دوشنبه، 10 تير 1387 - شماره 1712
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
گزارش رويترز از شانس هاي احتمالي اسکار 2009
آغاز رقابت بزرگان

گروه فرهنگي؛ در فاصله هشت ماه مانده تا برگزاري مراسم اسکار و در حالي که هنوز صحبت و اظهارنظر درباره برندگان اسکار هفتادم ادامه دارد، خبرگزاري رويترز ديروز در گزارشي به گمانه زني درباره رقيبان بالقوه فتح اسکار 2009 پرداخت. اين گزارش مفصل تعدادي از فيلم هاي در نوبت نمايش در فصل تابستان و پاييز امسال را نام برده و با توجه به نمايش بعضي آثار امريکايي و انگليسي زبان در جشنواره کن امسال پيش بيني شده است که اسکار هفتاد ويکم از نظر حضور فيلم هاي شاخص کم از دوره قبل نداشته باشد. رويترز نمايش انيميشن «وال- يي» را زنگ آغاز رقابت هاي اسکار دانسته و از اين فيلم به عنوان يکي از شانس هاي مسلم بخش انيميشن نام برده است. رويترز ديگر شانس هاي اين بخش را فيلم هاي «هورتن صداي يک هو مي شنود»، «پانداي کونگ فوکار» و «ماداگاسکار؛ فرار به آفريقا» اعلام کرده است. «والس بابشير» هم که در جشنواره کن مورد توجه منتقدان قرار گرفته بود مي تواند در اين رشته شانس داشته باشد. اما در بخش فيلم هاي زنده، رويترز فيلم جديد کلينت ايستوود (معاوضه) را در صدر فهرست قرار داده که هرچند در جشنواره کن مورد توجه منتقدان قرار گرفت اما داوران به رهبري شان پن از کنار آنها بي اعتنا گذشتند. نمايش اين فيلم براي ماه اکتبر (آبان) برنامه ريزي شده که فصل سنتي نمايش فيلم هاي اسکاري است. بازي آنجلينا جولي در اين فيلم به نقش مادري تنها که به خاطر بچه گمشده خود با پليس لس آنجلس درگير مي شود، نام او را به عنوان يک نامزد قطعي مطرح کرده است. اما نبايد فراموش کرد جولي پارسال نيز با فيلم «يک قلب توانا» چنين شرايطي داشت، اما در نهايت از راهيابي به فهرست نهايي بخش اسکار بهترين بازيگر زن بازماند. سوال اصلي درباره ديگر فيلم هاي امريکايي است که اولين بار در جشنواره کن اخير پخش شدند. «چه» استيون سودربرگ، «نيويورک، جزء به کل» چارلي کافمن و «دو عاشق» جيمز گري هر سه شهر کن را بدون قراردادهاي پخش ترک کردند و اين احتمال مطرح شد که شايد هيچ کدام از آنها نتوانند در فصل جوايز امسال مورد توجه قرار گيرند. با وجود غيبت رقباي خيلي جدي هنوز چند فيلم هست که مي توان روي آنها حساب کرد. لئوناردو دي کاپريو با بازي در تريلر جاسوسي، «مجموعه دروغ ها» ريدلي اسکات و درام «مسير انقلابي» سام مندس شانس زيادي دارد که در فيلم دوم با کيت وينسلت همبازي است. وينسلت در «خواننده» استفن دالدري نيز نقش آفريني کرده که داستان آن در آلمان جنگ جهاني دوم روي مي دهد. «ترديد» جان پاتريک و «فراست / نيکسن» ران هوارد دو رقيب احتمالي ديگر هستند که از روي نمايشنامه هاي برنده جايزه اقتباس شده اند. در اين بين چند فيلم مطرح نيز با اقتباس از رمان هاي تحسين شده ساخته شده اند که از جمله اين فيلم ها مي توان به «کوري» فرناندو ميرليس، «زندگي مخفي زنبورها» جينا پرينس- بيتوود و «جاده» جان هيلکوت اشاره کرد. ديويد فينچر نيز فيلم «مورد عجيب بنجامين باتن» را بر مبناي داستان کوتاه اف. از اسکات فيتز جرالد آماده نمايش دارد که در آن برد پيت، کيت بلانشت و تيلدا سوئينتن بازي مي کنند. در حوزه فيلم هاي پرهزينه باز لورمان با فيلم «استراليا» به پرده نقره يي بازگشته که نيکول کيدمن و هيو جکمن در آن نقش آفريني مي کنند و داستانش پيش از جنگ جهاني دوم روي مي دهد. اليور استون هم اين روزها در حال کار روي فيلم «دبليو» درباره جرج بوش است و گاس ون سنت نيز به تازگي ساختن فيلم «ميلک» را با موضوع هاروي ميلک سياستمدار امريکايي دهه 1970 به پايان رسانده که شان پن، اميل هيرش و جاش برولين بازيگران آن هستند. برادران کوئن نيز اين بار با کمدي «پس از خواندن بسوزان» بازگشته اند که فيلم افتتاحيه جشنواره ونيز امسال است و جرج کلوني و برد پيت در آن حضور دارند.پيش بيني مي شود پس از نمايش «شواليه تاريکي» از 18 ژوئيه، منتقدان و تماشاگران حضور هيث لجر بازيگر فقيد را به نقش جوکر مورد تحسين قرار دهند، تاکنون تنها يک بار پيش آمده يک بازيگر پس از مرگ خود برنده جايزه اسکار شود. اين اتفاق سال 1977 براي فيلم «شبکه» روي داد و پيتر فينچ چند ماه پس از مرگ به عنوان بهترين بازيگر سال معرفي شد. با اين حال گمانه زني درباره رقباي جدي اسکار 2009 هنوز خيلي زود است. خاطرتان باشد پارسال اين موقع هيچ کس حتي اسم فيلم «جونو» را نيز نشنيده بود.
گردهمايي سينماگران در سالروز سقوط هواپيماي ايرباس
پرستويي؛ جنگ را دوست نداريم
بيش از 60 هنرمند سينماي ايران ساعت 30/10 روز 12 تيرماه در بيستمين سالروز حادثه انفجار هواپيماي ايراني توسط ناو امريکايي در خليج فارس، ياد و خاطره شهداي اين حادثه را گرامي مي دارند.

به گزارش ايسنا پرويز پرستويي صبح ديروز در نشستي که به نمايندگي از اهالي خانه سينما حضور داشت، جزييات اين مراسم را تشريح کرد و گفت؛ 12 تيرماه سال 67، ناو امريکايي به فرماندهي «ويل راجرز» هواپيماي ايرباس ايران را سرنگون کرد که 290 نفر ايراني شهيد شدند و از اين جمع ¶¶ بچه زير 15 سال بودند که به شهادت رسيدند و فاجعه ديگر آن است که به فرمانده اين ناو مدال افتخار هم دادند. وي ادامه داد؛ حبيب احمدزاده ـ نويسنده ـ از 10 سال پيش به دنبال انعکاس اين حادثه به جهانيان است و در آن زمان که دانشجو بود نامه يي را به بيل راجرز مي نويسد و احساساتش را به عنوان يک شهروند ايراني براي او مطرح کرد و اخيراً هم در مجله سوره به طور کامل به اين حادثه پرداخته است که خواندن آن خود من را بسيار کنجکاو کرد و توصيه مي کنم همه اين مطلب را بخوانند. پرستويي افزود؛ با پيشنهاد حبيب احمدزاده، خانه سينما باني اين حرکت شد و در اين راستا قرار است مراسمي به پاس گراميداشت ياد اين شهدا در محل حادثه برگزار شود و دوستان هنرمند از طريق کشتي با حضور در آنجا نظرات خود را مطرح کنند و ¶¶ کودک هم به ياد ¶¶ کودکي که در هواپيما بودند، کبوترهايي را پرواز دهند. وي هدف اين حرکت را خوب شدن انسان ها با هم دانست و تصريح کرد؛ ما نمي خواهيم از جنگ حمايت کنيم، مي خواهيم بگوييم ملتي هستيم که جنگ را دوست نداريم و دغدغه ما ساختن دنيايي خوب است و حرف مان را مي خواهيم به گوش مردم جهان برسانيم.

وي برپايي اين مراسم نمادين را بحث انسان خواند و گفت؛ ما به دولت امريکا کاري نداريم. بحث ما انسان دوستي است که در همه جهان اتفاق مي افتد. او ديگر برنامه هاي سالگرد حمله ناو امريکايي به هواپيماي ايرباس را پخش فيلم مستندي از اين حادثه عنوان کرد که بعد از انفجار هواپيما حاضران در اين ناو به خوشحالي مي پردازند و گفت؛ سوال ما اين است چرا بايد يک انسان از کشته شدن همنوعش خوشحالي کند؟، پرستويي از برنامه ديگري در 13 تيرماه خبر داد و اظهار داشت؛ در ساعت 30/³ بامداد پنجشنبه از طريق شبکه پرس تي وي ارتباط مستقيمي از مقابل خليج فارس با گروه ضدجنگ در شهر «ريچموند» ايالت ويرجينيا امريکا خواهيم داشت و بيانيه خانه سينما در ارتباط با اين حادثه را قرائت مي کنيم.

اين بازيگر اظهار اميدواري کرد؛ در سال هاي بعد اين حرکت ادامه داشته باشد و مراسم با حضور گروه هاي ضدجنگ برگزار شود. به گفته او؛ علي نصيريان، مينو فرشچي، سيروس الوند، رويا تيموريان، پوران درخشنده، همايون اسعديان، مازيار ميري، محمدرضا شرف الدين، احمدنجفي، مرتضي سرهنگي، بهمن قبادي، حسن پورشيرازي و احتمالاً داريوش مهرجويي از جمله حاضران در اين مراسم هستند و از شرکت هواپيمايي هما، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، کشتيراني والفجر، استانداري هرمزگان، شهرداري بندرعباس، معاونت امور سينمايي و خانه سينما به عنوان حاميان اين مراسم نام برد.
روايت يک فيلمنامه نويس از واقعه 12 تير
حبيب احمدزاده؛ سال ها پيش (1377) در يک ماموريت دريايي در شمال تنگه هرمز به فکر نوشتن نامه يي به کاپيتان ويل راجرز افتادم. ويل راجرز ناخداي ناو فوق پيشرفته وينسنس امريکا در زمان جنگ ايران و عراق (1367) هواپيماي ايرباس ايران را با شليک دو فروند موشک، بر فراز خليج فارس سرنگون کرده و باعث به شهادت رسيدن همه 290 سرنشين غيرنظامي آن شده بود.در تيرماه سال 1378 - چند روز مانده به سالگرد سقوط ايرباس- متن نامه را از طريق نادر طالب زاده به نشريه انگليسي زبان تهران تايمز رساندم و با مراجعه به روزنامه هاي کثيرالانتشار جامعه و سلام، با ياري خدا - درست در روز سالگرد واقعه- نامه در آن روزنامه چاپ شد. ولي فرصت اصلي از طريق اينترنت و با کمک دانشجويان دانشگاه هنر تهران پيش آمد. در همان سال من با گذشتن از خوان کنکور در رشته سينما پذيرفته شده بودم و اين فرصتي بود تا نسل بعد از خودم را بي واسطه و به شکلي بهتر بشناسم. روزي يکي از همين دوستان دانشجو، لبخندزنان به سراغم آمد و بر صفحه مانيتور رايانه کيفي خود شماره هاي اي ميلي را نشان داد که با جست وجو در سايت هاي مختلف نيروي دريايي امريکا يافته بود.اي ميل ها را به نظاميان امريکا ارسال کرديم. صبح شنبه بعد از دو شب که خواب راحت نداشتيم، اولين جواب رسيد. جواب از يک کاپيتان امريکايي به نام دان هري بين بود که اعلام کرده بود از ترس ويروس، متن پيوستي را باز نکرده است. نيم ساعت بعد، اي ميل بعدي ايشان رسيد که متن را باز کرده و سه مقاله برايمان فرستاده بود. يکي از مقاله ها نام عجيبي داشت (دريايي از دروغ) که به سرعت شروع به خواندن کرديم. تمام متن افشاي دروغ هايي بود که نيروي دريايي امريکا و دولتمردان آن کشور طي ماجراي سقوط ايرباس و بعد از آن در مجامع عمومي و بين المللي به طور رسمي ابراز کرده بودند. جواب نامه هاي بعد هم به ترتيب رسيد، اما خبري از پاسخ ويل راجرز نبود. در سال 84 خبرنگار ايراني الاصل به نام کوروس اسماعيلي براي ساخت فيلمي مستند از امريکا به ايران آمد. اين شروع يک آشنايي بود که آشنايي با گروه هاي ضدجنگ بسياري را در پي داشت؛ گروه هايي که به شدت از واقعه 12 تير متاثر بودند و نمي خواستند شاهد واقعه يي مشابه باشند.
درخواست سينماداران براي نمايش فيلم هاي روز خارجي
گروه فرهنگي؛ سخنگوي انجمن سينماداران در اظهارنظري عجيب خواستار نمايش فيلم هاي روز خارجي در سينماها شد. محمدرضا صابري که در واکنش به تصميمات جديد شوراي عالي تهيه کنندگان مبني بر درخواست افزايش سهم تهيه کنندگان از فروش بليت سينماها با ايسنا صحبت مي کرد، صريحاً اعلام کرد در حال حاضر اکران فيلم هاي ايراني نمي تواند مشکل ما را حل کند و تنها خواسته ما از مسوولان اين است که بگذارند فيلم هاي روز خارجي را اکران کنيم. اين سخنگو دليل اصلي عدم استقبال مخاطبان از سينماها را «کمبود فيلم خوب» دانست و گفت؛«هميشه مشکل کمبود سالن سينما مطرح مي شد در صورتي که طي دو سال اخير، 15 سالن با بهترين امکانات به ظرفيت سينمايي کشور اضافه شده و بايد پرسيد چرا همچنان ريزش مخاطب داريم. پس نتيجه مي گيريم مشکل سالن سينما نيست و در حقيقت کمبود فيلم خوب است.» محمدرضا صابري همچنين از برگزاري جلسه فوق العاده شوراي مرکزي انجمن سينماداران در واکنش به تصميمات اخير شوراي عالي تهيه کنندگان خبر داد و گفت؛ پس از مدت ها با تشکيل شوراي عالي تهيه کنندگان اميدوار شديم که مشکلات اين حوزه حل شود و شاهد تاثير مثبت آن روي توليدات سينمايي باشيم، اما متاسفانه دوستان به جاي آنکه روي مساله توليد فکر کنند به دنبال داستان هاي تکراري هستند و سينما دغدغه چهارم شان شده است. او همچنين به ديگر مسائل مطرح شده در جلسه انجمن سينماداران اشاره کرد و به ايسنا گفت؛ خبري مبني بر اکران همزمان فيلم ها در پارک ها توسط شهرداري اعلام شد که درصورت وقوع چنين اتفاقي انجمن سينماداران با صراحت اعلام مي کند؛ هر فيلمي که در پارک ها به نمايش درمي آيد از اکران سينماها خارج و هيچ گونه پورسانتي به دفاتر پرداخت نمي شود.
اينجا ايران است...
از بد حادثه تلويزيون روشن است و مجري ها و ميهمان ها دارند با هم حال مي کنند و دورهمي گل مي گويند و گل مي شنوند. مجري مي گويد؛ غنقل به مضمون مي کنمف «علي آقا، شما سه ويژگي غرورآفرين داريد که اين سه عبارتند از يک آذري بودن، دو مهندس بودن و سه موفق بودن در عرصه فوتبال و ورزش.» اينکه چرا اين سه ويژگي که دايره شمول آن بخش عمده يي از مملکت را دربر مي گيرد بايد غرورآفرين باشند، فعلاً بماند و عجالتاً بپذيريم که صاحب اين سه خصوصيت، گوهر گرانبهايي در دست دارد که مايه مباهات و غرور است، که حقيقتاً اين حرف از پايه و مبنا لفاظي بي مورد و در زمره تعارفات مبالغه آميز است. مثل همين تعارفات معمول که از صبح تا شب مردم توي خانه و خيابان هم را مي بينند و قربان و صدقه هم مي روند. و چيزي که هست اينکه مردم حواس شان به تعارفات هست و هيچ گاه اين کلمات انتزاعي را انضمامي نمي گيرند، که اگر مي گرفتند، کلي آدم بايد شب و روز در مقابل دوستان شان جامه نوکري تن کنند، چون که گفته اند «نوکرتم»، يا بايد خود را بکشند، چون گفته اند «قربانت بروم». منظور اينکه در فرهنگ ايراني جماعت مرز بين تعارفات و حرف هاي انضمامي کاملاً روشن است و کسي نيست که اين نوکرتم و چاکرتم و تو ماهي و تو شاهي را جدي بگيرد، اما دست بر قضا ميهمان برنامه تلويزوني، تعارف مجري را جدي گرفت و گفت؛ غباز نقل به مضمون مي کنمف «خيلي ببخشيد، هرکس يک کدام از اين سه خصوصيت را داشته باشد، جواب سلام ديگران را هم نمي دهد.» چرا؟ چرا بايد به جاي تواضع و فروتني و افتادگي که از اتفاق ابتدايي ترين خصوصيات ورزشکاران و پهلوانان اين سرزمين است، به راحتي به غرور خود را ستايش کرد؟ مراقبم طوري حرف بزنم که بزرگواري مثل علي دايي از حرفم نرنجد و دچار سوءتفاهم نشود. من حرف بدي نمي زنم، و فقط دارم يادآوري مي کنم که اين جملات در شأن ورزشکاران، خاصه سرمربي تيم ملي کشورمان، نيست. توضيح مي دهم که در اين فضاي سوءتفاهم برانگيز، عرضم را در کنار انتقادات روزنامه هاي ورزشي نگذارند، براي اينکه من نه درباره ورزش که درباره اخلاقيات حرف مي زنم. چيزي که توي مملکت زياد است آذري زبان تحصيلکرده فني و ورزشکار موفق است. هيچ کس اجازه ندارد مغرور اين دارايي ها باشد. تازه اگر از مرز اينها گذشت و بر سکو هاي افتخار قدم نهاد و کار هايي کرد کارستان، تازه آن موقع بايد که جامه فروتني بر تن کند و منتي بر گردن آحادي از مردم نگذارد. پرواضح است که مردم ما قدر شناسند و اجر هرکسي را محفوظ مي دارند. نه تنها در مردن که در زنده بودن نيز مردم حواس شان هست که چه کساني را ستايش کنند و چه کساني را دوست داشته باشند و براي چه کساني جان بدهند. پس لازم نيست ما به آنها يادآوري کنيم که؛ غهمچنان نقل به مضمونف «هر کجاي کشور هاي منطقه بودم تا حالا کلي مجسمه برايم ساخته بودند.» راست مي گوييد. حق با شما است. توي کشور هاي منطقه خيلي از اين کار ها مي کنند، شايد براي اينکه قهرمان نديده اند و آدم هاي افتخارآفرين توي زندگي شان يا نديده اند، يا کم ديده اند. اما اينجا ايران است. حتي فهرست کردن نام مردان بزرگ کاري است که به راحتي ممکن نيست، از بس قهرمان و پهلوان و ستاره و نام آور داريم. ورزش که اصلاً در برابر افتخارات واقعي اين سرزمين، اعتباري ندارد. کار ورزشکاران را بي اجر و اعتبار نمي کنم، اما بعيد مي دانم کسي در ورزش ايثار و از خودگذشتگي کرده باشد که حالا متوقع باشد. توي ورزش دارند ورزش مي کنند و دستمزدش را -که از اتفاق دستمزد سنگيني هم هست- مي گيرند. مردم هم به جايش ورزشکاران را روي شانه مي گذارند و حلقه هاي گل است که بر گردن شان مي اندازند و کلاه هاي افتخار است که بر سرشان مي گذارند. پس کسي بدهکار کسي نيست که اگر باشد، از آن سمت است، نه از اين سمت. من از نام آوران سده هاي قبل و عصر حاضر و انقلاب و جنگ و ديگر عرصه ها نمي خواهم نمونه بياورم، اما فقط همين را مي گويم که تواضع، صفت پسنديده يي است که هرچه افتاده تر شکوه مندتر است. جانماز آب نمي کشم، اما ديده ايم و بارها ديده ايم مردان فروتني را که براي عزت کشورشان همه چيزشان، حتي سلامتي شان را هم داده اند اما نه طلبکار که خود را بدهکار نيز مي دانند. روي سخنم با تلويزيون هم هست. مراقب سوال و جواب هايمان باشيم، که... بگذريم.

mirfattah@yahoo.com


کلاسيک هاي MTV

1- اگر اسمش «رسانه ملي» است، اين به نظرم اتفاق جالبي نيست که نمايندگانش در يک مجموعه برنامه، نقش مفتش را بازي کنند. مثلاً دوربين مخفي کار بگذارند و بعد بروند سراغ شهروند - گيرم متخلف - از همه جا بي خبر و يقه اش را بگيرند و مجري برنامه، طرف را بازخواست و سوال و جواب کند.

2- ... و نه فقط درباره رسانه ملي، که اين روزها انگار فرهنگ خبرچيني در مملکت ما دارد قبح اش را از دست مي دهد. اين ايده اولين بار وقتي به سرم زد که مديرعامل سپاهان داشت در برنامه زنده «90» درباره جشن قهرماني پرسپوليس راپورت مي داد که پرسپوليسي ها اين کار را کرده اند و آن کار را کرده اند و جام شان را بايد پس بدهند.

3- کوئنتين تارانتينو اعلام کرد که فيلمنامه فيلم جديدش به نام «حرامزاده هاي ضايع» را تمام کرده است.هفتمين فيلم تارانتينو قرار است به جشنواره کن سال بعد برسد.

4- علي دايي در يکي از آخرين برنامه هاي مجموعه ناکام مثلث شيشه يي شرکت کرد و باز درباره دشمنانش گفت و همه آنهايي که با او بدند. هميشه از خودم پرسيده ام دايي وقتي همه عمرش را صرف مبارزه با دشمنان و کل کل با آنها مي کند، کي فرصت لذت بردن از زندگي و کيف کردن از موفقيت هاي پرشمارش را به دست مي آورد؟ يا اصلاً چون از اين جور قرتي بازي ها خوشش نمي آيد، دائم در فکر مبارزه با دشمنان و نشان دادن توانايي هايش است.

5- در «زن ها فرشته اند»، براي اولين بار امين حيايي را در يک موقعيت جديد مي بينيم. او کم کم دارد پا به دوران ميانسالي مي گذارد که يکي از بهترين دوران ها براي ستاره هاي مرد است. در مثل مناقشه نيست شون کانري و جرج کلوني، بهترين نمونه هاي خارجي اند. و حالا حيايي در آغاز چنين راهي قرار دارد. اين فيلم نشان مي دهد که او مي تواند از اين فرصت استفاده کند. کارگردان هاي خوب سينماي ايران، فرصت را از دست ندهند.

6- در اينترنت مقاله يي منتشر شده ترجمه آرزو تسليمي که در آن تئو آنجلوپولوس درباره سرجو لئونه بزرگ حرف مي زند و ادامه مي دهد؛ به لئونه گفتم مي داني برگمان چقدر فيلم هاي تو را دوست دارد؟ و لئونه گفت؛ «از نظر من اهميت سينما همين است، همه فيلم هاي مرا دوست دارند و اگر کسي فيلم مرا دوست نداشت بايد به مغزش شک کرد، چون زحمت هاي مرا ناديده مي گيرد، اما در دنيا چند نفر به ديدن فيلم هاي به اصطلاح روشنفکرانه امثال تو و برگمان مي روند و وقتي با آن همه ادعا بيرون مي آيند مي بيني که هيچ چيز بارشان نيست، من خوشحالم وقتي که کسي از فيلمم تعريف مي کند، حتماً از فيلمم خوشش آمده،» بعد آنجلوپولوس در کمال فروتني اضافه مي کند؛ اينجا هم حق با لئونه بود، فراوان منتقداني در مورد فيلم هايم نوشته اند که اندکي فهم و شعور نداشته اند و قضيه را وارونه تشخيص داده اند، امثال من و برگمان حتي از داشتن تماشاگران صادق هم محروميم،

7- اين روزها فيلم خوب زياد ساخته مي شود و اکشن خوب نه. ترانسفورمرز و آيرون من، پرطرفدارترين و تحسين شده ترين اکشن هاي اين يکي دو ساله اند که هم زياد فروخته اند و هم تحسين کم و بيش ريويونويس هاي غربي را برانگيخته اند. ولي خيلي خيلي سخت بشود تماشايشان کرد. در اين شرايط بيشتر بايد به فيلم هاي پرتحرک آسياي جنوب شرقي اميد بست. اين وسط فيلم تازه استيفن چو CJ7را بد نيست ببينيد. هرچند اکشن نيست. بي صبرانه منتظر قسمت دوم «جوش و خروش کونگ فو»ي همين کارگردان هستيم که به زودي کار فيلمبرداري اش تمام مي شود.

8- مي گويند افشين قطبي دارد برمي گردد. صحنه يي است در ضيافت مسعود کيميايي که يکي از شخصيت ها، در حالي که در کافه منتظر رفقايش است، در يک نماي درشت به گوشه کادر نگاه مي کند و مي گويد؛ «يعني مياد» بعد زنگ مي خورد.

9- تلويزيون چند هفته پيش، «نشاني از شر» شاهکار اورسن ولز را پخش کرد که به خاطر نماي طولاني و بدون قطع ابتدايي اش معروف شده. اما در تلويزيون ما وقتي پخش شد، اين صحنه به اندازه يک ويدئو کليپ MTV کات داشت. بامزه شده بود.

WWW.CINEMAEMA.COM
عناوين اين صفحه
آغاز رقابت بزرگان
پرستويي؛ جنگ را دوست نداريم
روايت يک فيلمنامه نويس از واقعه 12 تير
درخواست سينماداران براي نمايش فيلم هاي روز خارجي
اينجا ايران است...
پيشنهادها
«به همين سادگي» بهترين فيلم جشنواره مسکو شد
چهره ها
دعوا بر سر توزيع فقر

پيشنهادها

فيلم «انساني، زيادي انساني» در سينما حقيقت؛ امروز، فيلم مستند «انساني، زيادي انساني» به کارگرداني «لويي مال» در کانون فيلم سينما حقيقت به نمايش درمي آيد. پس از نمايش اين فيلم جلسه نقد و بررسي آن هم با حضور «مهدي ارجمند» نويسنده و منتقد سينما برگزار مي شود. علاقه مندان به تماشاي فيلم «انساني، زيادي انساني» مي توانند ساعت 17 امروز به سالن سينما حقيقت واقع در خيابان سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، شماره 17 مراجعه کنند.



مستندهاي ابراهيم مختاري در موزه سينما؛ در سومين روز از هفته فرهنگي باغ فردوس فيلم هاي مستند «اجاره نشيني»، «ملاخديجه و بچه ها»، «يک سفر صيادي» و «زعفران» به کارگرداني «ابراهيم مختاري» در سالن موزه سينما نمايش داده مي شوند.علاقه مندان به تماشاي اين فيلم ها مي توانند امروز ساعت 18 به سالن موزه سينما در باغ فردوس مراجعه کنند.


نمايش «پاي پياده» در تالار سايه؛ نمايش «پاي پياده»، نوشته «اسلاومير مروژک» امروز در تالار سايه مجموعه تئاتر شهر روي صحنه مي رود. کارگردان اين نمايش داوود دانشور است. علاقه مندان به ديدن اين نمايش مي توانند ساعت 45/19 در تالار سايه حضور داشته باشند.



«به همين سادگي» بهترين فيلم جشنواره مسکو شد
فيلم سينمايي «به همين سادگي» ساخته رضا ميرکريمي جايزه جرج طلايي بهترين فيلم سي امين جشنواره بين المللي فيلم مسکو را از آن خود کرد. به گزارش مهر، «به همين سادگي» علاوه بر جايزه اصلي جشنواره توانست جايزه بهترين فيلم حاضر در بخش مسابقه را نيز از هيات داوران منتقدان فيلم روسيه بگيرد. رياست هيات داوران اين دوره را ليو اولمان بازيگر سرشناس فيلم هاي اينگمار برگمان برعهده داشت. سي امين دوره جشنواره بين المللي فيلم مسکو از روز 30 خرداد با اعطاي جايزه يک عمر دستاورد سينمايي به تاکشي کيتانو فيلمساز مطرح ژاپني آغاز شد.


چهره ها

جو رايت «تک نواز» را مي سازد؛ جو رايت کارگردان فيلم هايي همچون «تاوان» و «غرور و تعصب»، کارگرداني درام روانشناسانه «تک نواز» (سوليست) را برعهده گرفت. فيلمنامه تک نواز براساس کتابي از «استيو لوپز» توسط «سوزانا گرانت» به نگارش درمي آيد. فيلم جديد جو رايت که درامي موزيکال است و به قول نويسنده اش يک اثر زندگينامه يي به شمار مي آيد درمرحله پيش توليد قرار دارد.

همه اشعار احمدرضا احمدي مجوز گرفت؛ مجموعه سه جلدي «همه اشعار من» سروده احمدرضا احمدي توسط نشر چشمه وارد بازار کتاب مي شود. اين مجموعه تمام آثار احمدرضا احمدي از دفتر شعر اول او با عنوان «طرح» تا آخرين مجموعه شعرش «چاي در غروب جمعه روي ميز سرد مي شود» را در بر مي گيرد.


«روايت» فيلم جديد نيکي کريمي؛ «نيکي کريمي» به عنوان سومين فيلم بلند سينمايي اش، فيلمنامه «روايت» را مي سازد؛ «اين فيلمنامه «روايت» نام دارد و خودم آن را نوشتم. فعلاً در مورد موضوع آن صحبتي نمي کنم اما اميدوارم ظرف دو، سه ماه آينده ساخت آن را شروع کنم.» به گفته کريمي موضوع اين فيلمنامه شباهت اندکي با دو فيلم ديگر او، «يک شب» و «چند روز بعد» دارد.



دعوا بر سر توزيع فقر
اميرحسين علم الهديہ

نمي دانم در شرايطي که سينماي ايران به شدت نياز به همدلي و وفاق دارد و از شوراي محترم عالي تهيه کنندگان نيز به جز اين انتظار ديگري نيست، متوجه خبري مي شويم که بحث کهنه تقسيم نحوه پورسانت ميان مالکان فيلم و سينماداران را دوباره شعله ور مي سازد و زماني به حيرتم افزوده مي شود که اين مباحث در زماني اتفاق مي افتد که در شهر 14 ميليون نفري تهران به صورت ميانگين روزانه 20هزار نفر سينما مي روند و سال هاي نه چندان دور (اواخر دهه شصت) سينماهاي تهران پذيراي خيل عظيم مشتاقان سينمايي در طول روز بوده است، در اين کشمکش رسانه يي اي کاش يک طرف برنده بود ولي همه مي دانيم که دو طرف در وضعيت فعلي بازنده اند،خارج از انصاف است در زماني که فيلم پرفروش امسال بيشتر از 600 هزار نفر نتوانسته است در شهر 14 ميليون نفري جذب سينماهاي تهران کند، اعلام کنيم که سينماها در حال سوددهي هستند، اگر يک سينما توانست در يک ماه 20 ميليون تومان فروش داشته باشد، تازه مي تواند هزينه هايش را با درآمد ماهانه پاس کند و قطعاً مي دانيد که در تهران و شهرستان ها بيش از 30 سينما (از مجموع 250 سالن سينما) نمي توانند به اين فروش دست يابند. آن هم با نگاه خوشبينانه،از طرف ديگر زماني که اکثر توليدات سينمايي سود خود را در توليد جست وجو مي کنند و نه در اکران، آيا مي توان انتظاري بيش از اين از وضعيت فعلي ميزان استقبال مخاطبان از سينماها داشت؟ضمن احترام به اعضاي محترم هيات مديره شوراي عالي تهيه کنندگان، در زماني که سينماي ايران نياز به توجه از طرف مردم دارد و از طرف ديگر مردم نياز به تنوع موضوع و ساختار متفاوت فيلم هاي سينمايي، دو طرف به دنبال مسائل غير مهم هستند و متوجه اين موضوع نيستند که در اين فضا، اولويت اول تبيين راهکارهاي جديد و خلاقانه چگونگي دعوت مخاطبان به سالن هاي سينمايي «حتي با فيلم خارجي» است و نه دعوا بر سر چگونگي توزيع فقر،

ہ کارشناس حوزه پخش و نمايش


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام