يكشنبه، 9 تير 1387 - شماره 1711
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: موسيقي
نگاهي به کنسرت محمدرضا شجريان با گروه شهناز
از موسيقي هميشگي تا مخاطب هميشگي

امير ملوک پور

کنسرت گروه شهناز و محمدرضا شجريان را نه به دلايل صرفاً فني، اما به دلايل رسانه يي و از آنجايي که يکي از محبوب ترين خوانندگان ايراني در آن برنامه اجرا مي کرد، مي توان يکي از بزرگ ترين رويدادهاي فرهنگي در چند ماه اخير به حساب آورد. متاسفانه در اينجا هميشه حاشيه، برتري مطلقي نسبت به متن دارد و همين عامل همواره از کيفيت کارهاي ارائه شده مي کاهد؛ چرا که به قدري انرژي براي درک و هضم اين همه حاشيه مصرف مي شود که توانايي پذيرش و امکان لذت بردن از اصل به شدت پايين مي آيد. کنسرت اخير نيز از اين حاشيه ها مصون نبود و از همان روزهايي که خبر اجراي اين کنسرت و نحوه تهيه اينترنتي بليت ها به طور رسمي اعلام شد، حرف و حديث ها نيز بالا گرفت. بليت فروشي آنلاين براي مردماني که از پايين ترين ميزان سرعت وصل شدن به اينترنت برخوردار هستند در نوع خود بزرگ ترين اشتباه به حساب مي آمد و همين ارائه نادرست بود که قيمت بليت را در بازار سياه تا دويست هزار تومان بالا برد و بسياري از مشتاقان را از ديدن اين کنسرت محروم کرد. حاشيه هايي از اين دست در بسياري از موارد چنان آزاردهنده بودند که مشتاقان صداي شجريان را دلزده کرد تا جايي که بسياري شايد عطاي ديدن اين کنسرت را به لقايش بخشيدند.

از سوي ديگر محل برگزاري اجرا و عوامل محيطي بسيار تاثيرگذار بودند. تالار بزرگ کشور اصولاً از نظر آکوستيک مکان مناسبي براي برگزاري کنسرت نيست؛ صدابرداري هاي نامناسب، عدم هماهنگي، تاخيرهاي پرسش برانگيز و تهويه نامناسب، همه و همه حکايت از اين دارند که براي رفتن به کنسرت در چنين مکاني بايد صبر ايوب داشت و اعصابي از پولاد (هرچند هنگام اجراي کنسرت گروه هاي سه گانه شيدا اين معضلات بسيار کمتر و قابل تحمل تر بودند). از سوي ديگر تالاري با گنجايشي در اين حد، اصولاً در تهران (بخوانيد ايران) وجود ندارد تا بتواند مشتاقاني را که از جاي جاي کشور به شوق ديدن کنسرت خواننده محبوب شان مي آيند در خود جاي دهد؛ متوليان امور فرهنگي کشور که دم از حمايت از «موسيقي فاخر» مي زنند، بايد از همين امروز به فکر حل مشکلاتي از اين دست باشند تا شايد در آينده يي نه چندان دور بتوان اين گونه معضلات را، که در بسياري از کشورهاي پيشرفته از نظر فرهنگي بسيار پيش پا افتاده هستند، حل کرد.

نکته ديگري که در نوع خود بسيار بحث برانگيز بود، مساله بليت رساني به رسانه ها بود. اختصاص دادن تنها يک بليت، تنها براي يک شب و آن هم پس از درگيري ها و مشکلات فراوان در نوع خود بسيار تعجب برانگيز و بي سابقه بود و اين سوال را در ذهن همگان برمي انگيخت که آيا گروه شهناز تنها به فروش بليت ها مي انديشد يا نقد شدن را نمي پسندد؟ چون به طور معمول براي هر شب اجرا بايد دست کم يک بليت در اختيار رسانه ها قرار گيرد که هم وظيفه اطلاع رساني شان را انجام دهند و هم منتقدان فن بتوانند با درک بالاتر و ذهنيتي آماده شده درباره اجرا بنويسند که اين موضوع در نوع خود بسيار مايوس کننده بود.

به هر صورت اجراي شنبه شب(يک تيرماه) نسبت به اجراي شب هاي پيشين اش داراي حاشيه کمتري بود (البته به گواه شنيده ها از حاضران در آن شب ها). اين بار نه ميکروفني سوت زد، نه شجريان از ضبط برنامه توسط تلفن هاي همراه خبردار شد و نه عکسي با فلîش گرفته شد؛ خوشبختانه شجريان اين بار اجرايش را براي گوشزد کردن نکاتي از اين دست قطع نکرد. هرچند به نظر مي رسد فرهنگ سازي تنها نبايد منحصر به استاديوم هاي فوتبال باشد و براي بافرهنگ ترين مردمان دنيا در يکي از مهم ترين رويدادهاي فرهنگي کشور نيز بايد به کرات تذکر داد تا نه صدايي ضبط کنند و نه عکسي بگيرند. با همه اين اوصاف شنيدن صداي ضبط شده از قسمت اول کنسرت در آنتراکت ميان دو اجرا توسط آن دسته از تماشاگراني که کمتر بويي از فرهنگ کنسرت رفتن برده اند، در نوع خود بسيار مايوس کننده بود؛ چرا که وقتي مخاطبان برنامه هايي از اين دست، تا اين حد از ضعف فرهنگي رنج مي برند نبايد انتظار بهبود فرهنگي در زمينه هاي ديگر داشت. اين گونه معضلات را بايد ريشه يابي کرد و با کار درست و زيربنايي سعي در اصلاح آن داشت چرا که اينجا آن دسته از حاضراني که به حقوق ديگران احترام مي گذارند و دوست دارند شبي به يادماندني را پشت سر بگذارند خيلي جدي حق شان توسط موبايل به دستاني که در حال ضبط صدا و تصوير يا مشغول مکالمه تلفني با دوستان و آشنايان هستند، پايمال مي شود.

عدم هماهنگي مناسب نيز يکي از معضلات اصلي اين کنسرت بود. تاخير 45 دقيقه يي اعضاي گروه به قدري خسته کننده بود که عکس العمل اعتراضي حاضران را به همراه داشت؛ تماشاگران وقتي اين اندازه تاخير را نتوانستند تحمل کنند به تشويق و دست زدن روي آوردند تا شايد گروه شهناز و شجريان را متوجه اين اعتراض کنايه دار کنند؛ روشي که موثر واقع شد و چند دقيقه پس از آن بود که اعضاي گروه روي سن آمدند. نکته عجيب و غريب ديگري که به شدت پرسش برانگيز بود، ورود بسياري از تماشاگران به سالن پس از اجراي اولين تصنيف بود که بار ديگر فرهنگ بسيار بالاي تماشاگران در وقت شناسي و نظارت و کنترل ناصحيح مسوولان تالار کشور را به رخ همگان مي کشيد،

---

کنسرت از دو قسمت تشکيل شده بود که قسمت اول در دستگاه همايون و دومي در دستگاه شور بود. هر دو قسمت از نظر فرمال بسيار سنتي و فاقد هرگونه نوگرايي بودند؛ پيش درآمد، ساز و آواز، احياناً چهارمضرابي يا تصنيفي و باز ادامه ساز و آواز و در نهايت يک تصنيف براي حسن ختام که البته خوب و بايسته است که اين سبک از رپرتوار حفظ شود ولي هنگام ارائه يک کار نو و کنسرتي با اين همه سر و صدا انتظارات شايد کمي متفاوت باشد. البته عدم اجراي رنگ پس از تصنيف پاياني را نمي توان نوگرايي تلقي کرد،

اينجاست که ذهن شنونده حرفه يي و مشتاق موسيقي ايراني ناخودآگاه به سمت مناظره قلمي لطفي و شاملو در سال هايي نه چندان دور معطوف مي شود و اين پرسش که «تا کي بايد اسير اين سبک اجراي سنتي باشيم؟» ذهن را آزار مي دهد؛ چرا که حتي بزرگان موسيقي ايراني (مانند شجريان و لطفي) نيز راهي نو و حرکتي متفاوت را ارائه نمي دهند و همچنان اسير همان روند هميشگي رديف نوازي و اجراي چندباره از يک رپرتوار ثابت باقي مانده اند.

اينکه به هر جهت خيل مشتاقاني که براي شنيدن صداي شجريان به کنسرت رفته بودند، شايد کمتر به دنبال اين گونه نوآوري ها و نوگرايي ها بوده اند، در جاي خود قابل تامل است. در هر حال اين سبک از اجراي برنامه مطمئناً براي خود طرفداران زيادي هم دارد و شايد شجريان به مخاطب هميشگي اش بهاي بيشتري مي دهد. مساله اينجاست که به هر روي هنرمند بهتر است قدمي جلو تر از مخاطب باشد، نه در کنار وي. اين ذهن پويا و خلاق هنرمند است که باعث به وجود آمدن تحولات و پيشرفت در هر زمينه هنري مي شود. نمونه هايي از اين دست نه در موسيقي غربي کم هستند، نه در موسيقي ايراني و مثال آوردن و ذکر نام براي آگاهان تنها اتلاف وقت است. مدت هاست که در زمينه موسيقي ايراني اين طرز برخورد و گويي اين نياز به جلو رفتن ديده نمي شود و در اين ميان حاشيه از متن پررنگ تر و تفکر خلاق و دوري جستن از کليشه ها کمرنگ تر مي شود. در واقع بايد مطلب مهمي را مورد توجه قرار داد؛ اينکه تا اين حد از کنسرتي مانند کنسرت اخير شجريان يا گروه هاي سه گانه شيدا استقبال مي شود صرفاً دليلي بر موفقيت موسيقايي اين کنسرت ها نيست و عواملي کاملاً فرا موسيقايي هستند که ذهنيت مخاطب را تحريک مي کنند تا استقبالي چنين صورت گيرد. عواملي مانند احياي دوباره گروه شيدا، يا حضور شجريان؛ تنها شايد نام شجريان براي ايجاد انگيزه کافي باشد و مطمئناً مرد آواز ايران آنچنان در کار خود استادانه عمل مي کند که در نهايت کسي ناراضي از اجراي شخص وي نخواهد بود. ولي دقيقاً در همين جايگاه است که انتظار مي رود هنرمندي مانند شجريان را جلو تر از زمانه خود بخواهيم. يک بررسي موسيقي-جامعه شناختي در اين زمينه شايد تا حد زيادي بتواند پاسخگوي اين قبيل انتظارات باشد و ممکن است بتواند به نوعي راهکارهايي را نيز پيشنهاد دهد، چه براي پيشکسوتي مانند شجريان، چه براي هنرمندان جواني که در اين برهه از زمان آشفتگي هايي را تجربه مي کنند که امثال لطفي و شجريان کمتر تجربه کرده بودند. از نظر آهنگسازي، قسمت دوم (شور) را مي توان تا حدي برتر از قسمت اول دانست؛ در مجموع ساخته هاي شجريان بسيار منطقي تر و پخته تر بودند چرا که در ساخته هاي مجيد درخشاني تکرار هاي بيش از حد جملات در برخي از قسمت ها واقعاً آزاردهنده و تا حد زيادي بي دليل و خسته کننده جلوه مي کردند.

تنظيم چندصدايي اين قطعات تا حد زيادي توانست اين ضعف ها را جبران کند؛ اما به هر صورت همين تنظيم ها نيز بسيار پيش بيني شده و تا حد زيادي فاقد هرگونه نوآوري ويژه يي بودند چرا که تنظيم چندصدايي از اين دست را پيشتر در آثار مشکاتيان و عليزاده در دهه هاي 50 و 60 شاهد بوده ايم. سوال و جواب سازها در بسياري از قطعات يادآور تنظيم هاي قديمي تر فرامرز پايور بودند و به طور کل درخشاني نتوانست چيزي به اين سبک از موسيقي نويسي اضافه کند؛ کاري که حميد متبسم در سال هاي آغازين دهه 70 با آلبوم بامداد انجام داد که بسيار آوانگارد تر از تنظيم هاي درخشان عليزاده و مشکاتيان بود تا جايي که هنوز برتر از آن، در اين نوع از موسيقي نويسي ديده نشده است. اصولاً اينکه موسيقي ايراني که با اين رپرتوار (کاملاً سنتي) ارائه مي شود تا چه حد قابليت و ظرفيت اين گونه تنظيم هاي چندصدايي را دارد در جاي خود قابل بحث است ولي به هر صورت اين گونه نوشتن براي موسيقي ايراني مدت هاست که باب شده و تا حد بسيار زيادي سليقه شنيداري مخاطبانش را نيز تغيير داده است.

به طور کل با وجود اينکه نمونه هايي از اين دست بارها و بارها شنيده شده اند، تنظيم درخشاني در همان جايگاه، قابل قبول و کم نقص بود. البته در اين ميانه بايد به حرکت هاي کوچکي اشاره کرد که در نوع خود حرکت هايي نوين و قابل تامل بودند؛ به طور نمونه دونوازي قيچک ها (آلتو و باس) در ابتداي يکي از تصنيف ها ايده يي بسيار جالب و ارزنده بود؛ فرود همان تصنيف با آوازخواني آزاد و وصل آن به چهارمضراب نيز در نوع خود قابل تامل بودند. ولي تمامي اينها در حد همان حرکت هاي لحظه يي بود و روح کلي سازبندي و اجرا، هماني بود که در ذهن مخاطب وجود داشت. مïدگردي کم نظير و استادانه شجريان از بيداد همايون به سه گاه را مي توان نقطه اوج کل اين برنامه دانست که به قدري ماهرانه انجام شد که جز سر تعظيم فرود آوردن در برابر مرد آواز ايران نمي توان کاري کرد. شجريان که پيشتر در زمينه مرکب خواني آثار ارزنده يي ارائه کرده بود اين بار نيز شنونده را با اين نمونه از مرکب خواني تحت تاثير قرار داد، به گونه يي که همين تغيير فضاي موسيقايي را تا حد زيادي مي توان يک حرکت حساب شده و نو برشمرد. بازگشت شجريان از سه گاه به همايون نيز بسيار با ظرافت انجام شد و يکي از نکات تحسين برانگيز در اين اجرا بود. اي کاش نمونه هايي از اين دست، کمي بيشتر در اين برنامه به چشم مي خوردند.

کلاً نقاط قوت اين کنسرت آوازخواني هاي شجريان بود که با جواب آواز هاي مناسب تکنوازان همراه بود. شجريان در اين برنامه به قدري استادانه و بي غلط خواند که نظيرش را در اجراهاي زنده نمي توان به اين آساني يافت چرا که اصولاً اشتباهات، جزيي از اجراي زنده هستند و مطمئناً کسي به مهارت خواننده (يا نوازنده) يي که در مواردي اندک دچار لغزش و خطا مي شود، شک نمي کند؛ اما اجراي شجريان فرا تر از آني بود که کسي بتواند حتي براي لحظه يي امکان خطا را متصور شود. شجريان مانند هميشه استادانه و به دور از هرگونه خودنمايي آواز خواند و از حرکات اضافي دست (که به تازگي ميان برخي خوانندگان متداول شده) دوري جست و ذهن شنونده را به جاي معطوف کردن به اين گونه حرکت هاي نمايشي و بي دليل (و در بسياري موارد آزاردهنده)، تنها به سمت موسيقي و صدا معطوف کرد که اين نشان از اوج اعتماد به نفس و اطمينان خاطر وي دارد.

نکته يي که نبايد از کنار آن به سادگي عبور کرد، اجراي بسيار خوب نوازندگان بود. تکنوازاني که شجريان را در ساز و آواز ها همراهي مي کردند نشان دادند اين شايستگي را دارند که در کنار مرد بزرگ آواز ايران بنوازند. براي مثال سينا جهان آبادي (کمانچه) از جمله اين نوازندگان بود. شاهو عندليبي (ني) نشان داد وامدار خوبي براي پيشکسوتانش است؛ محمدرضا ابراهيمي (عود) نيز هنگام جواب آواز بسيار خوب عمل کرد، هرچند در کنار نوازندگان ديگر، بيشتر در اجراي قطعات گروهي بود که تاثيرگذاري اش را نشان داد (مانند ديگر نوازندگاني که شرح وظايف شان به گروه نوازي محدود بود). در اين ميان رامين صفايي (سنتور) را مي توان بدون شک نقطه قوت اين گروه برشمرد. تکنيک بالا، درکي عالي از موسيقي، جواب آوازهاي مناسب و ذهنيت درست از گروه نوازي باعث شد به دور از هرگونه خودنمايي يک سر و گردن بالاتر از ديگر اعضاي گروه قرار گيرد. اين را نيز بايد اضافه کرد که هماهنگي اعضاي گروه شهناز در قطعات ضربي و تصنيف ها تحسين برانگيز بود و اينجا نقش مهم درخشاني در مقام سرپرست گروه، قابل تقدير است. رعايت به موقع نوانس ها، اجراي بي نقص هنگام تغيير ريتم و در کل وجود يک روحيه گروه نوازي مناسب باعث شد اين برنامه در حرفه يي ترين درجه ممکن از اجرا قرار گيرد. البته نکته يي که بسيار سوال برانگيز بود و تا حد زيادي ذهن بسياري از شنوندگان را درگير خود کرده بود، حضور مژگان شجريان در مقام نوازنده سه تار بود. چون نه تنها هيچ گونه همراهي آوازي از وي شنيده نشد، بلکه در اجراي قطعات ضربي به همراه گروه نيز در ميان انبوه صداهاي ديگر نوازندگان، نوايي از ساز وي به گوش نرسيد؛ حال اينکه سازي مانند سه تار تا چه حد در اجراي قطعات گروهي مي تواند صدادهي داشته باشد، يا اينکه صدابرداري چقدر مي تواند به بهبود اين امر کمکي کند، خود بحثي است علي السويه؛ شايد صدابرداري نه چندان مناسب باعث شد «فرزند استاد» نتواند قابليت هايش را به رخ حاضران بکشد. البته ضعف بزرگ صدابرداري در جايي مشخص مي شد که نوازنده دف (حسين رضايي نيا) گروه را همراهي مي کرد. درجه صداي ميکروفن اين نوازنده به قدري زياد بود که تمام کار گروه را به شدت تحت تاثير قرار مي داد و هر ضربه يي که به دف مي خورد مانند پتکي بود که بر سر شنوندگان کوبيده مي شد و اي کاش مسوولان صدا کمي به اين موضوع بيشتر توجه نشان مي دادند تا از کيفيت کار گروه و ارزش هاي بي بديل رضايي نيا در اجراي فوق العاده اش تا اين اندازه کاسته نمي شد.

يکي ديگر از مسائلي که در اين اجرا کمتر به آن توجه شده بود (آگاهانه يا ناآگاهانه اش بر ما پوشيده است)، تشويق تماشاگران در خلال اجراي برنامه بود. منطقاً شنوندگان بايد تا آخرين لحظه اجراي برنامه ساکت باشند و تنها در پايان آخرين قطعه به تشويق هنرمندان بپردازند؛ ولي در اجراي شنبه شب بعد از هر تصنيف، هنرمندان مورد تشويق قرار مي گرفتند که از شنونده حرفه يي بعيد است. شايد بد نباشد عوامل اجرايي در اجراهاي بعدي، قبل از شروع برنامه از حاضران تقاضا کنند تنها در پايان برنامه هنرمندان را تشويق کنند؛ روشي که در اجراهاي ارکستر سمفونيک به کار گرفته شده و جواب خوبي داده است و همين عمل تا حد زيادي به فرهنگ چگونه شنيدن کمک کرده است.

گزارشي از افزايش قيمت سي دي هاي موسيقي
سي دي هم مي تواند گران شود
باربد اعلايي

به نظر مي آيد ايده افزايش قيمت تنها براي گونه خاصي از موسيقي و تعداد مشخصي از شرکت هاي توليدکننده بوده است. شرکت هايي که کمتر در حوزه موسيقي پاپ و پرمخاطب فعاليت مي کنند و نوع موسيقي جدي تري را دنبال مي کنند. سال گذشته اين شرکت ها آثار خود را با قيمت متداول 3500 تومان به مخاطب خود ارائه مي کردند اما خريداران- معمولاً ثابت- اين آثار وقتي در سال جديد به فروشگاه هاي آثار صوتي مراجعه کردند با توضيح فروشندگان در رابطه با افزايش 500 توماني اين سي دي ها مواجه شدند. به همين مناسبت پاي صحبت هاي مديران اين موسسه ها درباره افزايش قيمت سي دي نشستيم.

«محمد موسوي» مدير انتشارات ماهور در اين باره گفت؛ «توليدکنندگان چيزي را گران نکرده اند. اين افزايش 500 توماني هم نتيجه افزايش قيمت مواد اوليه است. قاب سي دي، کاغذ و... نسبت به سال گذشته افزايش قيمت داشته ، توليدکنندگان هم مجبورند براي جلوگيري از ضرر، اين افزايش قيمت را مدنظر قرار دهند. در اصل اين افزايش قيمت سود بيشتري نسبت به سال گذشته براي ما نداشته و فقط جلوي ضرر را گرفته ايم.» او در ادامه به تفاوت قيمت کالا هاي فرهنگي در ايران با خارج از کشور اشاره مي کند؛ «ميانگين قيمت سي دي در اروپا در حدود 7 يورو است در حالي اگر همين قيمت چهار هزار توماني را مدنظر قرار بدهيم مي شود معادل 5/2 يورو. در اينجا مردم کمتر براي کالاي فرهنگي هزينه مي کنند. توليدکنندگان مدتي است که با افزايش قيمت مواد اوليه روبه رو شده اند، اما به دليل نگراني که از کپي کردن هاي غيرمجاز داشتيم ديرتر اقدام به اين افزايش قيمت کرديم.»

در ادامه پاي صحبت هاي «رامين صديقي» مدير نشر هرمس نشستيم. او اعتقاد دارد اين افزايش قيمت طبيعي است. صديقي مي گويد؛ «از آغاز امسال اکثر مواد و نيازمندي هاي روزمره هر ايراني با افزايش قيمت روبه رو شده است. افزايش قيمت کالاهاي فرهنگي هم با توجه به تورمي که وجود دارد غير قابل اجتناب است.» او خاطرنشان مي کند؛ «اگر بخواهيم قيمت را به نسبت هزينه هاي توليد مشخص کنيم بايد هر سي دي را در حدود 8 هزار تومان در بازار عرضه کنيم. واقعيت اين است اکثر توليدکنندگان به واسطه فعاليت هاي جنبي مثل برگزاري کنسرت يا برنامه هاي خارج از کشور روي پاي خود ايستاده اند.» صديقي در پاسخ به اين سوال که «آيا اين افزايش قيمت مي تواند به تکثير هاي غيرمجاز شدت بيشتري ببخشد؟»، مي گويد؛ «سينما و موسيقي جزء گران ترين رسانه هاي هنري هستند که اتفاقاً تکثير هاي غيرمجاز در اين دو صنعت کمترين هزينه را دارد. اگر کسي بخواهد يک کتاب را کپي کند هزينه اين کپي غيرمجاز بيشتر از خريد يک نسخه اصل خواهد بود. احتمال کپي غيرمجاز پيش از اين افزايش قيمت هم وجود داشت و فکر نمي کنم اين افزايش تاثيري در ماجراي کپي هاي غيرمجاز داشته باشد.». مدير نشر موسيقي هرمس در توضيح اين نظر مي گويد؛ «هزينه کپي کردن در گران ترين حالت خود و حتي اگر کسي بخواهد جلد يک آلبوم را هم کپي کند در حدود 1500 تومان هزينه خواهد داشت پس کساني که اين کار را مي کنند در مواجهه با يک سي دي 2000 توماني هم ممکن است دست به کپي کردن بزنند. اگر قرار باشد به واسطه قيمت جلوي تکثير ها را بگيريم بايد سي دي را با قيمتي پايين تر از 1500 تومان عرضه کنيم.»

در هفته هاي گذشته موسسه ترانه شرقي آخرين کار گروه آريان را در يک مجموعه شامل يک دي وي دي تصويري، يک سي دي صوتي و يک پوستر رنگي با قيمت 3000 تومان و همچنين يک مجموعه شامل يک سي دي صوتي و يک سي دي تصويري را با قيمت 1250 تومان روانه بازار کرد. براي آگاهي از نظرات اين دسته از ناشران پاي صحبت هاي «محسن رجب پور» مدير انتشارات ترانه شرقي نشستيم. او درباره قيمت گذاري آخرين کار گروه آريان مي گويد؛ «ما مي خواستيم جلوي کپي کردن محصولاتمان را بگيريم و براي اين کار هم بايد فرهنگ سازي کنيم، به همين خاطر حداقل سود را براي خود در نظر گرفتيم. کپي کردن تکنولوژي خيلي ساده يي دارد. يک بچه 15 ساله هم مي تواند اين کار را انجام دهد. به همين خاطر بايد کاري مي کرديم که انگيزه اين کار در ذهن مخاطب علاقه مند شکل نگيرد.» رجب پور خاطرنشان کرد؛ «کاهش قيمت مي تواند از سوي ديگر به افزايش مخاطب کمک کند.» اما بعيد است اين ايده براي همه توليدکنندگان موسيقي جوابگو باشد، چنان که خود رجب پور مي گويد؛ «من به بعضي از همکاران خود در ارتباط با اين افزايش قيمت حق مي دهم. آنها سبک خاصي از موسيقي را دنبال مي کنند که شرايط خاص خود را دارد و حتماً بايد قيمت هايشان را به شکلي طراحي کنند که کفاف هزينه هاي آنها را بدهد.»

«بابک چمن آرا» مدير مرکز موسيقي بتهوون که بعد از يک سال و اندي دوري از فضاي موسيقي کشور فعاليت هاي خود را در موسسه آواخورشيد پي گرفته و به زودي با ارائه آلبومي از آثار «علي رهبري» دوباره وارد بازار نشر موسيقي خواهد شد، از موافقان ايده افزايش قيمت سي دي است. او مي گويد؛ «در اين 15 سالي که سي دي وارد صنعت موسيقي ايران شده، نسبت به تورم خيلي افزايش قيمت نداشتيم در حالي که هزينه هاي عواملي که باعث توليد يک سي دي مي شود، از نوازنده گرفته تا کاغذ جلد سي دي در اين سال ها رشد چشمگيري داشته است.» مدير موسسه آواخورشيد خاطرنشان مي کند؛ «شرکت هايي که آثار آنها تيراژ بالايي ندارد و موسيقي آنها پاپيولار محسوب نمي شود، مجبور به اين کار هستند. من با درجه هنري آثار اين شرکت ها کار ندارم ولي مشخص است که توليدات اين موسسه ها مخاطب خاص دارد در حالي که هزينه توليد اين گونه آثار هم از توليد يک اثر در حوزه موسيقي پاپ با لاتر است. توليدات پاپ هزينه هاي پايين تري دارد، عوامل دستمزد کمتري مي گيرند و اکثراً از صدا هاي سمپل استفاده مي شود. معمولاً بروشورنويسي خاصي ندارند و در مقابل فروش بالايي هم دارند که البته اين طبيعي است و بايد هم اينچنين باشد.»

چمن آرا در توضيح ايده افزايش قيمت مي گويد؛ «دليلي ندارد همه سي دي ها به يک قيمت ارائه شوند. مگر همه کتاب هايي که 100 تا 120 صفحه حجم دارند با يک قيمت به فروش مي رسند؟ گاهي ما آثاري را توليد مي کنيم که با ارکستر بزرگ اجرا شده اند و هزينه هاي چنين اثري با کار يک ارکستر کوچک قابل مقايسه نيست.
عناوين اين صفحه
از موسيقي هميشگي تا مخاطب هميشگي
سي دي هم مي تواند گران شود
نخستين اجراي تابستاني ارکستر سمفونيک تهران
گروه ارکيده به صحنه مي آيد
بزرگداشت مصطفي کمال پورتراب در فرانسه
خانه موسيقي آماده ارائه تسهيلات به گروه هاي موسيقي است
هنرمندي ماندگار مي شود که به ماندگاري فکر نکند

نخستين اجراي تابستاني ارکستر سمفونيک تهران
ايسنا؛ ارکستر سمفونيک تهران دوازدهم تيرماه جاري در تالار وحدت براي نخستين اجراي تابستاني شان به صحنه مي آيد. در اين اجرا منوچهر صهبايي ارکستر سمفونيک تهران را براي اجراي آثاري از «ژان سي بليوس» و «ژرژ بيزه» رهبري مي کند. اين اجرا براي سه شب از سوي دفتر موسيقي معاونت امور هنري و انجمن موسيقي با مشارکت بنياد فرهنگي هنري رودکي تدارک ديده شده است. ساعت اجراي ارکستر 21 و مراکز فروش بليت هم گيشه تالار وحدت، نشر دارينوش، فروشگاه ققنوس و انجمن موسيقي ايران اعلام شده است.


گروه ارکيده به صحنه مي آيد
ايسنا؛ کنسرت پاپ گروه ارکيده ويژه بانوان در تهران به صحنه مي آيد. اين کنسرت با خوانندگي و سرپرستي ارکيده حاجي وندي قرار است سوم و چهارم مردادماه سال جاري ساعت 30/17 در تالار وحدت برگزار شود. قيمت بليت اين کنسرت 12 هزار تومان اعلام شده است. ارکيده از نخستين گروه هاي موسيقي پاپ بانوان به شمار مي رود که مجوز اجرا براي بانوان را دريافت کرده است. گروه ارکيده از سال 79 با سرپرستي «ارکيده حاجي وندي» شروع به کار کرد. آنها نخستين گروه موسيقي پاپ بانوان بودند که در جشنواره موسيقي فجر در بخش بانوان شرکت کردند. ارمغان حاجي وندي نوازنده تنبک و پرکاشن، ارغوان حاجي وندي نوازنده تار و همخوان، مونيکا لران نوازنده ويولن، مريم نيک بين نوازنده پيانو و کيبورد، شهرزاد سخن سنج نوازنده گيتار، فيروزه غلامرضا همخوان و مريم دادرس نوازنده فلوت در اين گروه هستند.


بزرگداشت مصطفي کمال پورتراب در فرانسه
مهر؛ مراسم بزرگداشت مصطفي کمال پورتراب مدرس پيشکسوت موسيقي ايران در فرانسه برگزار مي شود. در اين بزرگداشت که به همت سفارت ايران در فرانسه برگزار مي شود چهره هاي هنري و موسيقيداناني از ايران و فرانسه حضور خواهند داشت. همچنين در اين مراسم که همراه با اجراي موسيقي و پخش نماهنگي از فعاليت هاي پوتراب است از يک عمر فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي استاد پورتراب در زمينه هنر موسيقي تجليل به عمل مي آيد. سال گذشته طي مراسمي که در فرانسه برگزار شد از يک عمر فعاليت هنري عزت الله انتظامي در زمينه هنر سينما قدرداني به عمل آمد.


خانه موسيقي آماده ارائه تسهيلات به گروه هاي موسيقي است
مهر؛ خانه موسيقي آمادگي ارائه تسهيلات ويژه به گروه هاي موسيقي جوان به منظور برگزاري کنسرت در طول سال را دارد و در اين زمينه فعاليت هايي را نيز انجام داده است. حميدرضا نوربخش مديرعامل خانه موسيقي ضمن بيان اين مطلب در خصوص چگونگي حمايت هاي خانه موسيقي از گروه هاي جوان موسيقي گفت؛ يکي از مشکلات عمده گروه هاي موسيقي گرفتاري و رفت و آمد فراوان براي اخذ مجوز و مسائلي از اين دست است و من به عنوان مديرعامل اين نهاد صنفي اطمينان مي دهم تا آنجا که در توان و حوزه اختيارات خانه موسيقي و هيات مديره آن است از گروه هاي موسيقي جوان حمايت خواهيم کرد و خوشبختانه در اين مدت برخي از گروه ها هم به واسطه خانه موسيقي و هم به طور مستقل از اين امکانات بهره مند شده اند.وي در پاسخ به اين سوال که آيا خانه موسيقي مي تواند سالن رايگان در اختيار گروه هاي موسيقي بگذارد، گفت؛ امسال براي نخستين بار در جشن خانه موسيقي با بررسي آثار موسيقي به بهترين هاي هر بخش جايزه مي دهيم و طبيعتاً در اين چارچوب مي توان براي برگزيدگان خانه موسيقي با مکانيسمي که براي آنها تعريف کرده ايم و همچنين تاييد استادان فن امکاني ويژه جهت برگزاري کنسرت فراهم کنيم تا سالن ها را به طور رايگان يا با دريافت حداقل درصد به اين گروه هاي موسيقي واگذار کنيم.


هنرمندي ماندگار مي شود که به ماندگاري فکر نکند
رمز ماندگاري در هنر درک ريشه هاي فرهنگي و آشنايي با شيوه طريقت، عرفان و ادبيات است که به سادگي هم به دست نمي آيد. جلال ذوالفنون نوازنده سه تار گفت؛ رسيدن به معرفت هنري بسيار زمان مي برد و بايد ساليان سال صبر کرد تا شايد گوشه يي از اين معرفت به دست آيد ولي متاسفانه جوانان امروز اين معرفت را درک نکرده و مي خواهند که يک شبه ره صدساله را طي کنند.وي در خصوص دليل اصلي ازهم گسيختگي گروه هاي جوان موسيقي افزود؛ عدم نوآوري در اجراي آثار موسيقي و عدم آگاهي از ريشه هاي فرهنگي از عوامل مهم استمرار نداشتن فعاليت گروه هاي موسيقي است و متاسفانه اغلب گروه ها بدون داشتن پشتوانه علمي و فرهنگي کنسرت هايي در حد پاسخگويي به نياز آني و زودگذر مخاطب ارائه مي دهد.ذوالفنون در ادامه خاطرنشان کرد؛ جوان هاي فعال و تحصيلکرده در عرصه موسيقي اغلب سري پرشور و بلندپرواز دارند که در بدو ورود به اين حرفه قصد دارند هر دو کار را با هم انجام دهند به اين معنا که هم پاسخگوي نيازهاي روز باشند و هم براي خود اعتبار و ماندگاري کسب کنند ولي اين در حالي است که بي ريشگي در مسائل فرهنگي با مقوله ماندگاري متضاد است و نمي توان اين دو مبحث را با يکديگر پيش برد.اين نوازنده سه تار روز چهارم تيرماه به مناسبت روز زن همراه با عليرضا افتخاري کنسرتي در تالار ميلاد نور برگزارکرد و همچنين روز پنجشنبه ششم تيرماه نيز در حافظيه شيراز روي صحنه رفت.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام