پنج شنبه، 2 خرداد 1387 - شماره 1683
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
در سفر هيات حزب سوسيال مسيحي پارلمان آلمان به تهران تاکيد شد
پرهيز از کنش هاي تنش زا
گروه سياسي، زهره آقاياني؛ رئيس گروه ايالتي حزب سوسيال مسيحي در پارلمان آلمان بر تعليق غني سازي اورانيوم از جانب ايران به عنوان پيش شرط براي همکاري بيشتر تاکيد کرد. اظهارات فوق را پيتر رامزاوئر سرپرست هيات ايالتي حزب سوسيال مسيحي در پارلمان آلمان روز گذشته در کنفرانس خبري خود در سفارت آلمان در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبني بر اينکه چنانچه پيش بيني شود در بسته پيشنهادي جديد گروه 1«5 همچنان بر تعليق غني سازي پافشاري شده باشد ايران آن را نپذيرد آيا شش کشور بزرگ غرب مي توانند مشوق ها يا راه حل هاي متفاوت ديگري ارائه کنند، عنوان کرد. اين سفر سه روزه هيات ايالتي حزب سوسيال مسيحي در پارلمان آلمان ديدار و گفت وگوهايي با شخصيت ها و مقامات ارشد سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران از جمله سيدمحمد خاتمي، منوچهر متکي، علاءالدين بروجردي و معاون وزير صنايع و بازرگاني در تهران و اصفهان داشتند. اگرچه پيتر رامزاوئر بسته پيشنهادي که قرار است سولانا به ايران ارائه کند را حاوي اقداماتي در جهت عميق تر کردن و توسعه روابط با ايران و نيز همکاري در زمينه تکنولوژي هسته يي عنوان کرد اما بار ديگر ايران را متهم کرد که اخيراً در حرکتي که به گفته وي خصمانه بوده شش هزار سانتريفوژ جديد را نصب کرده است. به گفته او ايران بايد مفاد سه قطعنامه تصويبي شوراي امنيت را رعايت کند و پروتکل الحاقي را نيز هرچه زودتر به تصويب مجلس برساند. رامزاوئر تاکيد کرد طرف ايراني بايد از کنش هايي که به گفته وي مي تواند جو را تلخ کند، پرهيز کند. رئيس گروه ايالتي حزب سوسيال مسيحي آلمان با اشاره به ائتلاف بزرگ آلمان اظهار داشت که اين ائتلاف معتقد است بايد بسته مذاکرات وزراي خارجه 1«5 به ايران ارسال و نشانه هاي مربوط به آن از طرف ايران دريافت شود. اين نماينده پارلمان آلمان با اشاره به اينکه در ائتلاف بزرگ آلمان همه در زمينه سياست خارجي موضع واحدي دارند، يادآور شد؛ در اين ائتلاف که به عنوان ائتلاف بزرگ مشهور است در صدر سياست خارجي همه نظر يکساني دارند اما در ديگر مسائل سياسي ممکن است اختلاف نظرهايي وجود داشته باشد. او در عين حال خاطرنشان ساخت؛ حق استفاده صلح آميز ايران از انرژي هسته يي حقي بلامنازع است که کسي در آن ترديد ندارد. با اين همه او اظهار اميدواري کرد در آينده ايران اين اقدامات را متوقف کند و در آينده نزديک با همکاري ها راهي پيدا شود که از وضعيت موجود خارج شود و توسعه و پيشرفت يابد. به رغم اين اظهارات، رامزاوئر در توصيف محتويات بسته پيشنهادي عنوان کرد؛ بسته پيشنهادي گروه 1«5 در چارچوب قطعنامه هاي سازمان ملل است که پيشنهاداتي در آن در مورد تحولات سياسي و اقتصادي ايران مطرح شده تا از اين طريق ايران گام هايي به پيش ببرد. رئيس گروه ايالتي حزب سوسيال مسيحي آلمان تصريح کرد؛ در اين بسته همکاري بيشتر در زمينه تکنولوژي هسته يي، همکاري هاي جامع اقتصادي و محيط زيستي و همکاري هاي امور زيربنايي پيش بيني شده است، همچنين همکاري در بعد آموزشي از ديگر مسائل مطرح شده در اين بسته است.

حامل پيام کلي به ايران هستيم

در ديدار نمايندگان پارلمان آلمان از تهران که در آستانه سفر سولانا به ايران براي ارائه بسته پيشنهادي اعضاي گروه 1«5 صورت گرفته است در حالي که به نظر مي رسيد اين نمايندگان حامل پيامي براي ايران باشند، اما به گفته اين نماينده پارلمان آلمان آنها حامل پيام خاصي از مرکل صدراعظم آلمان در مورد موضوع هسته يي نيستند. رامزاوئر به اين نکته اشاره کرد که ما يک پيام کلي داريم مبني بر اينکه پيام سولانا به عنوان ماحصل نتايج گفت وگوهاي 1«5 به ايران اعلام مي شود و اميدواريم سرآغاز جديدي براي يافتن راهکارهاي نوين در موضوع هسته يي ايران باشد.

او با تاکيد بر اينکه ايران بايد موارد مربوط به قطعنامه هاي شوراي امنيت را رعايت کند، افزود؛ ايران بايد هرچه زودتر پروتکل الحاقي را به تصويب برساند.

در عين حال رئيس گروه ايالتي حزب سوسيال مسيحي آلمان در مورد اعمال تحريم هاي جديد از جانب دولت آلمان عنوان کرد؛ موافق اين حرف نيستيم که تحريم هاي ديگر از طرف آلمان بايد جدا از قطعنامه اعمال شود بلکه بايد به صورت رسمي اين مساله لحاظ شود و ماوراي آنچه تحريم هاي موجود است تحريم دوجانبه يي اعمال نشود. به گفته رامزاوئر آلمان موارد قطعنامه ها را به اين دليل که عضو موقت شوراي امنيت بوده و عضو سازمان ملل است رعايت مي کند و اين قطعنامه ها فقط به اين دليل صادر شده که ايران پاسخگويي مناسبي نداشته است.
اختلاف اعضاي کنگره امريکا بر سر گفت وگوهاي ديپلماتيک با ايران
گروه سياسي؛ کنگره امريکا روز گذشته کانون بحث درباره چگونگي برخورد و گفت وگوهاي ديپلماتيک با ايران بود. رابرت گيتس وزير دفاع امريکا، آدميرال مايکل مولن رئيس ستاد مشترک نيروهاي نظامي امريکا و سناتور آرلن اسپکتر از سناتورهاي جمهوريخواه از جمله اعضاي کنگره امريکا بودند که ديروز درخصوص نقش ايران در عراق، گفت وگوهاي ديپلماتيک با تهران و سياست هاي کاخ سفيد در قبال ايران به بحث و تبادل نظر پرداختند. در اين ميان «رابرت گيتس» وزير دفاع امريکا در جلسه پرسش و پاسخ کنگره درباره بودجه دفاعي سال 2009 امريکا با بيان اينکه امريکا فرصت مناسب براي مذاکره با تهران را در سال هاي 2003 و 2004 از دست داد بر اين نکته نيز تاکيد کرد که گفت وگو با ايران در حال حاضر سودي ندارد. به گزارش بي بي سي گيتس خطاب به نمايندگان قضايي مجلس سنا اين سوال را مطرح کرد که آيا دولتي در ايران سر کار است که بتوان با آن درباره موضوع هاي اساسي گفت وگوهاي سازنده داشت؟ او سپس به اين سوال چنين پاسخ داد؛ «من فکر مي کنم اين يک سوال بي جواب است.» وزير دفاع امريکا هفته گذشته خواستار گفت وگو با ايران با استفاده از اهرم هاي فشار شده بود. رابرت گيتس همچنين در جلسه کنگره در واکنش به در خواست ها درباره مذاکره با تهران گفت از ديدار با مقامات ايران حمايت مي کند، اما اين مشروط به زماني است که امريکا در اين زمينه از نفوذ کافي برخوردار باشد. به گفته گيتس نکته «کليدي» اين است که بتوان نفوذ کافي چه از طريق اقتصادي، ديپلماتيک يا فشار نظامي بر دولت ايران به دست آورد. وزير دفاع امريکا اظهار داشت؛ «ايراني ها مي خواهند با ايالات متحده گفت وگو کنند چرا که فکر مي کنند چيزي از ما مي خواهند و اين خود نشانه يي از کاهش فشار است.» گيتس که در کميسيون دفاع سناي امريکا حاضر شده بود در ادامه به سوال هاي نمايندگان اين کميسيون درخصوص رابطه با ايران پاسخ داد و امکان موثر بودن گفت وگو با ايران را در شرايط کنوني رد کرد. اين در حالي است که اظهارات رابرت گيتس از سوي آرلن اسپکتر سناتور جمهوريخواه امريکايي زير سوال برده شد. به گزارش بي بي سي سناتور اسپکتر در سخنان خود خطاب به گيتس با اشاره به سخنان جرج بوش درباره سازش با مخالفان گفت؛ «اگر با ايران گفت وگو نداشته باشيم، امکان جلوگيري از يک درگيري نظامي جديد را از دست خواهيم داد.» اشاره اسپکتر به آن بخش از سخنان رئيس جمهور امريکا بود که هفته گذشته در «کنست» مجلس اسرائيل بيان کرد. وي در آن سخنان افرادي را که خواستار گفت وگو با «تروريست ها و تندروها» هستند به سياستمداراني تشبيه کرد که پيش از آغاز جنگ جهاني دوم با نازي هاي آلمان سازش کرده بودند. همان زمان دموکرات هاي امريکا اين سخنان بوش را به معني حمله او به باراک اوباما به خاطر اعلام آمادگي براي گفت وگوي مستقيم با رئيس جمهور ايران و رهبران ساير کشورهاي متخاصم در صورت انتخاب به رياست جمهوري تفسير کردند. آرلن اسپکتر تصريح کرد؛ «در صورتي که دولت امريکا از گفت وگو با ايران خودداري کند، فرصت بزرگي را براي جلوگيري از درگيري در آينده از دست داده ايم.» در همين زمينه، پاتريک ليهي و سناتور ديانا فينستين سناتورهاي دموکرات نيز از وزير دفاع امريکا خواستند تا سياست هاي دولت جرج بوش در قبال ايران را به چالش بکشد. به گزارش مهر در همين ارتباط سناتور «ديانا فينستين» از دموکرات هاي حاضر در کميته اطلاعات سنا در اظهاراتي خطاب به گيتس گفت؛ شما اشتباه مي کنيد، من کاملاً مطمئنم که پرداختن به موضع گيري هاي خشن و سخن گفتن از احتمال حمله نظامي به ايران هيچ نتيجه يي غير از افزايش تنش ها و پيچيده تر کردن اوضاع در بر نخواهد داشت.

درخواست سناتورها

در کنار اين اظهارات آدميرال مايکل مولن رئيس ستاد مشترک نيروهاي نظامي امريکا خطاب به کنگره اين کشور، ايران را متهم کرد که به طور مستقيم در برقراري صلح در عراق اختلال ايجاد مي کند. در همين حال اين امر موجب درخواست مجدد سناتورهاي امريکايي براي گفت وگوهاي ديپلماتيک مستقيم با تهران شد. در تحولي ديگر در ارتباط با روابط ايران و امريکا کاخ سفيد نيز روز گذشته شايعه حمله به ايران را تکذيب کرد. به گزارش ايسنا يک روزنامه اسرائيلي به نقل از يک مقام عالي رتبه گفته بود جرج بوش رئيس جمهور امريکا قصد دارد در ماه هاي آينده به ايران حمله کند. اين مقام صهيونيستي مدعي شده بود يکي از مقامات هيات همراه بوش در سفرش به اراضي اشغالي گفته بود بوش و ديک چني معاون وي معتقدند که نياز به اقدام نظامي است، اما کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا و رابرت گيتس وزير دفاع اين کشور مخالف اين اقدام هستند. به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس دانا پرينو سخنگوي کاخ سفيد روز سه شنبه طي بيانيه يي درخصوص اين خبر گفت؛ مقاله يي که به نقل از منابع نامشخص درباره موضع رئيس جمهور (امريکا) در قبال ايران منتشر شد حتي ارزش کاغذي که روي آن نوشته شده است را ندارد.

پيشنهاد محاصره دريايي

در کنار اين تحولات ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل نيز در ديدار با نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان امريکا پيشنهاد داد يک محاصره دريايي عليه ايران اعمال شود تا تهران را نسبت به تعليق غني سازي اش متقاعد کند. به گزارش عصر ايران براساس اين پيشنهاد ناوگان امريکا با محاصره دريايي ايران حرکت کشتي هاي بازرگاني را در محدوده آب هاي اين کشور کنترل و محدود مي کند.
گزارش جنجالي مجلس درباره روابط ايران و امريکا- بخش دوم
بخش اول گزارش تحقيق و تفحص مجلس از روند داوري ايران و امريکا در شماره ديروز چاپ شد، بخش دوم اين گزارش را در ادامه مي خوانيد.

---

2- اموال نظامي ايران

در بررسي وضعيت اموال ايران در امريکا به ويژه اموال نظامي بلامنازع متعلق به ايران در انبارهاي امريکا براي هيات تحقيق و تفحص اين سوال مطرح بود که آيا در مذاکرات مربوط به تنظيم بيانيه درخواستي مبني بر استرداد اين اموال به طور خاص مطرح شده است يا نه؟ هيات در اسناد مربوط به مذاکرات پاسخي مبني بر پيگيري اين موضوع توسط نماينده دولت نيافت اما کريستوفر مي گويد؛ «نماينده ايران (نوبري) در سپتامبر 1980 در حومه بن پيشنهاد داد که ارسال لوازم يدکي و تجهيزات نظامي از موجودي هاي انبار متعلق به ايران که بهاي آن قبلاً پرداخت گرديده است، نقش مهمي در ترغيب ايران به آزادي گروگان ها دارد. خوشبختانه اين موضوع هرگز در جريان مذاکرات با من مطرح نشد. (ص 31) آقاي نبوي در شهادتنامه خود نزد ديوان داوري مطلبي در اين باره اظهار نداشته است به جز کليت ارسال اموال ايران موضوع بند 9 بيانيه کلي که آن کليت شامل اموال نظامي هم مي شود. لذا ديوان داوري در حکم خود در پرونده ب ا (4) اعلام داشته است که نکته حائز اهميت از نظر ديوان آن است که در بحبوحه جنگ ايران و عراق يعني هنگامي که ايران علاقه خاصي به دريافت اقلام دفاعي خود داشت... در هيچ يک از يادداشت هاي مبادله ذکري از اموال نظامي به عمل نيامده است. در حالي که دارايي هاي مالي حساب اماني اف ام اس احصا شده است. بند 53 حکم و بند 54 قابل توجه مي باشد. در شرايطي که گروه مذاکره کننده امريکايي با جديت هر چه بيشتر کوشش کرده اند مطالبات بانک هاي امريکايي و حتي بانک هاي غيرامريکايي از سوي ايران بازپرداخت شود و حتي براي بازپرداخت وام هايي که بانک هاي امريکايي به بخش خصوصي در ايران پرداخت کرده بودند يک حساب اماني باز کنند و بخش قابل توجهي از سپرده هاي ارزي ايران را در آن حساب اماني (به مبلغ يک ميليارد و چهارصد و هجده ميليون دلار) واريز کنند چرا و چگونه طبق تصميم ديوان داوري طرف مذاکره کننده ايراني در گفت وگوهاي دوماهه با طرف امريکايي در زمينه اموال نظامي ايران که در نزد شرکت هاي امريکايي و انبارهاي عمومي اين کشور بوده براي استرداد آنها هيچ درخواستي را مطرح نکرد و در موافقتنامه هاي مزبور نيز هيچ اثري از آنها به چشم نمي خورد. همين امر موجب آن گرديده که در دوران جنگ تحميلي دولت ايران از دست يافتن به اين ساز و برگ هاي نظامي که بهاي آن را پرداخت کرده و ملک بلامنازع ايران بوده است محروم شود و زيان هاي جبران ناپذيري در جبهه هاي جنگ به نيروهاي مسلح ايران وارد گردد.

سوال ديگر اين بود که با توجه به تعهد امريکا مطابق بندهاي 9 و 10 بيانيه اصول کلي مبني بر ترتيبات لازم براي انتقال تمام اموال ايران چرا اين امر صورت نگرفت؟

هيات در بررسي خود به اين نتيجه رسيد که؛ مطابق ماده (1) بيانيه حل و فصل از تاريخ انعقاد بيانيه مدت شش ماه جهت مصالحه طرفين در مورد دعاوي مهلت گذاشته شد که فقط براي مدت سه ماه قابل تمديد بود. هم فرصت شش ماهه و هم فرصت سه ماهه را طرفين بدون حصول نتيجه يي از دست دادند و هيچ مصالحه يي صورت نگرفت. (در وين) و مطابق بند 4 ماده 3 مدت ثبت دعاوي يک سال از تاريخ نافذ شدن بيانيه و يا شش ماه پس از تاريخ انتخاب رئيس هيات داوري است و پس از آن هيچ ادعايي در داوري قابل طرح نخواهد بود لذا بعد از برقراري ديوان داوري در حقيقت ايران و امريکا سه ماه فرصت داشتند تا دعاوي خود را در ديوان ثبت نمايند.

از آنجا که گروه مذاکره کننده ايراني و امضاکننده بيانيه ها هيچ درخواست و اصراري براي استرداد اموال نظامي ايران نکرد و در بيانيه ها نيز در اين زمينه پيش بيني صريحي وجود نداشت بنابراين دولت امريکا از تعهد کلي خود در بند الف بيانيه کلي مبني بر اينکه تحرک و آزادي انتقال اموال ايران در قلمرو خاک امريکا را فراهم آورد و در بند 9 بيانيه کلي مبني بر انجام ترتيبات انتقال کليه اموال ايران سرپيچي کرد و از انتقال اموال نظامي ايران به دستاويز اينکه شرايط جنگ ميان ايران و عراق وجود دارد جلوگيري به عمل آورد. در اين اوضاع و احوال دولت ايران دچار يک بلاتکليفي گرديد و سرانجام دادخواستي به خواسته الزام دولت امريکا به استرداد اموال نظامي ايران و ديگر مسائل مربوط به آن به ديوان داوري تسليم کرد. ايران رسماً سه ماه فرصت داشت که ادعاهاي رسمي گروه ب خود را عليه دولت امريکا در ديوان داوري مطرح کند. اگرچه براي ثبت دعاوي تخلف از بيانيه فرصت نامحدود است به اين ترتيب اموال نظامي بلامنازع ايران که دولت امريکا تکليف داشت موجبات انتقال آنها را به ايران فراهم آورد به يک «ادعا » تبديل شد و دولت ايران براي دستيابي به اين اموال گرفتار پيچ و خم ديوان داوري، تنظيم دادخواست، تنظيم لوايح متعدد، حضور در جلسات طولاني داوري، گرفتن وکيل خارجي و ارقام سنگيني از هزينه ها در اين زمينه گرديد که همچنان ادامه دارد. همه اين موارد محل بررسي و پرسش هايي است که در اين گزارش مجال پرداختن به آنها نمي باشد. نکته ديگر؛ در تاريخ 27 آبان ماه 1360 (18 نوامبر 1981) ايران ادعايي عليه ايالات متحده به ثبت رساند و ضمن ساير خواسته ها استرداد تجهيزات خود را که بدواً طبق قراردادهايي به ايران فروخته شده بود که جزيي از برنامه فروش دولت امريکا به خارج ايالات متحده را تشکيل مي داد و حسب ادعاي ايالات متحده اکنون آنها را در اختيار دارد، مطالبه کرد. در تاريخ 9/6/1367 (31 آگوست 1988) ديوان در قسمتي از ادعاي چهار پرونده مورد بحث حکم جزيي صادر کرد و درخواست خواهان را براي استرداد اقلام مندرج در پيوست هاي 3 و 5 گزارش مشترک نهايي در مورخ 14 اسفندماه 1364 (پنجم مارس 1986) رد کرد ولي اعلام کرد که خوانده مسوول است که بابت ارزش کامل آن اقلام به خواهان غرامت بپردازد و البته ديوان تعيين مبلغ غرامت و بهره را موکول به تسليم لوايح و ادله بيشتر کرد. اما طرفين به موجب ماده 34 قواعد ديوان درخواست مشترکي به امضاي نمايندگان رابط دو دولت در تاريخ 11 آذرماه 1370 (دوم دسامبر 1991) به ثبت رساندند و از ديوان درخواست کردند که با صدور حکمي بر مبناي شرايط مرضي الطرفين را کلاً و بدون حق طرح مجدد دعوا مختومه اعلام کند. (بنگريد به متن حکم پيوست شماره 6)

1/2- چند پرسش

1- با توجه به محرز بودن موفقيت ايران در پرونده، چرا به جاي تمکين کردن به راي داوري که بتواند در آينده به عنوان يک رويه به آن استناد کرد، پرونده با مصالحه خاتمه يافت؟

2- با توجه به اينکه مطابق اصل 139 قانون اساسي هر گونه صلح دعاوي راجع به اموال عمومي و دولتي يا ارجاع آن به داوري در مواردي که طرف دعوا خارجي باشد، بايد به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد، چرا براي مصالحه درخواست مجوز نشده است؟ اصولاً اين تخلف آشکار را چه کسي بايد پاسخگو باشد؟

3- در درخواست مشترک (مواد 3-4-6) طرفين مضافاً توافق مي کنند که از موافقتنامه حل و فصل حاضر براي تعقيب يا دفاع هيچ پرونده يي در ديوان يا هر مرجع رسيدگي ديگر استفاده نکنند و موجبات استفاده از آن را توسط شخص ديگري فراهم ننمايند. آيا چنين تعهدي غير از بستن دست ايران در پرونده هاي مشابه معناي ديگري دارد؟ اتفاقاً اين موضوع در پرونده ديگري مساله ساز شد و امريکا اظهار داشت اقلامي از اموال اين پرونده مشمول صلح پرونده ب1 (4) مي باشد و ايران اظهار داشت که 46 قلم مي باشد و ديوان اقلام مذکور را استرداد ادعا توسط ايران تلقي کرده است اگرچه ايران بعدها اظهار داشت که اشتباه کرده است.

4- چرا به موجب بند 3 ماده 1 درخواست مشترک مبلغ 18 ميليون دلار از مبلغ صلح به حساب تضميني موضوع بند 7 بيانيه پرداخت شده است؟ آيا اجازه خاصي در اين مورد وجود داشته است؟ در روند رسيدگي، درخواست هاي تمديد بلاوجه و تاخيرهاي غيرمنطقي از سوي خواهان (ايران) هزينه هاي زيادي را بر جامعه بار نموده است. مسلماً حجم گسترده پرونده ها، پيچيدگي آنها و در دسترس نداشتن کارشناسي و حفاظت اسناد در سال هاي اوليه يکي از دلايل تاخير است. اما آنچه مايه تاسف است کم توجهي براي تقويت تيم کارشناسي حقوقي و حسابرسي قوي جمع آوري اسناد و مدارک است. يکي از دستور کارهاي جاري ديوان رسيدگي به ادعاي 130 قرارداد از مجموع 1080 قرارداد است که رسيدگي به آن به استناد گفته رياست ديوان تا 2012 طول خواهد کشيد و تازه از اين حکم معياري ايجاد خواهد شد براي رسيدگي به ادعاي حدود 960 قرارداد ديگر. حديث مفصل بخوان از اين مجمل. اين در حالي است که جوان ترين داور بي طرف که در جريان لوايح اين پرونده ها قرار گرفته و احتمالاً در جلسات استماع شرکت مي کند حدود 78 سال سن دارد. آيا آنها براي رسيدگي به اين پرونده تا آخر زنده خواهند بود؟

3- اموال ديپلماتيک

اموال ديپلماتيک دولت جمهوري اسلامي ايران در سه بخش؛ 1- اموال غيرمنقول در 13 ملک (اماکن ديپلماتيک و کنسولي) 2- اموال منقول ايران که داخل اين املاک بوده است 3- وجوه موجود در حساب هاي بانکي ايران در امريکا (حدود 118 حساب بانکي)

جمهوري اسلامي در تاريخ هاي 25 دي ماه 1360 و سوم آبان ماه 1361 دعاوي را در پرونده هاي موسوم به الف 4، الف 7 و الف 15 (اف و 3) به ثبت رساند و اظهار داشت که ايالات متحده از تعهدات خود از بيانيه هاي الجزاير تخلف نموده و اموال ديپلماتيک و کنسولي ايران را در ايالات متحده در اختيار ايران قرار نداده است. در سال 1373 طرف امريکايي پيشنهاد مصالحه داد تا اموال منقول از غيرمنقول تفکيک گردد و طرفين اموال منقول (شامل وجوه نقدي و اموال عيني) يکديگر را مسترد نمايند. و در مورد اموال غيرمنقول قيد شود که چون طرفين در حال حاضر قادر به توافق نيستند به همين وضع باقي بماند. بدين صورت کليه دعاوي اموال ديپلماتيک مسترد و پرونده مختومه گردد. بر اين اساس با امريکا توافق شد تا موضوع خارج از ديوان بررسي شود. (سند شماره 394/5-1/456/641 تاريخ 3/2/1386) بنا به تقاضاي طرفين از مورخ 19 مهرماه 1373 جلسه استماع پرونده ها تا اطلاع ثانوي به تعويق افتاده است و تعويق هنوز هم ادامه دارد. اما بعداً معلوم شد امريکا ساختمان هاي ايران را به کشورهايي چون روماني و ترکيه اجاره داده است.
در گزارش بهاره البرادعي مطرح مي شود
چالش تازه عليه ايران
گروه سياسي؛ جديدترين گزارش محمد البرادعي مديرکل آژانس انرژي اتمي درباره آخرين وضعيت فعاليت هاي هسته يي ايران به احتمال زياد فردا جمعه منتشر مي شود. اين در حالي است که به گفته ديپلمات هاي مستقر در آژانس البرادعي در گزارشي که به 35 عضو شوراي حکام ارائه خواهد داد، نکات منفي را عليه تهران مطرح کرده است. ممانعت ايران از انجام بازرسي هاي بازرسان آژانس از تاسيسات هسته يي موضوعي است که اين ديپلمات ها مي گويند مديرکل آژانس در گزارش خود به آن اشاره کرده است. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس دو ديپلمات غربي در اين باره گفتند؛ «البرادعي در اين گزارش درباره پاسخ هاي ايران به پرسش هاي آژانس در ارتباط با اطلاعات تازه داده شده به آن، خواهد گفت که مسوولان جمهوري اسلامي ايران از پاسخ به اين پرسش ها خودداري و تنها پافشاري کرده اند که اين اطلاعات ساختگي و جعلي و برنامه هسته يي ايران مسالمت آميز است.»

پرسش هايي که به آن اشاره شده، سوالات و ابهامات جديدي هستند که به «مطالعات ادعايي» معروف بوده و اواخر سال گذشته در گزارش زمستانه البرادعي مطرح شده بودند. بنا بر ادعاي مورد نظر که بر پايه اطلاعات ارائه شده از سوي امريکا و چند کشور ديگر به آژانس شکل گرفته اند، تهران تلاش هايي در جهت توليد سلاح هسته يي انجام داده است. با بيان ابهامات تازه، تهران و آژانس توافق کردند مجدداً با انجام مذاکراتي به رفع آنها بپردازند. در همين راستا اولي هاينونن معاون ارشد البرادعي در بهار امسال دو بار راهي ايران شد تا با مقامات هسته يي ايران به طرح و بررسي مسائل مطرح شده بنشيند. همچنين هفته گذشته نيز کارشناسان ديگري از آژانس انرژي اتمي به تهران آمدند تا سومين دور مذاکرات ايران و آژانس را درباره مطالعات ادعايي ترتيب دهند. نتايج اين رايزني ها را البرادعي در گزارش بهاره خود اعلام خواهد کرد. در همين راستا و در آستانه انتشار و ارائه گزارش البرادعي به شوراي حکام آژانس، ديپلمات ها گزارش دادند تهران مانع بازرسي از تاسيسات هسته يي خود شده است. به ادعاي اين دو ديپلمات غربي حاضر در وين که نام خود را ذکر نکرده اند آژانس بين المللي انرژي اتمي در گزارش جديد خود به شوراي حکام که قرار است روز جمعه سوم خرداد در اختيار نمايندگان 35 کشور عضو قرار دهد، اعلام خواهد کرد که قادر نيست به مطالعات ادعايي مطرح شده درباره برنامه هسته يي ايران رسيدگي کند. اين دو ديپلمات غربي درحالي مدعي مخالفت تهران با بازرسي نمايندگان آژانس از تاسيسات هسته يي ايران شده اند که پيش از اين اعلام شده بود هدف از سفر سه نماينده آژانس به ايران که سه روز نيز طول کشيد، مذاکره با مقام هاي ايراني است. در همين ارتباط، پس از پايان مذاکرات مذکور، «علي اصغر سلطانيه» نماينده کشورمان در آژانس بين المللي انرژي اتمي، درباره سومين دور مذاکرات هيات آژانس در تهران که از23 تا 25 ارديبهشت برگزار شد، گفت؛ جلسات ايران و آژانس در اين دور از مذاکرات در فضايي بسيار مثبت و سازنده، علمي و فني انجام شد. مذاکرات هيات سه نفره آژانس بين المللي انرژي اتمي به سرپرستي هرمان ناکارت رئيس بخش اجرايي پادمان آژانس و حضور دو کارشناس فني با هيات ايراني به سرپرستي علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي اتمي و «محمد سعيدي» معاون سازمان انرژي اتمي در تهران آغاز شد، که سومين دور اين گفت وگو ها بعد از قطعنامه 1803 شوراي امنيت در نيمه اسفند 86 بود.

در همين راستا دو ديپلمات آشنا با روند بازرسي ها نيز روز سه شنبه گفتند؛ ايران مدارک ارائه شده به وسيله مقامات آژانس در طول ماه گذشته را نپذيرفته و آنها را جعلي خوانده است. به گزارش ايسنا اين ديپلمات ها که به دليل محرمانه بودن اطلاعات حاضر به اشاره به نام شان نشدند، افزودند مقامات ايران تاکيد کردند همه فعاليت هاي هسته يي اين کشور از جمله دو دهه فعاليت پنهان آن صلح آميز بوده است.

تاکنون ايران ضمن رد اين اتهامات پيش از پذيرش بررسي اين مدارک در ماه گذشته گفته بود هرگونه اطلاعات جاسوسي امريکا و ديگر کشورهاي شورا که بخواهد خلاف اظهارات ايران را ثابت کند ساختگي و جعلي است. اين ديپلمات ها گفتند اين گزارش محرمانه همچنين مي گويد برنامه غني سازي ايران با وجود آنچه ايران اعلام کرده به ميزان زيادي گسترش نيافته است. يکي از ديپلمات ها گفت در گزارش آژانس اعلام مي شود نرخ توسعه اين برنامه بسيار پايين تر از چيزي است که ايران اعلام کرده است.

واکنش ايران

از سوي ديگر «منوچهر متکي» وزير امورخارجه ايران گفت ايران از آژانس بين المللي انرژي اتمي انتظار دارد در چارچوب مقررات و ضوابط، بدون تبعيض و نيز بدون هرگونه برخورد سياسي رفتار کند. وزير خارجه ديروز در حاشيه نشست هيات دولت در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه انتظار ايران از آژانس در آستانه انتشار گزارش جديد البرادعي چيست، افزود؛ ما از آژانس و نهادهاي بين المللي وابسته به سازمان ملل انتظار داريم در چارچوب قوانين و بدون تبعيض برخورد کنند. وي در عين حال تاکيد کرد؛ همکاري هاي سازنده ما با آژانس مسير طبيعي و منطقي خود را در چارچوب «ان پي تي» طي مي کند. همچنين خبرنگاري از متکي سوال کرد رسانه هاي خارجي از توافق پشت پرده ميان ايران و امريکا در موضوع هسته يي خبر داده اند و مدعي اند ايران در قبال دريافت تضمين امنيتي از امريکا حاضر به نظارت بين المللي بر کار غني سازي خود شده است، ارزيابي شما در اين زمينه چيست؟ متکي پاسخ داد؛ ما هيچ درخواستي در بحث هسته يي نداشته ايم ، از نظر ما موضوع هسته يي تمام شده است. وزير امور خارجه با بيان اينکه همکاري هاي ايران و آژانس ادامه دارد، اظهار داشت؛ ما درخواستي براي تضمين امنيتي نداشته ايم.

وزير امور خارجه افزود؛ مهم ترين حرف آنها اين است که بسته پيشنهادي ايران براي طرف هاي مقابل قابل بررسي و مهم تشخيص داده شده و بديهي است تعامل ما با بسته طرف مقابل نيز چنين است. وي تصريح کرد؛ سولانا پيغام داده است براي ارائه بسته خواهان سفر به ايران است که با اصل سفر موافقت شده اما زمان آن را پس از مشخص شدن اعلام مي کنيم. متکي در پاسخ به اين سوال که گفته مي شود وزراي خارجه کشورهاي اروپايي نيز درخواست سفر به تهران داشته اند، گفت؛ چنين درخواستي از ما نشده است.
در پي قرائت گزارش تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه رخ داد
آبستراکسيون اقليت در اعتراض به هيات رئيسه
گروه سياسي؛ قرائت گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه پس از سه سال تاخير سبب شد جمعي از نمايندگان به آنچه «برخورد سياسي» هيات رئيسه با اين ماجرا مي ناميدند، معترض شوند. اصرار غلامعلي حدادعادل به قرائت اين گزارش نيز در نهايت سبب شد تعدادي از نمايندگان اقليت مجلس را به نشانه اعتراض ترک کنند.

نمايندگان اقليت معترض بودند که هيات رئيسه برخلاف آيين نامه اجازه قرائت گزارش تحقيق و تفحص را پس از سه سال داده و از طرف ديگر حدادعادل با وجود آنکه صحن علني به خاطر غيبت تعدادي از نمايندگان رسميت نداشت، باز هم جلسه را ادامه داد.روز گذشته به بهانه اينکه دستگاه هاي کارت خوان خراب هستند، اين دستگاه ها در جلوي در ورودي مجلس خاموش شده بود و با وجود آنکه صحن علني با کمتر از 150 نماينده از رسميت افتاده بود هيات رئيسه همچنان جلسه را ادامه داد. به همين دليل هم رضا نوروززاده، اسماعيل جبارزاده، اسماعيل گرامي مقدم، شهريار مشيري، ناصر نصيري، قدرت الله عليخاني، محمد عليخاني و ولي رعيت به نشانه اعتراض صحن علني را ترک کردند. البته حدادعادل هم به کنايه خطاب به نمايندگان گفت؛ «اقليت توجه داشته باشند که مجلس هنوز از اکثريت نيفتاده است.» جبارزاده هم در پاسخ به حدادعادل با فرياد گفت؛ «آقاي رئيس، مجلس از حد نصاب افتاده و جلسه يي که شما اداره اش مي کنيد رسميت ندارد.» اين جمله از طرف چند تن از نمايندگان ديگر هم عنوان شد و حدادعادل تنها در پاسخ به اين تذکرها از نمايندگان خواست که «آرام» باشند. البته اين درخواست بي فايده بود چرا که نمايندگان اصولگرا نيز در قالب مخالف يا موافق با اعتراض هاي مکرر چندين بار موجب شدند قرائت گزارش تحقيق و تفحص قطع شود. اين اعتراض ها با تذکر اسماعيل جبارزاده شروع شد.اسماعيل جبارزاده نماينده تبريز به رئيس مجلس معترض شد که چطور تحقيق و تفحصي که مهلت قانوني قرائت آن دي ماه سال 84 پايان يافته پس از سه سال آن هم در آخرين روز کاري مجلس اين گونه قرائت مي شود. در حالي که اين نماينده اقليت قرائت گزارش سانسورشده يي که حتي به تصويب کميسيون هم نرسيده بود را سوال برانگيز عنوان کرد، حدادعادل با اين توجيه که براي دفاع از «شأن مجلس» اين گزارش قرائت مي شود، اعتراض نماينده تبريز را نپذيرفت.حدادعادل به اين تذکر جبارزاده مبني بر اينکه اين گزارش حتي در کميسيون حقوقي و قضايي به تصويب هم نرسيده، پاسخ نداد. به همين دليل محمدتقي محصل همداني رئيس اين کميسيون هم لب به اعتراض گشود که پس از کامل شدن گزارش تحقيق و تفحص اين گزارش بايد در کميسيون مشترک قرائت مي شد و زماني که بخشي از آن قرائت شد، مورد اعتراض برخي از اعضاي کميته تحقيق و تفحص قرار گرفت و رسماً اعلام شد که ما به واسطه اعتماد به برخي دوستان گزارش را امضا کرديم.محصل معترض بود که اين گزارش چندبار خلاصه شده چنانچه يک بار گزارش خلاصه شد اما باز هم پيغامي رسيد که گزارش قابل قرائت نيست. به همين دليل هم به گفته محصل همداني اين موضوع در 12 صفحه خلاصه شد. وي گفت؛ «اصلاحات در گزارش نهايي اعمال نشده است و آنچه از گزارش حذف شد، از گزارش نهايي خارج نشد.»حدادعادل که رياست جلسه علني را برعهده داشت خطاب به وي عنوان کرد که اين گزارش را يک بار امضا کرده و ديگر دليلي براي تاييد دوباره آن از سوي رئيس کميسيون وجود ندارد؛ «نمي توانيد بگوييد گزارش را نخوانده ايد چون يک بار آن را امضا کرده ايد.» رئيس مجلس با کنايه خطاب به محصل همداني گفت که با يک بار قرائت گزارش «دنيا به پايان نمي رسد». همين پاسخ هم کافي بود که جبارزاده به همراه 7 نماينده ديگر صحن علني را ترک کنند. قدرت الله عليخاني دليل اين اقدام نمايندگان اقليت را رفتار سياسي هيات رئيسه از جمله حدادعادل عنوان مي کرد. البته حدادعادل هم دلايلي براي اين اقدام هيات رئيسه داشت.وي گفت؛ در تاريخ 27/10/83 موضوع تحقيق و تفحص از قوه قضائيه مطرح شد و سابقه هم نداشت که قبل از آن از کل قوه قضائيه تحقيق و تفحصي صورت گيرد. از همان ابتدا مسوولان محترم قوه قضائيه به اين تحقيق و تفحص به چشم شک و ترديد نگاه کردند. اصولاً رياست محترم قوه قضائيه معتقد بود به هيچ وجه تحقيق و تفحص از قوه قضائيه نبايد صورت گيرد و اين را غيرقانوني مي دانستند. وي افزود؛ بعد از بحث هاي زياد اين مقدار قبول شد که تحقيق و تفحص محدوده اش به امور غيرقضايي مربوط شود، يعني کسي در محتواي پرونده ها، ماهيت دعاوي و حکمي که قاضي داده وارد نشود، زيرا استقلال قوا اقتضا مي کند که اين گونه باشد. براساس يک چنين تصميمي اين مذاکرات ادامه پيدا کرد و متأسفانه ماه ها و بلکه يک سال طول کشيد تا اين کار تحقيق و تفحص شروع شد. به گفته رئيس مجلس، قوه قضائيه هم آن طور که بايد با گروه همکاري نکرده است. وي ادامه داد؛ مسوولان قوه قضائيه به مجلس مراجعه کردند. من هم از کميسيون حقوقي و قضايي و هيات خواهش کردم که با حوصله بنشينند و ببينند اگر مطلبي در اين گزارش خلاف واقع آمده است، آن را حذف کنند چون ما با قوه قضائيه جنگ نداريم و قصد تضعيف آن قوه را نداريم. بنابراين يک مقداري هم به اين دليل طولاني شده است. از طرف ديگر اين گزارش تحقيق و تفحص بيش از همه تحقيق و تفحص ها در جامعه مطرح شده و افکار عمومي سوال مي کنند که اين گزارش چه شد؟ وي ادامه داد؛ مدت ها است که منتظريم اين گزارش تحقيق و تفحص استماع شود يعني نقد قوه قضائيه و پاسخ هاي قوه قضائيه را بشنويم تا آن چيزهايي را که از نظر ما مسلم است منتفي شده است، حذف کنيم. حدادعادل درباره علت اينکه قرائت اين گزارش به روز آخر کشيده است، گفت؛ واقعاً اصرار ما باعث شد مطلبي خلاف واقع نگوييم که اميدوارم موفق شده باشيم و ممکن است يکي دو مورد هم اشکال باشد.البته علي دهقان نايب رئيس کميسيون قضايي و حقوقي هم حين قرائت اين گزارش از برخي فشارها سخن به ميان آورد؛ «دستگاه قضا يي کشور به مکالمات و بيش از 300 سوال مطروحه از سوي هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه پاسخ نداد. برخي کارشکني هاي صورت گرفته در امر تحقيق و تفحص از قوه قضائيه سبب شد دستگاه قضايي کشور به رغم تاکيدات مقام معظم رهبري براي پاسخگويي مسوولان به مردم نه تنها به هيچ يک از مکالمات و بيش از 300 سوال مطروحه از سوي هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه با عنوان نمايندگان مردم در مقام پاسخگويي برنيايد بلکه در مقام حافظ و مجري قانون نيز به رغم صراحت نص قانون اساسي و آيين نامه مجلس در زمينه پاسخگويي گزينه اتلاف وقت را انتخاب کند.» دهقان در ادامه سخنان خود با اشاره به اينکه اين اولين تحقيق و تفحص از قوه قضائيه در تاريخ انقلاب اسلامي است، تاکيد کرد؛ امکان تحقيق مطلوب و فراگير براي هيات وجود نداشت و اعضاي اين هيات با سختي فراوان تنها توانسته اند به گوشه هايي از قوه قضائيه دست پيدا کنند.»

جزئيات تفحص از قوه قضائيه

عضو هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه گفت؛ در 11 استان 1271 نفر از قاچاقچيان مواد مخدر به مرخصي رفته و متواري شده اند که بسياري از آنها به حبس ابد محکوم شده بودند، ضمن اينکه اغلب کساني که متواري شدند مجدداً به قاچاقچي گري روي آوردند. وي اظهار داشت؛ متأسفانه در قوه قضائيه اراده لازم براي مجازات مجرمان اقتصادي کمتر مشاهده شده است که در اين زمينه سوالات فراواني به قوه قضائيه ارسال شد و بدون پاسخ ماند. سوءاستفاده برخي قضات از موقعيت شغلي خود و همچنين اهمال و سستي و تخلف صورت گرفته در ماجراي فروش سوالات کنکور دانشگاه آزاد مواردي از اين تخلف ها است. دهقان با اشاره به تخلفات صورت گرفته در رسيدگي به پرونده آزمون دستياري گفت؛ پس از اقدامات صورت گرفته در رابطه با اين پرونده عملاً پيگيري موضوع در 15 استان ملغي شده و کم کاري هايي صورت گرفته است. عضو هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه با اشاره به تخلفات صورت گرفته از قبيل زمين خواري، سوءاستفاده از موقعيت شغلي، قبيله گرايي و انتصاب اقوام و همچنين حذف نيروهاي ارزشي از سوي روساي سابق دادستاني يکي از استان ها و همچنين رئيس دادگستري استاني ديگر اظهار داشت؛ در اين رابطه سوالاتي از آقاي شاهرودي رئيس قوه قضائيه طرح شد که پاسخي به آن داده نشد. دهقان در ادامه درخصوص عملکرد قوه قضائيه در ارتباط با قاچاقچيان مواد مخدر گفت؛ عدم دقت کافي برخي قضات در رسيدگي به پرونده دانه درشت ها و همچنين مماشات و اطاله دادرسي مي تواند ابهاماتي را متوجه مراجع مذکور کند. وي با اشاره به آزادي برخي متهمان اين پرونده ها و آزاد شدن اموال مصادره شده آنها گفت؛ مبناي قانوني اعطاي مرخصي به برخي از قاچاقچيان معلوم نيست. دهقان به بيان مثال هايي در زمينه متواري شدن قاچاقچيان مواد مخدر پرداخت و گفت؛ در اين زمينه نيز سوالاتي از رياست محترم قوه قضائيه مطرح شد که بدون جواب ماند. عضو هيات تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي از قوه قضائيه در ادامه به بررسي عملکرد قوه قضائيه در ارتباط با ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي پرداخت و با اشاره به افزايش شمار نسبي دختران فراري و عدم برخورد قاطع اين قوه با اراذل و اوباش و باندهاي سوءاستفاده از زنان خياباني گفت؛ متاسفانه عملکرد اين قوه در اين زمينه موجبات ترويج و رشد اباحه گري را فراهم آورده است و در اين زمينه چند مورد وجود دارد که به دليل حفظ حرمت ها از ذکر آن خودداري مي شود اما تنها به يک نمونه که طي آن براي زني که اقدام به اغفال دختران کرده بود تنها جريمه 300 هزار توماني در نظر گرفته شد، اکتفا مي شود. دهقان درخصوص تکريم ارباب رجوع در قوه قضائيه نيز گفت؛ متاسفانه اين قوه کاري کرده است که بسياري از افراد حاضرند از حقوق حقه خود بگذرند ولي به اين قوه مراجعه نکنند.
گفتمان دموکراتيک سازي در ايران اصلاحي است
گروه سياسي؛ انجمن فرهنگ و سياست دانشگاه شيراز در سالروز حماسه دوم خرداد ميزبان فعالان سياسي بود تا بار ديگر اين حماسه را مورد بررسي قرار دهند. الهه کولايي استاد دانشگاه تهران در همايش «حماسه دوم خرداد» با اشاره به تجربيات مختلف دموکراسي در دنيا اظهار داشت؛ در تمام دنيا مردم تلاش مي کنند حکومت هاي دموکراتيک ايجاد کنند، در ايران نيز اين تلاش ارزشمند است با اين تفاوت که ما دچار نوعي تسلط و بازگشت به گذشته هستيم. وي دوم خرداد را فرصتي براي طرح آرزوهاي دموکراتيک سازي دانست و گفت؛ در اين فضا گفتماني که ارائه مي شود، گفتمان اصلاحي است نه گفتمان انقلابي. هر چند حکومت هاي دموکراتيک نيازمند ايجاد زيربنا و تدارکاتي هستند تا امکان برگزاري اين نوع حکومت ها فراهم شود. کولايي با طرح اين سوال که شرايط حاکم بر تلاش هاي مردم ايران براي دموکراتيک سازي چه بود، اظهار داشت؛ نيازمند ساختارهاي زيربنايي مقوم دموکراتيک سازي هستيم و معتقدم عنصر سياست و مولفه سياست با همه نفوذ خود بخشي از ماجراست و دموکراتيک سازي عناصري چون اقتصاد و فرهنگ را نيز بايد مورد توجه قرار دهد و نخبگان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي همه با هم بايد در ساختن جامعه دموکراتيک نقش داشته باشند و فقط اين نخبگان سياسي نيستند که در اين فرآيند نقش دارند. نماينده مجلس ششم همچنين با طرح اين سوال که براي مديريت فرآيند دموکراتيک سازي چقدر به تجربه هاي ديگران مراجعه مي کنيم، اظهار داشت؛ مديريت تحولات اجتماعي و سياسي چقدر بر اساس برنامه سنجش امکانات صورت مي گيرد؟ کولايي با اشاره به اينکه تجربه اتحاد جماهير شوروي، اسپانيا و برزيل پيش روي ماست خواستار به کارگيري اين تجربه ها در مديريت تحولات اجتماعي شد. وي در پاسخ به سخنران پيش از خود که پرسيد راي 20 ميليون نفري مردم به خاتمي کجا رفت و چرا هم اکنون آن 20 ميليون نفر نيستند، اظهار داشت؛ فراموش نکنيم که در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مجموع کانديداهاي اصلاح طلب بيش از 17 ميليون راي آوردند، لذا معتقدم نمي توانيم رفتارهايي را نشان بدهيم و منتظر پيامد آن رفتارها نباشيم، بنابراين اولويت امر را بايد منافع مردم و منافع جرياني که تمام تلاشمان براي پيشبرد آن است، قرار داد. کولايي تاکيد کرد؛ بايد از تجربه مشروطه، ملي شدن صنعت نفت، دوم خرداد و سوم تير به عنوان درسي براي ادامه تلاش هاي اصلاح طلبانه استفاده کنيم و واقعاً بايد ديد چقدر به واقعيت هاي جامعه ايراني توجه مي کنيم. اين استاد دانشگاه با تاکيد بر نقش عامل بين المللي در دموکراتيک سازي اظهار داشت؛ عامل بيروني و بين المللي در تضعيف پروژه دموکراتيک سازي به خصوص در پايان دهه 70 و آغاز دهه 80 نقش مهمي داشت و معتقدم امريکا دغدغه اش اين است که چه کسي بهتر مي تواند منافع او را تامين کند. در ادامه مراسم همچنين مسعود سپهر عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب با بيان اينکه دوم خرداد مقطعي است که ملت دوباره خود را نشان داد، گفت؛ دوم خرداد سال 76 مقطعي بود که ملت خود را دوباره نشان داد، از لاک خود بيرون آمد و آنچه که به عنوان سکون و سکوت پس از دوم خرداد مي بينيم، سکوت نيست بلکه يک انتظار است و در واقع افراد منتظر هستند تا زماني که ببينند مؤثر هستند و اينکه چه وقت مي توانند حضور پيدا کنند و حرف خود را بزنند. وي همچنين معتقد است؛ هر مرحله از تاريخ ايران يک دوم خرداد است که انتظار دوم خرداد ديگر را مي کشد.
با درآمد140ميلياردي چه کرده ايد؟
سيدرضا نوروززاده

کشور ايران در زمره کشورهاي نفتي است که درآمد صادرات آن با بشکه يي حدود 75 دلار حدود 110 ميليارد دلار در سال است که اين عدد معادل درآمد حاصل از صادرات 20 هزار ميليارد دلار کالادر کشورهاي صنعتي و توسعه يافته است و در رابطه با منابع گاز، حدود 18 درصد ذخاير گاز دنيا در ايران است و اگر درآمد حاصل از صادرات گاز را به اين عدد اضافه کنيم درآمد کشور بالغ بر 145 ميليارد دلار مي شود.اين امتياز 140 ميليارد دلاري ارزش نفت و گاز کشور بايد با رويکردها و راهبردهاي توسعه يي موجب افزايش سرمايه هاي مولد و پايدار، رشد مستمر و بالنده، توانمندسازي مردم و اقتصاد را فراهم مي ساخت که متاسفانه بايد گفت جهت گيري دولت نهم به طور ويژه و خاص، با جهت دهي آن به مصارف جاري و بزرگ کردن حجم دولت همراه بوده است در حالي که بعد از جنگ جهاني دوم کشورهاي منطقه مانند چين، هند و ترکيه از لحاظ برخورداري از فرصت هاي انساني، منابع طبيعي و مادي بسيار عقب تر از کشور ما بوده و امروز با کمال تاسف اين کشورها در عرصه اقتصاد و کارايي و رقابت جويي از ما بسيار پيشي گرفته اند به طوري که رشد شتابان اقتصادي کشور ترکيه 9-8 درصد و رشد کند اقتصادي ايران حدود 5/5 است. اين بيانگر اين موضوع است که اين گونه کشورها بدون نفت و گاز و بدون داشتن بسياري از مزايا، منابع و فرصت ها از ايران پيشي گرفته اند و با سرمايه گذاري و ايجاد فضاي امن سرمايه گذاري نه تنها تورم افسارگسيخته خود را از 45 درصد به حدود 10 درصد رسانده بلکه در زمينه هاي مختلف اقتصادي از ايران گوي سبقت را ربوده و هر روز فاصله خود را با ما بيشتر مي کنند. اين در حالي است که در پنج سال آينده متولدان سال هاي 58 تا 68 با يک لشکر 18 ميليون نفري از 24 سالگي عبور مي کنند و از ما طلب شغل و مسکن مي کنند.در سال گذشته ميلادي ترکيه، کره جنوبي، ژاپن و آلمان بر روي هم کمتر از يک ميليون و 800 هزار شغل ايجاد کرده اند، در چنين شرايطي ايران با 240 ميليارد دلار توليد ناخالص ملي چگونه مي تواند ساليانه يک ميليون و 800 هزار شغل ايجاد کند؟در رابطه با نوسازي صنايع ايران، حسب ضوابط سازمان تجارت جهاني 128 رشته صنعتي وجود دارد که عمر ماشين آلات 61 رشته کمتر از پنج سال است، در حالي که صنايع ايران عمدتاً کهنه و فرسوده است و اگر نوسازي صنايع جدي گرفته نشود به گونه يي مرگ تدريجي در بخش عمده يي از صنايع ايران به آهنگ غالب تبديل خواهد شد.

خواب سرمايه در ايران 6 برابر خواب سرمايه در کشورهاي ديگر است و اين امر منجر به 6 برابر شدن نياز به نقدينگي مي شود و اين امر نظام بانکي را قفل مي کند. تمهيدات بانک مرکزي اگر با کاهش خواب سرمايه و با نياز به نقدينگي کمتر همراه نشود رکود سنگيني بر اقتصاد کشور تحميل خواهد شد.با توجه به ارقام اعلام شده توسط بانک مرکزي تورم منتهي به فروردين 87 کشور حدود 1/19 درصد است بنابراين کشور با تورم شديد و شتابان روبه رو است.مضرات تورم تنها در جنبه هاي اقتصادي نظير کاهش ارزش پول، تقليل پس انداز داخل، کاهش قدرت رقابت پذيري اقتصاد در عرصه بين المللي، عدم مصرف بهينه منابع و کاهش سرمايه گذاري خلاصه نمي شود بلکه با توزيع نادرست و غيرعادلانه درآمد بين آحاد جامعه زمينه تنش ها، کشمکش ها و اغتشاشات اجتماعي و سياسي را نيز به همراه خواهد داشت.اقتصاد ايران از بي ثباتي اقتصاد کلان يعني تورم به شدت آسيب ديده است. نرخ تورم ايران سال هاست که دورقمي است و در جديدترين رتبه بندي کشورها از نظر داشتن نرخ تورم کمتر ايران با داشتن نرخ تورم 19 درصدي در پايان سال 2007 در رديف 176 در بين 180 کشور جهان قرار گرفته است و تنها چهار کشور اريتره، گينه، ميانمار و زيمبابوه از ايران تورم بيشتري دارند.

بنا بر پژوهش هاي علمي و شواهد تجربي عامل اصلي رشد تورم در ايران رشد نقدينگي است که با نرخ هاي 30 تا 40 درصد سال هاي اخير همراه بوده است و در صورت تداوم سياست هاي انبساطي مالي مبتني بر کسري بودجه و افزايش برداشت از حساب ذخيره ارزي اين رشد مي تواند بيشتر شود و در نتيجه سير صعودي نرخ تورم را به دنبال داشته باشد. براساس تحليل منتشره بانک مرکزي هر 6 هزار ميليارد تومان خريد دلار توسط بانک مرکزي از طريق پول پرقدرت 24 درصد رشد نقدينگي را به همراه خواهد داشت.

بنابراين لازم است براي کاهش نرخ تورم، انضباط مالي دولت، استقلال بانک مرکزي و کوچک شدن دولت از طريق واگذاري مدنظر قرار گيرد.

تزلزل مديريتي

رسول اکرم(ص) فرمودند؛ قبول مسووليت در نظام اسلامي اگر به خاطر منافع شخصي باشد و اگر کسي مسووليتي را بپذيرد که در حد آن مسووليت نباشد به خدا و رسول خدا خيانت کرده است.در دولت هاي گذشته تاکنون سابقه نداشته که در يک دوره سه ساله هفت وزير کابينه عزل شوند. معمولاً در استيضاح وزرا يک طرف استيضاح کننده، يک طرف رئيس جمهور به عنوان مدافع وزير و مجلس به عنوان حکم مطرح است.سوال اينجاست چگونه مي شود به دولتي که خود به عدم کفايت اکثريت کابينه خود باور دارد اعتماد کرد و از او انتظار شکوفايي اقتصادي داشت؟ اميد است اکنون که رئيس جمهور محترم در عزل وزراي مورد تاييد مجلس با توجه به راي اعتمادي که گرفته اند از ارائه گزارش به مجلس و هيات رئيسه مجلس خودداري مي کند مجلس هشتم سوال از رئيس جمهور محترم را در دستور کار خود قرار دهد تا اولاً اقتدار از بين رفته مجلس تا حدودي بازگردد و در ثاني رئيس جمهور ملزم به پاسخگويي به نمايندگان مجلس شود.خطاب به رياست محترم جمهور بايد عرض کنم به عنوان مسلماني که تک تک سلول هايش براي اعتلاي اسلام و انقلاب مي تپد انتظار دارم با مشارکت داري بيشتر نخبگان جامعه و ميدان داري موثرتر به نيروهاي کارآمد و دلبسته به نظام و انقلاب فارغ از تعصبات جناحي کارآمدي هر چه بيشتر نظام را که ثمره خون شهيدان است فراهم سازيم و بتوانيم با تحقق مطالبات و خواست هاي ملت شريف ايران در جهت جلب رضايت حضرت حق بکوشيم و اين ميسر نخواهد شد الا با تثبيت مديريت، بها دادن به خرد و فکر جمعي، تقويت سازمان هاي توسعه يي مانند سازمان گسترش ايدرو و شرکت ملي پتروشيمي، تمکين قوانين پنج ساله و افق بيست ساله و احياي سازمان هاي منحل شده مانند سازمان مديريت، شوراي پول و اعتبار و... در بخش دوم عرايضم بايد خطاب به شوراي محترم نگهبان عرض کنم؛

اعضاي دادگاه قانون اساسي فرانسه داراي شرايطي هستند از جمله؛

- نبايد عضو هيچ حزبي باشند.

- نبايد شغل دولتي داشته باشند.

- نبايد موضع گيري سياسي داشته باشند.

- حداکثر دو دوره حق عضويت در دادگاه قانون اساسي را دارند.

همه اينها براي تحقق قانون اساسي و عدالت است. آيا عملکرد شوراي محترم نگهبان در ردصلاحيت گسترده مطابق با التزام به قانون اساسي و عدالت است يا خير؟

آيا شما عزيزان فرمايشات رهبر معظم انقلاب که در مورد نمايندگان مجلس حمل بر صحت کنيد را رعايت فرموديد؟

شما عزيزان مي دانيد که جايگاه مجلس در سيستم تصميم گيري و تصميم سازي بايد به نحوي باشد که مجلس در راس امور باشد و اداره کشور با اتکا به آراي عمومي اين موضوع را ايجاب مي کند.و اين اقتضا مي کند که اگر قرار باشد مجلس در راس امور باشد، بلندگوي مجلس صداي ملت ايران باشد و نمايندگي در حد يک شغل تنزل نيابد و شايستگي اين را داشته باشد که نمايندگي کند از سوي ملت، بايد عناصر تشکيل دهنده آن برآيند ذائقه ها و سليقه هاي متفاوت ملت باشند به نحوي که بشود گفت نمايندگان عصاره فضائل ملت هستند. آيا اينچنين است که متاسفانه با اين سيستم نظارتي تعبيه شده خروجي افراد از فيلتر نظارت حتماً چنين نخواهد بود.از آنجايي که همزمان با رشد دموکراسي مردان سياست ناگزيرند با شهروندان تعاملي مبتني بر رعايت حقوق متقابل داشته باشند و در فرآيند مشروعيت خويش مجبورند از تاييد سياسي يا حمايت شهروندان برخوردار باشند من درباره ردصلاحيت خود تنها کاري که لازم مي دانم اين است که افراد صاحب نقش را به دادگاه الهي و افکار عمومي فرا بخوانم و قضاوت نهايي را به خداوند و مردم بزرگوار ايران به ويژه مردم شريف اسفراين واگذار کنم.

*نماينده اسفراين
گزارش يک نهاد نظارتي از اقدامات وزارت علوم
عملکرد وزارت علوم باعث مهاجرت نخبگان شده است
يک نهاد نظارتي در گزارشي اعلام کرد، عملکرد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، سبب لطمه به بنيه علمي کشور و مهاجرت نخبگان شده است.

به گزارش «الف»، براساس گزارش يک نهاد نظارتي، عملکرد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در حل نکردن معضل اشتغال فارغ التحصيلان و نيز ضعف پيگيري وصول مطالبات از مستنکفين، امتناع بخشي از بورسيه ها از بازگشت به کشور و نبود ضوابط و دستورالعمل هاي لازم، موجب بلاتکليفي دانش آموختگان خارج، لطمه به بنيه علمي کشور، مهاجرت نخبگان و وصول نکردن بيش از 1400ميليارد ريال از مطالبات دولت شده است.

در اين گزارش آمده است؛ يکي از اهداف مهم وزارت علوم، تربيت و تامين نيروي انساني متخصص و به ويژه اعضاي هيات علمي مورد نياز است و به همين منظور اعزام متقاضيان ادامه تحصيل و مطالعات و تحقيقات به خارج کشور با سپردن تعهد تضمين مراجعت به کشور و بازپرداخت هزينه هاي تحصيل و انجام خدمت نظام وظيفه صورت مي گيرد.اين نهاد نظارتي در گزارش خود آورده است؛ در خلال سال هاي 1370 تا 1380 از تعداد چهارهزار دانشجوي اعزامي به خارج بيش از 800 نفر از ايفاي تعهدات خود امتناع ورزيده که خسارت ناشي از فقدان حضور اين دسته از دانش آموختگان در کشور که غالباً سرمايه هاي فکري کشور محسوب مي شوند، حتي در صورت اخذ وثيقه نيز جبران نمي شود.

وزارت علوم، تحقيقات و فناوري براي اعزام هر دانشجوي بورسيه به خارج از کشور، حداقل يک ميليارد ريال هزينه مي کند.در اين گزارش آمده است؛ به دليل بي نظمي در روند جايابي و اشتغال فارغ التحصيلان و رسيدگي به امور متعهدان بورسيه و ارزبگير که منجر به سرگرداني اين قشر مي شود و تاخير در تشکيل جلسات اين کميسيون - به طور متوسط هر سه ماه يک بار - تعداد قابل توجهي از پرونده ها در اين کميسيون بلاتکليف مانده است، به نحوي که در سال 84 مجموعاً 30 پرونده در کميسيون، مورد بررسي قرارگرفته است.

بر اساس اين گزارش، فقدان ضوابط و دستورالعمل جهت چگونگي لغو تعهدات يا جابه جايي متعهدين، تاثير توصيه هاي برخي مسوولين در تصميمات کميسيون و اتخاذ تصميمات متناقض توسط اعضاي کميسيون از عمده موارد ايراد مشهود اين وزارتخانه در روند جابه جايي دانشجويان عنوان شده است.

اين نهاد در گزارش خود آورده است؛ از ديگر ايرادات مشهود، موافقت با لغو تعهد صرفاً با تاييد پزشک خارجي مبني بر تحت نظر قرارداشتن فرد متعهد بدون توجه به سال هاي استنکاف و فقدان مکانيسمي جهت نظارت بر تحقق تعهد دانش آموختگاني است که تعهد آنان از وزارت علوم به دانشگاه آزاد يا دانشگاه هاي غيرانتفاعي انتقال يافته است.

اين نهاد نظارتي افزوده است؛ عدم رعايت رويه يي واحد در تصميمات کميته نظارت و ارزيابي، اطاله قابل توجه مدت جايابي و فاصله گرفتن تعداد زيادي از دانش آموختگان از مراکز دانشگاهي، عدم برنامه ريزي مناسب براي جذب برخي دانش آموختگان مستعد فاقد تعهد به وزارت علوم و غيرمشمول نظام وظيفه، زمينه ساز پديده مهاجرت نخبگان علمي به ساير کشورها است.

اين گزارش مي افزايد؛ بي اطلاعي دفتر نظارت و ارزيابي وزارت علوم از تعداد دقيق و وضعيت برخي دانش آموختگان برخوردار از بورسيه، به رغم هزينه هاي پرداخت شده و نيز لغو تعهد دانش آموختگان مقطع دکترا در برخي رشته ها توسط کميته جايابي که مبالغ کلاني براي تحصيل آنها هزينه شده است، کم توجهي مسوولان ذي ربط به حقوق دولت محسوب مي شود.

اين گزارش ضمن ارائه پيشنهاداتي براي برون رفت از اين شرايط افزوده است؛ به منظور تمرکز در تصميم گيري هاي کلان و جلوگيري از اعمال نفوذ و تبعيض، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، ضمن تدوين دستورالعمل ها و ضوابط در خصوص چگونگي روند تصميم گيري ها در کميته جايابي و کميسيون لغو و انتقال تعهدات، تدابير لازم جهت تعيين تکليف پرونده هاي مستنکفين که از تعداد قابل توجهي نيز برخوردار است، اتخاذ کند.

اين گزارش مي افزايد؛ با توجه به ارائه تسهيلات غيرارزي و روند رو به افزايش دانشجويان اعزام به خارج با هزينه شخصي، بالا بودن آمار دانش آموختگان مستنکف و ناکارآمدي سياست هاي اعمال فشار جهت بازگشت به کشور و انجام تعهد، از آنجا که پذيرش دانشجوي بورسيه صرفاً براي تامين نياز علمي و موضوع تحقيقاتي خاص صورت مي گيرد، ضروري است با انعطاف پذير کردن سياست جذب فارغ التحصيلان، زمينه بازگشت و همکاري آنان به روش هاي مختلف از جمله همکاري پاره وقت و اجراي طرح هاي پژوهشي مشترک فراهم شود.
روايتي ديگر از بازگشت خرمشهر به آغوش ايران
کنت پولاک

ترجمه؛ عرفان قانعي فرد

سيزدهمين روز از بهار 1358 با حمله هوايي عراق در گمرک بهرام آباد شهر مهران گره مي خورد. هنوز کمتر از دو ماه از انقلاب 57 ايران سپري نشده که حمله هاي زميني، هوايي و دريايي عراق در 48 عمليات، به مرزهاي جمهوري اسلامي تا پايان سال 58 تجاوز مي کنند.محمد دروديان در کتاب «اجتناب ناپذيري جنگ» که از سوي مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ منتشر شده، مي گويد؛ «ارتش عراق 142 بار در سه ماهه اول سال 59 و 410 بار در سه ماهه دوم همان سال به مرزهاي ايران حمله کرده است.» جنگ تحميلي عراق به ايران رسماً در 20 شهريور 1359 آغاز مي شود و 192 فروند هواپيماي جنگنده نيروي هوايي ارتش عراق در 31 شهريور به داخل خاک ايران يورش مي آورند. صدام که در 25 تير 1358 به جاي حسن البکر، رئيس جمهور عراق شد؛ سکان جنگ را در دست گرفت و با نقض پروتکل 1925 ژنو، براي نخستين بار در تاريخ جنگ ها، از سلاح شيميايي عليه مردم غيرنظامي استفاده کرد. در سال 1359 عراق به منطقه «بياندره» بين مثلث سقز، بانه و مريوان در استان کردستان با استفاده از بمب هاي فسفر حمله کرد. در همين سال عراق در منطقه عمومي «ميمک» در استان ايلام و در محورهاي «هلاله» و «ني خزر» از سلاح شيميايي استفاده کرد. در سال 1361، عراق با به کارگيري سلاح هاي شيميايي عمل کننده بر سيستم اعصاب، گاز نيتروژن و موستار در مناطق آبادان، مريوان و تپه هاي شرقي شلمچه مرحله جديدي از اين سلاح مرگبار را به نمايش گذاشت.

در سال هاي 65-1364، پس از شکست عراق در عمليات والفجر 8 و تصرف فاو، عراق در خطوط مقدم شهر فاو، سواحل اروندرود، دهانه خليج فارس، خسروآباد، خرمشهر، پادگان حميديه و عقبه هاي جنگ (جاده ها، اورژانس ها، بيمارستان ها) به طور ديوانه وار از سلاح شيميايي استفاده کرد.کنت پولاک نويسنده کتاب «معماي ايراني» که در اين کتاب به بررسي تاريخ سياسي ايران از زمان تخت جمشيد تا تيرگي روابط ايران و امريکا بعد از انقلاب اسلامي مي پردازد، در قسمتي از کتاب خود نيز به جنگ تحميلي عراق عليه ايران پرداخته است.به گفته وي در زمان انقلاب و اوايل بحران گروگانگيري ، هويت ديگري منتظر و مترصد فرصت بود و به شدت علاقه مند بود که کاري را در خارج از تهران انجام بدهد.صدام حسين احساس کرد که در اين امور سهم عمده يي دارد. با توجه به حوادث سال هاي 1979 و 1980 به نظر مي رسيد که صدام به اندازه کافي به جاي هراس و ترس شديد، اميد وافر يافته است.ديگر رقيب احتمالي او، شاه ، که در سال 1975 او را به خاطر فشار به پذيرفتن و امضاي قرارداد الجزاير، تحقير و سرافکنده کرده بود، از بين رفته بود.ايران تکان خورده بود و به نظر در جنگ ضعيف مي آمد. صدام فرصت هايي را در پس از انقلاب ايران به دست آورد. صدام و ديگر رهبران عراقي قبل از او، پيوسته چشماني طمع کارانه و حريص نسبت به استان خوزستان در ايران ، به خاطر برخورداري از جمعيت عرب و ميادين نفتي وسيع مانند عراق ، داشتند.عراق به حرکت آزادسازي خوزستان از دهه 1960 پناه داده بود، هر چند هر از چند گاهي سعي داشت آنان را عليه برادران ديني خود در ايران بشوراند.در 30 آوريل 1980، در شيوه يي عجيب و غريب ، خاطره يي غم انگيز را احيا کردند و سفارت ايران را در لندن تصرف کردند و 21 گروگان ايراني را به گروگان گرفتند، تا اينکه يگان ويژه هوايي بريتانيا، به ساختمان حمله ور شد و حمله کنندگان را خلع سلاح کرد.در اين ماجرا، ناگهان دنياي وجودي آنان لو رفت و مشخص شد که کار عرب هاي خوزستان بوده است .علاوه بر اين ، خوزستان از طرف عراق به رشته کوه هاي زاگرس منتهي مي شود، بدان معني که اگر ارتش عراق مي توانست دشت ها و جلگه هاي آن را نابود کند و عبورهاي کوهستاني را قرق بکند، به طور موثري مي توانست مانع مخالفت و مقاومت در ايران شود. صدام بحران ها و اغتشاش هاي داخل ايران را ديد و به عمليات خود در داخل خوزستان پرداخت تا عليه صنايع نفتي ايران ، عمليات خرابکاري و اخلال به وجود آورد.صدام تصور کرد که تجاوز و هجوم به ايران به سادگي است .ماموران قديمي ايران و شماري از افسران عالي رتبه ارتش از ايران فرار کردند و به عراق پناه بردند، جايي که سعي کردند بغداد را قانع کنند که از ايشان حمايت کند تا دوباره کنترل کشور را در دست بگيرند.حتي شاپور بختيار و ژنرال اويسي راه شان را به بغداد کج کردند و صدام را تشويق کردند که نيروهاي ارتش عراق قادر خواهند بود به راحتي آنها را کنار بگذارند.براساس اين اشتباه و اطلاعات خطا، اين ايده به ذهن صدام خطور کرد که با تصرف يک استان ، او انقلاب جديدي را در ايران آتش مي زند و حکومتي مطيع و موافق منافع عراق به جاي او خواهد آمد و اين امکان را براي عراق فراهم مي کند که به خوزستان و ثروت نفتي آن آويزان شوند.اگر او موفق مي شد، 11 ميليون بشکه در روز توليدات نفتي را، يعني در حدود 20 درصد مقدار مصرف جهاني را در سال 1980، صاحب مي شد و به رويايش که رهبر جهان عرب شود، دست مي يافت .

ناموفق ترين شبيخون

در 22 سپتامبر 1980، صدام دست به کار غيرقابل برگشتي زد، در واقع با اعزام 9 لشکر به سوي ايران ، دل به دريا زد.سه لشکر زرهي و دو لشکر مکانيزه پياده نظام به خوزستان روانه کرد.با اين هدف که قسمت اعظم شهرها، جاده هاي مهم و گذرگاه هاي کوه زاگرس را به دست بياورد، که نيروهاي ايراني نتوانند تجديد قوا کنند يا خوزستان را آزاد کنند.و فراتر از شمال ، به سه لشکر پياده نظام عراقي و ديگر لشکرهاي زرهي دستور داده شد که گذرگاه ها و راه هاي ارتباطي شمال را در زاگرس تصرف کنند که مبادا ايرانيان از آن استفاده کنند و بخواهند درست عليه بغداد ضدحمله يا پاتک انجام دهند. با اتکا به بعضي از ژنرال هاي سابق عراقي ، عمليات بايد ظرف مدت دو هفته فيصله مي يافت .در اين حمله ، ايرانيان کاملاً فاقد آمادگي قبلي بودند و نيروي نظامي ايران ضعيف به نظر مي رسيد. در زماني که عراق به حمله متمرکز شده بود، با اين وجود، ايران توانست 500 تانک عملياتي و احتمالاً کمتر از 300 رسته توپخانه ، کمتر از 100 هواپيماي قابل استفاده و2500 تانک - که هنوز حرکت مي کردند - 1400 توپ و 340 هواپيماي جنگنده بمب افکن را جمع آوري کند. فقط يک لشکر ايراني در خوزستان مستقر شد - لشکر 29 زرهي - و آن چنان کاهش يافت که چند روز طول کشيد تا ساختار، دوباره با چند گروهان ترميم شود که براي رويارويي با حمله مجدد عراقي ها، آماده شوند.هر چند حمله عراق نشان داد که يکي از بي کفايت ترين عمليات هاي نظامي قرن بيستم است .با حمله هوايي 100 هواپيما - به طور مضحکي نيروي اندکي بودند - که اغلب هيچ لطمه يي به جايي در ايران نزدند - و سپس لشکرهاي زميني عراق به داخل خوزستان حمله ور شدند که اغلب مقاومت و مخالفتي هم وجود نداشت ، اما آنان هيچ گونه آمادگي نداشتند.هيچ طرح حمايت لجستيکي ، هيچ برنامه مانوري ، هيچ طرح و زمينه ارتباطي ، هيچ ارتباطي با قبايل عرب که تصور مي شد از هجوم آنها حمايت مي کنند و هيچ چيزي جز يک مشت چيزهاي مبهم و ذهني وجود نداشت. (غلبه بر اين شهر، مانند عبور از يک گذرگاه کوهستاني است .) يکي از ژنرال هاي قديم عراق با عصبانيت چنين ياد مي کند؛ «سربازان ، صرفاً در مرز به صف شدند و به آنها اعلام شد که به داخل ايران سرازير شوند هيچ ذهنيتي نداشتند، اينکه چه فکري را دنبال کنند، وقتي به آنجا رسيدند چه کاري را انجام دهند، يا حتي چگونه ماموريت آنها مطابق طرح ، جلو برود، يا چه کسي از آنها حمايت مي کند.»علاوه بر آن ، ساختار تاکتيکي عراق ، به عدم توانايي حرکت بيشتر از چندکيلومتر در روز، به بخش هايي که مقاومت و مخالفت کمي وجود داشت ، وابسته بود، حتي امتياز شديد در نفرات و قدرت ارتش نظامي وجود نداشت .انقلابيون چندان آمادگي لازم براي حمله به عراق نداشتند، اما نسبت به آن ، به سرعت عکس العمل و واکنش نشان دادند. امام خميني(ره) ساخت ارتش «بيست ميليوني » را اعلام کرد.در نتيجه ، حمله عراق در اجراي طرح دو هفته يي حمله برق آسا و کوبنده در خوزستان - آنچه که صدام دستور داده بود - شکست خورد.سرانجام ، قوي ترين واحد عراقي تنها توانستند 65 کيلومتر به داخل خاک ايران نفوذ کنند و در اکثر بخش ها، عراقي ها حتي 20 تا 30 کيلومتر هم نتوانستند پيشروي کنند.تنها شهري که عراقي ها قادر بودند تصرف کنند، خرمشهر بود، که درست در کنار رودخانه شط العرب عراق واقع شده است . اما پس از 4 هفته حمله وحشتناک و فجيع ، عراق هزينه سنگيني را متحمل شد، 8000 نفر زخمي شدند و 100 تانک از بين رفت و پياده نظام ايران به اسلحه هاي سبک ، تسليحات ضدتانک سبک و کوکتل مولوتف مجهز شد.ستون هاي پياده نظام عراقي از دسترسي به ديگر شهرهاي کوچک خوزستان ، بازمانده و هرگز به گذرگاه هاي کوهستاني هم نزديک نشدند.از همه بدتر اينکه نيروهاي عراقي ، در حقيقت ، شهر سوسنگرد را اشغال کردند، اما نتوانستند از آن حفاظت کنند و نه اينکه در آنجا نيرويي مستقر کنند و واحدهاي پاسداران توانستند به سادگي آن را دوباره بازپس بگيرند. روي هم رفته ، عملکرد بسيار ضعيف و شرم آوري بود.

در سپتامبر و اکتبر، صدام و همکاران جيره خوارش ، با غرور و پïز مي گفتند که سربازان عراقي بدون هيچ توقفي در راستاي ديدن خوزستان حرکت مي کنند. اما در اواخر نوامبر، با حضور سفت و سخت ايرانيان ، توازن نيروها به سرعت عليه عراقي ها به هم خورد و ايران به سرعت به مناطق مرزي نيرو و مهمات وارد کرد و باران هاي فصلي خوزستان شروع شد و به دريا ريخت و گل و لاي امکان هر پيشروي را غيرممکن کرد. بنابراين صدام مجبور به اعتراف شد که حمله مطابق تجربيات او نبوده است .

ضدحمله ، خارجي و داخلي

در اواخر نوامبر 1980، بحران نظامي ايران طي شد. واحدهاي عراقي به طور موثري از پيشروي ناشيانه و بي روح خود بازمانده بودند.خصوصاً، چون عراقي ها در تصرف گذرگاه هاي کوهستاني زاگرس شکست خورده بودند، تهران توانست فوج فوج سربازان را به خط مقدم روانه کند؛ سربازاني که به شدت با فقدان تسليحات ، آموزش و سازماندهي روبه رو بودند، اما از نظر آنان شيفتگي به جنگ و عشق به مردم براي جمهوري اسلامي يکي بود.در ژانويه 1981، بني صدر، به خاطر فشارها و مخالفت ها، عقب نشيني کرد. نيروهاي ارتش ايران ، در مدت چند ماه ، راه بسياري را طي کرده بودند، اما هنوز آماده حمله بزرگ و همه جانبه نبودند. علاوه بر اين ، اراضي خوزستان همچنان گل آلود مانده بود. حرکت در راهروهاي باريک نظامي امکانپذير بود. روحانيون و پاسدارها در جبهه ، گاه اغلب به طور واضح و شفاف ، با هم ارتباط داشتند، که اين ارتباط موجب مي شد عراقي ها مخفيانه گوش دهند و اطلاعات کافي و ايده درباره آنچه که در جريان است و قريب الوقوع اتفاق مي افتد، به دست بياورند.در نتيجه بغداد روي بعضي از ساختارهاي نظامي و زرهي ايران تمرکز کرد و منتظر حمله آنان شد.در شب ژانويه، تهران لشکر زرهي 16 و 96 پياده نظام را براي تحت پوشش دادن 3 يا 4 تيپ نظامي عراقي در اطراف سوسنگرد، روانه کرد و آنها را از حول و حوش (سوسنگرد درست در شمال اهواز واقع شده است ) عقب راند. ايرانيان پيشرفت قابل ملاحظه يي کردند.اما در 7 ژانويه ، 16 لشکر 16 زرهي ، به خاطر گل و لاي تحت فشار قرارگرفتند و مجبور شدند به تنها راهي که از سه طرف توسط عراقي ها محاصره شده بود، حمله کنند.جنگ وحشتناک سوسنگرد، به طور موثري به بقاي بني صدر پايان داد.در آوريل ، ايران به بخش شمالي- در نزديک قصر شيرين - حمله کرد و با تسلط و حاکميت فزاينده حزب جمهوري در تهران ، فرماندهان- در مجادله ها و مناظره ها نسبت به تاکتيک ها- غلبه کردند و پيروز شدند. تا جايي که براي نخستين بار، ايرانيان از ساختار عظيمي از پاسداران با بسيجي ها، با موج انساني حمله يي تدارک ديدند و از خط مرزي عراق فراتر رفتند و برنده ميدان رزم شدند.اين پيروزي ، آنان را قانع کرد که تاکتيکي يکسان براي ديگر موفقيت ها در جبهه جنوبي به کار ببرند و عاقبت ، نيروهاي نظامي ايراني با زحمت زياد، نيروي نظامي جديدي ساخته و رهيافت نويني براي عمليات تهاجمي تدارک ديدند.تصفيه و پاکسازي افسران يگان ها، اخلال و خرابکاري در تجهيزات ، فقدان قطعات يدکي ساخت امريکا که دچار تحريم و ممنوعيت خريد بود، نبود شديد حفظ و نگهداري وسايل نقليه ايراني به طور چشمگيري ، قدرت نظامي و تحرک نيروهاي ايراني را گرفته بود.اما با اجراي عمليات تهاجمي و استفاده از انبوه نيروهاي انقلابي و بسيجيان براي حمله به موقعيت عراقي ها با حمايت نظامي ارتش و نيروهاي زرهي و رسته توپخانه آن ايرانيان به حل اين مشکلات و مسائل پرداختند.يک بار پاسداران و بسيجي ها ضربه محکمي به خطوط رزمي عراقي ها زدند، از رخنه و نفوذ گروه هاي نظامي سيار بهره برداري شد.اين گروه ها، به سرعت حرکت کردند- سرعتي که تحرک محدود آنان اجازه مي داد- و مانوري عميق در پوشش ساختار عراقي اجرا کردند و اين ترکيب موجب شد که ايرانيان تعداد محدود تانک هاي عملياتي ، APC، توپخانه و ديگر ادوات سنگين نظامي خود را حفظ کنند و تنها آنان را موقتي استفاده کنند که سرنوشت ساز و تعيين کننده باشد.با استفاده از اين تاکتيک جديد، ايرانيان يک سري حملات محدود ديگر را عليه نيروهاي عراقي سنگر گرفته در خوزستان انجام دادند. آنان به طور مبهوت کننده يي موفقيت خود را به اثبات رساندند.در سپتامبر 1981، ايرانيان از حمله عراقي ها به آبادان نيز رها شدند و دوباره سواحل شرقي رود کارون را بازپس گرفتند.در نوامبر و دسامبر، آنان خط مقدم جبهه عراقي ها را در مرکز خوزستان ازبين بردند و در نزديکي شهر بوستان ، آنان را گير انداختند.در مارس 1982، آنان بيشتر توجه خود را به ساختار نظامي عراق که در شمال خوزستان ، ساکت مانده بود، معطوف کردند و به شهر دزفول حمله کردند.در جنگي يک هفته يي، ايرانيان با حرکتي آهسته اما تهاجمي و پرفشار با پوشش دو چندان منبعي از ساختار ارتش عراقي ها را محو و نابود کردند. ايراني ها ، در اواخر ماه آوريل باقي مانده هاي نيروهاي عراقي را در خوزستان نابود کردند و شهر خرمشهر را در اواخر ماه مه ، بازپس گرفتند، که از اين لحاظ به طور موثري توانستند ديگر مناطق آنجا را نيز آزادسازي کنند.صدام ، در ماه ژوئن ، که پس مانده ارتش سراسيمه و با عجله به عراق بازگشته بودند، اعلام داشت که او واحدهايش را به عراق ، عقب نشيني داده است به طوري که ايران و عراق مي توانند نيروهايشان را با هم متحد کنند و نظاميانشان را به جنگ عليه اسرائيل بسيج کنند.

در اينجا هم صدام نااميد و مايوس بود.
نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

روزي که دکتر ملکي صداي ايرانيان را به گوش جهانيان رسانيد

19 مه 1953 تيتر بزرگ روزنامه ها در سراسر جهان مربوط به اعتراض شديد دکتر محمدعلي ملکي وزير بهداري وقت ايران و پرخاش او به نماينده انگلستان در کنفرانس جهاني بهداشت در ژنو بود که به برخورد لفظي طرفين انجاميده بود. صداي اعتراض فريادگونه دکتر ملکي هنگامي بلند شد و نطق نماينده انگلستان را در جلسه کنفرانس قطع کرد که نماينده انگلستان از «بحرين» به عنوان جزيره تحت الحمايه آن کشور که از لحاظ مناطق بهداشتي جهان بايد در عداد نواحي شرق مديترانه قرار گيرد، نام مي برد.

دکتر ملکي ضمن قطع اظهارات نماينده انگلستان گفت که «بحرين» يک گوشه از خاک ايران است و اين ايران است که در مجامع بين المللي بايد از طرف بحرين سخن بگويد نه انگلستان استثمارگر که آن قطعه از خاک ميهن ما را اشغال نظامي کرده است و در اين کنفرانس، او (دکتر ملکي) بايد پيشنهاد دهد که بحرين در چه ناحيه بهداشتي جهان قرار گيرد، نه نماينده دولت اشغالگر. بحرين در منطقه يي بايد قرار بگيرد که کشور مادر، ايران، قرار گرفته است. چون برخورد لفظي طرفين شديد و طولاني بود جلسه کنفرانس به عنوان تنفس تعطيل شد و دکتر ملکي بقيه حرف هاي خود را در خارج از جلسه به خبرنگاران که وي را احاطه کرده بودند زد و گفت؛ جهان «روشن شده» امروز (نيم قرن پيش) نبايد از متجاوز حمايت کند و تنها حرف زورگويان سلطه گر را بشنود. انگلستان قدرت دريايي داشت و جزاير ما از جمله بحرين را تصرف کرد و...

اعتراض بي سابقه و متن اظهارات دکتر ملکي در جلد دوم تاريخ مبارزات ملل عيناً درج شده است. دکتر ملکي به خاطر همين اقدام، در بازگشت به تهران مورد استقبال باشکوه و دلگرم کننده مردم قرار گرفت که يک قدرداني بزرگ از شجاعت او بود.

فرضيه مهم زومبارت؛ همه ايسم ها به ناسيوناليسم منتهي مي شود

«ورنر زومبارت» فيلسوف و اقتصاددان آلماني و مولف کتاب هاي «چرا سوسياليسم در ايالات متحده موفق نمي شود؟»، «زندگاني در محيط کاپيتاليسم و محيط سوسياليسم»، «چرا اديان الهي کاپيتاليسم را تاييد نکرده اند؟»، «اقتصاد مارکسيستي» و... 19 ماه مه 1941 در 65 سالگي فوت شد. وي به همان گونه که در خود ديده و تجربه کرده بود عقيده داشت افراد چپگرا نخست تمايل مارکسيستي دارند ولي به تدريج که تجربه کسب مي کنند و پا به سن مي گذارند اين ايده به سوسياليستي سپس سوسيال دموکراسي و از اين مرحله به ناسيونال سوسياليستي تحول پيدا مي کند. وي ثابت کرده است که تمايلات يک چپگرا در پايان تحول خود به ناسيونال سوسياليسم تا پايان عمر در او باقي خواهد ماند و سلب شدني نخواهد بود و به اين ترتيب همه راه ها به ميهن دوستي (ناسيوناليسم) ختم مي شود.

پس از زومبارت انديشمندان نظر او را به اصحاب ساير ايدئولوژي ها و نيز مسلک هاي حاکم تعميم داده اند.

در ماه مه 2005 به مناسبت شصت و چهارمين سالگرد درگذشت ورنر زومبارت برخي از اصحاب نظر که درباره افکار او با رسانه ها مصاحبه کرده بودند ضمن اشاره به تحولات 20 سال گذشته و نگاهي به عملکرد رهبران تازه چند کشور پيشتر کمونيست گفته بودند پيش بيني اين فيلسوف تحقق يافته و ايدئولوژي هايي که پايه جهاني داشته اند با ناسيوناليسم هر ملت درآميخته و صورت ملي به خود گرفته اند به ويژه در چين و روسيه. اظهارات و برنامه هاي پوتين در سال هاي 2007 و 2008 بيش از پيش بر درستي اين فرضيه مهر تاييد گذاشت.

به نظر پاره يي از رسانه ها «هو» رهبر کنوني چين با در پيش گرفتن روش هاي ملي گرايانه و آميزش هر چه بيشتر سوسياليسم چيني با فرهنگ و خواست و روحيه چيني ها محبوب آنان در گوشه و کنار جهان شده است.

ورود داگاما به هند و آغاز استعمار مشرق زمين

واسکو داگاما دريانورد پرتغالي بيستم ماه مه سال 1498 وارد «کاليکت» واقع در جنوب غربي هند شد و با خود استعمار غرب را هم وارد قاره آسيا کرد که 509 سال است با چند بار تغيير لباس دادن هنوز ماندگار است. داگاما هشتم ژوئيه سال 1497 پرتغال را با چهار کشتي به مقصد هند ترک کرده بود. وي پس از عبور از دماغه جنوب آفريقا (اميد نيک) و اندک توقف در موزامبيک عازم هند شده بود. او فاصله ساحل شرقي آفريقا تا ساحل غربي هند را ظرف 23 روز طي کرده بود. حاکم هندي منطقه برخورد بدي با او نداشت زيرا به نيات وي پي نبرده بود. داگاما پس از يک بررسي عزم بازگشت کرد و نهم سپتامبر سال 1499 به ليسبون رسيد و عنوان درياسالاري گرفت. دولت پرتغال بر پايه اطلاعاتي که داگاما به دست آورده بود هيات ديگري را به هند فرستاد که حکمران محلي به اين هيات روي خوش نشان نداد. اين خبر که به داگاما رسيد خود با 20 کشتي و عمدتاً توپدار و صدها تفنگدار عازم هند شد و به ايجاد قرارگاه و مستعمره دست زد. داگاما باز هم به هند سفر کرد و 24 دسامبر سال 1524 در همان جا درگذشت.

داستان نگاري که استالين تلفني با او تماس مي گرفت

ميخائيل بولگاکف داستان نگار نيمه اول قرن بيستم روسيه 15 ماه مه سال 1891 به دنيا آمد. تحصيلات وي پزشکي بود و به خواست والدينش دکتر شده بود، اما پس از خروج از دانشگاه به تعقيب هدف خود- داستان نگاري - پرداخت زيرا معتقد بود در آن استعداد بيشتري دارد و از آن، جمعيت بيشتري را بهره مند مي سازد. بولگاکف نيز مانند بيشتر داستان نگاران معروف، داستان نويسي را از نوشتن داستان کوتاه براي مجله ها آغاز کرده بود. معروف ترين داستان او «مرشد و مارگريتا» عنوان دارد که در آن حقايق بسياري را در قالب داستان بيان کرده است. شهرت بولگاکف در جامعه روسيه به حدي بود که استالين شخصاً به او تلفن مي کرد. اين داستان نگار در دهم مارس 1940 درگذشت که امروزه معلوم شده است بر اثر بيماري ريوي ناشي از افراط در کشيدن سيگار بوده است. بولگاکف واقعيات جامعه را در قالب داستان منعکس مي کرد و از قول اشخاص داستان، راه حل ها را ارائه مي داد. وي عقيده داشت رسانه ها وظيفه دارند هنرمندان و نويسندگان و اصحاب انديشه را به جامعه معرفي کنند و در ميان اينان، دائماً درصدد بزرگ کردن آنهايي باشند که استعداد و در عين حال انسانيت بيشتري دارند.

www.iranianshistoryonthisday.com

#



جنگ در خرمشهر

اشغال و آزادي خرمشهر يکي از فصول افتخارآميز جنگ تحميلي است هرچند چگونگي اشغال آن نيز به تنهايي، خود فصلي به ياد ماندني از اين جنگ محسوب مي شود. قبل از هر چيز بايد يادآوري کرد که اين اولين بار نبوده که خرمشهر اشغال مي شد.در سال 1254 هجري قمري، عثماني ها خرمشهر را اشغال کردند که بيش از سه سال اين وضعيت به طول انجاميد و سرانجام با پيمان ارزنه الروم که در آن دو رقيب بزرگ آن زمان، روس و انگليس، دخالت داشتند، شهر تخليه شد.در سال 1273 هجري قمري نيز انگلستان خرمشهر را مورد تاخت و تاز قرارداد و تا اهواز پيش رفت که با ميانجيگري فرانسه، ضمن قرارداد صلحي در پاريس، قضايا حل و فصل شد. در شهريور 1320 هجري شمسي، ضمن جنگ دوم جهاني، بار ديگر انگليسي ها خرمشهر را به اشغال در آوردند که جهت کمک رساني به روس ها، مورد استفاده متفقين قرار گرفت. اين بار نيز آزادي خرمشهر پس از پايان جنگ دوم جهاني و در شرايط تضعيف امپرياليسم فرتوت انگليس و جانشيني امپرياليسم قدرتمند امريکا حاصل شد. در آغاز جنگ 8 ساله ايران و عراق بار ديگر خرمشهر اشغال شد. در روز چهارم آبان 1359 مسجد جامع آخرين پايگاه و مرکز مقاومت شهر به اشغال متجاوزين بعثي در آمد و اين به معناي آن بود که خرمشهر سقوط کرده است. اما اين بار، در سايه انقلاب اسلامي، هم چگونگي اشغال و هم آزادي خرمشهر به کلي متفاوت است. پايمردي مدافعان انقلاب اسلامي دشمن را بيشتر از يک ماه در آستانه دروازه شهر متوقف کرد و او را چنان از نفس انداخت که با تصرف شهر نيز نتوانست پيشروي هاي ناقص انجام شده را به پيروزي قطعي تبديل کند. قبل از جنگ دو جريان مبارزاتي مذهبي و قومي در خرمشهر وجود داشته که اولي تحت تاثير قيام 15 خرداد و پيامدهاي آ