بهمن حسنوند- حامد صالح آبادي

دکتر بيژن شهبازخاني يکي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس هفتم بود که نطق ها و انتقاداتش از روند حاکم بر امور کشور، وي را تبديل به چهره يي خبرساز بين اقليت مجلس کرد. شهبازخاني نماينده مردم ملاير در مجالس ششم و هفتم بود که در انتخابات مجلس هشتم شرکت نکرد و دليل آن را نيز عدم توانايي ساختار مجلس در حل مشکلات ملي و مسائل اساسي کشور دانست. وي علاقه وافرش به توسعه علمي کشور را دليل ديگري برشمرد که باعث شده به دانشگاه و محيط آموزش عالي بازگردد تا در اين سنگر منشاء خدمات ارزنده علمي شود. براي انجام گفت وگو چندين بار با وي قرار گذاشتيم و هر بار به دليلي اين گفت وگو به تاخير افتاد. عصر روز دوشنبه يک روز پس از پايان مجلس هفتم ايشان با ما در بيمارستان ميلاد تهران قرار گفت وگو گذاشت و نيم ساعت بعد را زمان گفت وگو تعيين کرد. براي عدم اتلاف وقت مان در ترافيک با يک موتور خود را به وي رسانديم و چون آخر وقت بود، دفتر ايشان در بخش آندوسکوپي بيمارستان نيز تعطيل شد و ما در پارکينگ بيمارستان خود را به وي رسانديم. به هر ترتيب ممکن، داخل اتومبيل روي صندلي ها طوري نشستيم که بتوانيم همديگر را خوب ببينيم و گفت وگو را به سرانجام برسانيم، شيشه هاي ماشين را کاملاً بالا آورديم و بيش از 80 دقيقه درباره عملکرد مجلس هفتم و نقش اقليت اصلاح طلب در آن به گفت وگو پرداختيم.
---
-مجلس هفتم در چه فضايي و با چه شعارهايي کار خود را آغاز کرد؟
از يک منظر مجالس ششم و هفتم در فضاي مشابهي به وجود آمدند و شايد نقدي به کل ساختار مجلس باشد که در دوره ششم آقاي بهزاد نبوي گفت که حجت تمام شد و ما بايد ايران را بسازيم و در ابتداي مجلس هفتم هم آقاي باهنر چنين جمله يي را گفت که بايد الگويي مانند کره و ژاپن به دنيا معرفي کنيم. در يک رويکرد ساختاري مجلس با اين ترکيب و اين نحوه گزينش و اختيارات و با اين نحوه رويکرد توانايي نظارت و قانونگذاري را نداشته و در اين دوره همه آرزوهاي اصولگرايان به رويا تبديل شد و به نتيجه نرسيد.
عمده ترين شعارهاي اصولگرايان مجلس هفتم، عدالت اقتصادي و توجه به معيشت مردم بود که به وضعيت نگران کننده امروزي تبديل و باعث شد معيشت مهم ترين دغدغه مردم در حال حاضر باشد.
مجلس يک ايراد ساختاري دارد که از نمايندگاني تشکيل شده که بايد هر روز با مردم در تماس باشند و به فکر مشکلات روزمره مثل خشکسالي و کم آبي و حتي نوسانات برق، وام ازدواج، وام خودرو و... مردم حوزه انتخابيه خود باشند. از اين مجلس با اين ساختار قانون ارزشمندي که بتواند کشور را هدايت کند خارج نخواهد شد. ساختار مجلس هرگز نمي تواند کشور را به جايگاه اول منطقه يي در سند چشم انداز بيست ساله کشور برساند و نظارت مجلس بر حسن اجراي قوانين هم با توجه به اين شرايط به سرانجام نيکويي نخواهد رسيد. از سويي ديگر همه نهادهاي حاکميتي مثل شوراي نگهبان و نهادهاي نظامي و انتظامي و دولت همه در دست اصولگرايان بودند، ولي باز هم اصولگرايان به اهداف خود مبني بر رفع مسائل و مشکلات ملي مثل اشتغال و معيشت مردم نرسيدند. در ابتداي دوره اصولگرايان اينها مشکل ملي بودند و بعد از حدود چهار سال به بحران هاي ملي تبديل شدند و اگر مشکلات تورم و مسکن و دغدغه هاي معيشتي مردم حل نشود در آينده يي نه چندان دور ما شاهد تنش هاي اجتماعي خواهيم بود.
-با توجه به طرح مساله ژاپن اسلامي از سوي آقاي باهنر در ابتداي مجلس هفتم و شعارهايي که اصولگرايان براي رفع تنگناهاي معيشتي مطرح کردند، نرخ تورم 13 درصدي در ابتداي مجلس به بالاي 22 درصد در پايان عمر اين مجلس رسيد. چه روندي بر مجلس حکمفرما بود که شعارهاي اصولگرايان محقق نشد؟
در اين بحث حداقل مي توان به دو ايراد اساسي در روند کار مجلس هفتم اشاره کرد؛ اول برخورد غيرکارشناسي و احساسي با مشکلات ملي و دوم برخورد سطحي با مسائل و مشکلات در عصري که مديريت ها بسيار علمي و رقابت در عرصه بين المللي بسيار فشرده است. طرح تثبيت قيمت ها نمونه يي از روند حاکم بر مجلس بود که آن را افتخار خود مي دانستند ولي بيشتر براي بهره برداري تبليغاتي بود که يعني دولت اصلاحات به فکر معيشت مردم نيست و اصولگرايان با دستيابي به مجلس هفتم سعي در حل مشکلات عمومي دارند و سرانجام طرح تثبيت قيمت ها مايه شرمندگي است. بازي با قانون و منافع و مصالح ملي و برخوردهاي ساده با مشکلات ثمره يي جز شکست نمي دهد. اصلاً اين طرح چرا ارائه شد و اگر اين طرح موفق بود چرا لغو شد و چرا کسي در مورد علت شکست آن توضيحي نمي دهد. استنباط عموم مردم اين بود که طرح تثبيت قيمت ها بايد در يک دوره پنج ساله ثابت بماند ولي بعد آن را يک ساله اعلام مي کنند و بهانه هاي مختلف آورده مي شود. متاسفانه برخورد سياسي اصولگرايان با مسائل ملي براي مغبون کردن و اتهام زدن به گروه هاي سياسي اصلاح طلب باعث شد در اين چاه بيفتند.
مجلس هفتم و هيات رئيسه آن و علي الخصوص رئيس آن، آقاي حدادعادل، اعلام کرد اين مجلس حامي دولت است و ما در قانون اساسي چنين چيزي نداريم که مجلس بايد حامي دولت باشد، در حالي که مجلس بايد حامي ملت، کشور و نظام باشد و بزرگ ترين وظيفه آن حمايت از قانون و اجراي آن است و وظيفه ما حمايت از افراد خاص نيست، بلکه حمايت از کشور و قانون است. متاسفانه روند حمايت از دولت به دور زدن قانون و قانون گريزي توسط دولت منتهي شد، در حالي که تنها رئيس مجلس مي تواند دستورات مخالف، قوانين جاري و مصوبات مجلس را متوقف کند و ايشان اين کار را نکرد و علاقه يي هم به انجام آن نداشت.
-آيا آقاي حدادعادل قابليت رياست مجلس را داشت؟
ما به راي نمايندگان احترام مي گذاريم و ايشان به هر دليلي توسط نمايندگان براي رياست مجلس انتخاب شد و بعد ايشان قسم خوردند قانون اساسي را رعايت و از جايگاه و شأن مجلس و نمايندگان آن حمايت کنند.
-يعني زورشان نمي رسيد يا مساله ديگري در ميان بود؟
نمي خواستند با دولت برخورد کنند و استنباط شان اين بود که بايد از دولت حمايت کنند. مشخص بود بسياري از اقدامات دولت نهم غيرقانوني است و هزينه دارد و هيات رئيسه مجلس نسبت به آن با اغماض رفتار مي کرد.
-آقاي حدادعادل گفته که ما بايد با دولت تعامل کنيم و استقلال مجلس را هم حفظ کنيم؟
ايشان نتوانست و به اعتقادم مجلس در دوره رياست ايشان ضعيف شد و استنباط من درباره حمايت از دولت فقط اجراي صحيح برنامه پنج ساله است و بقيه آن فقط تعارفات است. بسياري از طرح هاي مجلس هفتم هم سوال برانگيز است، مثل طرح تثبيت قيمت ها يا ورود بسيج سازندگي به طرح هاي عمراني که ناشي از تناقض ما در انتخاب راه است و حرف هاي خوبي مي زنيم و بعد با قوانين متناقض به آنها آسيب مي رسانيم و اهداف بلند نظام در درازمدت مورد خدشه واقع و تبديل به آرزويي دست نيافتني مي شود. بسيج نزديک ترين نهاد به حاکميت و نظام است و در يک رويکرد اصل 44 مطرح مي شود که زمينه ورود بخش خصوصي به بسياري از کارهاي عمراني است و از طرفي ديگر با اين قانون، سند چشم انداز مورد خدشه قرار مي گيرد.
-عملکرد هيات رئيسه مجلس هفتم براي بيان خواست مردم از سوي نمايندگان چگونه بود و آيا اين زمينه براي شما فراهم شد؟
هيات رئيسه اين وظيفه را به صورت نسبي انجام داد و همان افراد اقليت مجلس ششم از فضاي مجلس بدون هيچ محدوديتي حداکثر استفاده را براي بيان ديدگاه هاي خود بردند. محدوديت هاي بسياري براي اقليت اصلاح طلب مجلس هفتم ايجاد شد.
-عملکرد دولت در بخش اقتصاد به توزيع فقر و افزايش شکاف طبقاتي در جامعه منجر شد، مجلس چه اقدامي براي جلوگيري از اين توزيع فقر بايد انجام مي داد؟
دولت قطعاً داراي حسن نيت بود و مي خواست مشکلات مردم را رفع کند ولي به علت ورود عجولانه اش به بحث خصوصي سازي و توزيع سريع سهام عدالت و در نهايت رسيدگي به وضع مردم با شکست مواجه شد. بودجه هاي متورم دولت در دو سال اخير و تحت فشار قرار دادن بانک ها و کارخانجات و توزيع سهام و درآمد آنها و صرف درآمد نفتي کشور و شرايط انبساطي بودجه رشد نقدينگي به بيش از 160 هزار ميليارد تومان رسيد. اين تورم به خاطر رشد نقدينگي و عدم رشد توليد است که در اثر آن گراني و تورم به وجود مي آيد و ثروتمندان پولدارتر مي شوند. دولت براي رسيدن به اهداف عمراني خود مجبور است پول بيشتري از حساب ذخيره ارزي بردارد ولي به علت تورم با پول بيشتر، کار کمتري انجام مي شود و به ايجاد يک دور باطل در عرصه اقتصادي کشور منجر مي شود. براي حل مشکلات پيش آمده و عمل به وعده و وعيد ما بايد پول بيشتري خرج و از حساب ذخيره ارزي برداشت کنيم. براي افزايش قدرت خريد کارمندان بايد پول بيشتري به آنها بدهيم و براي اتمام طرح عمراني نيز همين طور و ادامه اين دور باطل يا به پذيرفتن شکست منجر مي شود يا اينکه ما سياست انقباضي را در عرصه اقتصادي در پيش مي گيريم که اين شکست اصولگرايي است و دولت در يک چرخه باطل گرفتار شده است.
-عده يي از حاميان دولت و به خصوص شخص رئيس جمهور معتقدند مجلس باعث شکست طرح هاي دولت در عرصه اقتصادي شده است. اين نظريه تا چه اندازه با واقعيات منطبق است؟
حمايت بي نظير همه دستگاه ها و علي الخصوص مجلس از دولت بر کسي پوشيده نيست و رئيس جمهور مجوز گرفت بدون اجازه مجلس سهام کارخانجات دولت ها را تا سقف 30 ميليارد دلار واگذار کند و به هيچ رئيس جمهور ديگري اين محبت نشده بود. برخلاف قانون برنامه پنج ساله چهارم مبني بر استفاده دولت از سيستم تشويقي براي دسترسي به منابع بانکي، دولت در حال سهميه بندي منابع بانکي است که پول آن متعلق به مردم است. قانون برنامه چهارم به رئيس جمهور اجازه نداده منابع بانکي را هر طور که دلش مي خواهد صرف کند. دولت بايد در بانک ها اعتبار بگذارد و بعد دستور مديريت آن ميزان تسهيلات حاصل از آن اعتبار را صادر کند. وقتي دولت اعتباري نگذاشته حق سهميه بندي ندارد و کاري غيرکارشناسي است و دولت حق دخالت در توزيع پول ملت را ندارد.
مجلس از تمامي بدعت هاي دولت چشم پوشي کرد و اين حمايت هاي ويژه و استثنايي از هيچ رئيس جمهوري در طول تاريخ جمهوري اسلامي صورت نگرفته است. بسياري از تصميمات دولت در کميته هاي حاشيه دولت گرفته مي شود که افراد معتمد رئيس جمهور آن را تنظيم مي کنند و اين در حالي بود که قبل از آن اجرا شده بودند و وزرا فقط در کابينه راي مي دادند و بسياري از اين تصميمات در جلسات استاني از قبل به مردم قول داده مي شد.
-آيا مصوبات استاني دولت بدون مجوز مجلس است يا همان قوانين بودجه و مجلس است که از نو در اين سفرها ابلاغ مي شوند؟
دولت کارهاي خوبي کرده است ولي افراط و اصرار دولت بر برخي فعاليت هاي غيرکارشناسي براي آينده کشور نگران کننده است. سفرهاي استاني دولت اصولاً نمي توانند تحولي ايجاد کنند، بلکه براي ارتباط نزديک با مردم و درک مشکلات شهرستان ها و مناطق محروم مفيد است. ولي اينکه ما سفرهاي استاني را استراتژي اصلي توسعه براي جمهوري اسلامي بدانيم اين فقط يک توجيه است.
-آيا سفرهاي دولت به استان ها تبليغاتي است يا واقعاً براي حل مشکلات استاني است؟
اين موضوع به نيت افراد برمي گردد و ما مردم را در روزهاي ملي و مواقع انتخابات مي بينيم و به نظرم اينقدر مردم را به خيابان ها کشيدن، صحيح نيست و به جاي اين حرکات بهتر است مشکلات مردم را با سيستم هاي دقيق و برنامه ريزي شده حل کنيم.
مردم را در خيابان ها آوردن و نامه يي به دست شان دادن و اينکه فردي خود را ناجي افسانه يي معرفي کند و جمع کردن گوني گوني نامه توهين به کرامت انسان هاست. هر شهروندي در هر نقطه از ايران در هر لحظه حقي از نظام دارد که بايد به آن برسد و نبايد گرفتن آن حق منوط به سفر استاني رئيس جمهور و دادن نامه شود. اگر کسي نخواهد به رئيس جمهور راي بدهد حقوق شهروندي اش را بايد از چه کسي مطالبه کند؟
-حدادعادل مرد شماره يک مجلس بود ولي گويا باهنر نقش عمده و پشت پرده مجلس را بازي مي کرد، به نظر شما حدادعادل تاثير بيشتري بر مجلس داشت يا آقاي باهنر؟
فکر مي کنم در بعضي مسائل آقاي باهنر بيشتر مطرح بود، مثل ناکامي طرح استيضاح وزير بازرگاني و عدم طرح آن در صحن علني مجلس که نقش عمده يي در آن داشت. مردم در استيضاح وزير بازرگاني انتظار داشتند حداقل به برخي پرسش هاي آنان پاسخ داده شود و اگر دلايل منطقي مطرح مي شد مردم قبول مي کردند. اطلاعات من نشان مي دهد آقاي باهنر بيشتر مطرح و در پيگيري بسياري از مسائل مجلس فعال بود.
-عقيم ماندن استيضاح برخي وزرا مثل وزير کشور تحت فشار لابي هاي آقاي باهنر بود؟
ايشان هم مي تواند موثر باشد و نماينده مي تواند به تشخيص و وظيفه ملي خود عمل کند ولي در سنوات قبلي هم به نوع ديگري بوده است، نتيجه اين همه هماهنگي تبديل شدن مشکلات کشور به بحران هاي ملي است و در آخرين تقسيم بندي صندوق بين المللي پول ما در بالا بودن نرخ تورم جزء چهار کشور اول هستيم.
-به نظرم با اين گفته شما آقاي حدادعادل نقش تاثيرگذاري در بين نمايندگان نداشت؟
شايد ايشان بعضي کارها را با هماهنگي آقاي باهنر انجام مي دادند و آقاي حدادعادل با آقاي باهنر هماهنگ بود. در عين حال که آنها خواستار يک مجلس ساکت و آرام مانند يک کلاس درس خوب و منظم بودند مي خواستند دولت هم مورد حمايت قرار گيرد و استيضاح و سوال و نظمي عليه دولت صورت نگيرد و هيچ تذکري به اعضاي کابينه داده نشود. اقليت هم سعي کرد آرامش را برقرار کند ولي سوال من از آقايان اصولگرا اين است که چرا همان اهداف اقتصادي دوستان اصولگرا محقق نشد؟،
-آيا رويگرداني نمايندگان از حدادعادل به خاطر عملکردش در مجلس هفتم باعث راي آوردن آقاي لاريجاني براي رياست مجلس هشتم شد؟
قطعاً به خاطر نوع عملکرد حدادعادل در مجلس هفتم بود و ايشان دفاعي از شأن و منزلت مجلس هفتم نکرد و با تساهل از خيل تخلفات دولت چشم پوشي کرد و باعث شد بي توجهي به قانون تبديل به يک رويه شود.