امير ملوک پور

همايون شجريان در سال هاي اخير در اجراهاي بسياري (کنسرت و آلبوم) حسين عليزاده، کيهان کلهر و محمدرضا شجريان را همراهي کرده است و دوره يي نسبتاً موفق را پشت سر نهاده و اکنون به همراه گروه دستان براي اولين حضور مستقل به عنوان خواننده، خود را آماده مي کند؛ حضوري که مي تواند فصل جديدي در زندگي هنري اش به حساب آيد. به اين بهانه در ادامه نگاهي گذرا خواهيم داشت به پنج آلبومي که در آنها همايون شجريان نقش خواننده را داشته است؛ آلبوم نسيم وصل (1382) را به نوعي مي توان اثري نسبتاً عامه پسندانه به حساب آورد. سازبندي بسيار ساده و روان، ملودي هاي گوش نواز و بهره کشي از کمترين ميزان نوآوري در هر زمينه (آهنگسازي، تلفيق شعر و موسيقي، رنگ آميزي و ارکستراسيون و...) ويژگي هايي هستند که اين آلبوم را تا حدي در مقام برابري با آثاري چون نيلوفرانه (عباس خوشدل - خواننده عليرضا افتخاري) قرار مي دهد با اين تفاوت که ملودي هاي استفاده شده در آلبوم نيلوفرانه به گوش بسياري آشنا بودند و تغيير اشعار نيز مانع از برانگيخته شدن احساسات نوستالژيک دسته يي از مخاطبانش نشد؛ اما در آلبوم نسيم وصل تنها شاهد استفاده از همان فضاسازي ها هستيم که تا حد زيادي از ارزش هاي بالقوه آن کم مي کند. در اين آلبوم دو تصنيف ابتدايي و انتهايي را از نقطه نظر سازبندي و تنظيم مي توان داراي ارزشي بالاتر به حساب آورد ولي باقي قطعات و حتي آوازخواني همايون شجريان به همراه تار شهرام ميرجلالي در سطحي بسيار معمولي قرار دارند.
دومين همکاري محمدجواد ضرابيان با همايون شجريان از نظر فضاسازي و سازبندي با اولين آلبوم مشترک اين دو، کاملاً متفاوت بود. «شوق دوست» يک برنامه کاملاً سنتي در دستگاه سه گاه است که از تمامي مولفه هاي يک اثر صرفاً سنتي برخوردار است و در نوع خود مي توان آن را اثري با موفقيتي نسبي برشمرد که با کمي ابداع و خلاقيت بيشتر مي توانست اثري متفاوت و در خور توجه بيشتري باشد. يکي از ويژگي هاي اين آلبوم روآوردن آهنگساز به استفاده از شعر هاي سروده شده توسط خودش بود که تا حد زيادي فضاهاي موسيقي دهه 30 و 40 را به خاطر مي آورد. در واقع «شوق دوست» در مقام مقايسه با همکاري قبلي ضرابيان و شجريان (نسيم وصل) و همکاري بعدي شان (با ستاره ها) اثري کاملاً متفاوت به حساب مي آيد و به گونه يي نشانه هاي عوام پسندانه يي که در اولين و آخرين همکاري اين دو به چشم مي خورد در اين آلبوم جلوه کمتري دارد.
در سال 1385 آخرين همکاري ضرابيان و همايون شجريان (تا به حال) به ضبط آلبومي به نام «با ستاره ها» منجر مي شود که در واقع يک مجموعه است از تصانيف مختلف در دستگاه هاي مختلف. در واقع اين آلبوم تنها اثري است که در آن همايون شجريان تنها به تصنيف خواني پرداخته است و آوازخواني (رديف خواني) در آن جايي ندارد. اين گرايش به سمت موسيقي ريتميک و دوري جستن از موسيقي آوازي را شايد بتوان در رويکرد آهنگساز و عوامل پديدآورنده در جهت برقراري ارتباط بيشتر با مخاطب ريشه يابي کرد که در نوع خود به هيچ وجه نکته يي منفي به حساب نمي آيد اما مي توان آن را از منظر جامعه شناسي موسيقي نيز مورد بررسي قرار داد؛ اينکه سليقه شنوندگان تا چه حد دستخوش تغييرات اساسي شده است و چه عواملي در تغيير ذائقه شنونده تا اين حد موثر بوده اند، جاي زيادي براي بحث دارد که شايد در آينده نزديک به آن بپردازيم. در واقع آلبوم «با ستاره ها» همان فضاسازي هاي ارکسترال « نسيم وصل» را دارد و همان طور که پيشتر گفته شد به نوعي در ادامه همان روندي است که در ميانه دهه 70 با آلبوم نيلوفرانه آغاز شد؛ روندي که گونه يي از موسيقي مردم پسند و در عين حال با مولفه هاي موسيقي سنتي در آن کاملاً به چشم مي خورد.
کمتر از يک سال پس از انتشار نسيم وصل، آلبوم «ناشکيبا» با آهنگسازي اردشير کامکار و خوانندگي همايون شجريان وارد بازار مي شود. «ناشکيبا» را مي توان اثري با مشخصه هاي کاملاً سنتي برشمرد که چه از نقطه نظر آهنگسازي، چه تنظيم و چه از ديدگاهي فرمال تمامي ويژگي هاي يک رپرتوار امروزي وفادار به رديف را داراست. اين آلبوم را از بسياري از جهات مي توان آلبومي نسبتاً موفق نيز به حساب آورد چرا که در هر صورت يکي از معدود دفعاتي است که شاهد حضور اردشير کامکار در مقام آهنگسازي هستيم و در عين حال خواننده جوان براي بار دوم در حال تجربه آوازخواني به صورت مستقل است و مجموع اين عوامل باعث مي شوند که آن را بتوان «تجربه» يي نسبتاً موفق به حساب آورد. در اين ميان بايد به نوازندگي در خور توجه اردوان کامکار به هنگام همراهي آواز نيز اشاره کرد که نشان داد از قابليت هاي فراواني در اين جايگاه نيز برخوردار است و سنتورنوازي اش منحصر به تکنوازي هايي که از وي در خاطر داريم خلاصه نمي شود.
در ميان پنج آلبومي که به خوانندگي همايون شجريان منتشر شده اند، آلبوم «نقش خيال» شايد برجسته ترين و آوانگارد ترين اثر به حساب آيد. شايد اگر اين آلبوم را در کنار «ز بعد ما» (اثر گروه سنتورنوازان به سرپرستي سيامک آقايي) يکي از پيشرو ترين آلبوم ها در زمينه موسيقي سنتي ايراني در دهه 80 برشمرديم، سخني به گزاف نگفته باشيم.