حامد قاسمي

بازيکنان استقلال تک تک جام را بالاي سر مي برند، اما با بغض. محمد نوازي پس از پايان جشن گفته بود؛«انگار داشتيم جام را توي سرمان مي کوبيديم و نمي ديديم بهترين بازيکن تيم مان بدون اينکه از مرگ پدرش خبر داشته باشد شادي مي کند.» جباري در فينال جام حذفي ستاره تيمش بود. پاس زيبايي که روي گل اول استقلال به مهدي اميرآبادي داده بود و گل زيبايي که در ثانيه هاي ابتدايي وقت اضافه بازي زده بود، لقب ستاره بازي را به او داده بود. عليزاده اوت را پرتاب مي کند و جباري با زيرکي خاصي توپ را از روي سر علي نظرمحمدي دروازه بان پگاه رد مي کند. او براي شادي به سمت جايگاه 36 تماشاگران مي رود و پس از آن به سمت جايگاه VIP مي دود اما هر چه نگاه مي کند نمي تواند پدرش را روي صندلي هاي جايگاه VIP ببيند. شب قبل از بازي نعمت جباري پدر مجتبي در تماس تلفني با پسرش به او قول داده بود از جايگاه VIP فينال جام حذفي را تماشا کند. براي همين جباري به نظري جويباري سرپرست استقلال مي سپارد که دو بليت جايگاه VIP براي پدرش و برادرش مرتضي کنار بگذارد تا صبح روز بازي مرتضي به هتل المپيک برود و بليت ها را از نظري جويباري بگيرد. اما کار به اينجا نمي رسد. نعمت جباري ساعت 9 صبح به محل کارش مي رود و پس از مدت کوتاهي دچار حمله قلبي مي شود. دوستانش او را بلافاصله به بيمارستان مدائن مي برند اما نعمت جباري که به کما رفته، پس از گذشت يک ساعت فوت مي کند. خبر به سرعت به فتح الله زاده مي رسد. علي نظري جويباري و قلعه نويي هم در جريان قرار مي گيرند. آنها براي اينکه خبر فوت پدر جباري اردوي تيم را در آستانه بازي فينال جام حذفي به هم نريزد موبايل تمام بازيکنان تيم را جمع مي کنند تا کسي از اين اتفاق باخبر نشود. گويا سايت خبري «برنا» هم که سرويس ويژه پيامک آن در روزهاي گذشته به کار افتاده اين خبر را به صورت پيام کوتاه روي تلفن همراه تمام بازيکنان استقلال مي فرستد اما پيش از اين اتفاق تمام موبايل ها در اتاق تدارکاتچي تيم جمع شده بود. اما بالاخره چند نفر از بازيکنان استقلال از اتفاق باخبر مي شوند. يکي از آنها عليرضا منصوريان بود. کاپيتان معنوي استقلال که از سوي امير قلعه نويي مامور شده بود نگذارد اين خبر تا پايان مسابقه به گوش جباري برسد. قلعه نويي که در بازي رفت با پگاه به خاطر حضور جباري در اردوي تيم ملي نتوانسته بود از او استفاده کند اصلاً دلش نمي خواست در آستانه دو ساعت مانده به آغاز مسابقه باز هم بهترين بازيکن تيمش را از دست بدهد. ماموريت موفق به پايان رسيد و منصوريان جام قهرماني را بالاي سر برد. منصوريان مي گويد؛«غم خداحافظي از فوتبال يک طرف، کنترل مجتبي طرف ديگر. عجب روز سياهي بود.» جشن که تمام شد فتح الله زاده به سمت جباري رفت. او که پيش از پايان مسابقه در جايگاه ويژه، خبر مرگ پدر جباري را به چند نفر از خبرنگاران نزديک خودش داده بود، پس از پايان جشن به سمت جباري مي رود که بابت قهرماني تيم سر از پا نمي شناخت. جباري به سمت جايگاه VIP رفته بود تا پدرش را در بين تماشاگران پيدا کند. حتي تلفن همراه برادرش مرتضي هم خاموش شده بود تا او از هر دوي آنها بي خبر بماند. در اينجا بود که فتح الله زاده خبر نحس را به مجتبي مي گويد. فتح الله زاده خودش مسووليت رساندن جباري به منزلش را هم برعهده مي گيرد و او را تا «ميني سيتي» همراهي مي کند. البته مجتبي در راه بين استاديوم و ميني سيتي تنها نبود.
قلعه نويي و بازيکنان تيم هم همراه او به شمال شرق تهران رفتند تا جباري پس از شنيدن خبر مرگ پدرش تنها نماند. گويا صحنه يي که فتح الله زاده در رختکن تيم به همه فرمان مي دهد با اتوبوس بروند و او مي خواهد مجتبي را به خانه شان برساند اشک تمام بازيکنان را درآورده بود. جباري که تا آن موقع روحش هم از ماجرا خبر نداشت، گفته بود؛«حاجي چي شده که مي خواهيد با من بياييد؟» به هر حال وقتي جباري راضي مي شود با فتح الله زاده برود، قلعه نويي هم با اتوبوس بازيکنان تيم به دنبال ماکسيماي فتح الله زاده مي رود. ماشين فتح الله زاده که به محوطه آپارتمان شان مي رسد مجتبي همه چيز را مي فهمد.
روز گذشته وقتي جباري به قطعه 23 بهشت زهرا رفته بود تا شاهد دفن پيکر پدرش باشد به دوستانش مي گفت؛«آخرين باري که همديگر را ديديم خيلي قربان صدقه ام مي رفت و کلي بغلم کرد. انگاري براي آخرين بار بود که همديگر را مي ديديم.» تراژدي ماجرا جايي به اوج مي رسد که بدانيد روز بازي استقلال- پگاه در مسابقات جام حذفي و روز مرگ ناگهاني نعمت جباري، با روز تولد مجتبي همزمان بوده و او که خودش را براي جشن تولد در منزل آماده کرده بود ناگهان با عزاي تمام اعضاي خانواده مواجه مي شود.