دوشنبه، 17 تير 1387 - شماره 1718
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
اين مرد عراقي الاصل که به بيش از 70 زن تعرض کرده اکنون درخواست عفو داده است
تبرئه دندانپزشک متجاوز از اتهام افساد في الارض


گروه حوادث؛ دادگاه انقلاب دندانپزشک عراقي الاصل را که متهم است بيش از 70 زن را در مطبش مورد آزار قرار داده بود از اتهام افساد في الارض تبرئه کرد. به گزارش خبرنگار ما، پرونده دندانپزشک عراقي از سال 83 در دادگاه کيفري استان تهران مطرح شد. چند ماه پيش از آن دندانپزشک 34 ساله سراغ پليس رفت و مدعي شد فردي از خانه اش سرقت کرده است. وي به ماموران پليس گفت؛ سارقي وارد خانه ام شده و علاوه بر پول و طلا، مقداري از مدارک مهم من را هم به سرقت برده است. در حالي که پليس تحقيقات خود را براي دستگيري سارق آغاز کرده بود، رديابي اموال مسروقه ماموران را به مرد سارق رساند و اعتراف اين متهم به تشکيل پرونده يي عليه دندانپزشک ختم شد. سارق در بازجويي ها گفت؛ کليد خانه دندانپزشک را از زن جواني گرفتم. او به من گفته بود چند حلقه فيلم از داخل کمد بردارم و بيرون بيايم، اما من براي اينکه مشخص نشود دقيقاً به چه منظور وارد خانه شده ام، اموال ديگري را هم سرقت کردم و بعد از اين کار از دختر جوان مبلغي پول به عنوان دستمزد گرفتم. پليس براي مشخص شدن انگيزه دختر جوان از سرقت، وي را بازداشت کرد. او گفت؛ مرد دندانپزشک من را مورد آزار قرار داده و فيلمبرداري کرده بود و وادارم مي کرد به خواسته هايش تن دهم، من هم براي اينکه از اين کارش جلوگيري کنم، چاره يي نداشتم جز اينکه به همه چيز پايان دهم. پس کليد خانه مرد دندانپزشک را به سارق حرفه يي دادم تا حلقه هاي فيلم را بدزدد و ديگر مجبور نشوم به مرد دندانپزشک باج دهم. با توجه به اعترافات دختر جوان، پرونده يي عليه مرد دندانپزشک تشکيل و براي رسيدگي به شعبه 79 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. دختر جوان در دادگاه کيفري در مورد شکايت خود گفت؛ اولين بار براي ترميم دندانم به مطب مرد دندانپزشک در ولنجک رفتم و وي به بهانه بي حس کردن دندان دارويي به لثه ام تزريق و مرا بي هوش کرد. مرد دندانپزشک سپس من را مورد آزار قرار داد و وقتي به خودم آمدم خيلي سريع از مطب خارج شدم. تصميم داشتم شکايتي نکنم و از ترس آبرويم سکوت کنم، اما مرد دندانپزشک از اين سکوت سوء استفاده مي کرد. وي ادامه داد؛ يک روز با من تماس گرفت و گفت از صحنه آزار من فيلمبرداري کرده است و اگر به خواسته اش عمل نکنم، فيلم را توزيع خواهد کرد، من هم به مطبش رفتم و او فيلم را به من نشان داد. پس از آن بود که مجبور شدم به خواسته هايش تن دهم و در نهايت هم نقشه سرقت را کشيدم. با توجه به اظهارات اين زن، مرد دندانپزشک بازداشت شد و قضات شعبه 79 دادگاه کيفري استان تهران دستور دادند مطب وي بازرسي و دوربيني که در آن کار گذاشته شده کشف شود. وقتي ماموران در محل حضور يافتند علاوه بر دوربيني که مرد دندانپزشک با آن از تعرض به شاکي فيلمبرداري کرده بود، تعداد زيادي فيلم پيدا کردند که حاوي صحنه هاي آزار دختران جوان ديگر بود و متهم آنها را در کمدي در اتاق عکسبرداري پنهان کرده بود. بررسي هاي بعدي نشان داد، مرد دندانپزشک آدرس و شماره تلفن تمام زناني را که به آنها تعرض شده در يک دفترچه نوشته است. مدارک جديد از تجاوز مرد دندانپزشک به 79 زن حکايت داشت و نشان مي داد وي پس از آنکه به بهانه تزريق آمپول بي حس کننده آنان را بي هوش مي کرد، مورد آزار قرار مي داد. قضات شعبه 79 با توجه به اين مدارک مرد دندانپزشک را مورد بازجويي قرار دادند. وي اتهام تعرض را رد کرد و مدعي شد، هيچ کدام از اين افراد در برابر وي مقاومت نکردند و داروي بي حسي که براي درد دندان به آنها تزريق شده باعث بي هوشي کامل هيچ يک از قربانيان نشده است. هر چند فيلم هاي به دست آمده ابعاد گسترده يي از جنايات مرد دندانپزشک را نشان داد، اما تنها شش زن حاضر به شکايت عليه وي شدند و ساير قربانيان براي حفظ آبروي خانوادگي در دادگاه حضور نيافتند.

به رغم ماه ها تحقيق مرد دندانپزشک به تجاوز به عنف اقرار نکرد و از آنجايي که مدارک عليه وي کافي نبود، دادگاه کيفري او را مستحق مجازات اعدام ندانست و پرونده را به دادگاه عمومي بازگرداند. مرد دندانپزشک پس از محاکمه در دادگاه عمومي به اتهام رابطه نامشروع و زنا به هشت سال حبس محکوم شد اما با اعتراض متهم پرونده به شعبه 39 دادگاه تجديدنظر تهران فرستاده شد. قاضي تشکري رئيس اين شعبه پس از بررسي پرونده حکم هشت سال حبس مرد دندانپزشک را تاييد کرد و يک سال و نيم حبس نيز به خاطر تهديد قربانيان به مدت مجازات وي اضافه کرد.

سازمان نظام پزشکي ايران نيز با توجه به تخلفات مرد دندانپزشک پروانه طبابت وي را باطل اعلام کرد. با توجه به حساسيت پرونده آيت الله شاهرودي براي بررسي بيشتر پرونده را در اختيار کارشناسان دفتر خود قرار داد و با توجه به ابعاد گسترده جنايت هاي اين متهم دستور داد پرونده وي در دادگاه انقلاب تهران بررسي شود و اتهام مفسد في الارض بودن وي مورد بررسي قرار گيرد. پس از چندين ماه بررسي و احضار متهم به دادگاه در نهايت قضات دادگاه انقلاب اعلام کردند با توجه به اينکه شاکيان به زور مورد تعرض قرار نگرفته اند و مرد دندانپزشک فقط آنها را تهديد کرده است، وي مفسد في الارض محسوب نمي شود. با راي صادره از سوي دادگاه انقلاب مرد دندانپزشک از مجازات اعدام فاصله گرفت و وي سپس با توجه به اينکه چهار سال از دوران محکوميتش را سپري کرده است براي آزادي مشروط دادخواستي ارائه داد که به خاطر سابقه پرونده و رسيدگي آن در شعبه 39 دادگاه تجديدنظر قاضي تشکري به زودي اين درخواست مرد دندانپزشک را مورد بررسي قرار خواهد داد.
متهم قتل را پذيرفت اما پزشکي قانوني نه
گروه حوادث؛ پسر نوجواني که متهم است در يک لحظه عصبانيت مرد طلبکار را کشته است روز گذشته در حالي در جلسه محاکمه اتهام قتل را پذيرفت که علت اصلي مرگ عارضه قلبي مقتول تشخيص داده شده است. به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم، صفرخاکي نماينده دادستان تهران در جايگاه حضور يافت و گفت؛ 30 ارديبهشت ماه سال گذشته به ماموران خبر دادند مرد 54 ساله يي به نام علي با ضربات چوب به قتل رسيده است. پس از حضور پليس در محل مشخص شد قاتل نوجوان 17 ساله يي به نام جعفر است که با همدستي مردي به نام عباس، علي را کشته است. در حالي که تحقيقات پليس براي دستگيري دو متهم ادامه داشت، جعفر و عباس خود را تسليم کردند و قتل علي را بر عهده گرفتند. خاکي افزود؛ با توجه به اعترافات متهمان و ساير قرائن موجود تقاضاي صدور حکم قانوني در اين پرونده را دارم. در ادامه جلسه محاکمه برادران مقتول براي جعفر - متهم اصلي - تقاضاي صدور مجازات قصاص کردند. سپس جعفر در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم، اما علي را عمدي نکشتم. مدت ها بود که وي را مي شناختم و با او دوست بودم، علي خانه يي نداشت و به من پيشنهاد کرد در ازاي گرفتن 100 هزار تومان پول نقد اجازه دهم در خانه ام زندگي کند، من هم قبول کردم. علي چند روزي در خانه من بود تا اينکه يکدفعه بهانه گيري کرد و گفت پولش را مي خواهد. متهم رديف اول ادامه داد؛ من که پول را خرج کرده بودم به او گفتم نمي توانم طلبش را به او پس دهم اما علي بر خواسته اش اصرار داشت. روز حادثه علي به خانه آمد. او مشروب خورده بود و حالت طبيعي نداشت، حرف هايي مي زد که نشان مي داد اسير وسوسه شده است، همين موقع بود که درگيري ما آغاز شد. عباس دوستم هم در خانه ما بود، علي چاقو کشيد تا من را بکشد و من هم با چوب چند ضربه به او زدم. سپس عباس بيرون رفت و در را بست تا همسايه ها وارد نشوند. من و علي همچنان در خانه درگير بوديم، وقتي ضربات چوب را زدم دستم را روي گلويش گذاشتم تا در برابرش مقاومت کنم. وقتي علي بي حال روي زمين افتاد من نمي دانستم بايد چه کار کنم. باورم نمي شد او مرده باشد، تا ساعت 12 شب بالاي سرش نشستم شايد به هوش بيايد، بعد هم به تنهايي جنازه را از خانه بيرون بردم و در خيابان رها کردم. سپس متهم رديف دوم در جايگاه حضور يافت. وي اتهام معاونت در قتل را نپذيرفت و گفت؛ گفته هاي جعفر درست است. من نقشي در قتل نداشتم، حتي موقع خارج کردن جنازه هم به جعفر کمک نکردم. البته زمان درگيري سعي کردم ميانجيگري کنم تا جعفر و علي به دعوا پايان دهند اما دخالت من فايده يي نداشت به همين خاطر هم از خانه خارج شدم و نيمه شب برگشتم. من فقط کشيک دادم تا هنگام خارج کردن جنازه کسي جعفر را نبيند. اعترافات دو متهم در حالي صورت گرفت که وکيل مدافع جعفر در دفاع از موکل خود گفت؛ پزشکي قانوني علت اصلي مرگ را عارضه قلبي عنوان کرده هر چند عمل موکل من در مرگ مقتول دخالت داشته اما علت اصلي مرگ نبوده است به همين خاطر جعفر بايد از اتهام قتل عمدي تبرئه شود. بنابر اين گزارش پس از پايان جلسه محاکمه، قضات دادگاه براي تصميم گيري وارد شور شدند.
نگاه چپ، انگيزه يک نزاع خونين


گروه حوادث؛ حکم قصاص فردي که متهم است در نزاعي خونين جوان 17ساله يي را به قتل رسانده از سوي قضات ديوان عالي کشور تاييد شد. به گزارش خبرنگار ما عصر روز 21 ارديبهشت ماه سال گذشته وقوع يک درگيري منجر به قتل در يکي از مناطق مشهد به پليس گزارش و مشخص شد طي نزاعي که بين دو جوان به نام هاي علي- 17 ساله- و حسين -21 ساله- رخ داده حسين با ضربات چاقو علي را از پاي درآورده است به همين دليل متهم بازداشت و به کلانتري منتقل شد.

حسين که آن زمان دانشجو بود درباره انگيزه اش از به قتل رساندن علي به بازپرس پرونده گفت؛ مدتي است که دچار افسردگي شده ام به همين دليل از دانشگاه مرخصي گرفتم. چند روز قبل از حادثه با پدرم نيز دچار مشکل شدم و اقدام به خودزني کردم. روز حادثه نيز مجدداً قصد خودزني داشتم اما حضور مادرم در خانه باعث شد چاقو را زير پيراهنم پنهان کنم و از منزل خارج شوم. هنگام پياده روي نزديک منزلمان نوجواني را ديدم که در حال عبور بود. او به من چپ چپ نگاه کرد و همين کار وي باعث عصبانيت من شد. چاقويي را که همراهم بود به طرف او گرفتم و فقط قصد داشتم وي را بترسانم اما در يک لحظه چاقو به پسر نوجوان اصابت کرد و اين حادثه رقم خورد.

با اقرار متهم و پس از تکميل تحقيقات در اين رابطه پرونده با صدور کيفرخواست از سوي دادسراي عمومي و انقلاب مشهد به شعبه پنج دادگاه کيفري استان خراسان رضوي ارسال شد.

پس از برگزاري جلسات متعدد قضات دادگاه بنا به خواسته اولياي دم مقتول، حسين را به قصاص محکوم کردند.

در ادامه پرونده در شعبه 41 ديوان عالي کشور مورد بررسي مجدد قرار گرفت. قضات اين شعبه نيز حکم صادر شده را تاييد کردند و بدين ترتيب حسين در آستانه اعدام قرار گرفت.
در حالي که تازه داماد به اتهام قتل همسرش بازداشت شده است در پرونده يي ديگر عليه مردي با جرمي مشابه کيفرخواست صادر شد
قتل تازه عروس دو روز قبل از جشن ازدواج
گروه حوادث؛ مرد جواني که دو روز پيش از برگزاري جشن عروسي، همسرش را به قتل رسانده بود خودش را تسليم پليس کرد. به گزارش خبرنگار ما اين جوان 21ساله که سعيد نام دارد پس از قتل همسر 17ساله اش به نام سارا با پليس تماس گرفت و به انتظار نشست تا ماموران از راه برسند و وي را بازداشت کنند. سارا و سعيد که شش ماه قبل از قتل به عقد يکديگر درآمده بودند با اصرار پدر داماد تصميم گرفتند هر چه زودتر زندگي مشترک شان را آغاز کنند. از آنجا که پدر سارا سال ها قبل فوت شده و مادر او نيز در پي ازدواج مجدد، دخترش را رها کرده بود پدر سعيد براي عروسش جهيزيه تهيه کرد و زوج جوان پس از آنکه خانه يي در نزديکي منزل پدر سعيد اجاره کردند روز سه شنبه هفته گذشته جهيزيه عروس را به خانه بردند اما هنگام چيدن لوازم مشاجره لفظي بين زن و شوهر به قتل منجر شد. کارآگاهان جنايي مشهد پس از آنکه از طريق تماس تلفني با مرکز فوريت هاي پليسي 110 در جريان اين واقعه قرار گرفتند به محل جنايت رفتند و ضمن انتقال جسد سارا به پزشکي قانوني سعيد را بازداشت کردند. تازه داماد در حالي که از قتل همسرش شوکه شده بود و مرتب اصرار مي کرد ناخواسته و در پي خشم لحظه يي مرتکب اين عمل شده است، روانه بازداشتگاه شد. در جريان تحقيقات پليس معلوم شد سعيد به دليل بي علاقگي به تحصيل در مقطع سوم راهنمايي ترک تحصيل کرد و چند سال بعد هنگامي که قصد داشت عازم خدمت سربازي شود به دليل مشکلات جسماني وي را معاف از خدمت اعلام کردند. سعيد که روزها را بدون هيچ برنامه و هدفي سپري مي کرد با سفارش پدرش در شرکت يکي از دوستان وي استخدام شد و تلاشش را به کار گرفت تا در زمينه شغلي پيشرفت کند. چندي پس از استخدام سعيد در شرکت، سارا نيز در آنجا مشغول به کار شد. همکاري اين دو به ايجاد روابط عاشقانه و در نهايت خواستگاري و عقد آنها انجاميد. پس از آنکه جزئيات زندگي متهم به قتل و نحوه آشنايي او با همسرش آشکار شد، سعيد از سوي بازپرس جنايي تحت بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ به خاطر مراودات کاري هر روز ساعاتي را با سارا به گفت وگو مي پرداختم و اين ترتيب بود که دلباخته وي شدم، اما از بيان اين عشق هراس داشتم تا اينکه يک روز خود سارا باب صحبت را باز کرد و من نيز از موقعيت استفاده و از وي خواستگاري کردم. پس از آنکه جواب مثبت سارا را گرفتم موضوع را با خانواده ام در ميان گذاشتم و مراسم خواستگاري در خانه خواهر بزرگ سارا برگزار شد. وي افزود؛ سارا دختري عصبي بود که بر سر مسائل پيش پا افتاده حرص مي خورد و خودش را آزار مي داد. به همين دليل پدرم توصيه کرد هرچه زودتر زندگي مشترک مان را شروع کنيم. او معتقد بود اگر سر همسرم به زندگي گرم شود آرام مي گيرد. ظهر روز سه شنبه جهيزيه را که با گل و روبان آراسته بوديم به خانه مان برديم و والدينم آنجا را ترک کردند. من و سارا سرگرم کار شديم چرا که فرصت زيادي نداشتيم و قرار بود تا دو روز ديگر مراسم عروسي مان برگزار شود. حين جابه جايي اثاثيه هر وسيله يي را که همسرم از کارتن بيرون مي آورد، غر مي زد و مي گفت پدرم با خريد جهيزيه براي وي بيشتر قصد داشته براي يک آدم بدبخت نقش مردي نيکوکار را بازي کند. هرچه توضيح دادم پدرم به هيچ وجه نمي خواسته او را تحقير کند، حرفم را نپذيرفت تا اينکه مشاجره بين ما بالا گرفت. در لحظه يي که از شدت خشم به جنون رسيده بودم کارد آشپزخانه را برداشتم و ضربه يي به همسرم زدم. وقتي او بي جان روي زمين افتاد باور نمي کردم چه اتفاقي رخ داده است. براي همين بلافاصله با اورژانس و پليس تماس گرفتم و خودم را براي تسليم شدن آماده کردم.

صدور کيفرخواست

سعيد پس از اعتراف به قتل روانه زندان شد تا بعد از طي مراحل قضايي در جلسه يي علني پاي ميز محاکمه برود. در همين حال در پرونده يي ديگر با موضوع همسرکشي، داديار اظهارنظر دادسراي جنايي کرج براي متهم کيفرخواست صادر کرد و خواستار محاکمه وي به اتهام قتل عمد شد. به گزارش خبرنگار ما، اوايل مردادماه سال 86 ماموران پليس کرج با تماس همسايه هاي زوج جواني در جريان قتل زني قرار گرفتند و به همراه بازپرس ويژه قتل به خانه مقتول در گلشهر کرج رفتند. ماموران در تحقيق از همسايه هاي متوفي متوجه شدند ساعتي پيش محمود و آذر طبق روال هميشگي با هم درگير شدند اما اين بار جر و بحث آنها بالا گرفت تا اينکه صداي کمک خواهي آذر به گوش رسيد. يکي از همسايه ها در اين باره توضيح داد؛ اول گمان کردم آنها دوباره با هم آشتي مي کنند و لازم نيست ما دخالت کنيم ولي بلافاصله صداي آذر قطع شد. من به همراه چند تن ديگر با عجله به خانه آنها رفتيم و محمود را با لباس خوني در حال فرار ديديم. هنگامي که به داخل منزل پا گذاشتيم با جسد غرق در خون آذر و پسر مجروح او مواجه شديم. با اظهارات همسايه ها و تاييد حرف آنها توسط پسر مقتول گروهي از کارآگاهان پليس آگاهي استان تهران به دستور يوسف رضايي بازپرس ويژه قتل کرج مامور دستگيري محمود شدند و سرانجام توانستند وي را در منزل يکي از بستگانش به دام بيندازند.

متهم به قتل در بازجويي ها گفت؛ رفتار همسرم آذر پس از ازدواج کاملاً تغيير کرد و پس از تولد پسرمان او کاملاً نسبت به زندگي دلسرد شد. به همين علت نسبت به او سوء ظن پيدا کردم. هميشه فکر خيانت او مرا آزار مي داد تا اينکه بر سر اين موضوع با هم درگير شديم. روز حادثه او به کلانتري 22 مهرشهر رفت و به اتهام ضرب و جرح از من شکايت کرد. از وي خواستم به کلانتري برود و شکايت خود را پس بگيرد ولي او راضي نشد تا اينکه يک لحظه کنترل خود را از دست دادم. به سمت کمد ديواري رفتم و قمه يي را که چند وقت پيش خريده بودم برداشتم و سه ضربه به آذر زدم. وقتي به خودم آمدم پيکر غرق در خون همسرم را روي زمين ديدم. بسيار ترسيده بودم و تصميم به فرار گرفتم ولي الان پشيمانم. من در مورد آذر اشتباه مي کردم. با اعتراف متهم و تکميل تحقيقات براي محمود کيفرخواست صادر شد و وي به زودي در دادگاه کيفري استان تهران تحت محاکمه قرار مي گيرد.
عناوين اين صفحه
تبرئه دندانپزشک متجاوز از اتهام افساد في الارض
متهم قتل را پذيرفت اما پزشکي قانوني نه
نگاه چپ، انگيزه يک نزاع خونين
قتل تازه عروس دو روز قبل از جشن ازدواج
عملياتي پيچيده براي دستگيري خواستگار انتقام جو
فرار يک زن و کودک از چنگ مردان متجاوز
مقاومت مرد مغازه دار در برابر سارق مسلح
نجات معجزه آساي زني که قصد خودکشي داشت

عملياتي پيچيده براي دستگيري خواستگار انتقام جو
گروه حوادث؛ شکايتي ساده که از ايجاد مزاحمت تلفني براي يک دختر جوان حکايت داشت به طرح ريزي نقشه يي پيچيده و عملياتي همزمان بين پليس و اداره مخابرات براي دستگيري متهم منجر شد.

به گزارش خبرنگار ما چندي پيش زني با مراجعه به دادسراي رسالت از مردي ناشناس به خاطر ايجاد مزاحمت هاي تلفني شبانه شکايت کرد و خواهان پيگيري اين موضوع و شناسايي فرد مزاحم شد. با ثبت اين شکايت حسن سهرابي- داديار شعبه 13- در اولين مرحله از تحقيقات به بازجويي از شاکي که مريم نام دارد و 30 ساله است، پرداخت. وي در اين خصوص گفت؛ تماس ها هر شب از ساعت 12 نيمه شب آغاز مي شود و تا سه بامداد ادامه دارد. فرد مزاحم در تماس هايش ضمن فحاشي مدام من را تهديد مي کند. وقتي مکان هايي را که فرد مزاحم از آنجا با من تماس گرفته کنترل کردم متوجه شدم وي هر بار و با فاصله چند دقيقه از يک نقطه شهر تماس مي گيرد. يک بار ساعت 30 دقيقه بامداد بود که او از تلفن عمومي حوالي تجريش تماس گرفت و حدود يک ربع بعد از باجه تلفني حوالي بازار تهران مزاحم من شد. به همين ترتيب به فاصله 10 تا 15 دقيقه او از جاهاي مختلفي تماس مي گرفت و اين مساله باعث حيرت من شده است. او هم با موبايلم و هم با تلفن منزلم تماس مي گيرد و اين مزاحمت هاي پي در پي زندگي ما را از حالت عادي خارج کرده است. با بررسي اظهارات شاکي داديار سهرابي سه احتمال را مورد بررسي قرار داد. اول اينکه چون فرد مزاحم هم با موبايل و هم با منزل مريم تماس مي گيرد قطعاً از قبل با او آشنا بوده ضمن اينکه مزاحم يک وسيله نقليه در اختيار دارد و پس از برقراري تماس بلافاصله با خودرواش خود را به محلي ديگر مي رساند. همچنين اين احتمال مطرح شد که مزاحم تا ساعت 12 نيمه شب سرگرم انجام کاري است و احتمالاً کار او تا آن ساعت به طول مي انجامد و وي به همين دليل تماس هايش را از ساعت 12 به بعد آغاز مي کند. بدين ترتيب پس از هماهنگي با اداره مخابرات براي رديابي مزاحم ناشناس نقشه دستگيري وي طراحي شد و ضمن ارائه آموزش هاي لازم به مريم شبي او به همراه ماموران پليس مقابل کلانتري سيدخندان قرار گرفت و منتظر اولين تلفن شد. راس ساعت 12 نيمه شب زنگ موبايل دختر 30 ساله به صدا درآمد و اولين ارتباط برقرار شد. همان لحظه کارمند اداره مخابرات که در تماس مستقيم با ماموران بود اعلام کرد تماس از حوالي ميدان امام خميني(ره) برقرار شده است. به همين خاطر مريم سوار بر خودرو پليس و در حالي که با مزاحم مشغول صحبت کردن بود و تلاش مي کرد مکالمه اش را طولاني کند به سمت ميدان امام خميني(ره) حرکت کرد. پس از گذشت 10 دقيقه در حالي که ماموران به باجه تلفن مورد نظر نزديک مي شدند جوان مزاحم ناگهان تلفن را قطع کرد اما پنج دقيقه بعد مجدداً با موبايل مريم تماس گرفت. اين بار از اداره مخابرات به ماموران اعلام شد تماس از باجه تلفني در خيابان ناصرخسرو گرفته شده است. به اين ترتيب مريم بار ديگر به صحبت خود با فرد مزاحم ادامه داد و سعي کرد اين بار صحبت هايش را طولاني تر کند. ماموران که در آن نزديکي مستقر بودند از اين موقعيت استفاده کردند و دو نفر را در باجه تلفن مورد نظر به محاصره خود درآوردند. دو فرد دستگير شده بلافاصله به کلانتري انتقال يافتند و بازجويي از آنان آغاز و مشخص شد يکي از آنها قبلاً خواستگار مريم بوده و دختر جوان براي ازدواج با او جواب منفي داده بود. اين متهم که امير نام دارد و صاحب يک رستوران است به پليس گفت؛ من عاشقانه مريم را دوست داشتم و مي خواستم با او ازدواج کنم اما وي پس از مدتي دوستي به من جواب رد داد. من هم به همين دليل تصميم گرفتم از وي انتقام بگيرم. به همين دليل شب ها وقتي کارم در رستوران به پايان مي رسيد شخصي را که از قبل با او هماهنگ کرده بودم سوار خودرو ام مي کردم و هر شب در ازاي پنج هزار تومان او با مريم تماس مي گرفت و وي را تهديد مي کرد. بدين ترتيب امير و همدستش که سعيد نام دارد پس از تکميل تحقيقات و اقرار به مزاحمت هاي شبانه از سوي داديار سهرابي با قرار وثيقه راهي زندان شدند.


فرار يک زن و کودک از چنگ مردان متجاوز
گروه حوادث؛ دو مرد که در ماجراهاي جداگانه قصد داشتند به يک کودک شش ساله و زني جوان تعرض کنند، بازداشت شدند. به گزارش خبرنگار ما ظهر روز شنبه مادر دختري شش ساله به ماموران پليس در پارک قائم مراجعه کرد و مدعي شد پسري ناشناس قصد داشت به فرزندش تعرض کند. ماموران با گوش دادن به اظهارات دختر خردسال متوجه شدند زماني که او از مادربزرگش پول گرفته بود تا بستني بخرد، پس از دور شدن از خانواده طعمه پسري جوان شد و آن پسر وي را به زور لابه لاي شمشادها کشاند اما دخترک توانست از چنگ وي بگريزد. ماموران با گشتزني در پارک متهم 24ساله را که مصطفي نام دارد با کمک دختر خردسال شناسايي و بازداشت کردند. پرونده مصطفي اکنون در شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران در جريان است. در حادثه يي ديگر که بعدازظهر شنبه به وقوع پيوست، زني جوان براي رفتن به محل کار شوهرش در حال عبور از خيابان وحيديه بود که ناگهان مردي که مقابل در خانه اش ايستاده بود به زور وي را داخل منزل کشاند و سعي داشت با توسل به زور او را به طبقه دوم ببرد، اما داد و فريادهاي زن جوان توجه همسايه ها را جلب و متهم به ناچار وي را رها کرد. در پي شکايت اين زن عليه مرد جوان متهم بازداشت شد و در اعترافاتش ادعا کرد با اين تصور که شاکي مجرد است، قصد داشته وي را به داخل خانه بکشاند تا از او خواستگاري کند. اين متهم نيز اکنون به دستور داديار سليماني - داديار شعبه دوم دادسراي جنايي تهران - در بازداشت به سر مي برد.


مقاومت مرد مغازه دار در برابر سارق مسلح
گروه حوادث؛ سارقي که با تهديد سلاح قصد داشت از مالک يک سوپر مارکت اخاذي کند وقتي با مقاومت طعمه اش مواجه شد اقدام به فرار کرد اما اهالي محل او را دستگير کردند. به گزارش خبرنگار ما شامگاه روز جمعه در پي اعلام گزارشي از سوي يکي از کسبه بلوار آيت الله کاشاني مبني بر دستگيري يک سارق مسلح ماموران پليس بلافاصله به محل اعزام شدند. صاحب سوپرمارکت با مشاهده ماموران گفت؛ مشغول انجام کارهاي مغازه بودم که ناگهان جواني وارد شد. او سلاح به دست داشت و با داد و فرياد مرا تهديد کرد و خواست هرچه پول در مغازه دارم به او بدهم اما من در برابرش مقاومت کردم و با وي درگير شدم. در اين کشمکش يک تير از کلت سارق شليک شد و سرانجام با کمک همسايه ها توانستيم او را دستگير کنيم. بنا به گفته همسايه، اين سارق همدست ديگري نيز داشت که سوار بر موتور در کنار خيابان منتظر دوستش بود اما وقتي متوجه شد همدستش گرفتار شده است به سرعت فرار کرد. سارق دستگير شده که موسي نام دارد صبح ديروز به دادسراي امور جنايي منتقل شد و تحت بازجويي قرار گرفت. وي در رابطه با اتهامش گفت؛ مدتي بود که به همراه کيارش - موتورسوار فراري- از يکي از شهرهاي غربي کشور براي يافتن کار به تهران آمديم اما پس از مدتي چون شغلي پيدا نکرديم با پرداخت 800 هزار تومان يک کلت خريديم و تصميم به انجام سرقت گرفتيم.


نجات معجزه آساي زني که قصد خودکشي داشت
گروه حوادث؛ سقوط از طبقه چهارم يک ساختمان براي زني که قصد داشت به زندگي اش پايان دهد نتيجه يي به غير از احساس دردي خفيف در ناحيه دست در پي نداشت. به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/22 شنبه ماموران پليس در جريان سقوط زني 29 ساله از طبقه چهارم آپارتماني در تهرانپارس قرار گرفتند. ماموران پس از حضور در محل ضمن انجام هماهنگي، اين زن را که حال عمومي اش وخيم به نظر نمي رسيد به بيمارستان امام حسين(ع) انتقال دادند و وي مورد معاينه پزشکان قرار گرفت و مشخص شد هيچ آسيب جدي به او وارد نشده است و فقط به خاطر کوفتگي در ناحيه دست احساس دردي خفيف دارد. زن جوان در همين حال به ماموران پليس که در بيمارستان حضور داشتند گفت از هيچ فردي شکايت ندارد و به خاطر مشکلات خانوادگي قصد خودکشي داشته است. وي گفت؛ تصور مي کردم اگر از طبقه چهارم خودم را پرت کنم، مرگم حتمي است اما نمي دانم چرا هيچ اتفاقي برايم رخ نداد حتي دچار شکستگي هم نشدم. در پي وقوع اين حادثه ماجرا به اطلاع داديار حسين ميشان رئيس شعبه سه دادياري دادسراي رسالت رسيد و وي از آنجا که به اين زن آسيب جدي وارد نشده و او نيز اين اقدام را خودخواسته انجام داده پرونده را مختومه اعلام کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام