پنج شنبه، 2 خرداد 1387 - شماره 1683
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
با کمک مردم نيکوکار و تلاش دايره صلح و سازش
سميه از زير تيغ مرگ به زندگي بازگشت
گروه حوادث؛ سميه دختر جواني که در پي يک اشتباه پسر مورد علاقه اش را به قتل رسانده بود، سرانجام با کمک مردم نيکوکار و بخشش بزرگ اولياي دم مقتول از چوبه دار رهايي يافت. به گزارش خبرنگار ما صبح ديروز اولياي دم مجيد - جواني که به دست سميه به قتل رسيده بود - در جلسه صلح و سازش دادسراي امورجنايي تهران حاضر شدند و با تلاش عصمت الله جابري رئيس دايره صلح و سازش از سميه اعلام گذشت کردند. سميه سه سال پيش در 24 سالگي براي يافتن شغلي مناسب خانواده خود را در يکي از روستاهاي اطراف لاهيجان ترک کرد و به تهران آمد. وي پس از مدتي در يک بيمارستان مشغول به کار شد و در شرايطي که از مشکلات مالي و غم تنهايي و غربت رنج مي برد با مجيد آشنا شد و به وي دل بست. رابطه دوستانه اين دو تا مرز ازدواج نيز پيش رفت اما پسر 21 ساله چندي بعد به سميه گفت نمي تواند او را به عقد خودش درآورد. پشيماني مجيد از ازدواج سميه را در شرايطي بحراني قرار داد و او تمام تلاش خودش را به کار گرفت تا پسر مورد علاقه اش را از جدايي منصرف کند. اين کوشش ها به آنجا منجر شد که آن دو قرار گذاشتند در روز 24 مهرماه سال 84 همديگر را ملاقات و براي آخرين بار با هم صبحت کنند؛ اما اين گفت وگو با مرگ مجيد پايان يافت. پس از آنکه سميه به اتهام قتل دستگير شد در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت و درباره وقايع روز حادثه گفت؛ روز حادثه من تصميم داشتم با خواهش و التماس مجيد را راضي کنم با من ازدواج کند. من به همراه شوهرخواهرم سر قرار رفتم و مجيد را نيز سوار خودروي وي کردم. پس از دقايقي گفت وگو با کارد ميوه خوري که خواهرم برايم در يک کيسه گذاشته بود به پوست کندن سيب مشغول شدم. وقتي صداي پسر مورد علاقه ام بالا رفت براي اينکه به وي تذکر بدهم آبرويمان را پيش شوهرخواهرم حفظ کند با کارد ميوه خوري ضربه آرامي به پهلوي او زدم. مجيد ناگهان دچار خونريزي شد و ما به سرعت وي را به بيمارستان سينا رسانديم اما مجيد فوت شد. من واقعاً قصد نداشتم اين پسر را بکشم و اکنون به شدت عذاب وجدان دارم. در پي دفاعيات متهم، قضات دادگاه به درخواست اولياي دم مجيد، دختر جوان را به قصاص محکوم کردند و اين حکم به تاييد ديوان عالي کشور رسيد اما با تلاش دايره صلح و سازش دادسراي امورجنايي تهران سال گذشته والدين مجيد اعلام کردند در ازاي دريافت ديه حاضر به گذشت از قصاص دختر جوان هستند. پس از آن وضعيت بغرنج سميه که در يک قدمي چوبه دار قرار داشت و از سويي پدر و مادر مسن و بيمار وي توانايي نجات دخترشان را نداشتند در روزنامه اعتماد به چاپ رسيد و عبدالصمد خرمشاهي وکالت اين دختر را به عهده گرفت. در پي درج گزارش هاي متعدد درباره سميه تعداد زيادي از مردم نيکوکار مبالغي را به حساب دادگستري واريز کردند تا ديه مقتول فراهم شود. پس از اين اقدام افراد خير، مسوولان دادسراي جنايي تهران از خانواده مقتول درخواست کردند براي برگزاري جلسه صلح و سازش به اين دادسرا مراجعه کنند. اين جلسه صبح ديروز با حضور مادر سميه و والدين مجيد برگزار و با رايزني هاي انجام شده اولياي دم مقتول پذيرفتند از خواسته خود صرف نظر کنند و با بخششي فداکارانه به دختر جوان جاني دوباره ببخشند. سميه ظهر ديروز پس از آنکه خبر گذشت اولياي دم مجيد را شنيد طي تماسي با گروه حوادث روزنامه اعتماد در حالي که از خوشحالي اشک مي ريخت، گفت؛ من واقعاً ممنون و سپاسگزار اولياي دم مجيد و تمامي افراد نيکوکاري هستم که به من کمک کردند تا زنده بمانم. واقعاً نمي دانم به چه زباني و چگونه از آنها تشکر کنم و فقط مي توانم بگويم لطف آنها را هرگز فراموش نخواهم کرد. مادر سميه نيز که براي پيگيري پرونده دخترش به تهران آمده بود با صدايي لرزان به خبرنگار ما گفت؛ آنقدر خوشحال هستم که نمي توانم صحبت کنم. خيلي ها در اين مدت به ما کمک کردند و من از همه آنها و از آقاي خرمشاهي که پرونده سميه را پيگيري کرد، تشکر مي کنم. صبح ديروز وقتي اولياي دم رضايت دادند اصلاً نمي توانستم باور کنم بار ديگر مي توانم سميه را در آغوش بکشم، او را ببوسم و برايش مادري کنم . احساس عجيبي داشتم انگار در اين دنيا نبودم و از خوشحالي گريه مي کردم. اميدوارم تمام افرادي که به ما کمک کردند تشکر مرا بپذيرند و بدانند که تا پايان عمر مديونشان هستم. عبدالله خرمشاهي وکيل مدافع سميه نيز در گفت وگو با خبرنگار ما از اولياي دم مقتول و دايره صلح و سازش دادسراي جنايي تهران به خاطر پيگيري پرونده تشکر و قدرداني کرد. بنابر اين گزارش اکنون سميه بايد به لحاظ جنبه عمومي جرم تحت محاکمه قرار گيرد. او پس از گذراندن دوران حبس آزاد خواهد شد.
کلاهبرداري 8 ميليارد توماني آقاي مشاور قلابي
گروه حوادث،محمد جعفري؛ مردي که با معرفي خود به عنوان مشاور رئيس جمهوري دست به کلاهبرداري ميلياردي زده بود بازداشت شد و پرونده اتهامي اش به جريان افتاد. به گزارش خبرنگار ما در حالي که احتمال دارد متهم 31 ساله جرائم بيشتري انجام داده باشد، بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 11 تهران مسوول پيگيري اين پرونده شده است. هويت مشاور قلابي ارديبهشت ماه سال 85 در پي ارسال نامه يي از سوي انجمن ديابت ايران به دفتر رياست جمهوري فاش شد. در اين نامه موسسه خيريه خواستار اين شد که همانند سال 84 رياست جمهوري پيامي به مناسبت روز جهاني ديابت صادر کند. هنگامي که اين نامه به دست مسوولان رسيد آنان در تماسي با انجمن ديابت اعلام کردند در سال 84 اصلاً پيامي در اين خصوص از سوي دولت صادر نشده بود. پاسخ دفتر رياست جمهوري به افشاي جعل عنوان مردي به نام منصور منجر شد. اين مرد که با انجمن ديابت در ارتباط بود سال 84 به مديران اين مجموعه وعده داد به مناسبت روز جهاني ديابت نامه يي از رئيس جمهور دريافت کند. او سپس پيامي به مسوولان موسسه ارائه داد و چندي بعد همکاري خودش را با انجمن خيريه قطع کرد. در اين بين مديران انجمن اين بار تصميم گرفتند خودشان براي دريافت پيام ويژه اقدام کنند که دريافتند همان نامه اول نيز جعلي بوده است. با روشن شدن اين موضوع پرونده قضايي براي دستگيري منصور به جريان افتاد. در حالي که تلاش ها براي رديابي اين متهم بي نتيجه مانده بود چندي پيش يک تاجر ايراني که در کشور قرقيزستان سرمايه گذاري مي کند نيز عليه مشاور قلابي رئيس جمهور شکايت کرد. اين مرد که محسن نام دارد با اعلام اينکه مورد کلاهبرداري قرار گرفته و منصور 8 ميليارد و 200 ميليون تومان از اموال وي را به يغما برده است، گفت؛ من با يک موسسه خيريه در مشهد همکاري داشتم و سال گذشته به يکي از دوستانم در آن انجمن اطلاع دادم قصد دارم کارخانه بزرگي در بيشکک تاسيس کنم ولي براي تامين سرمايه به تسهيلات خاصي نياز دارم. مدتي از اين موضوع گذشت تا اينکه دوست من، منصور را که به انجمن خيريه رفت و آمد داشت معرفي کرد تا با کمک وي مشکلم را حل کنم. منصور خودش را مشاور رئيس جمهوري معرفي کرد و گفت مي توانم ظرف 22 روز تسهيلات مورد نيازم را دريافت کنم. در حالي که به اين مرد اطمينان کرده بودم همکاري ام را با وي آغاز کردم اما هرچه زمان مي گذشت وعده منصور عملي نمي شد و او هر بار بهانه يي مي آورد با اين وجود اعتمادم را به اين مرد از دست ندادم و در شرايطي که در مدت يک سال دوستي با وي در دفعات مختلف مبلغ 200ميليون تومان به او پرداخت کرده بودم، بالاخره توانستم با قرض گرفتن از دوستان، کارخانه خودم را در بيشکک راه اندازي کنم. از آنجا که فکر مي کردم منصور براي پيگيري کارهاي من تلاش زيادي انجام داده و از سويي حفظ رابطه ام را با او به نفع خودم مي دانستم بخشي از سهام کارخانه به ارزش 8 ميليارد تومان را نيز به وي واگذار کردم. پس از اين اقدام بود که منصور بالاخره توانست برايم وامي کلان فراهم کند. او دو فقره چک متعلق به يک بانک خصوصي را به من داد تا پولم را تحويل بگيرم اما هنگامي که براي نقد کردن چک ها به بانک رفتم متوجه شدم هر دو فقره جعلي است و همان جا بازداشت شدم.» پس از طرح اين شکايت عمليات شناسايي منصور گسترده تر شد و ماموران سرانجام شامگاه سه شنبه توانستند وي را دستگير کنند. علي مکرمي- بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 11- با تاييد اين خبر به خبرنگار ما گفت؛ مشخص شده متهم علاوه بر سوءاستفاده از انجمن بيماران ديابتي و مرد کارخانه دار مکاتباتي نيز با چند سفارتخانه در ايران داشته که در حال بررسي علت اين نامه نگاري ها هستيم. وي افزود؛ به احتمال زياد متهم با جعل عنوان مشاور رئيس جمهور جرائم ديگري نيز انجام داده است اما چون زمان زيادي از دستگيري وي نمي گذرد هنوز تحقيقات در اين خصوص تکميل نشده است.
اعترافات قاتل مامور پليس در جلسه محاکمه
گروه حوادث؛ پسر جواني که در نزاع خياباني يک مامور پليس را به قتل رسانده بود در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه، محمدرضا حيدري نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و در خصوص پرونده گفت؛ 17 خردادماه سال گذشته ماموران پليس کرج، جسد يکي از همکارانشان که ستار غريب نام داشت پيدا کردند. تحقيقات نشان مي داد، اين مامور پليس حين درگيري با عده يي به قتل رسيده است. ماموران به دستور بازپرس ويژه قتل رديابي عامل اين قتل را در دستور کار خود قرار دادند و چند روز بعد موفق شدند نيما متهم 26 ساله حاضر در دادگاه را دستگير کنند. متهم جوان اتهام قتل را در مراحل اوليه پذيرفت و مدعي شد نمي دانسته مقتول مامور نيروي انتظامي است.

وي ادامه داد؛ با توجه به آنچه در پرونده، مدارک و شواهد موجود آمده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. در ادامه مادر و همسر مقتول از قاضي دادگاه اجازه صحبت گرفتند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.

قاضي حسيني کوه کمره يي رئيس دادگاه اين بار از نيما خواست در برابر هيات قضات قرار بگيرد و از خود دفاع کند. متهم گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم. من عامل قتل ستار غريب هستم، اما نمي دانستم او پليس است. روز حادثه من و دوستم احسان در يکي از خيابان هاي باغستان کرج نشسته بوديم که يک پژو درست جلوي ما پارک کرد و کاملاً جلوي ديد ما را گرفت. من و احسان به اين وضعيت اعتراض کرديم البته مساله خاصي پيش نيامد. من و احسان بلند شديم و چند متر آن طرف تر نشستيم.

وي ادامه داد؛ راننده پژو پياده شد و به سمت ما آمد. او يقه احسان را گرفت و گفت بايد با من بيايي. درگيري بالا گرفت. او لباس شخصي به تن داشت اما خودش را مامور معرفي مي کرد. من از او خواستم کارتش را نشان دهد اما توجهي نکرد. به او گفتم احسان را رها کن من مي آيم. او يقه احسان را رها کرد. من داشتم سوار ماشين مي شدم و احسان هم پا به فرار گذاشته بود. ديدم که ستار به سمت احسان مي دود، من هم به طرف او رفتم و با چاقويي که در جيب داشتم سه ضربه به او زدم.

نيما در ادامه گفت؛ وقتي مقتول روي زمين افتاد فرار کردم. خيلي ترسيده بودم. از آنجايي که شب قبلش مشروب خورده بودم حالت طبيعي نداشتم و سر درد خيلي اذيتم مي کرد. اصلاً فکر نمي کردم راننده پژو مرده باشد. روز بعد از حادثه از اخبار تلويزيون شنيدم کسي که من او را با چاقو زدم مامور پليس بوده است و از اين بابت بسيار متاسفم، اما مساله اينجا است که اگر کارتش را به من نشان مي داد اين کار را نمي کردم.

در ادامه جلسه دادگاه احسان در جايگاه قرار گرفت. وي که به عنوان شاهد در دادگاه حضور يافته بود گفت؛ آنچه نيما در اعترافاتش گفت کاملاً درست است. البته زمان درگيري وقتي ستار او را سوار ماشين کرد من فرار کردم و نديدم نيما به وي ضربه بزند، اما ستار هيچ کارتي که مشخص کند مامور پليس است به ما نشان نداد. بعد از اظهارات احسان و وکيل مدافع نيما، وي يک بار ديگر در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ باز هم مي گويم اتهام را قبول دارم و ستار به دست من کشته شده اما نمي دانستم او پليس است و از اتفاقي که افتاده از خانواده اش عذرخواهي مي کنم و تقاضا دارم مرا ببخشند.

بنابر اين گزارش پس از ختم جلسه قضات دادگاه براي صدور راي وارد شور شدند.
قضات دادگاه کيفري استان تهران صادر کردند
حکم اعدام به اتهام آزار دختر دانشجو
گروه حوادث؛ پسر جواني که در پي وسوسه هاي خود دختري را به باغي برده و او را مورد آزار قرار داده بود در دادگاه کيفري استان تهران به اعدام محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما اواخر سال گذشته دختر دانشجويي به نام شيما به ماموران پليس مراجعه کرد و گفت از سوي پسري به نام محمد و جواني ديگر که از آشنايان محمد بوده، مورد آزار قرار گرفته است. پليس با توجه به شکايت اين دختر و نشاني که از متهمان وجود داشت، آنها را دستگير کرد و مطابق قانون پرونده به صورت مستقيم براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. شيما به هيات قضات گفت؛ من محمد را از قبل مي شناختم و با او به صورت تلفني ارتباط داشتم. محمد مي گفت مرا دوست دارد و مي خواهد با من ازدواج کند، به هر حال وي اعتمادم را جلب کرد و روز حادثه با من تماس گرفت و گفت مي خواهد مرا با پسرخاله اش آشنا کند، من هم سر قرار حاضر شدم. اين دختر دانشجو ادامه داد؛ وقتي کلاسم در دانشگاه تمام شد سر قرار رفتم. مرا سوار ماشين کردند و داخل باغي بردند. به محمد اعتراض کردم و گفتم قرار بود به رستوران برويم چرا من را به باغ آورده ايد. در اين هنگام شروع به پرخاشگري کرد و به سويم حمله ور شد. من ابتدا مقاومت کردم اما آنقدر مرا کتک زد که ديگر نتوانستم در برابرش مقاومت کنم. به حالت نيمه بيهوش بودم که محمد به من تعرض کرد و بعد تهديدم کرد اگر چيزي بگويم يا شکايت کنم، دوباره آزارم مي دهد. قضات دادگاه براي بررسي ادعاي اين دختر، وي را به پزشکي قانوني فرستادند. متخصصان پزشکي قانوني پس از بررسي اعلام کردند، شيما به زور مورد آزار جنسي قرار گرفته است و آثار جراحت و کبودي هايي هم روي بدن اين دختر جوان وجود دارد که نشان دهنده حالت دفاعي و مقاومت شاکي است. پس از اعلام نظريه پزشکي قانوني بازجويي هاي پي درپي از محمد آغاز شد. وي فقط يک بار اتهامش را قبول و اعتراف کرد که به زور به دختر مورد علاقه اش تعرض کرده است، اما پس از آن ديگر به جرم خود اعتراف نکرد و مدعي شد با رضايت خود شيما اين اتفاق افتاده است. با توجه به اينکه مدارک بيشتري براي بررسي پرونده وجود داشت يک بار ديگر تحقيق از محل حادثه در دستور کار پليس قرار گرفت. بررسي ها نشان داد باغ نگهباني دارد که تقريباً به صورت تمام وقت آنجاست. وقتي مرد نگهبان تحت بازجويي قرار گرفت، گفت؛ روز حادثه من دو پسر و دختر جواني را ديدم که وارد باغ شدند. آنها ماشين داشتند. من از آنها خواستم همان لحظه باغ را ترک کنند اما پسر جوان گفت خيلي زود مي روند. من هم به انتهاي باغ رفتم، بعد از چند دقيقه صداي جيغ هاي پي درپي دختر را شنيدم البته اوايل متوجه نشدم که صدا از کجاست. آن دختر مرتب جيغ مي زد و کمک مي خواست. فکر کردم شايد همان دختري باشد که به اتفاق دو پسر وارد باغ شد. وقتي خودم را به محل رساندم آنها به سرعت از جلوي من رد شدند. با توجه به تحقيقات انجام شده و مدارک موجود هيات قضات پس از چندين جلسه محاکمه با اکثريت آرا محمد را به جرم تجاوز به عنف به اعدام محکوم کردند.
سارقان بي بضاعت
رضا جعفريہ

در خبرها داشتيم سارقي که تعدادي لوازم کم بها دزديده بود پس از گذشت بيش از پنج سال به خاطر ناتواني در بازگرداندن مال مسروقه همچنان در زندان به سر مي برد. مطابق ماده 667 قانون مجازات اسلامي افرادي که دست به سرقت مي زنند با توجه به نوع سرقت به حبس و رد مال محکوم مي شوند که معمولاً سرقت هاي ساده مجازات حبس از شش ماه تا دو سال در پي دارد اما درخصوص رد مال متهماني که توانايي بازگرداندن اموال مسروقه را ندارند و دوران محکوميت شان به پايان رسيده است، مي توانند تقاضاي اعسار بدهند. اين تقاضا در دادگاه مورد بررسي قرار خواهد گرفت و در صورتي که اعسار از سوي دادگاه پذيرفته شود فرد آزاد خواهد شد. البته زندانياني که چنين شرايطي را دارند بايد از سوي مددکاران زندان مورد شناسايي قرار بگيرند و به وضعيت آنها رسيدگي شود، همچنين افراد نيکوکار زيادي هستند که به اين گونه زندانيان کمک مي کنند و در بسياري از موارد متهماني که شرايط اعسار آنها پذيرفته شده کمتر از يک ميليون تومان رد مال دارند که آنان معمولاً با کمک خيرين و با همکاري دستگاه قضايي آزاد مي شوند.

ہمعاون دادسراي امور جنايي تهران
عناوين اين صفحه
سميه از زير تيغ مرگ به زندگي بازگشت
کلاهبرداري 8 ميليارد توماني آقاي مشاور قلابي
اعترافات قاتل مامور پليس در جلسه محاکمه
حکم اعدام به اتهام آزار دختر دانشجو
سارقان بي بضاعت
5 سال و 7 ماه حبس به خاطر 23 هزار تومان سرقت
قصاص به جرم رفيق کشي
آتش سوزي بزرگ در انبار شرکت مينو
قرار بازداشت براي يک مامور به اتهام ضرب و شتم قاضي دادگاه کيفري
محکوميت سارقان مسلح جواهرفروشي به 5 سال حبس

5 سال و 7 ماه حبس به خاطر 23 هزار تومان سرقت
گروه حوادث؛ مردي که به خاطر سرقت لوازم خانگي کم بها به رد مال محکوم شده بود، پس از گذشت 5 سال و 7 ماه همچنان در بازداشت به سر مي برد. به گزارش خبرنگار ما بنا بر محتويات پرونده، اين متهم در سال 81 پس از ورود به يک منزل مسکوني در خيابان شريعتي يک دستگاه ريش تراش، يک دستگاه پلوپز، يک دست قاشق و چنگال، سفره و گل مصنوعي دزديده بود. متهم که حسن نام دارد و صبح ديروز براي ارائه دادخواست اعسار به دادسراي ناحيه 11 تهران آمده بود طي اظهاراتي به قاضي حسن زاده داديار اجراي احکام دادسرا گفت؛ من در سال 81 به خاطر سرقت يک دست قاشق و چنگال و چند وسيله خانگي ديگر به يک سال زندان و رد مال محکوم شدم اما پس از تحمل يک سال حبس به خاطر اينکه از سر فقر نتوانستم وسايل سرقت شده را به صاحب برگردانم مدت زنداني شدنم ادامه يافت و هم اکنون 5 سال و 7 ماه از آن مي گذرد. وي همچنين در تشريح چگونگي انجام اين سرقت گفت؛ مدتي بود بيکار شده بودم و مخارج زندگي ام را به سختي تامين مي کردم. روزي به همراه مادربزرگم وقتي از حوالي خيابان شريعتي عبور مي کرديم خانه يي توجهم را به خود جلب کرد. تصميم گرفتم وارد خانه شوم و وسايلي را که به دردم مي خورد، بردارم. به همين دليل به مادربزرگم گفتم جلوي خانه مراقب اوضاع باشد تا من برگردم. وقتي داخل رفتم هرچه جست وجو کردم شيء باارزشي پيدا نکردم و ريش تراش و پلوپز و يک دست قاشق و چنگال به همراه وسايل ديگري مثل سفره و گل مصنوعي را جمع و فرار کردم. وي افزود؛ من ريش تراش را به قيمت 5 هزار تومان و بقيه اموال مسروقه را به مبلغ 18 هزار تومان فروختم اما مدتي بعد دستگير شدم و از آن زمان در زندان به سر مي برم چون پول ندارم تا به صاحب اموال بدهم. بنابر اين گزارش هم اکنون اين پرونده در واحد اجراي احکام و دادسراي ناحيه 11 در دست بررسي است تا موضوع اعسار متهم بررسي شود، همچنين با دستور قاضي پرونده يک کارشناس برآورد قيمت اموال مسروقه را به عهده گرفته است.


قصاص به جرم رفيق کشي
گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است دوست خود را به قتل رسانده و جسدش را در باغي مدفون کرده از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما اين جوان که ابراهيم نام دارد و زمان قتل 18 سال داشت در جلسه محاکمه خود که روز سه شنبه برگزار شد اتهام قتل را انکار کرد. ابراهيم که متهم است مردي به نام پرويز را به قتل رسانده در دادگاه گفت؛ من و پرويز براي ديدن باغي به آنجا رفته بوديم که دوستان پرويز با يک ماشين پاترول آمدند، آنها مي خواستند مشروب بخورند، به همين خاطر پرويز به من گفت به روستا بروم و آب بياورم، وقتي برگشتم ديگر اثري از پرويز نبود و من از نحوه قتل وي بي اطلاع هستم. بنابر اين گزارش ديروز قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به رغم انکار متهم با توجه به مدارک موجود در پرونده راي بر قصاص اين متهم صادر کردند.


آتش سوزي بزرگ در انبار شرکت مينو
ماموران آتش نشاني تهران پس از يک ساعت و نيم جدال با آتش توانستند حريق گسترده يي که شرکت مينو را دربرگرفته بود، مهار کنند. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران ساعت 30/8 صبح ديروز از طريق تلفن 125 وقوع اين حريق در کارخانه مينو به ستاد فرماندهي آتش نشاني اطلاع داده شد که براي اطفاي آن درخواست کمک فوري شد. با توجه به گسترده بودن اين حريق هفت ايستگاه اطفاي حريق، يک گروه امداد و نجات، شش دستگاه تانکر آب، دو دستگاه خودروي حامل دستگاه هاي تنفسي و دو دستگاه خاور حامل کف به محل حادثه اعزام شدند. تقي رضواني مدير عمليات منطقه چهار آتش نشاني تهران که اين حريق در حوزه عملياتي وي رخ داده است در مورد اين حادثه گفت؛ در اين حريق جمعاً سه سالن به مساحت تقريبي هر يک 1500 تا 2000 مترمربع که در آن انواع حشره کش ها و بيسکويت و نيز کالاهاي توليدي اين شرکت انبار شده بود، دچار آتش سوزي شد. وي افزود؛ زماني که نيروهاي عملياتي آتش نشاني به محل حريق رسيدند شعله هاي آتش در اين انبارها به ده ها متر مي رسيد و همراه با انفجارهاي پي درپي و مهيب قوطي هاي حشره کش سقف سوله ها در اثر حرارت ايجاد شده ريزش کرد، به طوري که عملاً شرايط بسيار سختي براي کنترل حريق ايجاد شد، خصوصاً که در پي هر انفجار تعداد زيادي قوطي اسپري به اطراف و روي نيروهاي عملياتي پرتاب مي شد. مدير عمليات منطقه چهار آتش نشاني در مورد چگونگي عمليات اطفاي اين حريق گفت؛ با توجه به وضعيت موجود آتش نشانان از تجهيزات حفاظت فردي استفاده کردند و با در اختيار داشتن دستگاه هاي تنفسي به مقدار کافي امکان مانور عملياتي را پيدا و پس از سازمان دهي نيروها عمليات اطفا را آغاز کرديم و موفق شديم در کمتر از 30 دقيقه از گسترش حريق به سوله هاي مجاور جلوگيري کنيم. سپس از دو جبهه شرق و غرب با استفاده از ده ها رشته لوله آب دهي فشار قوي و همچنين کف آتش نشاني به سوي کانون هاي حريق پيشروي کرديم و در نهايت در ساعت 10 صبح موفق به مهار و اطفاي کامل اين آتش سوزي شديم. وي در مورد مصدومان و ميزان خسارات وارده در اين حادثه اظهار داشت؛ در اين حادثه آسيب جاني چنداني وارد نشد، فقط يک نفر از کارگران اين شرکت به طور سطحي دچار مصدوميت شد که به مرکز درماني انتقال يافت. در مورد خسارات وارده نيز در اين آتش سوزي سه سوله کاملاً دچار آتش سوزي شد به طوري که سقف آن نيز فرو ريخت اما با تلاش آتش نشانان از سرايت حريق به سه سوله مجاور آن کاملاً پيشگيري شد. البته با خاموش شدن آتش تحقيقات درباره چگونگي ايجاد آتش سوزي و همچنين ميزان خسارات وارده از طرف يک گروه از کارشناسان حوزه بررسي علل حريق و حوادث اين سازمان آغاز شده است.


قرار بازداشت براي يک مامور به اتهام ضرب و شتم قاضي دادگاه کيفري
بازپرس جنايي تهران دستور بازداشت ماموري را که متهم به ضرب و شتم يک قاضي دادگستري است، صادر کرد. محمدحسين شاملو بازپرس شعبه اول دادسراي جنايي تهران در اين باره گفت؛ عصر روز سه شنبه در خروجي صدر بزرگراه مدرس زماني که يک مامور راهنمايي و رانندگي در حال تذکر به يک قاضي دادگستري بود ناگهان با وي درگير شد و اقدام به زدن اسپري به صورت وي و ضرب و شتم او کرد که اين قاضي صبح ديروز با حضور در دادسراي جنايي از مامور شکايت کرد.وي افزود؛ با طرح شکايت اين فرد و تشکيل پرونده در دادسرا، مامور متهم گفت؛ شاکي اقدام به تخلف رانندگي کرده و زماني که به او تذکر دادم خود را قاضي معرفي کرد، به همين دليل با وي درگير شدم و کنترلم را از دست دادم و اقدام به زدن اسپري و ضرب و شتم او کردم.بازپرس امور جنايي تهران با اشاره به اين پرونده خاطرنشان کرد؛ صرف نظر از آنکه قاضي به دليل داشتن مقام قضايي داراي جايگاه خاص است و حتي برخورد با او موازين ويژه يي دارد اما با شاکي پرونده به عنوان يک شهروند نيز نبايد چنين برخوردي مي شد زيرا مجازات تخلف رانندگي از سوي يک شهروند، اهانت، ضرب و شتم و زدن اسپري نيست.وي افزود؛ شاکي پرونده از قضات دادگاه کيفري و رئيس يکي از شعب شوراي حل اختلافات راهنمايي و رانندگي است.


محکوميت سارقان مسلح جواهرفروشي به 5 سال حبس
گروه حوادث؛ دو جوان 19 ساله يي که قصد داشتند دست به سرقت مسلحانه از يک طلافروشي بزنند به پنج سال حبس محکوم شدند. به گزارش خبرنگار ما يکي از اين دو جوان که کريم نام دارد وارد يک مغازه طلافروشي واقع در محدوده نظام آباد شد و با شليک دو تير هوايي صاحب جواهرفروشي را تهديد کرد اما در اجرا کردن نقشه اش ناکام ماند و به دام افتاد. اشکان - صاحب طلافروشي- در اين باره گفت؛ اين جوان پس از مشاهده جواهرات از پشت ويترين وارد مغازه شد و با نشان دادن يک حلقه انگشتر مردانه از من خواست تا آن را نشانش بدهم. من هم سيني انگشترها را براي انتخاب در اختيارش گذاشتم، اما وقتي در حال انجام کاري بودم او اسلحه يي را روي شقيقه ام قرار داد و تهديد کرد اگر مانع اقدامش شوم من را خواهد کشت. اين مرد ادامه داد؛ من که چاره يي جز گوش کردن به حرف هاي اين جوان نداشتم جواهرات را در اختيارش قرار دادم اما در يک لحظه از غفلت او استفاده و پس از درگيري او را خلع سلاح کردم و بلافاصله آژير مغازه را به صدا درآوردم. با به صدا درآمدن آژير همسايه ها متوجه حضور سارق شدند و به کمکم آمدند و در نهايت با حضور پليس، جوان سارق دستگير شد. پس از دستگيري اين سارق جوان ،پليس توانست يک قبضه سلاح کمري به همراه 9 عدد تير جنگي از وي به دست آورد. متهم نيز در بازجويي ها گفت؛ من و همکلاسي ام حميد پس از تهيه يک سلاح چند روز قبل با نيت سرقت از طلافروشي به تهران آمديم. پس از شناسايي طعمه مورد نظرمان و طراحي نقشه دزدي قرار شد من وارد مغازه شوم و حميد در بيرون مراقب اوضاع باشد، اما وقتي که آژير مغازه به صدا درآمد او فرار کرده بود. در ادامه تحقيقات پليسي با اطلاعاتي که متهم در اختيار ماموران قرار داد همدست وي نيز دستگير شد. به دنبال بازداشت هر دو متهم سرقت از طلافروشي پرونده آنان با صدور کيفرخواست به مجتمع قضايي بعثت ارسال شد و قاضي پس از بررسي پرونده در نهايت هر يک از متهمان را به اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه به تحمل 5 سال حبس و 40 ضربه شلاق محکوم کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام