پنج شنبه، 18 مهر 1387 - شماره 1790
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
حاتمي کيا در نشست رسانه يي فيلمش عنوان کرد
متاسفم که سردار سينماي جنگ هنوز من هستم
گروه فرهنگي؛ پس از شروع موفق فيلم «دعوت» در اکران عمومي و استقبال مردم از اين فيلم، روز گذشته ابراهيم حاتمي کيا ترجيح داد به همراه چندتن از عوامل اين فيلم در يک نشست رسانه يي به صحبت درباره فيلم «دعوت» بپردازد.

ابراهيم حاتمي کيا در اين جلسه با اشاره به سابقه خود در سينماي جنگ گفت؛ 13 فيلم درباره لايه هاي مختلف جنگ ساختم و بسيار متاسفم عنوان سردار سينماي جنگ را همچنان به من مي دهند. هنوز فيلمسازي که پررنگ تر از من در اين زمينه فعاليت کرده باشد ديده نمي شود و من از اين موضوع بسيار متاسفم.حاتمي کيا درباره تغيير روند فيلمسازي اش در روي آوردن به سينماي اجتماعي گفت؛ اين تصور و مانع را که تحت تاثير جرياني قرار بگيرم که از سينماي جنگ، اجتماعي، کمدي و کودکان فراتر نروم، براي خودم قبول ندارم و نمي پذيرم در دايره و مسير خاصي باشم. اين جريان شبيه حکايت ملانصرالدين است که وقتي سوار خرش مي شد همه به او ايراد مي گرفتند که پياده شود و وقتي که پياده مي شد همه دوباره به او ايراد مي گرفتند. اين اتفاق خيلي قبل ترها افتاده بود... وقتي فيلم «وصل نيکان» را ساختم يکي از منتقدان نوشت حاتمي کيا جنگ را به شهر آورده و شهر را نمي شناسد و حکم هم داد که برگردم به همان جنگ. او افزود؛ در فيلم «از کرخه تا راين» نيز که به آلمان رفتم، يا در مورد «به نام پدر» اين تلقي وجود داشت که من نبايد سراغ برخي دواير بروم در حالي که همه اين نظرها، خود دايره هاي بسته بودند و حرف هاي تکراري و خيلي از منتقدان اين نظرها را نوشتند.حاتمي کيا در ادامه اين جلسه درباره موضوع فيلم «دعوت» که سقط جنين است، اعلام کرد؛ تصور ابتدايي من اين بود که هنجار در جامعه ما ضد سقط جنين و ضدهنجار سقط جنين است، اما در تحقيقات متاسفانه اين برعکس بود و به شکلي، وضعيت غم انگيزي دارد چرا که در تمام اقشار جامعه، قبح اين قضيه به دليل قواعد و قوانين 52گانه پزشکي که اجازه سقط جنين را مي دهند، از بين رفته و راه برايش باز شده است. دلم مي خواست با «دعوت» در اين مبحث حرفي داشته باشم. پس سراغ خاطرات افراد در جامعه رفتيم، به صورت تصادفي آنها را انتخاب کرديم و به طيفي از آدم هاي مختلف به لحاظ طبقات جامعه و سن و سال رسيديم و در نهايت، به قصه هاي مختلف و طرح هاي اوليه رسيديم.

حاتمي کيا در ادامه گفت؛ فکر مي کردم يک قصه يي نوشته شود که در مورد يک خانواده است ولي بعد احساس کردم که با اين اوصاف، نمي توانم گستردگي موضوع را طرح کنم و فيلمنامه با اين شکل کم جان مي شود. به همين خاطر تصميم گرفتم چند زوج را انتخاب کنم. در ابتدا در فيلمنامه 7 شخصيت بود که به 6 شخصيت و در تدوين به 5 خانواده رسيديم که از همه طبقات جامعه بودند. «دعوت»، فيلم 5 اپيزودي ابراهيم حاتمي کيا پس از 8 روز اکران در سينماهاي تهران حدود 180ميليون تومان فروش کرده است.
کنسرت کامکارها در شيراز مجوز گرفت
کنسرت گروه کامکارها براي اجرا در آبان ماه مجوز گرفت. کنسرت اين گروه که از مردادماه امسال به دليل عدم صدور مجوز به تعويق افتاده بود، بالاخره بعد از چندين ماه براي اجرا در فضاي بسته مجوز گرفت. بخت زاده هماهنگ کننده اين گروه در گفت وگو با ايلنا اظهار داشت؛ مجوز اجراي اين برنامه از سوي دفتر موسيقي در شيراز صادر شده و قرار بر اين است اجراي برنامه اين گروه در تالار حافظ شيراز باشد. وي افزود؛ اين تالار با ظرفيت 1000 نفر، شب هاي 23 و 24 آبان ماه پذيراي گروه کامکارها خواهد بود.
درگذشت چارلز رايت نويسنده امريکايي
چارلز رايت رمان نويس و راوي قصه هاي سياهان امريکا در 76 سالگي در ايست ويلج درگذشت. به گزارش مهر به نقل از نيويورک تايمز، اين نويسنده رنگين پوست در دهه هاي 60 و 70 به خاطر نوشتن رمان هاي شرح حال گونه يي بر اساس زندگي خود در محله هاي سياهپوستان نيويورک به شهرت رسيد. وي در تمام عمر خود جز سه رمان با نام هاي «پيام»، «کلاه گيس» و «بي هيچ بهانه براي هوشياري» چيز ديگري ننوشت. مرگ او به علت سکته و نارسايي قلبي در آسايشگاهي متعلق به دوست نزديکش هنري هودنفيلد گزارش شده است.
آواز «شجريان» امشب در تهران مي پيچد
«محمدرضا شجريان» به همراه گروه شهناز از امشب به مدت چهار شب در تالار بزرگ کشور به اجراي برنامه مي پردازد. به گزارش فارس در اين کنسرت گروه شهناز متشکل از نوازندگاني چون مجيد درخشاني تار و سرپرست گروه، مهرداد صفايي سنتور، محمدرضا ابراهيمي عود، سينا جهان آبادي و کاوه معتمديان کمانچه، شاهو عندليبي ني، حسين رضايي نيا دف، مهرداد ناصحي قيچک، حامد افشاري قيچک باس، رادمان توکلي تار، رامين قنبري تنبک و مژگان شجريان سه تار به همراه محمدرضا شجريان قطعاتي را دستگاه همايون، شور و مايه ابوعطا اجرا مي کنند.فروش اينترنتي بليت هاي اين کنسرت از روز دوشنبه 15 مهر در سايت www.shajarianconcert.com آغاز شد و بعد از سه مرحله فروش شب گذشته تمام بليت هاي اين کنسرت به اتمام رسيد و از ديروز ساعت 15 تا 19 و امروز ساعت 9 تا 13 اين بليت ها در پارکينگ بيهقي، جنب دفتر شرکت مسافر بري سير و سفر، سالن انتظار شماره 1 به خريداران تحويل داده مي شود. زمان تحويل بليت هاي اين کنسرت 19 تا 22 مهر ساعت 30/9 تا 30/14 در شرکت دل آواز انجام خواهد شد. اين بار برخلاف کنسرت هاي قبلي فروش اينترنتي بليت بدون هيچ مشکلي و با تدابير لازم جهت ايجاد بازار سياه انجام شده است.
رحمانيان «مانيفست چو» را به فجر مي آورد
محمد رحمانيان که پيش از اين قصد داشت، نمايشنامه «از پشت شيشه ها» نوشته زنده ياد اکبر رادي را در جشنواره تئاتر فجر اجرا کند، تصميم گرفت نمايشنامه «مانيفست چو» را در اين جشنواره اجرا کند. او درباره دليل تغيير متن انتخابي خود به ايسنا گفت؛ علاقه مند بودم نمايشنامه استاد اکبر رادي را در بخش مسابقه بين الملل اين دوره از جشنواره اجرا کنم، اما متوجه شدم مجوز اجراي اين نمايشنامه از سوي خانواده زنده ياد اکبر رادي به آقاي مصطفي عبداللهي ارائه شده است و از آ نجا که ايشان زودتر از من براي گرفتن مجوز اجرا اقدام کرده بودند، تماشاگر اين نمايش خواهم بود.
دنيا به آخر رسيد
اسدالله امرايي

از سر بازارچه کتاب که يادگاري از دوران رونق کتاب و کتابخواني است و با نام آقاي کاشي چي مترادف است رد مي شدم، ديدم دنيا را به هم ريخته اند. انتشاراتش را وگرنه خودش خيلي وقت است به هم ريخته. چند روز بعد تابلو فتح ظفرنمون طبقه کتاب درسي فروشي ها را ديدم که با رنگ زرد به اهتزاز درآمده. بيست قدم جلوتر هم با دکور پرخرجي از ايران باستان زيرزمين کتاب هاي جيبي به تسخير درآمده بود. کتابفروشي نگاه هم اول تقسيم شد و بعد نيمه تبديل. حالا باز خدا پدرش را بيامرزد که هنوز بخش کتابفروشي اش کتاب مي فروشد و مثل داروک کافه نشده است. راستي دزدي بد است و در همه اديان و مکاتب و جوامع مذموم. مالخري هم جرم سنگيني است و بدتر از آن فروش مال دزدي. اين حکايت را به قول استاد ابوالفضل بيهقي از آن جهت آوردم تا حکايت ديگري ساز کنم.

چه حسي پيدا مي کنيد که برويد و ببينيد کنار خيابان لوازم منزل تان را دزديده اند و به ثمن بخس که نخير به قيمت خونبهاي پدرشان مي فروشند. دستتان هم به هيچ جايي بند نيست. اين حکايت آثار ادبي است که نويسندگان با خون دل نگاشته يا ترجمه کرده اند و در بازار رسمي مجال عرضه شان نيست. مدام زير چشم قانون چاپ و تجديد چاپ مي شود و ديناري از آن به مولف و حتي ناشر اصلي نمي رسد. اگر قانون و قانونگذار اهل مسامحه است با توجه به اينکه کسي با خواندن اين آثار از راه به در نشده و در ميان ادوات آلات جرم مکشوفه از جانيان و مجرمان و ورشکستگان به تقصير از چنين اقلامي مشاهده نشده، لطفاً چشمش را هم بگذارد و اين مسامحه را دست کم درباره آثاري که روزگاري مجوز چاپ داشته، بر صاحبان اثر روا بدارد. ادبيات روسيه از همه نوعش در سراسر جهان تاثير داشته است و دارد، چه کلاسيک هاي قبل از نظام شوروي، ادبيات دوران شوروي و ادبيات پس از دوران شوروي به علاوه بخشي که در دوره شوروي به ادبيات ساميزدات يا ادبيات زيرزميني شهرت داشت.

ادبيات زيرزميني محل مناقشه روشنفکراني بود که سوداي آرمان خواهي داشتند و ارزش هاي ادبي آن را ناديده مي انگاشتند. در ايران حاکميت وقت به دليل جبهه بندي سياسي و گرايش به غرب به آن دامن مي زد و بعد از دوران شوروي جايگاه حاکميت و روشنفکران نسبت به آن نوع ادبيات تغيير کرد. کتاب مرگ و پنگوئن داستان ويکتور داستان نويس جواني است که آثارش را مجلات ادبي نمي پذيرند و يکي از روزنامه ها با او قرارداد مي بندد آگهي ترحيم بنويسد و نکته جالب اينکه افرادي که براي آنها آگهي ترحيم مي نويسد، زنده اند و از افراد مهم و صاحب نفوذ اوکراين هستند. مرگ و پنگوئن را آندري کورکف نوشته و شهريار وقفي پور ترجمه کرده و انتشارات روزنه به چاپ رسانده. ترجمه خوب و روان وقفي پور هم به جذابيت ماجرا افزوده است. «آذر ماه آخر پاييز» يکي از آثار ابراهيم گلستان است که بازتاب نگار منتشر کرده. نمي توان تاثير گلستان را بر ادبيات معاصر ايران ناديده گرفت.مردي براي گرفتن وسايل دوست زنداني سياسي خود از خانواده اش از کافه خارج مي شود. صداي دسته هاي سينه زن از دور شنيده مي شود. مادر زنداني پاکتي آجيل مي دهد که به زنداني برساند. پاکت از کاغذهاي مشق شاگرد مدرسه يي ها درست شده است. آن موقع هنوز از اين کيسه هاي يک بار مصرف خبري نبود. خبر کشته شدن زنداني را از راديو مي شنود. «فرشته ها بوي پرتقال مي دهند» رماني از حسن بني عامري داستان نويس خوب کشورمان است که جايزه کتاب سال نويسندگان و منتقدان مطبوعات را هم برد. کارنامه بني عامري «گنجشک ها بهشت را مي فهمند»، «نفس نکش، بخند، بگو سلام» و «آهسته وحشي مي شوم» را هم دارد. فرشته ها سه داستان بلند است که بني عامري اسم شان را معرکه گذاشته. شماره جديد مجله شوکران هم درآمد. در شوکران اين شماره آثاري از عبدالحسين فرزاد، فرهاد عابديني، مفتون اميني، عزيز ترسه، پوران کاوه، ضياءالدين ترابي، کاميار عابدي، واهه آرمن، نگار تقي زاده و جهانگيرخان هدايت منتشر شده. از چنگيز آيتماتوف که سال هاي جواني خيلي از ما را با جميله و الوداع گل ساري اش رج مي زد هم يادي شده که به تازگي درگذشت و يکي از بخت هاي نوبل بود، گويا. گفت وگو با چنگيز آيتماتوف را رسول يونان ترجمه کرده است. طرح هاي بچه عمران را هم ببينيد، ياشار صلاحي.
کردان کردان دل من شد اسيرت
هفته گذشته من نبودم. يعني من بودم اما چون از دوره هخامنشيان تاکنون در ايران بين دو روز تعطيلي را حتي مرغ هاي ماهيخوار هم کار نمي کنند، روزنامه را تعطيل کردند و ستون من طبعاً نمي شد که چاپ شود. حيف شد، هفته گذشته به همت و تلاش دوستان عدالت سرخود هفته پرباري بود. پربارها، اما از آنجا که در راه خدمت، دوستان هميشه در تلاشند اين هفته هم اوضاع مثل هميشه خوب است. شما هم ستون را بخوان و برو حالشو ببر.

شنبه؛ کتاب

کردان دشمن شماره يک عادت ناپسند مدرک گرايي در ايران و حومه طي نامه يي اعلام کرد مدرکش جعلي است. او گفت آن کس که مدرک را براي من خريد... نه براي من تهيه کرد آدم نامردي بوده و مدرک را به من انداخته اند. بعد از اعلام اين خبر شما فکر مي کنيد چه خواهد شد؟ شما فکر مي کنيد آکسفورد در خودش را تخته مي کند؟ شما فکر مي کنيد کردان در کلاس کنکور ثبت نام مي کند، روزي 15 ساعت تست مي زند، در يک آموزشگاه اسم مي نويسد، قبول مي شود و بعد مي آيد در يک تيزر تلويزيوني اسم آن آموزشگاه را تبليغ مي کند. شما فکر مي کنيد محل وزارت کشور به يکي از کلاس هاي مخصوص بزرگسالان (اکابر سابق) منتقل مي شود. شما بيخود فکر نکنيد خودشان فکرش را کرده اند. گويا قرار است يک کتاب درباره دستاوردهاي سفر احمدي نژاد به نيويورک چاپ شود. بنده پيشنهاد مي دهم يک کتابخانه کتاب در مورد سفرهاي رئيس جمهور به ونزوئلا هم چاپ کنند. ساير کتاب هاي پيشنهادي براي چاپ اينهاست؛ «چگونه مي توان يک نفر را سر کار گذاشت»، اين کتاب درباره اين است که مي شود يک نفر هفت شغل داشته باشد. «راه هاي مبارزه با تورم»، اين کتاب يک اثر طنز بديع و بسيار خنده دار است که خواندن آن را به تمام علاقه مندان طنز پيشنهاد مي دهم. «خاتمي»، اين کتاب در مورد فردي است که تمام مشکلاتي که دولت نهم ايجاد کرده به او مربوط مي شود. ساير کتاب هاي پيشنهادي را دوستان پس از چاپ کتاب دستاوردهاي سفر نيويورک مي توانند از بنده بپرسند. آقاي جوانفکر مشاور رئيس جمهور در مورد روزنامه هاي زنجيره يي يک حرفي زده که خيلي بامزه است اما چون بخش مربوط به روز شنبه زياد شد، نمي شود بنويسم اش. عيب ستون غيرروزانه و هفتگي همين است.

يکشنبه؛ شرط بندي

علي لاريجاني اعلام کرد احتمالاً مجلس طرح تحول اقتصادي را به علت تورم زايي رد خواهد کرد. رئيس مجلس گويا حواسش نيست که اگر مسائل مرتبط با تورم زايي را در دولت نهم بخواهند رد کنند بايد کل دولت را از بيخ رد بفرمايند. اساساً به گمانم درست نيست مجلس با تمام دستاوردهاي يک دولت مخالفت کند، خوبيت ندارد. پس فردا در و همسايه چي مي گن. سيدمحمد خاتمي دو شرط خود را براي کانديداتوري اعلام کرد. سيدجان در مورد شرط تفاهم با مردم بر سر خواسته ها عرض کنم شما فعلاً همين خواسته نامزد شدن را اجابت کنيد بقيه پيشکش، در مورد شرط دوم که گفته يي اجازه بدهند کارت را انجام بدهي، البته چهار گزينه متصور است. 1- هه هه،

2-دلت خوشه ها 3- ديگه چي؟، 4- برو حالشو ببر، «هما» سانحه سازترين شرکت هواپيمايي در خاورميانه شد. اين خبر را مي خوانم و در دل به تمام کساني که دستاوردهاي دولت در زمين و آسمان را انکار مي کنند، نفرين مي کنم.

دوشنبه؛ داش مشتي

روي بورس ترين خبر فعلاً اظهارنظر ديگران و برداشت هاي آنها در مورد شروط خاتمي براي کانديداتوري است. من مکرراً و مجدداً اظهارنظرهاي سايرين را مي آورم. دوستداران آمدن خاتمي؛ برداشت ما اين است که خاتمي بايد بيايد. آمدن او حق مسلم ماست و ما هيچ پيش شرطي را قبول نداريم. مخالفان آمدن او؛ اين شرط ها نشان مي دهد خاتمي اصلاً گزينه مناسبي نيست و ما مي توانيم 69 ميليون و 999 هزار نفر معرفي کنيم که از او بهترند، براي همه شان هم پرونده بيايد يا نيايد درمي آوريم. مخالفان آمدن خاتمي، طيف روزنامه کيهان؛ سرانجام خاتمي با اين شرط ها اعتراف کرد که يا ردصلاحيت خواهد شد يا با آن زن ايتاليايي دست داده، نکته يي که در اين شرط ها عيان است اين است که خاتمي وقتي مي خواسته برود خارج يکي توي گوشش گفته برو حالشو ببر،

سه شنبه؛ صد ميليون تومان

اسفنديار رحيم مشايي که مدتي است در ستون هاي من به تنهايي جاي کلهر، الهام، جوانفکر، شمقدري و... را پر کرده است، گفته وجود کوروش در ايران سرمايه گذاري خدا است. ما ضمن تاييد حرف ايشان اعلام مي کنيم وجود داريوش سپرده کوتاه مدت با سود 17 درصد است. وجود خشايارشاه شرکت در قرعه کشي حساب هاي قرض الحسنه محسوب مي شود. وجود کل سلسله اشکانيان عرضه سهام با سود تضميني است، وجود... اگر مشايي خواست ادله وجودي کل سلسله هاي تاريخ ايران را برايش توضيح خواهم داد، همزمان با بيان دو شرط خاتمي، گفته شد شيطان وارد انتخابات شده است. عرض مي کنيم ما که اصلاً متوجه منظور دوستان نشديم. عرض مي کنيم اً؟ بين خودتان بهش مي گوييد اي شيطون؟، عرض مي کنيم آها، از اون لحاظ؟، اعلام مي شود نمايندگان مجلس هشتم هر کدام صد ميليون تومان گرفته اند که 50 ميليون آن بلاعوض بوده است. شما فکر مي کنيد بالاخره رفته اند توي مجلس چه کار کنند خب. به نمايندگان عزيز هم از ته اعماق مان عرض مي کنيم برو حالشو ببر.

چهارشنبه؛ حداقل

ديشب احمدي نژاد در تلويزيون صحبت کرد و امروز رفت خراسان شمالي. ما متوجه شديم در کشور همه چيز ارزان است. تا فردا بعدازظهر امريکا خواهد ترکيد. تمام دنيا کشته مرده ما هستند و اين قطعنامه ها را کشورهايي در مريخ يا زحل تصويب مي کنند و... معاون وزير علوم دولت نهم دستاورد بزرگ ديگري را اعلام مي کند؛ سالانه 150هزار تحصيلکرده از ايران به خارج مهاجرت مي کنند. راستش مدت ها است همسر بنده هم مدام مي گويد بيا ما هم جزء اين 150هزار نفر بشويم اما من برايش توضيح مي دهم که اينها فرار مغزها است و يک طنزنويس بيش از آنکه «مغز» باشد، «زبان» است، يا حداکثر قورمه سبزي؟ علي لاريجاني اعلام مي کند؛ صد ميليون تومان به نمايندگان براي يک زندگي حداقلي است. الف - حداقلت رو بخورم،

ب- حداکثر مردم ايران يک دهم حداقل هم نيستند. ج- کارمندي که ماهي 250 هزار تومان حقوق مي گيرد بايد حداقل به کشک عشق بورزد. د- حداقل به معني کلماتي که مي گويم فکر کنيم، باشه؟،

پنجشنبه؛ شب

اين روز را مثل هميشه پيش بيني مي کنم. احتمالاً تا ظهر يک مسوول ديگر از يک دستاورد ديگر سخن خواهد گفت. مثلاً رئيس سازمان آب و فاضلاب مي گويد ما کل کشور را پوشش خواهيم داد. تا غروب هم اعلام مي شود در يک چيز ديگر در دنيا اول شده ايم. مثلاً در حوادث رانندگي يا عدم سرمايه گذاري خارجي. تا شب هم... اين بخش در اين شب خاص به حريم خصوصي مردم مربوط مي شود، بهتر است چيزي ننويسم، برو حالشو ببر.
عناوين اين صفحه
متاسفم که سردار سينماي جنگ هنوز من هستم
کنسرت کامکارها در شيراز مجوز گرفت
درگذشت چارلز رايت نويسنده امريکايي
آواز «شجريان» امشب در تهران مي پيچد
رحمانيان «مانيفست چو» را به فجر مي آورد
دنيا به آخر رسيد
کردان کردان دل من شد اسيرت

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام