
اسدالله امرايي
از سر بازارچه کتاب که يادگاري از دوران رونق کتاب و کتابخواني است و با نام آقاي کاشي چي مترادف است رد مي شدم، ديدم دنيا را به هم ريخته اند. انتشاراتش را وگرنه خودش خيلي وقت است به هم ريخته. چند روز بعد تابلو فتح ظفرنمون طبقه کتاب درسي فروشي ها را ديدم که با رنگ زرد به اهتزاز درآمده. بيست قدم جلوتر هم با دکور پرخرجي از ايران باستان زيرزمين کتاب هاي جيبي به تسخير درآمده بود. کتابفروشي نگاه هم اول تقسيم شد و بعد نيمه تبديل. حالا باز خدا پدرش را بيامرزد که هنوز بخش کتابفروشي اش کتاب مي فروشد و مثل داروک کافه نشده است. راستي دزدي بد است و در همه اديان و مکاتب و جوامع مذموم. مالخري هم جرم سنگيني است و بدتر از آن فروش مال دزدي. اين حکايت را به قول استاد ابوالفضل بيهقي از آن جهت آوردم تا حکايت ديگري ساز کنم.
چه حسي پيدا مي کنيد که برويد و ببينيد کنار خيابان لوازم منزل تان را دزديده اند و به ثمن بخس که نخير به قيمت خونبهاي پدرشان مي فروشند. دستتان هم به هيچ جايي بند نيست. اين حکايت آثار ادبي است که نويسندگان با خون دل نگاشته يا ترجمه کرده اند و در بازار رسمي مجال عرضه شان نيست. مدام زير چشم قانون چاپ و تجديد چاپ مي شود و ديناري از آن به مولف و حتي ناشر اصلي نمي رسد. اگر قانون و قانونگذار اهل مسامحه است با توجه به اينکه کسي با خواندن اين آثار از راه به در نشده و در ميان ادوات آلات جرم مکشوفه از جانيان و مجرمان و ورشکستگان به تقصير از چنين اقلامي مشاهده نشده، لطفاً چشمش را هم بگذارد و اين مسامحه را دست کم درباره آثاري که روزگاري مجوز چاپ داشته، بر صاحبان اثر روا بدارد. ادبيات روسيه از همه نوعش در سراسر جهان تاثير داشته است و دارد، چه کلاسيک هاي قبل از نظام شوروي، ادبيات دوران شوروي و ادبيات پس از دوران شوروي به علاوه بخشي که در دوره شوروي به ادبيات ساميزدات يا ادبيات زيرزميني شهرت داشت.
ادبيات زيرزميني محل مناقشه روشنفکراني بود که سوداي آرمان خواهي داشتند و ارزش هاي ادبي آن را ناديده مي انگاشتند. در ايران حاکميت وقت به دليل جبهه بندي سياسي و گرايش به غرب به آن دامن مي زد و بعد از دوران شوروي جايگاه حاکميت و روشنفکران نسبت به آن نوع ادبيات تغيير کرد. کتاب مرگ و پنگوئن داستان ويکتور داستان نويس جواني است که آثارش را مجلات ادبي نمي پذيرند و يکي از روزنامه ها با او قرارداد مي بندد آگهي ترحيم بنويسد و نکته جالب اينکه افرادي که براي آنها آگهي ترحيم مي نويسد، زنده اند و از افراد مهم و صاحب نفوذ اوکراين هستند. مرگ و پنگوئن را آندري کورکف نوشته و شهريار وقفي پور ترجمه کرده و انتشارات روزنه به چاپ رسانده. ترجمه خوب و روان وقفي پور هم به جذابيت ماجرا افزوده است. «آذر ماه آخر پاييز» يکي از آثار ابراهيم گلستان است که بازتاب نگار منتشر کرده. نمي توان تاثير گلستان را بر ادبيات معاصر ايران ناديده گرفت.مردي براي گرفتن وسايل دوست زنداني سياسي خود از خانواده اش از کافه خارج مي شود. صداي دسته هاي سينه زن از دور شنيده مي شود. مادر زنداني پاکتي آجيل مي دهد که به زنداني برساند. پاکت از کاغذهاي مشق شاگرد مدرسه يي ها درست شده است. آن موقع هنوز از اين کيسه هاي يک بار مصرف خبري نبود. خبر کشته شدن زنداني را از راديو مي شنود. «فرشته ها بوي پرتقال مي دهند» رماني از حسن بني عامري داستان نويس خوب کشورمان است که جايزه کتاب سال نويسندگان و منتقدان مطبوعات را هم برد. کارنامه بني عامري «گنجشک ها بهشت را مي فهمند»، «نفس نکش، بخند، بگو سلام» و «آهسته وحشي مي شوم» را هم دارد. فرشته ها سه داستان بلند است که بني عامري اسم شان را معرکه گذاشته. شماره جديد مجله شوکران هم درآمد. در شوکران اين شماره آثاري از عبدالحسين فرزاد، فرهاد عابديني، مفتون اميني، عزيز ترسه، پوران کاوه، ضياءالدين ترابي، کاميار عابدي، واهه آرمن، نگار تقي زاده و جهانگيرخان هدايت منتشر شده. از چنگيز آيتماتوف که سال هاي جواني خيلي از ما را با جميله و الوداع گل ساري اش رج مي زد هم يادي شده که به تازگي درگذشت و يکي از بخت هاي نوبل بود، گويا. گفت وگو با چنگيز آيتماتوف را رسول يونان ترجمه کرده است. طرح هاي بچه عمران را هم ببينيد، ياشار صلاحي.