بارني روناي
ترجمه؛ شيوا آباء
يورو 2008 يکي از بهترين تورنمنت هاي فوتبالي طي سال هاي اخير بوده، يک فوتبال تهاجمي، غيبت انگليس و کيمياگري عجيب، دور از انتظار و البته به يادماندني فاتح تريم. خواندن 10 نکته به يادماندني و آموزشي از رقابت هاي جام ملت هاي اروپا مي تواند جذاب باشد.
1- کريستيانو رونالدو؛ مي دانستيم که فقط ما نيستيم که مدعي هستيم.
با همه اتفاقات و موضوعات آزمايش شده در اروپا خيلي ها از شنيدن حرف ها و شايعات و داستان هايي که براي ترانسفر رونالدو به وجود آمده بود، متعجب شدند. کريس رونالدو ثابت کرد که مي تواند با تصميمات عجيب و غيرمنتظره اش بقيه را گيج کند. کاري که در طول همين دو هفته اخير انجام داد. در همان زمان که مشغول رايزني با سران باشگاه رئال براي انتقال به اسپانيا بود لقب جذاب ترين بازيکن يورو 2008 را هم در نظرسنجي ها از آن خود کرد، جواب معما در مغز گردو پنهان شده است.
2- نتيجه 2-3 جايگزين صفر- 1
صراحتاً مي توان گفت که پيش از اين اگر شما بدون بحث و گفت وگو در ميان شلوغي روي صندلي ورزشگاه مي نشستيد، آن هم در حالي که پرچم ترکيه و هوادارانش احاطه تان کرده بود بدون هيچ هيجاني بعد از سوت پايان بازي بايد مي رفتيد و پولتان را پس مي گرفتيد اما گل هاي اين دوره ترک ها همگي سالم و درست بودند، هيجان انگيزتر از همه گل هاي دقيقه آخر بود که تا آخرين لحظه روحيه مبارزه و جنگندگي را به تصوير مي کشيد. تساوي دو تيم تا دقايق پاياني و ناگهان گل برتري در آخرين لحظات، اين چه معنايي مي دهد؟
3- هرگز آلمان را فراموش نکن.
خب، همه ما مي دانيم چه اتفاقي افتاده، اما در اين لحظه همه چيز مي تواند براي آلمان تاسف بار باشد، يک دروازه بان ديوانه همه چيز را بر باد داد. حضور آلمان در فينال اروپا نشان داد که با آلمان هميشگي فرق دارد. به عبارت ديگر چشم ها زماني خيره شد که ژرمن ها پرتغال را از دور خارج کردند؛ زنگ ها در آن لحظه به صدا درآمد. اگرچه پايان داستان چندان خوشايند نبود.
4- بازگشت بازيساز کوچک و يک راه بزرگ،
لاغر اندام است و جثه يي نحيف دارد، کمي اخمو و ترشروست، گاهي هم مثل ستاره يي از دور سوسو مي زند.هر نيم ساعت يک بار يا کمي بيشتر مثل ملخ يک هلي کوپتر چرخش هاي 360 درجه يي دارد. پاسکاري هايش اما او را هميشه در يادها باقي نگه مي دارد. به جو کول توجه کنيد؛ موهايتان را بلند کنيد، دويدن هاي مداوم اما عجيب داشته باشيد و حتي گاهي در وسط زمين مي توانيد هيچ کاري نکنيد و با اخم با حريف روبه رو شويد. خب حالا همه چيز درست شد.او ژاوي است.
5- فاتح تريم لياقت اين را داشت که برايش تعظيم کنند.
فقط يک نبوغ تاکتيکي نمي تواند تيمي را تنها با هفت بازيکن آماده و ثابت مقابل آلمان ها به ميدان بفرستد که مدعي قهرماني را تحت فشار بگذارد. مربي ترکيه چيزي بيش از يک مربي براي اين پسرها بود، در ميان رشته کوه هاي آلپ در قلب اروپا تريم نمايش درخشاني داشت. عکس العمل هاي او کنار زمين وقتي عصبي و هيجان زده مي شد آنقدر ديدني بود که بشود اين پيشنهاد را داد که به اين مرد يک برنامه شوي تلويزيوني بدهيد.
6- قانون هواداران سوئدي، حتي اگر تيمشان حذف شود.
آنها در اين تورنمنت بهترين بودند. هيجان زده و مدهوش بودند بدون الکل، فرياد مي زدند و خوشحال بودند بدون ديوانگي. ديدن هواداران اين مدلي چندان نرمال نيست. آنها به شهرهاي مختلف سفر مي کردند. تي شرت هاي زرد مي پوشيدند و از فوتبال لذت مي بردند. اما از حذف تيمشان به شدت شرمنده و متاسف شدند.
7- جاي انگليس واقعاً خالي بود.
آنچه بيرون از استاديوم هاي فوتبال بارها و بارها راجع به آن صحبت شد اين بود که غيبت انگليس در اين تورنمنت به شدت احساس مي شد. استيو مک لارن پايه گذار اين غيبت براي لردهاي جزيره بود و زماني همه به اين نتيجه رسيدند که براي جبران تا حدي دير بود. همين به اندازه کافي شما را ناراحت و متاسف مي کند. چرا انگليس نبود؟
8- جشن هاي قبل از بازي خوب بودند. نه واقعاً اين طور نبود؟
پيش از آغاز هر مسابقه ژيمناست ها با حرکات ديدني و هماهنگ با موزيکي که از بلندگوهاي عظيم الجثه ورزشگاه پخش مي شد، تماشاچيان را سرگرم مي کردند. در همين حين مي توانستيد از کافه هاي کوچکي که در استاديوم تعبيه شده بود فنجاني چاي و نوشيدني هم بگيريد و به تماشاي اين نمايش هم بنشينيد، اما اين براي آمادگي قبل از مسابقه چندان هيجان انگيز نيست.
9- مربيان کهنه کار و قديمي آينده مسابقات هستند.
بله همه ما از آنچه مارکوفان باستن با هلند در اين تورنمنت به نمايش گذاشت متعجب شديم، انديشه هاي جديد و جوانگرايي، تاکتيک و تکنيک اسلاون بيليچ و عملکرد کرواسي هم در اين بازي ها ديدني بود، اما در نهايت شما به يک تيم جوان نياز داريد و زيرکي و تيزهوشي فراوان، اما گاس هيدينک، کارل بروکنر و فيل بزرگ مربيان موفق تري بودند. اتو رهاگل، لئوبين هاکر و لوئيس آراگونس با متانت و هوشياري کارنامه درخشان تري به نمايش گذاشتند.
10- کرنرها، بلند يا کوتاه، مسخره است.
شايد بهترين راه براي گل زدن استفاده از ضربات آزاد و ضربات کرنر باشد؛ چيزي که در فوتبال انگليس بيش از هر جاي ديگري مرسوم است. اما در يورو 2008 اين مساله چندان اپيدمي نشد. فقط يک گل مستقيماً از روي يک ضربه آزاد وارد دروازه شد. البته هنوز هم کسي مثل ديويد بکام بهترين بازيکني است که از پشت توپ هاي کاشته شده گل مي زند؛ حتي از فاصله 40 ياردي؛ مي توانيد از دن فابيو بپرسيد.