نعمت احمدي

مدتي است دفتر رياست جمهوري براي خود اين حق را قائل شده يا بهتر بگويم به وجود آورده، تا هرگاه مطلب روزنامه يي خوشايند آن دفترنبود جوابيه يي تهيه و زيرعنوان نهاد رياست جمهوري از روزنامه ها بخواهد عين جوابيه - حال هرچند سطر که باشد - را عيناً و به تاکيد دفتر رياست جمهوري حتي با انتخاب تيتر، در همان صفحه و با همان فونت چاپ کنند. جاي تعجب است، دولتي که روزنامه ايران را دارد که بايد آن را پايگاه خبر رساني دولت دانست، راديو و تلويزيون بيشترين اخبار مربوط به دولت را پوشش مي دهد؛ از سفر چند ساعته رئيس جمهور گرفته تا سفرهاي استاني، چه نيازي دارد که مجموعه يي به خود اين اجازه را بدهد به باور اکثريت قريب به اتفاق حقوقدانان خلاف رويه و قانون، روزنامه يي را مجبور به درج هرآنچه نويسندگان مطلب خود نوشتند کند. بدواً با مراجعه به قانون مطبوعات موارد لزوم چاپ جوابيه را در رسانه ها پي جويي مي کنيم، ماده 23 قانون مطبوعات در اين خصوص تصريح دارد... هرگاه در مطبوعات مطالبي مشتمل بر توهين يا افترا يا خلاف واقع يا انتقاد نسبت به شخص (اعم از حقيقي يا حقوقي) مشاهده شود، ذينفع حق دارد پاسخ آن را ظرف يک ماه کتباً براي همان نشريه بفرستد و نشريه مزبور موظف است اين گونه توضيحات و پاسخ ها را در يکي دو شماره يي که پس از وصول پاسخ منتشر مي شود، در همان صفحه و ستون و با همان حروف که اصل مطلب منتشرشده است، مجاني به چاپ برساند، به شرط آنکه جواب از دو برابر اصل تجاوزنکند و متضمن توهين و افترا به کسي نباشد. اين ماده 3 تبصره هم دارد که فعلاً نيازي نيست تا به تبصره ها بپردازم. آخرين باري که نهاد رياست جمهوري جوابيه يي براي روزنامه ها - اعتماد و اعتماد ملي - ارسال کرده، مربوط است به اولين سفر اروپايي رئيس جمهور آقاي دکتر احمدي نژاد. ظرف سه سالي که آقاي احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيده اند تاکنون به اروپا سفر نکرده بودند و ظاهراً قبل از رياست جمهوري هم به گفته خودشان در يکي از مصاحبه هاي مطبوعاتي سفري به اروپا نداشتند. اولين سفر آن هم به کشوري مانند ايتاليا که مقر - پاپ - رهبر روحاني دنياي مسيحيت است و در پي انفجار ناگهاني قيمت جهاني غذا و تاثير مستقيم آن در ايران که بعضي از اقلام پايه يي مواد غذايي را حداقل در ايران به شدت بالا برد فائو - سازمان غذا و کشاورزي سازمان ملل - که مقر آن در ايتاليا است تصميم به برگزاري اجلاسي گرفت. با نگاهي به جمع روساي کشورها، معلوم مي شود که اجلاس سران نبوده است، بلکه فائو بيشتر در صدد فراخواني مسوولان کشاورزي کشورهاي عضو بوده است. خب چه بهتر که رئيس جمهور از اين فرصت استفاده کردند و نخستين سفر اروپايي خود را انجام دادند. در اين سفر چه گذشت و از هيات ايراني و در رأس آن رئيس جمهور کشور ايران چه کسي در فرودگاه رم استقبال کرد و محل استقرار رئيس جمهور و هيات همراه کجا بود و توسط فائو يا دولت ايتاليا در نظر گرفته شده بود يا اينکه هيات در سفارت ايران سکونت اختيارکردند، محل مناقشه نيست. اينکه نخست وزير ايتاليا درزمان سخنراني رئيس جمهور ايران جلسه را ترک يا دعوت به شام کرده يا نکرده باز هم مدعاي اين نوشته نيست، اما آنچه مهم است نخست اينکه، آيا دفتر رئيس جمهور که چنين درخواستي را متاسفانه چند بار از مطبوعات کرده است وجهه قانوني دارد؟ برابر اصل 113 قانون اساسي، رئيس جمهور پس از مقام رهبري، عالي ترين مقام رسمي کشور است و مسووليت اجرايي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري که مستقيماً به رهبري مربوط مي شود برعهده دارد. يکي از اصول قانون اساسي هم اصل 24 است که مقرر مي دارد؛ نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد. تفضيل آن را قانون معين مي کند و به همين اعتبار قانون مطبوعات تصويب شده است، آنچه راجع به سفر آقاي احمدي نژاد در روزنامه هاي اعتماد و اعتماد ملي که از نظر مطلب مستقل، اما از نظر پاسخ دفتر رياست جمهوري، جوابيه يي مشترک را دريافت داشتند، منطبق با قيود اصل 24 قانون اساسي يعني مخل به مباني اسلام و حقوق عمومي نيست مي ماند ماده 23 قانون مطبوعات، در جوابيه دفتر رياست جمهوري آمده است؛ در پي ارائه اطلاعات و تفاسير غير واقعي و انحرافي از حواشي سفر رئيس جمهور به ايتاليا جهت شرکت در اجلاس اضطراري فائو، مطالب ذيل براي تنوير اذهان مخاطبان محترم روزنامه اعتماد و اعتماد ملي تقديم مي شود. ملاحظه مي شود از منظر نويسندگان مطلب مستقر در دفتر رياست جمهوري، مطالب منتشره در روزنامه اعتماد و اعتماد ملي، نه مشمول قسمت پاياني اصل 24 قانون اساسي و نه منطبق با ماده 23 قانون مطبوعات است، بلکه آنچه اعتماد ملي و اعتماد نوشته اند، ظاهراً از منظر نويسنده مطلب نياز به روشنگري داشته است. حال اينکه منظور ماده 23 تنها در موارد مجرمانه است که؛ ذي نفع حق دارد پاسخ آن را ظرف يک ماه کتباً براي همان نشريه بفرستد و نشريه هم به شرطي که مطلب بيش از دو برابر نباشد موظف به چاپ است.
بند 1 پاسخ مربوط است به نحوه دعوت و اينکه فائو دعوت کننده بوده و تشريفات مترتب بر دعوت را نيز همچون استقبال رسمي، انجام نداده است حضور در هر يک از نهادهاي وابسته به سازمان ملل به همان ترتيبي است که در فراز يک جوابيه آمده است. کما اينکه وقتي آقاي احمدي نژاد در نشست ساليانه شوراي امنيت سازمان ملل شرکت مي کنند کسي توقع ندارد که مثلاً جرج بوش به استقبال رئيس جمهور هر کشوري برود، اما مساله فائو فرق داشت. آنچه رسانه ها گفتند و از شبکه هاي خارجي پخش شد جز آقاي احمدي نژاد و آقاي رابرت موگابه رئيس جمهور زيمبابوه، نوع رفتار مسوولان ايتاليايي با هيات هاي شرکت کننده فرق داشت. اگر رسانه يي اين مطلب را نوشت آيا به اعتبار خط پاياني جوابيه مي تواند، محملي براي تحرکات ضد منافع ملي برخي مطبوعات شود ؟ اين مطلب اتفاق افتاد و حتي آقاي برلوسکوني نخست وزير راستگراي ايتاليا قبل از شروع سخنراني آقاي احمدي نژاد جلسه را ترک کرد. نوشتن اين مطلب مشمول کدام بخش از مصاديق ماده 23 قانون مطبوعات است؟
دومين فرازنامه بر مي گردد به عدم ملاقات رئيس جمهور با نخست وزير ايتاليا و همچنين پاپ - رهبر روحاني جهاني مسيحيت - اگر در نخستين سفر رئيس جمهور به اروپا، ملاقاتي با رئيس کشوري که اتفاقاً سازمان فائو درآنجا واقع است صورت نگرفت، اما بقيه سران شرکت کننده با رئيس آن دولت ملاقات کردند و رسانه هاي داخلي اين واقعيت را نوشتند، جرمي انجام داده اند؟ اما ملاقات با پاپ را هر کس توقع داشت، نطق آقاي احمدي نژاد و راهکار هشتگانه ايشان، خصوصاً آن بخش از نطق که جنبه مذهبي داشت، وجهه آقاي احمدي نژاد را از يک رئيس جمهور سياسي صرف به رئيس جمهور مذهبي بيشتر متمايل ساخت. مساله گرسنگي هم دغدغه جهاني است و پاپ جايگاه ويژه يي بين مردم جهان دارد.بايد ترتيبي داده مي شد که با پاپ ملاقات شود. حال به هر علت که نشد، انعکاس اين مطلب در روزنامه ها هم واجد وصف هيچ يک از عناوين موضوع ماده 23 قانون مطبوعات نيست.
از فراز3 جوابيه نمي توان به راحتي گذشت. چنانچه جوابيه نويس نهاد رياست جمهوري نوشته است؛ از رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران براي حضور در ضيافت شام نخست وزير ايتاليا و دبيرکل سازمان ملل دعوت شده بود، اما ايشان به دليل همزماني با برنامه ملاقات با جمعي از ايرانيان مقيم ايتاليا ترجيح دادند در برنامه ضيافت شرکت نکنند... گرچه رسانه هاي غربي نوشتند که از رئيس جمهور ايران و رئيس جمهور زيمبابوه دعوت به شام نشد، حال که دفتر رياست جمهوري اعلام مي کنند که هم به وسيله دبيرکل سازمان ملل و هم نخست وزير ايتاليا دعوت به شام شده اند - لابد واقعيت دارد- نمي دانم چگونه مشاوران رئيس جمهور ترجيح دادند که ايشان- با جمعي از ايرانيان مقيم ايتاليا- ملاقات کنند اما در ضيافت شامي که سران جهاني در آن دعوت داشتند، شرکت نکنند و پيام دولت را که با حضور در ضيافت شام رسمي که مي دانيم فقط شام نيست بلکه ملاقات کم تشريفات سران شرکت کننده با کمترين قيد و بند رسمي و تشريفاتي است به گوش سران جهان نرسانند. ايرانيان مقيم ايتاليا که فعلاً در ايتاليا هستند و هواپيماي اختصاصي رئيس جمهور هم مي توانست چند ساعت بعد به طرف ايران پروازکند. حضور رئيس جمهور بين سران جهان موثرتر بود يا ايرانيان. عدم حضوري که انعکاس منفي در سطح جهان داشت و با تاسف بايد عرض کنم بيشتر به منافع ملي در سطح بين المللي با انتشار خبري که از رئيس جمهور کشورمان دعوت نشده بود، اما دفتر رئيس جمهور از دعوت خبر دادند، نمي دانم.
بند 4 نامه از پرباري سفر و پرتحرکي رئيس جمهور که ظرف 25 ساعت که چندين ساعت آن در پرواز و مقداري الزاماً به استراحت گذشت، غير از سخنراني عمومي که هشت پيشنهاد اصولي را براي تامين امنيت غذايي در دنيا مطرح کردند - در حاشيه اجلاس فائو با 1 - نخست وزير ژاپن 2 - دبيرکل سازمان ملل 3 - معاون رئيس جمهور کوبا 4- مديرکل فائو 5- حضور در جمع بيش از300 خبرنگار و پاسخ به پرسش هاي آنان 6- مصاحبه اختصاصي با سه شبکه دولتي ايتاليا 7- مصاحبه اختصاصي با روزنامه لارپوبليکا 8- ملاقات با تجار و صاحبان صنايع ايتاليا 9- ملاقات با جمعي از ايرانيان - که ظاهراً مصادف با شام دبيرکل سازمان ملل و نخست وزير ايتاليا شده است - حاصل سفر رئيس جمهور است، روزنامه ها همين مطالب را نوشتند و عدم ملاقات با پاپ و نخست وزير ايتاليا و عدم شرکت در شام اختصاصي سران را چاپ کردند، حال خواه دعوت صورت گرفته باشد و خواه رئيس جمهور بنا به هر علت اينها نه توهين، نه افترا، نه مطلب خلاف واقع و نه انتقاد نسبت به شخص رئيس جمهور است، کاش معاونت حقوقي و پارلماني رئيس جمهور و مهم تر از همه آقاي الهام که علاوه بر پست وزارت دادگستري، عضو حقوقدان شوراي نگهبان و سخنگوي دولت هم هست، دفتر رياست جمهور را ارشاد مي کردند که ارسال جوابيه منطبق با قانون مطبوعات نيست و اگر روزنامه ها تاکنون اين جوابيه ها را چاپ کرده اند از باب نجابت ذاتي قوم ايراني و احترامي است که براي شخصيت حقوقي رئيس جمهور خود قائلند والا اگر مسوولان حقوقي دفتر نهاد رياست جمهوري باور دارند که روزنامه ها مجبورند اين مطالب را چاپ کنند، دلايل حقوقي را با ذکر مصاديق ماده 23 قانون مطبوعات بيان کنند و اگر قصد « تنوير اذهان مخاطبان روزنامه » را دارند، روزنامه ايران با کاغذ و سهميه دولتي و ساير روزنامه ها هستند نه به صورت جوابيه که طي سلسله مقالات، يادداشت ها و گزارش هاي سفر خبرنگاران اختصاصي همراه، مي توان از دستاورد هر سفر يا درباره هر مطلب مندرج در يک يا دو روزنامه که تاکنون چند بار مجبور به چاپ جوابيه شده اند پاسخي در خور داد، مطمئن باشيد بخش تنوير افکار عمومي آن مطالب بيشتر از جوابيه يي است که بيشتر به نقد مطلب مي ماند تا جوابيه.