سرحد غروب (فيليپ گارل)

کارگردان، فيلمنامه نويس، تدوينگر، فيلمبردار، بازيگر، تهيه کننده و... در يک کلام يک گدار به مراتب نامتعارف تر که سينماي او همان سينماي واقعاً روشنفکرانه و غيرمتداول فرانسه است. او از دهه 60 ميلادي و تحت تاثير موج نو فيلمسازي را شروع کرده و فستيوال فيلم ونيز بيشتر از هر جاي ديگري پذيراي آثار سينمايي او بوده است. فيلم قبلي او (عشاق عادي) در ونيز به نمايش درآمد و اگر آخرين ساخته او چه به لحاظ بصري و چه به لحاظ ساختار روايي به مانند فيلم قبلي باشد، کن با اثري تلخ، پيچيده و در واقع با ريشه يي از فيلم هاي روشنفکري و هنري سينماي فرانسه مواجه خواهد شد. گارل تا قبل از اين تنها يک بار آن هم با فيلم آزادي، شب (1984) در کن حاضر بوده. پسر اين فيلمساز آوانگارد، لويي گارل، از هنرپيشگان مطرح سينماي هنري اکنون فرانسه است که در فيلم هايي چون روياپردازان (برتولوچي) و آوازهاي عاشقانه و مادر من(کريستوف انوره) بازي کرده است و در همين فيلم هم بازي دارد.

7- SYNECDOCHE, NEW YORK (چارلي کافمن)

اولين فيلم چارلي کافمن بزرگ که بي شک يکي از معتبرترين فيلمنامه نويسان حال حاضر تاريخ سينما است. اين اولين حضور کافمن در کن است. بايد ببينيم اين عشق وودي آلن در زمينه کارگرداني چه خواهد کرد و از همين حالا يکي از اتفاق هاي کن امسال را بايد فيلم او بدانيم به خصوص که فيليپ سيمور هافمن هم ظاهراً حسابي در فيلم درخشيده. در مورد نام فيلم هم که قبلاً نيويورک ترجمه شده بود بايد بگويم که در واقع نام فيلم اشاره دارد به چند داستاني که به نيويورک ارجاع داده مي شوند يا روايت هايي که مجازي هستند از اين شهر. داستان فيلم هم به نمايشنامه نويسي مي پردازد که برحسب تصادف و اجبار مجبور است با مشکلات زيادي از جمله هفت زن سابق زندگي اش دست و پنجه نرم کند. فيلم را اول قرار بود اسپايک جونز بسازد.



8- 24 شهر (ژيا ژانگ که)

نور چشم فستيوال ونيز بالاخره به کن آمده و يکي از جدي ترين نماينده هاي سينماي آسيا در بخش مسابقه است (البته امسال تنها سه نماينده دارد). تقريباً از يک دوره يي به بعد هر فيلمي ساخته منتقداني چون هوبرمن آثار او را ستايش کرده اند و در فهرست بهترين هاي سال قرار داده اند. سينماي او با سينماي رايج چين متفاوت است و مفاهيمي چون جهاني شدن، جوانان کوچه و خيابان هاي چين و ازخودبيگانگي آنها در يک فرم ميني ماليستي بيان مي شوند. داستان فيلم او درباره هفت زني است که در دهه 50 در يک کارخانه کار مي کنند.

9- جادوي من (اريک خو)

ديگر نماينده سينماي آسيا از سنگاپور. به احتمال زياد کن بدش نمي آيد نگرش و نظر خود نسبت به سينماي آسيا را کمي تغيير بدهد. فيلم عباس کيارستمي تا اين لحظه انتخاب نشده ولي خب فيليپين و سنگاپور جايي براي خود در بخش مسابقه پيدا کرده اند. البته اين را هم به عنوان يک علاقه مند به سينماي کيارستمي بايد بگويم حضور او در کن مهم تر از حضور فيلمش در بخش مسابقه است. اين اولين حضور «خو» در بخش مسابقه کن است و قبلاً با فيلم با من باش در بخش خارج از مسابقه در کن حضور داشته. او به واسطه فيلم هاي کوتاهش به شهرتي جهاني رسيده و حسابي تحت تاثير سينماي اسکورسيزي به خصوص راننده تاکسي است.

10- سربيس (بريلانته مندوزا)

برخلاف نام فيلمساز، اين اولين باري است که فيلمي از فيليپين به کن آمده.

11- فيلمبرداري پالرمو (ويم وندرس)

امسال مي تواند براي وندرس سال بازگشت باشد؛ بازگشت به دوراني که وندرس در اوج بود و آثار سينمايي اش حسابي طرفدار داشتند. اين چند سال اخير از بس وندرس برخلاف هرتزوگ هميشه سرحال فيلم هاي بي حال و رمقي ساخته که تقريباً کسي سينماي او را ديگر جدي نمي گرفت. کامپينو به عنوان خواننده يکي از گروه هاي مشهور راک آلمان در فيلم نقش اصلي را دارد که براي يک استراحت جدي و فکر کردن درباره زندگي اش به پالرمو مي رود و...

12- چه (استيون سودربرگ)

دو فيلم از سودربرگ که هر دو در کن به نمايش درخواهند آمد و اين به نوعي يک رکورد سينمايي براي سودربرگي است که سال گذشته با 13 يار اوشن يکي از بد ترين نمايش ها ولي يکي از جذاب ترين جلسات مطبوعاتي را داشت. هر دو فيلم درباره ارنستو چه گوارا هستند.

فيلم اول که آرژانتين نام دارد به چه و انقلاب کوبا مي پردازد و فيلم دوم با نام گوريلا به حوادث بعد از انقلاب کوبا مي پردازد و با سخنراني چه در سازمان ملل آغاز خواهد شد. چه از آن فيلم هايي است که در آن خبري از يک پروژه عظيم سينمايي نيست و جنس و سبک پرداخت فيلم هم بي شباهت با سبک دگما 95 نيست، به قول سودربرگ ساده و زيبا. فيلم را ابتدا قرار بود ترنس ماليک بسازد.

13- خط عبور (والتر سالس و دنيلا توماس)

بعد از سال 2004 که سالس با فيلم خاطرات موتورسيکلت به کن آمده بود، اين دومين حضور اين فيلمساز برزيلي در کن است. شهرت جهاني که او به عنوان يک کارگردان برزيلي به دست آورده چندان به خاطر حضور او در فستيوال ها نيست و تا الان خرس طلايي که فيلم ايستگاه مرکزي او برده، معتبرترين رخداد جشنواره يي زندگي سينمايي اوست. داستان فيلم او درباره چهار برادر از يک خانواده فقير است که براي رسيدن به خواسته هايشان بايد از جان خود مايه بگذارند.

14- لئونرا (پابلو تراپرو)

تراپرو تحت تاثير فيلمسازاني چون سولاناس سينماي خود را روايت مي کند که عموماً به زندگي مردم عادي مي پردازد. داستان فيلم او درباره مادري است که قصد دارد به فرزند زنداني خود کمک کند تا درست زندگي کردن را بياموزد. اين اولين حضور اين فيلمساز آرژانتيني در کن است.

15- Il,Divo (پائلو سورنتينو)

بعد از سوسمار ناني مورتي که در همين کن به نمايش درآمد و همين سورنتينو در آن بازي کرد، حالا اين کارگردان ايتاليايي با فيلمي ديگر از خودش و براي سومين بار به کن آمده و اين بار درباره يکي از وزرا فيلمي ساخته (جويلو آندراتي) که از 1946 تاکنون، هفت بار به مجلس ايتاليا راه پيدا کرده و در راي گيري ها برنده شده. سورنتينو در سال 2004 و با فيلم دردسرهاي عشق بود که در همين کن به شهرت و اعتباري دست پيدا کرد.

16- گومورا (ماتئو گارونه)

نماينده ديگر سينماي ايتاليا که براي بار اول به کن آمده و فيلمش به مانند خيلي از آثار سينماي ايتاليا، به حال و روز يکي ديگر از خانواده هاي مافيايي ايتاليايي پرداخته. نام فيلمش هم به همان شهري اشاره دارد که تخريب شد.

17 - دلتا (کرنل مندرسو)

نماينده سينماي مجارستان در کن امسال. پارسال بلا تار در کن حاضر بود و همانطور که مي دانيم تهيه کننده فيلمش خودکشي کرده بود و امسال اين فيلمساز مجار هم با مرگ يکي از بازيگران فيلمش مجبور شد يک بازيگر ديگر را هم عوض کند، آن هم در اواسط فيلمبرداري. اين فيلم در خود مجارستان برنده سه جايزه شده.

18 - زني که کله خود را از دست داد (لوسرچيا مارتل)

يکي از نمايندگان سينماي نوين آرژانتين که در خود اين کشور هم براي خود اعتباري دارد. او قبلاً با فيلم دختر مقدس در کن حضور داشت. او تنها فيلمساز زن حاضر در بخش مسابقه امسال است. در سال 2006 هم او يکي از داوران کن بوده.

19 - والس با بشير (آري فولمن)
تحليلي بر فيلم هاي حاضر در جشنواره کن
امريکايي ناکام
تاد مک کارتي /ترجمه؛ يحيي نطنزي

يکي از اتفاقات قطعي جشنواره کن امسال کاهش چشمگير حضور فيلم هاي امريکايي نسبت به سال گذشته است. در سال 2007 فيلم هايي مانند «جايي براي پيرمردها نيست»، «زودياک»، «پارانوئيد پارک» و «ضدمرگ» پرچم امريکا را بر فراز جشنواره کن برافراشتند. امسال اما تنها فيلم قابل اعتناي بخش مسابقه غير از «کودک ربوده شده» کلينت ايستوود، اولين تجربه کارگرداني چارلي کافمن به نام «ارجاع، نيويورک» است که فيليپ سيمور هافمن در آن نقش يک کارگردان تئاتر را بازي مي کند.علاوه بر فيلم هاي فوق دو فيلم «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه هاي بلورين» و «کونگ فو پاندا» هم قرار است به عنوان فيلم هاي امريکايي در بخش خارج از مسابقه نمايش داده شود که فيلم دوم (به کارگرداني مارک آزبورن و جان استيونسن) محصول کمپاني دريم ورکز انيميشن است و جک بلک در آن به صداپيشگي پرداخته است. جفري کاتزنبرگ در نقش يکي از تهيه کنندگان کمپاني دريم ورکز انيميشن از معتبرترين انيميشن هاي توليد ي اش در جشنواره کن پرده برداري کرده است و «کونگ فو پاندا» که احتمالاً يکي ديگر از همان انيميشن ها خواهد بود قرار است در تاريخ 15 مه به نمايش درآيد. زمان بندي چرخه توليد فيلم هاي امريکايي باعث شده است امسال برخلاف سال گذشته پاي کارگردانان درجه يک سينماي امريکا به کن باز نشود و جشنواره امسال به لحاظ عدم حضور کارگردانان بزرگ امريکايي با کاستي هايي مواجه باشد. واقعيت اين است که در ميان فيلم هاي امريکايي که قرار است در چهار ماه آينده به نمايش درآيند فيلم هاي معدودي وجود دارند که با شرايط و ضوابط يک جشنواره بزرگ هنري در حد و اندازه جشنواره کن همخواني داشته باشند. به همين دليل اين بار هم مانند هميشه تاريخ اکران و زمان بندي توزيع فيلم هاي اروپايي باعث شده است آنها از نظر حضور در جشنواره کن گوي سبقت را از فيلم هاي امريکايي بربايند. البته نبايد از اين نکته غافل شد که حتي در وضعيت فعلي هم عمده بار تبليغاتي جشنواره کن بر دوش امريکايي هايي مانند استيون اسپيلبرگ، جرج لوکاس، هريسون فورد، شيا لابوف، کارن آلن و البته کيت بلانشت استراليايي است که همگي براي اولين پيش نمايش جهاني دنباله اينديانا جونز در تاريخ 18 مه قدم بر فرش هاي قرمز جشنواره کن مي گذارند. هاليوود در شب اختتاميه هم با فيلم «چي شد؟» بري لوينسن يک بار ديگر در برابر ديگر فيلم هاي جشنواره امسال عرض اندام مي کند. «چي شد؟» از فيلم هاي مستقل نفوذي به صنعت سينماي امريکا است که رابرت دونيرو در آن بازي مي کند و نسبت به نسخه نمايش داده شده اش در جشنواره ساندنس هشت دقيقه کوتاه شده است.امسال اميد زيادي هم وجود داشت تا دو فيلمي که استيون سودربرگ کارگردان کهنه کار کن درباره چه گوارا با نام هاي «آرژانتين» و «گوريلا» کارگرداني کرده است به جشنواره راه يابند که ظاهراً چون سودربرگ بر حضور توامان هر دو فيلم در جشنواره تاکيد داشته است نتوانسته نسخه يي از فيلم هاي چهارساعته اش را در مهلت مقرر به مسوولان جشنواره تحويل دهد. از قرار معلوم سودربرگ فيلم دوم را تمام کرده است اما با وجود کار بي وقفه در هفته هاي اخير هنوز بخشي از صحنه هاي مربوط به حضور بنيچيو دل تورو در فيلم اول را فيلمبرداري نکرده است. گرچه تيري فرومو در نخستين دوره حضورش به عنوان مديرعامل جشنواره کن تعداد فيلم هاي بخش مسابقه را از 23 فيلم در سال گذشته به حدود 18 فيلم تقليل داده است اما باز هم مي تواند در برابر سودربرگ انعطاف به خرج دهد و اگر وي توانست در دقايق پاياني فيلم ها را آماده نمايش عمومي کند از او استقبال کند و پذيراي فيلم هايش باشد. دو فيلم سودربرگ به زبان اسپانيايي هستند و بايد با دو زيرنويس انگليسي و فرانسوي نمايش داده شوند و همين مساله احتمالاً بر پيچيدگي هاي کار افزوده است. (فيلم هاي استيون سودربرگ بعد از نگارش اين مطلب همراه با حواشي فراوان به ليست هاي فيلم هاي امسال اضافه شدند.م)

وودي آلن هم با فيلم «ويکي کريستينا بارسلونا» يکي ديگر از حاضران جشنواره کن امسال است که اميد زيادي دارد با اکران فيلمش در اين جشنواره توجهات بين المللي گسترده يي به خود جلب کند. مدتي پيش ميان سرمايه گذاران اين فيلم و مسوولان جشنواره فيلم سن سباستين کشمکشي ايجاد شد که خوشبختانه براي حضور فيلم در جشنواره کن مشکلي ايجاد نکرد. مسوولان جشنواره سن سباستين قصد داشتند سرمايه گذاران فيلم را مجبور کنند نمايش اوليه فيلم خود را به جاي جشنواره کن در اسپانيا برگزار کنند که در آن صورت اکران آخرين فيلم وودي آلن تا پاييز آينده به تعويق مي افتاد.

از سوي ديگر در ميان حاضران جشنواره کن امسال چندين و چند نام آشنا هم به چشم مي خورد که با آثار جديد خود قصد قدرت نمايي دارند. از يک طرف برادران داردن از کشور بلژيک با فيلم «سکوت لورنا» سعي مي کنند با دريافت سومين نخل طلاي خود رکورد جديدي را ثبت کنند. از طرف ديگر ويم وندرس هم با فيلم به شدت ملودرام «فيلمبرداري پالرمو» همراه با بازيگراني همچون ميلا جاوويچ، دنيس هاپر، جيوونا مزوجيورنو قصد دارد بازگشت جديدي براي خود رقم بزند. در کنار برادران داردن و ويم وندرس به فرناندو ميرلس هم مي توان اشاره کرد که با درام «کوري» و با حضور جولين مور، مارک رافالو و آليس بارگا به مصاف ديگر حريفان مي رود.

فيلمساز مولف ترکيه يي نوري بيلگه جيلان با فيلم «خيالات باطل» به کن بازمي گردد و ماتئو گارونه ايتاليايي هم با درام جنايي «گومرا» شانس خود را محک مي زند. در ميان فيلمسازان کمتر شناخته شده هم مي توان به آري فولمن با انيميشن بلند «والس با بشير» محصول اسرائيل اشاره کرد که در کنار کورنل موندروشيو و درام خانوادگي اش با نام «دلتا» از حاضران غيرقابل پيش بيني امسال محسوب مي شوند. در ميان فيلم هاي فرانسوي که هميشه آخرين فيلم هاي انتخابي جشنواره کن هستند نام دو فيلم بيشتر از بقيه به چشم مي خورد؛ «سرحد غروب» به کارگرداني فيليپ گارل و «يک کريسمس» به کارگرداني آرنو دپلشن و با بازي متيو آمارليک، کا ترين دونوو، شيارا ماستروياني. بخش آسيايي جشنواره امسال هم نسبت به سال هاي گذشته رونق چنداني ندارد. يکي از معدود مدعيان آسيايي نخل طلا فيلمساز کامبوجي ريتي پان با فيلم «ديوار دريايي» است که با حمايت فرانسه توليد شده است و ايزابل هوپر در آن بازي مي کند. منبع اقتباس «ديوار دريايي» رماني از مارگريت دوراس است که پيش از اين در سال 1958 به کارگرداني رنه کلمنت و با نام «اين روزگار تيره و تار» به پرده سينما راه يافته است. از فيلمسازان ناکام آسيايي جشنواره امسال هم به عباس کيارستمي مي توان اشاره کرد که فيلم «شيرين» او از انتخاب هاي تقريباً قطعي جشنواره بود اما در لحظات آخر کنار گذاشته شد و با فيلم هاي ديگر جايگزين شد.

منبع؛ ورايتي
عناوين اين صفحه
شب هاي شيرين
امريکايي ناکام

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام