پنج شنبه، 19 ارديبهشت 1387 - شماره 1671
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
تحليل دکتر ابراهيم متقي از موج جديد تبليغاتي امريکا عليه ايران؛
تهديدات امريکا صرفاً سياست اعلامي است
مريم مهدوي اصل

گروه سياسي ؛ در حالي که عراق پس از حادثه 11 سپتامبر و اشغال اين کشور توسط نيروهاي امريکا مرکز ژئوپولتيکي بحران براي امريکا شده است، در راستاي آن نيز ايران و سوريه در شرايط فعلي به عنوان مراکز پيرامون اين بحران قرار گرفته اند. تشديد فشارها و اتهام هاي ايالات متحده امريکا عليه ايران از يک سو و ايجاد موج هاي تبليغاتي جديد هرازچندگاه عليه ايران و به تازگي عليه سوريه از سوي ديگر نه تنها دلايل تاکتيکي پشت سر خود دارد بلکه به موازات آن نيز مي تواند از مفاهيم سياسي در جهان سياست و روابط ديپلماسي برخوردار باشد. به منظور بررسي چرايي و چگونگي موج جديد امريکا عليه ايران، تشديد اتهام هاي تکراري اما هدفمند، مواضع امريکا در عراق و نياز به همکاري ايران، مواضع متضاد عراق در رابطه با ايران و... با دکتر ابراهيم متقي استاد روابط بين الملل دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و متخصص در مسائل مربوط به «امور ايالات متحده امريکا» و «استراتژيک» گفت وگويي انجام داده ايم که در پي مي آيد.

---

-طي چند روز اخير شاهد موج تبليغاتي جديدي از سوي مقام هاي نظامي و سياسي امريکا عليه ايران هستيم که روي چهار محور شکل گرفته و دارد تشديد مي شود. محورهاي حقوق بشر، اخلال در امنيت عراق، حمله قايق هاي ايراني به ناوهاي امريکايي و بحث کارشکني در موضوع اعراب و اسرائيل. نظر شما در مورد اين موج جديد چيست؟

به طور کلي بيان چنين موضوعاتي را بايد به عنوان عبارت هاي تکراري از سوي مقام هاي امريکايي بدانيم. طي دو هفته گذشته نه تنها موج هاي تبليغاتي عليه ايران گسترش پيدا کرد، بلکه شاهد گسترش موج هاي تبليغاتي عليه سوريه هم بوديم. اين مساله نشان مي دهد دغدغه امريکا نه ايران است و سوريه، بلکه امريکايي ها دغدغه يي به نام عراق دارند.

-دغدغه امريکايي ها صرفاً عراق است يا عراق و افغانستان؟

نه. افغانستان قابل حل است. تضادهاي چنداني در افغانستان وجود ندارد.

-ولي در گزارش اخير پترائوس و کروکر اعلام شد طالبان و القاعده در افغانستان و پاکستان فعال هستند نه در عراق و از آن لحاظ امنيت امريکا دارد تهديد مي شود. ضمن اينکه مقام هاي ناتو نيز اعلام کرده اند به نيروهاي بيشتري براي کنترل امنيت افغانستان نياز دارند و شکاف امنيتي در اين کشور مشاهده مي شود.

اعضاي ناتو در اجلاسيه بخارست، يعني در اجلاسيه سران کشورهاي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) که حدود دو هفته قبل، يعني اواسط آوريل برگزار شد، متعهد شدند حمايت هاي موثري را از امريکا در افغانستان به انجام برسانند. اما تاکنون هيچ گاه ناتو در مورد حمايتش از امريکا در مورد عراق بيانيه مستقيمي نداده و به توافق مشخصي دست پيدا نکرده است.

يعني اينکه، امريکا در افغانستان تنها نيست. امريکا در افغانستان حمايت ايران و روسيه را دارد و حمايت اعضاي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) را هم دارد. ولي در عراق حمايت هيچ کدام از اين مجموعه ها را ندارد. به اين ترتيب سياست امريکا، سياست اعمال فشار در حوزه هاي جانبي است يعني قبلاً اعمال فشار در رابطه با موضوع خاصي انجام مي گرفت. امريکايي ها در شرايط موجود اعمال فشار را در حوزه پيرامون انجام مي دهند تا در حوزه مرکز به نتايج مورد نظر خودشان نائل شوند.

-اين حوزه خاص، مرکز و پيرامون کدام حوزه ها هستند؟

عراق مرکز ژئوپولتيکي بحران براي امريکا است.

-و مراکز پيرامون آن؟

ايران و سوريه محسوب مي شوند.

-و حوزه خاص کدام حوزه است؟

حوزه خاص همان حوزه مرکز يعني عراق است. به اين ترتيب مساله يي که امريکايي ها پيگيري مي کنند هيچ گاه نمي تواند در شرايط موجود ماهيت عملي داشته باشد. امريکايي ها امروز دغدغه بحران هاي فزاينده منطقه يي را در داخل فلسطين، در فلسطين عليه اسرائيل و در تمامي کشورهاي خاورميانه دارند، ايجاد يک حوزه ديگر از بحران منطقه يي نه تنها دغدغه هاي امريکا را کاهش نمي دهد، بلکه فضاي ايران را به مرکز جديدي براي گسترش جدال هاي امنيتي تبديل مي کند. به همين دليل است که ادبيات امريکايي ها با ظرافت خاصي تنظيم شده است. از يک طرف ايران را متهم به کارشکني در ارتباط با بسياري از موضوعات امنيت بين الملل مي کنند. اما به موازات آن امريکايي ها از ادبيات و واژه هايي استفاده مي کنند که بيانگر جلوه يي از آمادگي براي تفاهم است.

-تفاهم با ايران؟

تفاهم با ايران.

-اين واژه ها کدام واژه ها هستند؟

واژه هاي تهديدآميز در رابطه با مسائل مداخلات ايران.

-در عراق و بحث اعراب و اسرائيل؟

در عراق و مناطق مختلف خاورميانه.

-در واقع تحليل شما اين است که واژه هاي تهديدآميز امريکا که به عنوان موج جديدي عليه ايران طي دو هفته گذشته به راه افتاده، براي رسيدن به يک مرز تفاهم است؟

کاملاً، فشار سياسي در برخورد با ايران، فشار براي افزايش و تصاعد جدال نيست. فشار براي چانه زني در ارتباط با موضوعات بحراني است.

-يعني بحران در عراق و مساله اعراب و اسرائيل آنچنان افزايش يافته که دارد امريکا را به سمت تفاهم با ايران سوق مي دهد؟

حداقل بحران در عراق به گونه يي شديد است که امريکايي ها بيش از آنکه نيازمند جبهه جديدي در ايران باشند، نيازمند اعمال فشار در جهت منعطف سازي ايران هستند. الگوي رفتار ديپلماتيک امريکايي ها همواره اين بوده است. هرگاه که مي خواهند چانه زني ديپلماتيک داشته باشند، به موازات آن فشارهاي تبليغاتي و امنيتي شان را عليه آن کشور افزايش مي دهند. از زمان جنگ ويتنام اين مساله قابل اثبات است؛ يعني زماني که ويت کنگ ها در کنفرانس پاريس در حال مذاکره بودند، همکيشان آنان در ويتنام توسط هواپيماهاي امريکايي بمباران مي شدند. امريکايي ها براي اينکه در مذاکرات صلح پاريس به نتايج موثرتري دست پيدا کنند ميزان فشارهاي نظامي شان را در ويتنام افزايش دادند. به هيچ وجه شما در عرصه سياست يگانگي بين مواضع و کنش هاي رفتاري نمي بينيد. اگر مي خواهيد به چانه زني مناسب تري دست پيدا کنيد، بايد يا طرف مقابلت را اغوا کني يا تهديد کني يا اينکه مرعوبش کني. «اغوا»، «تهديد» و «ارعاب» سه الگويي است که مي توانيم با آنها در حوزه ديپلماسي به نتايج جانبي دست پيدا کنيم.

-امريکا در مورد روابط اين 4 ،5 سال اخيرش با ايران که سر مساله هسته يي به شدت بحراني شده و همچنين در کنار مسائل افغانستان و عراق که ايران به نوعي با امريکا هم همکاري داشته و هم با منافعش در تضاد بوده، بيشتر از کدا م يک از اين سه الگوي اغوا، تهديد و ارعاب استفاده کرده است؟

امريکايي ها در ارتباط با افغانستان هيچ گاه ايران را مورد اتهام قرار نمي دهند چون ايران و امريکا در ارتباط با افغانستان داراي منافع مشترک و موازي هستند.

-ولي بعد از همکاري ايران در افغانستان بود که امريکا، ايران را متهم کرد که جزء «محور شرارت» است.

باشد. بعد از همکاري اين کار را کرد چون مي خواست فشار بيشتري روي ايران اعمال کند، در رابطه با موضوع هاي فلسطين، عراق و فعاليت هاي هسته يي. اين بزرگ ترين اشتباه دولت امريکا در رابطه با ايران بود.

-چرا؟

چون ايراني ها فهميدند که نبايد با امريکايي ها همکاري هايي همه جانبه انجام دهند. يعني اينکه نبايد هميشه به گونه يي برخورد کنند که تمام تخم مرغ هايشان را در سبد امريکايي ها بگذارند. بنابراين امريکايي ها در مورد افغانستان در ابتدا، ايران را در فضاي اقناع و بعد از آن در شرايط ارعاب قرار دادند. يعني «محور شرارت» را بايد وضعيت تهديدگونه يي تلقي کرد که ايران وادار شود در مورد انتظارات امريکايي ها مواضع انعطاف پذيري داشته باشد.

-در حال حاضر ما داريم دوران تهديد را سپري مي کنيم؟

نه، دوره يي هست که وضعيت اغوا، تهديد و ارعاب به موازات همديگر انجام مي شود. در بسياري از مواقع جلوه هايي از اقناع و پاداش هم مورد توجه امريکايي ها واقع مي شود.

-پس در دوره يي که به شدت احتمال تهديدهاي نظامي امريکا عليه ايران وجود داشت، آن دوره را صرفاً دوره تهديد مي دانيد يا نه، دوره هاي تهديد همواره با محورهاي اغوا و ارعاب همراه بوده است؟

حرف من اين است که تهديداتش، تهديدهاي عملي نيست، بلکه تهديدهاي اعلامي است. اين نوع تهديدات را ما در چارچوب تهديدات اعلامي مورد ارزيابي قرار مي دهيم يعني تهديدهايي که صرفاً اعلام مي شود براي اينکه به اهداف جانبي دست پيدا کنند. تهديدات عملي در برابر تهديدات اعلامي است. آنچه امروز امريکايي ها مطرح مي کنند را بايد در قالب تهديدات اعلامي مورد توجه قرار داد.

-تهديدهاي اعلامي امريکا جزء استراتژي آنان در رابطه با ايران است؟

نه، جزء تاکتيک آنان در ارتباط با ايران است چون تاکتيک به سرعت عوض مي شود ولي استراتژي به سرعت عوض نخواهد شد.

-اگر قرار باشد تهديدهاي اعلامي تبديل به تاکتيک هاي ديگري شود، اين تاکتيک ها شامل چه مدل ديگري خواهد بود؟

گفتم تاکتيک اغوا، يعني اينکه ايران را به يک تفاهم ناپايدار در رابطه با عراق ملزم کنند يا تهديدهايي که يک مقدار شدتش بيشتر شود و بتواند زمينه هاي رويارويي محدود را به وجود آورد.

-آقاي دکتر تفاهم پايدار يا تفاهم ناپايدار؟ يعني امريکا نمي خواهد همکاري دائم با ايران را در منطقه داشته باشد که شما از تفاهم ناپايدار نام برديد؟

يعني مي خواهند ايران در مرحله اول از مواضع قبلي خودش عقب نشيني کند. در مرحله دوم از مواضع آنان حمايت کند و در مرحله سوم اقدامات عملي را در چارچوب مواضع آنان انجام دهد.

-اخيراً شاهد اين هستيم که کانديداهاي رياست جمهوري امريکا روي محور ايران بسيار تبليغ مي کنند و در نظرسنجي که از سه کانديداي اصلي پرسيده اند خانم هيلاري کلينتون نزديک ترين نظر را به سياست هاي بوش دارند، آقاي اوباما خواهان مذاکره با ايران بدون پيش شرط و آقاي جان مک کين نيز خواهان اجراي سياست هاي جرج بوش در چهار سال اول زمامداري شان هستند. به نظر شما آيا بسياري از تهديدهاي حاضر عليه ايران به انتخابات رياست جمهوري امريکا مربوط مي شود يا نه بوش دارد سياست خارجي خودش نسبت به ايران را جداي از تاثير تبليغات کانديداها پي مي گيرد؟

اصلاً شرايط فعلي کاملاً ماهيت تبليغاتي دارد. مواضعي که اتخاذ مي شود در قالب «سياست هاي اعلامي» بايد به آن توجه داشت. وقتي که اوباما سياست خودش را با عنوان تغيير مورد تاکيد قرار مي دهد و هر کجا که براي سخنراني مي رود، پلاکاردهايي که روي آن واژه «تغيير» گنجانده شده را به اهتزاز درمي آورد، طبيعي است که اين «تغيير» بايد در رابطه با سياست خارجي امريکا هم انعکاسي داشته باشد. انعکاسش در ارتباط با سياست خارجي امريکا اين است که اعلام مي کند با ايران بدون قيد و شرط مذاکره خواهد کرد چون هيچ گونه مسووليتي در برابرش ندارد. اما در آينده به هيچ وجه رئيس جمهور امريکا نمي تواند در مقام رئيس جمهور چنين مواضعي را اتخاذ کند.

-پس در نهايت اگر آقاي اوباما به عنوان رئيس جمهور امريکا انتخاب شود، همچنان همان سياست هاي فعلي امريکا در قبال ايران ادامه پيدا خواهد کرد؟

من فکر مي کنم در کوتاه مدت به هيچ وجه آقاي اوباما نتواند نام ايران را از ليست کشورهاي حامي تروريسم خارج کند چون درست است که مذاکره ماهيت نمادين دارد، اما نتيجه چنداني در مطلوبيت ها و منافع کشورها به جا نمي گذارد. ما نيازي نداريم که امريکايي ها با ما مذاکره مستقيم داشته باشند يا نداشته باشند، يا در چه سطحي اين مذاکرات انجام گيرد. ما نياز به اين داريم که ايران از ليست کشورهاي حامي تروريسم توسط رئيس جمهور امريکا خارج شود. بنابراين انتظار تحليلگران ايراني اين است که روساي جمهور امريکا چنين اقدامي را انجام دهند. اوباما بعيد است چنين اقدامي را انجام دهد.

-با توقف عبور تجهيزات فني نيروگاه بوشهر از مرز جمهوري آذربايجان به ايران که توسط روس ها دارد به ايران منتقل مي شود، شما چه علتي را پشت آن مي بينيد؟ آيا فشارهايي از سوي امريکا و ساير کشورها به جمهوري آذربايجان وارد مي شود؟ به خصوص نوع روابطي که بين جمهوري آذربايجان و اسرائيل وجود دارد. يا نه مسائل ديگري مي تواند وجود داشته باشد؟

حتي ممکن است روس ها با جمهوري آذربايجان توافق و تباني کرده باشند.
-چرا؟

به اين دليل که روس ها تمايلي ندارند ايران که در همسايگي آن کشور قرار دارد به قابليت هاي هسته يي دست پيدا کند. اتمي شدن ايران حتي در سطح نيروگاه براي روس ها مخاطرات امنيتي خاص خودش را هم ايجاد خواهد کرد.

-پس روس ها در سياست هاي اتمي خودشان در مورد تکميل و راه اندازي نيروگاه هسته يي بوشهر همچنان سياست وقت کشي و به تعويق انداختن راه اندازي اين نيروگاه را در پيش خواهند گرفت؟

کاملاً. نگاه روس ها به هيچ وجه نگاه مبتني بر همکاري تلقي نمي شود. روس ها همکاري تعليق شده يا همکاري محدود يا ناپايدار را پيگيري مي کنند.

-مثل سياست همکاري ناپايدار امريکا با ايران در مورد عراق؟

نه به آن اندازه. سطح روابط ايران و روسيه خيلي بيشتر همکاري جويانه تر و قابل اعتمادتر از روابط ايران و امريکا در ارتباط با عراق است.

-آخرين سوال به سياست هاي جاري عراق در ارتباط با ايران برمي گردد. در آخرين نشست کنفرانس کشورهاي اسلامي در سال گذشته مقام هاي عربي به طور تلويحي به حمايت از ادعاي امارات متحده عربي در مورد جزاير سه گانه ايراني پرداختند. بعد از آن نيز در برخي از نشست هاي ديگر مبادرت به اين کار کردند تا اينکه خبر رسمي آن در مورد ارسال يادداشتي از سوي وزارت امور خارجه عراق به وزارت خارجه امارات متحده عربي آمد که به حمايت از ادعاي اين کشور درخصوص جزاير سه گانه ايراني پرداخته است. در چنين شرايطي که رهبران فعلي عراق خود سال ها در ايران زندگي کرده اند و برخي از آنان عرب هم نيستند تا حس ناسيوناليستي عربي در اين زمينه داشته باشند، چرا آنان به طور رسمي اين ادعا را مطرح مي کنند؟ در حالي که از ايران مي خواهند در مورد مسائل امنيتي شان ايران با امريکا وارد مذاکره شود؟

زماني که آقاي احمدي نژاد مسافرتي را به عراق داشتند من مقاله يي نوشتم با عنوان «دشمن عزيز». در مقاله «دشمن عزيز» فضاي عراق را تبيين کردم. فضايي که از يک سو مورد لطف و حمايت مقام هاي سياسي ايران است و از طرف ديگر نشانه هاي تهديد عراق عليه ايران وجود دارد و شما به هيچ وجه نمي توانيد انتظار داشته باشيد که اين تهديد از بين برود. چرا؟ به اين دليل که حکومت عوض شده، ژئوپولتيک عوض نشده است. حکومت عوض شده، ساختار اجتماعي عوض نشده است. گذشته و پيشينه عراق به عنوان يک کشور عربي تغييري پيدا نکرده است. امروز عراقي ها مي خواهند به اين نتيجه و هدف برسند که خودشان را به عنوان يک کشور عربي تثبيت کنند. هنوز کشورهاي عربي، عراق را نپذيرفته اند. عراق براي اينکه در بين اعراب پذيرفته شود، نيازمند اين است که مواضع مشابهي با ساير کشورهاي عرب اتخاذ کند. مگر روسيه يکي از متحدان اصلي منطقه يي ما محسوب نمي شود. روسيه هم چنين مواضعي را اتخاذ کرده است و اما اين مواضع نمي تواند نشانه تعارض باشد، به همان گونه که حمايت هاي عراقي ها از ايران نمي تواند نشانه همکاري و دوستي و صميميت باشد.

-پس علاوه بر ادعاي عراق درخصوص ابطال شدن يکجانبه قرارداد 1975 الجزاير از سوي جلال طالباني رئيس جمهور فعلي عراق و حمايت از ادعاي واهي امارات متحده عربي درخصوص جزاير سه گانه ايراني، ما بايد منتظر شواهد ديگري از سوي عراق در آينده باشيم؟

اصلاً در گذشته هم وجود داشته است. عراق سرزمين تناقضات است. ساختار اجتماعي عراق پر از تناقض است. ساختار قدرت عراق هم پر از تناقض است. شما نمي توانيد انتظار داشته باشيد کشوري که محيط تناقض آميزي دارد، مواضع صريح، شفاف و کاملاً مشخصي را اتخاذ کند.

- بر اين مبنا ايران چه سياستي را بايد درخصوص تناقضات عراق اتخاذ کند؟

ايران نبايد از واقعيت هاي موجود فرار کند و نبايد چشمش را بر واقعيت ها ببندد و نبايد از اين واقعيت ها دلخور و دلتنگ شود. اين واقعيت ها ناشي از هويت عراقي است و ايران بايد توسعه روابطش را مبتني بر همين واقعيت ها تنظيم کند. ايران مي تواند عراق را با توجه به همين چالش ها و مخاطرات و همين مشکلاتي که در برخورد با ما دارد، بپذيرد و روابطش را با عراق ارتقا دهد ولي هيچ گاه نمي تواند در وضعيت غافلگيري قرار بگيرد.
نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

«آنارشيسم»؛ يأس از پرورش «انسان کامل»

سي ام آوريل زادروز مورخ و فيلسوف آلماني «ماکس نتلائو» است که در سال 1865 به دنيا آمد و 79 سال عمر کرد. وي که هواخواه سوسياليسم بود تاليفاتي متعدد دارد که مهم ترين و معروف ترين شان تاريخ هفت جلدي «آنارشيسم» است. ماکس که در حومه شهر وين به دنيا آمده بود ترجيح مي داد او را آلماني بخوانند تا اتريشي.

وي که خود از هواداران ايجاد يک کنفدراسيون جهاني مرکب از کشورهاي مستقل و پايان دادن به هرگونه جنگ و اختلاف از اين طريق بود، به فرضيه «آنارشيسم» هم بي علاقه نبود و اواخر عمر از مخلوط کردن سوسياليسم و آنارشيسم، انديشه تازه يي را به دست داد.

ماکس نتلائو براي نوشتن کتاب هفت جلدي خود سال ها در انگلستان و هلند اقامت کرد و يادداشت هاي آنارشيست ها را جمع آوري و با بسياري از انديشمندان و فعالان شان از جمله «پتر کروپوتکين» و «ويليام موريس» مصاحبه کرد.

طبق تاليف ماکس، واژه آنارشيسم (آنارکيسم) ريشه يوناني دارد به معناي «بي فرمانروا» و کسي که بخواهد در يک جامعه بدون حاکم زندگي کند. در عهد باستان به کساني آنارشيست مي گفتند که از ظلم حاکمان خودکامه به ستوه آمده بودند و خواهان تشکيل جامعه بدون حاکم (فرد) بودند؛ جامعه يي که توسط شوراهاي متعدد اداره شود. بنابراين نه هرج و مرج طلب بودند و نه اينکه از ترور افراد حمايت مي کردند. به تدريج اين فکر تکامل يافت و از سال 1647 از انگلستان به خودنمايي پرداخت.

انديشه آنارشيسم در قرن نوزدهم در روسيه که در آنجا استبداد، ظلم و تبعيض بيداد مي کرد، رشد و تکامل يافت و رهبران اين فکر خواهان تشکيل شوراهاي محلي و جوامع خودمختار در چارچوب کشور به منظور جلوگيري از پيدايش ديکتاتور و مقام موروثي دولتي، ايجاد يک حکومت جهاني با يک رهبري گروهي با هدف جلوگيري از جنگ و ستيز، لغو گذرنامه و عوارض گمرکي و سرانجام ايجاد يک کنفدراسيون در جهان شدند. بعداً هواداران اداره امور توسط سنديکا، اتحاديه و انجمن به جاي مقام دولتي هم به آنان پيوستند.

سپس استدلال شد که براي رسيدن به اين آرزو، به «انسان کامل» نياز است که به وجود آوردن چنين انسان هايي کار 10 سال و حتي صد سال نيست و نخست بايد يک جامعه معنوي - اخلاقي و تميز و آموزش و پرورش خوب در دست باشد که نيل به آن نيز آسان نيست و وقت گير است. اين پيش بيني مايوس کننده، به تدريج گروهي از آنارشيست ها را متوجه ترور حاکمان ظالم و همچنين توسعه دهندگان ظلم ساخت و در طول سه، چهار دهه (اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20) چند رئيس کشور در اروپا و امريکا و جمعي از مقامات (به قول آنارشيست ها؛ ستمگر يا فاسد) ترور شدند و از همين زمان در ذهن کساني که آشنايي به فرضيه آنارشيسم ندارند، واژه آنارشيست مترادف با آشوب طلب و تروريست شد.

«گوستاو لاندائوور» فيلسوف و نويسنده چپگراي آلماني نيز نظرات مشابهي مطرح ساخت. وي در سال 1870 به دنيا آمد و بر افکار «کروپتکين» و «باکونين» با کمي پالايش تعريف نوشت و به صورت اصول درآورد. دولت هاي وقت اروپا از اين دوتن به عنوان بنيادگذاران «آنارشيسم» نام مي بردند. لاندائوور در يکي از تاليفات خود تعريف تازه يي از سوسياليسم به دست داده و نوشته است سوسياليسم، تنها برآورده ساز عادلانه نيازهاي مادي افراد و به عبارت ديگر «عدالت مادي» (اقتصادي) نيست، بلکه بايد عدالت معنوي را نيز ميان انسان ها برقرار سازد تا روح و روان آنان ارضا و اقناع شود. به نوشته لاندائوور، «آرزوي زندگي کردن در يک محيط برخوردار از عدالت عمومي» طبيعت مشترک بشر است و براي رسيدن به آن آمادگي لازم، اتحاد و بستن پيمان و بذل مساعي را دارد و اين دولت ها و حاکمان هستند که به خاطر باقي ماندن در قدرت - قدرتي که به داشتن آن عادت کرده اند و طبيعت ثانوي شان شده است - با توسل به دستاويزهاي گوناگون مانع از اين اتحاد و مساعي مي شوند و بر سر راه آن سنگ اندازي مي کنند. وي سپس نوشته است بنابراين قدرت دولت بايد به شوراها که شرط عضويت در آنها انسان دوستي و معنويت باشد، سپرده شود.

«لاندائوور» نوشته است؛ هرجا که طبقه زحمتکش (ورکينگ کلاس) احساس استثمار شدن و بي حقي کند، وقوع انقلاب قابل پيش بيني است و نمي توان با توسل به زور براي مدتي طولاني مانع از وقوع آن شد. کارگر مي داند که چه کساني از دسترنج او برخوردار مي شوند و کينه استثمارشده نسبت به استثمارگر روزافزون و پايان ناپذير است و روزي به انتقام تبديل مي شود. در نظر کارگر، سرمايه با زحمتي که او تحمل مي کند قابل مقايسه نيست.اين انديشمند که توصيف يک انقلابي راه عدالت را به «آنارشيست» جعل قدرت طلبان و استثمارگران مي داند تا بتوانند به نام مبارزه با آنارشيسم (در قرن 21 و عمدتاً به زبان جرج بوش «تروريسم») هر کار که بخواهند بکنند همچنين نوشته است که خواست تامين عدالت عمومي (به زعم لاندائوور عدالت مادي و معنوي) واقعيتي است در نهاد هر انسان و تنها گروهي کم، ولي با سرمايه و نيروي زياد هستند که نمي گذارند انسان ها براي رسيدن به آن آرزو با هم متحد شوند. اين گروه کوچک دست به هر اقدامي مي زند تا منافع خود را از دست ندهد.

www.iranianshistoryonthisday.com
کدامين گسست؟
سوسن شريعتي

من هم مثل همه شنيده ام و خبر دارم که « گسست » امري است جذاب و به روز و هيجان انگيز تر است از «تداوم». گسست، دل را يک دله کردن است و خروج از يک بام و دو هوا، خروج از زير سقف سنگين و فرتوت حافظه، سبکبالي است و موجب خلاقيت و شکوفايي تخيل؛ خلاص دن از شر «مي گويند» و به استقبال خير «مي گويم» رفتن. شنيده ام و خبر دارم که «تداوم»، دغدغه ديروز را يدک کشيدن است و ترس از عبور از مرزهاي مستقر. مشروعيت خود را از ريشه ها گرفتن، وفاداري است و در نتيجه هراس از خود- بسندگي. با علم به همه اين شنيده ها و آگاهي از اين خبرها که در شهر دهان به دهان مي گردد، در سخنراني يي درباره شريعتي ها؛ «پدر-پسر؛ گسست يا تدوام» در ولايت خودم، مشهد، به مناسبت روز معلم بود يا سالگرد درگذشت استاد شريعتي، گفتم و تازه با احتياط و مبادا و مقدمه يي بسيار طولاني که علماي غربي بر آنند مدرنيته را هم با گسست مي توان تعريف کرد و هم با تداوم. آنها يي که مي گويند گسست است، مقصودشان خروج انسان مدرن از زير سقف حافظه است و نقد اتوريته هاي مذهبي، سياسي، فرهنگي، بند ناف را بريدن از امر قدسي و اعلانً خودکفايي. آنهايي که مي گويند مدرنيته تداوم است استدلالشان از اين قرار است؛ الف- ايده ترقي که ملک طلق مدرنيته است، چيزي به جز همان ايده سکولارشده نگاه تاريخي خطي مسيحي نيست. ب- ايده کرامت بشر، برگرفته از همان کرامت بشري مسيحي است. پ- تفکيک عرف از قدس نيز ريشه در تفکر مسيحي دارد و غيره و غيره و نتيجه مي گيرند که گسستي نبوده است به جز سکولاريزه کردن، يعني همان عصري ساختن ايده هاي سنت مسيحي. در اين سخنراني، اين مقدمات را گفتم تا مثلاً نتيجه بگيرم که شريعتي پسر تداوم پدر بود، بي آنکه مجبور باشد تکرار او شود. به دنبال خلق موقعيت هاي جديد فهميدن بود بي آنکه پشت کرده باشد به ميراث خود. همه مولفه هاي موجود در انديشه و روش پدر را در انديشه و روش او مي توان ديد اما جور ديگري چيده شده است و... و البته اشاره کردم که اين آرايش جديد مولفه هاي قديم، ميسر شد به يمن تجربه يک گسست؛ تجربه کوير، تجربه حيرت و اضطراب، فروپاشي آن دنياي قديم و هبوط به تنهايي تعليق. بنده محتاط محافظه کار، بلافاصله گوشزد کردم که البته شريعتي از بيابان حيرت کويري گذر مي کند، تنهايي خودکفاي انسان هبوط کرده مدرن را به اميد يافتن ايماني دوباره پشت سر مي گذارد اما همواره پر تنش باقي مي ماند و از همين رو است که «سراسيمگي را نه صفتي در خود، بلکه خود خودش مي داند»، به همين دليل است که مي گويد؛«انسان، سراسيمگي ميان غرب و شرق خويشتن است». وقتي ديدم به رغم اين همه آکروباسي مثلاً نظري و احتياط عرفي که نه باجي داده باشم به مد روزگار، نه امتيازي به سنت متصلب زمانه، روزنامه اعتماد مطلب بنده را اين گونه تيتر زده است؛ «گسست پدر- پسر» فهميدم که باز رودست خورده ام از مد زمانه . همين است که اين من از مد افتاده دوستدار مدرنيته اما مدرنيته تداوم، که همه هم و غمى اش وفاداري است و البته اتهامش نيز، باز مجبور شدم اعتماد کنم به «اعتماد» و اميدوار باشم، جايي- جوري اين يادداشت را درج کند. فقط براي اينکه خوانندگان احتمالي آن سخنراني اينجانب را خيلي آلامد فرض نگرفته باشند. با تشکر.
روح الله حسينيان بار ديگر درباره قتل هاي زنجيره يي سخن گفت
نقشه دوم خردادي ها را به هم زدم
«اگر روزي دستم مي رسيد و اين قدرت را داشتم پرونده قتل هاي زنجيره يي را باز مي کردم و ريشه هاي اين قضيه را بيرون مي کشيدم. سعيد امامي هيچ نقشي در قتل ها نداشت، بلکه عامل اصلي کاظمي از جريان دوم خرداد بود.» روح الله حسينيان رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي اين گونه قضيه قتل هاي زنجيره يي را براي جمع حاضر در دانشگاه صنعتي اميرکبير روايت کرد. حسينيان عصر سه شنبه به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه اميرکبير به اين دانشگاه رفت و ضمن تشريح دوباره وقايع قتل هاي زنجيره يي به ادعاهاي «عبدالله شهبازي» درباره خود پاسخ داد.او در شرايطي که دانشجويان و فعالان دانشجويي به حضور وي در دانشگاه پلي تکنيک معترض بودند، در آمفي تئاتر مرکزي مورد استقبال مسوولان قرار گرفت و هرچند قرار بود درباره «آفت هاي انقلاب اسلامي» سخن بگويد، ولي روايت هاي او بيشتر مورد توجه قرار گرفت. حسينيان گفت؛ «در آن زمان چند قتل پشت سر هم به وقوع پيوست که در زمان حاکميت دوم خردادي ها براي ما امر عجيبي بود و تحليل مان اين بود که سازمان منافقين براي بدنام کردن نظام اين کار را کرده است ولي بعد فضايي به وجود آمد که جريان دوم خرداد شروع کرد اين قتل ها را به گردن جناح رقيب بيندازد و آقاي سروش در آن زمان در مقاله و سخنراني هايي علت اين قتل ها را علت ايدئولوژيک عنوان کرد. عده يي هم وزارت اطلاعات و نيروهاي امنيتي را متهم کردند.»

به گزارش فارس حسينيان با بيان اينکه من قبل از آن دوران قائم مقام دادستان انقلاب در وزارت اطلاعات بودم و به همين خاطر با بدنه وزارت ارتباط داشتم، اظهار داشت؛«بعد از تحقيقات و به دست آوردن اطلاعات متوجه شدم که عامل اصلي اين قتل ها آقاي کاظمي معروف به «موسوي» از جريان دوم خرداد بود.»

وي با بيان اينکه يکي از مقام هاي اجرايي کشور در ديداري که از وزارت اطلاعات داشت گفته بود که آقاي موسوي از ذخاير ما در وزارت اطلاعات هستند، اضافه کرد؛«اين آقاي موسوي برنامه ريز و هدايتگر بوده است.» رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي با بيان اينکه برنامه ريزي قتل ها توسط کساني که مورد اعتماد جناح دوم خرداد بودند بسيار سوال برانگيز بود، افزود؛ «بعد از پيگيري ها معلوم شد جريان حساب شده يي پشت اين قضيه است که به دنبال نابود کردن وزارت اطلاعات بوده است چرا که آقاي دïري نجف آبادي را وادار به استعفا کردند.» وي با بيان اينکه آنها به دنبال بازداشت 50 مديرکل کارآزموده و متدين وزارت اطلاعات بودند، اظهار داشت؛ «در آن زمان شايعات غيراخلاقي براي اين افراد درست کردند و اعتراض اول من در آن شرايط به بازجوها بود چرا که معتقد بودم پرونده بايد دست افراد بي طرفي باشد.»

حسينيان در ادامه به سخنراني خود در مشهد و تشريح سابقه بازجوها، سابقه برنامه ريزي ها، ملاقات با نيازي و... اشاره و اضافه کرد؛ «من در آن زمان نمي خواستم صحبت هايم منتشر شود اما حکمت الهي بر اين تعلق گرفت که صحبت هايم منتشر شود و مدتي نگذشته بود که آقايان به برخي از حرف هاي بنده رسيدند و قبول کردند که بازجوها پرونده را منحرف کرده اند.»

وي به پيغام يکي از مقام هاي اجرايي کشور از طريق وزير اطلاعات مبني بر سکوت خودش اشاره کرد و گفت؛ «من در جواب به آنها گفتم که به دنبال جنجال و تشنج نيستم اما شما نمي توانيد دوستانتان را کنترل کنيد و همين هم شد و شروع کردند به متهم کردن افراد بي گناه و حتي به من اتهام زدند که فتواي قتل صادر کرده ام.»

حسينيان با بيان اينکه پس از رسيدگي هاي ابتدايي توسط گروه بازجوهاي جديد مشخص شد که سعيد امامي و برخي دوستان بي گناه که مورد اتهام واقع شده بودند هيچ نقشي در قتل هاي زنجيره يي نداشتند، افزود؛«آنها پرونده را تکميل کردند و کيفرخواست هم عليه رقباي موسوي و ديگر عوامل اجرايي صادر شد.»

وي افزود؛ «در آن زمان اطلاعاتي به دست آورديم که روزنامه هاي زنجيره يي در يک جلسه يي به اين نتيجه رسيدند که اعلام کنند صاحبان فتواي قتل براي محفوظ شدن خودشان عامل واسطه بين خود و اجراکنندگان قتل يعني سعيد امامي را کشته اند به همين خاطر تصميم گرفتم بازي آنها را بر هم بزنم و با حضور در مراسم ختم سعيد امامي نقشه اصلي آنها تحت الشعاع تخريب من قرار گرفت.»

يکي از دانشجويان با بيان اينکه در شرايط فعلي تمام قوا از يک جناح هستند، خطاب به حسينيان گفت؛ چرا اين پرونده اکنون در دادگاه صالحه رسيدگي نمي شود که حسينيان در پاسخ اظهار داشت؛ «آنها مدعي هستند که پرونده را رسيدگي کردند و کسي که فرمانده بوده و کساني که مجري بوده اند محاکمه شده اند.»

پاسخ حسينيان به شهبازي

بخش ديگري از اظهارات حسينيان پاسخ به «عبدالله شهبازي» بود که طي مطلبي خواستار تحقيق درباره سوابق خانوادگي حسينيان شده است.به گزارش فردا، وي گفت؛ «آقاي شهبازي يکي از اعضاي حزب توده بود که دستگير شد، در زندان توبه و بعد از آن ادعاي مسلماني کرد و در کارهاي نويسندگي و تاريخ شروع به همکاري کرد. من هيچ دوستي با آقاي شهبازي نداشته ام. در يک کنفرانس تاريخ معاصر از ما عکسي گرفتند که برخي سايت ها در يک کار شيطنت آميز آن را مدرک دوستي ما دانستند.» حسينيان عنوان کرد؛ «چند وقت پيش فيلمي به نام «پدرخوانده» درست شد که شخصي به نام شاپور ريپورتر را وابسته به انگليس، تصميم گيرنده و همه کاره رژيم شاه نشان مي داد که ما اين را قبول نداشتيم چرا که جنايات امريکا را نفي مي کرد و تحريف تاريخي در فيلم رخ داده بود.»

رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي به حمله جبهه ملي به رهبري داريوش فروهر به منزل آيت الله کاشاني و سنگباران آنجا در 10 مرداد 1332 اشاره و اضافه کرد؛«در آن واقعه حدادزاده به قتل رسيد و 10 نفر هم زخمي شدند اما اينها فيلمي درست کردند که بر اساس آن شعبان بي مخ به منزل آيت الله کاشاني حمله کرده بود در صورتي که شعبان بي مخ پس از حمله 9 اسفند 1331 به منزل مصدق تير خورد و دستگير شد و تا شب 28 مرداد 1332 در زندان بود که ما اين تحريف را تذکر داديم و اين مساله براي آقاي شهبازي گران آمد و در زير عکس من نوشت که اين حجت الاسلام حسينيان فرد بي سوادي است که اخيراً کتاب هاي زيادي مي نويسد.»

رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي در اين زمينه اظهار داشت؛ «عبدالله شهبازي با طرح اين سوال که چرا با حسينيان مخالفم، جواب مي دهد که چون واقعيت شاپور ريپورتر را انکار کرده و از سعيد امامي حمايت کرده و توهين و تهمت هايي را هم به سعيد امامي زده است و در ادامه نيز مي نويسد که حسينيان که با سرعت دارد پله ترقي را طي مي کند، به زودي رئيس کميسيون امنيت ملي مجلس و بعد هم کانديداي رياست جمهوري مي شود بايد سابقه خود و خانواده اش را روشن کند زيرا متولد يک روستاي بهايي نشين است.» حسينيان افزود؛«روستاي ما (صغاد) از متعصب ترين مناطق استان فارس است که قبل و بعد از انقلاب بهايي نداشته است، پدرم هم هنوز زنده و از متدينين و معتقدين است.»
هشدار به انحراف در ديدگاه مهدويت
مصطفي درايتي نوع نگاهي که از مهدويت در جامعه امروز ترويج مي شود را سبب انحراف و ساده انگاري در اعتقادات مردم ارزيابي کرد. عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت به آفتاب گفت؛ «واقعيت اين است که از زمان روي کار آمدن دولت نهم و همچنين در روزهاي پيش از انتخابات رياست جمهوري سال 84، حرف و حديث هاي بسياري در اين زمينه و اظهارنظرهاي فراواني از سوي آقاي احمدي نژاد و همکارانش شنيده شده که بعضاً در محافل و محيط هاي سنتي و مذهبي هم با حالت تعجب از آنها ياد شده است.» مشاور خاتمي در امور روحانيت در دولت اصلاحات اضافه کرد؛ «بزرگاني که همواره با متون و احاديث مربوط به بحث مهدويت حشر و نشر دارند و اصل انتظار را پايه يي اساسي در تشيع مي دانند، نگاهي را که در طول حاکميت دولت نهم در اين زمينه ترويج مي شود، تنزل ايده برجسته و مترقي تشيع در زمينه آينده بشريت مي دانند و باور دارند که پايين آوردن سطح موضوع انتظار باعث مي شود حتي توده هاي مردم نيز آن را پس زده و از اين امر دلزده شوند.» وي افزود؛ «البته در نگاهي بدبينانه تر و شايد واقع بينانه تر مي توان گفت عده يي سعي دارند ناتواني خود را با استفاده از برخي مفاهيم مورد اعتقاد مردم کتمان کنند و در اين مسير دچار خبط و خطاهاي بسياري مي شوند.» درايتي با تاکيد بر اينکه «ميدانداران و علمداران ترويج اصل مترقي مهدويت در جامعه بايد کساني باشند که با متون صحيح و علمي در اين زمينه آشنايي دارند»، تصريح کرد؛ «متاسفانه انتظار امروز از سوي کساني ترويج مي شود که شايد به جرات بتوان گفت اطلاعات آنها از مفاهيم ديني بسيار نازل است و اين خود زمينه ساز انحرافي خطرساز در اين زمينه خواهد بود که نشانه هايش ديده مي شود.» وي خاطرنشان کرد؛ «بزرگان انقلاب و نظام به خوبي به خاطر دارند که در سال هاي حيات حضرت امام (ره) نيز گهگاه سخنان و اظهاراتي ناشي از نگاه خرافي، انحرافي و غلوآميز به موضوع مهدويت از سوي افرادي مطرح مي شد که امام راحل به شدت با مطرح کنندگان اين سخنان برخورد مي کردند و واکنش هاي جدي و بدون ملاحظه کاري نشان مي دادند.» وي افزود؛ «واهي گويي و مرتبط کردن مسائل پيچيده حوزه کاري و مسووليتي با مسائل غيبي و پنهاني، متاسفانه در دولت نهم بارها اتفاق افتاده و بر اين اساس بايد مردم را آگاه کرد که حتي در زمان حيات ائمه اطهار و معصومين(ع) نيز اتفاق نيفتاده که امور بدون تلاش و مجاهدت افراد، حل و فصل شود.»وي اضافه کرد؛ «احاله موضوعات به دست هاي پنهان، به ويژه اگر مقدسات ديني باشند خطر مضاعفي را در جامعه ايجاد مي کند.»وي در عين حال گفت؛ «دولت نهم بيشترين ادعاها را در موضوع مهدويت و نجات بشريت دارد اما کمترين تاييديه را از سوي مراجع بزرگ توانسته به سوي خود جلب کرده و به عنوان پشتوانه خويش داشته باشد.»
نشانه هاي استيصال
محمد عليخاني؛ سوابق حضرت آيت الله صانعي شاگرد و يار ديرينه حضرت امام (ره) نيز بر همگان روشن است. هجمه ناجوانمردانه عده يي تازه به دوران رسيده، نشانه استيصال و درماندگي کساني است که همه چيز را در انحصار خود مي خواهند. هشدار مي دهم که اينگونه حرکات سخيف نتيجه يي جز تخريب مباني هويت ملي و نهاد مرجعيت در پي ندارد. انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با تمام حرف و حديث هايي که داشت، سپري شد. در جريان اين انتخابات افرادي همچون اينجانب با سعايت بدخواهان، اکاذيب هتاکان و در نهايت بداخلاقي، برچسب «نامسلماني» خوردند و بدين گونه از گردونه رقابت ها کنار گذاشته شدند.

اين اتفاق که براي بسياري از فرزندان انقلاب افتاده است، ناشي از تفکري است که به زعم خود، داعيه دفاع از انقلاب و نظام را دارد. تفکري که تصور مي کند بالندگي نظام در حذف صداي منتقدان و مخالفان برخي عملکردها و سياست هاي نادرست سه سال گذشته است.

از اين رو است که پايان يافتن انتخابات، با پرسش هاي کليدي آغاز مي شود؛ پرسش هايي از اين قبيل که واقعاً معيار اين ردصلاحيت ها چه بود؟ چه مبناي قانوني را مي توان براي اين رد و تاييدهاي تناوبي پيدا کرد و اصولاً چگونه مي شود در حالي که موسس اسلام عزيز يعني پيامبر اکرم(ص) آنگونه بر ورود هرچه بيشتر افراد به دايره مسلماني اصرار مي ورزيدند، در اين زمانه تلاش و غيرتي عجيب در خارج کردن افراد از دايره مسلماني مشاهده مي شود؟

سخن ديگرم در باب دولت فخيمه يي است که خود مدعي مهرورزي و عدالت است اما در نشان دادن «بداخلاقي» حتي به اعضاي کابينه خود نيز رحم نمي کند چه برسد به «منتقدان» و در اجراي عدالت اعلامي خود، کار را به جايي رسانده که اکنون به جرات مي توان گفت بي رونق تر از عدالت چيزي وجود ندارد. به ويژه در حوزه عدالت اجتماعي که هر روز بر انبوه افراد زير خط فقر افزوده مي شود و خط فقر نيز به پايه يي رسيده است که از اعلام آن شرمنده اند، دولتي که مي پندارد فضاي کشور بسان عرصه «نمايش تعزيه» است و در آن بايد «مخالف خوان» نخبگان و دلسوزان باشد تا از اين راه اشکي بر گونه تماشاچيان بلغزاند و ضعف مديريتي خود را در لابه لاي ايراد واژه هايي که با فرهنگ غني مردم ايراني تناسبي ندارد پنهان کند.

دولت مهرورز و عدالت محور که طالع سعدش برخلاف دولت هاي پيشين با بهره مندي از افزايش بي سابقه درآمد نفت و حمايت هاي همه جانبه تمامي ارکان نظام گره خورده است، با اين همه در کار ملک داري مانده است و توجيهي براي افزايش فقر و تورم و سفره هاي خالي مردم در آستين ندارد.

ہ نماينده قزوين و عضو فراکسيون اقليت
تداوم اعتراض دانشجويان به مصوبه وزارت علوم
گروه سياسي؛ بعد از تجمع دانشجويان سه دانشکده شريعتي، وليعصر و شمسي پور در مقابل وزارت علوم، دانشجويان آموزشکده فني و حرفه يي وليعصر(عج) نيز ديروز دست به تجمع اعتراضي زدند.جمعي از دانشجويان قصد داشتند در واکنش به مصوبه وزارت علوم مقابل ساختمان وزارت علوم تجمع کنند ولي با حضور رئيس آموزشکده در ميان آنها اعتراض شان در آموزشکده ادامه پيدا کرد.يکي از دانشجويان درباره مشکلات اين گونه دانشجويان به آفتاب گفت؛«ما با برگزاري کنکور ورودي به اين آموزشکده ها وارد شديم تا در رشته هاي فني با مدرک فوق ديپلم فارغ التحصيل شويم ولي حالا مي گويند وزارت علوم مصوبه يي داده است که طي آن فقط به ما ديپلم خواهند داد و دوباره بايد در کنکور شرکت کنيم و از طرق ديگري فوق ديپلم اخذ کنيم.»اما به جز اين مرکز آموزشي در دانشکده تربيت دبير فني شريعتي و چند دانشکده فني ديگر نيز اعتراض ها ادامه داشت و دانشجويان از رفتن به کلاس هاي درس اجتناب کردند، زيرا طبق مصوبه فوق اين دانشکده ها به آموزشکده تبديل خواهند شد.اين دانشجويان ظهر سه شنبه نيز مقابل ساختمان وزارت علوم تجمع کردند.وزارت علوم اخيراً طي بخشنامه يي ضمن واگذاري مديريت اين دانشکده ها به آموزش و پرورش، درجه علمي اين دانشکده ها را به آموزشکده و مدرک کارشناسي دانشجويان را به مدرک معادل و مدرک کارداني را به ديپلم تبديل کرده است. در تجمع دانشجويان که تا ساعت 4 بعدازظهر ادامه داشت، دانشجويان شعارهايي نظير «دانشجو دانشگاه مي خواهد»، «ما ديپلم تکميلي نمي خواهيم نمي خواهيم»، «ما منتظر جواب هستيم هيچ جا نمي ريم همين جا هستيم» و «وزير جواب بده وزير جواب بده»، سر دادند. ماموران نيروي انتظامي اطراف ساختمان وزارت علوم حاضر بودند و مانع ورود دانشجويان به داخل ساختمان وزارت علوم شدند.در ابتدا دانشجويان دانشکده شريعتي و وليعصر مقابل وزارت علوم تجمع کرده و از دانشجويان دانشکده شمسي پور خواستار حمايت شدند. پس از کمتر از يک ساعت دانشجويان دانشکده شمسي پور به آنها پيوستند و با هم هم صدا شدند.

دستورالعمل پوشش در دانشگاه بوعلي سينا

روز سه شنبه کميته انضباطي و حراست دانشگاه بوعلي سيناي همدان اطلاعيه يي در زمينه «نحوه رفتار و پوشش اسلامي براي دانشگاهيان» صادر کرد.در اين اطلاعيه تاکيد شده است اجراي موارد اين دستورالعمل اجباري است.

تعدادي از موارد مندرج در اين اطلاعيه عبارتند از پرهيز از اختلاط بي مورد دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه، عدم استفاده از دستگاه هاي پخش آهنگ، توصيه به استفاده از چادر، توصيه رنگ هاي طوسي، قهوه يي، کرم، سرمه يي و مشکي براي مانتوي دختران، عدم استفاده از لباس هاي تنگ توسط آقايان و خانم ها و آستين لباس پسران بايستي حداقل تا آرنج باشد.

کميته انضباطي اين اطلاعيه را به منزله تذکر کتبي دانسته که در صورت تخلف از آن، دانشجو به کميته انضباطي احضار خواهد شد.
اعتراض شديد ايران به حمايت عراق از ادعاي امارات
گروه سياسي؛ در ادامه تلاش امارات متحده عربي مبني بر تحقق بخشيدن به ادعاي بي اساس خود در خصوص جزاير سه گانه، دولت عراق نيز اخيراً با ارسال يادداشتي از ادعاي آن کشور درباره جزاير ايراني حمايت کرده است. بر همين اساس محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه در اين باره از دولت عراق خواست مواضع خود را اصلاح کند. حسيني روز گذشته گفت؛ سفير عراق به وزارت امور خارجه دعوت و مراتب اعتراض جمهوري اسلامي ايران رسماً به وي اعلام شد، همچنين از دولت عراق درخواست شد مواضع خود را اصلاح کند. در عين حال سخنگوي وزارت امور خارجه با اشاره به اظهارات يکي از سخنگويان ارتش امريکا که اعلام کرده است حزب الله لبنان افراطيون شيعه عراقي را در اردوگاهي در نزديکي تهران آموزش مي دهد، ياد آور شد؛ امريکايي ها اتهامات مختلفي را همواره عليه کشورمان مطرح کرده اند که بي اساس بودن آنها بارها به اثبات رسيده است. آنها سعي دارند با تکرار دروغ آن را به حقيقت تبديل کنند که در اين کار هرگز موفق نخواهند شد. وي اضافه کرد؛ اين امر به اعتبار و آبروي آنها لطمه جدي وارد کرده است. جمهوري اسلامي ايران همواره تمامي تلاش خود را براي تبديل عراق به کشوري با ثبات و امن معمول داشته است و اين گونه لفاظي هاي بي اساس به شدت تکذيب شده و رد مي شود.

حسيني در ادامه در واکنش به تشديد حملات نظامي امريکايي ها به مردم عراق و قتل تعداد زيادي از اتباع آن کشور خاطرنشان کرد؛ جمهوري اسلامي ايران با ارسال يادداشتي به دولت عراق مراتب نگراني خود را از اقدامات نظامي امريکا عليه مردم بي گناه آن کشور اعلام کرده است. ما از دولت عراق انتظار داريم مانع از ادامه عمليات نظامي نيروهاي اشغالگر امريکايي عليه ملت آن کشور شود.

توجيه شکست علت اتهام زني به ايران

از سوي ديگر نايب رئيس شوراي استانداري بغداد، اقدامات جمهوري اسلامي ايران در تثبيت امنيت و ثبات در عراق را ستود و اتهامات امريکا عليه ايران را در راستاي توجيه شکست کاخ سفيد در عراق دانست. به گزارش فارس، «ليث الحيدري» در گفت وگو با پايگاه خبري «الجوار» اين ادعا را که دولت ايران از تروريسم و قانون شکنان حمايت مي کند رد کرد و گفت؛« اين سخن که ايران از تروريسم و قانون شکنان حمايت مي کند، غيرقابل قبول و مردود است و بر پايه هيچ اساس و مدرک مستدل و قاطعي استوار نيست.» وي افزود؛ «اگر ايران خواهان بي ثباتي در عراق بود از ابتدا بر متحدان و هم پيمانان خود در عراق همچون مجلس اعلاي اسلامي عراق و رئيس آن شخص سيدعبدالعزيز حکيم رئيس ائتلاف واحد عراق فشار مي آورد که نيروهاي بدر وابسته به اين سازمان را با هدف دامن زدن به هرج ومرج در عراق منحل نکند ولي ايران چنين نکرد.» حيدري خواستار تغيير نگرش منفي برخي از مقامات عراقي در قبال ايران شد و تصريح کرد؛ دولت ايران حمايت از دولت مرکزي را در راس اولويت هاي خود قرار داده است. اين مقام عراقي در پايان خاطرنشان کرد؛ ارتش عراق بعد از شکستي که در عراق در اجراي برنامه هاي خود متحمل شده درصدد آن است که با اتهام به تهران مبني بر فتنه انگيزي و حمايت از افراد مسلح عراقي، توپ را به زمين ايران بيندازد.

مواضع اتخاذ شده موضع رسمي دولت عراق نيست

در همين حال يک مقام مسوول، مواضع اتخاذشده توسط برخي مقامات عراقي را موضع رسمي دولت اين کشور ندانست و گفت؛ متاسفانه در اين ميان تنها مباحث مربوط به ايران به دليل دشمني امريکا با کشورمان برجسته مي شود. اين مقام مسوول در گفت وگو با ايسنا با اشاره به اظهارات سفير عراق در امريکا که روزنامه واشنگتن تايمز آن را منتشر کرده است، گفت؛ مشکلي که پس از اشغال عراق پيش آمده اين است که متاسفانه برخي مقامات عراقي براي نزديکي با امريکا از يکديگر سبقت مي گيرند تا بتوانند امريکايي ها را خشنود کنند. وي افزود؛ اين حقيقتي است که در عراق با آن مواجهيم. در حالي که در عراق دولت مرکزي برقرار است و امورات را کنترل مي کنند، برخي مقامات عراقي طي اظهارنظرهايي که موضع رسمي دولت نيست، در جهت جلب نظر امريکا پيش مي روند و در مورد ادعاي دخالت ايران موضع گيري مي کنند. به گفته اين مقام مسوول، دخالت هايي که در مورد کشورهاي همسايه از جانب مقامات عراقي و نخست وزير عراق عنوان مي شود معطوف به کشورهاي همسايه عرب است، در حالي که امريکا به دليل دشمني با ايران دخالت ايران را برجسته مي کند. اين مقام مسوول سپس درخصوص اظهارات علي الدباغ سخنگوي دولت عراق مبني بر تشکيل کميته يي براي بررسي اسناد اين دخالت ها خاطرنشان کرد؛ بهتر است در ترجمه اين کميته از لفظ حقيقت ياب استفاده شود تا هيچ شائبه يي در اين خصوص ايجاد نشود.

پيش از اين سفير عراق در امريکا با متهم کردن ايران به دخالت در ناآرامي هاي عراق گفت يک کميته در سطح عالي به تحقيق درباره آنچه وي نقش ايران در ورود سلاح به کشورش خواند، خواهد پرداخت. سمير الصميدعي سفير عراق در امريکا روز سه شنبه در گفت وگو با واشنگتن تايمز با متهم کردن ايران به تامين سلاح براي شبه نظاميان عراق گفت؛ ساده لوحانه است که فکر کنيم چنين تسليحات پيشرفته يي که در سال جاري و سال گذشته توليد شده اند بدون اطلاع دولت ايران وارد کشور (عراق) شده باشند. سفير عراق در امريکا در ادامه گفت با وجود جنگ هشت ساله ايران و عراق در زمان حکومت رژيم صدام، دولت فعلي عراق روابط نزديکي با تهران برقرار کرده است. الصميدعي در ادامه مدعي شد؛ در واقع شيعيان عراق تهديدي براي ايران محسوب مي شوند، نه برعکس.
بولتون خواستار حمله امريکا به کمپ هاي شبه نظاميان شد
نماينده جنگ طلب پيشين امريکا در سازمان ملل با تکرار اتهامات امريکا مبني بر وجود کمپ هايي براي آموزش شبه نظاميان عراقي در اظهاراتي خصمانه گفت که امريکا بايد اين کمپ ها را مورد حمله هوايي قرار دهد.به گزارش ايسنا جان بولتون نماينده پيشين امريکا در سازمان ملل با متهم کردن ايران به دخالت در ناآرامي هاي عراق و حمايت از شورشيان اين کشور مدعي شد که فشار به ايران مي تواند گامي بزرگ در جهت پيروزي در عراق باشد.به گزارش روزنامه بوستون هرالد، بولتون ريسک واکنش ايران و صدمه ديدن منافع امريکا در منطقه را تاييد کرد اما مدعي شد در صورتي که واشنگتن اقدامي در اين زمينه نکند آسيبي که ايران خواهد رساند بسيار بزرگ تر خواهد بود.وي در گفت وگو با روزنامه تلگراف نيز مدعي شد؛ اينکه ما از زور عليه کمپ هاي ايران استفاده کنيم تا به آنها نشان دهيم اين رفتار را تحمل نخواهيم کرد، کار سنجيده يي است.بولتون نتايج يک گزارش اطلاعات جاسوسي انگليسي که گفت «امريکا در آنچه حمايت ايران از شبه نظاميان عراق خوانده شد اغراق کرده است» را رد کرده و آن را کاملاً اشتباه خواند.
تقويت راه ديپلماتيک براي مذاکره با ايران
چين اعلام کرد که همه طرف هاي درگير در مساله هسته يي ايران توافق کرده اند تلاش هاي ديپلماتيک را براي ازسرگيري هر چه سريع تر مذاکرات در اين باره تقويت کنند.به گزارش ايسنا کين گانگ سخنگوي وزارت امور خارجه چين روز سه شنبه تاکيد کرد که همه طرف ها براي رسيدن به راه حل جامع بلندمدت و مناسب مساله هسته يي ايران توافق کرده اند.

سخنگوي وزارت امور خارجه چين افزود چين به طور دائم از سيستم بين المللي منع اشاعه هسته يي حمايت مي کند و همواره حل مساله هسته يي ايران از طريق مذاکرات ديپلماتيک را در راستاي حفظ صلح و ثبات خاورميانه خواستار است، اين به نفع همه طرف هاست.

وي در ادامه گفت که ايران به عنوان يک کشور عضو پيمان منع اشاعه هسته يي حق دارد از انرژي هسته يي در مسير صلح آميز استفاده کرده و در عين حال به الزامات بين المللي اش عمل کند.سخنگوي وزارت امور خارجه چين افزود پکن همواره حل مساله هسته يي ايران از طريق مذاکره و به روش صلح آميز را ارتقا بخشيده و در اين راستا تلاش کرده است.
ادعاي بوچر عليه ايران
يک مقام عالي رتبه وزارت خارجه امريکا با متهم کردن ايران به ايجاد ناآرامي در افغانستان و حمايت از طالبان مدعي شد که ايران با تامين سلاح براي طالبان در عين حمايت ظاهري از دولت افغانستان سعي دارد افغانستان را بي ثبات نگه دارد . به گزارش ايسنا ريچارد بوچر معاون وزير امور خارجه امريکا در امور آسياي مرکزي و جنوبي در يک کنفرانس خبري در پاريس در جمع خبرنگاران با متهم کردن ايران به ايجاد ناآرامي در افغانستان و عراق مدعي شد، آنها (ايران) به طرق مختلف دخالت مي کنند، گرچه اين امر به شدت دخالت آنها در عراق نيست، آنچه ما شاهد آن هستيم دخالت سياسي ايران، دخالت آنها در زمينه پولي که وارد روند سياسي مي کنند، دخالت آنها در دشمن کردن مقامات محلي با دولت مرکزي و تلاش براي مختل کردن امور کشور از آن طريق است. به گزارش خبرگزاري فرانسه، بوچر در ادامه مدعي شد؛ آنها (تهران) به طرق مختلف از کار دولت افغانستان حمايت مي کنند، اما آنها علاوه بر آن با اپوزيسيون سياسي و نيز اپوزيسيون محلي همکاري مي کنند.
عناوين اين صفحه
تهديدات امريکا صرفاً سياست اعلامي است
نگاهي به گذشته در امروز
کدامين گسست؟
نقشه دوم خردادي ها را به هم زدم
هشدار به انحراف در ديدگاه مهدويت
نشانه هاي استيصال
تداوم اعتراض دانشجويان به مصوبه وزارت علوم
اعتراض شديد ايران به حمايت عراق از ادعاي امارات
بولتون خواستار حمله امريکا به کمپ هاي شبه نظاميان شد
تقويت راه ديپلماتيک براي مذاکره با ايران
ادعاي بوچر عليه ايران
تذکر درباره هتک حرمت مراجع
راهکارهاي منتجب نيا براي وحدت
انتقاد از تبعيض در دانشگاه
برگزاري انتخابات انجمن اسلامي شريف
ماموريت براي تعيين رئيس مجلس
توضيح درباره يک گزارش
اجماع برخي بزرگان بر رياست لاريجاني
برگزاري دادگاه علي نيکو نسبتي
نامه داوطلبان کارشناسي ارشد به زاهدي
احتمال ثبت نام اينترنتي آزمون وکالت
مجلس اقليت ها
دعوت لاريجاني از 1+5به مذاکره
درخواست البرادعي از امريکا
مذاکره خارج از بحث تعليق
حضور کميسيون زنان در پارلمان نروژ

تذکر درباره هتک حرمت مراجع
25 نفر از نمايندگان در تذکري به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار جلوگيري از تداوم هتک حرمت و اهانت به برخي از مراجع عظام تقليد توسط برخي از روزنامه ها به خصوص آنهايي که از امکانات عمومي اداره مي شوند و پيامدهاي زيانبار نهادينه شدن اين شيوه ها شدند. به گزارش ايسنا عليخاني نماينده بوئين زهرا و آوج، عسگري نماينده مشهد و کلات، شجاع پوريان نماينده بهبهان، وزيري نماينده کهنوج، تابش نماينده اردکان، اميري نماينده زرند، محجوب نماينده تهران، نصيري نماينده گرمي، اسماعيل زاده نماينده فلاورجان، جبارزاده نماينده تبريز، حق شناس نماينده انزلي، قنبري نماينده ايلام، محسني نماينده نوشهر، گرامي مقدم نماينده بجنورد، صديقي نماينده بناب، آفريده نماينده شيروان، نوروز زاده نماينده اسفراين، رعيت نماينده قائمشهر، مروتي نماينده خلخال، عليخاني نماينده قزوين، اميني نماينده کرمانشاه، قمي نماينده پاکدشت، الياسي نماينده سنقر، پورفاطمي نماينده دشتستان، سجاديان نماينده خواف و رشتخوار خواستار جلوگيري از تداوم هتک حرمت و اهانت به مراجع عظام تقليد توسط برخي روزنامه ها شدند.


راهکارهاي منتجب نيا براي وحدت
«رسول منتجب نيا» ائتلاف اصلاح طلبان در رسيدن به کانديداي واحد را دست يافتني ارزيابي کرد.قائم مقام دبيرکل حزب اعتماد ملي به ايسنا گفت؛ «اصلاح طلبان مي توانند نه تنها در رسيدن به کانديداي واحد بلکه در همه تصميمات به وحدت برسند.»وي افزود؛ «به اعتقاد من جريان اصلاح طلب نياز به تعريف اصلاحات، مرزبندي با جناح رقيب و جريان هاي بيرون نظام و محوريت جمعي از عقلاي مقبول کل جريان اصلاح طلب دارد.»


انتقاد از تبعيض در دانشگاه
«رضا شريفي» با انتقاد از تبعيض در محيط هاي دانشگاهي، خواستار آزادي عمل تشکل هاي دانشجويي براي تصميم سازي شد.مسوول شاخه دانشجويان جبهه مشارکت ايران اسلامي به ايسنا گفت؛ «تصميم سازي و تصميم گيري هاي محيط هاي دانشگاهي بايد به دور از جوسازي ها و دخالت هاي خارج از دانشگاه رخ دهد. براي آنکه تشکل هاي دانشجويي بتوانند جايگاه خود را در تصميم سازي ها ايجاد کنند بايد از آزادي عمل بيشتري برخوردار باشند که اين موضوع جز با سعه صدر مسوولان حاصل نمي شود.»وي خاطرنشان کرد؛ «در صورتي که بيانات رهبر معظم انقلاب به صورت هدفي قرار گيرد، دانشگاه بايد از يکسري لوازم و شرايط برخوردار باشد. از جمله اين لوازم آن است که دانشجويان بايد بتوانند آزادانه فکر کرده و بدون دغدغه به بيان انتقادات خود و فعاليت هاي دانشجويي بپردازند.»


برگزاري انتخابات انجمن اسلامي شريف
انتخابات شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد. بر مبناي اين انتخابات علي اکبر محمدزاده، تارا سپهري فر، ميلاد محمدي، محسن رحيميان، پولاد جواهر حقيقي، سيد موسي تقي خين و آريا کهياريان به عنوان اعضاي اصلي و احسان بان و محمد مصطفوي نيز به عنوان اعضاي علي البدل اصلي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف انتخاب شدند.


ماموريت براي تعيين رئيس مجلس
سخنگوي فراکسيون اصولگرايان مجلس هفتم گفت؛ اصولگرايان مجلس هشتم پنجشنبه (امروز) دو نشست در مجتمع امام خميني (ره ) تهران برگزار مي کنند که نشست نخست مربوط به شوراي مرکزي جبهه متحد اصولگرايان و نشست بعدي مربوط به منتخبان اصولگراي مجلس هشتم خواهد بود. به گزارش ايرنا حسين نجابت تصريح کرد؛ در نشست اصولگرايان که علي لاريجاني نيز در آن حضور خواهد يافت احتمالات مختلف در باره هيات رئيسه مجلس هشتم مطرح و بررسي مي شود.


توضيح درباره يک گزارش
دبير سرويس سياسي کيهان درباره چاپ يک گزارش در روزنامه اعتماد توضيحي را به اين شرح اعلام کرد؛تقاضا مي کنم با توجه به مطالب نه چندان دقيق گزارش درج شده در صفحه 6 شماره روز چهارشنبه 11/2/1387 آن روزنامه، توضيحات زير را به اطلاع خوانندگان خود برسانيد.برخلاف فضاي عمومي حاکم بر گزارش روزنامه محترم اعتماد که گويي در ماجراي دانشگاه زنجان انجمن اسلامي اين دانشگاه مظلوم واقع شده است، لازم است به صراحت تاکيد کنم که آنچه اين انجمن در جريان برنامه کذايي خود انجام داد جز فريبکاري چيز ديگري نبوده است. همانطور که اکنون خود اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه زنجان هم اذعان دارند از بنده براي حضور در برنامه مناظره هيچ دعوتي صورت نگرفته بود و اگر نبود خبري که برخي دوستان در لحظات پاياني به من دادند و منجر به واکنش اينجانب شد، تا امروز حتماً آن جلسه برگزار شده بود و لابد آقايان هم کل فضاي دانشگاه را از خبر امتناع بنده از حضور در مناظره پر کرده بودند، درباره آن برنامه نه کسي با من صحبت کرد نه هيچ مذاکره يي انجام شد و نه حتي مکتوبي به دست من رسيد. بسيار جالب است که اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه زنجان براي يافتن بنده با اداره ارشاد زنجان تماس گرفته اند و تعجب مي کنم که چرا مثلاً سراغ اداره شيلات نرفته اند، در حالي که يافتن من در روزنامه کيهان به سادگي ميسر است و همين دوستان وقتي اراده کردند، براي اداي توضيحات ظرف چند دقيقه موفق به تماس با من در کيهان شدند. کاملاً واضح است که اگر انجمن اسلامي حقيقتاً قصد برگزاري يک مناظره دوطرفه را داشت به جاي ارشاد يا هر جاي ديگر مي توانست به راحتي در کيهان مرا پيدا کند. به هرحال از آنجا که خدعه کردن و ترتيب دادن خيمه شب بازي را به هيچ وجه زيبنده فضايي چون دانشگاه نمي دانم به پيگيري شکايت خود از انجمن دانشگاه زنجان تا زمان روشن شدن اينکه چرا بدون هرگونه موافقت يا حتي اطلاعي از جانب من، برنامه يي به نام اينجانب ترتيب داده اند ادامه خواهم داد.


اجماع برخي بزرگان بر رياست لاريجاني
در حالي که تنها بيست روز تا زمان آغاز به کار رسمي مجلس هشتم باقي است، اخبار رسيده از منابع خبري گوناگون، از اجماع برخي چهره هاي نظام بر سر رياست لاريجاني بر مجلس هشتم حکايت دارد.به گزارش «تابناک» مدت ها پيش، خبري منتشر شد که آيت الله مهدوي کني، مدافع رياست لاريجاني و جامعه روحانيت مبارز نيز پشتيبان اين انتخاب است. هرچند به باور برخي، مصلحت نبود جامعه روحانيت، رسمي و علني در اين ماجرا مداخله کند، اما گفته مي شود در جلسه جامعه روحانيت که به بحث درباره رياست مجلس آينده اختصاص داشته، به غير از چند نفر، ديگران بر حمايت از لاريجاني نظر مثبت داشته اند.همچنين لاريجاني که به دعوت مراجع قم و جامعه مدرسين براي کانديدا شدن به قم رفت و انتخاب شد، از سوي شماري از مراجع و برخي اعضاي جامعه مدرسين براي رياست مجلس مورد حمايت است. گرچه جامعه مدرسين مصلحت را در اين ديده است در اين امر دخالت آشکار نکند، اما پشتيباني از رياست لاريجاني به آيت الله يزدي واگذار شده تا هرگونه که مصلحت مي داند، عمل کند.از سوي ديگر، طيفي از رايحه خوش خدمت نيز اعلام حمايت از رياست لاريجاني کرده اند و اين اقدام مورد تاييد برخي از سران جريان رايحه خوش خدمت قرار گرفته و خبر آن نيز در برخي از مطبوعات انعکاس يافت.در همين حال شنيده مي شود حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوري نيز پشتيبان رياست لاريجاني بوده و در چند هفته اخير در اين زمينه پشتيباني خود را اعلام کرده و با نمايندگان مختلف تماس گرفته است.در اين زمينه، گفته مي شود يکي از مهم ترين مخالفان، يکي از نامزدهاي پيشين رياست جمهوري است که رابطه فاميلي نيز با لاريجاني دارد.


برگزاري دادگاه علي نيکو نسبتي
دادگاه علي نيکونسبتي مسوول روابط عمومي دفتر تحکيم وحدت روز سه شنبه برگزار شد.اتهام علي نيکونسبتي اخلال در نظم عمومي از طريق شرکت در تجمع 30 مهر دانشگاه اميرکبير عنوان شده بود که در شعبه 1059 دادگاه عمومي استان تهران به آن رسيدگي شد. اين پرونده در رابطه با دستگيري وي از تاريخ 17 آبان سال گذشته تشکيل شده است.تجمع 30 مهر دانشگاه اميرکبير در واکنش به صدور احکام سه دانشجوي اميرکبير بود و سال گذشته بيش از 30 دانشجو به اين علت بازداشت و تعدادي نيز با محروميت از تحصيل مواجه شده اند.


نامه داوطلبان کارشناسي ارشد به زاهدي
چند نفر از داوطلبان محروم از تحصيل آزمون کارشناسي ارشد سال 86 در نامه يي به وزير علوم کارنامه شرکت در آزمون کارشناسي ارشد خود را طلب کردند.اين دانشجويان که داوطلب رشته هاي علوم سياسي، علوم اجتماعي و علوم ارتباطات هستند در نامه خود به زاهدي از پيگيري هايشان در اين باره نوشتند؛ «ارديبهشت ماه 1386، در مراجعه به سايت سازمان سنجش کشور، پس از وارد کردن شماره داوطلبي و مشخصات لازم به جاي دريافت نتيجه آزمون با اعلاني مواجه شديم که از ما مي خواست به محل سازمان سنجش آموزش کشور (طبقه اول) مراجعه کنيم.در آنجا بود که مسوول کميته گزينش استاد و دانشجوي سازمان عدم اعلام نتيجه آزمون به ما را حاصل نامه نگاري و مخالفت نهادهاي امنيتي عنوان کرد و به ما گفت که تنها چاره کار مراجعه به اين نهادها و جلب نظر مساعد آنها نسبت به اعلام نتايج است. ايشان حتي در مقابل اصرار ما حاضر به ارائه هيچ مدرکي مبني بر امتناع از اعلام نتايج از سوي سازمان سنجش نشدند و با نسبت دادن کل ماجرا به نهادهاي امنيتي تمام مسووليت اين امر را متوجه ايشان دانستند.»آنها در پايان نامه آورده اند؛ «اينک و پس از يک سال از آن اتفاق ما جمعي از شرکت کنندگان آزمون کارشناسي ارشد سال گذشته از مقام اول دستگاه رسمي متولي آموزش عالي در اين کشور، نه آزادي آکادميک، نه پايبندي به مصرحات بيانيه هاي حقوق بشر يا بندهاي روشن قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران يا موکدات صريح اسلامي را طلب نمي کنيم، ما از شما کارنامه شرکت در آزمون کارشناسي ارشد خود را مي خواهيم. قطعاً نام و نشاني تمام داوطلباني که وضعيتي مشابه دارند، در دفتر گزينش استاد و دانشجوي سازمان سنجش موجود است.»


احتمال ثبت نام اينترنتي آزمون وکالت
نمايندگان نزديک به 30 هزار وکيل دادگستري و کارآموز وکالت از سراسر کشور گرد هم مي آيند تا مهم ترين مسائل مربوط به وکالت و حق دفاع مردم را مورد بررسي و تصميم گيري قرار دهند.به گزارش ايسنا روابط عمومي اتحاديه سراسري کانون هاي وکلاي دادگستري ايران (اسکودا) با اعلام اين خبر افزود؛ در صورتي که اعضا و روساي هيات مديره کانون هاي وکلاي دادگستري سراسر کشور در همايش شيراز، ثبت نام اينترنتي آزمون وکالت را تصويب کن