چهارشنبه، 8 خرداد 1387 - شماره 1688
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
سيدني پولاک، برنده اسکار 1985 درگذشت
امضا؛ پولاک؛ بازيگر ، کارگردان و تهيه کننده
گروه فرهنگي؛ سيدني پولاک از آخرين بازمانده هاي نسل فيلمسازان جريان ساز دهه 70، دوشنبه شب در لس آنجلس درگذشت؛ کارگرداني که کارش را با بازيگري شروع کرد، دوران طلايي کارگرداني اش را در دهه هاي 1970 و 1980 سپري کرد -که با دريافت اسکار بهترين کارگرداني و بهترين تهيه کنندگي در سال 1985همراه بود- و در سال هاي پاياني عمرش، بار ديگر بازيگري را بيشتر جدي گرفت، هرچند که فيلم هاي جديدش مثل «مترجم» و «قلب هاي تصادفي» هم از فيلم هاي مهم سال هاي اخير بودند. سيدني پولاک که علت مرگ او سرطان بدخيم اعلام شد، سابقه پنج دهه فعاليت مستمر سينمايي را در کارنامه اش داشت و اگر اصطلاح بچه هاليوود را که روزگاري نصيب رابرت پريش شد به او بدهيم، چندان بيراهه نرفته ايم. پولاک 25 سال داشت که در يک فيلم تلويزيوني حضور يافت و بعد زندگي اش را وقف سينما کرد. حاصل بازي در اين فيلم تلويزيوني، آشنايي با برت لنکستر بزرگ بود، بازيگري که قدرتش از خيلي از تهيه کننده هاي هاليوودي هم بيشتر بود. حاصل اين آشنايي به بازي در فيلم «زنگ ها براي که به صدا درمي آيد» انجاميد که جان فرانکن هايمر کارگرداني اش کرده بود. بعد از اين فيلم بود که او اولين فيلمش را کارگرداني کرد؛ فيلمي که «رابطه سست» نام گرفت، با اين توضيح که پولاک قبل از اين کار سينمايي اش 10پروژه تلويزيوني را هم به انجام رسانده بود. او پس از اين فيلم، آثاري چون «اين ملک متروک شده»، «نگهبان قصر»، «روزهاي خوش»،«چراغ هاي روشن» و «شهر بزرگ» را ساخت که با آنها جاي پايش را به عنوان يک کارگردان موفق تثبيت کرد. پولاک بيش از هرچيز به خاطر اخذ بازي هاي عالي از ستارگان هاليوودي و فيلم هايش (افرادي چون رابرت ردفورد، جين فوندا، داستين هافمن و باربارا استرايسند) شهرت يافته است. اين همکاري با ستارگان مطرح هاليوود در کارهاي آخر پولاک نيز وجود داشت. جرج کلوني همبازي پولاک در مراسم شامي که دوشنبه شب و ساعاتي چند بعد از درگذشت پولاک برپا شد، گفت که جاي خالي او همواره احساس خواهد شد. او ضمن تقدير از اين کارگردان، بازيگر و تهيه کننده گفت؛ «پولاک همواره در هر چيز حتي اگر شده بود به مقدار کم، بهترين بود، از فيلمسازي گرفته تا برگزاري يک ضيافت نهار.» وي افزود؛ «سيدني، دنيا را، سينما را و همه چيز را بهتر ساخت. او جلوه ديگري به دنياي بازيگري بخشيد. واقعاً جاي او خالي خواهد بود.» همچنين سالي فيلد که در فيلم «بدون کينه» پولاک در کنار پل نيومن نقش آفريني داشت، اعلام کرد؛ «بزرگ ترين هديه زندگي من فرصتي بود که در اين فيلم به دست آوردم تا بتوانم با پولاک و سبک کاري او آشنا شوم.» وي افزود؛ «او يک دوست خوب و کارگردان خارق العاده بود و من از هر لحظه بودن در کنار وي لذت مي بردم.»

يکي از خصوصيات کاري پولاک در اين بود که او همواره با چهره اي نامدار همکاري مي کرد، جدا از بازي ستارگاني که پيشتر نامشان آمد، پولاک به عنوان بازيگر در فيلم هايي با کارگرداناني همچون استنلي کوبريک، رابرت آلتمن، وودي آلن و رابرت زمه کيس به ايفاي نقش پرداخت که محصول اين همکاري آثاري همچون «چشمان کاملاً بسته»، «بازيگر»، «شوهران و همسران»و « مرگ برازنده اوست» بود. اما امضا و نقطه اوج کارهاي پولاک بي شک کارگرداني هاي اوست. شم قابل توجه سيدني پولاک درباره موضوعات بحث برانگيز و مهارت او در رعايت مصالح گيشه از آغاز دهه 80، شايد تنها در فيلم «توتسي» (1982) به روي هم منطبق شده اند. برجسته ترين اثر او « از آفريقا» بود که در سال 1985جايزه اسکار را کسب کرد. اين فيلم با بازي «مريل استريپ» و «رابرت ردفورد» نامزد 11 بخش جوايز اسکار شد و در نهايت، 7 جايزه اسکار از جمله بهترين کارگرداني و تهيه کنندگي را براي او به همراه آورد. از ديگر آثار پولاک مي توان به آوازخوان( 1984)، هاوانا (1990)، زن و شوهرها (1992) اشاره کرد. آثار پولاک همواره به عنوان چشمه يي غني براي الهام گرفتن ساير فيلمسازان مطرح بوده اند. از آخرين آثار پولاک مي توان به «قلب هاي تصادفي» 1999، «سابرنيا» 1995 و «طرح هاي فرانک گري» 2005 (آخرين فيلم او) اشاره کرد. به گفته منتقدان سيدني پولاک هيچگاه محمل درستي براي انتقال آنچه مي خواست بگويد، نيافت. آخرين فيلم او اثري مستند بود که در سال 2007 با عنوان «طراحي هاي فرانک گري» به روي پرده رفت. فساد سياسي و قرباني شدن انسان در آلودگي هاي سياسي و اجتماعي، مضمون اصلي بيشتر فيلم هاي او بود.

پولاک اول جولاي (اوايل تير) سال 1934 ميلادي در «لما فايت» ايالت «اينديانا» امريکا به دنيا آمد. او در طول حيات هنري اش کارگرداني 32 فيلم و تهيه بيش از 47 اثر سينمايي را به ثبت رسانده است، آثاري که از جمله آثار موفق سينماي جهان به حساب مي آيند.
اجراي ارکستر سمفونيک تهران به ياد امام(ره)
حکايتي از همدلي
ارکستر سمفونيک با اشعار «قيصر» براي «امام خميني(ره)» مي نوازد.

ارکستر سمفونيک تهران به رهبري منوچهر صهبايي 9 تا 11 خرداد به مناسبت نوزدهمين سال ارتحال امام خميني(ره) قطعاتي را بر اساس اشعار قيصر امين پور مي نوازد. در نشست مطبوعاتي که صبح ديروز با حضور اصغر اميرنيا مديرعامل بنياد رودکي، بابک رضايي مديرعامل انجمن موسيقي ايران، محمدحسين احمدي مديرکل دفتر موسيقي ارشاد، سعيد ذهني آهنگساز، منوچهر صهبايي رهبر ارکستر سمفونيک تهران و هادي آرزم آهنگساز در تالار وحدت برگزار شد. بابک رضايي در خصوص اين اجرا گفت؛ با توجه به نزديک شدن به ايام نوزدهمين سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، انجمن موسيقي ايران، دفتر موسيقي و بنياد رودکي همانند سال گذشته در تدارک يک برنامه جامع به اين مناسبت هستند. وي افزود؛ اين برنامه را که روايت موسيقايي همپاي جلودار نامگذاري کرده ايم توسط ارکستر سمفونيک تهران و گروه کر دفتر موسيقي ارشاد به رهبري منوچهر صهبايي از 9 تا 11 خرداد در تالار وحدت اجرا خواهد شد. مديرعامل انجمن موسيقي ادامه داد؛ اين برنامه در دو بخش اجرا مي شود. بخش اول شامل 5 موومان با عنوان هجران آفتاب به آهنگسازي سعيد ذهني و بخش دوم با همکاري و نظارت هادي آرزم 4 قطعه از سرودهاي قديمي خاطره انگيز اجرا مي شود.

محمدحسين احمدي مديرکل دفتر موسيقي ارشاد گفت؛ اتفاقي که براي نوزدهمين سالگرد ارتحال امام مي افتد در کمترين زمان تمرين و پيگيري صورت مي گيرد و اين حکايت از همدلي همه دست اندرکاران دارد.

وي افزود؛ ما بنا داريم موسيقي را در خدمت فعاليت ها بگيريم و از اين فرصت ها براي پشتيباني از حوزه موسيقي که کمتر به آنها توجه شده استفاده کنيم.

منوچهر صهبايي رهبر ارکستر سمفونيک تهران گفت؛ ما براي روايت موسيقايي همپاي جلودار از هفته پيش شروع به کار کرديم و کارها خوب پيش مي رود چرا که نوازندگان با انرژي و حسن نيت کار مي کنند.

وي افزود؛ ما داريم کارهايي که بيش از دو سه دهه انجام نشده را انجام مي دهيم و نبايد مخاطبان اين فکر را کنند که ما خرابکاري هاي سال هاي قبل را ظرف مدت کوتاه درست مي کنيم بلکه براي سر و سامان دادن به وضعيت ارکستر زمان لازم داريم. روايت موسيقايي همپاي جلودار 9 تا 11 خرداد ساعت 21 توسط ارکستر سمفونيک تهران و گروه کر دفتر موسيقي در تالار وحدت اجرا مي شود.
فروش ناکام بليت کنسرت شجريان در دومين روز
دومين روز فروش بليت کنسرت شجريان در تهران هم ناتمام ماند. به گزارش ايسنا، دومين روز از فروش بليت اين کنسرت در حالي آغاز شد که کاربران خريد اينترنتي با صفحه اعلام تهيه بليت در زمان ديگر مواجه شدند. موسسه متصدي فروش و برگزاري کنسرت تاکيد کرده است؛ «با توجه به آمار بسيار بالاي ثبت نام کنندگان در سايت کنسرت و تماس هاي مکرر مشتاقان، در صدد تمديد روزهاي برگزاري کنسرت هستند.» در اين اطلاعيه که صفحه نخست سايت را در بر گرفته است، از مراجعه کنندگان درخواست شده تا روز شنبه از تماس با شرکت و تالار بزرگ کشور خودداري کرده و روز جمعه براي اطلاع از ساعت فروش به سايت مراجعه کنند. فروش اينترنتي بليت کنسرت محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز قرار بود از روز دوشنبه آغاز شود که از همان روز هم با مشکل عدم دسترسي به سايت مواجه شد.
سخنراني «ويليام چيتيک» عرفان پژوه امريکايي در تهران
«ويليام چيتيک» مولوي شناس، ابن عربي شناس و عرفان پژوه امريکايي درباره «جهان شناسي و جان شناسي» سخن مي گويد. به گزارش روابط عمومي شهر کتاب مرکزي سخنراني «چيتيک» ساعت 17 روز سه شنبه 21 خرداد در نشست هفتگي شهر کتاب مرکزي برگزار مي شود. در اين نشست، همچنين مجدالدين کيواني زندگي و آثار ويليام چيتيک و جايگاه او را در ميان عرفان پژوهان غربي بررسي مي کند. چيتيک آثاري درباره مولوي ابن عربي، بابا افضل کاشاني و صدرالدين قونوي نوشته است که اثر او درباره ابن عربي با نام «عوالم خيال» و با ترجمه قاسم کاکايي را انتشارات هرمس منتشر کرده است. «من و مولانا»، «راه عرفاني عشق»، «درآمدي بر تصوف و عرفان اسلامي» از ديگر آثار اوست. شهر کتاب مرکزي در تهران، تقاطع حافظ و زرتشت واقع است.
«60 ثانيه درباره ما»
همکاري بهمن قبادي با «آريه گا»
بهمن قبادي که از سال گذشته درخواست پروانه ساخت فيلم «60 ثانيه درباره ما» را ارائه کرده است، اين روزها اميدوار است با دريافت پروانه ساخت بتواند فيلمبرداري پروژه سينمايي جديدش را آغاز کند. به گزارش ايسنا، قرار است براي اين پروژه «گيرمو آريه گا» نويسنده فيلمنامه هايي همچون «21 گرم»، «سه تشييع جنازه» و «بابل» به ايران بيايد تا در جديد ترين پروژه بهمن قبادي به عنوان مشاور يکي از همکاران فيلمنامه با او همکاري داشته باشد. طبق اعلام مژ فيلم، پيش از اين قرار بود زمستان سال گذشته فيلمبرداري اين کار آغاز شود اما قبادي ترجيح داد فيلمبرداري را به سال جاري موکول کند. طرح «60 ثانيه درباره ما» و نسخه اوليه فيلمنامه توسط خود قبادي نوشته شده و هم اکنون کامبوزيا پرتوي در حال به انجام رساندن نسخه پاياني فيلمنامه است و با آمدن آريه گا او نيز به همراه کامبوزيا پرتوي و بهمن قبادي همزمان با ديدن لوکيشن ها، به عنوان يکي از همکاران فيلمنامه روي آن کار خواهد کرد.

اين پروژه که در تهران فيلمبرداري خواهد شد با چهار روايت از سوي چهار شخصيت داستان، درباره يک قتل مشترک است. به گفته دست اندرکاران اين پروژه اين فيلم حتي يک ديالوگ هم ندارد. اولين ملاقات گيرمو آريه گا و بهمن قبادي دو سال پيش در جريان جشنواره ترايبکا در نيويورک صورت گرفت و همين اتفاق زمينه دوستي و همکاري مشترک را فراهم آورد. قبادي خود تهيه کنندگي اين پروژه را برعهده خواهد داشت و بازيگران اين فيلم را از بين نابازيگران و بازيگران حرفه يي انتخاب خواهد کرد.
افتتاحيه کن را که ديده ايد
سيد علي ميرفتاح

ديشب برايمان مهمان رسيد. ظاهرش به آدميزاد مي مانست، اما چندان خوي انساني نداشت. معلوم بود که با دوستان چهارپا، دوستي ديرينه دارد. به هم معرفي مان کردند. منتظر بودم بگويند اين جناب آقاي تارزان است، اما تارزان کجا؟ اينجا کجا؟ در عالم افسانه و خيال که زندگي نمي کنم. در دنياي واقعي جايي براي اشخاص قصه نيست. پس مهمان ما هم يک موجود خيالي نبود، بلکه هوشنگ نامي بود که سال ها پيش به عمد، يا به سهو، زده بوده و يک نفر از همکارانش را کشته بوده و از ترس زندان و قصاص و محاکمه، دو پا داشته، دو پا قرض کرده و گريخته و آمده پناهنده جنگل شده و کم کم به شرايط زندگي عادت کرده و ماندگار شده و ارتباطاتي پيدا کرده و با اين و آن آشنا شده و حالا براي خودش کارچاق کني شده که کار همه را- اعم از قانوني و غيرقانوني و اخلاقي و غيراخلاقي- راه مي اندازد و در مقابل خدمات گرانسنگي که مي دهد، دستمزد ناقابلي مي گيرد و امور زندگي اش را مي گذراند. واقعاً که سربلندم کرد اين همنوع گرامي و بزرگوار. بعد از دو ماه اولين بني بشري که ديدم اولاً قاتل بود و فراري بود و کارچاق کن بود و کارکشته، ثانياً رخت و لباس کنده بود و به همان حداقلي که تارزان بسنده کرده بود، ايشان هم بسنده کرده بود. من کلي زور زدم و پشمينه پوشان چهارپا را رخت و لباس پوشانده بودم، آن وقت اين مرد محترم به اين تشبيه کرده بود و... ذاتاً بچه بدي نبود و لابد براي اين همه جرم و گناهي که مرتکب شده، دليل- اگرنه محکمه پسند، لااقل- موجه دارد، اما ترجيح مي دادم نبينم اين هم نوع شريفم را و دوستي با حيوانات را با هر نوع اومانيسمي عوض نکنم. اما چه کنم که اگرچه اينجا که هستم، صاحب خانه نيستم اما رسم ندارم که مهمان نواز نباشم و اين ضيف ازراه رسيده را- ولو با اين مشخصات که گفتم- تکريم نکنم. همگي گرامي اش داشتيم و بالا بالا نشانديمش تاغريبي نکند که اصلاً هم نکرد. معرفي که کردند، فهميدم که اسم شريفش... اسمش را نگويم بهتر است. براي اينکه مي ترسم با بعضي خوانندگان زودرنج، تشابه اسمي داشته باشد و موجبات تکدر خاطرشان فراهم آيد. اهالي جنگل به اسمش پسوندي اضافه کرده بودند که ما به همان پسوند اکتفا مي کنيم؛ تارزان. همين تشابه در پوشش و نوع سر و صدا و نوع رفت و آمد، با آن موجود خيالي باعث شده بود تارزان را به دنباله اسمش يدک بکشد که ما به همين يدک بسنده مي کنيم.

گاو؛ خب، بگو ببينيم تو بند و بساطت چي داري؟

تارزان؛ به جان عزيزت خيلي گرون شده. اين رو هم که مي بيني از رفيقم تو سفارت گرفتم. مال خود سفير بوده.

شتر؛ پس سفير هم زده به بيزينس.

تارزان؛ کي نزده؟ خرج سنگينه. چي کار کنن؟

بوزينه؛ قرص مرص چي داري؟

تارزان؛ اصلاً حرفشم نزن. تخمش رو ملخ خورده. گير فلک نمي آد. يه سري اسمارتيز ريختن تو بازار، بازارو خراب کردن. اصلاً خود اسمارتيز. ملت هم بلانسبت شما چه مي فهمن؟ مي خورن کله تکون مي دن. اما من با پسر کاردار رفيقم يه چندتايي از اون ور آورده. ولي في بالاست. البته قابل شمارو نداره اما به سبيلت قسم اصلاً نيست. برو بپرس. اگه کسي داشت؟ همش از همين اسمارتيزاست.

شتر؛ مناسب حال ما چي داري؟

تارزان؛ جلو مجله هارو مي گيرن بد. تو فرودگاه سگ آوردن که از بيست فرسخي مجله مستهجن که بو کنه پارس مي کنه. سگه ديگه. حالا هي تو بگو اين مستهجن نيست، سينماييه. نمي فهمه که. البته اين سينمايي ها هم کم از اونا ندارن ها. برا همين کلش رو جمع کردن. ولي تو بخش فرهنگي سفارت يه رفيق فاب دارم که نمي ذاره دربمونيم. دو سه تايي برات گذاشتم کنار.

استر؛ از ماکسيم گورکي جديداً چيزي درنيومده؟

تارزان؛ مگه بچه يي؟ ماکسيم گورکي؟ اونم الان؟ نه بابا. مگه مي ذارن؟ولي بچه هاي سفارت يه سري کتاب درجه يک، از تو کتابخونه سفير کف رفتن. مادر هم توشه.

بوزينه؛ مادر کي؟

تارزان؛ به درد تو نمي خوره. کتابش جديه، عکس هم نداره. دارم مي دم چاپ ريسو، اون وقت شايد يه کم ارزون بشه. ولي الان بالاست.

پلنگ؛ فيلم جديد چي داري؟

تارزان؛ چي مي خواي. با يه بابايي تو مونيتورينگ سفارت کانکت زدم، هرچي بگي مي آره. سريال لاست رو ديدي؟ با زيرنويس عالي؟ اختتاميه کن رو مي خواي؟ فيلم آخر کلينت ايستوود، کيفيت، آينه.

گرگ؛ از هسه چي داري؟

تارزان؛ لاکردار اين سفارت آلمان خيلي سفته. نم پس نمي دن. ولي برات دارم. دميان رو که نخوندي؟ برات گرفتم.

ميرفتاح؛ هارد هشتاد گيگ داري؟

تارزان؛ تو کار کامپيوتر نيستم. شرمنده. ولي يه گوشي دارم، خدا. هشت هزار گيگ حافظه داره. دوربينش دويست مگاپيکسله. مال خود سفير بوده... خواستي قسطي هم بهت مي دم.

mirfattah@yahoo.com
آخرين هاي نسلي کمياب
فرزاد موتمن

مهم ترين شاخصه سينمايي که به عنوان «نئو هاليوود» مي شناسيم تفاوت آن با سينماي هاليوود قبل از شکست استوديوهاي بزرگ سينمايي در دهه 60 است. فيلمسازاني همچون فرانسيس فورد کاپولا، برايان دي پالما و مارتين اسکورسيزي در اين زمان توانستند ميان آنچه خواسته مخاطب بود و آنچه خودشان در نظر داشتند، پلي ايجاد کنند و سيدني پولاک در اين ميان چهره ويژه يي محسوب مي شود. او در مقام کارگردان، بازيگر، تهيه کننده و حتي نويسنده استانداردهايي براي خودش داشت که هيچ گاه در طول اين 73 سال از آنها کوتاهي نکرد. با اين حساب به ميزان حوزه فعاليت هايش تصاويري از او در يادها مانده است. فيلم «آنها به اسب ها شليک مي کنند» از او که براساس رمان «آنها به اسب ها شليک مي کنند» نوشته هوراي مک کوي (که در ايران توسط محمدعلي سپانلو ترجمه شده) زماني را تداعي مي کند که بحران اقتصادي شديدي جامعه امريکا را فراگرفته بود و در يک عبارت ساده درامي اجتماعي، تلخ و سياه است. اگرچه فيلم هاي ديگر ساخته او همچون «جرميا جانسون» و فيلم هايي که در دهه هشتاد ساخت هيچ کدام نتوانستند خاطره اين فيلم را زنده کنند، اما به واسطه همين فيلم ها پولاک به عنوان چهره موفقي در حوزه کارگرداني براي هميشه در يادها خواهد ماند. حضور او در فيلم هاي «همسران و شوهران» وودي آلن و «چشمان کاملاً بسته» استنلي کوبريک در مقام بازيگر چهره شناخته شده ديگري از سيدني پولاک به دست مي دهد که صحبت از آن در اين نوشته جايي ندارد و مجال ديگري مي طلبد. در کنار اين دو جايگاه پولاک در سال هاي فعاليتش در فيلم هايي هم در مقام تهيه کننده حضور داشت و بدين شکل به فيلمسازان غالباً جوان براي راهيابي به سينما کمک فراواني کرد. فيلم «بهشت» به تهيه کنندگي او يکي از اين تجربه ها است؛ تجربه يي موفق براي رهايي از سينماي هاليوود و روي آوردن او به سينماي اروپا. در نهايت اين سه تصوير سيدني پولاک چه با عنوان فيلمساز چه بازيگر و چه تهيه کننده حضور دارد که به هيچ وجه نمي تواند نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي جامعه خود بي تفاوت باشد. اين سه تصوير در ساده ترين و بهترين شکل ممکن شخصيت پولاک را براي هميشه ماندگار خواهند کرد.
عناوين اين صفحه
امضا؛ پولاک؛ بازيگر ، کارگردان و تهيه کننده
حکايتي از همدلي
فروش ناکام بليت کنسرت شجريان در دومين روز
سخنراني «ويليام چيتيک» عرفان پژوه امريکايي در تهران
همکاري بهمن قبادي با «آريه گا»
افتتاحيه کن را که ديده ايد
آخرين هاي نسلي کمياب
پيشنهادها
شليک به اسب ها
چهره ها
علي حاتمي بازيگري را در سينما احيا کرد
دريچه

پيشنهادها

 سمينار سنت در گذر زمان؛ در روز آخر اين سمينار که در تالار آويني دانشگاه تهران برگزار مي شود امروز تقي آزادارمکي، مهدي حجت، فريدون جيراني و سعيد اسدي سخنراني خواهند کرد. در ساعت 30/17 هم فيلم سينمايي « حاجي واشنگتن» ساخته علي حاتمي به نمايش درمي آيد و بعد از آن زهرا حاتمي و فريدون جيراني از خاطرات خود با علي حاتمي مي گويند. 

 

 

 

 اپراي قورباغه هاي مرداب خوار؛ اين کتاب مجموعه يي است از داستان هاي خيلي خيلي کوتاه جواد سعيدي پور که از طرف نشر کاروان با قيمت 1400 تومان به بازار عرضه شده است. اين کتاب در قطع جيبي منتشر شده است و حجم داستان ها عموماً از يک صفحه تجاوز نمي کند. کوتاه ترين قصه اين مجموعه را مي خوانيم؛ سفارش/مرد گفت؛ « تابوت را براي خودم و يک جاي خالي.» 

 

 

 شناختي از هرمان هسه؛ رضا نجفي در يک اين کتاب آثار هرمان هسه را با نگاهي تفسيري و انتقادي بازخواني کرده است. اين نويسنده آلماني هميشه مورد اقبال خوانندگان ايراني بوده اما تا به حال مرجع مناسبي براي بررسي آثار او به فارسي منتشر نشده بود. اين کتاب را که شامل سالشمار، کتاب شناسي آلماني و مقاله شناسي فارسي است. نشر کاروان با قيمت 3هزار تومان به بازار عرضه کرده است.



شليک به اسب ها

زاون قوکاسيان

شايد از بزرگان سينما ديگر کسي نمانده باشد. اين بار سيدني پولاک بود که از ميان ما رفت. شايد در مجموعه 21 فيلمي که او ساخته، پانزده فيلمي که او بازي کرده و چند فيلمي که او تهيه کرده فيلم هايي چون «توتسي»، « از آفريقا»، «جرميا جانسون»، «ياکوزا»، «آنها به اسب ها شليک مي کنند» و «موسسه» کافي باشد که او را کارگردان محبوب و ناميراي خود بدانم. ويژگي پولاک را در نمايش انسان معاصر و پيچيدگي هايش مي دانم؛ پيچيدگي هايي که با احساس اندوه و در عين حال تو در تو بودن به سهولت و رواني بيان مي شود. از اين نظر سيدني پولاک روايتي سهل و ممتنع است. در گفت وگويي که با «جين فوندا» در آبان ماه گذشته در ويناله 2007 داشتم، گفت؛ با بي علاقگي در فيلم «آنها به اسب ها شليک مي کنند» مشغول بازي شدم. اما پس از چند روز که از فيلمبرداري گذشت، دانستم که اين يکي از بهترين فيلم هاي همه عمر من است و همين طور هم شد. حيف که پولاک ديگر در ميان ما نيست.



چهره ها

 ابوالفضل جليلي داور جشنواره فيلم دهلي نو شد؛ ابوالفضل جليلي در جشنواره دهلي که يکي از جشنواره هاي معتبر آسيايي است، در هيات داوران حضور خواهد داشت. اين جشنواره 20 تيرماه آغاز خواهد شد. اين فيلمساز چندي پيش به عنوان رئيس هيات داوران جشنواره فيلم «چانجو» در کره جنوبي حضور داشت. 

 

 

 حسن فتحي «دنده معکوس» را زمستان مي سازد؛ توليد فيلم تلويزيوني «دنده معکوس» به کارگرداني حسن فتحي براي شبکه اول سيما به فصل زمستان موکول شد. اين فيلم تلويزيوني به تهيه کنندگي اسماعيل عفيفه براي شبکه اول سيما تهيه مي شود. عليرضا کاظمي پور و سعيد جلالي فيلمنامه اين اثر را نوشته اند. توليد اين فيلم به دليل شرايط جوي به فصل زمستان موکول شد.

 

 

 داوود رشيدي نمايشنامه «ياسمينارضا» را اجرا مي کند؛ داوود رشيدي قصد دارد نيمه دوم سال جاري آخرين نمايشنامه «ياسمينارضا» را روي صحنه ببرد. اين کارگردان که هم اکنون در حال حاضر سرگرم ترجمه اين نمايشنامه است اظهار اميدواري کرد بتواند آن را پاييز امسال روي صحنه ببرد. او همچنين قصد دارد تله تئاتر«هنر» ديگر نمايشنامه ياسمينارضا را براي شبکه چهارسيما کارگرداني کند.



علي حاتمي بازيگري را در سينما احيا کرد
پرويز پورحسيني گفت؛ قدر علي حاتمي را در زنده بودنش ندانسته ايم، حداقل قدر بهرام بيضايي را بدانيم. به گزارش ايسنا، اين بازيگر سينما و تئاتر ايران در يادمان علي حاتمي در سمينار «سنت در گذر زمان» که در دانشگاه تهران برگزار مي شد، گفت؛ برخي هنرمندان ميراث فرهنگي هستند و فيلم هايشان هم به عنوان يک ژانر سينمايي ماندگار است. او با بيان اينکه حاتمي يکي از کساني بود که بازيگري را در سينما احيا کرد، توضيح داد؛ يکي از دلايلي که در فيلم هاي او بازي هاي درخشاني ديده مي شود به پيشينه بازيگري اش در تئاتر برمي گردد. او در اداره بازيگران بسيار باهوش بود و آنچه در نظر داشت، از بازيگر مي خواست بدون آنکه غلوآميز به نظر برسد. اين بازيگر تصريح کرد؛ برخلاف جوانان امروز که وقت زيادي براي مطالعه نمي گذارند، حاتمي مطالعه زيادي داشت و در سن کم داستان هاي «مثنوي مولوي» را ساخت که بسيار هم خوب بود و در واقع جنبه هاي تئاتري به او کمک مي کرد اما پرداختش کاملاً سينمايي بود. پورحسيني درباره عدم استفاده از صدابرداري سر صحنه در فيلم هاي علي حاتمي هم گفت؛ او تمايل زيادي به صدابرداري سر صحنه نداشت و اگر داشت حداقل در فيلم «مادر» مي توانست اين کار را انجام بدهد، اما اين کار مخصوصاً براي پروژه هاي تاريخي بسيار دردسر دارد و صداهاي جانبي مشکلات زيادي را به همراه دارد. وي درک عميق حاتمي از سنت ها، ديالوگ نويسي و اصطلاحاتي که به کار مي برد را از ويژگي هاي کار او دانست و اظهار داشت؛ او سنت ها را در کارش مي آورد و مدرن مي کرد. حاتمي به دليل دانشي که داشت کارهايش درخشان شد و کاري که دوست داشت، حتي اگر 10 سال زمان مي برد، آن را انجام مي داد. پورحسيني ادامه داد؛ حاتمي از فيلم کوتاه شروع کرد و خودش را آزمود و بعد از تجارب زيادي که در تئاتر کسب کرد به سراغ سينما رفت. در گذشته ديگران هم يک دفعه سراغ کار بزرگ نمي رفتند، اما امروز اين گونه نيست و هرکسي کارگردان شده و اين حرفه حرمت خودش را از دست داده است. وي افزود؛ حاتمي به اشيا در کارش بسيار اهميت مي داد و چيزهاي اصلي را پيدا مي کرد. او براي فيلم «کمال الملک» لباس من و آقاي انتظامي را از پاريس تهيه کرده بود و تاکيد داشت همه چيز درست باشد. اين بازيگر تاکيد کرد؛ بايد قدر آدم هاي باارزش الان را دانست و به آنها کمک کرد تا کارشان تداوم داشته باشد چراکه اين افراد براي نسل بعدي خودشان راهگشا خواهند بود. در سومين روز از سمينار سنت در گذر زمان امير قادري و سعيد عقيقي هم از سينماي علي حاتمي گفتند.


دريچه
? دوبله «شيرين» کيارستمي؛ عباس کيارستمي براي حاشيه صوتي آخرين فيلم خود از دوبله يي استثنايي به مديريت دوبلاژ «منوچهر اسماعيلي» بهره برده است. «منوچهر اسماعيلي» در گفت وگو با فارس در مورد دوبلاژ آخرين فيلم عباس کيارستمي گفت؛ دوبله فيلم آقاي کيارستمي را به درخواست و دعوت ايشان انجام دادم و ايشان بسيار راغب بودند که من اين کار را انجام دهم.

? هايده صفي ياري «سکوت آخرين فرياد» را تدوين مي کند؛ با پايان تصويربرداري مستند سينمايي «سکوت آخرين فرياد» درباره صنعت کفش ايران تدوين آن توسط «هايده صفي ياري» آغاز شد. تصويربرداري مستند سينمايي سکوت آخرين فرياد اواخر هفته گذشته در شهر تبريز تمام شد و بلافاصله تدوين آن را هايده صفي ياري دست گرفت.

? فروش «اينديانا جونز 4» در دنيا به 311 ميليون دلار رسيد؛ فيلم ماجرايي «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين» به کارگرداني استيون اسپيلبرگ و تهيه کنندگي جرج لوکاس در پنج روز اول اکران در بازار جهاني تقريباً 311 ميليون دلار فروخت.چهارمين فيلم مجموعه موفق «اينديانا جونز» از پنجشنبه تا دوشنبه در بازار امريکاي شمالي 1/151 ميليون دلار و در سطح بين المللي حدود 160 ميليون دلار فروش داشت.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام