پنج شنبه، 26 ارديبهشت 1387 - شماره 1677
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
بابي رابسون و آخرين روزهاي زندگي او
داستان يک شواليه
پل کيمج*

ترجمه؛ محمدوالا يزداني

سربابي رابسون به بازتاب تصوير خودش در آينه خيره مي شود؛ موهاي جوگندمي روي سرش است؛ صورتش برنزه و خوش فرم است. او اصلاً شبيه آدم هاي سرطاني نيست. او اصلاً شبيه آدمي نيست که تومورهاي غيرقابل جراحي روي شش هايش دارد. اما در 15 ماه گذشته سربابي با نگاهي به آخر خط زندگي مي کند. تيک تاک ساعت روز به روز بلندتر مي شود. او راحت مي خوابد. نکته يي که يک ژورناليست را بيشتر کنجکاو مي کند. او چطور مي تواند بخوابد در حالي که مي داند چه آينده يي پيش رويش است؟ مطمئناً رفت و آمدهاي زياد بين بيمارستان و خانه و نتايج آخرين اسکنش نگرانش مي کند، اين طور نيست؟

انگار اين افکار رابسون را به فکر فرو مي برد اما نگرانش نمي کند. او هرگز در زندگي اش نگران نبوده است؛ نه زماني که براي فولام بازي مي کرد، نه زماني که مربي انگليس بود و نه زماني که السي همسرش را کنار خود داشت. بدون شک السي ديشب به آرامي و قبل از خواب دعا خوانده است؛«مريم مقدس هزار باره شکرت مي کنم. خداوند همواره همراه تو خواهد بود.»

سربابي به اتاق خوابش برمي گردد و از پنجره به مزارع پرپشت «دورهام» و منطقه روستايي اطراف خانه اش در «هاي اورپث» مي نگرد. صبح آفتابي زيبايي است. از آن مدل روزهايي که خاطرات دردناکش او را به زمان هايي مي برد که صبح ساعت 7 از خواب بيدار مي شد، تا زمين تمرين رانندگي مي کرد و با هيجان روي چمن قدم مي زد تا بازيکنانش را تمرين دهد. حالا آن روزها حکم بهشت را دارند. فوتبال، رب النوع رابسون بود. هيچ بازي ديگري چنين بنده متعهدي ندارد. حالا رابسون فکر مي کند بهشتش گم شده است.

رابسون اين روزها آشکارا شل مي زند. به شکل محدودي مي تواند از بازوي چپش استفاده کند. دست چپش هم تکان نمي خورد. از دست دادن استقلال براي او آزاردهنده است؛ نه مي تواند رانندگي کند و گلف بازي کند و نه مي تواند به باغچه يي که حکم معشوقش را دارد، رسيدگي کند. نمي تواند بند کفشش و کراواتش را گره بزند.(رابسون هميشه عاشق کراوات زدن بوده و هست.) نمي تواند کت و شلوارهايش را مرتب و آويزان کند. به جاي گوشت، ماهي مي خورد چون نمي تواند چاقو دستش بگيرد و اين حس را منتقل مي کند که هر لحظه مي گويد؛«السي، اينجايي؟» اين حس آزاردهنده، ديوانه اش مي کند.

«هرگز فکرش را نمي کردم اين طوري زندگي ام تمام شود آن هم با اين شکل ناتواني.»

گاهي اوقات با اين جملات از زندگي اش شکايت مي کند؛«وقتي 72 سالم بود، هر روز روي زمين چمن راه مي رفتم، بدن فعالي داشتم و ذهنم کار مي کرد. همواره از اينکه تمام زندگي ام سالم بودم، به خودم افتخار مي کردم.» اينجاست که السي سرش را تکان مي دهد و با خنده مي گويد؛«منظورت چيه؟ هميشه سالم بودي؟ تو پنج بار سرطان گرفتي،»

سرطان؛ سربابي همواره با وحشتناک ترين بيماري دنيا مثل يک سرماخوردگي ملايم برخورد کرده است. مرحله اول سرطانش سال 92 خود را نشان داد آن هم وقتي که 59 سالش بود يعني دو سال بعد از جام جهاني ايتاليا. موفق ترين مربي انگليس از زمان سرالف رمزي آن روزها در آيندهوون زندگي و مربيگري مي کرد.

يک روز بعد از تمرين، او با مشکل دائمي خونريزي زياد پيش پزشک باشگاه رفت يعني پيش آرتور وولف. وولف او را تا بيمارستان محلي براي آزمايش هاي مختلف همراهي کرد و به رابسون زنگ زد تا نتايج آزمايش ها را به اطلاعش برساند؛«شما احتياج به عمل جراحي داريد. داخل روده بزرگ شما تکه يي سرطاني وجود دارد که بايد آن را بردارند.» رابسون از او پرسيد؛«چقدر از فوتبال دور مي شوم؟» وولف در جوابش گفت؛«حداقل سه ماه.» اينجا بود که رابسون بهت زده گفت؛«چي؟ نمي تونم سه ماه دور باشم. پس تيم چه مي شود؟»

خود سربابي درباره آن روزها مي گويد؛ «من درک کاملي نداشتم. اين اولين بار بود که سرطان وارد خانواده ما مي شد. هيچ کدام از برادرانم سرطان نگرفتند. پدرم 86 سال زندگي کرد و مادرم 85 سال. براي همين فکرش را هم نمي کردم. فقط يکدفعه با آن روبه رو شدم. تکه سرطاني را برداشتند و زندگي ام ادامه پيدا کرد.»

مرحله دوم سرطان کمي جدي تر خودش را نشان داد. سال 95 رابسون 62 سال داشت. او در آستانه دومين فصل حضورش در پورتو قرار داشت و از تعطيلات تابستاني لذت مي برد. چند ماهي بود که از مشکل سينوسش شکايت مي کرد. السي از يک متخصص وقت گرفت و با جراحي مشکل سينوس حل شد. اما بافت برداري نتايج خوبي نداشت. به رابسون اطلاع دادند که توموري سياه رنگ و بدخيم زير پوستش قرار دارد.

هيو ديويس جراح مشاور چندان خوشحال به نظر نمي رسيد؛ «متوجه شده ام که شما مربي فوتبال هستيد. با اين تفاسير اين فصل را نمي توانيد تمام کنيد چون تا ژانويه عوارض اين تومور به چشم و بعد به مغزتان مي رسد.» رابسون باورش نمي شد پس با حالتي اعتراض آميز پرسيد؛ «اما به من نگاه کنين. من قوي و سرحالم. حالم خوبه،» پزشک در جوابش گفت؛ «مي دانيم حالتان خوب است. اما يک تومور بدخيم داخل سرتان است و ما بايد وارد آن شويم تا بتوانيم آن را در بياوريم. بايد سرتان را بشکافيم، دندان تان را بکشيم، از سقف دهان تان رد شويم تا بتوانيم به طور کامل آن را از سرتان درآوريم و مطمئن شويم کاملاً از سرتان خارج شده است.»

مرحله سوم، آوريل 2006. آن زمان سربابي رابسون 73 ساله و به تازگي پست مشاور تيم ملي ايرلند را پذيرفته بود. مارک پسرش او را به اتريش دعوت کرده بود تا با هم اسکي کنند. او خيلي اطميناني به اين سفر نداشت. دوستانش در آيندهوون او را دعوت کرده بودند با هم مسابقه يي از ليگ قهرمانان را تماشا کنند. بعد از مسابقه هم قرار بود به مادريد سفر کند و زماني را با رونالدو سپري کند. به همين دليل به پسرش گفت؛ «مارک مي توانم سه روز برايت وقت بگذارم اما يک هفته نه.» آن موقع فکر مي کرد آنقدر در دوران بازنشستگي اش وقت دارد تا اسکي کند. الکساندر نوه اش همراه سربابي به اتريش رفت. اين اولين برگشت رابسون به پيست اسکي بعد از 16 سال بود. آن موقع فکر مي کرد براي خودش آدم بزرگي در زمينه اسکي کردن است تا اينکه زمين خورد و به يکي از دنده هايش آسيب وارد شد. دنده اش تا سه روز بعد از آن ماجرا هم درد مي کرد. در آيندهوون از او عکس راديولوژي گرفتند و پزشک هاله يي روي شش او ديد. يک بافت برداري ديگر و يک نتيجه بد ديگر؛ توموري اندازه يک توپ گلف روي ريه اش ديده شد. خودش اکنون با لبخند مي گويد؛«خوش شانس بودم. اگر اسکي نمي رفتم، هيچ وقت نمي فهميدم. پس جراحي شدم و يک سوم ريه ام را برداشتند. ديگر نمي توانستم بدوم اما زود خوب شدم.»

مرحله چهارم، آگوست 2006. سربابي رابسون به تازگي رئيس افتخاري باشگاه ايپسويچ تاون شده بود و براي اولين بازي اين تيم داخل جايگاه مديران ورزشگاه «پورتمن رود» نشسته بود. کمي بعد از شروع مسابقه تيکي عصبي را در صورتش حس کرد؛«نمي توانستم حرف بزنم. سعي کردم راجع به اين تيک با همسرم صحبت کنم اما يک کلمه هم بيرون نيامد. پيش خودم فکر کردم خداي من، چه اتفاقي افتاده؟ دارم سکته مي کنم؟» رابسون را از جايگاه پايين آوردند و تحت آزمايش قرار دادند. يکدفعه تيک عصبي رفع شد و توانست دوباره حرف بزند؛«خب ديگر خوب شدم، برگرديم بازي را ببينيم.» پزشکان در جوابش گفتند؛«صبر کن، صبر کن،»

«منظورتان چيه که صبر کنم؟ دارن بازي مي کنن. همين حالا 12 دقيقه رو از دست دادم.»

«نه بابي، بيا بريم بيمارستان و تحت چک آپ قرار بگير.»

اسکن ها از وجود يک تومور داخل سرش خبر دادند. سه هفته بعد در بيمارستان «نيوکاسل جنرال» تحت عمل جراحي قرار گرفت. جراحان با موفقيت تومور را برداشتند اما خونريزي شديد باعث شد سمت چپ بدن رابسون فلج شود. اول همه مي ترسيدند که شايد ديگر نتواند راه برود اما او شجاعانه برگشت.

از رابسون مي پرسم؛«به خدا اعتقاد داريد؟» در جوابم مي گويد؛«به خدا اعتقاد دارم. مي دانم که خدايي آن بالا هست و اگر آدم شايسته يي باشيد از شما حمايت خواهد کرد. من همواره سعي کرده ام در همه زمينه ها آدم شايسته يي باشم. اعتقاد ندارم که دوباره به اين جهان برمي گرديم. فکر مي کنم وقتي مي ميري، مرده يي و زمانت به سر آمده. يک زندگي ديگري آن بالا وجود دارد. فکر مي کنم آنجا از شما مراقبت مي شود و روح تان در آرامش زندگي خواهد کرد.»

«پس بهشت چي؟»

«بهشت يعني آرامش، صلح بدون هيچ گونه درگيري. يک جور نگاه به زمين و آنچه از خود به جا گذاشته ايد. هر چي مي خواهد باشد.»

مرحله آخر، فوريه 2007. سربابي رابسون 74 سالگي اش را تازه جشن گرفته بود و با پروفسور کلي قرار ملاقاتي در بيمارستان «نيوکاسل جنرال» براي آگاهي از نتايج اسکنش داشت. السي حالش چندان خوب نبود و در خانه ماند. جوديت هوري منشي مخصوص سربابي او را تا بيمارستان همراهي کرد.

پروفسور کلي جملاتش را اين گونه شروع کرد؛«اسکن از مغزتان عالي است. ورم آن خوابيده و اوضاع خوب پيش مي رود. اما ما چند غده ديگر روي ريه تان پيدا کرديم.» رابسون با اخم گفت؛«نه ديگه. اين رو به من نگيد.» رابسون نمي توانست خودش را براي يک عمل ديگر آماده کند. اما حرف پروفسور تمام نشده بود؛«متاسفانه اين غده ها را نمي شود با جراحي درآورد.» اين کلمات مثل پتکي بود که روي سر رابسون کوبيده مي شد.

«غيرقابل جراحي؟»

«بله.»

«يعني دائمي اند؟»

«بله.»

رابسون کمي سکوت مي کند تا کنترلش را به دست آورد. «پس چقدر وقت دارم؟»

«نمي دانم. 8 ، 10 ، 12 يا 24 ماه. شما نمي توانيد راجع به سرطان اطمينان داشته باشيد. بستگي به اين دارد که مي توانيم تومورها را کنترل کنيم يا نه.»

جوديت، سربابي را به خانه رساند و به السي خبر داد. السي ناراحت شد اما به شکلي باورنکردني خود را قوي نشان داد و گفت؛ «خب، پس بايد بهترين استفاده ممکن را ببريم. سرحال باش، قدرتت را نشان بده و از زندگي لذت ببر.» از گفتن اين جملات 15 ماه مي گذرد و سربابي از هر روزش لذت برده است. حالا بابي رابسون در پنت هاوس هتل «کاپ تورن» روبه رويم نشسته و از صبح تعريف مي کند. از صبحانه سبکش با السي تا سفرش به حومه نيوکاسل براي فيزيوتراپي و سر زدنش به بيمارستان براي اطلاع از آخرين اسکنش. لبخندي مي زند و مي گويد؛ «تومورها در حال حاضر ثابت هستند. دو تومور بزرگ تر نگراني ايجاد کرده بودند اما آنها هم آرام گرفته اند و همه چيز تحت کنترل است.»

اين ماه هاي آخر، شلوغ ترين و در عين حال لذت بخش ترين ماه هاي ممکن بوده اند.

رابسون به تازگي از يک هفته شلوغ در ايپسويچ برگشته و شنبه هفته آينده در روزي که سي امين سالگرد پيروزي ايپسويچ مقابل آرسنال در فينال جام حذفي را جشن مي گيرد، شاهد فينال جام حذفي امسال بين پورتسموث و کارديف خواهد بود. کمي بيش از حد عادي فکر مي کند و مي گويد؛ «کمي نگران مشکل دست چپم هستم.» از او مي پرسم؛ «اگر يک بار ديگر برگرديد، چيزي را تغيير مي دهيد؟» در جوابم مي گويد؛ «نه آنقدر. يادم مي آيد وقتي پسربچه بودم، انشايي نوشتم که سوژه اش اين بود؛ دوست داريد چه کاره شويد؟ آن موقع نوشتم دوست دارم يک فوتباليست حرفه يي شوم. آن موقع با سنگ و توپ تنيس فوتبال بازي مي کردم. هرگز به بازي کردن براي تيم ملي انگليس فکر نمي کردم. هرگز فکر نمي کردم بازيکن بزرگي شوم. مي خواستم فقط فوتباليست باشم. پس چيزي را تغيير نخواهم داد. من مربي انگليس و باشگاه بارسلونا بودم. من به خانه برگشتم و باشگاه پدرم را هدايت کردم. وقتي بچه بودم روياي آن را هم نداشتم. اگر چيز بيشتري بخواهم، پررويي کرده ام. من يک زندگي عالي داشتم.»

مصاحبه ام با رابسون تمام مي شود. او از صندلي اش در بالکن پنت هاوس بلند مي شود، لبخندي زيبا به من مي زند و از من مي خواهد کنارش بايستم و از منظره منطقه «تاينه سايد» لذت ببرم. در ماه مه 2008 هستيم. سربابي رابسون 75 سال و 81 روز از سنش گذشته است. اما معجزه واقعي اينجاست. او روزهاي عمرش را نمي شمرد.

*خبرنگار روزنامه «تايمز»
مصدوميت تري و دروگبا، نگراني جديد گرانت
جان تري کاپيتان تيم چلسي به رغم مصدوميتي که دارد و دردي که تحمل مي کند قرار است هفته آينده در مسکو مقابل منچستر به ميدان برود. او در بازي يکشنبه پيش مقابل بولتون که با تساوي يک - يک خاتمه يافت در دقيقه 10 با پيتر چک برخورد سختي داشت و از ناحيه آرنج مصدوم شد و طي چند روز گذشته در بيمارستان تحت درمان بود. اما او قصد دارد در آخرين مسابقه اين فصل که اولين فينال چلسي در اروپا محسوب مي شود در کنار هم تيمي هايش باشد. آنها قهرماني جزيره را در آخرين هفته به شياطين اولدترافورد واگذار کردند و حالا تمام اميدشان به فينال جام قهرمانان است. تري خاطره تلخي از مسکو و استاديوم «لوژنيکي» شهر مسکو دارد؛ جايي که در ماه اکتبر تيم انگليس در رقابت هاي مقدماتي يورو 2008 به روسيه باخت و مقدمات حذفش از اين رقابت ها فراهم شد. کاپيتان 27 ساله تيم ملي انگليس در آن زمان هم از مصدوميت زانو رنج مي برد. وي درباره مصدوميت فعلي اش مي گويد؛ «نيمه اول استخوان آرنجم در رفت و حسابي شرايط برايم دشوار شد. البته شانس آوردم که شکستگي نبود و اميدوارم تا هفته آينده همه چيز روبه راه شود. ديروز که بيمارستان بودم، پزشک ابراز اميدواري کرد که با چند روزي استراحت بتوانم در مسکو حاضر شوم. من نيمه دوم بازي با بولتون را در رختکن بودم و حسابي درد داشتم، از سوي ديگر مرتب بازي منچستر را پيگيري مي کردم. گل دوم منچستر پايان همه چيز براي ما بود. من تقريباً مي دانستم که ليگ برتر را از دست داده ايم. اما از سوي ديگر به فينال بزرگ تري رسيديم و معتقدم که مي توانيم هوادارانمان را خوشحال کنيم و با جام قهرماني از مسکو برگرديم.

يونايتد اين فصل خيلي خوب ظاهر شده و هيچ ضعفي ندارد، آنها شايستگي اين قهرماني را داشتند، اما در مسکو همه چيز فرق مي کند. البته گفتن اين مساله براي من آسان است، اما قهرماني در اروپا تنها چيزي است که ما مي خواهيم و البته تنها عنواني است که من شخصاً در کارنامه ام ندارم. هنوز هم خيلي افسوس مي خورم که نتوانستيم قهرماني جزيره را از آن خود کنيم اما ايراد خودمان بود که در بازي هاي آخر امتيازات مهمي را از دست داديم تا کار به هفته آخر و بازي آخر بکشد.» اگرچه آورام گرانت سرمربي چلسي بابت مصدوميت تري و ترديد حضورش در ترکيب اصلي تيم نگراني هاي زيادي دارد، اما از سوي ديگر مصدوميت ديديه دروگبا هم بر اين نگراني ها افزوده است. اين مهاجم ساحل عاجي مي گويد تا روز مسابقه به بهبودي کامل مي رسد و اميدوار است بتواند در ترکيب تيمش براي قهرماني تلاش کند.

گرانت خاطرنشان مي کند؛ «دروگبا در 10 دقيقه پاياني بازي از ناحيه زانو مصدوم شد و ما هم نتوانستيم او را تعويض کنيم. او هر آنچه در توان داشت انجام داد و شايد به همين علت باشد که در حال حاضر شرايط مساعدي ندارد.» دروگبا نيز درباره شرايط فعلي اش مي گويد؛ «بلافاصله بعد از بازي روي محل ضربه ديده يخ گذاشتيم و درمان را شروع کرديم، به نظرم نبايد خيلي جدي باشد و اميدوارم اين هفته در تمرينات شرکت کنم. ما هدفمان شکست دادن منچستر است، همگي مي دانيم که مي توانيم بر آنها غلبه کنيم، پيش از اين هم توانايي هايمان را اثبات کرديم. البته من نمي خواهم منکر شايستگي و لياقت آنها براي کسب قهرماني ليگ برتر شوم، چرا که ما هم اشتباهات زيادي داشتيم، اما در حال حاضر به قهرماني اروپا فکر مي کنيم.»
باز هم در باب هواداري فوتبال
علاقه يا شيفتگي؟
آرش حقيقي

ديروز بهمن فروتن مي گفت؛ «چرا ديگر چيزي نمي نويسي؟ يعني يک چيز درست و حسابي نمي نويسي؟»

جوابي نداشتم. شايد به عقيده بهمن خان من تنبل شده ام يا قلمم مکانيکي شده يا هر چيز ديگري. اما همين تلنگر کافي بود که در اين روزهاي کند و راکد تحريک شوم تا کمي به يکي از نوشته هاي خودش گير بدهم. گير که نه، شايد فقط انشعابي از رودخانه يي که به راه انداخته است، بزنم و چند خطش را کامل کنم. ستون محوطه جريمه اين هفته فروتن که استثنائاً روز يکشنبه چاپ شد، مقدمه يي داشت درباره هويت در فوتبال. جملاتي که حميدرضا صدر پيش از آغاز مسابقه چلسي و ليورپول در نيمه نهايي ليگ قهرمانان به زبان آورد، آنقدر صادقانه و دوست داشتني بود که حتي اگر مخالفش هم فکر مي کردي، حداقل چند دقيقه شيرين اين کلمات و اين اعتراف بي غش و غل در دهانت مي ماند.

فروتن هم به همين حرف ها در مقدمه يادداشتش اشاره کرده بود. اما ديدگاه صدر در عين حال که جذاب است، بويي از منطق و سردي خاص انگليسي را هم با خود دارد. صدر خود به نهايت طرفدار فوتبال انگليسي است و به همين خاطر اينطور از هواداري فوتبال حرف مي زند. موضوع خيلي ساده است؛ آنقدر ساده که اصلاً گاهي يادمان مي رود درباره اش فکر کنيم. هر آدمي در سنين پايين به دنبال قهرماني براي خودش مي گردد و بسته به بستري که در آن رشد مي کند، اين قهرمانش مي تواند سينمايي، ورزشي يا هر چيز ديگر باشد. اين علاقه مثل خود عشق است يعني وقتي آن علاقه خاص در وجودت پديد مي آيد، دليلش را نمي داني. البته اين ندانستن از نخواستن مي آيد. دوست داري در آن لحظه و حتي در آينده و گاه تا پايان او انگ متافيزيک روي آن بزني و با هاله يي از تقدس هر آناليزي را از آن دور کني. اشکال ندارد. لزومي ندارد همه چيز را به نقد کشيد و خود را در دالان دلايل انداخت و بازي علت و معلول بازي کرد. اما بهتر است خودمان بدانيم که اين تنها يک توهم شخصي است که کاملاً مي توان ريشه يابي يا به بيان ديگر آسيب شناسي اش کرد. کاري که صدر مي کند دقيقاً همين است. او دليل علاقه اش به چلسي را درخشش بنتي مي داند و بعد وقتي مي بيند قهرمانش چقدر احمقانه گل مي خورد و باعث شکست تيم ملي انگلستان مي شود از او روي برمي گرداند. جمله درخشان صدر در آن شب اين بود؛ «قهرمانان مان و کساني که دوست شان داريم هم به راحتي سقوط مي کنند.» اين سقوط آنقدر براي صدر ملموس است که با خود عهد مي بندد ديگر هوادار تيمي نشود و اين عقلاني ترين تصميم ممکن براي يک عاشق فوتبال است.

اما در اين تصميم درصد بالايي از محافظه کاري و ريسک ناپذيري هم پنهان است. ولي مساله اصلي اينجا نيست. بحث بر سر هويت بود؛ هويت يک تيم بزرگ. اگر بتوان به اين سادگي از تيمي که ادعا مي کنيم هوادارش بوديم روي برگردانيم و دليلش را بي هويتي تيم بدانيم ساده ترين راه ممکن را برگزيده ايم. مسلماً وقتي طرفدار يک تيم هستيد دوست داريد تيم تان برنده باشد، آن هم هميشه. ولي مهم اينجا است که رويکردتان به شکست هاي تيم تان چيست. تا حالا دقت کرديد هر فصل که تيمي در اروپا قهرمان مي شود از فرداي شب فينال چقدر تعداد بچه هايي که با پيراهن تيم قهرمان در کوچه ها «گل کوچيک» بازي مي کنند بيشتر مي شود. «آقا ما منچستريم. شما کي هستيد؟ من رونالدوام، تو کي؟» آيا اسم اين را مي توان هواداري گذاشت؟ فاناتيسم فوتبال را مي توان به همين سادگي تعريف کرد؟

شايد اينجا اشتباهي رخ داده است. هواداري فوتبال بر مبناي علاقه نيست، بلکه بر مبناي شيفتگي است. تفاوت اين دو مفهوم در بعد عقلاني و احساسي آنها است. وقتي شما به کسي علاقه داريد (يا به تيمي) بر مبناي خصوصيات آن آدم (يا تيم) به او تمايل پيدا مي کنيد. اگر تيمي خوب بازي کند هوادارش مي شويد اما وقتي قانون تغيير طبيعت تاثير خودش را گذاشت و آن آدم (يا تيم) ديگر مثل سابق نبود و خصوصياتش تغيير کرده بود خيلي راحت کنارش مي گذاريد. چرا؟ چون ديگر آن موجود سابق نيست يا به عبارتي «هويت» خود را از دست داده است. اما شيفتگي بعدي ديگر از تپش بي امان قلب را در خود دارد. شما شيفته آدمي مي شويد و بعد ديگر هيچ منطقي در کار نيست. يعني همه خصوصياتش برايتان جذاب مي شود. تا حالا شده از يک بيني کوفته يي خوشتان بيايد؟ مسلماً اين در دايره تئوري زيبايي شناسي چهره نمي گنجند، ولي همان رنگ متافيزيکي ديگر منطق پذير نيست. گرچه اين شيفتگي هم يک دليل اوليه دارد و بدون محرکش هرگز پديد نمي آمد اما اين دليل اوليه فقط در حکم يک هل ناقابل باقي مي ماند و ديگر به ادامه داستان ربطي پيدا نمي کند. ممکن است سال ها بعد بگوييم حالا مي فهمم چرا هوادار فلان تيم شدم ولي اين ديگر اهميتي ندارد. آنچه مهم است اين است که تو سال هاست براي تيمي اشک ريخته يي و هيجان را در اوج خودش لمس کرده يي.

هويت يک تيم همان تيم است؛ نه يک بازيکن، نه ده بازيکن، نه مربي، نه رئيس باشگاه و نه هيچ چيز ديگر. هويت چلسي لندن همان نفس تيم چلسي است. چين و چروک هاي روي صورت اين زن مسن هويتش را از بين نمي برد، تنها گذشت زمان را نشان مي دهد. اين همان زني است که 50 سال پيش عاشقش بوده ايم و حالا حتي همان چشمان افتاده و رگ هاي برجسته دست ها و زبري انگشتان هم دوست داشتني است...

همه اينها البته شايد براي فوتبال ايران با همه اتفاقات عجيب و غريبي که در آن مي بينيم ناملموس و دور باشد و اصلاً نتوان مفهوم عظيم هويت را به آن چسباند اما حداقل براي فوتبال جزيره که حالا قدمتي نزديک به دو قرن پيدا کرده است نوشتن و فکر کردن وقت تلف کردن نيست و ارزشش را دارد.
موضع گيري صريح معاون فرهنگي سازمان تربيت بدني در گفت وگو با شبکه خبر
ممنوعيت استفاده از نام پرسپوليس
در حالي که تنها يک ماه از صدور امتياز انتشار روزنامه پرسپوليس از سوي وزارت ارشاد براي باشگاه پرسپوليس گذشته و سايت خبري تيم هم با نام پرسپوليس روي فضاي وب وجود دارد و در استاديوم هاي فوتبال هم تماشاگران اين تيم را با نام پرسپوليس تشويق مي کنند روز گذشته عبدالرضا ساور معاون فرهنگي سازمان تربيت بدني از تمام رسانه ها درخواست کرد به جاي نام پرسپوليس از نام «پيروزي» استفاده کنند آن هم در شرايطي که در دوران مديريت علي ميرزايي در پرسپوليس باشگاه به هر دو نام پرسپوليس و پيروزي ثبت شد و حتي در آن دوران هفته نامه پرسپوليس هم انتشار يافت. به هر حال با وجود اين معاون فرهنگي، حقوقي و امور مجلس سازمان تربيت بدني از همه رسانه ها خواست از اين پس از نام پيروزي براي اين باشگاه فرهنگي - ورزشي استفاده کنند. «عبدالرضا ساور» در گفت وگوي اختصاصي با شبکه خبر درباره تغيير نام باشگاه پرسپوليس به پيروزي تهران گفت؛ «نام اين باشگاه پيروزي است نه پرسپوليس.» او در پاسخ به اين سوال که حتي در سايت رسمي باشگاه هم از عنوان پرسپوليس استفاده شده است ، گفت؛ «سايت باشگاه هم تخلف کرده است و همه کساني که از نام پرسپوليس براي باشگاه پيروزي استفاده مي کنند متخلف هستند. اين باشگاه متعلق به سازمان تربيت بدني است و همه امکانات آن هم در اختيار سازمان است و قطعاً نام اين باشگاه پيروزي است نه پرسپوليس.» ساور تغيير نام باشگاه از پيروزي به پرسپوليس را در زمان مديريت يکي از مديران عامل باشگاه تکذيب کرد و گفت؛ «قطعاً نام اين باشگاه پيروزي است و هيچ وقت نام اين باشگاه تغيير نکرده است.» معاون فرهنگي ، حقوقي و امور مجلس سازمان تربيت بدني اضافه کرد؛ «اين موضوع به همه خبرگزاري ها، رسانه ها، روزنامه ها و سايت هاي رسمي اطلاع داده شده است و اگر به اين روند عمل نشود مسووليت آن با خود آنهاست. نام اين باشگاه از قبل پيروزي بوده و هيچ وقت عنوان پرسپوليس توسط سازمان تربيت بدني تاييد نشده.» عبدالرضا ساور درباره انتقال اموال باشگاه پرسپوليس به پيروزي هم گفت؛ «باشگاه هاي استقلال و پيروزي طبق مصوبه يي به سازمان تربيت بدني منتقل شده اند و همه اموال دو باشگاه تاج و پرسپوليس متعلق به آنهاست.» اين در حالي است که چند هفته پيش، معاون فرهنگي سازمان تربيت بدني در يک دستورالعمل مخفيانه به خبرگزاري ها و برنامه هاي تلويزيوني از آنها درخواست کرده بود ديگر از نام پرسپوليس استفاده نکنند. پس از اين اتفاقات بود که حتي عادل فردوسي پور در اجراي نود هم به اجبار از نام پيروزي استفاده مي کند.
پرسپوليس 4- صبا يک ، سپاهان يک - نفت صفر
قهرماني در روز آخر
امير مسعودي؛ در پايان هفته سي وسوم نه سپاهاني ها توانستند در ميدان نقش جهان جشن قهرماني بگيرند و نه پرسپوليسي ها توانستند پرچم زرد را از بالاي جدول به پايين بکشند. در روزي که پرسپوليس و سپاهان براي اينکه بتوانند جنگ براي رسيدن به قهرماني را به هفته پاياني بکشند، پيروز شدند تا همه چيز در شنبه سرنوشت ساز مشخص شود.هر چند از ابتدا معلوم بود که پرسپوليس کار دشوارتري را مقابل صبا به نسبت رويارويي سپاهان برابر صنعت نفت پيش رو دارد اما نتيجه يي که آخر بازي روي اسکوربورد ورزشگاه آزادي ثبت شد، عجيب بود.پيروزي چهار بر يک پرسپوليس برابر صبا باتري در حالي چهارشنبه به دست آمد که حضور نود هزار تماشاگر پرسپوليسي شرايط را براي صباباتري در اين ورزشگاه دشوار کرده بود. با اين حال در دقايق ابتدايي ديدار دو تيم بازي برابري را به نمايش گذاشتند تا اينکه در دقيقه نوزدهم کريم باقري که آمادگي بالايي داشت، توانست با استفاده از پاس خوب مسعود زارعي گل اول بازي را به ثمر برساند.البته پس از اين گل ترس تکرار سناريوي بازي هاي قبلي لرزه بر تن کادر فني و هواداران پرسپوليس انداخت. اتفاقاً پيش بيني آنها هم درست از آب درآمد و در لحظاتي که پرسپوليس عقب نشيني کرده بود، غلامرضا رضايي موفق شد در دقيقه 43 گل تساوي را وارد دروازه پرسپوليس کند. دقيقاً پس از گل مهاجم کوتاه قد صبا بود که از ورزشگاه فولادشهر اصفهان خبر رسيد سپاهان با گل احسان حاج صفي از صنعت نفت پيش افتاده است. باقي ماندن اين نتيجه به معناي قهرماني سپاهان بود و با همين نااميدي نود هزار تماشاگر پرسپوليس فاصله 15 دقيقه يي بين دو نيمه را در ورزشگاه آزادي تحمل کردند. با شروع نيمه دوم تقريباً هيچ کس اميدي به بازگشت پرسپوليس نداشت تا اينکه با ورود عليرضا نيکبخت واحدي نيمکت نشين به بازي اميدها زنده شد. با اين حال در شرايطي که همه نگاه ها به نيکبخت بود، پژمان نوري با پاسي طولي توپ را پشت مدافعان براي محسن خليلي فرستاد و او هم با تيزهوشي توانست با عبور از المير توليا گل دوم را وارد دروازه صبا کند. پس از اين گل همه انتظار داشتند که پرسپوليس عقب بکشد و صبا سوار بازي شود اما اين پيش بيني هم درست نبود. يحيي گل محمدي که از ابتداي بازي چهره يک شکست خورده را داشت در اين دقايق قدرت تصميم گيري و تغيير استراتژي نداشت و در همين لحظات با سانتر زيباي حسين کعبي، محسن خليلي پرسپوليس را به سومين گل رساند. با اين حال با گل سوم عطش پرسپوليس باز هم فروکش نکرد و با فرار مسعود زارعي از سمت چپ و پاس او پژمان نوري هم توانست سهمي در گل هاي پرسپوليس در اين بازي داشته باشد. هر چند پرسپوليس توانست در يک روز رويايي با نتيجه چهار بر يک صبا را شکست بدهد اما پيروزي يک بر صفر سپاهان برابر صنعت نفت هم در پايان هفته سي و سوم ثبت شد تا سرنوشت قهرماني به روز آخر کشيده شود؛ روزي که شنبه ويژه يي براي فوتبال ايران خواهد بود. هر چند هنوز وضعيت قهرماني مشخص نيست اما با نتايجي که ديروز به دست آمد تقريباً تيم دوم سقوط کرده به دسته اول مشخص شد. با باخت يک بر صفر صنعت نفت به سپاهان تيم آباداني سه امتياز از ملوان و پگاه گيلان عقب افتاد تا اين تيم اصلي ترين کانديدا براي سقوط به دسته اول باشد. روز گذشته ملوان هم در ورزشگاه تختي انزلي پس از هفته ها، برد تا تيم شمالي براي ماندن در ليگ برتر اميدوار باشد. ملوان موفق شد با نتيجه دو بر يک تيم مقاومت سپاسي را از پيش رو بر دارد تا تيم احمدزاده به هشتمين امتيازش در نيم فصل دوم برسد. هر چند ملوان برد اما ديگر تيم شمالي ليگ برابر برق شيراز شکست خورد. پگاه گيلان در شرايطي روز گذشته مقابل برق شيراز بازي را با نتيجه يک بر صفر واگذار کرد که هفته قبل توانسته بود خود را از منطقه خطر دور کند. اما يکي از نتايج جالب اين هفته باخت استقلال مقابل ذوب آهن بود. استقلالي که اين هفته ها خوب مي بازد ديروز هم در سکوت ورزشگاه تختي تهران با نتيجه دو بر يک برابر ذوب آهن شکست خورد تا با دوپله سقوط در رده دهم جدول قرار گيرد. استقلال اگر بازي هفته آينده اش را هم ببازد به احتمال فراوان تا مکان دوازدهم سقوط خواهد کرد. در يکي ديگر از بازي هاي هفته سي وسوم استقلال اهواز و پاس همدان به نتيجه دو - دو رسيدند تا هيچ تغييري در مکان هاي چهارم تا ششم جدول ايجاد نشود. علي دايي هم که هفته هاي آخر حضورش در سايپا را سپري مي کند ديروز توانست پيروزي تيم اش را جشن بگيرد. سايپا در کرج با نتيجه يک بر صفر ابومسلم را شکست داد. تيم امير قلعه نويي هم در هفته سي و سوم پس از هفته ها به پيروزي رسيد. مس موفق شد با نتيجه دو بر يک راه آهن را از پيش رو بردارد تا تيم کرماني در اين هفته هاي پاياني حفظ آبرو کند.در يکي ديگر از بازي هاي کم حساسيت هفته ما قبل آخر ليگ پيکان از روحيه پايين شيرين فراز نهايت استفاده را برد و توانست در کرمانشاه تيم شيرين فراز را با نتيجه سه بر صفر از پيش رو بردارد.
دوچرخه سواران تيم دانشگاه آزاد از خجالت هم درآمدند
درگيري در تور رياست جمهوري
اولين دوره تور دوچرخه سواري رياست جمهوري در روزي به پايان رسيد که درگيري برخي دوچرخه سواران تيم دانشگاه آزاد، نقطه تاريک اين رويداد بزرگ به ميزباني کشورمان بود. در روز دوم اين تور دوچرخه سواران دانشگاه آزاد اسلامي در خط شروع و پايان مسابقه درگيري هايي را با يکديگر داشتند به طوري که اگر ميانجيگري پيشکسوتان و قديمي هاي دوچرخه سواري نبود، اين درگيري فيزيکي به جاهاي باريک کشيده مي شد. غلامحسين کوهي مربي تيم دانشگاه آزاد در مورد اين درگيري گفت؛ «اين درگيري به صورت لفظي و پرخاشگرانه بود و خود من هم با حضور بين دوچرخه سواران مانع تشديد درگيري شدم.» او با بيان اينکه در تمامي مسابقات اين مسائل درون هر تيمي وجود دارد، گفت؛ «تيم ما در مرحله دوم اين مسابقات به دليل زمين خوردن سعيدي از تيم پتروشيمي عقب ماند و بچه ها نيز به همين دليل نسبت به عملکرد يکديگر اعتراض داشتند که چرا همکاري بين تيمي وجود نداشته است.» امير زرگري يکي از دوچرخه سواران عضو تيم دانشگاه آزاد اسلامي با بيان اينکه خود او هم يکي از معترضان به هم تيمي هايش در اين مسابقه بوده است، گفت؛ «اگر همه بچه هاي تيم همکاري داشتند ما هرگز پيراهن طلايي را از دست نداده و حتي سکوي اول را هم از آن تيم خود مي کرديم.» او با بيان اينکه به هيچ عنوان دعواي بين دوچرخه سواران دانشگاه آزاد به معني زدوخورد نبوده و تنها شاهد پرخاش بچه هاي تيم بوده ايم، اضافه کرد؛ «اصلاً اينطور نبوده که دعوايي با زدوخورد بين دوچرخه سواران صورت گيرد بلکه اعضاي تيم در پايان مسابقه باهم مشاجره کرده و با پرخاش نسبت به هم اعتراض کردند و آقاي کوهي به همه تذکر داد و از تشديد ماجرا کاست.» عباس سعيدي تنها نيز در مورد درگيري به وجود آمده بين دوچرخه سواران گفت؛ «اعتراض تيم ما داخلي بود و ربطي به مسابقات ندارد. متاسفانه در حالي که من در روز اول مسابقات به مقام قهرماني رسيده و مي توانستم پيراهن طلايي را حفظ کنم به راحتي اين امتياز را از دست دادم.» اين دوچرخه سواران در حالي درگيري ها در تور رياست جمهوري را لفظي مي دانند که شاهدان عيني و حتي يکي از عکاساني که از صحنه هاي اين درگيري عکس گرفته است، بر درگيري فيزيکي و حرف هاي ناشايستي که بين برخي دوچرخه سواران رد و بدل شده است، تاکيد مي کنند. نخستين مرحله از تور بين المللي دوچرخه سواري رياست جمهوري با حضور 14 تيم خارجي و داخلي از 20 ارديبهشت ماه در تهران برگزار شد که در نهايت پتروشيمي تبريز به مقام نخست دست يافت، تيم دانشگاه آزاد دوم شد و پيکان تهران بر سکوي سوم ايستاد.
با وجود خبر صداوسيما مبني بر انتقال تيموريان به ساندرلند
آندو تکذيب مي کند
با به پايان رسيدن قرارداد آندرانيک تيموريان شايعه حضور بازيکن ايراني بولتون در تيم هاي مختلفي شنيده مي شود. در حالي که بخش هاي مختلف خبري تلويزيون ايران دو شب گذشته به نقل از روزنامه هاي انگليسي خبر دادند که آندرانيک تيموريان به ساندرلند انگليس مي پيوندد، اما تنها بازيکن ايراني ليگ برتر انگليس اين خبر را تکذيب کرد و گفت؛ «هيچ صحبتي براي حضورم در ساندرلند مطرح نشده و من اين خبر را تکذيب مي کنم. همان طور که پيش از اين هم گفته ام تا قبل از پايان ليگ هاي اروپايي منتظر مي مانم تا وضعيت تيم هاي اروپايي مشخص شود، پس از آن تصميمم را مي گيرم. بنابراين بعيد مي دانم زودتر از دو هفته ديگر تيم جديدم مشخص شود.» با وجود اينکه «آندو» خبر پيشنهاد ساندرلند را تکذيب مي کند، يکي از سايت هاي ايراني که در خارج از کشور فعاليت مي کند خبر داد که نام تيموريان در فهرست خريد تابستاني روي کين سرمربي ساندرلند قرار دارد. در وب سايت هواداران بولتون هم يکي از طرفداران اين تيم بر اساس شنيده ها نوشته که روي کين پيشنهاد دو ميليون پوندي را براي جذب تيموريان مطرح کرده است. بازيکن ايراني بولتون در ميان هواداران اين تيم انگليسي محبوبيت فراواني دارد و در کامنت هايي که طرفداران اين تيم در وب سايت گذاشته اند، افسوس آنها از جدايي آندو مشاهده مي شود. آنها در ابتداي فصل هم در روزهايي که «سمي لي» سرمربي بولتون بود از او مي خواستند به تيموريان براي بازي کردن فرصت بدهد. شعار معروف آنها هم اين بود؛ Sammi Li pick a team, get him in for Godsake آنها در اين شعار خود از لي مي خواستند آندرانيک را به ميدان بفرستد. تيموريان درباره محبوبيتش در ميان هواداران بولتون گفت؛ «من دو سال خيلي خوب را در بولتون داشتم. سال گذشته نزديک به 35 تا 40 بازي براي بولتون انجام دادم و امسال هم در هشت، نه بازي که به ميدان رفتم موثر بودم. فکر مي کنم به دليل اين واقعيت که من تمام تلاشم را براي تيم انجام دادم بين هواداران محبوب شدم. البته چند پيشنهاد دارم اما تا دو هفته آينده صبر مي کنم، اگر اجازه بدهيد صحبتي از تيم هايي که به من پيشنهاد داده اند نکنم تا تيم جديدم مشخص شود.» در حالي جدايي «تيموريان» از بولتون قطعي شده که به غير از او قرارداد بازيکناني نظير ايوان کمپو، يسي جاس کلاينن، ريکاردو گاردنر و استليوس جيانا کوپولوس هم با اين باشگاه به پايان رسيده و دني گوتري، مايکل آلونسو و راسياک هم با به پايان رسيدن قراردادهاي قرضي شان، بايد به تيم هاي ليورپول، رئال سوسيداد و ساوتهمپتون برگردند.
پايان ليگ آزادگان در اوج حساسيت
جمعه سياه، جمعه طلايي
فردا يکي از حساس ترين روزهاي فوتبال ايران است؛ روزي که تکليف صعودکننده ها به پلي آف ليگ برتر مشخص مي شود و چهار تيم هم بايد حقيقت تلخ سقوط به ليگ دسته دو را بپذيرند. 12 بازي هفته بيست و دوم ليگ دسته اول آزادگان فردا در حالي همزمان در شهرهاي مختلف برگزار مي شود که در چند هفته اخير مثل سال هاي گذشته، بحث تباني تيم هاي مختلف و حتي تطميع بازيکنان حريف مطرح شده و موضوع به جايي رسيده که مربيان برخي تيم ها هم خواستار نظارت بيشتر فدراسيون فوتبال بر اين مسائل حاشيه يي شدند.در گروه اول مسابقات شهرداري بندرعباس در حالي مقابل استيل آذين قرار مي گيرد که تيم پروين حتماً بايد به سه امتياز برسد، در غير اين صورت با پيروزي احتمالي پيام مشهد مقابل داماش ايرانيان، نماينده خراسان رضوي به مکان دوم جدول برمي گردد و استيل آذين از صعود به پلي آف محروم خواهد شد. بازي داماش - پيام در تهران برگزار مي شود و پس از اتفاقات عجيبي که در پايان بازي هفته گذشته پيام - نيروي زميني رخ داد، روحيه مشهدي ها براي کسب سه امتياز در تهران زياد است. فردا در تهران يک بازي حساس ديگر هم برگزار مي شود و نيروي زميني ميزبان گل گهر سيرجان است؛ مسابقه يي که صدرنشين گروه الف براي تثبيت جايگاه خود در جدول و صعود به مرحله بعد، نياز به پيروزي مقابل تيم پنجم جدول دارد. گل گهر نه امکان سقوطش وجود دارد و نه مي تواند به پلي آف برسد، به همين دليل شانس پيروزي نيروي زميني خيلي زياد است. اما دو مسابقه حساس هم براي تيم هاي پايين جدولي؛ شاهين اهواز که سقوطش به ليگ دو قطعي شده، در نوشهر مقابل شموشک قرار مي گيرد. تيم بهمن فروتن 22 امتيازي است و در صورت غلبه بر شاهين، بايد منتظر شکست کاوه زنجان مقابل سرخپوشان بماند تا دو تيم 25 امتيازي شوند و مسابقه رودررو تيم سقوط کرده را مشخص کند. البته بي انگيزگي سرخپوشان، شموشکي ها را نگران کرده اما فراز کمالوند قول داده تيمش با تمام قوا به مصاف کاوه برود. تراکتورسازي - مقاومت بسيج فارس هم تنها مسابقه گروه الف است که حساسيت خاصي ندارد. فردا تکليف گروه ب هم مشخص مي شود. فولاد خوزستان که با 41 امتياز صدرنشين اين گروه است، براي قطعي کردن صعود خود به عنوان تيم اول، بايد در خانه خود شاهين پارس جنوبي را مغلوب کند؛ اتفاقي که چندان دور از ذهن به نظر نمي رسد. سپاهان نوين و تربيت يزد به ترتيب با 39 و 37 امتياز تيم هاي دوم و سوم اين گروه هستند و براي صعود به پلي آف رقابت سختي با هم دارند. سپاهان بايد در تهران با هما روبه رو شود و تربيت هم ميهمان مس در رفسنجان است. در واقع هر دو تيم کار سختي براي نتيجه گيري در هفته پاياني دارند اما به نظر مي رسد شانس سپاهان براي کسب سهميه دوم گروه ب بيش از نماينده يزد باشد، هر چند هماي قعرنشين براي فرار از سقوط تا لحظه آخر مقابل تربيت مي ايستد. ماشين سازي تبريز تيم يازدهم جدول که احتمال سقوطش زياد است، در خانه به مصاف اتکا مي رود و آلومينيوم اراک هم ميزبان نساجي قائمشهر است. ماشين سازي و آلومينيوم با 20 امتياز در رده هاي يازدهم و دهم قرار دارند و پيروزي محتمل آنها در روز آخر کارشان را به پلي آف خواهد کشاند تا تکليف تيم سقوط کننده به ليگ دو مشخص شود. کوثر- شهرداري تبريز مسابقه يي است که هيچ حساسيتي ندارد. به هر حال ساعت 30/16 فردا حساسيت در ليگ آزادگان به اوج مي رسد و حوالي ساعت 30/18 برخي در حال اشک ريختن و برخي ديگر در اوج شادماني هستند.
عناوين اين صفحه
داستان يک شواليه
مصدوميت تري و دروگبا، نگراني جديد گرانت
علاقه يا شيفتگي؟
ممنوعيت استفاده از نام پرسپوليس
قهرماني در روز آخر
درگيري در تور رياست جمهوري
آندو تکذيب مي کند
جمعه سياه، جمعه طلايي
ميلياردر آذربايجاني به دنبال خريد تاتنهام
جلسه محرمانه مياتوويچ و فرگوسن
تورام، خروج از بارسلونا و ادامه فوتبال
ژيمناست ايران در فينال جام جهاني
واليباليست هاي خارجي به ايران نيامدند
مسابقات آسيايي ايت بال در کيش
بازي نکونام در تيم منتخب جهان
ايران - لبنان؛ پنجشنبه
ليگ برتر

ميلياردر آذربايجاني به دنبال خريد تاتنهام
فارس؛ يک ميلياردر اهل جمهوري آذربايجان قصد خريداري باشگاه فوتبال تاتنهام انگليس را دارد. «واقيت آلک پروف» که در جمهوري آذربايجان از راه نفت به ثروت هنگفتي رسيده، قصد دارد قدم در راهي که رومن آبراموويچ ميلياردر نفتي روسي مالک چلسي گذاشته، بگذارد و تاتنهام را خريداري کند. منابع خبري در جمهوري آذربايجان خبر دادند آلک پروف رقمي بالغ بر 400 ميليون يورو را جهت خريداري اين باشگاه انگليسي مدنظر قرار داده است. وي که چهل و هشتمين مرد ثروتمند دنيا به شمار مي رود، درصدد است از طريق خريداري مالکيت تاتنهام، براي خود اعتبار تازه يي فراهم کند. آلک پروف در کشورش مالک کنسرسيوم نفتي عظيم لوک اويل است که به تمام نقاط جهان نفت صادر مي کند.


جلسه محرمانه مياتوويچ و فرگوسن
در مسکو

فارس؛ مقامات باشگاه رئال مادريد سرانجام سرمربي منچستر يونايتد را به برپايي جلسه در مسکو متقاعد کردند. رئال مادريد به دنبال کريستيانو رونالدو است اما منچستر يونايتد با پيشنهادات غيرمنتظره و نجومي مي کوشد قرارداد وي را تمديد کند. سرالکس فرگوسن با دريافت نامه رسمي اين باشگاه اسپانيايي سرانجام قبول کرد به بهانه ديدار نهايي ليگ قهرمانان اروپا در مسکو، پايتخت روسيه، با سران مادريد و به خصوص پردراگ مياتوويچ نايب رئيس فعلي اين باشگاه ديدار کند. جالب اينجا است که همتايان مياتوويچ در اين جلسه حاضر نيستند و فرگوسن به عنوان نماينده باشگاه منچستر يونايتد در اين جلسه که در يک هتل برگزار مي شود، حضور خواهد داشت.


تورام، خروج از بارسلونا و ادامه فوتبال
فارس؛ مدافع سابق تيم ملي فرانسه گفت ؛ به فوتبال ادامه مي دهم و به فکر بازنشستگي نيستم. ليليان تورام ادامه داد؛ با وجودي که با بارسلونا اسپانيا قرارداد دارم اما تصميم گرفته ام در پايان فصل جدا شوم. البته خروج من از بارسا به منزله خاتمه فوتبال نيست. اين بازيکن قديمي که مورد توجه چند تيم از جمله آرسنال انگليس، ردبول سالزبورگ و... است، گفت؛ هنوز در مورد تيم بعدي ام تصميمي نگرفته ام. براي اين کار وقت هست و مي توانم تصميمي منطقي بگيرم. تورام گفت؛ برايم آنچه در وهله نخست مهم بود، اين است که باز هم به فوتبال ادامه دهم و در تيمي باشم که از جايگاه مناسبي برخوردار باشد. در مورد اين مدافع باتجربه پيشين موناکو فرانسه، پارما و يوونتوس ايتاليا گفته مي شود در دو هفته آينده اقدام به انتخاب تيم بعدي خود خواهد کرد.


ژيمناست ايران در فينال جام جهاني
ايسنا؛ «محمد رمضان پور» به ديدار پاياني رقابت هاي ژيمناستيک جام جهاني چين راه يافت. در نخستين روز از مسابقه هاي ژيمناستيک جام جهاني در شهر تيان جين که ژيمناست هايي از بيست و شش کشور جهان حضور دارند، محمد رمضان پور در وسيله پرش خرک به مرحله پاياني راه يافت. در جام جهاني چين ژيمناست هاي مطرح جهان از کشورهاي اسلووني، روسيه، چين، فرانسه، بلژيک و بلغارستان حضور دارند. از منطقه غرب آسيا ايران در اين مسابقه ها حضور دارد. اين مسابقات در ورزشگاه دوازده هزار نفري تيان جين برگزار مي شود که محل برگزاري رقابت هاي ژيمناستيک بازي هاي المپيک خواهد بود. حسين کشوري و هادي خناري نژاد دو ژيمناست ديگر ايران بعدازظهر امروز مسابقه هاي خود را شروع مي کنند. اين براي دومين بار در تاريخ ژيمناستيک ايران است که يک ژيمناست ايراني مي تواند به مرحله پاياني مسابقه هاي جام جهاني راه پيدا کند. اولين بار سال 84 و در جام جهاني تهران بود که يک ژيمناست ايراني توانست به فينال برسد.


واليباليست هاي خارجي به ايران نيامدند
ايسنا؛پس از گسترش تبليغات منفي رسانه هاي بلغارستاني براي منصرف کردن دو بازيکن حاضر در ليگ واليبال اين کشور براي سفر به تهران، دو واليباليست مورد نظر تيم پيکان سه شنبه گذرنامه هاي خود را از سفارت ايران در صوفيه پس گرفتند. «تاسف» بهترين پاسور فصل جاري رقابت هاي ليگ برتر واليبال بلغارستان که به همراه تيمش به عنوان قهرماني مسابقات سال 2008 - 2007 دست يافت و ديگر بازيکن کنيايي اين تيم، تعلل سفارت ايران در صدور رواديد براي سفر به تهران را يکي از عوامل اعلام انصراف شان اعلام کردند. اما مهم ترين دليل صرف نظر کردن بازيکنان خارجي تيم پيکان به تبليغات منفي رسانه هاي بلغارستاني براي انصراف اين دو بازيکن از سفر به تهران بازمي گردد. با اين حساب تاسف بازيکن 40 ساله تيم زسکاي صوفيه به همراه بازيکن آفريقايي اين تيم پس از، از دست دادن قهرماني مسابقات جام حذفي باشگاه هاي بلغارستان در ديدار فينال، قراردادهاي خود را با باشگاه زسکا تمديد کردند. مصطفي کارخانه سرمربي تيم واليبال پيکان گفت؛ «متاسفانه گفته مي شود عدم همکاري سفارت ايران در بلغارستان براي صدور رواديد براي اين بازيکنان، عامل انصراف آنها از آمدن به تهران شده است. اين در حالي است که ما براي سفر به صوفيه کمترين مشکل را داشتيم و بالطبع آنها هم توقع برخورد خوب مسوولان سفارت ايران را داشته اند.»


مسابقات آسيايي ايت بال در کيش
دبير فدراسيون بولينگ و بيليارد از برگزاري پيکارهاي آسيايي ايت بال در کيش با حضور 27 کشور خبر داد. امير کريم زاده با اشاره به اهميت ميزباني اين رقابت ها گفت؛ «در اين مسابقات 27 کشور قدرتمند و نام آور آسيا 16 مهرماه به مدت سه روز با يکديگر به رقابت خواهند پرداخت. در بيليارد توانسته ايم به سطح خوبي دست پيدا کنيم؛ اما براي رسيدن به مطلوب ترين سطح که منجر به کسب مدال و جايگاه در آسيا و جهان شود، بايد تلاش بيشتري کنيم. براي برگزاري هرچه بهتر همراه مسوولان کميته هاي مختلف به اين جزيره سفر کرديم تا با ارزيابي وضعيت سالن هاي بيليارد، گفت وگوهايي نيز با مسوولان ورزش کيش داشته باشيم.»


بازي نکونام در تيم منتخب جهان
ايسنا؛جواد نکونام بازيکن ايراني اوساسونا سه شنبه شب در ترکيب تيم منتخب جهان بازي کرد. نکونام که از سوي صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل براي حضور در ديدار خيريه تيم منتخب جهان و ياران «فردريک کانوته» دعوت شده بود، سه شنبه شب در ترکيب منتخب جهان و در کنار بازيکنان نامداري همچون ليونل مسي، کارلوس پويول، رائول گونزالس و پل اسکولز بازي کرد. اين ديدار در ورزشگاه سانچس پيسخوان سويا برگزار شد و ياران کانوته موفق شدند با نتيجه 5 بر 3 تيم منتخب جهان را از پيش رو بردارند. در ترکيب تيم ياران کانوته پنج نفر از بازيکنان سويا و ساير بازيکنان سياهپوست لاليگا حضور داشتند. وزير کشور اسپانيا ميهمان ويژه اين ديدار بود. صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل درآمد حاصل از اين ديدار را به کودکان فقير ماليايي اختصاص خواهد داد.


ايران - لبنان؛ پنجشنبه
ايسنا؛با پايان مرحله گروهي رقابت هاي قهرماني فوتسال آسيا، چهره هشت تيم صعود کننده به مرحله يک چهارم نهايي مشخص شد. تايلند ميزبان دهمين دوره قهرماني آسيا پس از قرار گرفتن در مکان نخست گروه اول، حريف استراليا در مرحله يک چهارم نهايي شد. قرقيزستان تيم دوم گروه اول هم بايد به مصاف تيم اول گروه سوم يعني ژاپن برود. ازبکستان که قدرتمندانه مرحله گروهي را به پايان برده بود با ايستادن در مکان اول گروه دوم حريف تيم چين در مرحله يک چهارم نهايي شد و تيم ايران که با ¹ امتياز و ³µ گل زده بهترين نمايش را بين تيم هاي آسيايي داشته بايد در مرحله يک چهارم نهايي به مصاف لبنان برود. اين بازي ها پنجشنبه انجام خواهد شد. تيم ايران در صورت پيروزي مقابل لبنان در مرحله نهايي به مصاف برنده ديدار تيم هاي ژاپن - قرقيزستان خواهد رفت.


ليگ برتر
آغاز ليگ هشتم 15 مرداد

رئيس سازمان ليگ برتر فوتبال خبر داد که هشتمين دوره ليگ برتر ايران پانزدهم مردادماه آغاز خواهد شد. دو روز ديگر تا پايان هفتمين دوره ليگ برتر فوتبال ايران باقي مانده است و در روز بيست و هشتم ارديبهشت ماه، اين مسابقات به پايان خواهد رسيد. مديران فدراسيون و سازمان ليگ برنامه ريزي هاي لازم را براي آغاز هشتمين دوره مسابقات آغاز کرده اند که بنا بر آخرين تصميمات، پانزدهم مرداد ماه هشتمين دوره آغاز مي شود.

هفته آخر ليگ برتر

شنبه 28 ارديبهشت

مقاومت - مس؛ حافظيه شيراز

پگاه - صباباتري؛ عضدي رشت

ابومسلم - برق شيراز؛ ثامن الائمه مشهد

راه آهن - شيرين فراز؛ اکباتان تهران

پيکان - سايپا؛ ايران خودرو تهران

پاس - ملوان؛ قدس همدان

ذوب آهن - استقلال اهواز؛ فولادشهر

نفت - استقلال تهران؛ تختي آبادان

پرسپوليس - سپاهان؛ آزادي تهران


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام