يكشنبه، 9 تير 1387 - شماره 1711
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
گمانه زني هاي يک منبع آگاه درباره دلايل توقف مثلث شيشه يي
ديوار کوتاه تحمل انتقاد
1
- حرف هاي عبدالعلي زاده وزير مسکن دولت خاتمي در اين برنامه به شدت به مذاق کارگزاران دولت بد آمده بود.

2- حرف هايي که آقاي کروبي در برنامه زد و اشاره صريح اش به شوراي نگهبان و جريان خواب نماندنش. (اگر کانديدا شود اصلاً خواب نمي ماند)

3- تلاش يک سري از حاميان دولت درست پس از گفت وگو با رئيس سازمان ملي جوانان براي ترويج اين قضيه که از نمادهاي شيطان پرست در برنامه استفاده مي شود، فشار را شديدتر کرد.

4- حضور آقاي محمد هاشمي رفسنجاني و انتقادهاي شديد ايشان واکنش روزنامه ايران را برانگيخت تا جايي که در يک خبر ويژه نام مديران عالي رتبه صدا و سيما را به ميان کشيد و دعوت از محمد هاشمي را برنامه ريزي شده دانست.

5- حضور داود دانش جعفري و غيرقابل پيش بيني خواندن رئيس جمهور از طرف ايشان و تاکيد بر اينکه عشق ايشان در کابينه عشق واقعي نبود، باز هم واکنش شديد طرفداران دولت را برانگيخت.

6- سوال هنگامه قاضياني از آقاي رحيم مشايي در مورد مرمت آثار تاريخي باعث شد که فرداي همان روز يک خبرنگار همين سوال را از آقاي رحيم مشايي در حضور رئيس جمهور بپرسد و همان جا آقاي رحيم مشايي به مدير روابط عمومي اش دستور داد که قرار برنامه آن شب را لغو کنند که با واکنش شديد مجري برنامه مواجه شد. آماري که از سوي علي اکبري معاون رئيس جمهور در برنامه مثلث شيشه يي ارائه شد روي آنتن توسط کارشناسي به نام دکتر رستمي به چالش کشيده شد و فرداي همان روز سازمان ثبت اسناد کشور صحت گفته هاي مثلث شيشه يي را تاييد کرد و نامه رسمي سازمان ثبت اسناد در برنامه مثلث شيشه يي خوانده شد.

7- صحبت هاي دکتر فقيه رئيس سازمان بهزيستي که معاون رئيس جمهور و از نزديکان شديد او محسوب مي شود در اين برنامه با انتقادات شديد مواجه شد.مجموعه همه اين اتفاقات باعث شد که هيچ کدام از اعضاي دولت حاضر به پاسخگويي در مثلث شيشه يي نشوند.

8-ظاهراً يک روز قبل از پخش برنامه مستقيم رئيس جمهور، ديداري با مديران ارشد سازمان صدا و سيما صورت گرفته است که تاثير مستقيمي در توقف برنامه داشته است.


گفت وگو با رضا رشيدپور

از همه ممنونم

- آقاي رشيدپور چرا برنامه «مثلث شيشه يي» متوقف شد؟


الان مهم ترين وظيفه همه ما تلاش براي صرفه جويي در مصرف برق است، چون برنامه ما خيلي روشن بود، برق زيادي مصرف مي شد،

- شفاف تر توضيح بدهيد.

تمام مي شوم شبي فقط به من اشاره کن.

- يعني شايعه توقيف برنامه را تاييد مي کنيد؟


من کلاً همه چيز را تکذيب مي کنم.

- آيا توقيف مثلث شيشه يي تاثيري در فعاليت مطبوعاتي شما هم دارد؟


نه، مجله برق کمتري مصرف مي کند،

- از مديران صدا و سيما دلخور هستيد؟


اتفاقاً از همه آنها ممنونم.
نشست خبري گروه دارکوب به بهانه حاشيه ها
اميدوار شديم
گروه فرهنگي؛ نشست خبري گروه دارکوب به بهانه کنسرت اخير اين گروه و حواشي آن که از 29 خرداد تا اول تيرماه در سالن اريکه ايرانيان برگزار شد، ديروز با حضور همايون نصيري (سرپرست و نوازنده گروه) و صمد طالقاني (مدير برنامه هاي گروه دارکوب) برگزار شد. در ابتداي اين نشست همايون نصيري به سابقه شکل گيري گروه دارکوب در سال 86 در فستيوالي که در فرهنگسراي هنر برگزار شده بود، اشاره کرد و گفت؛ «اين گروه در آن سال با توجه به زمان مورد نياز براي کسب مجوزهاي لازم به نام گروه همايون نصيري شناخته مي شد. بعد از آن خيلي ها گفتند که دارکوب وجود خارجي ندارد و کنسرت اخير باعث شد چنين شبهاتي کمرنگ شده و شک مردم درباره وجود گروه دارکوب از بين برود.» او سپس با اشاره به تمايز و تاکيد اين گروه در نوازندگي روي ريتم درباره حضور حامد بهداد و تاثير او بر ميزان بليت ها به فروش رفته، ادامه داد؛ «در تبليغاتي که قبل از اجرا داشتيم نام حامد بهداد به دليل اينکه قرار نبود در اين کنسرت کنار ما باشد ذکر نشده بود و تنها چند روز مانده به اجرا حضور ايشان قطعي شد بنابراين حضور او با توجه به آماري که از فروش بليت ها در روزهاي مختلف داريم تاثير چنداني در تعداد بليت هاي فروخته شده نداشته است.» نصيري درباره حضور نمايشي حامد بهداد هنگام اجرا هم گفت؛ «آقاي بهداد هم مثل خيلي از خواننده هاي پاپ ديگر مي توانند اين کار را انجام دهند. اما بيشترين تاثيري که حضور ايشان داشت متفاوت بودن اجرايش و خواندن شعر محلي خراساني بود. هيچ کس در ابتدا انتظار چنين حضوري را نداشت.» او سپس با اشاره به سابقه حضور محمدرضا گلزار و حامد بهداد در گروه دارکوب گفت؛ «بهداد از کنسرت ارسباران حضور داشت. بعد از اين کنسرت گلزار به گروه پيوست و تا کنسرت دوبي هم همراه گروه بود. بعد از آن متوجه شديم که کمي از سلايق مان با يکديگر جور نيست و بنابراين از افراد ديگري استفاده کرديم.» او سپس به هسته اصلي گروه دارکوب اشاره کرد که علاوه بر خودش بابک بروجردي، امير حاجي لي و دارا دارايي نيز در آن حضور دارند و بقيه اعضا با توجه به ساختار قطعات گروه و توانمندي هايشان انتخاب مي شوند. در ادامه اين نشست طالقاني درباره حضور چهره ها در گروه دارکوب گفت؛ خيلي وقت ها چهره کردن يک فرد به جذب مخاطب کمک مي کند اما اين اتفاقات طول عمر دارند و به هر حال اين زمان تمام مي شود. کنسرت اخير دارکوب بسيار موفق بود و حدود چهار هزار مخاطب از رده هاي مختلف سني را به سالن کشاند. اين نشان مي دهد که موزيسين ها هم مي توانند جدا از نقش خواننده، خود را به مخاطب بشناسانند و تماشاگر را به سالن بياورند. در انتهاي اين نشست نصيري درباره برنامه ريزي براي کنسرت بعدي گروه دارکوب گفت؛ «کنسرت بعدي شايد در آذرماه امسال باشد و سعي ما اين است تا مهرماه برنامه آن را قطعي کنيم. به هر حال شک مردم درباره وجود گروه دارکوب برطرف شده است. علاوه بر آن با توجه به لغو دو کنسرت ما به دليل اختلافات حوزه هنري و ارشاد و عدم اجرا در سالن وزارت کشور، اعتماد مردم به برگزاري کنسرت هاي اين گروه کمتر شده بود. اما اين بار توانستيم با جلب دوباره اين اعتماد به آينده اميدوارتر باشيم.»
دلايل متناقض درباره عدم پخش «مشق شب» از تلويزيون
گروه فرهنگي؛ جمعه شب برخلاف اعلام هاي پرحجم دو هفته اخير مبني بر پخش فيلم «مشق شب» از برنامه «صدفيلم» شبکه سوم سيما، به شکل ناگهاني فيلم «جايي براي پيرمردها نيست» براي دومين بار طي سه ماه اخير پخش شد. در حالي که يکي از خبرگزاري ها، طولاني شدن روند خريد حق پخش فيلم از کانون پرورش فکري کودکان را دليل عدم پخش اين فيلم اعلام کرد، خبرگزاري ديگري از عدم هماهنگي بين مديران سيما خبر داد. مدير روابط عمومي شبکه سه سيما در گفت وگويي که با ايسنا انجام داد، در اين مورد گفت؛ «فيلم هايي که پخش آنها اعلام مي شود، توسط مدير تامين برنامه شبکه سه سيما انتخاب مي شوند، اما گاه از سوي مدير پخش يا با ديدن، تشخيص داده مي شود که آن فيلم موقعيت پخش در موعد مقرر را ندارد و صلاح نيست در آن تاريخ به روي آنتن برود. در چنين شرايطي پس از هماهنگي با مدير شبکه ، پخش فيلم به زمان ديگري موکول مي شود.» از سوي ديگر، مدير تامين برنامه شبکه سه دليل پخش نشدن «مشق شب» را از برنامه صدفيلم طولاني شدن روند خريد حق پخش فيلم از کانون پرورش فکري کودکان و زمان روي آنتن رفتن آن را هفته هاي آينده اعلام کرد. سيدمجيد حسيني زاد در اين باره به مهر گفت؛ «از آنجا که حق پخش «مشق شب» در اختيار کانون بود و ما هم نمي خواستيم بدون اجازه فيلم را پخش کنيم، به همين دليل با مجوز اداره کل تامين برنامه خارجي سيما «جايي براي پيرمردها نيست» از صدفيلم پخش شد.به گفته مدير تامين برنامه شبکه سه، فيلم سينمايي «مشق شب» به زودي از برنامه صدفيلم از شبکه سه روي آنتن مي رود.»

يوسا قصه يي ايراني را به صحنه نمايش مي برد

«ماريو بارگاس يوسا» نمايشنامه يي را بر اساس هزار و يک شب با عنوان «شب هاي هزار و يک شب» نوشته که قرار است به زودي روي صحنه برود. به گزارش مهر به نقل از ال پائيس، اين نويسنده پرويي در مصاحبه يي اعلام کرد ماه آينده قصد دارد نمايشنامه يي را با شخصيت هاي شهريار و شهرزاد و با اقتباس از قصه هزار و يک شب در سه شهر اسپانيا به روي صحنه ببرد. يوسا تجربه سوم خود را در عرصه نمايشنامه نويسي تجربه يي شگفت انگيز خوانده و در مورد قصه جديد خود گفته است؛ تمثيل شهرزاد و شهريار، تمثيلي بسيار زنده و غني است. اين قصه ماجراي زندگي سلطان مستبدي است که هر شب را با يک قصه گيج کننده سر مي کند و در پايان دست از استبداد برمي دارد و به فردي بخشنده تبديل مي شود. وي افزوده است؛ اين نمايشنامه از ترجمه قصه هاي عاميانه فارسي برگرفته شده که چندين قرن پيش توسط مردم گفته شده است. نمايشنامه تازه يوسا با عنوان «شب هاي هزار و يک شب» قرار است به کارگرداني «خوان اوله» از دوم تا چهارم جولاي در مادريد، 17 تا 18 جولاي در سويا و 26 تا 27 همان ماه در سانتاکروز به روي صحنه برود.
دريچه
وحيد مجتهدي سينمادار درگذشت ؛ وحيد مجتهدي سينمادار صبح ديروز ـ هشتم تيرماه ـ بر اثر عارضه قلبي در سن 62 سالگي درگذشت. به گزارش ايسنا، او به عنوان پيشکسوت در عرصه سينماداري طي سال هاي اخير علاوه بر مديريت سينما «اروپا»، مالکيت و مديريت سينما «تهران» را هم برعهده داشته است. مجتهدي فرزند جمال مجتهدي از قديمي ترين سينمادارها و تهيه کنندگان است که دو ماه قبل درگذشت. انجمن سينماداران پيگير مراسم تشييع و دفن اين سينمادار در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) است که زمان آن متعاقباً اعلام مي شود.

بزرگ ترين فروشگاه کتاب تهران تخليه شد ؛ فروشگاه کتاب شعبه مرکزي موسسه شهرکتاب که با هزار متر مربع مساحت و بيش از 30 هزار عنوان کتاب، بزرگ ترين فروشگاه اين شهر محسوب مي شد، صبح ديروز تخليه شد. به گزارش مهر، تخليه اين فروشگاه از هفته قبل آغاز شده بود و با توجه به مهلت داده شده براي تخليه توسط مرجع قضايي، اين فروشگاه صبح روزشنبه (هشتم تير ماه) به طور کامل تخليه و تحويل مرجع قضايي و از اين طريق نيز تحويل مقامات شهرداري تهران شد.اين مکان قرار است به بخش اداري سازمان فناوري اطلاعات و ارتباطات شهرداري اختصاص يابد.
...غلط هاي صدا و سيمايي
محسن سيف؛از شما چه پنهان، اين داستان مچ گيري از تپق هاي معمول و مرسوم در رسانه ملي و در بوق کردن آن کم کمک دارد به يک عادت مرضي و وسواس بيمارگونه بدل مي شود. بي گمان اگر اثرگذاري فراگير و سراسري رسانه ملي در جهت دهي آگاهي هاي همگاني نبود، زيرسبيلي در کردن و ناديده گرفتن اين همه اغلاط املايي و انشايي و ادراکي به جايي برنمي خورد.

مي دانيم و مي دانيد که خيل پرشماري از کله گنده هاي مدرک نشان شاغل در پست هاي کليدي، انس و الفت ديرينه يي با نمره هاي ناپلئوني و پاس کردن زيرميزي بعضي واحدهاي درسي دارند.

گناهش به گردن «مي گويند...» معروف و البته لاادري،

گفتم «لاادري» يادم افتاد که همين چند سال پيش مجري شکرشکن يکي از شبکه هاي سيماي خودمان بعد از دًکلمه پرحس و حال دو بيت شعر، شرح کشاف و پرطمطراقي درباره جايگاه بي بديل شاعر بلندآوازه ادبيات کهن ايران، جناب مستطاب «لاادري» ارائه کردند و از اين شاعر عارف به نيکي ياد فرمودند.

يقين آوردم که جناب مجري پيش از آن هم اشعار و ابياتي با امضاي «لاادري» را در اين کتاب و آن کتاب ديده اند و اظهار ارادت شان متکي به همين شناخت همه جانبه است.

تعجب آور بود که حتي بعد از اين تپق شکرشکنانه و يکي دو نقد و يادداشت مطبوعاتي نديديم و نشنيديم که ناقدان و ناظران داخلي سازمان صدا و سيما، اصلاحيه يي درباره اين اشتباه فاحش و البته مضحک ارائه کنند. ما رسالت مطبوعاتي خود را داشتيم و نوشتيم؛ دوستان عزيز و بزرگوار، «لاادري» نام يک شاعر و عارف نيست، اگر آن را پاي يک رباعي و غزل و چند بيت شعر ديده ايد، مفهومش ناشناخته بودن سراينده شعر است. يعني نمي دانيم، يعني نشناختيم، يعني معلوم نيست، يعني لا...

البته تپق زدن هم جزيي ناگزير از حرفه گويندگي و مجري گري است، مثل همان اشتباهي که مي گويند و پذيرفته ايم که جزيي از کار داوري فوتبال است. اما در فوتبال يک کميته انضباطي هم داريم که اشتباهات را نقره داغ مي کند، يعني فرد خاطي را... آيا صدا و سيما هم يک بخش نظارتي- هدايتي دارد يا نه؟

اگر دارد، اين گوي و اين ميدان. صاحب اين قلم حداقل تمام اوقات فراغت پار و پيرار و امسال خود را جًز زده است که دوستان، عزيزان، سروران، اوقات فîراغت است نه اوقات فًراقت، فîراغ بر وزن کلاغ، از باب فارغ شدن؛ رهايي و آسودگي. و فًراق بر وزن چًراغ، از باب فïرقت و به مفهوم جدايي و دوري و هجران و اين جور مصائب.

حالا چند نمونه مصداقي با تاريخ و ساعت تپق هاي سيمايي در همين حوالي.

شبکه دو؛ 25 دقيقه بامداد چهارشنبه شب چند هفته قبل. در برنامه ادبي مربوط به بزرگداشت جلال الدين مولوي، استاد بزرگواري ضمن شرح داستان شاه و کنيزک و ارجاع به بيت معروف؛ وان که خر داشت پالانش نبود... واژه «اًلم» به مفهوم درد و رنج را «عîلم» به مصداق بيرق تلفظ مي کردند. آن هم نه يکي و نه دو تا و نه سه تا.

شبکه دو؛ ساعت 15 دقيقه به 24 دوشنبه شب در اطلاعيه و نوشته يي درباره «حقوق شهروندي» اين حقوق را «برخواسته» از فلان به شمار مي آورد که البته «برخاسته» درست است. اين مورد چون يک اطلاعيه تبليغي و احتمالاً تکراري است، اميدواريم اصلاح شود.

شبکه سه؛ استاد تحليلگر و مربي سرشناس فوتبال در جريان تحليل بازي ايتاليا - هلند، واژه «لïوث» را لوس تلفظ مي کردند و لابد اگر قرار بود از باب «ملوٌث» وارد شوند مي فرمودند؛ چه گربه ملوسي،

شبکه پنج؛ برنامه تهران 20، دو هفته پيش که آقاي مجري محترم اتفاقاً فوق العاده انسان معقول و باشخصيتي هم هستند، در قرائت چند بيت آغازين برنامه واژه ترکيبي و مخفف «گرو» به مفهوم «اگر او» را «گرو» به مصداق گروگانگيري و گروکشي قرائت مي کردند. البته چندان مهم نيست و هر آدمي حتي در اوج دانش و درايت و هوش هم از اين جور اشتباه ها بري نيست، اما سوال اين است که آيا در يک برنامه «زنده» يک ناظر حواس جمع حاضر هست يا نه؟ لابد هست، سردبير برنامه... اما بعضي وقت ها، انگار نظارت بر ناظر حي و حاضر هم گريزناپذير مي شود.

شبکه دو؛ اما بد و ناجور و غلط خواندن شعر يک شاعر از زبان خود شاعر در سريال «شهريار» ديگر از آن حرف ها است. با رجوع به ابيات قرائت شده شاعر بر مزار و در مدح ملک الشعراي بهار و ابيات حول و حوش توصيف «هîزاردستان» همان بلبل خودمان که به روال مرسوم و البته نادرست همواره «هًزاردستان» بر سبيل هزاري سبز، تلفظ مي شود، بي گمان اشتباهات موجود در آهنگ و وزن و ترکيب واژگان يکي دو بيت آخر روشن تر خواهد شد.

متاسفانه ابيات مورد نظر در غربال حافظه مخلص دوام نداشت.

و ختم کلام؛ دريغ هموار گي بر غلط خواني بيت معروف و مطلعي حافظ در اينجا و آنجا و صدا و سيما است که گاه، استادان نام آور و بلندآوازه ادبيات هم به سادگي از کنار آن گذشته اند؛

تîنت به نازً طبيبان نيازمند مîباد

وجودً نîازîکت آزرده گîزند مباد

نمي دانم چرا «وجود ناز و نازنين» و نازîک بر وزن «ناوîک» و با مفهوم «وجود نازنين» را «وجود نازïک» به مصداق خيار قلمي و نازïک دولابي، تلفظ مي کنند؟ در حالي که حتي اگر هر دو تلفظ، مفهوم يگانه يي القا کند، شايسته است ظرافت موسيقايي واژگان حافظ درخور طبع ظريف اين بزرگوار باشد.
به بهانه توقف پخش مجموعه «مثلث شيشه يي»
فرصتي که باز از دست رفت
امير قادري

مهم نيست چقدر با برنامه هاي رضا رشيدپور مشکل داشتم. مهم نيست که همان چند برنامه يي که از «مثلث شيشه يي» تماشا کردم، چقدر اعصاب ام را خرد کرد. چه اهميتي دارد که از حرف هاي عجيب شهره لرستاني درباره پاکي و تنهايي و مهرورزي، چقدر کفري شدم، که «مهندس - مهندس» کردن هاي رشيدپور در برابر علي دايي دشمن پندار، چقدر روي اعصاب بود، و بعضي گيرهاي سبکي که مجري اين برنامه به بعضي مهمان ها، از جمله رامبد جوان مي داد. و اطلاعاتي که گاهي وقت ها نداشت و خنده هايي که پيش مي آمد از ته دل نباشد. نکته اصلي اين است که مثلث شيشه يي، بعد از عبور شيشه يي و شب شيشه يي، يک فرصت ديگر براي کنار هم نشستن و حرف زدن بود. که در تلاش هاي تهيه کننده و مجري برنامه، بين همه آن تعارف هاي وحشتناک و اعصاب خردکن، مي شد اندک تلاش هاي «رسانه ملي» را براي گفت وگوي مستقيم و بي تعارف رديابي کرد. و اينکه رشيدپور توانسته بود يک گفت وگوي زنده روي آنتن ببرد که همه چيزش تحت کنترل نبود، در شرايطي که مي خواهيم همه چيز تحت کنترل باشد. حالا مي شود به اين نکته رسيد که مجري چنين برنامه يي چرا بايد اينقدر از در و ديوار، از سوي نهادهاي دولتي و ارتباطات خصوصي تحت فشار باشد، که اينقدر بترسد و بلرزد و نگران آينده برنامه اش باشد. و حالا که پخش برنامه متوقف شده، بيشتر بهش حق مي دهيم که دفعه بعد، از اين هم بيشتر تعارف کند، از اين هم بيشتر نگران باشد و از اين هم بيشتر احتياط کند. بيشتر از چند تا از سري جديد گفت وگوهاي رضا رشيدپور را نديدم. تازه داشتم خودم را آماده مي کردم تا به ساعت پخش اش عادت کنم و وقت جور کنم و پاي تلويزيون بنشينم. پس افسوس مي خورم که پخش اش قطع شد، به خصوص به اين خاطر که بار ديگر و با توقف پخش اين برنامه، درک ما از گفت وگو و تحمل ما نسبت به يکديگر محک خورد و باز به بن بست رسيد. سال به سال بايد پيشرفت کنيم و انگار خبري نيست. باز همان گيرها، همان مشکلات و همان عدم تحمل ها. راستش را بخواهيد در اين برنامه آخر رضا رشيدپور، وقتي همه اين چند سال تلاش اش را کنار هم گذاشتم، به نظرم رسيد طرف مي تواند بنشيند و از ميان انبوه تعارف ها، هماهنگي ها، حاشيه رفتن ها و البته گاهي جوگير شدن ها و نابلدي ها، به حاصل کار و برنامه اش در اين چند وقت افتخار کند. به هر حال اگر از خلال «مهندس، مهندس» گفتن هايش، به دشمن پنداري حاد علي دايي پي برديم، اگر از گرد و خاک احساسات گرايانه شهره لرستاني دل خوشي نداريم و اگر به نظرمان رسيد که فيروز کريمي موقع زدن حرف هاي بامزه، ديگر آن صداقت و دست اولي سابق را ندارد؛ اينها باز نه نقطه ضعف اين برنامه که نتيجه اش است. کاش فرصت بود. کاش زمان فرصت مي داد تا شب هاي شيشه يي ديگري هم برگزار شود و آدم هاي تازه يي پا به اين برنامه بگذارند و تحت فشار قرار بگيرند تا واکنش صادقانه - گيرم ناخودآگاه - خودشان را بروز دهند. آن وقت مي فهميديد که از اين رهگذر، کيسه فرهنگي جامعه محتاط جامعه ما چقدر ثروتمندتر شده است. آقاي رضا رشيدپور، ان شاءالله برنامه بعدي.

www.cinemaema.com
عناوين اين صفحه
ديوار کوتاه تحمل انتقاد
اميدوار شديم
دلايل متناقض درباره عدم پخش «مشق شب» از تلويزيون
دريچه
...غلط هاي صدا و سيمايي
فرصتي که باز از دست رفت
پيشنهادها
چهره ها
شجريان از فراموش شدن مردم بم گلايه کرد

پيشنهادها
نمايش فيلم هاي مستنداصلاني و همايون امامي؛ امروز در دومين روز از هفته فرهنگي «باغ فردوس» فيلم هاي «جام حسن لو» و «جيغ» ساخته محمدرضا اصلاني، «بچه هاي چاي بويي» و «آن سوي بازار» ساخته همايون امامي در سانس 20-18 نمايش داده مي شوند. جلسه بررسي اين مستندها هم در ساعت 20 با حضور صاحبان اثر «محمدرضا اصلاني» و «همايون امامي» برگزار مي شود.

نمايش «مردي از لندن» بلا تار ؛ امروز فيلم سينمايي «مردي از لندن» به کارگرداني بلا تار و محصول 2007 در سالن شماره 2 سينما سپيده به نمايش درمي آيد. اين فيلم که آخرين ساخته فيلمساز صاحب نام مجارستاني است درجشنواره فيلم فجر سال گذشته نيز شرکت داشت. اين فيلم ساعت 18 امروز در سالن شماره 2 سينما سپيده واقع در نقاط خيابان هاي وصال و انقلاب پخش مي شود.

پخش و نقد فيلم «بالاتر از آسمان»؛ باشگاه فيلم تهران امروز در جلسه هفتگي خود در فرهنگسراي هنر (ارسباران) فيلم سينمايي «بالاتر از آسمان» با نويسندگي و کارگرداني فريدون حسن پور را نمايش مي دهد. اين فيلم تاکنون نمايش عمومي نداشته است. بعد از پخش فيلم هم جلسه نقد و بررسي اين فيلم با حضور فريدون حسن پور، شاهرخ فروتنيان و حسين محجوب (بازيگر) و رضا درستکار (منتقد سينمايي) برگزار مي شود.


چهره ها
 انتشار رمان جديد جويس کرول اوتس ؛ رمان جديد «جويس کرول اوتس» با عنوان «خواهرم عشق من» از سوي انتشارات هارپر کالينز منتشر شد. اين رمان 576 صفحه يي ماجراي زندگي دختر 19 ساله يي به نام رامپايک را روايت مي کند که درگير پرونده قتل خواهر شش ساله اش مي شود. اوتس 29 بار جايزه ادبي «اï. هنري» را در عرصه داستان کوتاه از آن خود کرده است.



 ويل اسميت در نقش باراک اوباما ؛ ويل اسميت بازيگر مشهور هاليوود قرار است در يک پروژه سينمايي در نقش «باراک اوباما» کانديداي کنوني رياست جمهوري امريکا بازي کند. اين بازيگر که از جمله هاليوودي هاي طرفدار اوباماست، گفت؛ مطمئن باشيد که به محض اينکه اوباما پايان داستان رقابت هاي رياست جمهوري را بنويسد، من در فيلمي جديد در نقش او ظاهر خواهم شد.


  عليرضا سجادپور دبير جشنواره فيلم پليس شد ؛ سيدعليرضا سجادپور به عنوان دبير سومين جشنواره فيلم پليس فعاليت خواهد کرد. سجادپور برنامه هاي خود را براي برپايي هر چه بهتر سومين جشنواره فيلم پليس آغاز کرده است. سومين جشنواره فيلم پليس از 19 تا 22 آذر ماه برپا خواهد شد.سجادپور فعاليت هاي گوناگوني را در عرصه مديريت فرهنگي از جمله دبير جشنواره فيلم شهر و رئيس ستاد تبليغاتي «محمود احمدي نژاد» تجربه کرده است.


در نمايشگاه فروش آثار خوشنويسي
شجريان از فراموش شدن مردم بم گلايه کرد
محمدرضا شجريان جمعه شب در مراسم افتتاح نمايشگاه فروش آثار خوشنويسي به نفع باغ هنر بم، از فراموش شدن مردم بم گلايه کرد. به گزارش فارس، محمدرضا شجريان در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه که در فرهنگسراي نياوران برپا شد در ميان جمعيت فراواني که دورش حلقه زده بودند قرار گرفت و درباره اهداف برپايي اين نمايشگاه گفت؛ امروز به سبب مسووليت انساني و اخلاقي که نسبت به مصيبت زدگان بم در خود احساس مي کنيم دور هم جمع شده ايم. وي افزود؛ سال گذشته آقاي کدخدايي در مشهد به من اعلام کردند حدود 80 تابلو خوشنويسي را به من هديه مي کند که اين آثار بر اساس اشعاري است که من در طول فعاليت هاي هنري خود خوانده بودم. بنابراين تصميم گرفتم اين آثار را به منظور کمک به ساخت باغ هنر بم به فروش بگذارم. استاد آواز ايران در ادامه از فراموش شدن مردم بم گلايه کرد و گفت؛ مدتي است دردي به دل من نشسته که گاه در لفافه از آن سخن گفته ام اما امروز به صراحت مي گويم که مردم بم را فراموش کرده اند.

وي افزود؛ ما مردمي هستيم با فرهنگ و تمدني والا که دستاوردهاي قابل ستايشي را در عرصه هاي مختلف فرهنگي و هنري در طول تاريخ داشته ايم که بخشي از اين دستاوردها به ميراث جهاني تعلق دارد. حافظ، مولوي و سعدي امروز نه به ايران که به تمام دنيا تعلق دارند و من عاشق اين فرهنگم. اما مردم ما صفات ناپسندي هم دارند که فراموشي يکي از آنهاست. ما ملت فراموش کاري هستيم. شجريان به زلزله بم اشاره کرد و گفت؛ روزي که زلزله بم روي داد همه خود را مصيبت زده مي دانستيم و درد اين زخم را بر روان خود احساس مي کرديم. ما به بازماندگان بم قول هاي بسياري داديم و اينکه دوباره بم را خواهيم ساخت. مردم بم بالاخره بم را دوباره خواهند ساخت، اما گرد زمانه بر دل ما نشست، زخم بم را فراموش کرديم و امروز نام بم ديگر دل کسي را نمي سوزاند. وي اضافه کرد؛ امروز بايد براي کمک به مردم بم دست به ترفند و تبليغات بزنيم که رسم خوبي در ميان ما نيست و اين همان نکته يي است که مرا آزار مي دهد. شجريان همچنين درباره انگيزه حضورش در مراسم هاي اينچنين گفت؛ انگيزه من تنها کمک به مردم بم نيست، بلکه مهم تر از آن فراموش نکردن آن است. چرا که مردم بم سرانجام بم را خواهند ساخت، اما اين فراموشي سرانجام از ميان خودمان قرباني مي گيرد، به درون زندگي ما نفوذ مي کند و مثل موريانه ما را از درون مي پوساند، اول بم و سپس ديگر نزديکانمان را فراموش مي کنيم.

استاد آواز ايران در خاتمه از همگان خواست که نگذارند مردم بم فراموش شوند و در اين نمايشگاه نيز ابتدا گامي براي کمک به مردم بم و احياي آن و سپس گامي براي گريز از فراموشي بردارند. در نخستين روز از فروش آثار اهدايي به محمدرضا شجريان در نمايشگاه «همنوا با بم»، حدود 7 تابلو به قيمت 100 ميليون تومان به منظور تکميل پروژه ساخت باغ هنر بم فروخته شد.

وي درباره خريداران اين آثار هم گفت؛ مجموعه داران خصوصي، مردم مشتاق و علاقه مند به محمدرضا شجريان، فرهنگستان هنر، معاونت صدا و شرکت هاي خصوصي از جمله خريداران نخستين روز فروش آثار اين نمايشگاه بودند. در اين نمايشگاه 80 تابلو خوشنويسي و معرق از آثار اهدايي عليرضا کدخدايي و برادران صحراگرد به محمدرضا شجريان به نمايش گذاشته شده بود که در اولين روز از برپايي اين نمايشگاه حدود 7 تابلو به فروش رسيده است. نمايشگاه «همنوا با بم» تا 14 تيرماه جاري همه روزه از ساعت 10 تا 20 آماده پذيرايي از علاقه مندان است. تعداد تابلوهاي فروخته شده 7 اثر و تابلوهاي رزرو شده 4 تا است که رزروها حدود 50 ميليون تومان قيمت خورده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام