شنبه، 22 تير 1387 - شماره 1722
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
همراه گروه دستان با آهنگسازي حميد متبسم و در آينده يي نزديک
همايون شجريان اپرت مي خواند

گروه فرهنگي؛ همايون شجريان قصد دارد همراه با گروه دستان اپرت «سيمرغ» را براساس داستان زال از شاهنامه فردوسي اجرا کند. کار ساخت آهنگسازي اين اپرت هم اکنون توسط حميد متبسم در حال انجام است. اين در حالي است که اين روزها همايون شجريان خود را براي اولين حضور مستقل اش به عنوان خواننده در ايران آماده مي کند. او قرار است در روزهاي 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهريور همراه گروه دستان در تالار بزرگ کشور روي صحنه برود. آنچه از کارنامه کاري همايون شجريان برمي آيد اين است که برخلاف تصور، ديدگاه هاي او در مورد موسيقي سنتي چندان منطبق با ديدگاه هاي پدر و استادش محمدرضا شجريان نيست و گام برداشتن به سوي مرزها و تجربه هاي جديد از دغدغه هاي او محسوب مي شود. شايد همکاري با گروه دستان نيز از جمله مواردي باشد که اشاره به ديدگاه هاي متفاوت او دارد. اين گروه از جمله گروه هايي است که اعتقاد دارد فرم کلاسيک رپرتوار موسيقي سنتي ايران ديگر جوابگو و منطبق با روزگار امروز ما نيست.از همين رو فرم ساز و آواز هيچ گاه در اين گروه آنچنان که در آثار محمدرضا شجريان ديده مي شود مورد استفاده قرار نمي گيرد. محمدرضا شجريان سال گذشته در پاسخ به سوال خبرنگار بي بي سي که اعتقاد داشت مخاطبان شجريان صداي تازه يي در کنسرت هاي او نمي شنوند، گفته بود؛ «من در حال گذراندن دوران بازنشستگي هستم. کساني که از ما کار نو مي خواهند سخت در اشتباهند. شيوه ما شيوه مشخصي است. نمي توانيم شيوه کارمان را عوض کنيم. همان طور که شما نمي توانيد به سعدي بگوييد که شعر غيرسعدي بگو... اينها توقعات بيجايي است که مردم از ما دارند.» او در آن گفت وگو تاکيد کرده بود؛ «از من انتظار نداشته باشيد در خودم تغيير ايجاد کنم. نسل همايون بايد اين تحول را ايجاد کند.» و حالا به نظر مي رسد همايون شجريان به دنبال عملي کردن نظر پدر است. اين ميل به تجربه کردن را در آثار گذشته او نيز مي توان پيگيري کرد. از جمله در آلبوم «نقش خيال» به آهنگسازي علي قمصري که در سازبندي آن از گيتار نيز استفاده شده بود. حميد متبسم در گفت وگو با اعتماد درباره برنامه جاري گروه دستان با همايون شجريان گفت؛ «برنامه با همايون شجريان بايد سرفصل يک دوره کاري جديد باشد. من قبلاً هم اشاره کرده ام که همايون شجريان يکي از آن چهره هاست که متوجه ياران دستان است. اعتبار او نه فقط به دليل نام خانوادگي اش بلکه به خاطر پشتوانه کاري اش ما را به همکاري با او ترغيب مي کند.» او درباره برنامه اجراي پيش رو خاطرنشان کرد؛ «اجراي پروژه تازه با او از اروپا آغاز شد و حالا در ايران و بعد در امريکاي شمالي دنبال خواهد شد. آثار اين مجموعه دوبخشي متعلق به من و «سعيد فرج پوري» است که در مايه هاي دشتي و اصفهان ساخته و طراحي شده اند. اين مجموعه در اجراي زنده برلين ضبط شده و همان گونه در دو سي دي مجزا در ايران و خارج ارائه خواهد شد.» او در ادامه تصريح کرد؛ «کار آينده من با او اپرت سيمرغ است که بر اساس داستان زال در دست آهنگسازي است. در اين اثر که پنج خواننده دارد همايون به عنوان سوليست نقش اصلي را ايفا خواهد کرد. توانايي هاي همايون شجريان نه فقط به عنوان يک خواننده بلکه به عنوان يک موسيقيدان دست و بال ما را باز مي کند و اميدواريم کارهاي متفاوتي را با او عرضه کنيم.» سال گذشته که همايون شجريان در غياب پدر در نشست مطبوعاتي کنسرت گروه «آوا» حاضر شد، نشان داد برخلاف پدر چندان از جذابيت ژورناليستي ويژه يي برخوردار نيست. در آن نشست هيچ خبري از آن دست اظهارنظرهاي جنجالي که ويژه محمدرضا شجريان است، نبود اما روي صحنه حکايت براي شجريان جوان مي تواند به گونه يي ديگر باشد. تجربيات او از آن دست تجربه هاي پرهياهو و آنارشيسم زده نشان نمي دهد. مرد آرام، آرام آرام تجربه مي کند. مصاحبه مفصل اعتماد با حميد متبسم را مي توانيد فردا در صفحه موسيقي اعتماد بخوانيد.
اولين اظهارنظرهاي محمد مهدي عسگرپور
تقويت استقلال خانه سينما
مديرعامل «خانه سينما» گفت؛ هيات مديره و مديرعامل سابق «خانه سينما» مسير کاملاً درستي را پيش رو داشتند و علي الاصول ما بايد همان مسير را پيگيري کنيم. «محمدمهدي عسگرپور» مديرعامل جديد «خانه سينما» در گفت وگو با فارس، با اشاره به برنامه هاي مديريتي خود در جامعه اصناف سينمايي ايران گفت؛ جلسات هيات مديره به صورت متناوب تشکيل خواهد شد و در اين جلسات اهداف و برنامه هاي خانه سينما را با هم مرور خواهيم کرد و چون هيات مديره سابق خانه سينما مسير بسيار خوب و درستي را طي کرده، علي الاصول ما بايد همان مسير را پيگيري کنيم که به صورت طبيعي از دوباره کاري ها جلوگيري شود و بتوانيم بعضي از کارهاي ناتمام دوره قبل را به سرانجام برسانيم.

وي با بيان اين نکته که حفظ استقلال و تقويت اين ويژگي در «خانه سينما» نکته بسيار مهمي در دوره مديريت وي است، گفت؛ تقويت استقلال خانه سينما در دستور کار تمام هيات مديره هاي دوره هاي پيشين نيز بوده است که مشخصاً اين اتفاق در دوره پيشين بارزتر رخ داد و بيشترين تلاش در اين حوزه صورت گرفت که موفقيت هاي بزرگي نيز کسب کرده است. مديرعامل خانه سينما همچنين گفت؛ در ريشه يابي هايي که انجام دادم، خيلي از مشکلاتي که گاه با آنها در خانه سينما مواجه مي شويم، در نهايت شايد به اين موضوع برگردد که خانه سينما استقلال کافي ندارد. البته من نمي گويم استقلال کامل، چرا که آن در يک وضعيت آرماني خواهد بود که ساز و کارش بايد فراهم شود و اتمسفر لازم براي تحقق آن در کشور به وجود بيايد. مديرعامل جديد «خانه سينما» در ادامه درباره برگزاري دوازدهمين جشن سينماي ايران گفت؛ به نظرم قضاوت درباره جشن خانه سينما بسيار زود است چرا که هيات مديره جديد، بيش از يک هفته نيست که اين مسووليت را برعهده گرفته است اما از آنجايي که در يکي از دوره ها دبير جشن خانه سينما بودم، مي توانم بگويم در سه چهار سال گذشته خانه سينما توانسته است در برگزاري جشن سينماي ايران روند خوبي را از حيث داوري و مباحث اجرايي پيدا کند و ما به صورت طبيعي بتوانيم از تجربه هاي پيشين استفاده کنيم. وي ادامه داد؛ در دوره هاي قبل تر، نحوه داوري در اين جشن با اما و اگرهاي فراواني همراه بوده است. البته اين موضوع در اغلب جشنواره ها و مسابقات نيز پيش مي آيد که در آن عده يي ناراضي هستند و عده يي راضي، ولي آن چيزي که وجود دارد اين است که در دو سه سال گذشته و اتفاقاً از همان دوره يي که اين مسووليت را به عهده داشتم، هيات مديره وقت، تصميمات خوبي درباره جشن و چگونگي داوري آن گرفت که بحث آکادمي داوري هم در همان زمان مطرح و پيگيري شد که در دو سال گذشته نيز بعضي از نواقص اين طرح برطرف شد. عسگرپور گفت؛ به همين دليل است که ما بايد کليت کار را به شکل سابق داشته باشيم اما در مورد ملاحظات ديگري که اين جشن دارد مثل روز برگزاري و مسائل ديگر، بايد در هيات اجرايي تصميم گيري شود.
افزايش نقش شوراي عالي تهيه کنندگان در پروانه ساخت
گروه فرهنگي؛ شوراي عالي تهيه کنندگان از اين پس نقش دبيرخانه اداره کل نظارت و ارزشيابي را در موضوع صدور پروانه ساخت ايفا خواهد کرد. محمود اربابي مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي با اعلام اين خبر به ايسنا گفت؛ ما مواجه شده بوديم با اينکه تهيه کنندگان در مطبوعات و رسانه ها بعضاً اطلاعات نادرستي از فيلمشان مي دادند و اعلام مي کردند فيلم شان را براي پروانه ساخت ارسال کردند و مدارک را تحويل داده اند، اما جوابي نگرفته اند؛ در صورتي که هيچ مدارکي را تحويل نداده بودند. اين مساله با شوراي عالي مطرح شد و دوستان اعلام آمادگي کردند اين موضوع را ساماندهي کنند و قرار شد مدارک از سوي آنها طبق دستورالعمل از تهيه کنندگان تحويل گرفته شود و براي بررسي به اداره کل ارائه شود و پاسخ ما نيز به آنها اعلام شود و در اين راستا، تهيه کنندگان از شوراي عالي پيگير پروانه هاي ساخت فيلم هايشان بشوند. در همين حال منوچهر محمدي سخنگوي شوراي عالي تهيه کنندگان گفت؛ با تشکيل دبيرخانه شوراي پروانه ساخت در اين شورا، روند صدور پروانه ساخت فيلم هاي ايراني سرعت مي يابد ضمن اينکه از اين پس اطلاع رساني در زمينه صدور پروانه ساخت نيز، از طريق ما صورت مي گيرد. «منوچهر محمدي» در گفت وگو با فارس در مورد تصميمات جديد اتخاذ شده در آخرين جلسه اين شورا گفت؛ تشکيل دبيرخانه شوراي پروانه ساخت در شوراي عالي تهيه کنندگان که در آخرين جلسه اين شورا به تصويب رسيد، در واقع تلاشي است براي کم کردن مراجعات مکرر فيلمسازان به اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و تسريع در روند صدور «پروانه ساخت» و شوراي عالي تهيه کنندگان با اين ديدگاه تصميم به انجام اين کار گرفت. وي افزود؛ تمام مراحل تشکيل پرونده براي صدور پروانه ساخت فيلم هاي ايراني در اين شورا انجام مي گيرد و پرونده از شوراي عالي به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي رود. محمدي گفت؛ بر اين اساس پس از گرفتن پروانه ساخت نيز پرونده به شوراي عالي بازمي گردد و اطلاع رساني نيز از طريق اين شورا انجام خواهد گرفت. محمدي در پايان تصريح کرد؛ فردا شوراي عالي تهيه کنندگان جلسه ويژه يي با محمود اربابي مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي خواهد داشت تا بتوانيم در اين جلسه، در مورد جزئيات اين طرح و مسائل مربوط به اجرايي شدن آن گفت وگو کنيم.
اعلام برندگان جايزه «مهتاب ميرزايي»
مراسم اهداي دومين دوره جايزه مهتاب ميرزايي همکار درگذشته نشريه «نگاه نو» روز پنجشنبه با حضور چهره هاي مختلف فرهنگي و هنري در مرکز همايش هاي بين المللي رايزن برگزار شد. به گزارش ايسنا جايزه اين دوره بر اساس آراي خوانندگان «نگاه نو» به عزت الله فولادوند و محمدرضا نيک فر به ترتيب به خاطر بهترين ترجمه و تاليف تعلق گرفت. همچنين به پنج نويسنده و مترجم که در 17 سال فعاليت نشريه «نگاه نو» بيش از 40 اثر از آنها در نشريه به چاپ رسيده است، جوايزي تعلق گرفت. برگزيدگان اين بخش به ترتيب تعداد آثار چاپ شده عبارتند از؛ عبدالحسين آذرنگ (55 اثر)، رضا رضايي (53 اثر)، عزت الله فولادوند (47 اثر)، محمدرضا نيک فر (43 اثر) و روشن وزيري (42 اثر). در ابتداي مراسم اهداي دومين دوره جايزه مهتاب ميرزايي، علي ميرزايي - مديرمسوول و سردبير فصلنامه «نگاه نو» - در سخناني با گراميداشت ياد و خاطره فرزندش، با تقدير و تشکر از زحمات نويسندگان، مترجمان و همکاران نشريه «نگاه نو» از برخي کم لطفي هاي مسوولان از جمله شهرداري در زمينه اختصاص مکاني براي برگزاري اين مراسم اظهار تاسف کرد. او با انتقاد شديد از اين موضوع گفت؛ مراسمي که بسياري از چهره هاي برجسته فرهنگي، ادبي و هنري اين مملکت در آن حضور دارند، از لحاظ مکان برگزاري مشکل دارد و برگزار کنندگان آن مجبورند در بخش خصوصي مراسم را برگزار کنند. در ادامه علي محمد حق شناس

- استاد دانشگاه و زبانشناس - به ايراد سخنراني خود با عنوان «چرا ما جايزه نوبل را نمي بريم؟» پرداخت و گفت؛ نکته يي که در آثار بزرگ ادبي که به کسب جايزه نوبل نائل آمده اند، ديده مي شود، درک عميق از وضعيت تراژيک انسان است که جماعتي از نويسندگان را به منتهاي همدردي و شفقت و بخشش نسبت به انسان ها سوق مي دهد. اين نويسندگان هرچه بيشتر بي طرف باشند واقع بين ترند . پس از سخنراني حق شناس، گروه موسيقي به اجراي زنده قطعاتي با ويولن پرداختند و مراسم اهداي جوايز پنج نويسنده و مترجم برگزار شد و منتخبان جوايز خود را از علي ميرزايي دريافت کردند. در ادامه سيمين بهبهاني شعر خواند و محمدعلي موحد با قدرداني از بهبهاني و گراميداشت ياد مهتاب ميرزايي اظهار کرد؛ نادرند افرادي که مرگ شان هم براي ديگران منشاء خير باشد و امروز مهتاب ميرزايي، حتي فقدانش، منشاء خيري بوده است براي ديگران.
«قصه هاي رسول» و نوستالژي دوران نوجواني
گفتند «رو که رو نيست، سنگ پاي کاسپين است.» به تلميح و اشاره گفتم، عنايتي نکردند. سر به زير انداختم، گفتني ها را گفتم، به جاي ديگر دايورت کردند. خجالت را کنار گذاشتم، رک و مستقيم، گفتم آنچه از گفتنش شرم داشتم، اما گفتند هنوز موقع «حواله کرد» نرسيده و نه شرمي، نه عذر تقصيري، نه خجالتي، نه... فلذا چاره يي ندارم جز آنکه در انتظار حواله کرد دوستان بنشينم و صبر پيش گيرم، دنباله کار خويش گيرم و چون اين اظهار فقر و فاقه، جز شرم گوينده چيزي به همراه ندارد و گرهي از گره هاي کور زندگي نمي گشايد، ديگر منبعد به هيچ احدي نگويم که از روي اکرام و وظيفه و خواهش، گرهي باز کند که اين جماعت- تا اينجا که من ديده ام- اين گره را زان گره نمي شناسند و يکباره دستشان خط مي خورد و گرهي باز مي کنند که تا به خود بيابي و بخواهي روغن ريخته را جمع کني کار از کار گذشته و... پس حالا که ميخ آهنين نياز و منطق و دو دو تا چهارتاي من در سنگ دوستان، يعني همان سنگ پاي کاسپين، فرو نمي رود، همين بهتر که مهر بر لب بزنم و خاموش در اين گوشه بنشينم و به قول شاعر صبر پيش گيرم که شايد از خزانه غيبم دوا کنند، که اگر يک حرف از هزار حرفي که به خلق بي رحم گفتيم به حضرت رحمن و رحيم گفته بوديم، هرچه بود لااقل دو سر سوخت نشده بوديم و کم کم دلمان خوش بود که اگر نقد دنيا را به هيچ فروختيم، نسيه آخرت از آن ما هست، ان شاءالله. اگر رفيق همدل مايي بگو ان شاءالله. بگذريم.

---

اما خبر خوب آنکه در همين کتابفروشي جنگل چشمم به جمال نوراني «قصه هاي رسول» روشن شد. وقتي کتاب به جنگل رسيده، لابد در شهر شما هم پيدا مي شود. مي توانيد گشتي بزنيد و پيدا کنيد و با خواندن کتاب حال مبسوطي ببريد... «قصه هاي رسول» مجموعه يي است از خواندني ترين داستان هاي مرحوم رسول پرويزي. خوانندگاني که سن و سالشان به سن و سال نگارنده نزديک است، خاطرشان بايد باشد که در کتاب فارسي

-اول يا دوم دبيرستان- قصه يي بود با عنوان «قصه عينکم». دبيران باذوق و بادرايت براي اينکه بچه هاي شرور و سر به هوا را همان اول سال تحصيلي پابند درس و مشق و ادبيات کنند، معمولاً ترتيب درس ها و فصل ها را در همان اول مهر ناديده مي گرفتند و اين «قصه عينکم» را جلوتر از بقيه درس ها مي خواندند تا بچه ها بفهمند که ساعت ادبيات، به رغم کسالت گرامر و اصرار بر حفظ و سختي ديکته مي تواند چه ساعت فرح بخش و دل انگيزي باشد. از من يکي اگر بپرسيد چه شد که به ادبيات علاقه مند شدم، بي درنگ ياد جناب موثق، دبير محترم فارسي دبيرستان مدرس مي افتم که عندالورود ما را به دنياي جذاب، زيبا و پرخاطره رسول پرويزي رهنمون شد و به ما ياد داد که علاوه بر درس هاي فارسي مي شود توي کتابفروشي ها و دست دوم فروشي ها چرخيد و به سختي «شلوارهاي وصله دار» را پيدا کرد و کتاب را لاي زيست شناسي و شيمي گذاشت، ساعت هاي متمادي، کسالت و خمودگي ساختار غشاء سلولي و جدول مندليف و « اي مساوي ام سي دو» را با خواندن «پالتوي خيالي ام» و «زرگر مظلوم» و خاصه «سه يار دبستاني» به ساعات خوش و به يادماندني بدل کرد. «سه يار دبستاني» جزء شاهکارهاي قصه نويسي است. خاصه اگر آن را در سنين بين چهارده و هفده بخوانيد و باز خاصه اگر که دل به روي زيبايي هم در همان دوران داده باشيد که آن را چون سر نهاني در دل نگه داشته باشيد و... چه دوراني بود؟ هي روزگار، چطور مي شود آن روزهاي دلهره آور و آن شب هاي سفيد را از ياد برد؟ بعيد مي دانم نسل جديد چنين وضع و حالي را بتواند تجربه کند و حيف و صد هزار حيف که نمي تواند. عين پيرمردها نشوم و شروع به خاطره گويي نکنم. در اين صندوقچه زهوار دررفته همچنان بسته بماند بهتر است تا اينکه عنان اختيار از کف بدهم و آنچه نبايد را بگويم. خدا رحمت کند مرحوم پرويزي را و خدا بگويم چه کار کند قصه نويساني که مسير سالم و انساني و زيباي قصه نويسي را به وادي هايي کشاندند که ديگر نه سلامتي در آنها مانده، نه انسانيتي و نه زيبايي و زيبايي شناسي که بشود بر آن اتفاق نظر پيدا کرد... قصه هاي رسول را پيدا کنيد و بخوانيد که خيلي حرف هاي گفتني با شما دارم.

mirfattah@yahoo.com
چشم انتظار ناخدا خورشيد


جواد طوسي

دو، سه روز پيش ناصر تقوايي در سکوت و خارج از گود، 67 ساله شد. براي نسل من تقوايي در داخل گود، معنا پيدا کرد. آن جوان جنوبي متاثر از سبک داستان نويسي «ارنست همينگوي» که مجموعه داستان «تابستان همان سال» را با آدم هايي کلافه، سرگشته و عصبي مزاج شکل بخشيد. آن مستندساز خوشفکر نيمه دوم دهه 50 که تصوير متفاوتي از جامعه شهري در«تاکسيمتر» و «آرايشگاه آفتاب» و «نان خورهاي بي سوادي» ارائه داد و با «باد جن» و «اربعين» نقشي غريب و ماندگار از جغرافياي بندرلنگه و بوشهر در ذهن ما ثبت کرد. گويي هيچ کس به جز تقوايي نمي توانست از «مراسم زار» و سينه زني هيات عزاداران مسجدهاي دهدشتي و بهبهاني ها اين «سماع تصويري» ناب را خلق کند.انتخاب قصه يي از مجموعه قصه «واهمه هاي بي نام و نشان» غلامحسين ساعدي در اواخر دهه 40 جرات مي خواست و تقوايي 29 ساله اين شهامت را داشت که براساس اين قصه، اولين فيلم بلندش(آرامش در حضور ديگران) را بسازد.او در آغاز شکل گيري «جريان موج نو» نمونه متفاوتي از سينماي اجتماعي انديشمندانه را پايه ريزي کرد. کانون خانوادگي سرهنگي بازنشسته و فروپاشي مرحله به مرحله آن، تصويرگر جامعه يي نامتوازن و هويت باخته است که اصالت و پاکي(منيژه) تنها مي تواند رفع عطش باشد. براي ما «رهايي» نمايشي موثر از اسارت براي آزادي بود. با يک ماهي قرمز محبوس شده در کيسه يي پلاستيکي و چند نوجوان پاکت به سر و موسيقي تهييج کننده اسفنديار منفرد زاده، مي توان (در دل سينماي کودک و نوجوان) حرف هاي بوداري زد که به مذاق جوان و نوجوان دوآتشه اوايل دهه 50 خوش مي آمد. «صادق کرده» تداوم عصيان و کين خواهي ضدقهرماني بود که سنگ بنايش با «قيصر» گذاشته شد؛ منتها تقوايي با جنس نگاه خاص خود به دنياي جنون زده مردي که به حريمش تجاوز شده، مي پردازد. او در «نفرين» با سه بازيگر توانمند(بهروز وثوقي، جمشيد مشايخي و فخري خوروش) دست به يک تجربه شخصي در فرم و استفاده درست و هوشمندانه از فضا و لوکيشن مي زند و فاجعه را در محيطي بکر و ناشناخته با آدم هايي اسير تقدير رقم مي زند. آخرين تجربه تقوايي کم کار در طول دهه 50، به يک مجموعه تلويزيوني پرطرفدار و ماندگار بدل شد. اما او آس خود را در اين دوران با «ناخدا خورشيد» رو مي کند که يکي از بهترين اقتباس هاي ادبي در سينماي ما به شمار مي آيد. برداشت آزاد او از داستان «داشتن و نداشتن» همينگوي، در جايگاهي رفيع تر از فيلم «هوارد هاکس» قرار مي گيرد. ناخدا خورشيد از نظر فضاسازي سنجيده و شيوه روايت پردازي کلاسيک و شخصيت پردازي و مجموعه بازي هاي درخشانش، گوهري تابناک در کارنامه سينمايي تقوايي و يکي از آثار ماندگار تاريخ سينماي ايران است.

«اي ايران» حديث نفس يک فيلمساز غيور و هويت مند اينجايي نسبت به تاريخ معاصر کشورش است. او با حس و نگاهي آرمان خواهانه از يکي از مقاطع ملتهب اين دوران گذر مي کند و زبان آميخته با طنز و هجوش را واسطه يي در جهت شکل يابي يک نوع هشدار تاريخي قرار مي دهد. متاسفانه «اي ايران» در زمان نمايش در جشنواره فيلم فجر و اکران عمومي، کمتر از قابليت ها و ارزش هاي واقعي اش ديده شد.

از روايت پردازي متفاوت و اجراي مدرن «کاغذ بي خط» و مستند «پيش» و يکي از اپيزودهاي مستند «قصه هاي جزيره» و تلاش ناتمام و بي سرانجام در دو پروژه «رومي و زنگي» و «چاي تلخ» و برگزاري يکي دو نمايشگاه عکس، مي توان به عنوان آخرين فعاليت هاي هنري تقوايي ياد کرد. او در سال هاي اخير حوصله کسي را ندارد و انزوا را به حضور در صحنه ترجيح مي دهد. واقعاً در اين عدم حضور جاري و تاثيرگذار تقوايي در صحنه، چه عامل يا عواملي دخيل است؟ در اين فضاي بي رونق حاکم بر سينما، جاي خالي فيلمساز خوش قريحه يي که سينما را خوب مي شناسد بيشتر احساس مي شود. وقتي او در «آرامش در حضور ديگران» سرهنگ بازنشسته اش را به سان ديدن از ميله هاي جلوي دانشکده افسري وامي دارد، ديگر دوست ندارم خودش در اين ميزانسن قرار بگيرد و به پيشواز بازنشستگي برود.
عناوين اين صفحه
همايون شجريان اپرت مي خواند
تقويت استقلال خانه سينما
افزايش نقش شوراي عالي تهيه کنندگان در پروانه ساخت
اعلام برندگان جايزه «مهتاب ميرزايي»
«قصه هاي رسول» و نوستالژي دوران نوجواني
چشم انتظار ناخدا خورشيد
پيشنهادها
هشدار
«پاداش» به طور کامل متوقف است
چهره ها
عادت نمي کنيم

پيشنهادها

 بررسي جايگاه نادر ابراهيمي در سينماي ايران؛ امروز ساعت 30/17در کانون فيلم انجمن منتقدان، همراه با نمايش فيلم «روزي که هوا ايستاد» ساخته زنده ياد «نادر ابراهيمي» جايگاه اين سينماگر در سينماي ايران بررسي مي شود. در اين برنامه «آرش خوشخو» به عنوان منتقد مهمان به نقد و بررسي آثار و جايگاه «نادر ابراهيمي» در سينماي ايران خواهد پرداخت.


 نمايشگاه چيدمان «ضيافت»؛ از هفته گذشته نمايشگاه چيدمان عليرضا اميرحاجبي با عنوان «ضيافت» در موزه اصلي «مان هنر نو» افتتاح شده است. اميرحاجبي در اين نمايشگاه 30 پيراهن از 30 هنرمند معاصر را همراه با امضاي صاحبان شان ارائه کرده است. اين نمايشگاه تا 25 تيرماه در محل يادشده واقع در خيابان شهيد ميرزاپور - سهيل - شماره 33 برپاست.



درباره تغيير دبير جشن خانه سينما
هشدار
سامان مقدم؛ بايد حذف يا کناره گيري علي معلم را از سمت دبيري جشن خانه سينما يک هشدار تلقي کرد. علي معلم سابقه يي روشن و کارنامه يي موفق در حوزه هاي مختلف سينما دارد؛ نشريه يي موفق و سرپا داشته، تهيه کننده بوده و به عقيده خيلي از سينماگران جشن خصوصي دنياي تصويرش فراتر از استانداردهاي جشنواره هاي داخلي بوده که با بودجه هاي کلان دولتي اداره مي شدند. با بحران هايي که او در چند ماه اخير از سر گذراند، انتخاب او به عنوان دبير جشن بسيار بجا و پرمعنا بود و کناره گيري يا حذف او از اين سمت پرمعناتر. چند سالي است که خانه سينما روي پاي خود ايستاده، تنش ها به حداقل رسيده و سامان گرفته است و همه اينها به ظاهر با کمترين دخالت دولت اتفاق افتاده است. از رضا ميرکريمي به خاطر تلاش هايش ممنونيم اما اين استقلال و عدم وابستگي خانه را حرکت هايي از اين دست زير سوال مي برد. علي معلم برنامه و ديدگاه هاي متفاوتي براي اجراي جشن داشت و ظاهراً از حذف الزام پروانه نمايش براي حضور فيلم ها در جشنواره خبر داده بود که گويا به مذاق خيلي ها خوش نيامد. از خانه سينما اين انتظار مي رفت که پاي اين شجاعت و استقلال بايستد که متاسفانه اين اتفاق نيفتاد و نتيجه آن شد که روز چهارشنبه معلم را استعفا دادند، بدبيني را کنار مي گذارم و اميدوارم خانه سينما همچنان به دور از هر گونه دخالت دولت در تصميم گيري هاي بنيادين اداره شود. اين خواست همه اهالي سينما است. ضمناً آقاي تارخ هم حتماً متوجه اين نکته هستند که در چنين شرايطي جايگزيني ايشان به عنوان دبير جشن چه شبهه هايي را در ميان اهالي خانه سينما به وجود آ ورده. ايشان راه سختي پيش رو دارند. اميدوارم در تصميم گيري ها موفق، سربلند و مستقل عمل کنند؛ راهي را که پرويز پرستويي سال گذشته رفت و علي معلم قصد ادامه آن را داشت.


«پاداش» به طور کامل متوقف است
کمال تبريزي؛ فيلم سينمايي «پاداش» همچنان به طور کامل متوقف است. برخلاف برخي خبرها که مبني بر آغاز تدوين اين فيلم منتشر شده است، فيلم سينمايي «پاداش» همچنان در مرحله پايان فيلمبرداري بوده و به دليل اختلافات و مشکلات عديده مالي با سيمافيلم به طور کامل متوقف است، و کماکان پس از گذشت دو ماه از اتمام فيلمبرداري و به دليل عدم توانايي در تصميم گيري مسوولان سيمافيلم، هنوز مرحله تدوين آن آغاز نشده است، از اين رو همين جا، و به دليل رفتار ناپسند مسوولان امر، ناچار به اعلام اين مطلب هستم که در صورت ادامه اين روند از سوي سيمافيلم، ناگزير به رها کردن پروژه پاداش، تا اطلاع ثانوي خواهم شد. و به زودي ساخت فيلم سينمايي ديگري را با فراهم آوردن مقدمات آن، آغاز خواهم کرد. والسلام. منبع؛ايسنا


چهره ها

 حضور دالايي لاما در جشنواره فيلم رم ؛ سومين جشنواره فيلم رم يک بخش را به سينماي تبت اختصاص داده و دالايي لاما رهبر تبعيدي اين کشور موافقت خود را براي سفر به ايتاليا و شرکت در اين جشنواره اعلام کرده است. برنامه «روز تبت» هشتم اکتبر، چند روز پيش از آغاز جشنواره رم و به همت جوفردو بتيني رئيس سابق جشنواره برگزار مي شود.

 تاسيس موزه سينمايي «جکي چان»؛ موزه سينمايي «جکي چان» در «شانگهاي» تاسيس مي شود. رويترز به نقل از پايگاه اطلاع شخصي جکي چان اعلام کرده است، مقدمات راه اندازي و ساخت اين موزه از اواخر اين هفته آغاز خواهد شد. در موزه جکي چان علاوه بر فيلم هاي اين بازيگر 54 ساله مجموعه يي از عکس ها، جوايز و يادگاري هاي او ثبت و نگهداري خواهد شد.



عادت نمي کنيم
1- نوشته بودي تلخ شدم. نوشته بودي گزنده. نوشته بودي از اينکه هنوز تعجب مي کنم احساس حماقت بهت دست مي ده. از اينکه با واقعيت کناردستي ام کنار نمي آيم. از اينکه فکر مي کنم تافته جدابافته ام و وظيفه دارم دنيا رو عوض کنم، هنوز حرص مي خوري (اين جاي نامه قيافت رو تجسم کردم). نوشته بودي در نوشته قبلي ام که از پيشنهاد جديدم گفتم، کلي خوشحال شدي و فکر کردي که سر عقل اومدم. اين يک سال اخير دومين پيشنهاد کاري خارج از اينجاست. رفتن و باز نيامدن، تا هميشه. اين دفعه ينگه دنيا هم نيست که غر بزنم و در مذمت مک دونالد و استارباکس به قول تو لکچر بدم. دوباره يادم آوردي که بار آخر پاريس که ديدمت، سر قهوه خانه استارباکس که تو عاشقش بودي و من چون درآمدش خرج جنگ صهيونيست ها با فلسطين مي شد دوست نداشتم، کلي جر کردم و حرف زدم که به قول تو مفت بود و شعار. که به موقعيت ديدار ما هيچ ربطي نداشت.نوشته بودي که خودمو اينجا سر کار گذاشتم؛ 15سال پيش قهرمان شناي استقامت بودي و حالا داري توي حوض خونه ما شنا مي کني. دلت خوشه به يه ستون هفتگي شنبه ها و جلسات صنفي سه شنبه ها و يک شرکت فيلمسازي که توش از اون فيلم هايي مي سازين که مردم عادي خيلي هم خوششون نمي آد و احتمالاً دولت هم خيلي حمايت نمي کنه. ولي مثل هميشه من فکر مي کنم بار خيلي چيزا به دوشمه و مثل هميشه هم لابد اشتباه مي کنم.

2- برات نوشتم تلخ شدم. راست مي گي. هنوزم دارم اينجا غر مي زنم و حرف مفت.نوشتم نمي دونم چرا عادت نمي کنم، ولي از اينکه هنوز عادت نکردم خوشحالم. از اينکه هنوز تعجب مي کنم.برات نوشته بودم که روشنفکر اينجايي در قياس جهاني اش بي سواده چون پراکنده خونده، چون خوب زبان نمي دونسته. اما اينجا تعهدش بيشتر از سواد به کارش مي آد. مثل معلم ده. يک جا رو تا ته نرفته که مستشار بشه اما هر قدمش، خيليه.در سياه چادرها اگر يک ايل رو سوادآموزي کنه، مهمتر از بورس مطالعاتي فلان دانشگاه خارجيه. کاري که بهمن بيگي کرد رو يونسکو براش سر تعظيم فرود آورد. تو فرض کن از هاروارد هم PHD مي گرفت. اينجا به چه کاري مي اومد. بهمن محصص نقاش گفته بود؛ «ما هميشه اينجا زوديم و اون جا ديريم.»

و چه حس بديه اين وسط گير افتادن. ميان زمين و هوا. گنگ خواب ديده يي انگار.

نوشتم به همين ته خط راضي ام، دلم نمي خواد فست فودي ازم پذيرايي بشه. مهمان به روي گشاده ميزبان مي آد و نه سفره نون پنيرش.

براش نوشتم؛ حالم خوب نيست، اما اينجايي ام و هنوز عادت نمي کنم.

Info@mehdikarampour.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام