سه شنبه، 11 تير 1387 - شماره 1713
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
شوخي شيث ناگهان جدي شد
رضايي در يک قدمي اشتوتگارت


وقتي شيث رضايي به خاطر حرکت بچه گانه اش در راه سفر پرسپوليس به شيراز با نظر کميته انضباطي باشگاه به طور موقت اخراج شد هيچ کس فکر نمي کرد که ياغي فصل قبل پرسپوليس در تمرينات پيش از فصل اشتوتگارت در کنار بازيکنان اصلي اين تيم تمرين کند. البته در همان زمان هم رضايي مدام مي گفت که فصل آينده در يکي از تيم هاي بوندس ليگايي بازي مي کند اما وقتي بازيکنان بزرگ فوتبال ايران در بوندس ليگا براي هفته هاي طولاني به نيمکت تيم هايشان قفل شده بودند حضور بازيکن متوسط خط دفاع پرسپوليس در يک تيم آلماني بيشتر به يک جوک شبيه بود. به همين دليل هيچ کس اين ادعاي رضايي را جدي نگرفت اما با اين حال سکوت او پس از اخراج از پرسپوليس هم شک برانگيز بود. بازيکني که حتي به تعويض اش در دقايق پاياني بازي هاي پرسپوليس اعتراض مي کرد اين بار بدون هيچ واکنشي حکم اخراجش از پرسپوليس را قبول کرد. در همان زمان که رسانه ها گمانه زني مي کردند استقلال مقصد بعدي ياغي پرسپوليس است

مدير برنامه هاي رضايي مذاکرات خود را براي حضور اين بازيکن در تمرينات يک تيم بوندس ليگايي آغاز کرده بود. البته پيش از موافقت باشگاه اشتوتگارت براي حضور رضايي در تيم آرمين فه احتمالاً اين بازيکن هم باور نمي کرد بتواند در تيمي تمرين کند که بازيکنان بزرگي همچون کوين کوراني و ينس لمان در آن بازي مي کنند. وقتي هم رضايي اعلام کرد قصد حضور در تمرينات اشتوتگارت را دارد بيشتر رسانه هاي ايراني با استفاده از کلمات طعنه آميز، بازيکن فصل قبل پرسپوليس را به بازارگرمي متهم کردند. حتي يکي از روزنامه هاي ورزشي با انتشار مطلبي تند عليه رضايي موضع گرفت. البته وقتي مدير برنامه هاي رضايي مدعي شد اين بازيکن در ضيافت شامي ميهمان کلينزمن بوده و رضايي هم در مصاحبه هاي فراوانش به جاي استفاده از نام آرمين فه مدام مي گفت سرمربي اشتوتگارت، ترديد رسانه ها نسبت به واقعي بودن اين خبر بيشتر مي شد. کار به جايي کشيد که سايت فارس مصاحبه يي با مدير رسانه يي باشگاه اشتوتگارت انجام داد و او هم در اين گفت وگو مدعي شد رضايي نتوانسته حتي در تست پزشکي اشتوتگارت هم شرکت کند چه برسد به حضور در تمرينات تيم اصلي. وقتي اين مصاحبه چاپ شد، روزنامه هاي ورزشي به طعنه از رضايي خواستند که عکسي از تمريناتش در اشتوتگارت به ايران ارسال کند. تنها چهل و هشت ساعت پس از اين مصاحبه، عکس هايي که روي خروجي سايت باشگاه اشتوتگارت قرار گرفت مشخص کرد که هم ادعاي رضايي درست بوده و هم اينکه يا مدير رسانه يي اشتوتگارت از حضور رضايي در اين تيم مطلع نبوده يا مصاحبه يي که با او در رسانه هاي ايراني انجام گرفته صحيح نبوده است. اين عکس ها نشان مي داد که شيث رضايي در کنار ديگر بازيکنان جديد اشتوتگارت در کمپي نزديکي فريدريش هافن در جنوب آلمان در تمرينات پيش از فصل شرکت کرده. ديروز هم سايت باشگاه اشتوتگارت با ارسال خبري با عنوان «ميهماني از ايران» نوشت؛ «مدافع 24 ساله فصل قبل پرسپوليس از هفته آينده در تمرينات تيم اصلي آرمين فه حضور پيدا مي کند. اين مدافع از باشگاه پرسپوليس به اشتوتگارت آمده و قابليت بازي در سه پست چپ، راست و مرکز خط دفاعي را دارد.»
پرسپوليس به يوروم هم پيشنهاد داد
در انتظار «بله» قطبي

فرزاد حبيب اللهي؛امروز آخرين فرصت افشين قطبي است. داريوش مصطفوي تا صبح به قطبي وقت داده بود که جواب نهايي خود را به پيشنهاد 800 هزار يورويي باشگاه پرسپوليس بدهد. قطبي که تنها به دليل مشکلات خانوادگي و تمايل نداشتن همسرش به زندگي در تهران، از پرسپوليس دور شده؛ در آخرين مذاکره تلفني با مديرعامل پرسپوليس، پيشنهادي تازه و جالب دريافت کرد که شايد در تصميم گيري او تاثير بگذارد. مصطفوي به قطبي اعلام کرده همسرش هم مي تواند در باشگاه پرسپوليس فعاليت کند و به عنوان مدير روابط بين الملل و مسوول سايت پرسپوليس، آغاز به کار کند. مديرعامل پرسپوليس براي ترغيب قطبي و همسرش اعلام کرده 300 ميليون هم براي قرارداد يوروم در پست مديريت روابط بين الملل کنار گذاشته که به عبارتي قرارداد يک ساله قطبي و همسرش از پرسپوليس را به حدود يک ميليارد و چهارصد ميليون تومان مي رساند. در واقع پيشنهاد تازه مصطفوي داستان را جالب کرده و حالا جنبه مالي قرارداد قطبي به گونه يي است که احتمال راضي شدن يوروم به بازگشت به تهران را افزايش مي دهد. اگر امروز قطبي به پرسپوليس جواب مثبت بدهد، مصطفوي در نخستين گام موفق به کمرنگ کردن خاطره سلف خود مي شود. حبيب کاشاني در روزهاي پاياني مديريت در پرسپوليس نتوانست قطبي را حفظ کند و حالا اگر مصطفوي موفق به انجام اين کار شود؛ يک برگ برنده مهم در نخستين ماه حضور در پرسپوليس رو خواهد کرد. مبلغي که قطبي و همسرش مي توانند با پيشنهاد تازه پرسپوليس از اين باشگاه دريافت کنند، به شدت وسوسه کننده است و خود قطبي هم مي داند در حال حاضر در ليگ امارات هم نمي تواند چنين قرارداد خوبي ببندد. با تمام اين اوصاف، همسر قطبي آنقدر در تصميم خود براي ترک ايران مصمم بود که براي بازگشت او و قطبي به تهران تنها 50 درصد شانس قائل شويم. به هرحال تا ظهر امروز مشخص مي شود که سرمربي فصل آينده پرسپوليس، افشين قطبي است يا بار ديگر نام زاکروني، بوخوالد و يورگن کوهلر براي نيمکت اين تيم مطرح مي شود. مصطفوي تاکيد کرده اگر جواب قطبي منفي باشد، از همين امروز مذاکره با چند گزينه خارجي را آغاز خواهد کرد تا هرچه زودتر تکليف نيمکت مدافع عنوان قهرماني ليگ برتر مشخص شود. به موازات تلاش باشگاه پرسپوليس در جذب دوباره افشين قطبي اين باشگاه با مشکلات تازه يي در بازار نقل و انتقالات مواجه شده که ممکن است نتايج بدي براي پرسپوليس داشته باشد. موضوع از اين قرار است که پس از پيوستن فرزاد آشوبي به مس کرمان، چند بازيکن مهم ديگر پرسپوليس هم پيشنهادهاي خوبي از تيم هاي ديگر دريافت کرده اند که احتمال جدايي شان را بالا برده است. حسين کعبي يکي از اين بازيکنان است که با پيشنهاد 450 ميليوني سايپا مواجه شده و با توجه به اينکه هنوز قراردادش را با پرسپوليس تمديد نکرده احتمال جدايي اش وجود دارد. محمد نصرتي و عباس آقايي هم در مذاکرات اوليه با مصطفوي خيلي زود به مشکل خوردند و بعيد نيست يکي از آنها آخرين سهميه ليگ برتري استقلال را با پيوستن به اين تيم پر کند. پرسپوليسي ها از مساله يي ديگر هم در حال

ضربه خوردن هستند. جلال حسيني در چند روز اخير چندبار در باشگاه پرسپوليس حاضر شده تا قراردادش با اين تيم را نهايي کند اما مدير برنامه هاي حسيني از او خواسته دست نگه دارد تا به بالاترين پيشنهاد مالي پاسخ مثبت بدهد. عمادرضا هم روز شنبه با مديران پرسپوليس به توافق نهايي رسيد اما ديروز در تمرين سپاهان حاضر شد تا ثابت کند پرسپوليسي ها در مخمصه بدي گرفتار شده اند. عليرضا عباسفرد هم مهاجمي است که پس از توافق نهايي با پرسپوليس، راهي استقلال شد تا چرخش 180 درجه يي بيک زاده را تکرار کند. وقتي روي بحران پرسپوليس در بازار نقل و انتقالات ريز مي شويم به اين نتيجه مي رسيم که اگر امروز قطبي هم جواب منفي به پرسپوليس بدهد، اين باشگاه يک ماه پيش از آغاز ليگ هشتم، مشکلاتش به اوج خواهد رسيد. مصطفوي تا حوالي ظهر امروز منتظر «بله» قطبي است تا بحران شديد پرسپوليس، تحت تاثير بازگشت قطبي موقتاً فراموش شود.
يک گزينه ديگر به نامزدهاي مربيگري پرسپوليس اضافه شد
عضو هيات رئيسه باشگاه پرسپوليس تهران گفت؛ علاوه بر دو مربي آلماني، يک مربي ايتاليايي و افشين قطبي، يک مربي ديگر براي سرمربيگري تيم پرسپوليس مطرح شده است. مجيد فرخزادي اظهار داشت؛ اين مربي که مدنظر اعضاي هيات رئيسه باشگاه پرسپوليس است تا تصميم گيري نهايي نامش عنوان نمي شود. وي افزود؛ اين مربي خارجي است و تا برقراري ارتباط با وي نامش عنوان نمي شود و بعد از رايزني و گفت وگو از سوي مسوولان باشگاه عنوان خواهد شد. عضو هيات رئيسه باشگاه پرسپوليس در مورد نشست عصر ديروز اين هيات اظهار داشت؛ در نشست عصر روز گذشته هيات رئيسه باشگاه درخصوص مسائل مختلف بحث و تبادل نظر به عمل آمد و مقرر شد که با توجه به صحبت هاي رئيس سازمان تربيت بدني در مورد کمک يک و نيم ميليارد توماني به اين باشگاه در اين خصوص برنامه ريزي شود. فرخزادي گفت؛ با توجه به طرح هاي ارائه شده گروهي را مامور تدوين برنامه ها خواهيم کرد.
دودستگي بين خداداد عزيزي و دکتر عزيزي
وضعيت عجيب پيام خراسان
کم سروصداترين تيمي که سال آينده در ليگ برتر حضور دارد، بدون شک پيام خراسان است؛ تيمي که در پلي آف مسابقات ليگ دسته اول مانع از صعود فولاد خوزستان به ليگ برتر شد. آنها که با مديريت فني خداداد عزيزي به ليگ برتر رسيدند، پس از صعود به ليگ برتر حکم سرمربيگري خداداد را امضا کردند. اما کم سرو صدايي پيام خراسان توجيهي بر بي حاشيه بودن آنها نيست. کافي است از اختلافات اين تيم بشنويد تا بفهميد با اين اتفاقات چندان نمي توان به تماشاي يک نمايش خوب از آنها در سال آينده اميد داشت. به هر حال اگر مي خواهيد از آخرين اتفاقات پيام خراسان بشنويد بايد به عرض تان برسانيم که دکتر عزيزي مالک باشگاه ويند امارات که سال گذشته در امارات متحده عربي تاسيس شده بود، در چند روز گذشته بخشي از سهام باشگاه پيام خراسان را خريده. پس از خريد سهام از سوي عزيزي هم اتفاقاتي افتاده که عزيزي ديگر پيام خراسان قهر کند چرا که دکتر عزيزي مي خواهد سرمربيگري پيام خراسان در ليگ برتر را به حسين عبدي بدهد. به کسي که در چند ماه گذشته سرمربي ويند امارات بود و تنها سابقه مربيگري او به آناليز مسابقات تيم ملي در شبکه هاي ماهواره يي برمي گردد. به هر حال پس از اين اتفاقات خداداد عزيزي که از سوي کريم ملاحي به عنوان سرمربي پيام انتخاب شده بود، قهر مي کند و باعث مي شود که تيم دو تکه شود. حسين عبدي پس از اين اتفاقات مي گويد؛«بنده عضو هيات مديره و يکي از مالکان باشگاه هستم و مسووليت فني باشگاه هم به من واگذار شده. با اين حساب هر کسي با سياست هاي باشگاه همراه باشد در پيام مي ماند و اگر نه در جاي ديگري از او استفاده مي کنيم زيرا به دنبال حذف کردن آدم ها نيستيم.» به هر حال از آنجايي که 60 درصد سهام به دکتر عزيزي واگذار شده، حسين عبدي تاثير زيادي در سياست هاي کلي پيام خراسان دارد. عبدي مي گويد؛«بازيکنان مشهدي فوق العاده هستند و سال گذشته براي پيام عالي بازي کردند و اگر اين طور نبود تيم به ليگ برتر نمي آمد لذا مي توان تيم را با همان بازيکنان فصل قبل و حتي جوان ترها با يک کار کارشناسي شبانه روزي راهي ليگ برتر کرد و تنها بايد از نظر کارگروهي بيشتر روي آنها کار کرد. اگر قرار است مبلغ زيادي خرج خريد بازيکن کنيم که بازگشت و فايده يي براي باشگاه نداشته باشد بهتر است اين مبلغ را در زيرساخت ها خرج کنيم.» از سوي ديگر هم روز گذشته مهدي هاشمي نسب به تيم فوتبال پيام خراسان رضوي پيوست. کاپيتان سابق تيم فوتبال ابومسلم اين خبر را تاييد مي کنند و مي گويد؛ «تنها دليل من براي پيوستن به تيم پيام، رفاقت با خداداد عزيزي است. جدايي از ابومسلم برايم سخت تر از جدايي از پرسپوليس و رفتن به استقلال بود، چون با اين تيم دو سال زندگي کردم، هرچند در پرسپوليس هم سه سال حضور داشتم اما بازيکنان ابومسلم با صداقت و صميميت خود احترام ويژه يي براي من قائل بودند.»
فدراسيون واليبال تسليم شد
فسخ قرارداد يکي از با گاييچ به درخواست مربيان وطني


زوران گاييچ که از او به عنوان يکي از پنج مربي برتر واليبال جهان نام مي برند پس از انتقادهايي که به فدراسيون واليبال ايران وارد شد قراردادش را فسخ کرد. همزمان با پايان مسابقات انتخابي المپيک پکن و پنج شکستي که تيم ايران مقابل تيم هاي ايتاليا، آرژانتين، الجزاير، ژاپن و کره جنوبي کسب کرد فرضيه خداحافظي «گاييچ» با خاطرات تلخ و شيرينش در ايران قوت گرفت. هر چند که حس ششم سرمربي صربستاني در همان چند روزي که رئيس فدراسيون به ژاپن رفت به کار افتاده بود اما او شايد در بد ترين شرايط هم فکر نمي کرد که اين قدر زود با واليبال ايران بيگانه شود. با اين حال چه کسي مي تواند ادعا کند که جامعه واليبال ايران از کسب عنوان پنجمي در آسيا راضي است؟ در طول برگزاري مسابقات جام ملت هاي آسيا در اندونزي عملکرد «گاييچ» همين طور تلاش برخي بازيکنان منتخبش مورد انتقاد قرار گرفت تا در همين رابطه غروري که اغلب مربيان بزرگ دنيا به نحو احسن از او برخوردارند، بلاي جانش شود و بي پاسخ گذاشتن برخي سوالات در نهايت به قيمت خداحافظي زودهنگامش تمام شود. تيم ملي واليبال پس از بازگشت از مسابقات جاکارتا که جايگاهش با يک پله صعود (پنجم) نسبت به مسابقات آسيايي تايلند همراه بود، پس از گذشت چند روز تمريناتش را در خلال مسابقات ليگ برتر واليبال به صورت مقطعي آغاز کرد. تيم ايران پس از پايان رقابت هاي ليگ واليبال عازم ژاپن، محل برگزاري مسابقات انتخابي المپيک شد. شکست مقابل تيم الجزاير که مي توانست با پيروزي سه بر صفر تيم ايران همراه شود، در همان شروع روياهاي تيم ملي واليبال را کمرنگ کرد و آن به هم ريختگي که سلسله وار از اصل تا فرع تيم اعزامي را فرا گرفته بود در نهايت تيم ايران را به عنوان ششمي مسابقات رساند. نوک پيکان انتقادات که حالا تيزتر از هر زمان ديگري شده بود، به سمت تفکرات رئيس فدراسيون واليبال بود تا نتيجه همان شود که داورزني، همان شخصي که با شوق و ذوق فراوان از قبول فعاليت «گاييچ» در ايران خبر داده بود و همواره اهداف فدراسيون واليبال را با دقت با حضور او تشريح مي کرد، علاوه بر اين که تغيير موضع داد سعي کرد با ايجاد تغييرات در لحن صحبت هايش با «گاييچ» محترمانه عذر او را بخواهد. در اين شرايط خواسته جمعي مربيان وطني اين بود که اين مربي پروازي نبايد به کارش در تيم ملي ادامه بدهد که سرانجام هم رئيس فدراسيون واليبال زير اين فشارها قبول کرد که به کار با گاييچ پايان دهد. شايد گروه زيادي براي رفتن گاييچ کف زدند اما، به نظر مي رسد حکايت اين رفت وآمدها هم چنان تا زماني که برنامه مدوني براي نوع به کارگيري مربيان ايراني و خارجي نداشته باشيم، پا برجاست.
اسپانيا قهرمان يورو 2008 شد
آخرين والس در وين

آرش حقيقي



1- 29 ژوئن بازي يي در ورزشگاه ارنست هاپل شهر وين برگزار شد که 22 نفر در آن حضور داشتند و آلمان برنده نشد. اين آنتي تزي بود براي تز گري لينه کر مهاجم سابق تيم ملي انگلستان که برنده نهايي فوتبال را هميشه آلمان ها مي دانست. پس تز و آنتي تز فوتبال سنتري ثبت مي کند با اين مضمون؛«فوتبال بازي است براي 22 نفر که اگر تيمي قدرتمندتر از آلمان باشد مي تواند آنها را شکست دهد.» آلمان ها عادت خوبي در باختن دارند. اگر خوب بازي کنند مي برند و اگر بد بازي کنند مي بازند. اين اوج منطق و سردي فوتبال آلمان است که در فينال يورو 2008 تجلي يافت و جام را به دستان چسبناک کاسياس چسباند. اسپانيا قهرمان شد، آلمان شکست خورد و جام به پايان رسيد.

2- بعضي از مردم اين کره خاکي ذاتاً خوش سليقه هستند و دست به هر کاري که مي زنند ناچار به زيباترين شکل ممکن به پايانش مي رسانند. پيش از آغاز فينال يورو مراسم جمع و جور ولي باشکوهي در ورزشگاه ارنست هاپل به راه افتاد. در اين مراسم مخروط هايي که منقوش به رنگ پرچم هاي تيم هاي يورو بودند در وسط زمين به جنگ تن به تن با هم پرداختند و براساس نتايجي که در اين جام رقم خورده بود تيم هاي بازنده پس از برگزاري نبرد نمادين که همراه با موسيقي موتزارت بود يک به يک پرپر مي شدند. اين پرپر شدن البته به معني نابودي و فنا نبود و بادکنک هاي سازنده اين مخروط ها چون روحي آزاد و سر به هوا به آسمان وين پرواز مي کردند تا به ياد آوريم شکست مرگ نيست. روند جنگاوري تيم ها آنقدر پيش رفت تا نهايتاً تنها اسپانيا و آلمان باقي ماندند و همه چيز آماده برگزاري فينال شد.

اما هنوز يک بخش از برنامه باقي مانده بود. انريکه ايگلسياس خواننده محبوب اسپانيايي همراه با گروهش پا به ميدان گذاشت و آهنگ رسمي يورو را اجرا کرد. دو طرف گروه موسيقي هم جواناني بودند با پيراهن هاي اسپانيايي و آلماني که همخواني و پايکوبي مي کردند. اينجا به همه خوش مي گذشت و همه در اوج لذت بودند و البته يک نگراني بزرگ براي آلمان ها همچنان پابرجا بود. تصوير ميشائيل بالاک جلوتر از بقيه مردان يواخيم لو در صفحه نمايش بزرگ ارنست هاپل پخش شد تا اين نگراني هم دود شود و به هوا رود. فينال آغاز مي شود. دوربين طبق معمول نماي «چشم پرنده» را مي گيرد و روبرتو روزتي با تمام قدرت در سوت مي دمد. اکشن.

3- بعد فني فينال آنقدر جذاب بود که نمي توان به سادگي از آن گذشت. اسپانيا در تمام 90 دقيقه تيم برتر ميدان بود اما اين برتري روي اتفاق و حادثه به دست نيامد. آلمان ها با استراتژي درست يواخيم لو در نيمه اول سعي کردند مالکيت توپ را از آن خود کنند. لو مي دانست اگر توپ را به مردان آراگونس بسپارد در همان گردابي مي افتد که گاس هيدينک و روسيه را در خود غرق کرد. آلمان ها مشخصاً حتي نمي خواستند مثل بازي هاي قبل با استفاده از مثلث بالاک، اشتايگر و پودولسکي به موقعيت گل نزديک شوند و تنها سعي در ريتم کشي اسپانيا داشتند. استراتژي لو در 20 دقيقه اول جواب داد اما در ادامه اين اسپانيا بود که ريتم خود را بازيافت و پاسکاري هاي ديوانه کننده مثلث کاتالاني شروع شد. نقطه اوج بازي آنجا شکل گرفت که در نبردي تمام انساني تورس لام را عقب زد و با ضربه يي فوق العاده هوشمندانه دروازه ينس لمان را باز کرد. نيمه اول با همين نتيجه به پايان رسيد. اما تازه در نيمه دوم بود که جنگ تاکتيکي دو مربي آغاز شد و يواخيم لو بازنده اصلي فينال لقب گرفت.

4- شايد خيلي ها فکر کنند تعويض مارسل يانسن با فيليپ لام بين دو نيمه خيلي عجولانه و اشتباه بود. اما به واقع اين تنها تغيير و تفکر درست لو در بازي فينال بود. وقتي شما يک بازيکن راست پا در سمت چپ و خط دفاعي قرار مي دهيد يعني او بايد در فاز حمله در طول زمين حرکت کند، توي سر توپ بزند و بعد با پاي تخصصي اش سانتر کند يا با حرکت توي عرض موقعيت گل پديد آورد (گل سوم آلمان به ترکيه را به ياد بياوريد). اما وقتي لو ديد سرعت راموس در سمت راست خط دفاعي اسپانيا آنقدر زياد است که لام فرصت توي سر توپ زدن را پيدا نمي کند و مجبور مي شود با همان پاي چپ سانتر کند (و ديديديم که چه سانترهاي افتضاحي هم از آب درآمد) يک چپ پاي تخصصي را جايگزين او کرد. با اين تعويض هم وزن دفاعي آلمان بالا رفت و هم موقعيت سانتر توپ بيشتري براي کلوزه و بالاک پيش آمد. لو در واقع شکست در سمت چپ زمينش را خيلي منطقي پذيرفت و نقشه اش را عوض کرد. اما تعويض دوم لو به واقع نقطه سقوط آلمان در فينال بود. پيش از اين تعويض 1-3-2-4 آلمان ها با هيتلزبرگر و فرينگس در ميانه ميدان موفق شده بود تا حدي مقابل تراکم هافبک هاي خلاق اسپانيايي که با 1-4-1-4 بارسايي بازي مي کردند مقاومت کند و ميانه ميدان را از دست ندهد. اما وقتي کوين کوراني به جاي هيتلزبرگر به بازي آمد سيستم آلمان به 2-4-4 کلاسيک تغيير کرد و اين بزرگترين اشتباه لو بود. آراگونس بلافاصله پس از اين تعويض، دقيقاً 5 دقيقه بعد ژابي آلونسو را به جاي فابرگاس به بازي فرستاد تا آرايش اسپانيا هم به 1-3-2-4 بدل شود. دو هافبک دفاعي فوق العاده اسپانيا يعني آلونسو و سنا آنقدر خوب در عرض هم حرکت مي کردند که عملاً نقشه لو براي حمله از جناحين و سانتر توپ نقش بر آب شد و سه دقيقه بعد يعني در دقيقه 66 هم کاسورا به جاي داويد سيلوا به بازي آمد تا عملاً قدرت دفاعي اسپانيا به نهايت خود برسد و آلمان ديگر هيچ شانسي حتي براي نيم نگاهي به بازگشت نداشته باشد. 1-3-2-4 همانطور که در تئوري مي دانيم سلاخ 2-4-4 است و اين دقيقاً اتفاقي بود که در نيمه دوم فينال رخ داد. اسپانيا در شرايطي بازي را يک بر صفر به سود خود به پايان رساند که مي توانست به راحتي نتيجه را دو يا حتي سه برابر کند. روزتي يک بار ديگر در سوت خود دميد و اين به معني پايان روياي آلمان ها براي فتح جام بود.

5- منچستري ها به ياد و خاطره فينال فراموش نشدني نوکمپ هروقت قهرمان مي شوند سرود «کمپئونس، کمپئونس، اوله، اوله، اوله» را مي خوانند. اما اين بار اين اسپانيايي ها بودند که سرود قهرماني شان را از جزيره نشينان وام گرفتند. 29 ژوئن 2008 زيباترين کلمات براي اسپانيايي ها کلمات انگليسي بود؛

«We are the champions»

و البته باز هم خبري از همخواني سرود ملي نبود.

6- اسپانيا ملت شد؟ شايد فقط براي يک شب؛ فقط و فقط يک شب.
حالا چه مي گوييد آقاي بلاتر
مارتين ساموئل*



هنوز هم اظهارنظرهاي ضد و نقيضي درخصوص قوانين جديد رقابت هاي اروپايي از گوشه و کنار شنيده مي شود. ايده جديد بلاتر طي يک سال قانون 5«6 بوده است؛ قانوني که به تيم هاي اروپايي اين اجازه را مي دهد تا در کنار شش بازيکن بومي خود از پنج بازيکن خارجي استفاده کنند.

اين ايده زماني که توسط رئيس فدراسيون جهاني فوتبال ارائه شد، عکس العمل هاي متفاوتي را به دنبال داشت. صحبت هايي در اين زمينه که حضور پنج بازيکن خارجي در يک تيم باعث بيمار شدن فوتبال مي شود، اما کارشناساني که موافق اين داستان هستند معتقدند تفاوت تکنيک هاي مختلف بازيکنان و حضور اين تکنيک هاي مختلف در کنار هم جذابيت هاي يک مسابقه فوتبال را هم افزايش مي دهد.

در انگليس اجراي طرح 5«6 نتيجه جالب و حتي مثبتي به دنبال خواهد داشت، چرا که سرمربي تيم ملي انگليس در کنار داشتن محدوديت هاي متعدد کاري، از سوي ديگر با گسترش و پيشرفت جهاني در زمينه دانش فوتبال از لحاظ تکنيکي و تاکتيکي مواجه مي شود. شايد اين سياست ها در جايي مثل ايتاليا و اينترميلان خيلي مورد استقبال قرار نگيرد چرا که تيم ايتاليا هنوز هم تيم قدرتمند و بزرگي است، قهرماني شان در جهان حداقل چنين چيزي را نشان مي دهد، آنها به جمع هشت تيم يورو 2008 راه يافتند، فرانسه را از دور مسابقات خارج کردند و با اسپانيا در وقت قانوني به تساوي رسيدند. به هر حال آتزوري قهرمان جام جهاني هستند اين را که نمي شود کتمان کرد. در فوتبال انگليس هنوز تعادل و بالانس به معناي واقعي وجود ندارد و اين چيزي است که باشگاه هاي انگليسي درصدد بررسي و حل کردن آن هستند. نگاهي به تکاپو و تلاش آنها در فصل مارکتينگ و ترانسفر بيندازيد. شايد بايد از مالکان بيليونر باشگاه هاي انگليسي تشکر کرد که با بريز و بپاش هاي آنچناني مي توانند بازيکنان خوب و با استعدادي را از هر جاي دنيا با رقم هاي نجومي به باشگاه هاي خودشان بياورند. طرح بلاتر هنوز در همه جا اجرا نشده و به نظر مي رسد براي پذيرش همگاني آن نياز به سپري شدن وقت بيشتري است، حتي ممکن است تداخلي با سيستم فعلي هم به وجود بياورد. به جز انگليس بقيه اروپا از شيوه استفاده از بازيکنان جوان در تيم ها که باعث مطرح شدن نام آنها هم مي شود راضي هستند؛ کساني که طي سال هاي اخير باعث به وجود آمدن خاطرات به يادماندني بي شماري از مسابقات حساس و مهم گشته اند. انگليس همچنان شيوه هاي سنتي و قديمي خود را پياده مي کند و باشگاه ها با اتکا به پشتوانه مالي شان سيستم هميشگي خود را دارند و شايد همين مساله باعث شده تا تيم ملي انگليس هم دچار ضعف بشود. اولين نکته ارزشمند اين است که بتوانيم ياد بگيريم، خب بلاتر فکر مي کند بتوان اين را در ذهن بقيه هم جا انداخت؟ * دبير سرويس ورزشي روزنامه تايمز
10 نکته آموزشي از يورو
ضد و نقيض هاي جام عجيب
بارني روناي

ترجمه؛ شيوا آباء



يورو 2008 يکي از بهترين تورنمنت هاي فوتبالي طي سال هاي اخير بوده، يک فوتبال تهاجمي، غيبت انگليس و کيمياگري عجيب، دور از انتظار و البته به يادماندني فاتح تريم. خواندن 10 نکته به يادماندني و آموزشي از رقابت هاي جام ملت هاي اروپا مي تواند جذاب باشد.

1- کريستيانو رونالدو؛ مي دانستيم که فقط ما نيستيم که مدعي هستيم.

با همه اتفاقات و موضوعات آزمايش شده در اروپا خيلي ها از شنيدن حرف ها و شايعات و داستان هايي که براي ترانسفر رونالدو به وجود آمده بود، متعجب شدند. کريس رونالدو ثابت کرد که مي تواند با تصميمات عجيب و غيرمنتظره اش بقيه را گيج کند. کاري که در طول همين دو هفته اخير انجام داد. در همان زمان که مشغول رايزني با سران باشگاه رئال براي انتقال به اسپانيا بود لقب جذاب ترين بازيکن يورو 2008 را هم در نظرسنجي ها از آن خود کرد، جواب معما در مغز گردو پنهان شده است.

2- نتيجه 2-3 جايگزين صفر- 1

صراحتاً مي توان گفت که پيش از اين اگر شما بدون بحث و گفت وگو در ميان شلوغي روي صندلي ورزشگاه مي نشستيد، آن هم در حالي که پرچم ترکيه و هوادارانش احاطه تان کرده بود بدون هيچ هيجاني بعد از سوت پايان بازي بايد مي رفتيد و پولتان را پس مي گرفتيد اما گل هاي اين دوره ترک ها همگي سالم و درست بودند، هيجان انگيزتر از همه گل هاي دقيقه آخر بود که تا آخرين لحظه روحيه مبارزه و جنگندگي را به تصوير مي کشيد. تساوي دو تيم تا دقايق پاياني و ناگهان گل برتري در آخرين لحظات، اين چه معنايي مي دهد؟

3- هرگز آلمان را فراموش نکن.

خب، همه ما مي دانيم چه اتفاقي افتاده، اما در اين لحظه همه چيز مي تواند براي آلمان تاسف بار باشد، يک دروازه بان ديوانه همه چيز را بر باد داد. حضور آلمان در فينال اروپا نشان داد که با آلمان هميشگي فرق دارد. به عبارت ديگر چشم ها زماني خيره شد که ژرمن ها پرتغال را از دور خارج کردند؛ زنگ ها در آن لحظه به صدا درآمد. اگرچه پايان داستان چندان خوشايند نبود.

4- بازگشت بازيساز کوچک و يک راه بزرگ،

لاغر اندام است و جثه يي نحيف دارد، کمي اخمو و ترشروست، گاهي هم مثل ستاره يي از دور سوسو مي زند.هر نيم ساعت يک بار يا کمي بيشتر مثل ملخ يک هلي کوپتر چرخش هاي 360 درجه يي دارد. پاسکاري هايش اما او را هميشه در يادها باقي نگه مي دارد. به جو کول توجه کنيد؛ موهايتان را بلند کنيد، دويدن هاي مداوم اما عجيب داشته باشيد و حتي گاهي در وسط زمين مي توانيد هيچ کاري نکنيد و با اخم با حريف روبه رو شويد. خب حالا همه چيز درست شد.او ژاوي است.

5- فاتح تريم لياقت اين را داشت که برايش تعظيم کنند.

فقط يک نبوغ تاکتيکي نمي تواند تيمي را تنها با هفت بازيکن آماده و ثابت مقابل آلمان ها به ميدان بفرستد که مدعي قهرماني را تحت فشار بگذارد. مربي ترکيه چيزي بيش از يک مربي براي اين پسرها بود، در ميان رشته کوه هاي آلپ در قلب اروپا تريم نمايش درخشاني داشت. عکس العمل هاي او کنار زمين وقتي عصبي و هيجان زده مي شد آنقدر ديدني بود که بشود اين پيشنهاد را داد که به اين مرد يک برنامه شوي تلويزيوني بدهيد.

6- قانون هواداران سوئدي، حتي اگر تيمشان حذف شود.

آنها در اين تورنمنت بهترين بودند. هيجان زده و مدهوش بودند بدون الکل، فرياد مي زدند و خوشحال بودند بدون ديوانگي. ديدن هواداران اين مدلي چندان نرمال نيست. آنها به شهرهاي مختلف سفر مي کردند. تي شرت هاي زرد مي پوشيدند و از فوتبال لذت مي بردند. اما از حذف تيمشان به شدت شرمنده و متاسف شدند.

7- جاي انگليس واقعاً خالي بود.

آنچه بيرون از استاديوم هاي فوتبال بارها و بارها راجع به آن صحبت شد اين بود که غيبت انگليس در اين تورنمنت به شدت احساس مي شد. استيو مک لارن پايه گذار اين غيبت براي لردهاي جزيره بود و زماني همه به اين نتيجه رسيدند که براي جبران تا حدي دير بود. همين به اندازه کافي شما را ناراحت و متاسف مي کند. چرا انگليس نبود؟

8- جشن هاي قبل از بازي خوب بودند. نه واقعاً اين طور نبود؟

پيش از آغاز هر مسابقه ژيمناست ها با حرکات ديدني و هماهنگ با موزيکي که از بلندگوهاي عظيم الجثه ورزشگاه پخش مي شد، تماشاچيان را سرگرم مي کردند. در همين حين مي توانستيد از کافه هاي کوچکي که در استاديوم تعبيه شده بود فنجاني چاي و نوشيدني هم بگيريد و به تماشاي اين نمايش هم بنشينيد، اما اين براي آمادگي قبل از مسابقه چندان هيجان انگيز نيست.

9- مربيان کهنه کار و قديمي آينده مسابقات هستند.

بله همه ما از آنچه مارکوفان باستن با هلند در اين تورنمنت به نمايش گذاشت متعجب شديم، انديشه هاي جديد و جوانگرايي، تاکتيک و تکنيک اسلاون بيليچ و عملکرد کرواسي هم در اين بازي ها ديدني بود، اما در نهايت شما به يک تيم جوان نياز داريد و زيرکي و تيزهوشي فراوان، اما گاس هيدينک، کارل بروکنر و فيل بزرگ مربيان موفق تري بودند. اتو رهاگل، لئوبين هاکر و لوئيس آراگونس با متانت و هوشياري کارنامه درخشان تري به نمايش گذاشتند.

10- کرنرها، بلند يا کوتاه، مسخره است.

شايد بهترين راه براي گل زدن استفاده از ضربات آزاد و ضربات کرنر باشد؛ چيزي که در فوتبال انگليس بيش از هر جاي ديگري مرسوم است. اما در يورو 2008 اين مساله چندان اپيدمي نشد. فقط يک گل مستقيماً از روي يک ضربه آزاد وارد دروازه شد. البته هنوز هم کسي مثل ديويد بکام بهترين بازيکني است که از پشت توپ هاي کاشته شده گل مي زند؛ حتي از فاصله 40 ياردي؛ مي توانيد از دن فابيو بپرسيد.
در چالش نتيجه گرايي و ارائه فوتبال تماشاگرپسند
اينجا قرن بيست و يکم است


سايمون کوپر*

ترجمه؛ محمدوالا يزداني



در صبحگاه يک روز يکشنبه در جام جهاني گذشته، يک لشگر آدم در خيابان «اونتر دن ليندن» شهر برلين دور هم جمع شده بودند. صدها هزار جوان که پرچم هاي آلمان را با خودشان مي بردند، ساعت ها در گرما ايستادند تا به تيم ملي فوتبال آلمان خوشامد بگويند. عملاً مي توان گفت اين بهترين رژه تاريخي بعد از شکست به حساب مي آمد. آلمان در آن جام جهاني سوم شد اما اصلاً اين مساله براي مردم اين کشور اهميت نداشت. آنها تبديل به اولين هواداران در دنياي فوتبال شدند که براي چيزي فراتر از رسيدن به پيروزي شادي مي کردند.

آلمان يکشنبه شب در فينال يورو 2008 مقابل اسپانيا شکست خورد اما اکثر هواداران آلماني اهميتي به اين داستان نمي دادند. در هواداران ديگر کشورها هم کم کم اين تغييرات فکري ديده مي شود. اين حرکت مرحله جديدي را وارد تاريخ فوتبال کرده است. ژرمن ها به پيروز شدن عادت کرده اند. آنها نکته يي را تعريف کرده اند که گري لينه کر مهاجم سابق تيم ملي انگليس هم در تعريف واژه فوتبال آن را «مسابقه يي 22 نفره» خواند که «در پايان آلمان ها پيروز مي شوند». اما آلمان ها هيچ وقت خوش استيل پيروز نمي شوند. ديويد وينر نويسنده يي فوتبالي گفته بود اگر جام جهاني را مثل يک داستان توصيفي در نظر بگيريم، آلمان در آن نقش آدم منفي قصه را بازي مي کند. وينر اعتقاد دارد «جام جهاني بدون آلمان مثل فيلم «جنگ ستارگان» بدون دارث ودر (شخصيت محوري فيلم در سه قسمت اوليه) است.

ممکن است خيلي از آلمان ها دوست نداشته باشند ايده ودر را بپذيرند. هفته نامه روشنفکري «دي سايت» درباره اين حس گفته بود؛ «Siegesscham» يعني «واي بر پيروزي». آلبرشت زونتاگ جامعه شناس آلماني دانشگاه علوم ارتباطات «انژر» در فرانسه حضور تيم ملي آلمان در فينال سال هاي 82 و 86 را «شرم آور» مي خواند. به عبارتي بهتر هر چه بيشتر پيروز شوي، کمتر اهميت پيروزي را درک مي کني. برند هولتزن باين در جام جهاني 1974 در دومين قهرماني آلمان ها در سه دوره جام هاي جهاني قبلي سهيم بود، اما قهرماني اول تيم ملي آلمان در جام جهاني 1954 را به جام سال 1974 ترجيح مي دهد؛ «من مثل همه فينال جام 1954 را زماني که بچه بودم از تلويزيون تماشا کردم؛ آن هم از تلويزيوني که شايد تا شعاع 10 کيلومتر، تنها تلويزيون ممکن به حساب مي آمد. آن بازيکنان بت هاي من بودند. سال 1954 سمبل برخاستن آلمان از خاکستر بود. جام 1974 اهميت کمتري داشت و حالا هيچ کس هم يادش نمي آيد کدام بازيکنان در جام جهاني 1990 بازي کردند.»

داستان در جام ملت ها هم به همين شکل است؛ «آلمان تا امروز از 10 فينال در شش تا حضور داشته است.»

آلبرشت زونتاگ در تاييد حرف هاي هولتزن باين مي گويد؛ «آلمان در تورنمنت هاي زيادي شرکت کرده و جام هاي زيادي هم برده است اما آن چيزي که همواره در خاطر شما باقي مي ماند، شکست هاي تراژيک است؛ شکست پلاتيني در سويل (جام 1982)، کرويف در مونيخ (جام 1974) و اووه زيلر در ويمبلي (جام 1966). تا مدت هاي مديدي همه از اين اتفاقات تراژيک حرف مي زدند.»

يورگن کلينزمن که به عنوان بازيکن، قهرمان جام جهاني و يورو شده بود، اين درد تراژيک را کشيده است. او که سال 2004 تبديل به سرمربي آلمان شد، به اين نتيجه رسيد که فوتبال آلمان دنبال شور جديدي است. تيم کلينزمن حمله مي کرد و اگر مي باخت هم مشکلي نبود. DFB (فدراسيون فوتبال آلمان) به عنوان بزرگ ترين ارگان ورزشي در سطح جهان با شش ميليون عضو هم به تيم کلينزمن شک داشت. جام جهاني 2006 فرا رسيد و آلمان ها عاشق تيم ملي شان شدند. يکي از بازي ها پاي چيزي حدود يک ميليون هوادار را به «فن مايل» برلين باز کرد. حتي وقتي آلمان در نيمه نهايي به ايتاليا باخت، کمتر ژرمني را مي شد ناراحت پيدا کرد. آن شب پليس برلين مجبور شد هواداراني را که براي آب تني به رودخانه «اشپري» رفته بودند جمع و جور کند. اين هواداران خودکشي نمي کردند، آنها فقط شادي مي کردند.

يواخيم لو جانشين کلينزمن گفته بود مي خواهد يورو 2008 را با ارائه «فوتبال زيبا» فتح کند. وقتي آلمان مقابل اتريش مثل گذشته يک پيروزي زشت به دست آورد، لو براي اينکه تيمش نتيجه گرفته بود، پيروزي را مايه توجيه قرار نداد بلکه سرمربي آلمان ها فوتبال بدي که تيمش ارائه داد را هدف قرار داد.

يکي از مسوولان فوتبال ترکيه پيش از شکست تيمش مقابل آلمان در نيمه نهايي به من گفت؛ «تيم آلمان امسال از بهترين تيم هاي آلماني نيست.»

او درست مي گفت. اما شايد اين آلمان بهترين، باکلاس ترين و چندکاره ترين تيم تاريخ اين کشور بود.

وقتي لوکاس پودولسکي بعد از زدن گل دومش مقابل لهستان (کشوري که در آن بزرگ شده بود)، خوشحالي نکرد، همه دوستش داشتند. به همين دليل است که آلمان ها يورو 2008 را بيش از هر تورنمنت ديگري تماشا کردند. اگر تعداد هواداران ميليوني آلماني در «فن مايل»ها را به عنوان سنت جديد اين کشور بشماريد، اين مساله برايتان مفهوم پيدا مي کند.

زونتاگ در اين رابطه مي گويد؛ «فوتبال نماد احساسات است. به همين دليل است که احساسات در جشن گرفتن بيشتر خودش را نشان مي دهد تا در پيروزي. براي اسپانسرها هم اين شکل بيرون ريختن احساسات بهتر است. شما چگونه مي توانيد براي آلمان 1982 و نايب قهرماني اش احساسات به خرج دهيد؟»

نکته اصلي نهفته در فوتبال بين المللي نشان دهنده برتري روح ملي کشورتان بر مفهوم پيروزي است اما اکنون احساسات متعلق به قرن بيست و يکم هستند؛ فوتبال جانشين بر حق جنگ است. بازيکنان ايتاليا به رهبري گتوزو اعتقاد داشتند چه در فينال جام 2006 شکست بخورند چه پيروز شوند، تيم شان تصوير به مراتب بهتري از خودش نشان داده است. در يورو 2008 هواداران سوئد از باخت تيم شان ناراحت نبودند بلکه از فوتبال خسته کننده کشورشان دلخور بودند. زونتاگ هم مي گفت دوستان فرانسوي اش آرزو داشتند تيمي سرحال مثل آلمان داشته باشند.

*ستون نويس فايننشال تايمز
اساسنامه فدراسيون فوتبال و راهبردهاي پيش رو


سعيد فائقي

چنان که به استحضار رسانديم در اساسنامه جديد، فدراسيون از ساختار عريض و طويلي برخوردار است و به ناچار هزينه هاي جديد بر آن تحميل شده است. تدوين کنندگان اساسنامه براي جبران هزينه ها در ماده 69 در 13 بند به درآمدهاي فدراسيون پرداخته اند و درآمدها را طوري تدوين کرده اند که فدراسيون بتواند از عهده هزينه ها برآيد. نکته يي که بسيار حائز اهميت است و در بند يک ماده 69 اشاره شده يکي از منابع درآمدي فدراسيون کمک هاي مالي سازمان ها، مجامع ملي و بين المللي است. البته بدون تاثيرپذيري يعني براي اينکه فدراسيون استقلال خود را حفظ کند، اين گونه تمهيد انديشيده شده که اگر سازمان و نهادي مثلاً سازمان تربيت بدني به آن کمک کرد، مديران فدراسيون حق ندارند در مقابل دريافت اين کمک امتيازي را در اختيار نهاد کمک کننده قرار دهند. به معني روشن و شفاف آن اينکه فدراسيون را نبايد در اختيار شخصيت حقيقي يا حقوقي قرار داد، به دليل اينکه آن شخصيت حقيقي يا حقوقي از تمکن مالي برخوردار است.

خاطرتان باشد در توجيه حضور بعضي از افراد صاحب منصب غيرمرتبط با فوتبال، همواره توجيه مان اين بوده است که فرد موردنظر به دليل امکان و توان کمک و مساعدت مالي بهتر است در فدراسيون عضو شود يا اينکه در راس فدراسيون قرار گيرد و ملاحظه مي فرماييد اين امر به کلي منع شده و مي توان چنين استنباط کرد که به تبع همين بند در مورد ساير اعضاي وابسته به فدراسيون از جمله هيات ها و باشگاه ها و... هم نبايد اين کار صورت گيرد و هيچ فرد حقيقي و حقوقي حق ندارد از بابت اينکه کمک به فدراسيون مي کند از آن بهره برداري کند. انصافاً تدوين کنندگان اساسنامه چون در گذشته شاهد بوده اند بارها و بارها استقلال فدراسيون زير سوال رفته، بسيار عنايت ظريفي را به عمل آورده اند. براي اجراي صحيح اساسنامه در آينده حق نخواهيم داشت فدراسيون فروشي کنيم. در گذشته در بندها و ماده هاي پيشين يادآور شديم اساسنامه تخصص را در گزينش مديران، الزامي کرده است و مديران ارشد فدراسيون بين 8 تا 10 سال سابقه مديريت مرتبط بايد داشته باشند. اگر خاطر شريف عزيزان باشد در دوران جنجالي انتخابات يکي از مسائلي که ما را تا مرز تعليق دوباره برد، عدم رعايت همين امر بود و بودند عزيزاني که نه تنها از سابقه مديريتي برخوردار نبودند، بلکه صرفاً براي اينکه مي توانند به فدراسيون کمک کنند در صدر کانديداها قرار گرفته بودند که هشياري به موقع هيات انتقالي اين امر را خنثي کرد.

از موارد مهمي که در اين اساسنامه در ماده 69 منظور شده عوايد حاصل از حقوق ورزشي است که مي تواند از بهره برداري از آرم ها و نشان ها و کپي رايت گرفته تا هر نوع منافع مالي سمعي و بصري، ضبط راديويي و حقوق توليد و پخش تلويزيوني و حتي حقوق چندرسانه يي و در اصطلاح جديد برخورداري از حقوق معنوي باشد. در کشور ما با توجه به اينکه هم تک رسانه يي هستيم و هم رسانه ملي است. بايد براي حق پخش تلويزيوني و تبليغات چاره خاصي انديشيد. گرچه اين امر به قرار اطلاع در مجمع محترم تشخيص مصلحت نظام مطرح است اما مي توانست با يک قانون در مجلس حل و فصل شود. اميدوارم مجلس هشتم در يک اقدام عادلانه و مصلحانه مبادرت به حل اين مشکل کند و از مجمع محترم تشخيص مصلحت نظام هم استدعا داريم در تصميم شان حقوق فدراسيون را رعايت کنند. البته تنها فوتبال از چنين اعتباري برخوردار است و رسانه ملي اگر در مواجهه با اين مشکل قرار گيرد آن وقت احتمال دارد ورزش هاي ديگر آسيب ببينند، چرا که از چنين امکاني برخوردار نيستند و اگر پخش نشوند به لحاظ فرهنگي با مشکل اساسي مواجه مي شوند.

در گذشته ديده ايم که بعضي از ورزش ها به دليل مواردي که براي عدم پخش آنها به وجود آمد، چگونه با خسران مواجه شدند، لذا مجمع محترم تشخيص مصلحت نظام عنايت داشته باشند که اعطاي حقوق بحق فدراسيون فوتبال و برگرداندن حق مسلم آنها، موجبات مشکل براي ساير فدراسيون ها نشود و اما حقوق برگزاري مسابقات مطابق بند 13 انحصاراً در اختيار فدراسيون است و مطابق بند 12 عوايد حاصل از حقوق واگذارشده به فدراسيون از منابع مهم مالي آن است و چون در بند 5 به فدراسيون اجازه داده شده از محل ساخت و توليد و توزيع و فروش لوازم و وسايل ورزشي کسب درآمد کند، بديهي است حقوق آرم و نشان و برند فدراسيون متعلق به او است و نياز است هيات رئيسه محترم و رياست معزز فدراسيون هرچه سريع تر همه حقوق متعلق به فدراسيون را به ثبت برسانند و بلافاصله اقدام به اجراي بند 5 کنند و امکاني را فراهم آورند که اين حقوق که در گذشته همواره مورد تعرض واقع شده، به فدراسيون بازگردد و حفظ و حراست از کليه حقوق انحصاري را در دستور کار قرار دهند.

براي تکميل منابع مالي فدراسيون در ماده 71 به حق عضويت اشاره شده که مهم ترين آن بند 1-1 ماده مذکور است و در آن قيد شده اعضاي حقيقي و حقوقي که درآمد سالانه آنها ثبت مي شود، معادل دو درصد آن بايد حق عضويت بپردازند. اگر گردش مالي ليگ برتر و ليگ دسته يک و ليگ دسته دو که نمايندگان آنها در مجمع فدراسيون هم حضور دارند، روي هم سالانه پانصد ميليارد تومان تصور شود، آن وقت فقط حق عضويت فدراسيون از اين محل 10 ميليارد تومان خواهد بود. مي توان اين طور نتيجه گرفت که چون صدور مجوز فعاليت براي باشگاه هاي فوتبال با فدراسيون است و اگر طي آيين نامه، سازمان ليگ مامور شود حساب تلفيقي همه باشگاه ها در همه رده ها را ارائه دهد، آن وقت ملاحظه خواهيد فرمود اولاً چه حجمي پول در فوتبال گردش مي کند، ثانياً چه منبعي پرپول براي فدراسيون خواهد بود. براي پرهيز از اطاله کلام مي توان گفت که تدوين کنندگان اساسنامه منابع بسيار قابل توجهي را براي فدراسيون انديشيده اند و اين فدراسيون است که با تحقق آنها به شکوفايي خواهد رسيد.
عناوين اين صفحه
رضايي در يک قدمي اشتوتگارت
در انتظار «بله» قطبي
يک گزينه ديگر به نامزدهاي مربيگري پرسپوليس اضافه شد
وضعيت عجيب پيام خراسان
فسخ قرارداد يکي از با گاييچ به درخواست مربيان وطني
آخرين والس در وين
حالا چه مي گوييد آقاي بلاتر
ضد و نقيض هاي جام عجيب
اينجا قرن بيست و يکم است
اساسنامه فدراسيون فوتبال و راهبردهاي پيش رو
باقري با پرسپوليس تمديد کرد
نايب قهرماني تيم کشتي آزاد ايران
معرفي دوچرخه سواران المپيکي ايران
موافقت شوراي برون مرزي با سفر تيم ملي به چک
«شمس» دهمين مربي برتر جهان
ولفگانگ فرانک سرمربي فصل آينده سايپا
عربستان در چک همسايه ايران مي شود
فوتبال، هبه دولتمردان به هم
اسپانيا روي کاغذ هم قهرمان شد

باقري با پرسپوليس تمديد کرد
ايسنا؛ کريم باقري کاپيتان تيم فوتبال پرسپوليس ديروز در باشگاه پيروزي حضور يافت و قراردادش را با قرمزپوشان پايتخت به مدت يک سال تمديد کرد. فرشيد کريمي دروازه بان پرسپوليس نيز ديروز در باشگاه حضور يافت و با اين تيم تسويه حساب کرده و رضايت نامه دريافت کرد.


نايب قهرماني تيم کشتي آزاد ايران
ايسنا؛ تيم کشتي آزاد ايران با يک مدال طلا، دو نقره و چهار برنز نايب قهرمان مسابقات جايزه بزرگ باکو شد. در روز پاياني از مرحله نهايي مسابقات جايزه بزرگ طلايي فيلا که در باکو انجام شد، تيم ايران با هشت کشتي گير به هفت مدال رسيد. «رضا يزداني» که با قهرماني در جام تختي براي المپيک استارت زد، اين بار نيز موفق بود و با پيروزي دو بر صفر مقابل گاگنيدزه گرجستاني بر سکوي قهرماني ايستاد. اما فينال وزن 74 کيلوگرم «ميثم مصطفي جوکار» براي سومين بار مقابل «شمس الوارايف» آذربايجاني قرار گرفت که اين بار نمايش ضعيفي داشت و برخلاف دو مسابقه قبل خود، شکست خورد تا دوم شود. جوکار در دو تايم متوالي دو بر صفر و چهار بر صفر مغلوب شد. در وزن 120 کيلوگرم، محسن رضايي کشتي گير کرمانشاهي با پيروزي بر «آيدين پولاتچي» قهرمان سال 2005 جهان از ترکيه به فينال رسيد اما نتوانست از سدعلي عيسي يف آذربايجاني عبور کند عيسي يف اين تايم را هم يک بر صفر به نفع خود به پايان رساند.


معرفي دوچرخه سواران المپيکي ايران
ايسنا؛ سه ملي پوش دوچرخه سواري ايران اعزامي به بازي هاي المپيک 2008 پکن معرفي شدند. در جلسه کميته فني فدراسيون دوچرخه سواري که يکشنبه شب برگزار شد، قادر ميزباني، حسين عسگري و مهدي سهرابي به عنوان سه ملي پوش اعزامي ايران به بازي هاي المپيک 2008 پکن انتخاب شدند. همچنين «احد کاظمي» به عنوان نفر چهارم و ذخيره دوچرخه سواري ايران انتخاب شد تا در صورت نياز جايگزين ديگر ملي پوشان شود. براي تعيين نفرات اعزامي به المپيک 6 دوچرخه سوار در اردوها حضور داشتند و مصطفي سيدرضايي و امير زرگري ملي پوشاني بودند که از ترکيب تيم ملي خط خوردند.


موافقت شوراي برون مرزي با سفر تيم ملي به چک
رئيس شوراي برون مرزي سازمان تربيت بدني از موافقت اين شورا با برپايي اردوي تدارکاتي تيم ملي فوتبال در جمهوري چک خبر داد. سيصد و سي و دومين جلسه شوراي برون مرزي سازمان تربيت بدني يکشنبه برگزار شد و طي آن درخواست فدراسيون هاي مختلف براي برگزاري برنامه هاي گوناگون بين المللي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. کيومرث هاشمي پس از پايان اين جلسه گفت؛ با موافقت اعضاي تيم ملي فوتبال کشورمان به منظور کسب آمادگي لازم براي شرکت در بازي هاي مقدماتي جام جهاني، از سي و يکم تيرماه تا ششم مردادماه در کشور جمهوري چک اردوي تدارکاتي برپا مي کند و مقرر شده در اين اردوي تدارکاتي تيم ملي فوتبال کشورمان دو ديدار دوستانه برگزار کند. هاشمي يادآور شد؛ تيم ملي کشورمان با 31 بازيکن،4 مربي، يک سرپرست،

4 پزشک و يک نفر همراه به جمهوري چک اعزام مي شود.


«شمس» دهمين مربي برتر جهان
ايسنا؛ سايت معتبر فوتسال پلنت مربيان برتر فوتسال در سال 2007 را معرفي کرد. سايت فوتسال پلنت در حالي که شش ماه از سال 2008 مي گذرد فهرست 26 نفري را از مربيان برتر جهان در سال گذشته ميلادي اعلام کرد که در اين فهرست حسين شمس مربي تيم ملي ايران که توانست اين تيم را به مقام قهرماني در آسيا برساند با کسب 15 امتياز در جايگاه دهم قرار گرفته است. شمس در اين فهرست بالاتر از ديگر مربيان آسيايي است. بر اساس نظرسنجي اين سايت «خوسه ونانيسو» از اسپانيا با کسب 154 امتياز به عنوان بر ترين مربي سال انتخاب شد و پس از او خاوير لوزانو، پائولو داوليويرا از اسپانيا و برزيل در مکان هاي دوم و سوم قرار گرفته اند.


ولفگانگ فرانک سرمربي فصل آينده سايپا
فارس؛ عضو هيات مديره باشگاه سايپا گفت؛ ولفگانگ فرانک به احتمال زياد سرمربي آينده تيم فوتبال ما خواهد بود. حسين شهرياري اظهار داشت؛ امروز(دوشنبه) جلسه مثبتي با فرانک داشتيم و طرفين شرايط خود را بيان کردند. قرار شد پس از 24 ساعت ايشان پاسخ ما را بدهند. وي افزود؛ احتمال مي دهم ايشان فصل آينده سرمربي تيم ما خواهند بود؛ اما هنوز جواب قطعي نداده اند. تمام شرايط باشگاه سايپا را برايش تشريح کرديم تا مثل لورانت بعد از مدتي نگويد در اين باشگاه بايد چمن هم کوتاه مي کردم. شهرياري در خصوص زمان آغاز همکاري فرانک با سايپا گفت؛ اگر فرانک فردا قرارداد را امضا کند، به آلمان مي رود و پس از سه روز به ايران باز مي گردد. تصور مي کنم در اردوي اردبيل هدايت سايپا را بر عهده بگيرد.


عربستان در چک همسايه ايران مي شود
ايسنا؛ تيم ملي فوتبال عربستان اردوي آمادگي خود را در جمهوري چک برگزار خواهد کرد. تيم ملي عربستان پس از مشخص شدن گروه بندي رقابت هاي مرحله چهارم بازي هاي مقدماتي جام جهاني 2010 کشور جمهوري چک را براي اردوي آمادگي خود انتخاب کرده است. عربستان از 16 جولاي ( 26 تير) با 30 بازيکن در اردوي چک حاضر خواهد شد. تيم ملي عربستان در گروه چهارم مسابقات با تيم هاي ايران - کره شمالي - کره جنوبي و امارات هم گروه است و در اولين ديدارش بايد در خانه ميزبان تيم ايران باشد


فوتبال، هبه دولتمردان به هم
مهدي اميرپور؛وقتي شما رئيس سازمان تربيت بدني هستيد و در سال ابتدايي حضورتان در اين پست با چند گروه مشاوره به جمع بندي مي رسيد بايد قيد حضور پنج تيم تهراني در ليگ برتر را بزنيد و با توجيه اينکه تماشاگران از تيم هاي تهراني ليگ استقبال نمي کنند، به دنبال انتقال آنها به شهرستان هاي ديگر هستيد، با چه توجيهي رضايت مي دهيد که صباباتري با ميانگين دو سه هزار تماشاگر در مسابقات ليگ برتر در استاديوم درخشان رباط کريم سال آينده در قم بازي کند؟ شايد پيش خودتان تصور مي کنيد استاديوم يادگار امام قم که سال 85 با ظرفيت پانزده هزار تماشاگر افتتاح شده، با اين اتفاق به چشم بيايد تا يکي از دستاوردهاي دولت نهم در حوزه ساخت و ساز ورزشي در لوکس ترين وضعيت در مسابقات ليگ برتر به نمايش در بيايد. البته تا اينجاي کار مي توان استدلال علي آبادي را براي اين اتفاق درک کرد اما ماجرا از جايي غيرقابل درک مي شود که يک بار ديگر شهرهايي که در انتظار حضور در ليگ برتر هستند را ليست کنيم. اگر فرض را بر اين بگذاريم که توجيه سازمان تربيت بدني براي انتقال صباباتري به قم درخواست مردم فوتبال دوست اين شهر است، بايد براي نقض آن پاي تبريز، قائم شهر و خرم آباد را پيش کشيد. اگر در سال گذشته راه سازان قم در مسابقات ليگ دسته دوم با ميانگين هزار تماشاگر در هر بازي حتي نتوانست به مسابقات ليگ دسته اول هم صعود کند، تراکتورسازي در تبريز براي هر مسابقه خانگي خود ده هزار نفر را به استاديوم باغشمال مي کشاند و نساجي در مسابقات خانگي خود در ليگ دسته اول هميشه ورزشگاه شهيد وطني قائم شهر را پر از تماشاگر مي بيند.با اين حساب انتقال صباباتري به قم توجيه ورزشي ندارد. اما اگر دنبال توجيه ديگري مي گرديد بايد شما را به عرصه سياست راهنمايي کنيم؛ جايي که در آن جهان بين مديرکل تربيت بدني قم، انتقال صباباتري به قم را «هبه وزارت دفاع به استانداري قم» به حساب مي آورد. جالب اينجاست که وزارت دفاع در يک اقدام شگفت انگيز به جاي اينکه هبه خودش را به مردم تبريز و قائم شهر و خرم آباد و ساري تقديم کند، آن را براي استانداري قم مي فرستد؛ اتفاقي که قطعاً سياستمداران وزارت دفاع و وزارت کشور با لابي هاي سياسي موفق به ثبت آن شدند. حالا در اين بين هم اصلاً سياستمداران اين دو وزارتخانه خبر نداشتند صباباتري سال آينده نماينده چهارم ايران در مسابقات ليگ قهرمانان آسياست و قم اصلاً ظرفيت برگزاري مسابقات صبا در آسيا را ندارد.بايد اضافه کنيم تا فصل گذشته راه سازان قم در ورزشگاه حيدريان مسابقات خودش در دسته دوم را انجام مي داد. ورزشگاهي که حداکثر سه هزار نفر ظرفيت دارد. اين وضعيت مي تواند يکي از نگران کننده ترين اخبار فوتبال ايران در آستانه آغاز فصل جديد ليگ برتر باشد؛ اتفاقي که به همه ثابت مي کند هنوز هم لابي هاي سياسي باعث تحولات ورزشي مي شود.


انتخاب تيم برتر يورو 2008
اسپانيا روي کاغذ هم قهرمان شد
يک روز پس از پايان يورو 2008 چند کارشناس يوفا بازيکنان منتخب مسابقات را انتخاب کردند. پيش بيني مي شد يوفا يازده بازيکن برگزيده يورو را معرفي کند اما يوفا به جاي اين کار، 23 بازيکن را در فهرست نهايي خود قرار داد که البته در اين فهرست اتفاقات جالبي هم رخ داده است. به عنوان مثال بوسينگوا مدافع راست ناکام پرتغال که عملکرد ضعيفي در بازي با آلمان داشت؛ در فهرست يوفا قرار گرفته اما سرخيو راموس که بي شک بهترين مدافع راست جام بود و در فينال هم عالي ظاهر شد، جايي در تيم 23 نفره مسابقات ندارد. در خط حمله هم بي توجهي به فن نيستلروي که سه گل براي هلند زد و ستاره تيمش بود؛ جلب توجه مي کند. به هرحال همان طور که پيش بيني مي شد اسپانيا بيشترين نماينده را در فهرست دارد. کاسياس، پويول، مارچنا، سنا، ژاوي، فابرگاس، اينيستا، تورس و ويا 9 بازيکن موفق اسپانيا در يورو بودند که براي تيم منتخب مسابقات انتخاب شده اند. پس از اسپانيا، آلمان و روسيه با سه نماينده قرار دارند. البته با انتخاب ژاوي به عنوان بهترين بازيکن جام و آقاي گلي داويد ويا، موفقيت قهرمان يورو 2008 در اين تورنمنت کامل شد. نگاهي به تيم منتخب يورو قدرت اسپانيا در مسابقاتي که گذشت را نشان مي دهد. هر چند کارشناسان يوفا در چند مورد بدسليقگي کردند. در واقع مارچنا و پويول که درخشش آنچناني در يورو نداشتند، مورد توجه يوفا قرار گرفته اند اما راموس و سروت که از بهترين مدافعان تورنمنت بودند، در فهرست يوفا ديده نمي شوند. نکته ديگر شکست بالاک مقابل ژاوي در زمينه کسب عنوان بهترين بازيکن جام بود که شايد اگر آلمان فينال را مي برد؛ داستان متفاوت مي شد و اين عنوان به کاپيتان آلمان مي رسيد. به هر حال نگاهي به فهرست زير نشان مي دهد يورو 2008 چند بازيکن موفق داشت و چه تورنمنت جالبي بود. حالا اين ستاره ها منتظر آغاز مقدماتي جام جهاني 2010 هستند تا خود را به فستيوال جهاني آفريقاي جنوبي برسانند.

دروازه بان ها؛ جيان لوئيجي بوفون (ايتاليا)، ايکر کاسياس (اسپانيا)، ادوين فان درسار(هلند)

مدافعان؛ بوسينگوا (پرتغال)، فيليپ لام (آلمان)، کارلوس مارچنا (اسپانيا)، پپه (پرتغال)، کارلوس پويول (اسپانيا)، يوري ژيرکوف (روسيه)

هافبک ها؛ هميت آلتينتاپ (ترکيه)، لوکا مودريچ (کرواسي)، مارکوس سنا(اسپانيا)، ژاوي هرناندس (اسپانيا)، کنستانتين زيرانوف (روسيه)، ميشائيل بالاک (آلمان)، سسک فابرگاس (اسپانيا)، آندرس اينيستا (اسپانيا)، لوکاس پودولسکي (آلمان)، وسلي اشنايدر (هلند)

مهاجمان؛ آندري آرشاوين (روسيه)، رومان پاوليوچنکو (روسيه)، فرناندو تورس (اسپانيا)، داويد ويا (اسپانيا)


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام