پنج شنبه، 30 خرداد 1387 - شماره 1703
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
نماينده ايران تلويحاً بسته 1+5 را قابل قبول ندانست
سناي امريکا به دنبال تصويب تحريم هاي جديد
گروه سياسي؛ مجلس سناي امريکا براي تشديد فشار اقتصادي عليه ايران لايحه تحريم هاي جديد را بررسي مي کند.به گزارش ايسنا به نقل از بي بي سي، اين لايحه که «قانون تحريم هاي ايران در سال 2008» نام دارد، قرار است براي اولين بار در کميته امور مالي مجلس سنا مطرح و بررسي شود.مجلس سناي امريکا در حالي اقدام به بررسي اين لايحه کرده است که تهران هنوز پاسخي به بسته پيشنهادي گروه 1«5 نداده و به گفته مقامات ايران بررسي آن همچنان ادامه دارد.در همين حال پيش از آنکه خبر بررسي لايحه تحريم هاي جديد ايران از سوي مجلس سناي امريکا اعلام شود، گوردون براون نخست وزير انگليس نيز در سفر جرج بوش رئيس جمهوري امريکا به کشورش از آغاز تحريم هاي نفت، گاز و بانک ملي ايران توسط لندن خبر داده بود. هرچند اعلام رسمي اين خبر از سوي براون در مصاحبه مطبوعاتي مشترکش با بوش با واکنش خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا همراه شد. او که براي ديدار با وزراي خارجه اتحاديه اروپا در لوکزامبورگ به سر مي برد در پاسخ به خبر آغاز تحريم هاي گسترده انگليس عليه ايران اعلام کرد که «اتحاديه اروپا تصميم جديدي در اين خصوص اتخاذ نکرده است.»اما به رغم سخنان سولانا مبني بر اينکه اتحاديه اروپا تحريم جديدي را عليه ايران اتخاذ نکرده خبرگزاري نووستي روز گذشته از آمادگي اتحاديه اروپا براي تحريمات جديد عليه ايران خبر داد. بر اين اساس کشورهاي اتحاديه اروپا براي تحريمات جديد عليه تهران آماده مي شوند که بر اساس ارزيابي ناظران جدي ترين تحريم ها در طول دوره برنامه هسته يي ايران خواهد بود. اين تحريمات مي تواند بخش هاي مالي و نفت و گاز جمهوري اسلامي را هدف قرار دهد. اين تصميم در صورتي اتخاذ خواهد شد که ايران پيشنهادهاي گروه «1+5» (پنج عضو دائم شوراي امنيت به علاوه آلمان) را نپذيرد.ناظران معتقدند تصميم نهايي ممکن است در ديدار سران کشورهاي اتحاديه اروپا در بروکسل که قرار است در آخر همين هفته برگزار شود، اتخاذ شود. حرکت اتحاديه اروپا براي اعمال تحريمات عليه ايران با سفر جرج بوش به اروپا ارتباط دارد. رئيس جمهور امريکا در جريان سفر اخير خود تلاش کرد سران آنها را بر اعمال فشار بر ايران متقاعد سازد. امريکا در کنار اتحاديه اروپا تلاش دارد چين را نيز با اين مسير همراه سازد. حال تنها چند روز پس از اعلام چنين اخباري مجلس سناي امريکا شايد در همراهي با لندن جهت تشديد فشارهاي اقتصادي در قبال ايران بررسي لايحه تحريم هاي جديدي را آغاز کرده است. يکي از مجازات هاي مطرح شده در اين لايحه، ممنوع شدن هرگونه کمک دولت امريکا به ايران براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني (WTO) است. مسدود شدن دارايي ها و اموالي که در قلمرو امريکا توسط ديپلمات هاي ايراني يا سازمان هاي وابسته به ايران از جمله بنيادهاي مستضعفان و شهيد يا سازمان هاي اطلاعاتي ايران اداره مي شود، از ديگر موارد طرح شده در لايحه مذکور است. همچنين مجازات کمپاني هاي امريکايي که با اطلاع قبلي و از طريق شرکت هاي کوچک تر وابسته به خود در خارج از امريکا تحريم هاي موجود عليه ايران را نقض مي کنند، ابطال موافقتنامه هسته يي که اخيراً دولت امريکا با دولت روسيه منعقد کرده است (موسوم به موافقتنامه 123)، مگر آنکه روسيه به همکاري هاي اتمي و نظامي خود با ايران خاتمه دهد و ايران بخش هاي حساس برنامه هسته يي خود از جمله غني سازي اورانيوم را متوقف کند و مجازات مالي بانک جهاني به خاطر اعطاي هرگونه وام به ايران در لايحه فوق گنجانده شده است.پيش نويس اين لايحه از تاسيس يک بانک بين المللي سوخت هسته يي توسط آژانس بين المللي انرژي اتمي حمايت مي کند و مبلغ 15 ميليون دلار به عنوان اعتبار براي برنامه هاي مبادلات مردمي به ويژه سفرهاي متقابل جوانان ايراني و امريکايي درنظر مي گيرد. اين پيش نويس دولت امريکا را به ارائه فهرستي از شرکت هايي که بيش از 20 ميليون دلار در ايران سرمايه گذاري مي کنند و در نتيجه مشمول تحريم هاي امريکا مي شوند، موظف مي کند. بنا بر اين گزارش، تمام مجازات هايي که در پيش نويس اين لايحه آمده، حتي در صورت تصويب، براي رئيس جمهور امريکا الزام آور نيست. آن طور که در اين پيش نويس ديده مي شود، رئيس جمهور امريکا اجازه خواهد داشت براي پيشبرد منافع کشور، از اجراي برخي از مجازات هاي مندرج در اين لايحه صرف نظر کند. همچنين تصويب نهايي و تبديل اين لايحه به قانون، به تصويب در سنا، تاييد مجلس نمايندگان و امضاي رئيس جمهور نياز دارد.

پاسخ تهران به تحريم هاي جديد

اما اعلام بررسي تحريم هاي جديد در قبال ايران از سوي انگليس و امريکا با اين واکنش سيدمحمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه روبه رو شده است؛ «اگر آنها تصميم به اقدام عليه ايران بگيرند، مقام هاي ايراني پاسخ مناسبي به آن خواهند داد.»وي همچنين در پاسخي مستقيم به گوردون براون که خبر تحريم بانک ملي ايران را اعلام کرده بود، گفت؛ نخست وزير انگليس در موقعيتي نيست که بتواند ذهنيت و نگرش خود را به جامعه اروپايي ديکته کند.در کنار اين واکنش نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز روز سه شنبه اظهار داشت؛«امريکا و متحدانش مي خواهند به صورت غيرقانوني ايران را به تعليق غني سازي اورانيوم وادار سازند ولي ايران هرگز تن به اقدام غيرقانوني نمي دهد.»به گزارش ايرنا علي اصغر سلطانيه افزود؛ برخي از سياستمداران غربي به جاي تعليق داوطلبانه به دنبال توقف کامل و غيرقانوني غني سازي اورانيوم توسط ايران هستند که اين اقدام هرگز از سوي ايران مورد قبول واقع نخواهد شد.اعضاي گروه 1«5 چند روز قبل بسته پيشنهادات جديدي را در عرصه اقتصادي و سياسي به ايران ارائه کردند که براساس آن در صورت موافقت ايران با اين پيشنهادها، گام هايي در جهت عادي سازي روابط اقتصادي و بازرگاني از جمله تسهيل دسترسي ايران به بازارها و سرمايه گذاري بين المللي، پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و افزايش سرمايه گذاري مستقيم و گسترش تجارت با ايران برخواهند داشت.لغو محدوديت هاي صادرات هواپيما به ايران و کمک به نوسازي ناوگان هوايي و ارتقاي ايمني اين ناوگان تا سطح بين المللي از جمله ديگر پيشنهادهاي ارائه شده به ايران است.پس از اين پيشنهادات بود که خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز خواستار پاسخگويي هرچه سريع تر تهران به بسته مذکور شد.ارائه لايحه يي از سوي مجلس سناي امريکا براي فشار به ايران در چنين شرايطي که اعضاي گروه 1«5 در انتظار پاسخگويي تهران هستند، صورت گرفته است.
شوراي عالي امنيت ملي در مجلس
علي لاريجاني رئيس مجلس هشتم اين روزها گويا تصميم دارد جلسه هاي شوراي عالي امنيت ملي را به صحن بهارستان بکشاند تا همچنان نشان دهد که نقش پررنگي در ديپلماسي هسته يي دارد. به همين دليل رئيس مجلس هشتم از سعيد جلالي دبير کنوني شوراي عالي امنيت ملي و غلامرضا آقازاده رئيس سازمان انرژي اتمي خواسته تا هفته آينده به صحن بهارستان بيايند و در مورد سياست هاي هسته يي کشور پاسخگوي مجلس باشند. به گفته حميدرضا حاجي بابايي عضو هيات رئيسه مجلس روز يکشنبه هفته آينده مجلس از ساعت 30/10 با حضور اين افراد جلسه غيرعلني خواهد داشت. جلسه يي که گفته مي شود به جبران انفعال شوراي عالي امنيت ملي در برابر سفر سولانا و بسته پيشنهادي اش صورت خواهد گرفت. همچنين به گفته اين عضو هيات رئيسه مجلس از جليلي خواسته شده در اين جلسه در صورت نياز پاسخگوي سوالات نمايندگان باشد. اين دعوت به نوعي ديگر ورود علي لاريجاني به سفر اخير سولانا و مباحث مربوط به آن است که نشان مي دهد علاوه بر نطق هاي هسته يي رئيس مجلس از اين پس بهارستان بايد خودش را براي پذيرايي از مقام هاي سياست خارجي و هسته يي دولت نهم هم آماده کند، چرا که علي لاريجاني همچنان مصمم به نقش داشتن در اين بخش است.
گزارش فايننشال تايمز از اقدامات انگليس عليه ايران
روزنامه فايننشال تايمز در گزارشي به اظهارات اخير نخست وزير انگليس درباره اعمال تحريم ها عليه ايران پرداخته و با اشاره به اينکه اتحاديه اروپا هنوز درباره زمان اعمال تحريم عليه تهران تصميم گيري نکرده است نوشت که نخست وزير انگليس در واقع از تحريم هايي صحبت کرده است که وجود خارجي نداشته و چنين تصميم هايي بايد با توافق جمعي 27 وزير امور خارجه اتحاديه اروپا اعلام شود، نه گفت وگوهاي دو جانبه امريکا و انگليس.

به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه فايننشال تايمز دنبال کردن ديپلماسي با ايران در شرايط عادي دشوار است. اما گوردون براون در گذشته با اعلام تحريم هايي عليه ايران که وجود خارجي ندارند اوضاع را پيچيده تر کرد. انگيزه وي هرچه بود اين کار به روابط انگليس با امريکا، اتحاديه اروپا و ايران کمکي نکرد.

در ادامه اين گزارش آمده است؛ گوردون براون نخست وزير انگليس روز دوشنبه در حالي که کنار جرج بوش رئيس جمهور امريکا ايستاده بود تحريم هاي جديدي را عليه ايران اعلام کرد و گفت؛ ما همين امروز اقدام مي کنيم تا دارايي هاي بزرگ ترين بانک ايران يعني بانک ملي را مسدود کنيم.

چنين تصميمي بايد با توافق 27 وزير امور خارجه کشورهاي عضو اتحاديه اروپا اعلام شود، نه پس از گفت وگوهاي دوجانبه امريکا و انگليس؛ اقدامات غيرمنتظره يي از اين قبيل، به اعتمادسازي کمکي نمي کنند. در ادامه اين گزارش مي خوانيم؛ انگليس بايد درباره اين اظهارات امريکا نيز توضيحاتي بدهد. استفن هادلي مشاور امنيت ملي کاخ سفيد آنچنان از قريب الوقوع بودن اين تحريم ها اطمينان داشت که به رسانه هاي کاخ سفيد گفت انتظار بيانيه يي را پس از نشست بروکسل داشته باشند.

او گفت؛ همان طور که نخست وزير (انگليس) نشان داد شما بايد انتظار نتيجه يي را از نشست وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا داشته باشيد. تحريم هاي جديد عليه ايران اعلام خواهد شد.

هنگامي که از وي سوال شد آيا تحريم ها آماده اند يا هنوز مذاکرات درباره آنها ادامه دارد، هادلي گفت؛ از براون شنيده است تحريم هايي را عليه بانک ملي اعمال کرده و اقداماتي را در زمينه صنعت نفت و گاز ايران بررسي مي کنند. در پايان اين گزارش آمده است؛ اين اقدام دستاورد مهمي براي امريکا محسوب مي شد. ديپلمات هاي امريکايي مدت هاست انگليس را تحت فشار قرار داده اند تا عليه بانک ملي به اقدامات يکجانبه يي دست بزند، زيرا اتحاديه اروپا در انجام اين کار ترديد داشت. مطمئناً توضيح اينکه دارايي هاي بانک ملي مسدود نشده است سرخوردگي بزرگي براي هيات امريکايي به همراه داشت.
تعيين مصاديق جرم سياسي با کدام رويکرد
انسداد يا گشايش سياسي؟
محسن آرمين

مطابق اصل 26 قانون اساسي رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي بايد با حضور هيات منصفه صورت پذيرد. تفکيک جرم سياسي و مطبوعاتي از ساير جرائم و مقيد کردن رسيدگي به آن با حضور هيات منصفه بيانگر اهميت و اعتناي ويژه واضعان قانون اساسي به اين قسم از جرائم است. به عبارت ديگر اصل مذکور بيانگر اين حقيقت است که خبرگان قانون اساسي به فعاليت آزاد سياسي نگاهي مثبت و به جرائم احتمالي ناشي از آن نگاهي توام با تسامح و مدارا داشته اند. تاکيد بر رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي با حضور هيات منصفه که علي القاعده بايد نماينده افکار عمومي باشد، به معناي کنترل و محدود ساختن دست دولت در برخورد با منتقدان و مخالفان سياسي است.

اما برخلاف اين نگاه مثبت، اصل مذکور از جمله اصول به تعويق افتاده قانون اساسي است که طي 30 سال گذشته چندان موضوع عنايت و اهتمام حاکميت نبوده است، از اين رو تلاش هاي گاه و بيگاه در اجراي آن به فرجام مطلوبي نرسيده است. علت اين بي اعتنايي و بي مهري را بايد در وجود پاره يي ديدگاه هاي خاص به مقوله جرم سياسي جست وجو کرد. مطابق ديدگاه هاي مذکور، جرم سياسي يعني اقدام در جهت مخالفت يا تضعيف حکومت. از آنجا که حکومت اسلامي است، مخالفت يا تضعيف آن مصداق باغي است و مجازات باغي نيز در فقه مشخص است. بنابراين نه تنها نمي توان با مجرمان و جرم سياسي برخوردي منعطف و آسان گيرانه و متسامح داشت بلکه اساساً نمي توان وجود نيروي سياسي مخالف نظام را به رسميت شناخت. آشنايان با حقوق اساسي و حقوق شهروندي مي دانند که اين نوع نگاه ناشي از تفکر سياسي ماقبل مدرن است که اساساً نگاهي متفاوت به مقوله دولت دارد و انديشه سياسي جديد و مفاهيم و مقولات آن از جمله حقوق اساسي و آزادي ها و حقوق شهروندي را به رسميت نمي شناسد.

صاحبان اين ديدگاه به دلايل مختلف از جمله تعارض ديدگاه هايشان با اصل 26 قانون اساسي، تعارض نظرشان درباره جرم سياسي با باورها و نظرات پذيرفته شده رايج و نيز عدم تسلط کامل بر قوه قانونگذاري طي سال هاي پس از انقلاب، قادر به قانوني کردن نظرات شان درباره جرم سياسي نبودند در نتيجه بهترين راه را مخالفت و جلوگيري از وضع هر قانون ديگري در اين زمينه ديده اند. نتيجه البته براي آن جماعت مطلوب بود زيرا رسيدگي به اتهامات فعالان سياسي به بهانه فقدان قانون نحوه رسيدگي به جرم سياسي همچنان مي توانست در دادگاه ها و شعب خاص صورت پذيرد.

پس از دوم خرداد و حضور اصلاح طلبان در دولت و مجلس، فرصتي پديد آمد تا پاره يي خلأهاي قانوني که عمدتاً ناظر به حقوق شهروندي و سياسي بود، مورد توجه قرار گيرد. جرم سياسي از جمله اين موارد بود. اما تلاش هاي مجلس ششم در اين زمينه به دلايلي که پيش از اين اشاره شد، مانند ساير موارد ناظر به تضمين حقوق و آزادي هاي شهروندي با مخالفت شديد شوراي نگهبان مواجه شد. آن تلاش ها البته چندان هم بي حاصل نبود. نتيجه آن تلاش ها در زمينه جرم سياسي و مسائل مربوط به آن دو اقدام مهم بود. اقدام اول تصويب قانون نحوه تشکيل هيات منصفه دادگاه هاي رسيدگي به جرائم مطبوعاتي و سياسي بود. بدين معنا که پس از چندين بار رفت و برگشت طرح جرم سياسي ميان مجلس ششم و شوراي نگهبان، و بي نتيجه ماندن آن، نمايندگان اصلاح طلب به اين نتيجه رسيدند که طرح مستقلي تحت عنوان نحوه تشکيل هيات منصفه دادگاه هاي مطبوعاتي و سياسي تهيه کنند زيرا مخالفت با چنين طرحي که مطابق نص صريح قانون اساسي بود، مشکل و پرهزينه به نظر مي رسيد. هدف از تهيه اين طرح آن بود که به بهانه هاي موجود مبني بر فقدان قانون در رسيدگي به جرائم سياسي پايان داده شود تا ديگر وجود متهم و جرم سياسي انکار نشود. اين طرح در صورت تصويب همچنين مي توانست به اعمال نفوذ مراکز قدرت در تعيين ترکيب هيات هاي منصفه مطبوعاتي خاتمه داده و استقلال هيات هاي مذکور را نيز تضمين کند. مطابق اين طرح هيات هاي منصفه سياسي و مطبوعاتي به شيوه يي پيچيده، انتخاب مي شدند، به طوري که اعمال نفوذ در تعيين ترکيب آن عملاً ممکن نبود. همچنين براساس طرح مذکور هيات هاي منصفه نقش تعيين کننده يي در دادگاه ايفا مي کردند. طرح مذکور حدود پنج بار بين مجلس و شوراي نگهبان رد و بدل شد و نهايتاً با اصلاحاتي که عمدتاً به نقش و اختيارات هيات هاي منصفه مربوط مي شد از سد شوراي نگهبان گذشت. نتيجه کار حداقل نظر نمايندگان مبني بر نحوه تشکيل مستقل هيات منصفه را تامين مي کرد. اين قانون اگرچه با خواست نمايندگان فاصله داشت، گام مهمي در اجرايي شدن اصل 26 قانون اساسي و حفظ حقوق شهروندي به شمار مي آمد. اما ظاهراً دست تقدير سرنوشت ديگري را براي اين اصل درخشان قانون اساسي رقم زده بود.

از جمله اولين نتايج انتخابات بحث انگيز مجلس هفتم و معکوس شدن رويکردها و روندها در اداره کشور، در حوزه قانونگذاري لغو اين قانون بود. مجلس هفتم در اولين ماه هاي آغاز به کار خود به درخواست دادستان تهران قانون مذکور را لغو کرد و به اين ترتيب اصل 26 قانون اساسي مجدداً به محاق رفت و در نتيجه وجود جرم و مجرم سياسي در اين کشور مجدداً انکار شد. آنچنان که امروز رئيس سازمان زندان ها به عنوان يکي از مسوولان قوه قضائيه مي گويد به علت فقدان قانون درباره جرم سياسي ما مجرم سياسي نداريم. کسي هم پيدا نمي شود به اين آقايان بگويد اگر واقعاً مشکل فقدان قانون جرم سياسي است، چرا مقامات قضايي لغو قانون نحوه تشکيل هيات هاي منصفه سياسي و مطبوعاتي مصوب مجلس اصلاحات را از مجلس هفتم خواستار شدند؟

اقدامات مجلس ششم در رعايت حقوق شهروندي در اين زمينه به قانون مذکور محدود نبود. از جمله ديگر اقدامات نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم موظف کردن قوه قضائيه به تهيه لايحه « تعريف جرم سياسي و تفکيک آن از ساير جرائم» در ذيل ماده 130 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي بود. امروز قوه قضائيه به استناد همين ماده از قانون برنامه، در ضمن لايحه تجديد نظر در قانون مجازات اسلامي، اقدام به تعيين جرم سياسي کرده است. تاملي در نحوه اقدام قوه قضائيه در عمل به اين الزام قانوني و نيز محتواي اين اقدام به روشني از نفوذ و نقش و سلطه همان ديدگاه معهود حکايت دارد. در واقع به رغم اينکه ماده 130 قانون برنامه چهارم، قوه قضائيه را ملزم به تهيه لايحه يي در تعريف جرم سياسي کرده است، اين قوه نه در قالب لايحه يي مستقل بلکه در ضمن لايحه تجديد نظر در قانون مجازات اسلامي، به «تعيين مصاديق جرم سياسي» و نه «تعريف جرم سياسي» اقدام کرده است. اين اجتناب آشکار از عمل به الزام قانوني برنامه چهارم هيچ دليل يا علتي جز اين نمي تواند داشته باشد که قوه قضائيه هنوز نتوانسته است يا حاضر نيست نگاه خود را به جرم سياسي با نگاه حاکم بر قانون اساسي منطبق سازد. آثار اين نتوانستن يا نخواستن را در محتواي مصوبه اخير قوه قضائيه در تعيين مصاديق جرم سياسي به نحو روشن تري مي توان مشاهده کرد. به موجب ماده چهارم لايحه تجديد نظر در قانون مجازات اسلامي «هر يک از اعمال زير چنانچه با قصد مخالفت با نظام جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد... و متضمن خشونت نباشد...» از مصاديق جرم سياسي محسوب مي شود. همچنين فعاليت هاي تبليغي موثر عليه نظام اسلامي، برگزاري تجمعات و راهپيمايي هاي غيرقانوني، نشر اکاذيب، تشکيل گروه هاي غيرقانوني يا ايجاد و تشديد اختلاف ميان مردم در زمينه هاي ديني و مذهبي، فرهنگي و نژادي به عنوان مصاديق جرائم سياسي تعريف شده است.

افرادي که اين جرائم را مرتکب شوند، در صورتي که جرم شان متضمن خشونت نباشد، به شش ماه تا دو سال حبس يا سه سال تبعيد و همچنين محروميت از حقوق اجتماعي به مدت پنج سال محکوم خواهند شد.

چنان که ملاحظه مي شود در اين لايحه اولاً جرائم جديدي تحت عنوان جرم سياسي به مجموع عناوين مجرمانه در قانون مجازات اسلامي اضافه شده است. در اين مصوبه نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي جرم تلقي شده در حالي که در قانون مجازات اسلامي نشر اکاذيب در صورتي که به قصد تشويش اذهان عمومي صورت پذيرد جرم محسوب شده است. همچنين مطابق قوانين جاري در حال حاضر فعاليت احزاب فاقد پروانه آزاد است اما مطابق اين لايحه نه تنها تاسيس حزب بدون اخذ مجوز از وزارت کشور، بلکه حتي عضويت در چنين حزبي جرم تلقي شده است. ثانياً در اين لايحه براي جرائم محکومان سياسي مجازات هايي به مراتب شديدتر از جرائم عادي مشابه در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال در ماده 698 قانون مجازات اسلامي نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي جرم تلقي شده و مجازاتي از شش ماه تا دو سال حبس يا تا 74 ضربه شلاق براي آن در نظر گرفته شده است در حالي که در مصوبه اخير قوه قضائيه نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي به صورت دو عنوان مستقل جرم تلقي شده و مجازات آن نيز شش ماه تا دو سال حبس يا سه سال تبعيد و همچنين محروميت از حقوق اجتماعي به مدت پنج سال تعيين شده است. به عنوان نمونه يي ديگر مطابق ماده 500 قانون مجازات اسلامي هر کس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروه ها و سازمان هاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي کند به حبس از سه ماه تا يک سال محکوم خواهد شد. در حالي که در لايحه مصوب قوه قضائيه مجازات اقدامي خفيف تر و کمتر از اين به عنوان مصداق جرم سياسي، شش تا دو سال زندان يا سه سال تبعيد و پنج سال محروميت از حقوق اجتماعي تعيين شده است.

چنان که گفتيم نگاه واضعان قانون اساسي به جرم سياسي نگاهي متساهل بوده و آنان با وضع اصل 26 قانون اساسي قصد داشته اند اختيار حاکميت و دولت را در برخورد با متهمان سياسي محدود کنند. اگر چنين نگاهي بر تصويب کنندگان لايحه مذکور حاکم بود به روشني اين حقيقت را درک مي کردند که جرم سياسي محدود به مواردي نيست که کسي مخالفت با نظام جمهوري اسلامي يا تضعيف آن انجام دهد. بلکه هر اقدامي توسط هر فردي اعم از مسوول دولتي و حکومتي يا فعال حزبي و سياسي که متضمن نقض حقوق و آزادي هاي شهروندي يا محروم ساختن شهروندان از استفاده از حقوق اساسي آنها شود نيز آشکارا مصداق جرم سياسي است. اينکه تصويب کنندگان لايحه مذکور تنها مصداق جرم سياسي را در مخالفت با نظام مي دانند و اقداماتي نظير محروم کردن شهروندان از حق انتخاب شدن يا سوءاستفاده از موقعيت و ردصلاحيت شهروندان يا اعمال نفوذ و دست بردن در صندوق هاي راي را مصداق جرم سياسي نمي دانند بهترين شاهد بر اين حقيقت است که همان نگاه ماقبل مدرن بر ذهن و انديشه تصويب کنندگان اين لايحه حاکم است. نگاهي که مجرم سياسي را اساساً به رسميت نمي شناسد و حال که طبق قانون ملزم به پذيرش وجود مجرم سياسي و وضع قانون درباره وي شده است، مي کوشد قانون را به گونه يي وضع کند که اصل فعاليت سياسي منتقد و مخالف دولت و حکومت منتفي شود. از اين رو در لايحه مربوط به جرم سياسي با نگاهي سخت گيرانه و منعطف مي کوشد با افزودن عناوين مجرمانه و تشديد مجازات اساساً فعاليت سياسي را براي منتقدان و مخالفان سياسي ممتنع کند. به راستي جز گروهي معدود که به عشق اين آب و خاک و بنا به اعتقاد به آرمان هاي اصيل انقلاب متعهد به حفظ سلامت نظام بوده و خود را ملزم به اصلاح و مبارزه با انحراف مي بينند، چه کسي حاضر مي شود وارد عرصه فعاليت آشکار سياسي شود که هر سخن يا موضع وي مي تواند مصداق عبارات مبهم و قابل تفسيري چون «فعاليت موثر» در مخالفت با نظام تلقي شود و سه سال حبس و تبعيد و پنج سال محروميت از حقوق اجتماعي در انتظارش باشد؟ به راستي آيا اين لايحه گامي به سوي انسداد سياسي نيست؟ و آيا هدف و نيت واضعان قانون اساسي در تصويب اصل 26 قانون اساسي امتناع فعاليت سياسي براي منتقدان و مخالفان و ايجاد انسداد سياسي بود يا تضمين فعاليت سياسي آنان؟ احتمالاً مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسي هنگام بحث و تصويب اصل 26 بيانگر حقايقي قابل توجهي در اين زمينه باشد.
طرح تثبيت قيمت ها بيشتر براي بهره برداري تبليغاتي بود
بيژن شهبازخاني نماينده سابق مجلس تصريح کرد که ساختار مجلس هرگز نمي تواند کشور را به جايگاه اول منطقه يي در سند چشم انداز بيست ساله کشور برساند و نظارت مجلس نيز در اين شرايط هرگز نمي تواند به سرانجام نيکويي برسد. نماينده ملاير در مجلس ششم و هفتم در گفت وگو با آفتاب اظهار داشت؛ با اينکه همه نهادهاي حاکميتي مثل شوراي نگهبان و نهادهاي نظامي و انتظامي و دولت همه در دست اصولگرايان بودند، ولي باز هم اصولگرايان به اهداف خود مبني بر رفع مسائل و مشکلات ملي مثل اشتغال و معيشت مردم نرسيدند. اگر مشکلات تورم و مسکن و دغدغه هاي معيشتي مردم حل نشود، در آينده يي نه چندان دور ما شاهد تنش هاي اجتماعي خواهيم بود. وي با انتقاد از طرح تثبيت قيمت ها گفت؛ در اين بحث حداقل مي توان به دو ايراد اساسي در روند کار مجلس هفتم اشاره کرد؛ اول برخورد غيرکارشناسي و احساسي با مشکلات ملي و دوم برخورد سطحي با مسائل و مشکلات در عصري که مديريت ها بسيار علمي و رقابت در عرصه بين المللي بسيار فشرده است. طرح تثبيت قيمت ها نمونه يي از روند حاکم بر مجلس بود که آن را افتخار خود مي دانستند ولي بيشتر براي بهره برداري تبليغاتي بود که يعني دولت اصلاحات به فکر معيشت مردم نيست و اصولگرايان با دستيابي به مجلس هفتم سعي در حل مشکلات عمومي دارند و سرانجام طرح تثبيت قيمت ها مايه شرمندگي است. بازي با قانون و منافع و مصالح ملي و برخوردهاي ساده با مشکلات، ثمره يي جز شکست نمي دهد. اصلاً اين طرح چرا ارائه شد و اگر اين طرح موفق بود چرا لغو شد و چرا کسي در مورد علت شکست آن توضيحي نمي دهد. استنباط عموم مردم اين بود که طرح تثبيت قيمت ها بايد در يک دوره پنج ساله ثابت بماند ولي بعد آن را يک ساله اعلام مي کنند و بهانه هاي مختلف آورده مي شود. متاسفانه برخورد سياسي اصولگرايان با مسائل ملي براي مغبون کردن و اتهام زدن به گروه هاي سياسي اصلاح طلب باعث شد در اين چاه بيفتند. مجلس هفتم و هيات رئيسه آن و علي الخصوص رئيس آن، آقاي حدادعادل، اعلام کرد اين مجلس حامي دولت است و ما در قانون اساسي چنين چيزي نداريم که مجلس بايد حامي دولت باشد، در حالي که مجلس بايد حامي ملت، کشور و نظام باشد و بزرگ ترين وظيفه آن حمايت از قانون و اجراي آن است و وظيفه ما حمايت از افراد خاص نيست، بلکه حمايت از کشور و قانون است. متاسفانه روند حمايت از دولت به دور زدن قانون و قانون گريزي توسط دولت منتهي شد. شهبازخاني محدود کردن اقليت مجلس هفتم را از ضعف هاي مجلس هفتم عنوان کرد و اظهار داشت؛ محدوديت هاي بسياري براي اقليت اصلاح طلب مجلس هفتم ايجاد شد و اين نيز يکي از ضعف هاي مجلس هفتم بود از جمله اين محدوديت ها مثلاً دسته بندي تذکرات يا دسته بندي سوالات بوده به هر حال يکي از اختيارات نمايندگان طرح سوال از وزرا است که ناشي از وظايف نظارتي نمايندگان است ولي هيات رئيسه سوال ها را طوري دسته بندي کردند که باعث محدوديت براي نمايندگان شد.
معصوميت زخم خورده
علي اصغر خداياريہ

فرداي روز هفتم تير سال 1360 امام در ملاقات عمومي با مردم از واقعه بزرگ انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي با صفت «اتفاق منتظره» ياد کردند. اين حادثه، با توجه به فضاسازي هايي که قبل از آن صورت گرفته بود، براي او غيرمنتظره و عجيب نبود. امروز بعدازظهر که خبر دانشگاه زنجان را از يکي از دوستان شنيدم، اولين چيزي که به ذهنم رسيد سخنان امام درباره واقعه هفتم تير بود. من هم با توجه به زمينه سازي هايي که درباره دانشگاه انجام شده و مي شود، فاجعه رخ داده در دانشگاه زنجان را کاملاً منتظره مي دانم. وقتي يکي از مطرح ترين نظريه پردازان از موضع يک عالم ديني دانشگاه را مرکز بي بندوباري و لاابالي گري مي نامد که جز فساد از آن برنمي خيزد، معاون مطيع نيز به وسوسه مي افتد از اين مرکز بهره يي برگيرد. وقتي کسي که در راس آموزش عالي کشور قرار دارد، مديران تحت امر خود را به صورت منظم به پاي سخنان آن نظريه پرداز کشانده و مانند طفلان مکتبي دو زانو بر زمين مي نشاند و به جاي دفاع از محيط هاي تحت پوشش خود در مقابل تهمت ها، رهنمودهاي سراسر افتراي او را راهنماي عمل زيرمجموعه خويش قرار مي دهد، مدير رده چندم منزلت يافته در اين سيستم به صرافت مي افتد براي خودشيريني هم که شده براي آن سخنان سند تهيه کند.عارضه دانشگاه زنجان اگرچه بسيار دردآور است، ولي نشانه بيماري مزمني است که در جان جامعه لانه کرده و در حال نابودي اساس اجتماع است. نبايد اجازه داد اين حادثه به يک مساله منفرد مجردي که ضعف شخصيت و بي تقوايي فردي علت آن بوده است، تقليل يابد. چه بسا مقاماتي که خود بايد پاسخگوي اين وضعيت باشند، بخواهند با کمک گرفتن از رسانه ها و برخي تريبون ها و احياناً قرباني کردن اين فرد خود را در موضع دفاع از حقوق دانشجويان قرار دهند. براي جلوگيري از تکرار اين گونه حوادث، در کنار پيگيري مجازات فرد مجرم، پرداختن به ريشه ها و مباني و افشاي روش هايي که به اين نتايج منجر شده است، اهميت اساسي دارد.اينکه فردي در سطح معاون دانشگاه نسبت به دانشجويي نظر سوء داشته باشد بسيار تاسف بار است، ولي تاسف بارتر آن است که اين فرد چنان اقتدار و امنيتي احساس کند که با تکيه بر اختيارات خود و استفاده از ابزار کميته انضباطي، که فلسفه وجودي آن ايجاد انضباط در محيط دانشگاه است، جرات بر زبان آوردن نيت پليد خود را پيدا کرده و به سمت عملي کردن آن حرکت کند. اگرچه قدرت نفس فردي نقش موثري در حفظ سلامت انسان ها دارد، ولي در امر سياست و مديريت جوامع نمي توان فقط بر صلاحيت هاي فردي مديران و تعهد پاسخگويي آنان به وجدان يا خدا اعتماد کرد. نادرند کساني که صرفاً با تکيه بر قوت شخصيت خود بر وسوسه هاي قدرت غلبه کرده باشند، امام يک استثنا است و بعيد است، حداقل در کوتاه مدت، تکرار شدني باشد. انديشمندان علوم سياسي با تکيه بر تجربيات طولاني بشري براي کنترل تمايلات نفساني قدرتمندان و جلوگيري از عوارض ناگزير آن مشروط کردن مشروعيت اعمال قدرت به اقبال مردم، محدود و زمان دار کردن دوره زمامداري، توسعه نظارت همگاني بر حاکمان توسط رسانه هاي آزاد و نهادهاي مدني مستقل و پاسخگو کردن حکمرانان در برابر نهادهاي برآمده از متن مردم را پيشنهاد کرده اند، که اين روش ها در کشورهاي توسعه يافته کاملاً نهادينه شده است. يکي از مهم ترين عوارض به قدرت رسيدن دولت نهم تضعيف نظارت همگاني از طريق محدود کردن رسانه هاي آزاد و به تعطيلي کشاندن نهادهاي مدني مستقل با هدف خارج کردن دولت از دايره پاسخگويي به مردم بوده است. دانشگاه ها از اين نظر بيشترين آسيب را ديده اند. تعطيل کردن بسياري از انجمن هاي اسلامي مستقل و غيرفعال کردن برخي ديگر از آنها از طريق بالا بردن هزينه هاي فعاليت، تعطيل کردن بيشتر نشريات دانشجويي منتقد موثر و سوق دادن برخي از آنها به سوي محافظه کاري از طريق تهديد و اخطار، ايجاد و تقويت تشکل هاي حکومت ساخته،محدود کردن محيط هاي دانشگاهي و به خصوص دانشجويي، با افزايش قدرت نهادهاي چون کميته هاي انضباطي و حراست ها از جمله کارهاي انجام شده طي سال هاي اخير بوده است. اگر انجمن هاي اسلامي فعال و پرنشاط در عرصه دانشگاه ها حضور داشته باشند و اگر نشريات دانشجويي بيدار و جسور با نقدهاي مستمر، ولو گزنده، خود مرتباً مديران و نهادهاي مرتبط با دانشجويان را به چالش بکشند، هيچ مديري جرات تصور خلاف را نخواهد داشت. من خود مدت زيادي معاون دانشجويي بزرگ ترين دانشگاه کشور بوده ام و با علائق، خصلت ها، دغدغه ها و روحيات بدنه دانشجويان آشنايي کامل دارم و معتقدم فضاي دانشگاه ها که به برکت گردش مستمر جوانان نخبه کشور در آن دائماً در معرض هواي تازه قرار دارد، سالم ترين محيط موجود در کشور است. دانشجويان، عزيزکرده ترين جگرگوشه هاي مردم هستند که به امانت به دانشگاه سپرده مي شوند. ادب، وقار، متانت، صداقت، سادگي و معصوميت در ذات بدنه اصلي دانشجويان نهفته است. نسل خودشيفته و بي رحم ما در حق دانشجويان ظلم زيادي روا داشته است. آنان هنوز نتوانسته اند خود را از زير سايه سنگين فرهنگ و گفتماني که ما به عنوان ارزش هاي لايتغير بر جامعه حاکم کرده ايم، نجات دهند. آنان حتي بايد در محاورات روزمره از واژه هاي ابداعي ما استفاده کنند. آنان...اجازه ندهيم اين معصوميت بيش از اين زخم بردارد.

ہمعاون اسبق دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران
گذري بر جايگاه سرزمين آريايي ها در رقابت هاي انتخاباتي امريکا
مشکلي به نام شناخت ايران
روح الله کارگر رمضاني*

ترجمه؛ مهدي طاهري

هر کانديدايي، دموکرات يا جمهوريخواه که در انتخابات رياست جمهوري پيروز مي شود، با يک چالش بزرگ يعني عدم شناخت ايران مواجه خواهد شد.

ماشين تبليغاتي کمکي نمي کند و در واقع شناخت ما را از ايران مبهم مي کند؛ يعني تصويري از ايران ارائه مي دهد که تهديدي براي صلح جهاني است. سرزمين امريکا را با موشک هدف گرفته است، از بين رفتن اسرائيل را خبر مي دهد، اقداماتي جهت ساختن سلاح هاي اتمي مي کند و اينکه طراحي عظيمي براي تسلط يافتن بر ثروت نفتي خاورميانه دارد. گفته هاي وزير امور خارجه-کاندوليزا رايس- به صورت عمومي نشان مي دهد که او درکي از ايران ندارد و هيچ ضمانتي براي وزير امور خارجه آينده هم نيست.

براي اينکه سياست امريکا را در رابطه با ايران درک کنيم، نياز داريم که توجهمان را فراتر از سرفصل ها و جست وجو براي فرهنگ بنيادگرايان و اعمال رواني که سياست خارجي ايران به صورت کلي و سياست امريکا به شکل خاص دنبال مي کند، سوق دهيم.

فهم واقعي رفتار ايران در سياست هاي جهاني بدون ارزيابي مردم ايران از تصور غرور عميق نسبت به فرهنگ شان ممکن نيست. آنان براي 30 قرن صنايع و هنرشان، براي بيش از هزار سال استمرار هويت فرهنگي شان، براي برپايي اولين دولت جهاني بيش از 2500 سال پيش، در سازماندهي کردن اولين جامعه بين المللي که به مذاهب و فرهنگ هاي مردمي که تحت قوانين شان بودند احترام مي گذاشت، در آزاد کردن يهوديان از اسارت بابليان و در تاثير گذاشتن بر تمدن هاي يونان، عرب، مغول و ترک، احساس غرور مي کنند.

اما اين حس غرور در عظمت فرهنگ و تاريخ شان با يک حس عميق قرباني شدن برابري مي کند. ايرانيان احساس مي کنند آنها به وسيله قدرت هاي خارجي در طول تاريخ- طولاني شان- مورد ظلم قرار گرفته اند. آنها به ياد مي آورند که اسکندر مقدوني، اعراب، مغول ها و ترک ها سرزمين شان را مورد هجوم قرار داده و تسخير کردند. ايرانيان همچنين به خاطر مي آورند امپراتوري هاي بريتانيا و روسيه آنها را از نظر اقتصادي استثمار کردند و از لحاظ سياسي بر آنها استيلا يافتند و اينکه سازمان سيا حکومت منتخب دموکراتيک شان را از بين برد.

امروزه آنان نگرانند که حکومت بوش درصدد تغيير حکومت شان به وسيله عمليات هاي مخفيانه يا از طريق استفاده تمام عيار نيروي نظامي که ضربه زدن به امکانات هسته يي ايرانيان را دربر مي گيرد، برآيد.

اين يک ترکيب تناقض نما از حس غرور در فرهنگ ايرانيان و احساس قرباني شدن در برخورد با قدرت هاي خارجي است که به صورت کلي در تجربه خاص ايران با ايالات متحده بيش از 125 سال پيش تکرار مي شود. ايران به دو دليل ابتکار عمل را در روابط ديپلماتيک با ايالات متحده در 1883 به دست گرفت. ابتدا به وسيله درگير کردن ايالات متحده در قضاياي ايران. مقامات ايراني کوشيدند موازنه يي براي يک قرن سلطه سياسي و استثمار اقتصادي بريتانيا و روسيه ايجاد کنند. دوم به وسيله جذب تخصص امريکايي، آنها معتقد بودند ايشان مي توانستند اقتصاد عقب مانده شان را متجدد کنند. ايرانيان روشن انديش به هرحال فراتر از نوسازي اقتصادي آرزو مي کردند. آنها تلاش مي کردند يک دولت دموکراتيک و منتخب به وسيله قانون بسازند. در نتيجه انقلاب مشروطه ايران در 1911-1905 م به محدود شدن استبداد پادشاه و پايان سلطه بريتانيا و روسيه انجاميد. براي دستيابي به اين اهداف در سال 1906 آنها براي اولين بار در تاريخ شان يک پارلمان يا مجلس که تا زمان حاضر استمرار داشته است، تاسيس کردند. با در نظر گرفتن روابط دوستانه ايران- ايالات متحده مجلس شورا يک امريکايي را به نام مورگان شوستر براي نوسازي امور مالي ايران استخدام کرد. تلاش هاي اصلاحي او عليه منافع امپراتوري بريتانيا و روسيه به پا خاست. روس ها ساختمان مجلس را به توپ بستند. در تباني با بريتانيا شوستر مجبور به رفتن از ايران شد. در نتيجه اولين دموکراسي ايران و تجربه حکومت مردمي که از طرف امريکا تا سال 1911 حمايت مي شد، تحقق نيافت.

دومين تلاش ايران در آزمايش حکومت دموکراتيک به وسيله يک دسيسه خارجي در مسيرش متوقف شد. اين زمان سازمان سيا يک کودتا را در سال 1953 سازماندهي کرد که حکومت منتخب مردمي دکتر محمد مصدق را فرو ريخت. ايالات متحده شاه را به تخت سلطنت بازگرداند و سلطه اقتصادي، سياسي، نظامي و فرهنگي امريکا را بيش از ربع قرن تا انقلاب اسلامي در سال 1979 باعث شد. علاوه بر پايان رژيم شاه نيروهاي انقلابي خاتمه دادن به سلطه امريکا را هدف گيري کردند.

پس از فرار شاه به امريکا دانشجويان مبارز سفارت امريکا را تسخير کردند و 52 ديپلمات امريکايي را براي 444 روز به گروگان گرفتند. دانشجويان مدعي بودند آنان از روي نگراني شان عمل مي کنند و ايالات متحده ممکن است به تلاش دوباره جهت بازگرداندن شاه به سلطنت در سال 1979 همانند آنچه در 1953 انجام داده بود، دست زند.

ايرانيان با گروگان گرفتن ديپلمات هاي امريکايي دولت امريکا را تحقير کردند. اين دو حادثه در مجموع به شکل گيري يک ديوار بلند در روابط ايران و امريکا تا به امروز منجر شده است.

چالش واقعي براي رئيس جمهور آينده امريکا ترسيم خلاقانه روي اين منبع تاريخي حسن نيت ايرانيان نسبت به ايالات متحده خواهد بود. دولت جديد بايد انقلاب ايران را صريحاً به رسميت بشناسد، افزايش قدرت ايرانيان را در خاورميانه به طور واقع بينانه ارزيابي کند و به بيش از سه دهه تهديد، نفوذ و تحريم ها پايان دهد. دولت بعدي بايد همچنين به مردم مسلمان ايران در يک گفت وگوي بين تمدن ها پايبند باشد. شروع به مذاکره بدون پيش شرط با ايران کند و طرح ايران را براي آماده کردن ميزي براي مذاکره درباره همه اختلافات بين دو کشور شامل حمايت ايران از حماس و حزب الله، امنيت عراق و اسرائيل، امنيت منطقه يي و از همه مهم تر موضوع هسته يي بپذيرد.

*استادتمام دانشگاه ويرجيني

منبع؛ ديلي پروگرس
در گفت وگو با دکتر ژند شکيبي بررسي شد
نگاه پوتين به آينده سياسي ايران و امريکا
گروه سياسي، مريم مهدوي اصل؛ هرچند ولاديمير پوتين دوران رياست جمهوري خود را با موفقيت در ايجاد ساختار اقتصادي - سياسي روسيه سپري کرد، ولي با خاتمه اين دوره در لباس نخست وزيري ظاهر شد تا به گفته خود همچنان در تداوم توسعه اقتصاد روسيه فعال باشد، ضمن اينکه در يکي از برنامه هاي ديداري خود از اتحاديه اروپا و در يک نشست مطبوعاتي اعلام کرد که مساله رسيدگي به حقوق بشر در روسيه که به شدت از سوي امريکا به چالش کشيده مي شود، تنها به عهده رئيس جمهور اين کشور است. حضور دائم و رسمي پوتين بر مسند قدرت روسيه آنچنان به وضوح قابل مشاهده است که کارشناسان سياست خارجي روسيه نيز بر محوريت پوتين در روسيه و نه مدودوف تاکيد دارند. به همين منظور با دکتر ژندشکيبي متخصص مسائل سياسي- اقتصادي روسيه گفت و گويي کوتاه انجام داده ايم که در پي مي آيد.

---

- شما براين اعتقاد هستيد که پوتين نخست وزير فعلي روسيه در انتظار است تا نتايج انتخابات رياست جمهوري آينده امريکا و ايران معلوم شود تا سپس مبادرت به تعيين خط مشي سياست خارجي خود کند. دلايل اين امر از نظر شما چيست؟

در صحنه روابط بين الملل، هر زمان که يک رئيس جمهور يا نخست وزير در يک کشور عوض مي شود، تمامي روساي جمهور و نخست وزيران ساير کشورها، منتظرند ببينند چه نوع سياست خارجي جديدي شکل مي گيرد و معيارهاي تازه آن چيست؟ سياست خارجي رئيس جمهور سابق ادامه پيدا مي کند يا تغييراتي در آن رخ مي دهد؟ نمونه آن به دوران رياست جمهوري ژاک شيراک در فرانسه برمي گردد که به دليل اينکه از سياست خارجي بوش چندان خوشش نمي آمد در مسائل بين المللي از جمله حمله امريکا به عراق همکاري نکرد. ولي پس از روي کارآمدن سارکوزي بر سر قدرت، به دليل گرايش سياست خارجي اين رئيس جمهور جديد فرانسه نسبت به سياست خارجي دولت بوش، همکاري تازه يي بين اين دو کشور برقرار شد که برخلاف دوران

رياست جمهوري ژاک شيراک بود. معمولاً شخصيت رئيس جمهور و ديدگاه هاي وي مي تواند نقش تعيين کننده يي در اجراي سياست خارجي آن کشور داشته باشد.

- اما در حالي که شخص رئيس جمهور در امريکا از قدرت اجرايي بالايي برخوردار است، ولي نظام و سيستم امريکا نيز مي تواند بر رئيس جمهور اثرگذار باشد.

درست است که رئيس جمهور امريکا به عنوان قدرت اجرايي شماره يک اين کشور از اختيارات وسيع اجرايي و قدرت تصميم گيري بالايي برخوردار است، اما نوع اين تصميم گيري، همان طور که گفتم، بستگي به شخصيت و نوع ديدگاه هر رئيس جمهوري در امريکا دارد. نمونه آن رونالد ريگان است که هنگام صدارت خود در امريکا در مورد موضوع برقراري رابطه با شوروي و باز کردن باب گفت وگو با گورباچف، با دو ديدگاه جمهوريخواهان مواجه شد.

گروه نومحافظه کاران که در زمان دولت نيکسون ضدسياست تنش زدايي با شوروي را خواستار بودند، در دولت ريگان نيز همچنان خواستار ادامه جنگ سرد با شوروي بودند. اما گروه ديگري در حزب جمهوريخواهان که از ديدگاه واقع گرايانه يي برخوردار هستند، خواهان گفت وگو با گورباچف بودند که در نهايت ريگان به عنوان رئيس جمهور امريکا و براساس رويکرد شخصيتي خود تصميم گرفت با گورباچف به مذاکره بنشيند. در واقع در برخي از مواقع، دو کشور سياست هايشان را به يکديگر نزديک مي کنند.

- الان قدرت واقعي در روسيه در دست چه کسي است؟ در واقع در شرايط کنوني رئيس جمهور اين کشور از قدرت تصميم گيري در مسائل سياست خارجي برخوردار است يا پوتين به عنوان نخست وزير اين کشور؟

در حال حاضر اين بحث در روسيه وجود دارد. به نظر من قدرت در دست پوتين است. به چند علت؛ نخست اينکه به موجب محبوبيت پوتين و حمايت وي از مدودوف، او رئيس جمهور روسيه شد. دوم اينکه پوتين رئيس حزبي است که در مجلس داراي اکثريت است. بنابراين مدودوف بدون حمايت از اين حزب نمي تواند حکومت کند و ايده هاي خودش را انجام دهد چون اگر دوما يا مجلس روسيه، قانوني را تصويب نکند، مدودوف نمي تواند آن را اجرا کند. سوم اينکه اگر فقط به تعداد گزارش هايي که در تلويزيون و روزنامه هاي روسي منتشر مي شود، نگاه کنيم، مي بينيم هر روز بيشترين گزارش ها راجع به پوتين است يا مدودوف.

چهارم اينکه کابينه پوتين الان از سياستمداران قوي و پرنفوذي برخوردار است و اکثر وزيران کابينه پوتين در پشت پرده قدرت از شبکه ارتباطاتي خوبي برخوردار هستند و پنجم اينکه در زمان حکومت يلتسين گروه هاي حاکم به شدت با يکديگر بر سر منافع سياسي يا اقتصادي درگير بودند. هر گروه از گروه هاي ديگر مي ترسيد اما حïسن پوتين به عنوان رئيس جمهور اين بود که به اين درگيري ها پايان داد.

براي رفع اين چالش هاي حزبي درون روسيه، پوتين فضايي را به وجود آورد که هر گروه احساس مي کرد منافع حزبي خودش در امنيت است و پوتين نيز اجازه نمي دهد يک گروه، گروه ديگر را نابود کند، چون هنوز نظام حزبي و حکومت قانون در روسيه ضعيف است. بنابراين پوتين به شيوه خود توانست اين دسته ها و گروه ها را که هنوز شکل يک حزب منسجم و ساختارمند را به خود نگرفته اند، مديريت کند. اين گروه ها مي ترسند که اگر پوتين از حکومت برود، دوباره اين درگيري هاي شديد به وجود آيد و منافع آنان به خطر بيفتد. بنابراين پوتين به اين نتيجه رسيده که تا سال 2020 و طي يک مرحله 10 ساله مي تواند از طريق برنامه هاي اقتصادي، روسيه را نوسازي کند و سپس بعد از اين مرحله وارد مرحله مردم سالاري شوند. اين تفکر هم اکنون بين پوتين و طبقه حاکم وجود دارد.
نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

قتل عام کرماني ها و خارج ساختن 20 هزار جفت چشم از مردان اين شهر

از آنجا که محاصره شهر کرمان توسط نيروهاي آغامحمدخان قاجار بيش از يک ماه به طول انجاميد، ميان مورخان بر سر روزي که خان قاجار پس از سقوط شهر دستور درآوردن 20 هزار جفت چشم از مردان و قتل چهار هزار نفر ديگر و فروش اسيران به بردگي و تخريب کرمان را صادر کرد با اندکي تفاوت اختلاف نظر است. در آن زمان آغامحمدخان هنوز تاجگذاري نکرده بود و او را خان قاجار خطاب مي کردند. از روايت هايي که به دست داده شده است چنين برمي آيد که اين جنايت، چند روز پيش از آغاز تابستان و به قول غالب، 17 ژوئن سال 1794 ميلادي روي داده بود. چنين فاجعه بشري که نهايت وحشيگري بود همزمان با انقلاب فرانسه و انتشار منشور حقوق بشر صورت گرفته بود- در زماني که همه جا سخن از عقايد منتسکيو و جان لاک به گوش مي رسيد. در امريکا، سه سال از تصويب اصلاحيه هاي قانون اساسي اين فدراسيون که به «بيل آو رايتز» معروفند و حقوق انسان از جمله آزادي بيان، آزادي انتشار نشريه و حق حمل اسلحه را تضمين کرده اند، مي گذشت. در اروپا بردگي لغو شده و مقررات تثبيت قيمت ها به اجرا درمي آمد و... نظر به اينکه حکومت ايران از آن پس تا سال 1925 در دست قاجارها بود و در دوران پهلوي هم عمدتاً رجال عهد قاجار بر سر کار بودند به مصيبتي که بر کرمانيان وارد آمد آن طور که بايد، توجه نشد. اگر چنين فاجعه يي در کشوري ديگر صورت گرفته بود آن را در تقويم هاي عمومي ذکر مي کردند، هر سال يادآور مي شدند و دست کم در شهر و ايالت مربوط روز بزرگداشت مقتولان تعيين و تعطيل عمومي اعلام مي شد و... کرمان، شهر باستاني ايران که اردشير پاپکان به آن عشق مي ورزيد به لطفعلي خان زند آخرين امير اين خانواده ايراني که گرفتار خيانت مقامات و حملات خان قاجار شده بود، پناه داده بود. شهر از ماه دسامبر تحت محاصره سپاه قاجار قرار گرفته بود و مقاومت مي کرد. بيشتر مورخان تاييد نکرده اند که سقوط کرمان در نتيجه خيانت يک دروازه بان آن بود. کرمان در طول محاصره دچار کمبود شديد خواربار شده بود و بسياري از مردمي را که وجود آنان در شهر ضرورت نداشت، بيرون فرستاده بودند. علت طولاني شدن محاصره، عمدتاً اين بود که قاجارها توپخانه نداشتند و نيز علاقه کرماني ها به شخص لطفعلي خان بود که مردي به غايت شجاع بود و رفتاري نيکو داشت. به علاوه کمک هاي کريم خان، سر دودمان زند به کرمان بود. پس از فرار شجاعانه لطفعلي خان که خود را روز بعد به «بم» رساند شهر تصرف شد و خان قاجار دستور بيرون آوردن چشمان 20 هزار مرد کرماني و قتل چهار هزار تن ديگر و تخريب شهر را صادر کرد و پس از کور کردن خان زند که در بم دستـگير شده بود رهسپار شيراز شـد که «ابراهيم خان» کلانتر شيراز از در دوستي با او درآمـده بود. سال ها طول کشيد تا کرمان بازسازي شد.

فرماندار کمونيست تهران

27 خرداد 1325 تهران داراي يک فرماندار کمونيست شد. در اين روز عباس اسکندري ناشر روزنامه سياست و از سران و موسسان حزب توده ايران که بعداً هم نماينده مجلس شد به سمت فرماندار پايتخت تعيين شد. يک ماه پس از اين انتصاب، حزب کمونيستي توده اعلام کرد با حزب ايران (مليون) ائتلاف کرده است. حزب توده تا بهمن سال 1327 فعاليت علني داشت و در نيمه اين ماه و پس از ماجراي تيراندازي به سوي شاه در دانشگاه تهران غيرقانوني اعلام شد.

سکته ناشر به خاطر کاهش تيراژ

بيست وهفتم خرداد 1353 سناتور عباس مسعودي موسس و ناشر روزنامه اطلاعات در 73 سالگي در دفتر کار خود در ساختمان موسسه اطلاعات بر اثر سکته درگذشت. گفته شده است مسعودي که هر روز در ساعت معين آمار فروش روزنامه در روز پيش از آن را مرور مي کرد با مشاهده رقم کاهش فروش اطلاعات از فرط اندوه سکته کرده بود. سناتور مسعودي چند سال پيش از فوت، خود را بازنشسته کرده و مديريت روزنامه را به پسر بزرگش فرهاد سپرده بود. با وجود اين، هر روز پيش از يا پس از شرکت در جلسه سنا به موسسه اطلاعات مي آمد و در جريان وضعيت موسسه قرار مي گرفت. وي علاقه ويژه به روزنامه نگاري و روزنامه اطلاعات داشت که خود از هيچ آن را به وجود آورده و تا آخرين روز عمر از نوشتن خبر دست بر نداشته بود. او عاشق تهيه و نوشتن خبر بود و گزارش را روان تر و روشن تر از هر فرد ديگر مي نوشت. از خصوصيات مسعودي که شش دوره نماينده مجلس و شش دوره هم سناتور و بيش از 10 سال نايب سناي ايران بود «لبخند هميشگي» او در برخورد با ديگران بود و ديده نشده بود که در حالت خشم تصميم بگيرد. وي به خاطر روزنامه اش حاضر بود از هر چيز بگذرد. سکته کردن مسعودي بار ديگر درستي اين فرضيه را اثبات کرد که روزنامه نگاري نه تنها يک پيشه بلکه يک عشق است. امريکاييان مي گويند روزنامه نگاري ويروسي را وارد بدن مي کند که برخلاف ساير ويروس ها اگر آن را دفع کنند (خارج سازند) فرد آلوده به آن (روزنامه نگار واقعي) خواهد مرد. موسسه اطلاعات که بيشتر روزنامه نگاران معروف کشور در آن پرورش يافته و تجربه اندوخته اند پنج سال پس از فوت مسعودي و هفت ماه بعد از انقلاب مصادره شده است.

اعدام نخستين جاسوسان اتمي

19 ژوئن 1953در نيويورک (زندان سينگ- سينگ) يک زن و شوهر امريکايي به نام هاي ژوليوس و اتل روزنبرگ به جرم همکاري اتمي با شوروي که دادستاني امريکا بر آن عنوان «جاسوسي اتمي،» گذاشته بود اعدام شدند. مراحل بازجويي و محاکمه اين زوج دو سال طول کشيده بود. اعدام اين زن و شوهر با صندلي الکتريکي و به صورت علني صورت گرفت. مقامات مسکو اين قضيه را انکار کرده و گفته بودند قبلاً راه هاي علمي توليد بمب اتم را به دست آورده بودند که امريکاييان، خود نيز، از طريق دانشمندان ساير کشورها به ويژه آلماني ها بر آن وقوف يافته بودند. برخي مورخان نوشته اند انگيزه همکاري ژوليوس و اتل با شوروي اين بود که نمي خواستند انحصار سلاح هسته يي در دست امريکا باشد و از ساير ملل باج خواهي کند.
عناوين اين صفحه
سناي امريکا به دنبال تصويب تحريم هاي جديد
شوراي عالي امنيت ملي در مجلس
گزارش فايننشال تايمز از اقدامات انگليس عليه ايران
انسداد يا گشايش سياسي؟
طرح تثبيت قيمت ها بيشتر براي بهره برداري تبليغاتي بود
معصوميت زخم خورده
مشکلي به نام شناخت ايران
نگاه پوتين به آينده سياسي ايران و امريکا
نگاهي به گذشته در امروز
تاکيد البرادعي بر فعاليت مخفي هسته يي ايران
تبادل نظر ايتاليا و آلمان درباره ايران
تلاش براي اخراج منافقين از عراق
يزدي؛ دولت شرايط حضور حوزه در سطوح عالي را فراهم کند
ديدار کروبي و مهرعليزاده
دبيرکل موتلفه؛ اصولگرايان بايد پاسخگو باشند
ضرورت بازنگري در تفکرات شريعتي
آغاز رايزني هاي اصلاح طلبان
نگاهي به کتاب «پان ترکيسم و ايران»

تاکيد البرادعي بر فعاليت مخفي هسته يي ايران
مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي در مصاحبه با يک مجله آلماني تصريح کرد؛ به نظر نمي رسد تحريم ها بر ايرانيان تاثير گذاشته باشد.به گزارش فارس «محمد البرادعي» در مصاحبه يي با مجله «اشپيگل» گفت؛ گزارش اخير نه شديداللحن بود و نه ملايم، بلکه مانند هميشه حاصل واقعيات فني بود. من پيش از اتخاذ تصميم درباره گزارشم 20 تا 30 پيش نويس آماده مي کنم. با اين وجود بايد به جامعه بين الملل با تمام اطلاعات موجود گزارشي صحيح ارائه کنم که موجب بزرگنمايي هيچ خطري نشود. البرادعي همچنين در پاسخ به اين اتهام که تهران حدود 20 سال فعاليت مخفي مرتبط با فعاليت هاي هسته يي داشته است، گفت؛ آنها چيزهايي را در گذشته از ما مخفي کرده بودند اما اين ثابت نمي کند ايران امروز در حال ساخت بمب است. ما تاکنون فعاليت ممنوعه يي که حاکي از اشتباه آنها باشد نيافته ايم.مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي همچنين تصريح کرد به نظر نمي رسد تحريم ها بر ايرانيان تاثير گذاشته باشد و ظاهراً هيچ تمايلي براي توقف برنامه غني سازي اورانيوم خود ندارند.


تبادل نظر ايتاليا و آلمان درباره ايران
وزيران امور خارجه ايتاليا و آلمان در ديدار با يکديگر در مسکو درباره برنامه هسته يي ايران گفت وگو کردند.به گزارش ايسنا فرانکو فراتيني وزير امور خارجه ايتاليا روز سه شنبه با فرانک والتر اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان در برلين ديدار و گفت وگو کرد.بنا به گزارش خبرگزاري نووستي از مسکو، اين ديدار در حاشيه برگزاري نهمين کنفرانس «گفت وگوي اروپا- اسرائيل» انجام گرفت.در اين ديدار وزيران امور خارجه ايتاليا و آلمان درباره مسائل مهم بين المللي از جمله مساله هسته يي ايران و بحران اخير اتحاديه اروپايي پس از رد پيمان ليسبون از سوي شهروندان ايرلندي به گفت وگو و تبادل نظر پرداختند.


تلاش براي اخراج منافقين از عراق
دولت عراق از تصميماتي عليه گروهک تروريستي منافقين که در منطقه اشرف در استان ديالي شرق عراق به سر مي برند، خبر داد. به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه الشرق الاوسط، علي الدباغ سخنگوي دولت عراق اظهار داشت؛ هيات دولت عراق در جلسه روز گذشته خود حضور اعضاي گروهک تروريستي منافقين را مورد بررسي و آنها را گروه هايي تروريستي در خاک عراق خواند.وي ادامه داد؛ هيات وزيران همچنين در اين جلسه دخالت گروهک منافقين در امور داخلي عراق، همدستي آنها در تحريک افراد عليه دولت منتخب عراق و موسسات آن و انجام اقدامات تروريستي عليه ملت عراق را مورد بررسي قرار داد.


يزدي؛ دولت شرايط حضور حوزه در سطوح عالي را فراهم کند
گروه سياسي؛ «محمد يزدي» رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از دولت خواست عرصه همکاري را به گونه يي پيش ببرد که حوزه علميه بتواند در سطوح عالي وظايف بسيار حساس خود در قبال حاکميت و نظام را انجام دهد. آيت الله يزدي اين موضوع را در مراسم افتتاحيه کميسيون هاي ششمين اجلاسيه سراسري جامعه مدرسين حوزه علميه قم و علماي بلاد عنوان کرد. اين اجلاس قرار است با موضوع «روحانيت و نظام» برگزار شود. يزدي نيز متناسب با همين موضوع بر ضرورت «تعامل متقابل نظام و دولت اسلامي با حوزه هاي علميه» تاکيد کرد و گفت؛«وظيفه متقابل دولت در قبال حوزه علميه به معناي فراهم کردن زمينه انجام وظايف حوزه هاي علميه است. دولت بايد عرصه همکاري خود را با حوزه هاي علميه از جهات اجرايي و قانونگذاري به گونه يي پيش ببرد که حوزه علميه بتواند در سطوح عالي وظايف بسيار حساس خود در قبال حاکميت و نظام را انجام دهد.به گزارش ستاد خبري ششمين اجلاسيه سراسري جامعه مدرسين حوزه علميه قم، يزدي افزود؛«نظام جمهوري اسلامي ايران با پشت سر گذاشتن سه دهه از حاکميت اسلام، فراز و نشيب ها و مشکلات مختلف را سپري کرده و هم اينک به ثبات و آرامش رسيده است. در اين ثبات و آرامش ممکن است حوزه هاي علميه و روحانيت نسبت به وظايف خود در قبال نظام کم عنايت باشند که جا دارد با برگزاري چنين اجلاسيه هايي، اين وظايف بيش از گذشته مشخص و عملياتي شود.» رئيس شوراي عالي حوزه علميه قم با اشاره به گستره وظايف حوزه هاي علميه در قبال نظام گفت؛«حوزه ها نمي توانند و نبايد نسبت به نظام بي تفاوت باشند. » اين اجلاسيه امروز در قم با برگزاري يک نشست عمومي پايان مي يابد. همچنين سه کميسيون با موضوع «جايگاه روحانيت در کارآمدي نظام»، «مطالبات و انتظارات متقابل» و «راهبردها و خط مشي ها» با حضور علما، استادان و کارشناسان تشکيل شده است که نتايج و مصوبات آن امروز در نشست عمومي ارائه مي شود.


ديدار کروبي و مهرعليزاده
گروه سياسي؛ مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي با محسن مهرعليزاده کانديداي انتخابات رياست جمهوري نهم ديدار کرد. به گزارش ايسنا در اين ديدار که در دفتر دبيرکل حزب اعتماد ملي برگزار شد، فضاي سياسي اقتصادي کشور و راهبردهاي اصلاح طلبان براي انتخابات آتي مورد بحث و بررسي قرار گرفت.اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتماد ملي در خصوص اين ديدار گفت؛ در اين ديدار بيشتر بحث هاي کلي انتخاباتي و درخصوص لزوم معرفي تنها يک کانديدا از سوي اصلاح طلبان صورت گرفت. گرامي مقدم در ادامه افزود؛ در اين ديدارها چهره هاي شاخص سياسي مي خواهند نظر شخصي آقاي کروبي را در خصوص حضور يا عدم حضور وي در انتخابات رياست جمهوري دهم بدانند.


دبيرکل موتلفه؛ اصولگرايان بايد پاسخگو باشند
محمدنبي حبيبي پذيرفت که اصولگرايان طرف مطالبات اقتصادي مردم هستند.دبيرکل حزب موتلفه اسلامي به ايسنا گفت؛ «با توجه به اينکه نهاد مجلس و قوه مجريه در دست اصولگرايان اداره مي شود، قبول دارم که اصولگرايان بايد پاسخگوي مطالبات مردم باشند.»وي بر اين اساس گفت که معتقدم اگر دولت تدابير حساب شده و تلاش بيشتري را در اين راستا صرف کند، همچنين مجلس رسيدگي به مباحث اقتصادي را در اولويت قرار دهد، حل مشکلات اقتصادي موضوعي غيرممکن نخواهد بود.


ضرورت بازنگري در تفکرات شريعتي
غلامعباس توسلي تفکر دکتر شريعتي را تفکري متجدد تلقي کرد که مي تواند انسان آينده نگر و سازنده و در عين حال ديني را ارائه دهد. غلامعباس توسلي با بيان اينکه هنوز فکر شريعتي زنده است و مربوط به گذشته نيست، گفت؛ همان طور که دکتر شريعتي مربوط به گذشته است همان قدر و بيشتر نيز مربوط به آينده است. وي در ادامه تصريح کرد؛ فکر مي کنم دکتر شريعتي اثر فوق العاده يي در لائيک زدايي از دانشجويان و جوانان داشت، چرا که در يک دوره يي که دانشگاه به سمتي مي رفت که هيچ اثري از مذهب در بين جوانان نباشد يا بسيار کم يا مخفي باشد، شريعتي آن را بارز کرده و توسعه داد و با اثر مذهب، يک نسل جوان مذهبي، پرشور، پرعلاقه و خودآگاه به وجود آورد.


آغاز رايزني هاي اصلاح طلبان
عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز درباره جلسه اخير اين مجمع با ساير احزاب اصلاح طلب از جمله حزب اعتمادملي گفت؛ در اين جلسه بنا شد تا احزاب اصلاح طلب رايزني کرده و به يک راهکار منطقي، مناسب و قابل قبول براي انتخابات آينده برسند. اسدالله کيان ارثي در گفت وگو با ايسنا اظهار کرد؛ مجمع روحانيون مبارز مي خواهد در انتخابات وارد شود چراکه نمي تواند در برابر آنچه که در کشور مي گذرد، بي تفاوت باشد. احساس مسووليت دارد؛ بنابراين بر مبناي تعهدش به نظام، انقلاب و خط امام با مجموعه هايي که در حوزه و محدوده اصلاح طلبي هستند رايزني مي کند تا به راهکار مناسب، منطقي و قابل قبولي دست پيدا کند.


نگاهي به کتاب «پان ترکيسم و ايران»
عقاب علي احمدي

پس از پيروزي انقلاب کبير فرانسه و در روزگاري که امپراتوري عثماني اقوام و ملت هاي بسياري در آسيا و اروپا را تحت فرمانروايي داشت اروپا نيز پا به عرصه ناسيوناليسم نهاد. چنين بود که شماري از ملت هاي اروپايي در راه رهايي از چيرگي عثماني، جنبش هاي ناسيوناليستي خود را آغاز کردند. در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم که بسياري از ملت هاي تحت ستم عثماني با دستيابي به آگاهي ملي به سوي دستيابي به استقلال پيش مي رفتند، «ناسيوناليسم ترک» تنها در واکنش به جنبش هاي ملت هاي دربند و زماني موجوديت يافت که امپراتوري عثماني کاملاً فروپاشيده بود.

بدين سان، عثماني ها که در دو گرايش سياسي تماميت خواهانه و توسعه طلبانه همچون «عثماني گرايي» و «اتحاد اسلام» ناکام مانده بودند، دست به ابداع مشربي زدند که «ناسيوناليسم ترک» نام گرفت و از حاميان نظري اين انديشه، نظريه سازان تاتار قفقاز همچون شهاب الدين مرجاني، عبدالقيوم نصيري و حسين فيض خاني و اسماعيل بيگ گاسپرالي بودند. پيش از آن، روسيه سياست سيويليزاسيون روسي را براي روسي کردن و تجزيه فرهنگي سرزمين هاي ايراني نژاد و پايگاه هاي فرهنگ ايراني در پهنه يي از تاجيکستان تا قفقاز آغاز کرده بود و جالب اينجاست که پان ترکيسم گاسپرالي بيش از هر چيز، حرکتي بود در تاييد روسيه. گاسپرالي معتقد بود که نفع مسلمانان روسيه و همچنين روس ها بيشتر در همکاري و هماهنگي آن دو بود تا رويارويي شان. با پديدارشدن «کميته اتحاد و ترقي» در افق سياست عثماني و پيروزي آن در شورش خود عليه سلطان عبدالحميد دوم که او را ناگزير از اعاده حکومت مشروطه گردانيد، ناسيوناليسم ترک وارد دوره يي تعيين کننده شد. با جدا شدن بوسني و هرزگوين از عثماني، استقلال بلغارستان، پيوستن کرت به يونان و حمله ايتاليا به ليبي و سرانجام جنگ هاي بالکان - که تقريباً همه مستملکات اروپايي را از چنگ عثماني بيرون آورد - جناح ليبرال کميته اتحاد و ترقي به سود جناح تندرو آن تضعيف شد. در اين زمان يوسف آقچورا در رساله خود با بررسي نقاط ضعف دو گرايش «عثماني گرايي» و «اتحاد اسلام»، راه حل را در اتخاذ خط مشي مبتني بر ترک گرايي دانست. کاوه بيات تاريخ نگار معاصر در کتاب «پان ترکيسم و ايران» تاريخچه شکل گيري پان ترکيسم و تحرکات آن در ايران را با اتکا به آثار پايه گذاران اين گرايش در کتاب ها و مطبوعات ترکيه عثماني و قفقاز بررسي مي کند. او در فصل اول کتاب خود به چگونگي شکل گيري «ناسيوناليم ترک» و نشان دادن مانعي که اين گرايش سياسي از آغاز در وجود و آثار بر جاي مانده از هويت ايراني در قفقاز و ترکيه بر سر راه خود مي ديد، مي پردازد. کتاب «پان ترکيسم و ايران» در 252 صفحه و با بهاي 3600 تومان از سوي انتشارات «پرديس دانش» و «شرکت نشر و پژوهش شيرازه کتاب» منتشر شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام