از شما مي پرسيم واحد محاسبه هزينه خسارتي که به روح و روان سينماگران در طي کردن فرسايشي مراحل دشوار ساخت يک فيلم و سپس خانه نشين شدن وارد شده و مي شود، چيست
|
گروه فرهنگي؛ 72 سينماگر شناخته شده کشور در نامه يي سرگشاده خطاب به آيت الله علي رازيني رئيس ديوان عدالت اداري ضمن استقبال از صحبت هاي هفته گذشته اين مقام رسمي کشور مبني بر انتقاد از عدم نمايش آثار فرهنگي مجوز گرفته شده از نهادهاي رسمي خواستار ايجاد شيوه يي قانونمند براي جلوگيري از تلف شدن سرمايه هاي فرهنگي کشور شدند. اين نامه که به امضاي شناخته شده ترين فيلمسازان سينماي کشور از جمله بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي و مسعود کيميايي رسيده به دنبال اظهارنظرهاي هفته گذشته رئيس ديوان عدالت اداري نوشته شده که روز پنجم تيرماه اعلام کرد؛ «نبايد در وهله اول از مجوزي که براي نشر کتاب يا فيلم صادر شده است، عدول شود.»وي در بخش ديگري از صحبت هايش گفته بود؛ «اصل بر اين است که وقتي به کسي مجوز داديم، حرف مان را پس نگيريم زيرا اين امر موجب بي اعتمادي مردم به حکومت مي شود.»رازيني همچنين از نهادهاي مسوول خواسته بود که در صورت عدول از مجوز صادر شده خسارت وارده را به سازندگان پرداخت کنند. هر چند اين صحبت هاي رازيني به فاصله دو روز با پاسخ کوتاه وزير ارشاد روبه رو شد که اعلام کرد وزارت ارشاد خسارت صاحبان آثاري را که با مشکل عدم نمايش محصولات شان به رغم دريافت مجوز روبه رو شده اند پرداخت کرده است اما اين اظهارنظر در محافل فرهنگي واکنش ها و تاثيرات مختلفي داشت. گفته مي شود صحبت هاي رازيني بعد از شکايت تعدادي از سازندگان فيلم هاي داراي پروانه نمايش اما اکران نشده از وزارت ارشاد بيان شده است.صفار هرندي البته در همان صحبت هاي کوتاه صريحاً اعلام کرده بود که «ضرورت لغو مجوز آثار ممکن است در آينده نيز پيش بيايد» و شايد به همين دليل و با توجه به اقدامات و عملکرد چند سال اخير مديران فرهنگي کشور در صدور مجوز آثار و بعد برگشت از آن، 72 سينماگر که در ميانشان نام هاي شناخته شده يي به چشم مي خورد لازم ديدند در نامه يي سرگشاده از حقوق از دست رفته خود گلايه کنند. در اين نامه سينماگران با اشاره به صحبت هاي رئيس ديوان عدالت اداري به طرح پرسش هايي درباره هزينه اين گونه اقدامات نهادهاي مسوول پرداخته اند و خواستار لزوم بازنگري در قانون حمايت از حقوق مولفان مصوب سال 1348 براساس شرايط فرهنگي و اجتماعي حال حاضر کشور و نيز برخورد با تخلفات صورت گرفته از قانون مسووليت مدني مصوب سال 1339 شده اند. اين دومين نامه نگاري سرگشاده سينماگران در چند ماه اخير است که در اعتراض به شرايط موجود و فضاي فرهنگي کشور نگاشته مي شود. پيش از اين و در زمان برگزاري جشنواره فيلم فجر سال گذشته، 45 سينماگر در اعتراض به اقدامات هيات انتخاب جشنواره و سخت گيري در صدور پروانه نمايش فيلم ها اقدام به نگارش نامه سرگشاده يي خطاب به مديران عرصه فرهنگ و هنر کشور کرده بودند. متن کامل نامه 72 سينماگر خطاب به آيت الله علي رازيني رئيس ديوان عدالت اداري به شرح زير است؛
موضع رسمي اخير شما درباره آثار فرهنگي، هنري که به رغم برخورداري از مجوز وزارت ارشاد، در محاق توقيف افتاده يا براي عرضه و نمايش بلاتکليف مانده اند و اينکه رسماً اعلام کرديد وزارت ارشاد طبق قانون به جبران خسارات صاحبان اين آثار اعم از فيلم و کتاب ملزم است، مايه اميدواري سينماگران شد.تعداد فيلم هايي که پس از دريافت مجوز ساخت و نمايش، به بايگاني سپرده مي شوند، روز به روز بيشتر مي شود و متاسفانه نه تنها پيگيري هاي فرسايشي براي رفع اين موانع سودي نمي بخشد، گاه تنها نظر شخصي يک مدير، باعث تباه شدن همه زحماتي مي شود که سينماگران براي ساخت و ارائه اثر خويش کشيده اند.
به رغم وجود قوانين و با وجود اعمال سليقه هاي شخصي بسيار سخت گيرانه و دست و پا گير وزارت ارشاد، در مراحل گوناگون ساخت يک فيلم، متاسفيم به آگاهي شما برسانيم در حال حاضر شمار فيلم هايي که در همين چند سال اخير ساخته شده و دچار سرگرداني و بلاتکليفي هستند، از محصولات سينمايي توليد شده در برخي کشورهاي صاحب سينما بيشتر است و هيچ کس پاسخگوي اين همه خسارت نيست،
جناب آقاي رازيني،از حمايت قانوني شما بسيار خرسنديم، اما از شما مي پرسيم هزينه عمر تباه شده سينماگران چگونه و با چه مقياسي سنجيده مي شود؟ واحد محاسبه هزينه خسارتي که به روح و روان سينماگران در طي کردن فرسايشي مراحل دشوار ساخت يک فيلم و سپس خانه نشين شدن وارد شده و مي شود، چيست؟ معيار سنجش اضطراب ها و نااميد شدن هاي هر دوشنبه سينماگران، پشت در اتاق جلسات مجوز ساخت و نمايش چيست؟ قيمت هر يک از اين بي اعتنايي ها و بي عدالتي ديدن ها چگونه محاسبه مي شود؟
رياست محترم ديوان عدالت اداري، اکنون که سخن از عدالت و به ويژه حق الناس به ميان آمده است (که خداوند هم از آن نمي گذرد) اين پرسش مطرح است که در صورت اختصاص شعبه يي ويژه در ديوان براي رسيدگي به اين موضوع، آيا مي توان اميدوار بود هنرمنداني که از حقوق خود محروم شده اند، شاهد داوري منصفانه براي تعيين حدود قصور و اهمال مقصران باشند؟ غالباً فيلم هايي که در اين چند سال دچار بلاتکليفي شده اند هر يک سرمايه يي ارزشمند هستند که بخشي از هويت فرهنگي مردم ايران را در بر مي گيرند. از حقوق از دست رفته سينماگران هم که بگذريم، آيا ديوان عدالت اداري مي تواند براي جبران خسارت هايي که بر سرمايه هاي فرهنگي کشور وارد شده و مي شود، اقدام کند؟ آيا مي توان با همياري ديوان عدالت اداري به ايجاد شيوه يي قانونمند براي جلوگيري از تلف شدن سرمايه هاي فرهنگي و ارزشي سينماگران کشور اميدوار بود؟ قطع نظر از لزوم بازنگري در قانون حمايت حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان مصوب 11/10/1348 براساس شرايط فرهنگي و اجتماعي حال حاضر که بايد از سوي مراجع قانونگذاري صورت پذيرد، اقتضا مي کند با جديت و قاطعيت و سعه صدر، مواد و مستندات اين قانون و نيز قانون مسووليت مدني مصوب 7/2/1339 در جهت برخورد با تخلفات صورت گرفته از قانون، مرتبط با عرصه فرهنگ و هنر و حفظ حقوق حقه صاحبان اثر به اجرا درآيد. بدون شک اقدامات امروز تصميم گيران عرصه فرهنگ در حافظه تاريخي سينماي ايران ثبت خواهد شد و فردا آيندگان درباره آن قضاوت خواهند کرد.سعيد ابراهيمي فر، امير اثباتي، محمد احمدي، شهرام اسدي، همايون اسعديان، مهناز افضلي، تورج اصلاني، ژيلا ايپکچي، محسن اميريوسفي، عليرضا اميني، بهرام بيضايي، سيروس تسليمي، فرهاد توحيدي، کامبوزيا پرتوي، پرويز پرستويي، جعفر پناهي، کيومرث پوراحمد، حسن پورشيرازي، ماني حقيقي، عزيزالله حميدنژاد، حسين جعفريان، مصطفي خرقه پوش، عليرضا داوودنژاد، ابوالحسن داوودي، پوران درخشنده، شادمهر راستين، محمد رسول اف، اميرشهاب رضويان، اصغر رفيعي جم، عليرضا رئيسيان، حسين زندباف، علي ژکان، سامان سالور، رضا سبحاني، محمدعلي سجادي، سيامک شايقي، مژده شمسايي، پرويز شهبازي، محمد شيرواني، فرهاد صبا، هايده صفي ياري، محمدرضا عرب، مهدي فخيم زاده، فرامرز فرازمند، حميد فرخ نژاد، اصغر فرهادي، بايرام فضلي، علي محمد قاسمي، مجيد قاري زاده، کامران قدکچيان، عبدالرضا کاهاني، نيکي کريمي، مسعود کيميايي، احمدرضا گرشاسبي، فاطمه معتمدآريا، خسرو معصومي، علي معلم، سامان مقدم، فرزاد موتمن، داريوش مهرجويي، بيژن ميرباقري، مازيار ميري، تهمينه ميلاني، محمدرضا موئيني، محمدعلي نجفي، حميد نعمت الله، نقي نعمتي، مهدي نوربخش، محمد نيک بين، اصغر هاشمي، کارن همايونفر و داوود يوسفيان امضاکنندگان اين نامه هستند.