يكشنبه، 22 ارديبهشت 1387 - شماره 1673
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
نماينده دادستان، افسر پليس و وکيل مدافع متهم در جلسه دادگاه دلايل متناقضي را مطرح کردند
ابهام در ارتکاب جنايت خياباني از سوي نوجوان 15 ساله
گروه حوادث؛ جلسه محاکمه پسري که متهم است در 15سالگي مرتکب قتل شده پس از 5/3 ساعت کشمکش با اصرار بر بي گناهي متهم به پايان رسيد و هيات قضات براي تصميم گيري وارد شور شدند.به گزارش خبرنگار ما در ابتداي اين جلسه پرکشمکش آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و از کيفرخواست صادره عليه متهم دفاع کرد. وي در توضيح ماجرا گفت؛ حسين نوجواني که هم اکنون 18 سال سن دارد متهم است 18 آبان ماه سال 85 در خيابان ارمغان فرحزاد، با ضربه چاقو جوان ورزشکاري به نام علي را به قتل رسانده است. علي پس از زخمي شدن توسط حسين به بيمارستان آتيه منتقل شد اما به دليل خونريزي شديد و پارگي قلب جان سپرد. ماموران پليس روز بعد حسين را در هشتگرد دستگير کردند و متهم همان روز در اداره آگاهي به قتل اعتراف کرد. با توجه به اين اقرار و گفته هاي شهود و ساير مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس پدر و مادر علي به عنوان اولياي دم در جايگاه حاضر شدند و براي حسين تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.

قاضي عزيزمحمدي در ادامه جلسه ستوان... را که از حسين بازجويي کرده بود به جايگاه احضار کرد و خطاب به وي گفت؛ متهم طي نامه يي که به وزير دادگستري نوشته مدعي شده است شما حين بازجويي به زور از او اعتراف گرفته ايد. در حال حاضر براي توضيح آنچه اتفاق افتاده است به دادگاه فرا خوانده شده ايد. درخصوص آنچه اتفاق افتاده، توضيح دهيد.ستوان... در پاسخ به هيات قضات گفت؛ بعد از انقلاب اسلامي اعتراف گيري به وسيله کتک زدن کاملاً منسوخ شده و ممنوع است. شب حادثه من افسر کشيک دايره قتل اداره آگاهي بودم، حدود ساعت 11 شب بود که از کلانتري به من خبر دادند در جريان يک نزاع دسته جمعي پسر جواني به قتل رسيده است. به اتفاق بازپرس شاملو- بازپرس ويژه قتل- در محل حاضر شديم، ماموران کلانتري دو نفر را دستگير کرده بودند اما عامل اصلي قتل فراري بود. ما به کلانتري رفتيم و مطابق آنچه دو فرد دستگيرشده به بازپرس گفته بودند من دستور گرفتم حسين را بازداشت کنم. به محل زندگي متهم در قاسم آباد رفتم اما متهم آنجا نبود. به ناچار پدرش را به تهران آوردم و با تلاش فراواني که انجام دادم و نصيحت هايي که به پدرش کردم قرار شد او پسرش را تحويل دهد و چند ساعت بعد نيز حسين دستگير شد.اين مامور پليس افزود؛ من در اين سال هايي که در اداره آگاهي کار کردم به راحتي مي توانم قاتلان اتفاقي را از متهمان سابقه دار و حرفه يي تشخيص دهم و مي دانم که راه اعتراف گيري از اين دو گروه متفاوت است. ما براي اعتراف گرفتن از مجرمان حرفه يي از ترفندهاي پليسي و علمي استفاده و زمينه را طوري فراهم مي کنيم که فرد مجبور به اعتراف شود اما حسين يک مجرم حرفه يي نبود. وقتي او را به اداره آگاهي آوردند، از آنجايي که سن بسيار کمي داشت به شدت ترسيده بود و دست و پايش مي لرزيد. خيلي ترسيده بود و اين مساله را هر افسر باتجربه يي مي توانست تشخيص دهد. همه متهمان در نزاع دستگير شده بودند. من از شيوه نصيحت براي اين متهمان استفاده کردم و از آنها خواستم اگر مي دانند قاتل کيست معرفي کنند. بعد حسين از من خواست اجازه دهم برادرش را ببيند و با او به صورت خصوصي صحبت کند.

ستوان... ادامه داد؛ درنهايت حسين به قتل اعتراف کرد و گفت با يک کارد ميوه خوري که براي شکستن گردو در جيب داشته علي را به قتل رسانده است. البته با توجه به اينکه حسين با برادرش مشورت و بعد به قتل اعتراف کرد به عنوان افسر پرونده نمي توانم صد درصد بگويم که حسين مرتکب قتل شده است و من 20 درصد احتمال مي دهم قاتل فرد ديگري باشد. در اين هنگام قاضي دادگاه از مامور پليس پرسيد؛ حسين مدعي شده چون شما او را کتک زديد، پرونده را از شما گرفتند و به افسر ديگري دادند، آيا اين ادعا صحت دارد؟ستوان... گفت؛ من پرونده هاي مهم ديگري داشتم و براي اينکه بتوانم آن پرونده ها را پيگيري کنم پرونده اين قتل به افسر ديگري سپرده شد.سپس قاضي عزيزمحمدي شاهدان ماجرا را به جايگاه دعوت کرد. همگي آنها اعلام کردند خودشان نديده اند که حسين ضربه يي به علي زده باشد، فقط ناظر درگيري بودند. يکي از شاهدان گفت؛ من ديدم که حسين به سمت علي رفت، اما نمي دانم او آخرين نفري بود که با علي درگير شد يا فرد ديگري هم پس از آن با مقتول به زد و خورد پرداخت. اما سه خواهر مقتول که شاهد ماجرا بودند، گفتند حسين را حين زدن ضربه ديده اند.پس از شهود، حسين متهم نوجوان در برابر قضات قرار گرفت. وي اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت؛ درگيري که آغاز شد، من هم به حمايت از برادر و اقوامم وارد دعوا شدم، يک بار هم با علي درگير شدم، تيغ موکت بري در دستش بود که تيغ آن گوشه دستم را زخمي کرد. علي بسيار درشت هيکل بود و من اصلاً زورم به او نمي رسيد. بعد از علي جدا شدم و ديدم حاميان علي برادرم مجيد را کتک مي زدند. خواستم به طرف او بروم که در راه به يکي از دوستان علي برخوردم و براي اينکه بتوانم از دست او فرار کنم يک ضربه با شيشه ماءالشعير به سرش زدم و پسر جوان به زمين افتاد. من ديگر چيزي نديدم و متوجه هم نشدم که چه اتفاقي افتاد.وي ادامه داد؛ در اداره آگاهي از من به زور اعتراف گرفتند و هنوز هم مدعي هستم ستوان... مرا تحت فشار قرار داد. در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي از حسين خواست چشم در چشم ستوان... شود و حرفش را دوباره تکرار کند، متهم پس از انجام اين کار به دفاعياتش ادامه داد و دوباره منکر ارتکاب قتل شد.اين بار منصور ياورزاده وکيل مدافع متهم در جايگاه قرار گرفت. وي در دفاع از موکلش گفت؛ قبول دارم علي(مقتول) ناجوانمردانه به قتل رسيده و از اين جهت به اولياي دم تسليت مي گويم، اما مسائلي در پرونده وجود دارد که به نظر مي رسد تامل روي آنها لازم است.وي ادامه داد؛ يکي از شاهدان گفته است ضارب علي لباس سفيد بر تن داشت. البته اين شاهد ضارب را نديده است. با اين وجود در بررسي هايي که انجام گرفت مشخص شد حسين هنگام حادثه لباس سفيد بر تن نداشت. از سويي حسين مدعي شده چاقوي ميوه خوري در جيب داشته است و براي گردو خوردن از آن استفاده مي کرده در حالي که آبان ماه فصل گردو نيست و اين بخش از اعترافات موکلم نيز با واقعيت همخواني ندارد. وکيل متهم ادامه داد؛ بازپرس پرونده مدعي شده چند نفر به صورت شفاهي به او گفته اند که حسين قاتل است، حال آنکه اگر اينطور بود چرا بازپرس گفته هاي اين شهود را که يکي از آنها شهرام نام دارد صورتجلسه نکرده و در هيچ جاي پرونده گفته هاي اين شهود وجود ندارد. چطور است که شهرام در درگيري اصلاً حضور نداشته اما ديده که حسين به قلب علي چاقو زده است؟ سوال من اين است که آيا واقعاً مي توان به گفته هاي شفاهي شاهدي که در محل حادثه حضور نداشته براي متهم کردن يک نوجوان 15 ساله استناد کرد. وکيل مدافع متهم در ادامه گفت؛ حسين ضعيف ترين، کم سن ترين و ترسوترين فرد در نزاع دسته جمعي بود، حال چطور مي توانسته به علي که حداقل سه برابر هيکل موکلم را داشته و ورزش زيبايي اندام کار مي کرده است چاقو وارد کند و علي هم هيچ عکس العملي نشان ندهد. با توجه به جثه حسين و مقايسه آن با جثه علي به راحتي مي توان دريافت که حتي يک سيلي علي مي توانسته حسين را به زمين پرتاب کند.موکل من فقط يک بار آن هم در اداره آگاهي به قتل اعتراف کرده است و فقط پنج خط اول اعترافات به دست خود وي نوشته شده که در اين پنج خط هم هيچ اعتراف به قتلي وجود ندارد. بعد از اين خطوط داخل پرانتز نوشته شده دستم زخمي است و نمي توانم بنويسم و مابقي اعترافات توسط فرد ديگري نوشته شده، مگر حسين از همان ابتدا نمي دانسته که دستش زخم است، پس چطور است که فقط هنگام اعتراف به قتل جملات با خط شخص ديگري نوشته شده است. در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي به ياورزاده تذکر داد اگر مي تواند گفته هايش را ثابت کند و دلايل را به دادگاه ارائه دهد تا افسر بازجو تحت پيگرد قرار گيرد و اگر امکان اثبات کردن اين ادعا را ندارد از تهمت زدن دوري کند.ياورزاده در ادامه هيات پنج نفري قضات را خطاب قرار داد و گفت؛ يک زخم دفاعي روي دست مقتول وجود دارد که مشخص نشده اين زخم براي چه ايجاد شده است. مگر حسين مي توانسته ابتدا با کارد ميوه خوري يک ضربه به بدن يک ورزشکار وارد کند، او هم عکس العملي نشان ندهد و بعد ضربه دوم را به سينه وي بزند. به نظر مي رسد علي همان ابتداي درگيري ضربه خورده چرا که به کمک برادرش سعيد که مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار گرفته، نرفته است. اگر او مطابق آنچه شاهدان گفتند در انتهاي درگيري ضربه مي خورد قطعاً در طول دعوا به کمک برادرش که با شش نفر درگير بود، مي رفت.پس از پايان دفاعيات وکيل مدافع حسين، متهم يک بار ديگر در جايگاه حاضر شد تا آخرين دفاعياتش را مطرح کند. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول ندارم و قسم مي خورم که من مرتکب قتل نشدم اما متاسفانه من در جايگاه متهم قرار گرفتم و به همين خاطر تقاضاي بخشش از اولياي دم را دارم چرا که به هر حال در آن نزاع شرکت داشتم. پس از پايان جلسه محاکمه هيات قضات براي تصميم گيري در مورد پرونده وارد شور شدند.
اظهارات پدري که دختر 17 ساله اش را کشت
دامادم مقصر اصلي مرگ فرزانه است
گروه حوادث؛ مردي که دختر 17 ساله اش را به خاطر ربوده شدن از سوي داماد خانواده به قتل رسانده بود جزئيات بيشتري را از انگيزه و نحوه ارتکاب اين جنايت افشا کرد.اين مرد 53 ساله که احمد نام دارد بامداد چهارشنبه هفته گذشته دختر جوان خود به نام فرزانه را خفه کرد و پس از دستگيري ضمن پذيرفتن اتهام قتل گفت از آنجا که دامادش به نام سعيد، فرزانه را ربود و 10 روز با وي زندگي کرده بود آبروي خانوادگي اش را در خطر مي ديد، بنابراين بين دو گزينه خودکشي و قتل فرزند دومي را برگزيد و دخترش را خفه کرد.

حادثه از زبان متهم

احمد که اکنون به دستور بازپرس جنايي اصفهان در بازداشت به سر مي برد در گفت وگو با پايگاه اطلاع رساني عبرت به تشريح وقايعي پرداخت که به قتل دخترش انجاميد. وي در حالي که به شدت مي گريست ماجرا را اين گونه شرح داد؛ هفت ماه پيش دختر بزرگترم را به عقد سعيد در آوردم، اما بين آنها اختلاف وجود داشت و اين مساله موجب نگراني من و اعضاي خانواده ام شده بود.بارها به خانواده دامادم مراجعه کردم که تکليف را روشن کنند اما هيچ تغييري در رفتار سعيد صورت نگرفت.ابتداي سال جاري به خانواده دامادم گفتم برايتان هداياي عيد را خواهيم آورد ولي آنها نه تنها از پذيرش من خودداري کردند بلکه موضوع فسخ ازدواج اول و علاقه پسرشان به فرزانه را طرح کردند.همين ايام سفري براي ما پيش آمد و ناچار به قصد زيارت منزل را ترک کرديم، پس از بازگشت متوجه شديدتر شدن مشکلات دختر بزرگم شديم به گونه يي که وي به من گفت شوهرش حتي از خوردن غذاي پخت او خودداري مي کند. هنگامي که به پرس و جو در اين رابطه پرداختم اين بار سعيد با صراحت درخواستش را براي طلاق دادن همسرش و ازدواج با فرزانه مطرح کرد.اما از آنجا که اين کار را خلاف شرع و قانون مي دانستم، به شدت در مقابل خواسته او مقاومت و از پذيرش اش امتناع کردم. با اين وجود مزاحمت ها همچنان ادامه داشت و زخم زبان ها و حرف هاي مردم نيز به آن اضافه شد تا جايي که حتي قادر نبودم به کوچه بروم و در مسجد نماز بخوانم. اندکي پس از آن تصميم گرفتم فرزانه را به مدرسه بفرستم اما مزاحمت ها مجدداً آغاز شد و دخترم حتي در مسير مدرسه نيز در امان نبود. طي اين مدت براي آنکه دخترم به لحاظ روحي آسيب نبيند همه گونه امکاناتي برايش فراهم کردم تا بلکه غائله پايان يابد و در نهايت نيز ناچار شدم فرزند اولم را از همسرش سعيد جدا کرده و طلاقش را دنبال کنم. ولي حتي اين مساله نيز مشکل را حل نکرد و بالاخره کار به بازداشت دامادم و فرزانه توسط پليس کشيده شد و در نهايت سه شنبه- روز قبل از قتل- با احوالي بيمار براي تحويل گرفتن فرزانه به دادگاه رفتم و با کفالت او را به خانه بازگرداندم.از همان ساعت بحث ها شدت گرفت و من فرزانه را کتک زدم، او صدايش در نيامد و فقط مي گفت من چه بايد بکنم.به رغم اينکه دلم براي فرزانه مي سوخت حرف هاي مردم و شنيدن سخنان اتهام گونه مرا در وضعيتي دشوار قرار داده، شرافتم لکه دار شده بود و از شر افکار مسموم رهايي نداشتم.آن شب کنار دخترم نشستم و به وي گفتم؛ يا تو بايد بميري يا من تا از اين وضع رقت بار خلاصي پيدا کنيم. او پيشاني مرا بوسيد و گفت من هم قادر به ادامه اين راه نيستم و اگر قرار است کسي از دنيا برود من بهترين فرد هستم، چون با رفتن شما مشکلي حل نمي شود و ساير افراد هم گرفتار مي شوند.آن شب فرزانه بر خلاف همه شب ها به درخواست من در طبقه پايين خوابيد، تصميم خودم را گرفته بودم و مي خواستم به زندگي اش خاتمه دهم، تقريباً همه اعضاي خانواده از تصميم من اطلاع داشتند اما فکر نمي کردند اين کار عملي شود. شب به کندي مي گذشت بارها کنار فرزانه نشستم و به چهره معصوم وي خيره شدم. هنگام اذان صبح مانند هر روز بيدار شدم بر بالينش رفتم، خواهرش را نيز بيدار کردم.حرف هاي آخر بين ما زده شد. براي آخرين بار به فرزانه گفتم بين من و تو يک نفر بايد زنده بماند و فرزانه به آسودگي خوابيد و خود را داوطلب مرگ کرد. براي آخرين بار صورتم را بوسيد و من هم با او وداع کردم، دست هايش را در دست خواهرش گذاشتم و بعد با دستمال و پلاستيکي که از قبل آماده کرده بودم جانش را گرفتم. او مقاومتي نکرد، در اين دقايق همه بيدار و هر کدام در گوشه يي از خانه نشسته بودند، قرار مان اين بود که موضوع را خودکشي نشان دهيم اما پشيماني به سراغ همه آمد و قتل را به پليس اطلاع داديم.دخترم قبل از مرگ بارها عذر خواهي و اشتباهش را گوشزد کرد ولي همچنان معتقد بود اگر زنده بماند تا ابد بايد بار معصيت، زخم زبان و مزاحمت را به دوش بکشد.من دخترم را کشتم و اين حرف ها را براي خلاصي از گناهي که مرتکب شده ام نمي گويم، بلکه مي خواهم مسوولان اين مساله را پيگيري کنند.من بايد عبرت ديگران شوم، عبرت پدرها، مادرها، دختران جوان و افرادي که به سادگي با شرافت خانواده ها بازي مي کنند. اجازه دادم عکسم را به مردم نشان دهيد تا عمق غم و درد يک پدر در اين لحظات حس شود و با ديدن چهره معصوم دخترم ديگران به فکر فرو روند. از شما مي خواهم اين مساله را پيگيري کنيد، من مجازات را مي پذيرم اما نبايد عامل اصلي بدبختي ما به سادگي رها شود و دوباره خانواده ديگري را بي آبرو کند. دامادم در وقوع اين ماجرا موثر بوده و اگر او اين مشکلات را به وجود نمي آورد امروز فرزانه به مدرسه مي رفت. من از مسوولان مي خواهم سعيد را نيز به مجازات اعمالش برسانند.دخترم فريب رفتارها و حرف هاي دروغ و داستان پردازي هاي دامادم را خورد و در روزهاي آخر براي نجات ما خود را به او علاقه مند نشان مي داد اما مي دانستم فرزانه براي رهايي خود از دست اتهام هاي مردم به اين سو رفته است.بنا بر اين گزارش اکنون علاوه بر احمد و سعيد، خواهر فرزانه نيز در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از اين سه متهم ادامه دارد.
پس از گذشت 6 ماه از وقوع حادثه صورت گرفت
دستگيري راننده سمند به خاطر مرگ دو دختر دانشجو در قزوين
گروه حوادث؛ راننده فراري يک خودروي سمند که مسوول مرگ دو دختر دانشجو در قزوين شناخته مي شد پس از شش ماه در تهران شناسايي و بازداشت شد.

به گزارش خبرنگار ما اين راننده آبان ماه سال گذشته سه دختر دانشجو را از قزوين به مقصد تهران سوار خودرواش کرد اما با وارد شدن به مسيري فرعي و طرح مسائل غيراخلاقي مسافران خود را به وحشت انداخت و سبب شد آنها از خودروي در حال حرکت به بيرون بپرند. در نتيجه اين حادثه دو دختر جان باختند.

اين حادثه زماني برملا شد که دختر دانشجويي به نام سميه به پليس آگاهي قزوين مراجعه کرد و با ابراز نگراني از سرنوشت دو همکلاسي اش گفت؛ من و دو دوستم به نام هاي الهام و فاطمه روز سه شنبه 23 آبان ماه پس از خروج از دانشگاه براي بازگشت به تهران سوار يک سمند نقره يي رنگ شديم. راننده در بين راه با اين بهانه که پلاک اتومبيل اش مشکل دارد و احتمالاً پليس راه وي را متوقف مي کند وارد يک مسير فرعي شد و سپس شروع به صحبت درباره مسائل غيراخلاقي کرد و پيشنهاد داد يکي از ما در صندلي جلو بنشينيم. در اين هنگام ما که به شدت ترسيده بوديم با داد و فرياد از راننده خواستيم توقف کند اما او بي توجه به خواسته ما به سرعت به راهش ادامه مي داد و ما به ناچار از خودروي در حال حرکت به بيرون پريديم. من در اين حادثه مجروح شدم و خودم را با کمک رهگذران به بيمارستان رساندم و سپس به تهران رفتم اما در اين مدت به شدت نگران دو دوستم بودم و به همين دليل تصميم گرفتم پليس را از واقعه مطلع کنم.

پس از اظهارات اين دختر جست وجو براي يافتن ردي از الهام و فاطمه در محل حادثه آغاز شد و ماموران توانستند جسد الهام را در ميان لجنزارهاي يک کانال آب پيدا کنند. پس از آن تلاش براي يافتن جنازه دوم ادامه يافت تا اينکه سه روز بعد پيکر بي جان فاطمه نيز در فاصله يک کيلومتري جسد اول از کانال آب بيرون کشيده شد.

با کشف اين اجساد پرونده ابعاد تازه تري به خود گرفت و کارآگاهان پليس آگاهي قزوين جست وجوهاي وسيعي را براي يافتن راننده فراري آغاز کردند. اين تحقيقات به دستگيري تعدادي مظنون انجاميد اما بي گناهي همه آنها به اثبات رسيد. کارآگاهان در ادامه مسير تازه يي را براي رسيدن به راننده ناشناس در پيش گرفتند و با استعلام از راهنمايي و رانندگي متوجه شدند در مجموع 26 خودروي سمند نقره يي رنگ در قزوين شماره گذاري شده است. به اين ترتيب دستگيري مالکان تمامي خودروهاي سمند نقره يي در دستور کار پليس قرار گرفت. ماموران هرگاه راننده يي را بازداشت مي کردند از سميه مي خواستند او را شناسايي کند اما پاسخ دختر دانشجو درباره آشنايي با مظنونان منفي بود و او هيچ يک از 25 مردي را که به سهولت شناسايي شده بودند، نشناخت. همين امر سبب شد تمام سوءظن ها به تنها راننده بازداشت نشده معطوف شود. از آنجا که اين مرد که سعيد نام دارد از مدت ها قبل در محدوده انتظامي استان قزوين مشاهده نشده بود، دستگيري وي به تعويق افتاد و ماموران پليس قزوين مشخصات خودروي او را به پليس سراسر کشور اعلام کردند و با اخذ دستور قضايي خواستند سعيد در هر نقطه از ايران که مشاهده شد، بازداشت شود. رديابي ها براي دستگيري مالک فراري سمند نقره يي تا جمعه هفته گذشته به طول انجاميد و سرانجام اين مرد سوار بر خودرواش در غرب تهران متوقف و بازداشت شد. سعيد که به پليس آگاهي انتقال يافته تاکنون جرمي را گردن نگرفته است. او مصرانه تاکيد دارد هيچ پيشنهاد غيراخلاقي به دختران دانشجو نداده بود و آن سه خودشان از اتومبيل در حال حرکت به بيرون پريدند و وي در مرگ الهام و فاطمه نقشي نداشته است.

بنابر اين گزارش در حال حاضر تحقيقات از متهم اين پرونده ادامه دارد.
نگاهي به قتل دختر 17 ساله به دست پدر
سيد ضياء الدين فائق*

موضوع جنايت هاي خانوادگي و اين گونه رفتار هاي خشن عليه زنان و دختران که بعضي به آن به اشتباه اقدام شرافتمندانه نيز مي گويند در بسياري ديگر از نقاط دنيا نيز مطرح است و حوادث مشابه آن حتي در کشور هاي اروپايي نيز رخ مي دهد، اما ماجراي قتل دختر 17 ساله به دست پدرش از جنس حوادثي است که بايد به دقت در تمام زواياي آن کنکاش کرد.در ميان مجموعه نکات مهم اين واقعه رقت بار و تلخ مسائل بسياري وجود دارد و نبايد فراموش کرد که در واقع فرزانه و فرزانه ها از يک سو قرباني هوس برخي مردها و از سوي ديگر گرفتار جهالت خانواده هايشان مي شوند.درباره اين حوادث و نحوه پيشگيري از آن بايد به چند نکته توجه داشت. بهترين موضوع اين است که خانواده به عنوان اولين و مهم ترين نهادي که فرد در آن تربيت مي شود و رشد مي کند، وظيفه دارد با رعايت برخي اصول بين اعضاي خود و افرادي که به دلايل مختلف با خانواده در ارتباط هستند، مرز هايي را قائل شود.اينکه فردي به عنوان داماد وارد خانواده يي شود و پس از مدتي همسرش را ناديده بگيرد و عضو ديگري از خانواده را هدف قرار دهد امري نيست که به سادگي رخ دهد. به عبارتي نوع برخورد و شيوه ايجاد ارتباط ديگر اعضاي خانواده بايد به گونه يي باشد که برخي هنجار ها رعايت و مانع ظهور و بروز علاقه هاي حساسيت بر انگيز شود.اين مساله نه تنها در درون خانواده و براي دختري جوان و نا آگاه بلکه براي ديگران نيز ممکن است رخ دهد، در عين آنکه هيچ گاه نبايد وابستگان را با برچسب زدن و اتهام زني روبه رو کرد و نبايد زمينه هاي شک و ترديد را فراهم آورد که اين خود مقدمه انحراف در افراد مي شود اما بايد بين اعضاي خانواده ها مرز هايي کشيده شود و اجازه نداد اين حريم امن مبدل به جولانگاه غريبه ها شود.اينکه بعضي تصور مي کنند به بهانه باز بودن فضاي انديشه يي مي شود اين فرصت را براي هر فردي ايجاد کرد تا به راحتي به تمام افراد خانواده دسترسي بي چون و چرا داشته باشد امري اشتباه است که چنين حوادثي را در پي دارد.از سويي اگرچه ايجاد مهارت هاي لازم براي ارتباط سالم با جنس مخالف امري ضروري و در حقيقت نياز امروز جامعه ما تلقي مي شود اما اين به آن معني نيست که براي مثال خانواده اجازه دهد دختري بي تجربه و داراي روحي سراسر احساس خود را گرفتار عشقي نافرجام کند. عشق در نوجوانان و جوانان را بايد به رسميت شناخت اما همراهي والدين مي تواند اين عشق را هدايت و ساماندهي کند تا به فرجامي تلخ نينجامد.نکته ديگري که در اين پرونده وجود دارد برخورد قاضي اوليه با مشکل ربوده شدن فرزانه به دست داماد خانواده است. قاضي دادگاه بايد با توجه به اطلاعاتي که در اختيار داشت اين دختر را فقط با شرايط خاصي به خانواده مي سپرد و پس از مشاوره دادن به اعضاي خانواده، دختر 17 ساله را راهي خانه مي کرد.

* آسيب شناس اجتماعي
عناوين اين صفحه
ابهام در ارتکاب جنايت خياباني از سوي نوجوان 15 ساله
دامادم مقصر اصلي مرگ فرزانه است
دستگيري راننده سمند به خاطر مرگ دو دختر دانشجو در قزوين
نگاهي به قتل دختر 17 ساله به دست پدر
اولياي دم مقتول به بهنود رضايت ندادند
آتش سوزي بزرگ در انبار کالا
تلفن همراه، از تجاوز سارقان به دختر جوان پرده برداشت
دزد دوچرخه، زانتيادزد شد
هويت واقعي مرد هزارچهره معمايي براي کارآگاهان

اولياي دم مقتول به بهنود رضايت ندادند
اولين جلسه صلح و سازش براي نجات «بهنود» از مرگ بي نتيجه ماند و اولياي دم پرونده بر قصاص اين جوان تاکيد کردند.سه شنبه هفته گذشته زماني که کمتر از 24 ساعت به اجراي مجازات «بهنود» باقي مانده بود، اجراي اين مجازات با دستور مستقيم آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه به مدت يک ماه به تعويق افتاد تا اين متهم که در نوجواني مرتکب قتل شده بود براي اخذ رضايت فرصتي دوباره به دست آورد. پس از به تعويق افتادن حکم، واحد صلح و سازش دادسراي امور جنايي تهران تلاش خود را براي نجات جان «بهنود» آغاز کرد اما اين تلاش ها در اولين جلسه که صبح ديروز برگزار شد، بي نتيجه ماند.قاضي عصمت الله جابري داديار اجراي احکام و سرپرست واحد صلح و سازش دادسراي جنايي با اعلام اين خبر گفت؛ فعلاً اولياي دم مقتول بر خواسته قبلي خود پافشاري مي کنند اما تلاش ما همچنان براي برقراري سازش در پرونده ادامه دارد.بهنود متهم است روز 30 مردادماه سال 84 هنگامي که 17 سال داشت در يک درگيري خياباني جواني به نام احسان را کشته است.


آتش سوزي بزرگ در انبار کالا
آتش سوزي گسترده يي در ساعات اوليه بامداد ديروز يک انبار بزرگ کالا در خيابان فدائيان اسلام را به کام خود کشيد و ده ها ميليارد ريال خسارت بر جاي گذاشت.

خداوردي طاهري اصل مدير امور عمليات منطقه دو آتش نشاني تهران اين حريق را با توجه به وسعت آن و نيز خسارات وارده بعد از حريق انبار کالا در سه راه امين حضور که مرداد ماه 86 رخ داد، دومين حريق بزرگ انبار طي سال گذشته تاکنون عنوان کرد و افزود؛ در اين حادثه که ساعت دو بامداد ديروز آغاز شد يک پنجم از اين انبار 15 هزار متر مربعي طعمه شعله هاي آتش شد و ده ها ميليارد ريال خسارت به بارآمد. وي عمده کالاهاي سوخته شده در اين آتش سوزي را انواع لوازم خانگي، کاغذ، قطعات موتور سيکلت ، رنگ، موکت، ماشين لباسشويي و يخچال فريزر اعلام و اضافه کرد؛ وقوع اين حريق خيلي دير به سازمان آتش نشاني اطلاع داده شد و زماني که اولين گروه آتش نشانان در کمتر از چهار دقيقه پس از اعلام آن به محل حريق رسيدند، تقريباً سه هزار متر مربع از انبار کاملاً گرفتار آتش شده و حريق در حال سرايت به ديگر قسمت هاي اين انبار بود.احمد محمد ثاني معاون عمليات منطقه دو آتش نشاني تهران نيز در مورد تعداد نيروها و تجهيزات و مدت عمليات گفت؛ در مجموع 30 خودروي آتش نشاني با70 نفر آتش نشان در مدت تقريبي سه ساعت عمليات موفق شدند اين آتش سوزي را مهار کنند. وي افزود؛ علت وقوع حريق در اين انبار توسط کارشناسان در حال بررسي است ولي اين نوع مکان ها با توجه به وضعيت موجودشان خطرزا و ناايمن هستند و ممکن است هر لحظه دچار حريق شوند.


تلفن همراه، از تجاوز سارقان به دختر جوان پرده برداشت
سارقان مسافرنما که قصد داشتند با انتقال خودروي مسافرکشي به بيابان هاي اطراف شهر کرج پس از به قتل رساندن راننده، اتومبيل او را به سرقت ببرند، دستگير شدند. پس از بازداشت اين سارقان با بررسي گوشي تلفن همراه آنها مشخص شد آنها روز قبل از دستگيري با تهديد، دختر جواني را به منزل شخصي برده و او را مورد اذيت و آزار قرار داده اند. سرهنگ ناصر اصلاني فرمانده انتظامي کرج در تشريح جزئيات اين پرونده گفت؛ ساعت يک بامداد 17 ارديبهشت ماه ماموران کلانتري 19 باغستان حين گشتزني متوجه شدند از داخل خودروي پرايدي که در حال حرکت بود فردي به بيرون پرتاب شد و خودرو نيز با افزودن سرعت خود قصد داشت هر چه زودتر منطقه را ترک کند. ماموران بلافاصله خود را به فرد مجروح رساندند و با بررسي انجام شده مشخص شد که وي راننده خودرو بوده و سه نفر سارق قصد داشتند با تهديد چاقو و کشاندن خودرو به منطقه خلوت پس از مجروح کردن و قتل راننده، خودرو مورد نظر را به سرقت ببرند. سرهنگ اصلاني گفت؛ با توجه به اظهارات راننده خودرو بلافاصله ماموران به تعقيب سارقان پرداختند و در يک تعقيب و گريز چند ساعته و فعال کردن ساير واحدهاي گشت منطقه سرانجام سارقان به نام هاي «صادق»، «حسين» و «آرش» دستگير شدند و در بازجويي از متهمان و همچنين بررسي فيلم هاي موجود در گوشي تلفن همراه آنها، سرانجام سرکرده اين باند از نيات خود پرده برداشت و اظهار کرد؛ ساعت 17 روز 16 ارديبهشت با سوار کردن دختر جواني به عنوان مسافر و باز کردن باب دوستي و اغفال وي او را به منزل برديم و با تهديد چاقو وي را مورد آزار و اذيت قرار داديم و با تصويربرداري از عمل خود او را تهديد کرديم که چنانچه پليس را در جريان قرار دهد، فيلم تهيه شده را از طريق بلوتوث در سطح شهر پخش خواهيم کرد. فرمانده انتظامي کرج تصريح کرد؛ متهمان همچنين در خصوص سرقت خودرو نيز گفتند با سوار شدن بر خودروي مذکور تحت عنوان مسافر قصد داشتيم پس از کشاندن خودرو به حاشيه شهر آن را به سرقت ببريم و چنانچه راننده مقاومت کرد، وي را به وسيله چاقو از پا درآوريم، اما راننده قبل از اينکه از شهر خارج شويم، به نيت ما پي برد و خود را از خودرو به بيرون پرتاب کرد.


دزد دوچرخه، زانتيادزد شد
گروه حوادث؛ مردي که پيش از اين به جرم سرقت دوچرخه زنداني شده بود، وقتي قصد داشت يک خودروي زانتيا را بدزدد توسط پليس دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل مالک يک زانتيا که اتومبيل اش را در خيابان وحدت اسلامي پارک کرده بود،وقتي قصد داشت سوار آن شود متوجه شد مردي غريبه در تلاش براي گشودن در اتومبيل وي است.صاحب ماشين براي اينکه پي به نيت مرد ببرد چند لحظه مرد را تحت نظر قرار داد و مشاهده کرد فرد ناشناس شيشه خودروي وي را شکسته و در تلاش براي دزدي است. به اين ترتيب با داد و فرياد سارق را به دام انداخت.بنابر اين گزارش پس از دستگيري اين سارق او به اداره آگاهي انتقال يافت و گفت قبلاً به خاطر سرقت چند دوچرخه مدتي را در زندان سپري کرده است، اما اين بار قصد داشته خودروي زانتيا را بدزدد که ناکام ماند.


هويت واقعي مرد هزارچهره معمايي براي کارآگاهان
گروه حوادث؛ پليس در پي تلاش براي مشخص کردن هويت مرد هزارچهره يي است که در پي ارتکاب اعمال مجرمانه چندين بار دستگير شده اما هر بار مشخصات دروغين ارائه داده است.به گزارش خبرنگار ما حدود يک ماه قبل صاحب يک خودروي پژو پرشيا با مراجعه به پليس آگاهي از سرقت اتومبيلش خبر داد. وي ضمن اعلام مشخصات ماشين گفت؛ شناسنامه اش نيز داخل خودرو قرار داشته است. بدين ترتيب با اعلام وقوع اين سرقت ماموران آگاهي تحقيقات خود را براي يافتن خودروي مسروقه آغاز کردند. اما اين تحقيقات با گذشت يک ماه راه به جايي نبرد تا اينکه چند روز قبل يکي از واحدهاي گشتي نيروي انتظامي پس از اينکه به يک خودروي پژو مشکوک شدند آن را متوقف کردند و با مطابقت مشخصات آن با خودروي مسروقه پي بردند که اين همان اتومبيل است.ماموران با انتقال راننده خودرو به اداره آگاهي او را مورد بازجويي قرار دادند. اين مرد در بازجويي هاي اوليه گفت؛ ماشين را از طريق آگهي روزنامه ها انتخاب کردم و پس از توافق با فروشنده و در قبال پرداخت مبلغي يورو معادل 14 ميليون تومان ماشين را تحويل گرفتم و قرار است طي روزهاي آينده با پرداخت سه ميليون تومان ديگر سند آن نيز به نام من شود.در پي اظهارات اين مرد کارآگاهان پليس از او خواستند با فروشنده يک قرار صوري ترتيب دهد. هرچند متهم دستگيرشده با فروشنده قرار گذاشت اما در روز موعود فروشنده بر سر قرار حاضر نشد. پس از آن ماموران پژو پرشيا را بار ديگر مورد بازرسي قرار دادند و موفق شدند شناسنامه صاحب اصلي آن را در زير آفتابگير ماشين کشف کنند.اما متوجه شدند عکسي که روي شناسنامه الصاق شده تصوير مرد دستگيرشده است.همچنين مدارک يک خودروي پژو 206 نيز در صندوق عقب پرشيا پيدا و پليس متوجه شد مدارک از کيف مالک پژو سرقت شده است.با به دست آمدن اين مدارک متهم به سرقت پژو پرشيا اعتراف کرد. پس از اعترافات اين سارق پليس به بازرسي از منزل وي پرداخت و چندين جلد شناسنامه نيز کشف کرد و مشخص شد متهم از هويت هاي مختلف استفاده مي کرده است. در ادامه فاش شد پرونده يي عليه اين مرد چندي قبل در دادسراي عمومي تهران به جريان افتاد ولي وي که نامي دروغين براي خود انتخاب کرده بود با قرار وثيقه آزاد شد اما مدتي بعد از سوي پايگاه سوم پليس آگاهي به دام افتاد و اين بار نيز با مشخصات جعلي توانست سندي گرو بگذارد و فرار کند. از آنجا که اين متهم 26ساله هر بار خود را با نامي متفاوت معرفي مي کند هنوز هويت اصلي او، سوابق کيفري اش و پرونده هايي که عليه وي در جريان است، مشخص نشده و پليس در تلاش براي حل اين معما است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام