شنبه، 20 مهر 1387 - شماره 1791
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
در دومين حضور صحنه يي شجريان در سال جاري رخ داد
معرفي دو ساز جديد

گروه فرهنگي؛ شامگاه پنجشنبه محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز براي دومين بار در سال جاري روي صحنه رفت. اين بار و برخلاف اجراي قبلي اين گروه در تالار بزرگ کشور برنامه از نظم بيشتري برخوردار بود و حداکثر با نيم ساعت تاخير اجرا آغاز شد که اين ميزان تاخير به نسبت روز اول کنسرت قبلي شجريان يک پيشرفت بزرگ محسوب مي شود. اين بار نه خبري از حاشيه پرداخت مبلغ به اداره اماکن بود و نه مسائل مربوط به فروش اينترنتي بليت، اما حاشيه جديدي رقم خورد. مديرکل دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد چند روز پيش از کنسرت اعلام کرد به دليل بروز بعضي از مشکلات در کنسرت همايون شجريان با گروه دستان در تالار کشور تا برطرف شدن اين مشکلات امکان صدور مجوز براي اجرا در اين تالار ممکن نيست. به هرحال باز هم در لحظه آخر مشکلات و حاشيه ها برطرف شد و از شامگاه پنجشنبه شجريان به همراه گروه شهناز اجراي خود را آغاز کرد. برنامه اين اجرا نسبت به اجراي تابستان گروه تغييري به لحاظ قطعات نداشت و تنها بخش اول برنامه کنسرت قبل اين بار در بخش دوم اجرا شد. در آغاز بخش دوم برنامه محمدرضا شجريان اشاره کرد؛ از سازهاي روي صحنه سه ساز از ساخته هاي خود من است. يکي از اين سازها که پيشتر نيز در خبرها به آن اشاره شده بود سازي است با عنوان «صراحي». اين ساز در خانواده سازهاي زهي قرار مي گيرد و در برخورد اول نزديک به ساز کمانچه نشان مي دهد. دومين سازي که شجريان آن را معرفي کرد، سازي تحت عنوان «بم ساز» بود که شکل و شمايل آن يادآور سنتور است. شجريان گفت؛ به علت زمان کم نتوانستيم براي اين ساز نت بنويسيم اما در کنسرت هاي ديگر اين ساز در گروه حضور خواهد داشت. به همين خاطر اين ساز تنها به واسطه تکنوازي «رامين صفايي» معرفي شد. ساز سوم هم همان سنتور بود. شجريان گفت؛ حدود 40 سال است که روي ساز سنتور تحقيق مي کنم. در اين مدت سازهاي زيادي را خراب کرده ام دوباره ساخته ام تا به سنتوري برسم که صداي يکدستي داشته باشد. در اين اجرا «صراحي» نقش پررنگي در گروه داشت. در جاهايي با آن جواب آواز داده شد و در بخش هايي هم با آن دونوازي شد. اين ساز در بخش اول توسط «سينا جهان آبادي» و در بخش دوم توسط «مهرداد ناصحي» نواخته شد. البته معلوم نشد تفاوت حجم صداي ساز در بخش اول با دوم به دليل تفاوت هاي نوازندگان بوده يا صدابرداري برنامه. «بم ساز» هم هرچند مناسب تکنوازي نشان نمي داد اما به نظر مي آمد مي تواند نقش تاثيرگذاري در گروه نوازي هاي موسيقي ايراني ايفا کند. از ديگر تفاوت هاي اين برنامه با برنامه تابستان حضور ساز قانون در ترکيب ارکستر بود که توسط «سحر ابراهيم » نواخته شد. در برنامه تابستان مژگان شجريان تنها در روزهاي آخر به تکنوازي پرداخت اما در اينجا از همان روز نخست و در بخش اول برنامه شاهد تکنوازي او بوديم. همچنين او در جاهايي به همراه مهرداد ناصحي به عنوان همخوان شجريان را همراهي کردند که البته اين همراهي نقش پررنگي در برنامه نداشت و نمي توان آن را با همراهي هاي همايون شجريان با پدر مقايسه کرد. دو تصنيف «باد صبا» از ساخته هاي حسام السلطنه مراد با تنظيم مجيد درخشاني و «رندان مست» ساخته مجيد درخشاني که در بخش دوم برنامه اجرا شد با استقبال بيشتري از سوي مخاطبان روبه رو شد و در اظهارنظرهاي شفاهي بعد از کنسرت اسم اين دو قطعه بيشتر شنيده مي شد. از ديگر بخش هاي ويژه اين اجرا مي توان به دونوازي «صراحي» و «قيچک باس» اشاره کرد که توسط «مهرداد ناصحي» و «حامد افشاري» اجرا شد. اتفاقاً تنها اشکال صدابرداري اجرا در همين بخش اتفاق افتاد. ناگهان صداي «صراحي» به صوتي ناهنجار تبديل شد و چهره شجريان درهم رفت و براي لحظاتي صورت خود را با دستانش پوشاند. اين بار هم بعد از پايان برنامه فرياد «مرغ سحر» از سوي مخاطبان بلند شد و آنچنان که پيش بيني مي شد، شجريان اين ساخته «ملک الشعراي بهار» و «مرتضي ني داود» را که حالا بيشتر با نام او شناخته مي شود به عنوان قطعه درخواستي اجرا کرد.




درباره ساز جديد «صراحي»

محمدرضا شجريان

سال هاي زيادي بود که جاي خالي سازهاي آرشه يي بم خوان را که رنگ صدايشان در رديف سازهاي ايراني باشد، در ارکسترها و گروه هاي ايراني حس مي کردم؛ بر آن شدم تا با شناسايي و تحقيق روي اين گونه سازها، سازي بسازم که از خانواده کمانچه و قژک بوده و امکانات سازهاي خانواده ويولن را از نظر نوازندگي و وسعت صدا داشته باشد.در شهريور امسال بعد از طراحي اين ساز، شکل آن شبيه صراحي شد. نام «صراحي» بر آن گذاشتم. اولين تجربه ساخته شده آن که اندازه آلتو آن است و سيم «آلتو» بر آن مي افتد، صدايش نزديک به سازهاي خراسان است.صراحي مانند خانواده ويولن مي تواند هشت اندازه متفاوت داشته باشد. فعلاً بيشترين نياز ما چهار اندازه سوپرانو، آلتو، باس و کنترباس آن است که هر چهار نوع آن طراحي شده است.ويژگي ارزنده يي که اين خانواده ويولن خواهد داشت، امکان تعويض صفحه آن است که باعث تغيير در رنگ صوتي اين ساز مي شود؛ اين صفحه که حکم تارهاي صوتي ساز را دارد، پوستي و گاه پوست همراه با چوب بوده که روي جامي چوبي تعبيه شده و در مدت دودقيقه قابل تعويض است.اين سازها را نوازندگان کمانچه، قژک، ويولن، ويولنسل و کنترباس به راحتي مي توانند بنوازند.در کنسرت هاي اين دوره در بخش «شور» آقاي سينا جهان آبادي و در برنامه «همايون» آقاي مهرداد ناصحي با صراحي آلتو گروه شهناز را همراهي خواهند کرد.اميد است خانواده اين ساز بتواند نظر نوازندگان مشکل پسند و شنوندگان را به خود جلب کرده و در بين ديگر سازهاي شناخته شده جاي شايسته يي براي خود به دست آورد.




در جلسه بررسي روند برگزاري دهمين دوره تصويب شد

اصلاح آيين نامه جشن خانه سينما

گروه فرهنگي؛ هيات مديره خانه سينما با حضور نمايندگاني از صنوف مختلف و نيز دبير دوازدهمين جشن سينماي ايران، روند و نحوه برگزاري اين دوره جشن خانه سينما را مورد بررسي قرار داد. در اين نشست مقرر شد با تشکيل کميته يي هفت نفره مقررات آيين نامه جشن سينما مورد بازنگري و اصلاح قرار گيرد. در ابتداي اين گردهمايي فرهاد توحيدي نايب رئيس هيات مديره خانه سينما و رئيس کانون فيلمنامه نويسان سينماي ايران که مديريت و اجراي اين جلسه را به عهده داشت، اظهار کرد؛ از امسال قرار است کميته منتخبي، نارسايي هاي آيين نامه اين رويداد بزرگ را بررسي و اصلاحات مورد نياز را اعمال کند. محمدمهدي عسگرپور رئيس هيات مديره و مديرعامل خانه سينما نيز با اشاره به تنگناهاي زماني هيات مديره جديد در برگزاري جشن دوازدهم، از پاره يي اظهارنظرهاي غيرکارشناسانه در مورد اين جشن گلايه کرد و اشراف و انجام تحقيقات بيشتري را از سوي نظردهندگان در خصوص چگونگي حضور فيلم ها در داوري اين جشن خواستار شد. وي با اشاره به زحمات طاقت فرسا و تلاش شبانه روزي امين تارخ در برگزاري هر چه مطلوب تر جشن خانه سينما از اختصاص تمامي اوقات شخصي و حرفه يي ايشان به برگزاري جشن قدرداني و لوح تقدير هيات مديره را به نمايندگي از جامعه اصناف سينماي ايران به امين تارخ اهدا کرد. سپس امين تارخ دبير دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران و سخنگوي هيات مديره خانه سينما با اشاره به نواقص و نارسايي هاي آيين نامه جشن، يادآور شد در زمان پذيرفتن اين مسووليت اشرافي به آيين نامه تدوين شده پيشين نداشته و صرفاً به دليل محدوديت زمان ناگزير به اجراي همان آيين نامه شده است و حين برگزاري به تدريج به نقايص آن پي برده است. تارخ مصراً از هيات مديره و مديرعامل خانه سينما خواست بلافاصله بعد از برگزاري جشن با تشکيل کميته يي نسبت به بازنگري و اصلاح آيين نامه اقدام کنند. وي افزود؛ ما پنج مراسم مستقل از يکديگر تحت عناوين جشن فيلم کوتاه، جشن فيلم مستند، جشن فيلم انيميشن، مراسم بزرگداشت ها و نهايتاً جشن فيلم هاي سينمايي برگزار کرديم و اينکه صرفاً نگاه ها به مراسم اختتاميه جشن فيلم هاي بلند سينمايي معطوف باشد، نگاه کاملي نيست چون همه اين جشن ها علاوه بر استقلال شان هر يک جشن هاي بزرگي بودند که مجموعه جشن سينماي ايران را شامل مي شدند و هر کدام هيات هاي انتخاب و داوري مستقل خود را داشتند و شايد براي نخستين بار بود که اين هيات هاي انتخاب و داوري با تعامل کامل و همکاري صنوف مربوطه برگزيده شدند. تارخ اضافه کرد؛ برگزاري دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران دو دستاورد بزرگ را نيز در کنار همه محسنات به همراه داشت. اول اينکه به رغم همه شائبه ها و حاشيه هاي پيرامون جشن هاي گذشته خانه سينما، استقلال آرا به طور کامل رعايت و تنديس ها به برگزيدگان قطعي داوران اهدا شد و هيچ گونه دخل و تصرفي در آرا و فيلم هاي منتخب صورت نگرفت. دوم تشکيل همين جلسه براي انتخاب اعضاي کميته بررسي و اصلاح آيين نامه جشن سينماي ايران است که اقدام مثبتي در پاسخ به تمامي درخواست ها و اعتراضات اعضاي محترم داوري و صنوف براي اصلاح آيين نامه جشن محسوب مي شود، به همين خاطر به طور قطع و يقين مي توان اذعان داشت دوازدهمين جشن سينماي ايران يکي از سربلند ترين جشن هاي خانه سينما است.وي در خصوص پاره يي از انتقادهاي صورت گرفته در مورد بي نظمي ايجاد شده در برگزاري جشن گفت حضور غيرقابل پيش بيني بيش از چهارهزار علاقه مند علاوه بر دعوت شدگان رسمي جشن، وضعيت غافلگيرانه يي را براي ما رقم زد و ما به ناچار بدون هيچ گونه شدت عملي و صرفاً به خاطر احترام به دوستداران سينماي کشورمان، ناگزير به پذيرفتن آنان شديم.در خاتمه اين مراسم، پس از راي گيري کتبي، هفت نفر عضو کميته بررسي و اصلاح آيين نامه جشن سينماي ايران، به ترتيب آرا و به شرح زير انتخاب شدند؛ 1- تورج منصوري 2- حسن حسن دوست 3- ابوالحسن داوودي 4- عبدالله اسکندري 5- احمد اميني 6- کتايون شهابي 7- نظام الدين کيايي.






آسيب دوباره به مجموعه تئاتر شهر

گروه فرهنگي؛ تالار قشقايي مجموعه تئاتر شهر براي بار دوم دچار مشکل شد.قشقايي که پيش از اين يک بار در آذرماه سال 1384 يکي از ديوارهايش فرو ريخته بود، روز چهارشنبه بار ديگر دچار آسيب شد و سقف آن شکاف برداشت. اين شکاف در محوطه خارجي تئاتر شهر قابل رويت است و کاملاً نشان مي دهد که کل مجموعه تئاتر شهر در خطر است.تئاتر شهر به واسطه ساخت و سازهاي پشت اين مجموعه از چند سال پيش مورد تهديد است و اهالي تئاتر هم نگران اين مساله بودند اما ظاهراً اين ماجرا يک آبادي و يک ويراني بيشتر ندارد و اگر ماجرا اين گونه ادامه پيدا کند ويران ماجرا مجموعه تئاتر شهر است.اين در حالي است که تعداد سالن هاي نمايش در کل ايران تعداد محدودي است و تعداد سالن هاي نسبتاً استاندارد هم از همين کمي که هست کمترند. و از همين تعداد هم اگر حتي يکي کم شود اتفاق جبران ناپذيري است، چرا که رويکرد به تئاتر و سالن هاي نمايش کاملاً آشکار است.اين اتفاق در حالي رخ داده که اهالي تئاتر بارها خطر تخريب اين مجموعه را متذکر شده بودند و به اين اعتراض ها و تذکرات هيچ ترتيب اثري داده نشده بود و ديوار مجموعه تئاتر شهر مجدداً شکاف برداشته و دچار آسيب شده است.درباره اين اتفاق علي اکبر تشکري نيا کارفرماي «پروژه عمراني» مجتمع وليعصر (عج) ديروز به ايسنا گفت؛ ترک خوردن سقف تالار «قشقايي» ارتباطي به پروژه عمراني «مجتمع وليعصر» (عج) ندارد. اگر قرار بود اتفاقي براي تالارهاي مجموعه تئاتر شهر به دليل عمق گودبرداري هاي اين پروژه بيفتد، اين اتفاق بايد همان روزهاي اول گودبرداري مي افتاد، نه الان که پروژه مستحکم سازي شده است.





رقابت «نيلوفر» و «سه زن» در جشنواره موسسه فيلم امريکا

فيلم سينمايي «نيلوفر» که ايران از تهيه کنندگان آن است و «سه زن» منيژه حکمت در بخش مسابقه داستاني بيست و دومين جشنواره موسسه فيلم امريکا حضور دارند و «اسب دوپا» سميرا مخملباف نيز در بخش سينماي جهان پخش مي شود. امسال در مجموع 100 فيلم بلند و 48 فيلم کوتاه از 38 کشور در جشنواره موسسه فيلم امريکا (AFI) پخش مي شود و«سه زن» حکمت و «نيلوفر» به کارگرداني سابين ژمايل توليد مشترک ايران، فرانسه و لبنان در بخش مسابقه داستاني جشنواره به نمايش درمي آيد. برنامه هاي اين جشنواره در عين حال شامل تقدير از دني بويل فيلمساز بريتانيايي و تيلدا سوئينتن است. «ميليونر اسلامداگ» فيلم جديد بويل در جشنواره AFI امسال پخش مي شود و او پيش از نمايش اين فيلم مورد تقدير قرار مي گيرد. بخش تقدير از سوئينتن نيز شامل نمايش بخش هايي از فيلم هاي او و جلسه پرسش و پاسخ با اين بازيگر بريتانيايي است.«کشتي گير» دارن آرنوفسکي و «چه» استيون سودربرگ نيز اولين بار در غرب امريکا در AFI پخش مي شود. از فيلم هاي بخش نمايش هاي ويژه مي توان به «آدم احيا شده» پل شريدر و“ اشاره کرد. «آشيل و لاک پشت» تاکشي کيتانو، «کلاس» لورن کانته، «لحظه هاي جاوداني» يان تروئل، «گومورا» ماتيو گارونه، «گرسنگي» استيو مک کوئين، «اïهورتن» بنت همر و «انتقام» گتس اشپيلمان از فيلم هاي بخش سينماي جهان هستند. بيست و دومين جشنواره موسسه فيلم امريکا از 30 اکتبر (نهم آبان) با فيلم «تکنواز» با بازي رابرت داوني جونيور و جمي فاکس آغاز مي شود و 9 نوامبر (19 آبان) با «مقاومت» ادوارد زوئيک با بازي دانيل کريگ به پايان مي رسد.





ملاقات با لوکلزيو نيکي کريمي

به عنوان يک سينماگر، حضورم در کن، واسطه يي شد تا با دو چهره بزرگ ادبي معاصر ملاقات کنم. اولي اورهان پاموک بود که سال قبل برنده نوبل ادبي شده بود و ديگري ژان ماري لوکلزيو که برنده نوبل ادبي 2008 شد. با لوکلزيو در بخش داوري سينه فونداسيون جشنواره کن همکار بودم. 5 نفر بوديم که در طول جشنواره فيلم هاي اين بخش را داوري مي کرديم. لوکلزيو تجسم آن چيزي بود که از يک روشنفکر قديمي در ذهن داريم. مردي به شدت منظم که هنوز در پيروي از سنتي منقرض شده صبح زود و سر يک ساعت معين از خواب پا مي شد و در برنامه يي مدون به فعاليت هاي روزمره اش به عنوان يک داور مي پرداخت. او ساکت، آرام و دقيق بود. به ندرت اظهارنظرهاي غيرتخصصي مي کرد و وظيفه خود را با وسواسي حيرت انگيز انجام مي داد. اما سويه هنرمندانه اش در لحظات ديگري بروز مي کرد. واکنش هاي کودکانه يي در برابر برخي صحنه هاي فيلم ها انجام مي داد که نوعي برانگيختگي ناگهاني قريحه هنرمندانه اش بود. نکته چشمگير در رفتار او خجالتي بودنش بود که نظر هر مخاطبي را به خود جلب مي کرد. به عنوان داور، تواضع فوق العاده يي داشت. هميشه آخر از همه صحبت مي کرد و واقع بينانه مي گفت ارزيابي او از فيلم ها تنها از وجه ادبي و خط داستاني است. اما شايد به خاطر مهارت و تخصص اش به عنوان يک نويسنده فيلم هايي را که خط داستاني شاخصي داشتند نمي پسنديد و بيشتر با فيلم هاي ضدقصه ارتباط برقرار مي کرد. او نقاط ضعفي را در خطوط داستاني و شخصيت پردازي ها کشف مي کرد که شايد از نگاه ما دور مي ماند. وقتي به او گفتم يکي دو کتابش در ايران ترجمه شده، شگفت زده شد. دوست داشت نظر من را درباره کتاب هايش بداند اما متاسفانه آن موقع هيچ کتابي از او نخوانده بودم. نشاني ام را گرفت و بعدها يکي از کتاب هايش را برايم فرستاد. نام لوکلزيو هفته پيش در گمانه زني هاي ابتدايي نوبل ادبي بر سر زبان ها بود اما اعلام او به عنوان برنده نوبل يک غافلگيري لذتبخش بود. مثل شنيدن يک خبر خوش از دوستي ارزشمند.
اول شايعه، بعداً جايزه
اسدالله امرايي

ژان ماري گوستاو لوکلزيو سرانجام بخت آن را يافت تا در يک 9 يازده ديگر، 9 اکتبر ساعت يازده به وقت گرينويچ در ميان برندگان نوبل ادبيات ثبت شود و نوبل ادبيات 2008 را نصيب فرانسه کند. انتخابي که خيلي ها را شگفت زده کرد. آنقدر که سارکوزي را هم وادار کرد تا در پيامي، اعطاي نوبل ادبيات به لوکلزيو را موجب افتخار فرانسه، زبان فرانسوي و همه کشورهاي فرانسوي زبان بداند. گاهي اين رئيس جمهورها هم بامزه مي شوند. ظاهراً اعضاي آکادمي نوبل از اينکه مدتي بود فرانسوي ها با آن سابقه ادبي خوب از قافله نوبل ادبيات عقب مانده بودند، چندان راضي به نظر نمي رسيدند و قصد جبران مافات داشتند. نويسندگان فرانسوي از سال 1985 تاکنون موفق به کسب نوبل ادبيات نشده بودند. البته تا به امروز اولين و آخرين شان فرانسوي بوده اند. ژان ماري گوستاو لوکلزيو چهل سال است مي نويسد و در ميان خوانندگان ادبيات امروز جهان در کشورمان ناشناخته نيست. خانم آزيتا همپارتيان، بيابان او را ترجمه کرده که ناشر آن کاروان است. رمان آفريقايي را آناهيتا تدين ترجمه و نشر روزگار منتشر کرده. موندو هم با ترجمه الميرا دادور در انتشارات مرواريد به چاپ رسيده. کتاب ماهي طلا را هم فرزانه شهفر ترجمه کرده که نشر افق منتشر مي کند. احتمالاً حالا که بخت لوکلزيو باز شده، اين فهرست طولاني تر خواهد شد. نکته جالب اين است که هر چهار مترجم لوکلزيو خانم هستند.

واقعيت اين است که لوکلزيو زماني نوبل برده است که نويسندگاني قدرتر سر به طاق آسمان ادبيات دارند. ماريو بارگاس يوسا هنوز مي نويسد و کارلوس فوئنتس از نفس نيفتاده. اگر قرار است به فرانسه نويس ها بدهند طاهر بن جلون هنوز نمرده.درست است که او مغربي تبار است، اما هم در فرانسه سکونت دارد و هم شهروند آن کشور است. گابريل گارسيا مارکز روزگاري در مقاله يي به عنوان بزرگاني که بزرگ نبودند در مجله گرانما کوبا اشاره يي به کج سليقگي هاي آکادمي نوبل داشت. خيلي از کساني که نوبل ادبيات را بردند، ميان کتابخوان هاي امروز جهان جايي ندارند. اولين نوبل ادبيات را به رنه فرانسوا آرمان سالي پرودوم دادند و در آن زمان استاد لئو تولستوي زنده بود. سالي پرودوم کجاست و لئو تولستوي کجا؟ژان پل سارتر هم که حاضر نبود زير بار امپرياليسم برود، اعلان کرد که جايزه نوبل را تحريم مي کند. به نامش ثبت شد اما نگرفت. روژه مارتن دوگار خالق خانواده تيبو، آندره ژيد نويسنده سکه سازان و کلود سيمون خالق جاده فلاندر. در اين مجال اندک نه قصد دارم انتخاب داوران آکادمي نوبل را نقد کنم که خود را مطلقاً در چنين حد و اندازه هايي نمي بينم و نيستم و نه مي خواهم ارزش هاي ادبي لوکلزيو را ناديده بگيرم. اما اين نوع نگاه سهميه بندي و حالا سگ خورد نوعي کج سليقگي است. بي ترديد خيلي از آثار نويسندگان مطرح امروزمان سر و گردني بالاتر از نوبل هستند. اين ماجراي محرمانه بودن نام نامزدها هم باز از آن اطلاعات کمي تا قسمتي شوخي است. قبول که هيات داوران جايزه ادبي نوبل نام نامزدها را مخفي نگه مي دارد اما در قالب شايعه و رازهاي درگوشي ادبي به جهان راه مي يابد. کافي است يکي از داوران اشاره يي به ناکارآمدي يکي بکند. مخفي کاري آن هم دوران شفافيت اطلاع رساني و عصر انفجار اطلاعات شوخي هم نيست. نمونه اش صحبت هاي دبير کميته نوبل بود که به ادبيات امريکا گير داد، خوب معلوم شد امريکايي ها حذف مي شوند. اگر بنا به نوبتي بودن باشد به هر حال بايد نوبت به ما هم برسد. انصافاً بعضي از آثار نويسندگان دست کمي از ادبيات لوکلزيو ندارد که هيچ خيلي هم سرتر است. نمونه اش آثار دولت آبادي يا جمال ميرصادقي و رضا براهني. در ميان نويسندگان امريکايي جويس کرول اوتس را نبايد از ياد ببريم، ادگار لارنس دکتروف، جرومي ديويد سلينجر که کم کار است و گزيده کار. فيليپ راث را هم نبايد فراموش کرد هرچند کم کار است. به هر حال انتخابي است که صورت گرفته و بايد منتظر بازخوردهاي آن باشيم. البته انصاف هم بايد داد که برخي انتخاب هاي آکادمي نوبل بي بديل بوده. ميگوئل آنخل آستورياس ، اکتاويو پاز، پابلو نرودا، ژوزه ساراماگو. ژان ماري گوستاو لوکلزيو عمده شهرتش به خاطر رمان «بيابان» است. نگاهش نگاهي انساني است که گاهي تا حد و مرزهاي رمانتيسيسم آب بسته پيش مي رود. به گمان من حتي پاتريک موديانو هم سر و گردني بالاتر از او مي ايستد. هرتا مولر نويسنده رومانيايي الاصل فقط سرزمين گوجه هاي سبز را نوشته باشد به نظرم کفايت مي کند که نوبل ادبيات را ببرد.
شرق؛ دور و نزديک
مهدي کرم پور

1- اريک فروم روانشناس سرشناس معاصر، زماني با تني از همکارانش براي يافتن حقيقت «ذن» راهي شرق دور مي شوند تا در برابر بزرگ ترين استاد زمانه اين حرفه از «ذن» بپرسند. استاد به ريختن چاي در فنجاني مشغول مي شود و جوابي نمي دهد، آنقدر ادامه مي دهد تا از پيمانه سر ريز مي شود و به نعلبکي مي ريزد. «ذن چيست؟» فروم دو بار پرسشش را تکرار مي کند و جوابي نمي گيرد. حال چاي از نعلبکي نيز سرريز و به سيني مي ريزد. استاد سري بالا مي کند و مي گويد جواب پرسش را داده است. همکار فروم که معتقد است اين يک کلاهبرداري شرقي است به او مي گويد اين کار در شرق بسيار رواج دارد و آنها را تشويق به تلف نکردن اوقات مي کند. فروم مستاصل نگاهي به استاد مي کند و استاد ذن مي گويد؛ «شما پيمانه تان مانند اين فنجان پر شده است، برويد و با پيمانه خالي بياييد تا برايتان از ذن بگويم.» در مکالمه هايمان خيلي وقت ها، مادام مدت به ظاهر شنيدن طرف مقابل، جواب را آماده کرده ايم و تنها در انتظار پايان مجال حرف هايش هستيم. شايد اگر بدون ذهنيت گوش دهيم، مسائل في ما بين مان حل شود و جواب ما هم منتفي. اين نکته، اينجا، هميشه، يک ابتلاي جمعي است.

2- هفته گذشته نبودم. خيلي وقت ها دلم مي خواهد نباشم. دوستي دارم که عقيده عجيبي راجع به من دارد. او معتقد است از مالکيت متنفرم و همواره تا آستانه مي روم اما تا تملک هيچ، نه، شايد او علت سفرهاي کولي وار مرا با کوله کوچک و در هر مجالي را يافته است... به هر حال نبودم. اين بار سير آفاق شرق نزديک بود و باکو با عکس هاي بزرگ و مجسمه هاي متعدد الهام علي اف در حاشيه خزر، و سه روز جشن بزرگ فطر در دمشق و بيروت و طرابلس. در اولي باز هم عکس هاي عظيم بشار اسد بود و البته بقاع متبرکه و در ادامه موطن نخستين آلفابت فنيقي و بوي گذر محمود درويش و نزار قباني و جبران خليل جبران. بيروت زيبا حال و هواي ديگري داشت. عروس مديترانه، با زيباترين لاجوردي حاشيه اش، زماني سرزمين و شهري امن بود که سبز زيتون و نماد سدرش شهره رشک برانگيز جهاني مي نمود. کوتاه زماني پيشتر مامن اصلي دلارهاي نفتي حاشيه خليج فارس و اعراب نشسته بر ثروت نفتي بود، با آن سيستم بانکداري پيشرفته و آب و هواي استثنايي که هوش از سر باديه نشينان ثروت هاي بادآورده بر سر خانه هاي ييلاقي و پيست هاي اسکي و سواحل زيبايش مي برد. و حالا ترکش هاي جنگ سوداي ساکنان پاريس خاورميانه را رهسپار بهشت پوشالي ماکت هاي بي اصل و پشت امارات و اميرنشين دوبي کرده است. اما دموکراسي پايدار لبنان، مسيحي و مسلمان سني و شيعه را کنار يکديگر به وفاق و آرامش نشانده و با درايت و نرمش حسن نصرالله حالا هواداران از هر قشر اين کشور را زير درفش محبوبيت حزب الله گرد آورده است. امروز عکس هاي کوچک و بزرگ او را نه دولت بلکه مردم بر تي شرت ها و پلاکاردهايشان مزين مي کنند. چرا که حافظ تماميت تحقيرشده ملتي است که در مجاورت آب (که دعواي ازلي و ابدي انسان است) و کنار دست تحولات و ناآرامي هاي خاورميانه واقع شده و محل اصلي بسياري از مناقشات است. عيدفطر، آتش بازي بود و جشن و عروسي هاي مکرر. بيروت اين روزها آرام است، اما لبنان هنوز با روزهاي اوج در فاصله.

3- يازده سال پيش وقتي در پنجاهمين سالگرد مقاومت مستندي مي ساختم از ژنوسيد و نسل کشي بي رحمانه در اردوگاه صبرا و شتيلا، شاعري را شناختم که موجبش دکتر قطب الدين صادقي بود و خيلي زود فهميدم که چقدر دير بوده است. او را فراتر از نرودا و لورکا يافتم. محمود درويش شاعر سرزمين زيتون هاي سوخته که امسال چشم از جهان فروبست و دوست و دشمن را در بودنش به ستايش و در فقدانش به تاسف نشاند؛ شاعر آواره يي که کيلومتر ها دور از موطنش با زخم هاي بي شمار زندان و تبعيد نمي دانست چرا هرگاه به سمت روياهايش مي رود، خنجرها بر او پيشي مي گيرند زماني چنين سروده بود؛ «آهاي با توام / بيا / بيا بيرون / هر کجا هستي بيا بيرون / ما بايد دور درختي جمع شويم / که هنوز حتي / آن را نکاشته ايم». يادش سبز، شهر بي شاعر از شهر زير جنگ و آوار تنهاتر است. info@mehdikarampour.com
عناوين اين صفحه
معرفي دو ساز جديد
اول شايعه، بعداً جايزه
شرق؛ دور و نزديک
پيشنهادها
چهره ها
بهرام رادان؛ از تهيه کنندگي تا بازي در «راه آبي ابريشم»

پيشنهادها
? بزرگداشت حافظ در تهران؛ امروز ساعت 45/17 مراسم بزرگداشت حافظ همزمان با روز بزرگداشت اين شاعر با عنوان «در آستان پير مغان» با سخنراني اصغر دادبه و شعرخواني جمعي از شاعران جوان در فرهنگسراي دختران برگزار خواهد شد. اجراي موسيقي سنتي و تفال به ديوان حافظ نيز از ديگر برنامه هاي اين مراسم است. فرهنگسراي دختران در بلوار فردوس، پس از چهارراه مخابرات واقع شده است.

? تجليل از بهاءالدين خرمشاهي؛ امروز ساعت 30/15 بهاءالدين خرمشاهي محقق، پژوهشگر و حافظ شناس همزمان با روز بزرگداشت حافظ در مراسمي در خانه شهرياران جوان مورد تجليل قرار مي گيرد. اين مراسم در مرکز همايش هاي رازي در تقاطع اتوبان شيخ فضل الله نوري و شهيد چمران، جنب بيمارستان ميلاد برگزار مي شود.


چهره ها
? انتشار «يه شاخه نيلوفر» محسن چاوشي؛ نخستين آلبوم رسمي «محسن چاووشي» با نام «يه شاخه نيلوفر» روز شنبه 20 مهرماه وارد بازار موسيقي ايران مي شود. به گزارش فارس، آلبوم «يه شاخه نيلوفر» پس از دو سال دوري «محسن چاوشي» از حاشيه هاي ناخواسته، مجوزدار شد. اين آلبوم از 12 قطعه جديد تشکيل شده است.

? «کريستين بل» در پروژه «پسرفضايي»؛ «کريستين بل» و «مت لوکاس» نيز به فهرست صداپيشگان پروژه سينمايي «پسر فضايي» اضافه شدند. به گزارش ايسنا، اين فيلم انيميشن توسط شرکت فيلمسازي «سي جي» و باحضور بازيگراني چون «نيکلاس کيج»، «ناتان لان» و «ايوگن لوي» درحال تهيه است. در انيميشن سه بعدي پسر فضايي «فردي هايور» در نقش اصلي و در قالب يکي از محبوب ترين و قديمي ترين شخصيت هاي «مانگا» و انيميشن ژاپن است.


بهرام رادان؛ از تهيه کنندگي تا بازي در «راه آبي ابريشم»
بهرام رادان ضمن تاييد خبر فعاليت در عرصه تهيه و توليد فيلم هاي متفاوت در سينماي ايران، قرارداد بازي در پروژه «راه آبي ابريشم» به مدت 7 ماه را منعقد کرده است. به گزارش فارس، عليرضا باذل مدير برنامه هاي اين بازيگر در اين باره گفت؛ بهرام رادان قصد دارد در کنار تجربه هاي سينمايي خويش، در عرصه تهيه و توليد نيز زمينه هاي متفاوتي را تجربه کند و با ارتباطات متفاوتي که دارد، سعي خواهد کرد در توليد آثار متفاوتي در سينماي ايران نقش داشته باشد. وي گفت؛ هنوز پروژه موردنظر انتخاب نشده و هيچ کدام از نام هايي که پس از انتشار خبر به صورت شايعه رواج پيدا کرده (از جمله فيلمي به نام «رخ ديوانه»)، صحيح نبوده اند و اطلاعات صحيح و کامل، به محض انتخاب فيلمنامه و مشخص شدن پروژه موردنظر، در اختيار رسانه ها قرار خواهد گرفت. او ادامه داد؛ پس از اخباري که قبل از عقد قرارداد در رسانه ها درج شده بود، قرارداد بازي بهرام رادان در «راه آبي ابريشم» فيلم جديد محمد بزرگ نيا قطعي شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام