امير ملوک پور
در ميان پنج آلبومي که به خوانندگي همايون شجريان منتشر شده اند، آلبوم «نقش خيال» شايد برجسته ترين و آوانگارد ترين اثر به حساب آيد. شايد اگر اين آلبوم را در کنار «ز بعد ما» (اثر گروه سنتورنوازان به سرپرستي سيامک آقايي) يکي از پيشرو ترين آلبوم ها در زمينه موسيقي سنتي ايراني در دهه 80 برشمريم، سخني به گزاف نگفته باشيم. اگر در «شوق دوست»، تکخواني همايون شجريان (بدون همراهي ساز)، در «ناشکيبا» استفاده در خور توجه از سازهاي ضربي در ابتداي قطعه هامون و در «نسيم وصل» استفاده جالب از پيتزيکاتو ها در ابتداي «دفتر دل»، به نوعي استفاده از تفکر خلاق را به رخ مي کشيدند، در جاي جاي آلبوم «نقش خيال» مي توان گرايش به استفاده از لحني نو و سعي در خلق فضاهايي جديد را کاملاً مشاهده کرد. علي قمصري با وجود سن بسيار کم نشان داد از قابليت هاي بسيار زيادي چه در آهنگسازي چه در نوازندگي برخوردار است. با وجود اينکه فضاهاي موسيقايي اين آلبوم و همچنين سبک نوازندگي قمصري تا حد زيادي نشان از تاثيرپذيري اش از حسين عليزاده دارد، اما نوعي استقلال و زبان شخصي نيز در آثارش به چشم مي خورد که در نوع خود بسيار قابل توجه است و مي توان اطمينان داشت از او بيشتر خواهيم شنيد. در واقع، قمصري را شايد بتوان آهنگسازي بسيار توانا، در جايگاه خود، به حساب آورد چرا که با جسارتي مثال زدني و با تکيه بر خلاقيتي کم نظير، اثري خلق کرده که چه از لحاظ فرم، چه از لحاظ سازبندي و هارموني، چه از نظر نوع رويکرد ذهني آهنگساز با موسيقي امروزي بسيار قابل توجه است و تاثيرپذيري از عليزاده نه تنها نکته يي منفي به حساب نمي آيد که تا حد زيادي براي اولين اثر ارائه شده توسط آهنگسازي جوان مي تواند بسيار طبيعي و حتي اجتناب ناپذير باشد. «گناه عشق» که در واقع آخرين قطعه حاضر در اين مجموعه است، نمونه يي کم نظير از تلاشي موفق براي دستيابي به زباني نو و متفاوت به حساب مي آيد به گونه يي که با وجود استفاده از فضاسازي هاي موسيقي اسپانيايي به شدت ايراني است و مي توان ادعا کرد گونه يي بسيار ارزشمند از موسيقي تلفيقي را مي توان در همين قطعه کوتاه مشاهده کرد.
همايون شجريان نيز در اين آلبوم شايد بهترين اجراي خود را ارائه داده است؛ البته در «شوق دوست» نيز شاهد اجرايي بسيار کم نقص و پخته از اين خواننده جوان بوديم که خود نشان از روند رو به رشد اين هنرمند جوان دارد که دوستدارانش را به آينده اميدوارتر از قبل خواهد کرد.
در سال 1382 هنگامي که آلبوم «نسيم وصل» به آهنگسازي محمدجواد ضرابيان و خوانندگي همايون شجريان وارد بازار شد، بسياري خواننده جوان را به سوءاستفاده از نام پدر متهم کردند؛ اتهامي که همايون شجريان با صبوري و متانت ذاتي اش تحمل کرد و در دو سه سال پس از انتشار آن آلبوم نشان داد از تبحري بالا در خوانندگي برخوردار است و به شيوه يي مناسب از آموزه ها و راهنمايي هاي پدر استفاده کرده است. در واقع مي توان گفت خواننده جوان از شرايطي که برايش فراهم شده بود به بهترين نحو ممکن استفاده کرد و بدون اينکه سعي کند از شهرت و محبوبيت پدر استفاده نابجا کند، کار خود را به شيوه يي نسبتاً منطقي و مناسب انجام داد و در اين ميان از حمايت هاي پدرش نيز برخوردار بود که در جاي خود به هيچ وجه نمي توان آن را نکته يي منفي برشمرد.
يکي ديگر از اتهامات بي اساسي که به همايون شجريان وارد شد، مساله تقليد او از سبک خوانندگي پدرش بود؛ شايد همين نوع برخورد اشتباه بود که شجريان پسر را به خوانندگي براي آثاري با کمترين مولفه هاي سنتي سوق داد که از آن ميان مي توان به تجربه موفق «نقش خيال» و تجربه هاي معمولي تري چون اولين و آخرين همکاري با محمدجواد ضرابيان اشاره کرد. در واقع استفاده از فضايي به غير از فضاي صرفاً سنتي، خيلي هم بي دليل نبود و اين ذهنيت را ايجاد مي کرد که همايون شجريان به نوعي به دنبال بيرون آمدن از زير سايه سنگين پدرش بود که البته خيلي هم دور از ذهن نيست، چرا که اگر محمدرضا شجريان را يکي از تاثيرگذار ترين هنرمندان تاريخ موسيقي ايران در صد سال گذشته به حساب آوريم، سخني به گزاف نگفته ايم. مساله يي که در اين ميان بسيار حائز اهميت است، اين است که همايون شجريان مي داند اگر از زمان خود جلوتر حرکت نمي کند، دست کم بايد با زمان خود جلو بيايد و شايد اين نوع نگرش نيز در خلق آثاري چون «نسيم وصل» و «با ستاره ها» بسيار موثر بوده است چرا که گذشته از اينکه شجريان پسر بايد از تکرار سبک پدرش دوري گزيند، بايد به تغيير سليقه مخاطبش (که امري است کاملاً بديهي و طبيعي) توجه کند يا حتي بهتر است با ادامه دادن راهي که در «نقش خيال» شاهد بوديم، کمي جلوتر از ذائقه مخاطب امروزي حرکت کند و به نوعي بتواند با همراهي هنرمندان خلاقي چون علي قمصري در پديد آوردن سبکي نو از موسيقي خواني و موسيقي نوازي نقش مهمي ايفا کند.